بله | کانال بسیج دانشکده علوم‌ اجتماعی
عکس پروفایل بسیج دانشکده علوم‌ اجتماعیب

بسیج دانشکده علوم‌ اجتماعی

۴۳۵ عضو
thumbnail
undefined بیعت با رهبر جدید انقلاب اسلامی ایران بیانیه‌ی خانواده‌ی بزرگ دانشگاه تهران در پی انتخابحضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ایبه عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران
«...امروز با دلی داغدار و جگری سوخته از فقدان قائد شهید امت اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای(رضوان الله تعالی علیه) با آغوشی باز و ضمیری امیدوار به آینده امت اسلامی و تنبیه تجاوزگران به استقبال فرزند برومندش حضرت آیت الله العظمی سید مجتبی خامنه ای(دام ظله) می‌رویم که ما دانشگاهیان روح‌الله تا دیروز جان بر کف سید علی و امروز کفن‌پوش در راه پسر بزرگوارش مجتبی خواهیم بود...»
https://survey.porsline.ir/s/s9LD5EBQجهت همراهی با این بیانیه، پیوند پرس‌لاین را تکمیل نمایید.
undefined @basijolumejtemaee

۱۴:۱۲

thumbnail
بسم الله الرحمن الرحیم
undefinedانا الله و انا الیه راجعون برادر گرامی ، جناب آقای نجابتشهادت دایی و پسرعموی عزیزتان به دست پست ترین شروران عالم را تبریک و تسلیت عرض می کنیم.ان شاءالله به حق این شب های عزیز ، همنشین امیرالمومنین و شفیع ما در آخرت باشند و برکت خونشان ضامن نصرت و پیروزی حق علیه باطل باشد.از درگاه حضرت حق برای آن شهیدان عزیز طلب رحمت و علو درجات و برای بازماندگان ایشان به خصوص حضرتعالی طلب صبر و تسلی داریم.
بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی undefined @basijolumejtemaee

۲۱:۱۱

سمر-۲۵۵.pdf

۳.۴ مگابایت

`*راه قدس از خیابان می گذرد*`
undefinedنشریه سمر(شماره ۲۵۵)ویژه روز جهانی قدس
undefinedجنگی برای فتحundefined محمد حسین ملک صبا
undefinedحسین بن علی پیراهنی از فتح بر تن کردundefinedمحمد صادق شریفی

undefined @basijolumejtemaee

۱۷:۵۱

thumbnail
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم undefinedاز آن به که کشور به دشمن دهیمundefined
undefinedقسم به قلم و آنچه می‌نویسد...این روز ها که با جان هایمان مقابل رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار ایستادگی می کنیم، روایاتی خلق می‌شود که چون ریخته شدن خون شهید مقرب است. روایاتی که باید لالایی مادران شود و بماند در گوش تاریخ، که ایران چه خون دل ها خورد و چه رشادت ها کرد و چگونه از پس هر اهریمن برآمد.تاریخ را ما می‌نویسیم...
undefinedفراخوان ارسال دست‌نوشته
undefined تجربیات، روایات و تحلیل های خود را در عرصه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تاریخی به نگارش درآورید و متن های خود را برای ما ارسال کنید. undefinedآثار منتخب در نشریات بسیج دانشجویی منتشر خواهد شد.
undefined آثار خود را تا چهارشنبه ۲۷ اسفند ماه ارسال فرمایید.
آیدی جهت ارسال آثارundefinedundefinedبرادران : @SAMANAKBARI7undefinedخواهران : @fatemehtartifizadeh
undefined @basijolumejtemaee

۱۵:۳۷

سمر 256 (جنگ نامه اول).pdf

۱۵.۱۷ مگابایت

″*جنگ نامه سمر*″شماره اول
undefinedنشریه سمر(شماره ۲۵۶)ویژه جنگ رمضان
undefinedایران؛ تاریخی جدید و جغرافیایی دیگرگونundefined دکتر صابر اکبری خضری
روایت جنگ :undefinedندای بصیرتundefinedمحدثه خوشرو
undefined @basijolumejtemaee

۱:۴۳

سمر 257 (جنگ نامه دوم).pdf

۱۷.۹۷ مگابایت

″*جنگ نامه سمر*″شماره دوم
undefinedنشریه سمر(شماره ۲۵۷)ویژه جنگ رمضان
undefinedایران؛ تاریخی جدید و جغرافیایی دیگرگون(بخش دوم: شب های قدر تاریخ ایران)undefined دکتر صابر اکبری خضری
روایت جنگ :undefinedبرای ثبت تاریخ ایرانundefinedفاطمه تنها
undefined @basijolumejtemaee

