سعید با تعجب گفت: من هم همینطور... و بقیه هم همین را گفتند.
@atash_be_ekhtyar_71
۱۰:۴۶
۱۷:۰۱
همکار گرامی جناب آقای فضلی
کوچ پدر به دیار باقی غم انگیزترین کوچ است
او که می رود انگار تمام شهر خالی می شود
در گذشت پدر عزیزتان را به شما وخانواده محترمتان تسلیت عرض میکنیم. بسیج مرکز وکلا وکارشناسان رسمی ومشاوران خانواده قوه قضاییه
کوچ پدر به دیار باقی غم انگیزترین کوچ است
او که می رود انگار تمام شهر خالی می شود
در گذشت پدر عزیزتان را به شما وخانواده محترمتان تسلیت عرض میکنیم. بسیج مرکز وکلا وکارشناسان رسمی ومشاوران خانواده قوه قضاییه
۱۹:۰۶
همکار محترم جناب آقای احمدی مشیت الهی بـر ایـن شد کـه بهار خوش و خرم زندگی را خـزانـی غم زده بـه انتظار بنشیندو این مشخص ترین تفسیر فلسفـه جهان خلقت است در فـراخـنای بـی کران هـستی و یـگانه راز جـاودانگی اوسـت.فوت غم انگیز مادر زن عزیزتان را به حضرتعالی، همسر محترم و بازماندگان آن مرحوم تسلیت عرض می نمایم.برایشان از درگاه حق تعالی آمرزش و برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانیم. بسیج مرکزوکلا وکارشناسان رسمی ومشاوران خانواده قوه قضائیه
۱۸:۱۲
@atash_be_ekhtyar_71
۹:۴۸
علامه میرجهانی:
درعالم رویا حضرت زهرا س را دیدم، خدمت ایشان عرض کردم: احوال شما چطور است؟بانوی دو جهان در جواب با یک بیت شعر فرمودند:دلی شکسته تر از من، در آن زمانه نبوددر این زمان دل فرزند من شکستهتر است
#یا_مهدی
@atash_be_ekhtyar_71
درعالم رویا حضرت زهرا س را دیدم، خدمت ایشان عرض کردم: احوال شما چطور است؟بانوی دو جهان در جواب با یک بیت شعر فرمودند:دلی شکسته تر از من، در آن زمانه نبوددر این زمان دل فرزند من شکستهتر است
#یا_مهدی
@atash_be_ekhtyar_71
۹:۴۸
#آخرین_وصیتنامه_یک_ناشنوا "
"
شهرستان «خرم بید» در 180 کیلومتری شمالِ شیراز قرار دارد و روستایی موسوم به «شهید آباد» از توابع این شهرستان می باشد. جوانی ناشنوا به نام «عبدالمطلب اکبری» زمانی در این روستا زندگی می کرد. می گویند این بنده خدا زمان جنگ مکانیک بود .ایشان پسر عمویی داشت به نام غلامرضا اکبری . می گویند غلامرضا که شهید شد، عبدالمطلب با تعدادی از همرزمان شهید به زیارت گلزار شهدا رفت و سر قبرپسرعمویش نشست ، بعد با زبون کرولالی خودش سعی کرد چیزی را حالی رفقایش کند .رفقا گفتند: چی می گی بابا ؟! مثل همیشه ، زیاد محلش نذاشتند. عبدالمطلب اما اصرار داشت که منظورش را به بچه ها بفهماند. اما چون فهمیدن اشاره ها و سر و صداهای عبدالمطلب سخت بود ، بچه ها زیاد جدی نگرفتند. آخرش دید نمی فهمند ، بغل دست قبرِ غلامرضا ، روی خاک با انگشتش یه دونه چارچوب قبر کشید و رویش نوشت : شهید عبدالمطلب اکبری .بعد به ما نگاه کرد گفت و با همان زبان گنگش گفت : نگاه کنید!رفقا خندیدند، گفتند آره بابا ! نگهش داشتن واسه تو و... از این دست شوخی ها. واقعا کسی جدی اش نگرفت. می گویند ، عبدالمطلب که دید همه دارند می خندند، مثل همیشه ساکت شد و رفت توی لاک خودش. سرش را انداخت پائین . نگاهی به نوشته های خاکی اش انداخت و با دست پاکشان کرد.می گویند، عبدالمطلب ، فردای همان روز رفت به جبهه. حدود ده روز بعد هم جنازه اش برگشت. رفقا ، هیچ کدام در حال و هوایی نبودند که ده روز قبل را به خاطر بیاورند ، اما بعد از پایان مراسم خاکسپاری ، یواش یواش یادشان آمد. عبدالمطلب را درست همان جایی دفن کرده بودند که ده روز پیش با انگشت نشان داده بود.
