عکس پروفایل مبنام
۱۷۴ عضو

مبنا

بسیج دانشکده کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
مبنا undefinedundefined
مبنا
undefinedجمهوری اسلامی، جان مایه پیشرفت ایران undefinedدر این بخش از سلسله یادداشت های #مبنای_آینده به این صحبت می‌پردازیم که چرا اصلی‌ترین عاملی که پیشرفت ایران و ایرانی را در جهان فعلی ممکن ساخته است، وجود نظام جمهوری اسلامی است. undefined سری پیام های این بخش: undefined یک جهانِ گرگ و میش، یک چراغ نورانی undefined هجوم گرگ‌ها به یک چراغ undefined گنج‌های یک ملت، عامل هجوم قدرت‌ها undefined جمهوری و اسلامی، پایه‌های ایستادگی undefined امتداد مقاومت، طلوع پیشرفت پایدار ایران #مبنای_آینده #جان‌_مایه_پیشرفت_ایران #مقدمه_بخش #مبنا undefined @basij_mabna undefined
undefinedجمهوری اسلامی، جان مایه پیشرفت ایران
undefined هجوم گرگ‌ها به یک چراغ
undefinedبا این نگاه بخوانید.
undefinedچراغ انقلاب که به تازگی روشن شده بود، از ابتدا، با دشمنی های سنگین غرب مواجه شد. مردمی که به تازگی کشور خود را از دست شاهی که سرمایه های کشور را دو دستی تقدیم اجنبی می‌کرد، نجات داده بودند، با پدیده های بزرگی مواجه شدند. کودتای نوژه، عملیات طبس، حمایت غرب از گروهک های تروریستی در ایران و در نهایت، بزرگترین آنها، جنگ. آن هم تنها دو سال پس از آنکه انقلابی مردمی به ثمر رسیده بود.
undefinedهشت سال تمام، ابرقدرت های بلوک شرق و غرب جهان نظیر آمریکا، شوروی و فرانسه، علیه ایران متحد شدند تا انقلاب را از پا درآورند. اما مردم با مقاومتی بی‌نظیر پیروز میدان شدند و صدام به اهدافش از جنگ نرسید؛ در حالی که دشمنان، تصور می‌کردند طی یک هفته، ایران به زانو در می‌آید. سوال مهم این است که ایران اسلامی نوپا که از لحاظ قدرت های مادی، چیز زیادی نداشت؛ پس چرا همه‌ی قدرت های جهانی از صدام حمایت کردند؟ مگر ایران چه خطری داشت؟
undefinedدر ادامه دشمنی ها، پس از جنگ، غربی‌ها به این نتیجه رسیدند که نمی‌توان با قدرت نظامی، این ملت را وادار به تسلیم کرد. به همین دلیل راه خود را تغییر دادند و تصمیم گرفتند ایران را با فشارهای چندجانبه و ترکیبی به زانو درآورند تا به جای آنکه نابود شود، به خواسته‌هایشان تن بدهد و تحت کنترلشان باشد.
undefinedاولین فشار، حذف تدریجی ایران از اقتصاد جهانی بود. پس از جنگ جهانی دوم و سقوط شوروی، آمریکا به تنها قدرت مسلط جهان تبدیل شد و با ایجاد یک نظام تک‌قطبی، توانست تجارت جهانی را کنترل کند. حذف ایران از طرح‌های مشترک منطقه‌ای و جهانی، حتی در مواردی که ایران نقطه مزیت‌های جدی دارد، مانند مسیر حمل و نقل کالا و قطب هوایی منطقه؛ و حتی ممانعت از حضور شرکت‌های خصوصی ایرانی در پروژه‌های کشوری مانند قطر، از نمونه های این حذف اقتصادی است. آنها با سرمایه‌گذاری در کشورهای منطقه و ساختن رقبای منطقه‌ای مصنوعی، تلاش کردند ایران را از دسترسی به مزیت‌هایش محروم کنند و فرصت‌های رشد اقتصادی را از بین ببرند تا ایران نتواند از استعداد جغرافیایی و منابع خود بهره ببرد.
undefinedسرمایه‌گذاری نفتی در کشور های منطقه به‌جز ایران و حتی سنگ اندازی در صنعت نفت ایران، از نمونه این دشمنی هاست. اینجا می‌توان راز توسعه پر زرق و برق کشور کوچکی مثل امارات را فهمید. مسئله هوشمندی حاکمان این کشور ها نیست، بلکه مسئله قرارگیری در پروژه مهار ایران و همراهی آنان با آمریکاست. این که چرا آمریکا می‌خواهد ایرانِ ضعیف بعد از جنگ را تسلیم بکند، خود مسأله ایست که به آن خواهیم پرداخت.
undefinedفشار دوم متفاوت بود، فشار فرهنگی و اجتماعی. رسانه‌های فارسی زبان متعدد غربی و برخی دنباله‌روهای داخلی، سعی داشتند بگویند مسیر استقلال اشتباه است و با تضعیف فرهنگ مقاوم ایرانی (که در ادامه پیام ها به آن می‌پردازیم) روحیه مقاومت ملت ایران را درهم‌بشکنند. حرف ایجابی آنها اما یک چیز بود: امنیت و توسعه را باید از آمریکا خرید.
undefinedاما مگر ما این راه را امتحان نکرده بودیم!؟ از زمان آشنایی با غرب در اواسط دروان قاجار تا کودتا ۱۳۳۲ در دوران پهلوی، ما همین مسیر را انتخاب کردیم، اما منطق زور به جای توسعه و امنیت، به ما اشغال بخش‌هایی از ایران، قحطی جنگ جهانی اول، قرارداد نفت دارسی، سرکوب نهضت ملی نفت و کودتا بر علیه دولت مصدق را فروخت. ما تجربه کردیم که راهی جز استقلال وجود ندارد.
undefinedبه همراه فشار های دیگر، فشارهای امنیتی شدید وارد شد. هر چند سال یک‌بار طرحی تازه برای ناامن کردن ایران رو می‌شد؛ از پرورش گروه‌های تروریستی مانند داعش تا ترور نخبگان و دانشمندان کشور. هدفشان روشن بود: ضربه زدن به امنیت، امید و آینده‌ی ایران.
undefinedاما سخت‌ترین مرحله، آغاز تحریم‌ها بود. آمریکایی‌ها می‌خواستند صادرات و واردات اندکی که ایرانِ حذف شده از اقتصاد دنیا داشت را نیز از بین ببرند، تا سفره‌ی مردم کوچک شود و کشور دچار بحران شود. با تحریم نفتی و تلاش برای رساندن فروش نفت ایران به صفر، می‌خواستند اقتصاد را فلج کنند و در دل مردم نارضایتی بکارند تا مقاومت از درون فروبریزد. مسئله این است که کشوری که نه اقتصاد دنیا دستش است و نه امکانات مادی زیادی دارد، چرا باید تا این حد تحت فشار باشد؟
undefinedو در نهایت سوال اصلی این است که مگر ملت ایران چه کرده بود که این حجم از فشار های پیچیده و سنگین را باید متحمل می‌شد؟
در بخش سوم به آن می‌پردازیم

#مبنای_آینده#جان‌_مایه_پیشرفت_ایران#پیام_دوم#مبنا
undefined @basij_mabna undefined
undefined۸

۴۷۸

۱۹:۰۹