۱۴:۵۱

سمر 258 ( جنگ نامه سوم ).pdf

۱.۳۲ مگابایت

″*جنگ نامه سمر*″شماره سوم
undefinedنشریه سمر(شماره ۲۵۸)ویژه جنگ رمضان
جبهه مردمی شب های شهر ؛ کنش جمعی در پاسداری از وطنundefined دکتر سهیلا صادقی
روایت جنگ :روایت صبح اولundefinedمحمد بخشی نیکو
این چند سطر را فقط خیابان انقلاب بخواندundefined سیده فاطمه حاجی محمدی
undefined @basijolumejtemaee

۹:۴۲

سمر 259 (جنگ نامه چهارم).pdf

۱.۸۵ مگابایت

″*جنگ نامه سمر*″شماره چهارم
undefinedنشریه سمر(شماره ۲۵۹)ویژه جنگ رمضان
شهادت بلایی است که بر سر مرگ می‌آوریمundefined مهدی زمان وزیری
روایت جنگ :تا طلوع گریه می‌کردیمundefinedامین ولی‌پور
undefined @basijolumejtemaee

۱۸:۵۷

thumbnail
undefinedبسم الله الرّحمن الرّحیمولاتَحسبَنَّ الّذینَ قُتِلوا فی سبیلِ‌اللهِ اَمواتاً بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون
جناب آقای علیرضا نائینی فارغ‌التحصیل رشته ارتباطات و ادوار بسیج دانشکده علوم اجتماعی
بدین وسیله شهادت صدای رسای جنگ رمضان ، مرد میدان رسانه و سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، پدر بزرگوارتان سردار علی محمد نائینی را به محضر مردم غیور ایران اسلامی و بازماندگان آن شهید مجاهد علی الخصوص جنابعالی تسلیت عرض می‌کنیم.امید است ثمره خون و مجاهدت‌های این شهید والامقام بیش از پیش نصرت و ظفر را به جبهه حق و ایران سرافراز عطا کند.
undefined @basijolumejtemaee

۱۰:۴۷

سمر 260 ( جنگ نامه پنجم).pdf

۱.۳۲ مگابایت

″*جنگ نامه سمر*″شماره پنجم
undefinedنشریه سمر(شماره ۲۶۰)ویژه جنگ رمضان
دفاع قدسی در رمضان ۱۴۰۴؛ پیوند وطن، ایمان و نظام معناundefined دکتر سهیلا صادقی
روایت جنگ :تهران ، بهترین شهر جهانundefinedپویا ابوالفضلی
undefined @basijolumejtemaee