@atash_be_ekhtyar_71
شهرستان «خرم بید» در 180 کیلومتری شمالِ شیراز قرار دارد و روستایی موسوم به «شهید آباد» از توابع این شهرستان می باشد. جوانی ناشنوا به نام «عبدالمطلب اکبری» زمانی در این روستا زندگی می کرد. می گویند این بنده خدا زمان جنگ مکانیک بود .ایشان پسر عمویی داشت به نام غلامرضا اکبری . می گویند غلامرضا که شهید شد، عبدالمطلب با تعدادی از همرزمان شهید به زیارت گلزار شهدا رفت و سر قبرپسرعمویش نشست ، بعد با زبون کرولالی خودش سعی کرد چیزی را حالی رفقایش کند .رفقا گفتند: چی می گی بابا ؟! مثل همیشه ، زیاد محلش نذاشتند. عبدالمطلب اما اصرار داشت که منظورش را به بچه ها بفهماند. اما چون فهمیدن اشاره ها و سر و صداهای عبدالمطلب سخت بود ، بچه ها زیاد جدی نگرفتند. آخرش دید نمی فهمند ، بغل دست قبرِ غلامرضا ، روی خاک با انگشتش یه دونه چارچوب قبر کشید و رویش نوشت : شهید عبدالمطلب اکبری .بعد به ما نگاه کرد گفت و با همان زبان گنگش گفت : نگاه کنید!رفقا خندیدند، گفتند آره بابا ! نگهش داشتن واسه تو و... از این دست شوخی ها. واقعا کسی جدی اش نگرفت. می گویند ، عبدالمطلب که دید همه دارند می خندند، مثل همیشه ساکت شد و رفت توی لاک خودش. سرش را انداخت پائین . نگاهی به نوشته های خاکی اش انداخت و با دست پاکشان کرد.می گویند، عبدالمطلب ، فردای همان روز رفت به جبهه. حدود ده روز بعد هم جنازه اش برگشت. رفقا ، هیچ کدام در حال و هوایی نبودند که ده روز قبل را به خاطر بیاورند ، اما بعد از پایان مراسم خاکسپاری ، یواش یواش یادشان آمد. عبدالمطلب را درست همان جایی دفن کرده بودند که ده روز پیش با انگشت نشان داده بود.
@atash_be_ekhtyar_71
۹:۴۸
بازارسال شده از متسا | مرجع ترویج سواد امنیتی
وقتی جارو رباتیک جاسوسی میکند؛ ارسال مخفیانه نقشه سهبعدی خانه به شرکت سازندههارشانکار نارایانان، مهندس کامپیوتر، پس از بررسی ترافیک شبکه جارو رباتیک iLife A11 خود متوجه شد که دستگاه بدون اجازهاش دادههای خصوصی و نقشه سهبعدی خانهاش را به سرورهای خارجی ارسال میکند. او با مسدود کردن آدرس IP مربوط به ثبت لاگها جلوی این کار را گرفت، اما پس از چند روز دستگاه از کار افتاد و با وجود ارسال به مرکز خدمات، مشکل بهصورت دورهای تکرار شد تا گارانتی باطل شد.نارایانان پس از باز کردن دستگاه و مهندسی معکوس، دریافت که با یک کامپیوتر لینوکسی طرف است که رابط دیباگ اندروید آن کاملاً باز و بدون رمز عبور بود. او بهراحتی دسترسی روت گرفت و فهمید که دستگاه از Google Cartographer برای نقشهبرداری SLAM استفاده میکرده و دادهها را به شرکت سازنده ارسال میکرده است.در بررسی اسکریپتها مشخص شد که یک فرمان از راه دور باعث غیرفعال شدن عملکرد جارو شده بود. نارایانان با اصلاح اسکریپت، دستگاه را دوباره فعال کرد و هشدار داد که این مشکل فقط مربوط به یک برند نیست؛ زیرا سختافزار داخلی این مدل در محصولات شرکتهایی مانند شیائومی، Wyze، Viomi و Proscenic نیز استفاده میشود و همگی در معرض سوءاستفاده مشابه هستند.#ابزار_جاسوسی
متسا | مرجع ترویج سواد امنیتی
@matsa_ir
@matsa_ir
۳:۲۰
سلام همکاران محترم برای بارش باران الهی همه دست به دعا میشویم
۱۰:۴۴
این وصیت نامه برای سال ۱۴۰۳ هست یعنی فاطمه سادات فقط ۹ سالش بوده
