پایگاه بسیج معراج
درسهای نمایندگان کنگرۀ آمریکا برای لیبرالهای ایرانی
#سخن_هفته
۱. نمایندگان کنگرۀ آمریکا، دوگانۀ «حاکمیّت» و «مردم» نساختند و نگفتند که حضور در شبکههای اجتماعیِ بیگانه را باید به «انتخاب خودِ مردم» واگذار کرد و ما به عنوان کسانی که در حاکمیّت هستیم، نباید در این روند طبیعی، «مداخله» کنیم و بخواهیم به آن جهت بدهیم. آنها مردم را «در برابر حاکمیّت»، تصویر و توصیف نکردند و به این طریق، حاکمیّت را «منفعل» و «بیعمل» نساختند. آنها آشکارا «به جای مردم» تصمیم میگرفتند و «به جای مردم» سخن میگفتند، درحالیکه «انتخاب مردم»، همان بود که در «عمل» انجام داده بودند؛ یعنی حضور گسترده در مدیر شبکۀ اجتماعی تیکتاک. این حضور عملیِ مردم، هرگز مجوزی برای «عقبنشینی» و «انفعال» نمایندگان کنگرۀ آمریکا نشد و در درون آنها، «تعارض منافع» ایجاد نکرد که خود را در مقابل مردم قرار ندهند. آنها مدعی نشدند که چنین منطقی، موجبات «شکاف دولت و ملّت» را فراهم میآورد و جامعه را تحریک میکند و میشوراند.
۲. نمایندگان کنگرۀ آمریکا به عنوان «تکثّر سلایق» و «تعدّد علایق» در جامعه، اجازه ندادند که جامعه با انتخابهای خودش تنها بماند و هیچ «هدایت» و «جهتدهی» و «اثرگذاریِ» حاکمیّتی در میان نباشد، بلکه آشکار از تهدیدها و چالشهای حضور در شبکۀ اجتماعی تیکتاک سخن گفتند و با وجود «مقبولیّت» این شبکه در آمریکا، وجود آن را یک خطر بزرگ شمردند. آنها بهرسمیّتشناختن دیگریها و تنوّعها را به معنی «عدمسیاستگذاری» و «خلاءتدبیر» معنا نکردند و مسیر «ولبودنِ فضای مجازی» را در پیش نگرفتند.
۳. نمایندگان کنگرۀ آمریکا، بسیار به «امنیّت ملّی» ارجاع دادند و همۀ مطلوبهای دیگر خود را در سایۀ آن تفسیر کردند و هیچ تناقض و تعارضی را با آن برنتافتند. امنیّت ملّی، در رأس همۀ مقدّسات آنهاست و هیچ امری از نظر اهمّیّت و اولویت، در کنار آن نیست. آنها نهتنها از «ارجاعدادن به امنیّت»، شرمنده و سرافکنده نبودند، بلکه چنان قاطع و راسخ سخن میگفتند که گویا به کتاب مقدّس استناد میکردند. در آنجا، «استدلال امنیّتی» همچون یک نقطۀ ضعف و در برابر رویکردهای دیگر نیست. آنها حتّی «لیبرال-دموکراسی» را نیز در سایۀ امنیّت پذیرفتهاند و با آن مقیّد و محدود کردهاند.
۴. نمایندگان کنگرۀ آمریکا، همواره مدیر شبکۀ اجتماعی تیکتاک را به «دولت چین» نسبت دادند و تلاش میکردند «دست توطئۀ چین» را در این شبکۀ اجتماعی عیان سازند و ثابت کنند که این شبکۀ اجتماعی، «مستقل» و «بیطرف» نیست، بلکه سیاستهای دولت چین را در آمریکا عملیاتی میکند. اینان هم به «#نظریۀ_توطئه» باور داشتند و هم به «#وجود_دشمن» و هم «خنثینبودن شبکههای اجتماعی». دشمنانگاریِ چین در این جلسه به حدّی بود که مخاطب احساس میکرد دولت چین، «شر مطلق» و «شیطان محض» است و هر لحظه در کمین است تا به دولت آمریکا، ضربه بزند. نه سخنی از «تعامل» در میان بود و نه حرفی از «خوشبینی». آنان در عمق وجودشان، «نگران» و «دغدغهمند» بودند که مبادا دست پنهانِ دولت چین از آستین شبکۀ اجتماعی تیکتاک برآید و دولت و جامعه را در آمریکا دچار اختلال کند.