۱۷:۵۸

بسیج دانشکده علوم‌ اجتماعی
سمر 260 ( جنگ نامه پنجم).pdf
دفاعِ قدسی در رمضان ۱۴۰۴؛ پیوند وطن، ایمان و نظام معنا
undefined<img style=" />undefinedدکترسهیلا صادقی؛ استاد دانشگاه تهرانفروردین ۱۴۰۵
ایران سرزمینی است که تاریخ بلند آن نه بر هیاهوی نبردهای آغازگرانه، بلکه بر صلح‌جویی، خرد، هنر و آفرینش‌های معنوی استوار است. در ذهنیت دیرینه این جامعه، جنگ امری مذموم و اضطراری است؛ رخدادی که همواره از بیرون تحمیل شده و نه آنکه از درون فرهنگ برخاسته باشد. ایرانیان جهان را از چشم زیبایی، اخلاق و معنا می‌نگرند و از همین روست که صلح برای آنان نه یک انتخاب سیاسی، بلکه فضیلتی فرهنگی است.از این منظر، آثار فرهنگی ایران، از شعر جهانی سعدی که دعوت به وحدت انسانی را چون سرودی جاودانه طنین می‌اندازد، تا میراث‌های معماری، نگارگری، موسیقی و حکمت ، همه تصویری از جامعه‌ای می‌سازند که ستون اصلی قدرتش در «نظام معنا»ست، نه در ابزارهای نظامی. هر گردشگر و پژوهشگری که در برابر کاشی‌های فیروزه‌ای اصفهان، باغ‌های شیراز یا بناهای تاریخی کرمان می‌ایستد، در واقع به تقوای زیبایی‌شناختی ملتی گواهی می‌دهد که جهان را بیش از آنکه با خشونت شکل دهند، با هنر و فرهنگ ساخته‌اند.
با این همه، هرگاه این جهان معنا تهدید شده، مردم ایران نشان داده‌اند که اراده جمعی آنان شکست ناپذیر است. تاریخ بارها گواه بوده است که در لحظه‌های بحرانی، جامعه ایرانی تبدیل به پیکره‌ای واحد می‌شود؛ پیکره‌ای که حضورش نه از اجبار، بلکه از پیوند عمیق میان ایمان، وطن و اخلاق برمی‌خیزد. این حضور همواره استمرار همان الگوی معنایی است که در روز عاشورا در کربلا تکوین یافت و تا امروز ساختار تاب‌آوری ایرانیان را شکل می‌دهد: الگویی که در آن مقاومت در برابر ظلم، ادامه طبیعی یک زیست‌جهان اخلاقی است، نه کنشی سیاسی یا واکنشی زودگذر.
وطن در ذهن ایرانی اصیل، صرفاً محدوده‌ای جغرافیایی نیست؛ بلکه تجسد عاطفه، فرهنگ، خاطره و ریشه‌هاست. کسی که این لایه‌های وجودی را دریابد، می‌داند که آسیب دیدن کوچک‌ترین اثر فرهنگی، حتی فروریختن یک آجر از کاخ گلستان یا خدشه بر معماری یک بنای کهن، برای یک ایرانی واقعه‌ای جانکاه است. زیرا در این سرزمین، میراث فرهنگی صرفاً میراث نیست؛ حافظه‌ی زیسته‌ی یک ملت است و هر ضربه بر آن، ضربه‌ای بر هویت جمعی به شمار می‌رود، از این رو، در وطن‌پرستی موجودات حقیری که در مواجهه با حمله بیگانگان علیه کشورشان، دست به رقص جنون می‌زنند، باید تردید کرد.
در همین افق معنایی است که ایرانیان میان جنگ و دفاع تمایزی بنیادین قائلند. جنگ در نگاه آنان ویرانگر، مکروه و نافی حیات است؛ اما دفاع، کنشی اخلاقی و قدسی است برای صیانت از کرامت جمعی، سرزمین و ارزش‌های نمادینی که حیات فرهنگی بر آنها بنا شده است. از همین روست که در حافظه ایرانی، جان‌باختن در میدان دفاع «تلف شدن» نیست، بلکه ادامه‌ای از قداست معنوی است که قرن‌ها در فرهنگ این سرزمین جاری بوده؛ بخشی از سنتی که مرگ را در مسیر معنا به شهادت ارتقا می‌دهد.این پیوند میان دفاع و امر قدسی، در زمان‌هایی که رخدادهای بزرگ تاریخی مانند ترور امام شهید با لحظه‌های معنوی، مانند دعاهای سحرگاهی ایشان در ماه رمضان، هم‌زمان می‌شوند، شدت و ژرفای بیشتری می‌یابد. چنین هم‌نشینی‌ای در حافظه جمعی ایرانیان بار نمادین رخدادها را افزایش می‌دهد و آنها را به نقاط عطفی در تجربه فرهنگی ملت بدل می‌سازد؛ نقاطی که تا سال‌ها پس از وقوع، الهام‌بخش انسجام، مسئولیت اخلاقی و مشارکت جمعی می‌مانند.
در تحلیل جامعه‌شناختی، آنچه در ایران مشاهده می‌شود نه واکنش‌های لحظه‌ای، بلکه استمرار تاریخی یک «هویت دفاعیِ معنابنیاد» است؛ ساختاری که در آن زیبایی، ایمان، خاک و اخلاق درهم تنیده‌اند و همین درهم‌تنیدگی، جامعه را در برابر تهدیدها پایدار و مقاوم نگه می‌دارد. قدرت این ملت نه از تجهیزات، بلکه از معنای مشترکی سرچشمه می‌گیرد که در اعماق ناخودآگاه فرهنگی‌اش رسوب کرده است. تا زمانی که این معنا زنده است، اراده جمعی نیز زنده خواهد ماند؛ اراده‌ای که آزمون‌های دشوار بسیاری را با موفقیت پشت سر گذاشته و هر بار قوی تر از گذشته خود را بازسازی کرده و این بار نیز شجاعانه در برابر استکبار مقاومت می‌کند، سازش یا تسلیم را نمی‌پذیرد تا سر از آستان پیروزی درآورد.
undefined @basijolumejtemaee

۱۸:۳۰

سمر 261 ( جنگ نامه ششم ).pdf

۱.۲ مگابایت

″*جنگ نامه سمر*″شماره ششم
undefinedنشریه سمر(شماره ۲۶۱)ویژه جنگ رمضان
حماسه حسینیundefined محدثه خوشرو