«من تا وقتی زنده هستم چادر خود را روی زمین نمیاندازم و تا آخر عمرم چادرم روی سرم هست، من به حضرت فاطمه قول دادم که همیشه چادر روی سرم باشد و اگر او را روی زمین انداختم مرا حلال کند،چادر، مثل یک تفنگ میماند که همیشه با خودم همراه دارم
#️⃣ #فاطمیه#️⃣ #شهدا
۱۸:۵۰
وقتی بیدار شدم حال احمد خوب شده بود در سایه ضمانت امام رضا (ع).یک هفته قبل از شهادتش هم امام رضا (ع) را در خواب دیدم. بلند شدم خواستم از ایشان بابت شفای احمد در کودکی تشکر کنم. دیدم پرونده ای در دست دارد. فرمود: «این پرونده عمر احمد است. عمر او در دنیا تمام شد. او ۲۷ سال دارد».از آقا خواستم ضمانت دیگری بکند.حضرت فرمود: «نگران نباش یک هفته دیگر هم تمدید کردم».فردای آن روز که احمد سر زده به کیا کلا آمد و خواب را برایش تعریف کردم، گویا یقین به شهادت کرده بود. قبل از رفتن با همه عکس یادگاری گرفت. موقع رفتن هم به پدرش گفت: «بابا! این دیدار آخر ماست. بابت همه کوتاهی ها حلالم کن».پدرش دست به کمر گرفت و گفت: «پسرم! کمرم را شکستی».احمد تا حال نامساعد پدرش را دید، گفت: «شوخی کردم». اما آن آخرین دیدار ما بود.
@atash_be_ekhtyar_71
۱۸:۵۱
این اعلان در زمان حوادث طبیعی و یا حملات نظامی برای آمادگی شهروندان به روی گوشی تلفن همراه فعال می شود.
پ.ن: لطفا نترسین، گفته میشه رزمایشه.
@atash_be_ekhtyar_71
۶:۳۸
۹:۱۴
بازارسال شده از متسا | مرجع ترویج سواد امنیتی
#هوش_مصنوعی#امنیت_سایبری@matsa_ir
۱۶:۰۱
جناب آقای وحید خاکبازاندرگذشت پدربزرگ گرانقدر جنابعالی را که سراسر عمر پر برکتش را در راه نیککرداری و اخلاق انسانی سپری کرد، تسلیت میگوییم و از خداوند تعالی برای آن مرحوم علو درجات و برای بیت مکرمشان صبر و اجر مسئلت میکنم. بسیج مرکز وکلا وکارشناسان رسمی ومشاوران خانواده قوه قضائیه
۵:۴۳
حضرت امام خامنهای مدظلهالعالی:هفته بسیج، در حقیقت فرصتی برای ارائه حرکت عظیمی است که به وسیله امام بزرگوار راحل، در این کشور پایهگذاری شد و این حرکت، در این منطقه اسلامی و دینی، برای دیگر ملتها هم انشاءاللَّه الگو و سرمشق خواهد شد. ۱۳۷۵/۰۸/۳۰
بسیج عطری است آسمانی که از جوانهها تراوش می شود و پایگاهی است برای مُشت های گره شده.بسیج حنجره ای است سوزان برای سرودن حماسههای سترگ و خورشیدی است تابناک برای شبهای سرد و تاریک و وحشت زا.بسیج سپاهی است مسلّح به ایمان و مجهّز به عشق و ریسمانی است برای بالا رفتن از شانههای خیس آسمان.بسیج لشگر حسین مظلوم است در روز عاشورا و رگبار اللّه اکبر و فریاد تکبیرها.بسیج میعادگاهی است برای کبوتران سرخ دلی که دلهایشان برای پرواز در اوج میتپد و بسیجی همان کبوتر سرخ دل است.مگر جز این است که: «سر مردان حقگو پیش غیر و آشنا بالاست».بسیج! همه مظلومان ایران با نام تو آشنایند و همه مردم این مرز و بوم وامدار تواند.تو دریای خروشانی از قدرتی، بخروش که پناه مستضعفانی و امید محرومان!
سلام و احترام ؛ضمن عرض تسلیت ایام شهادت مادرمان خانم جانمان حضرت صدیقه طاهره حضرت زهرا سلام الله علیها و همچنین گرامیداشت یاد و خاطره شهدای والامقام و امام شهدا بنیان گذار انقلاب اسلامی و این شجره طیبه ، حضرت امام خمینی رحمت الله علیه ، فرا رسیدن هفته مبارک بسیج را به همه پا برهنگان جان بر کف تبریک عرض مینماییم .