۵. نمایندگان کنگرۀ آمریکا، آن هنگام که میخواستند به دولت چین اشاره کنند و از آن نام ببرند، تعبیر «دولت کمونیست چین» را تکرار میکردند و این یعنی به مسأله، «نگاه ایدئولوژیک» دارند و «ایدئولوژی کمونیستی» را یک چالش مهلک برای خود میشمارند. آنها در نزاع ایدئولوژیها، بیطرف نبودند و نمیگفتند در نظر ما، آنچه که اهمّیّت دارد «منافع ملّی» است و نه «ایدئولوژی». آنها از مواضعشان، «ایدئولوژیزدایی» نکرده بودند.
۶. نمایندگان کنگرۀ آمریکا، هرگز از «موضع فروتر» - و حتّی برابر - با مدیر شبکۀ اجتماعی تیکتاک سخن نگفتند و با او عکس یادگاریِ حقارتآمیز نگرفتند، بلکه بارها و بارها، او و سخنان و دولتش را «تحقیر» کردند و به او اجازۀ چندانی برای پاسخگویی ندارند. آنها نشان دادند که اینجا، خاک آمریکا و کنگرۀ آمریکا است و ما حقّ داریم نسبت به این شبکۀ اجتماعی، «اِعمال حکمرانی» کنیم و تو نیز باید همچون «یک متهم»، توضیح بدهی و بازی زیرکانه و رندانه را کنار بنهی. آنها میدانستند که دو سوّم از جوانانشان نسبت به شبکۀ اجتماعی تیکتاک، «وابسته» و «شرطی» شدهاند، امّا با این حال، از «#موضع_ضعف» سخن نگفتند و حتّی #چانه_زنی نیز نکردند. اقتدار آنها در سطحی بود که مدیر شبکۀ اجتماعی تیکتاک جرأت نکرد فروتری وضع طرف آمریکایی را از نظر اجتماعی به رخ آنها بکشد و از این طریق، عرض اندام کند...
متن کامل در: https://tn.ai/2875531
#غیرت_دینی
#مشکل_از_اینجاست @Basijian_Meraj
حکمرانی انفعالی و سکولاریسمِ ساختاری
#سخن_هفته
۱. اصلیترین و عمدهترین دلیلی که برای #رفع_فیلتر مطرح میشود این است که خواست و ارادۀ جامعه، همسو با این تصمیم است و جامعه میخواهد به شبکههای اجتماعیِ غربی، دسترسی داشته باشد.
ازاینرو، استدلال میشود که چنانچه #حاکمیّت در راستای رفع فیلتر حرکت نکند، سرمایه و #بدنۀ_اجتماعی اش را از دست میدهد و میان دولت و مردم، شکاف پدید میآید.برایناساس، هرچند آشکار است که بسترها و سکوهای دشمنان قسم خورده غربی، به قواعد ما تن در نمیدهند، بلکه حتی لحظههای بحران سیاسی را میآفرینند و خاستگاه ناپیدای تنش و تلاطم اجتماعی هستند، اما نگهداشت سرمایۀ اجتماعی، مهمتر است و بهناچار، باید آنها را رها گذاشت.
در واقع، حاکمیّت میان دو امر متزاحم و متعارض، گرفتار شده است که گویا قابلجمع با یکدیگر نیستند و باید یکی از آن دو را انتخاب کند. دولتهای غربی نیز که از این #وضع_انقباضی اطلاع دارند، عقبنشینی نمیکنند و برای گفتگو و تفاهم، وارد میدان نمیشوند؛ چراکه میدانند #فشار_اجتماعی و درونی، برای #منفعل_ساختن_حاکمیّت ، کافی است.