فقط یک کلمهundefined محمدصادق شریفی
undefined @basijolumejtemaee

۲۰:۰۱

بازارسال شده از با وطن 🇮🇷
thumbnail
#تا_پای_جان_با_وطنم undefined
«در اسرائیل با جامعه پادگانی سر و کار داریم، چیزی به معنای جامعه‌ای که می‌شناسیم وجود ندارد»
undefinedدکتر سید مهدی اعتمادی‌فرد- عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران- رئیس سابق دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
undefined استاد دانشگاه تهران: این جامعه نیرومند و تاب‌آور ایرانی هست که دارد امکان مقاومت برای سیاست‌گذار و نیروی دفاعی ایجاد می‌کند.
@ba_vatan@basijolumejtemaee@basijut_ir

۲۲:۰۳

سمر 262 ( رهبر شهید ما ).pdf

۱.۹۳ مگابایت

undefinedنشریه سمر(شماره ۲۶۲)رهبر شهید ما ( پدر ایران )undefinedویژه نامه شهید آیت الله سیدعلی خامنه ایundefined
خودباوری ، میراث سترگ آیت الله خامنه ایundefined دکتر سیدمحسن ملاباشیعضو هیئت علمی دانشگاه تهران
رهبر شهید ایرانی و دشمنان فارسی زبان اوundefined علی مومنی
مقاومت ترور نمی شودundefined زهرا کریمی
اسلام حقیقیundefined محمدامین عطایی
در رثای آن امام شهیدundefined حسین ایرانپور
@basijolumejtemaee@basijut_ir

۸:۱۱

thumbnail
خودباوری؛ میراث سترگ آیت‌الله خامنه‌ای ( بخش اول )
دکتر سیدمحسن ملاباشیعضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران
در مطالعۀ تاریخ، هر دوره و برهه‌ای را به ویژگی‌ها یا ویژگی‌هایی برجسته می‌شناسند. شکل‌گرفتن این ویژگی‌ها برآمده از علل و عوامل بسیاری است.‌ یکی از مهم‌ترین علل و عوامل شکل‌گیری ویژگی‌های برجسته در هر جامعه‌ای، حاکمان و رهبران آن جامعه هستند. با اینکه حاکمان و رهبران تنها عامل تعیین‌کننده نیستند، اما شاید بیشترین نقش و سهم را در جهت‌گیری جامعه به سمت‌وسویی مشخص و البته کسب دستاوردهایی معین داشته باشند. البته همیشه ضرورتاً همراه با دستاورد نیست و در بسیاری از برهه‌های تاریخی، ملتی به‌دلیل تصمیم‌های نابخردانۀ حاکمانش فاجعه‌هایی تمام‌عیار را تجربه کرده است. در این روند و مسیر حاکمان، دست‌کم دو عامل بسیار موثر است، یکی اقتضائات زمان و مکان و دیگری، مبانی فکری و نظری‌شان که تا حد زیادی از اندیشمندان و دانشمندان آن زمان تأثیر می‌پذیرند.
بنابراین، یکی دیگر از گروه‌های بسیار تاثیرگذار در مسیری که هر جامعه‌ای در پیش می‌گیرد، دانشمندان و اندیشمندان آن جامعه هستند. چنان‌که وقتی به تاریخ جوامع اسلامی در چهارده قرن گذشته می‌نگریم، به‌روشنی مشاهده می‌کنیم که در جوامعی با رویکردهای مذهبی و فقهی و کلامی و فلسفی متفاوت، سرنوشت‌های متفاوتی در انتظار این جوامع بوده است؛ برای نمونه جوامعی که اندیشمندان آن‌ها رویکردهای عقل‌ستیز یا دست‌کم، عقل‌گریز داشتند، سرنوشت بسیار متفاوتی برای جامعۀ خود رقم زدند.
حال، انقلاب اسلامی و در پی آن، جمهوری اسلامی ایران، ویژگی منحصربه‌فردی دارد. انقلاب اسلامی ایران به‌رهبری اندیشمندی برجسته رهبری شد و به پیروزی رسید و پس از آن، جمهوری اسلامی ایرانی، در پنج دهۀ گذشته به دست رهبرانی راهبری شده است که اندیشمندانی صاحب فکر و اندیشه و نظریه بوده‌اند و برای نخستین بار در جهان اسلام و شاید در جهان، دوگانۀ حاکمان و اندیشمندان به حاکمان اندیشمند تغییر یافت که این، ویژگی منحصربه‌فرد و تاریخی به حساب می‌آید که در خور توجه و بررسی ویژه‌ای است.
در چنین بستر و زمینه‌ای خیلی بهتر و بیشتر می‌توان رویکرد رهبران انقلاب اسلامی، به‌ویژه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در اینجا موضوع سخن ماست، بررسی کنیم؛ زیرا ایشان به‌جای اینکه حاکمانی پیرو و دنباله‌روی اندیشمندان و دانشمندان دیگری باشند، خودشان صاحب اندیشه بوده‌اند و از عملکرد آن‌ها می‌توان به آرا و اندیشه‌های علمی‌شان پی برد و این فهمی عمیق و همه‌جانبه از عملکرد آن‌ها و نحوۀ رهبری‌شان در جامعه به دست می‌‌دهد.
در این بین و با هدف بررسی آرا و اندیشه‌ها و در ضمن، رویکرد رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، می‌توان به مفهومی بنیادین دست یافت که در هندسۀ فکری و رهبری ایشان جایگاهی محوری و البته تعیین کننده ایفا می‌کند که امروز و پس از شهادت ایشان و پایان‌یافتن دوران رهبری‌شان، می‌توان دستاوردهای آن را به‌روشنی مشاهده کرد؛ به‌ویژه در جنگی تمام‌عیار و وجودی که امروز ایران اسلامی با دشمنان قسم‌خورده‌اش در حال انجام است و توانسته له پیروزی‌های حیرت‌انگیزی دست یاید که کمتر کشوری در جهان توان و حتی تصور دست‌یافتن به آن‌ها را در ذهن می‌پروراند.
undefined @basijolumejtemaee