بسیج مرکز وکلا وکارشناسان رسمی ومشاوران خانواده قوه قضائیه
بسیج عطری است آسمانی که از جوانهها تراوش می شود و پایگاهی است برای مُشت های گره شده.بسیج حنجره ای است سوزان برای سرودن حماسههای سترگ و خورشیدی است تابناک برای شبهای سرد و تاریک و وحشت زا.بسیج سپاهی است مسلّح به ایمان و مجهّز به عشق و ریسمانی است برای بالا رفتن از شانههای خیس آسمان.بسیج لشگر حسین مظلوم است در روز عاشورا و رگبار اللّه اکبر و فریاد تکبیرها.بسیج میعادگاهی است برای کبوتران سرخ دلی که دلهایشان برای پرواز در اوج میتپد و بسیجی همان کبوتر سرخ دل است.مگر جز این است که: «سر مردان حقگو پیش غیر و آشنا بالاست».بسیج! همه مظلومان ایران با نام تو آشنایند و همه مردم این مرز و بوم وامدار تواند.تو دریای خروشانی از قدرتی، بخروش که پناه مستضعفانی و امید محرومان!
سلام و احترام ؛ضمن عرض تسلیت ایام شهادت مادرمان خانم جانمان حضرت صدیقه طاهره حضرت زهرا سلام الله علیها و همچنین گرامیداشت یاد و خاطره شهدای والامقام و امام شهدا بنیان گذار انقلاب اسلامی و این شجره طیبه ، حضرت امام خمینی رحمت الله علیه ، فرا رسیدن هفته مبارک بسیج را به همه پا برهنگان جان بر کف تبریک عرض مینماییم .
بسیج مرکز وکلا وکارشناسان رسمی ومشاوران خانواده قوه قضائیه
۴:۴۶
بازارسال شده از متسا | مرجع ترویج سواد امنیتی
#مهندسی_اجتماعی#شانتاژ#زیرپاکشی#پرحرفی#چاپلوسی
۳:۳۰
و در نهایت...سربلندی اون بسیجیانی که اصلا اسمشون برده نمیشه و در عین گمنامی باید بزرگترین کارها رو انجام بدن حتی دریغ از یک نام،همونایی که وقتی شهر نسبتا آرام است در تلاطم فتنه حضور دارن
سربلندی تمامی بسیجیان مخلص صلوات...
بسیجمرکز وکلا وکارشناسان رسمی ومشاوران خانواده قوه قضائیه
۷:۵۱
طی عملیات تفحص، در منطقه چیلات، پیکر دو شهید پیدا شد…
یکی از این شهدا نشسته بود و با لباس و تجهیزات کامل به دیوار تکیه داده بود. لباس زمستانی هم تنش بود. شهید دیگر لای پتو پیچیده شده بود. معلوم بود که دراز کش مجروح شده است. اما سر شهید دوم بر روی دامن این شهید بود، یعنی شهید نشسته سر آن شهید دوم را به دامن گرفته بود.
پلاکها را دیدیم که بصورت پشت سر هم است. ۵۵۵ و۵۵۶ .فهمیدیم که آنها با هم پلاک گرفتهاند. معمولا اینها که با هم خیلی رفیق بودند، با هم پلاک میگرفتند.
اسامی را وارد کامپیتر کردیم. دیدیم که آن شهیدی که نشسته است، پدر است و آن شهیدی که درازکش است، پسر است. پدری سر پسر را به دامن گرفته است.
شهید سید ابراهیم اسماعیل زاده موسوی پدر سید حسین اسماعیل زاده پسر است اهل روستای باقر تنگه بابلسر.
@atash_be_ekhtyar_71
@atash_be_ekhtyar_71
۱۶:۴۰
همکاران محترم جناب آقایان سلیمی مشیت الهی بـر ایـن شد کـه بهار خوش و خرم زندگی را خـزانـی غم زده بـه انتظار بنشیند
و این مشخص ترین تفسیر فلسفـه جهان خلقت است در فـراخـنای بـی کران هـستی و یـگانه راز جـاودانگی اوسـت.
فوت غم انگیز پسر عمه عزیزتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض می نمایم.
برایشان از درگاه حق تعالی آمرزش و برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم.بسیج مرکز وکلا وکارشناسان رسمی ومشاوران خانواده قوه قضائیه
و این مشخص ترین تفسیر فلسفـه جهان خلقت است در فـراخـنای بـی کران هـستی و یـگانه راز جـاودانگی اوسـت.
فوت غم انگیز پسر عمه عزیزتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض می نمایم.
برایشان از درگاه حق تعالی آمرزش و برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم.بسیج مرکز وکلا وکارشناسان رسمی ومشاوران خانواده قوه قضائیه
۵:۴۰