۲. نخستین مسأله این است که حاکمیّت، #دیرهنگام به صحنه وارد شد؛ در جایی که جامعه، #جغرافیای_زیستِ_مجازی خود را انتخاب کرده بود و نسبت به آن، #شرطی و #وابسته شده بود.
تودهها در این انتخاب، اختیار و ارادۀ مستقلی ندارند و تابع موقعیّتها و جریانهایی هستند که ساخته میشوند. این موقعیّتها و جریانها، #موج_جامعه را به سوی خود میکشانند و در یک جغرافیا مینشانند؛ بیآنکه مشخص باشد این حرکت و سیر، چه مبدأ و سرچشمهای دارد.
در این وضع، حاکمیّت دیگر نمیتواند تصمیمهای #منجمد_شده و #تعلّقات_گرهخورده را تغییر بدهد. ازاینرو، تأخیر و تعلل در مقام صورتبندی وضعیّت و شکلدهی به شرایط، چندان قابلجبران نیست.
۳. از سوی دیگر، سیاست، وادی انتخابهای ساده و آسان نیست، بلکه سیاست، بازی #هوشمندانه در میدان همین تزاحمها و تعارضها است.
سیاست، میدان عمل و مواجهه با تحمیلها و اقتضاهای متعدّد آن است و موقعیّت در آن به گونهای است که کنشگر را از #حقیقت به سوی #مصلحت سوق میدهد و وادار به #عملگرایی و فرسایش و #انفعال میکند.دراینحال، پیشپاافتادهترین و ناسیاسیترین کار، #تسلیم_شدن و #عقب_نشینی است و سیاسیترین کار، بازی زیرکانه با شرایط و تغییر نسبتِ خویش با موقعیّتِ تحمیلگر است.
موقعیّت، طبیعی و تکوینی نیست، بلکه طرف مقابل برای ما ساخته است تا #قدرت خویش را به ما #تحمیل کند و #اراده_ما را تابع خود گرداند. حال چنانچه ما از ارادۀ او تبعیّت کنیم، در واقع، کنش پیشاسیاست داشتهایم و نتوانستهایم وضع را به نفع خود تغییر بدهیم.
۴. مسیری که اکنون بخشی از حاکمیّت – بهخصوص لیبرالهای دولتی و شبهانقلابیهای تکنوکرات – انتخاب کردهاند، به انقباض و انسداد بیشتر حکمرانی میانجامد و انتخابهای آیندۀ حاکمیّت را محدودتر خواهد کرد.
این مسیر، از سوی خودِ حاکمیّت، ساخته نشده، بلکه طرف مقابل، آن را تعریف و طراحی کرده و اکنون حاکمیّت باید به دلیل #احساس_انفعال و #سردرگمی و #اضطرار، به آن گردن بنهد؛ درحالیکه هرچه در این مسیر پیشتر برود، چنان است که گویا به مرداب پا نهاده است.
این مسیر، #گشایشهای_لحظهای و زودگذر در پی دارد و #گرههای_کورِ_فلجکننده. اینکه هر از گاهی، به شرایط تولیدشده از سوی تجدّد، تن در بدهیم و قدمبهقدم، به اقتضاها و ضرورتهای آن وادار بشویم، به معنی غلتیدن به یک مدار بیبازگشت و انقباضی است که انقلاب را از خویشتن #هویّتی و #فرهنگی:اش، تهی و تخلیه میکند و به روند #سکولاریسمِ_ساختاری، دامن میزند.انقلاب از حیث ساختاری، در حال عبور از هنجارها و غایات و ارزشهای خویش است و میرود که توسط تجدّد، بلعیده شود.
تحلیل | هشدار خطر انفعال، گام چهارم رهبرانقلاب برای بیداری
خواندنی | علل انفعال جامعه در برابر فعالیت هاى معاویه چه بود؟
شنیدنی | پایان انفعال و خط کوچکانگاری جنایات اسرائیل به کجا خواهد رسید؟
#مشکل_از_اینجاست@Basijian_Meraj
۵۸۸
۹:۱۴