۱۰:۲۴

خودباوری؛ میراث سترگ آیت‌الله خامنه‌ای ( بخش دوم )
دکتر سیدمحسن ملاباشیعضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران

انقلاب اسلامی در دوره‌ای به پیروزی رسید که کل جهان بین دو بلوک شرق و غرب تقسیم شده بود. هر کشور و دولتی و هر نهضت و انقلابی باید موضع خود را مشخص می‌کرد که می‌خواهد ذیل کدام‌یک از این دو قرار بگیرد. این اعلام موضع، به‌پیروی از پیش‌فرض‌های فکری که آن دولت‌ملت یا انقلاب برمی‌گزید، انتخاب می‌شد. در این بین و در چنین فضای دوقطبی و محصور و محدودی، انقلاب اسلامی ایران راه سومی برگزید که تا به آن روز بی‌سابقه بود. نخست اینکه این انقلاب به نخستین انقلاب دینی در جهان مدرن و معاصر تبدیل شد که توانسته بود دولتی مدرن و ثروتمند را به پشتوانۀ حضور گستردۀ توده‌های دیندار مردم و به‌رهبری عالمی دینی به سرانجام می‌رساند. دوم اینکه این انقلاب، به‌پیروی از مبانی فکری که برگزیده بود، قرار نبود خود را ذیل هیچ‌کدام از دو ابرقدرت و بلوک فکری‌سیاسی جهان، یعنی کمونیسم‌سوسیالیسم و لیبرالیسم جای دهد و در پی گشودن راه سومی برای ادارۀ جامعه بود.
شاید چنین ادعایی برای جریانی اپوزوسیون که همواره قرار است کنار بنشیند و زبان نقد بگشاید، کار چندان دشواری نباشد؛ اما وقتی چنین تفکری، ادارۀ کشوری بزرگ همچون ایران را برعهده می‌گیرد، آن هم در موقعیت جغرافیایی ویژه واستراتژیکی همچون خاورمیانه، که صدها چشم در جهان به آن نظر دارند و در پی منافع و مطامع خود در این کشور می‌گردند و از اجرای هیچ طرح و نقشۀ پلیدی برای دست‌یافتن به اهداف خود دست برنمی‌دارند، ادارۀ چنین کشوری با رویکرد نه شرقی، نه غربی، به کاری بسیار دشوار و حیرت‌انگیز تبدیل می‌شود که هرکسی از پس آن برنمی‌آید.
افزون بر این، جهان امروز در سیطرۀ تام‌وتمام تفکر و تمدن غرب، به‌ویژه اندیشۀ لیبرالیستی و نیهیلیستی و سکولاریستی به سر می‌برد که از قرن هجدهم همۀ توش و توان خود را به کار گرفت تا دین را از ساحت فردی و اجتماعی و فکری و فلسفی انسان بزداید و انسان را به کلی بی‌خدا کند. این اندیشه به هیچ بستر و زمینه‌ای محدود نیست و از علم و فلسفه و سیاست تا هنر و ادبیات و رسانه را تحت سیطرۀ خود گرفته است‌‌.
جالب اینکه بنیان‌های تمدن مدرن غرب، بر استعمار و استثمار و غارت دیگر ملت‌ها بنا شده است که برآمده از نژادپرستی و خودبرتربینی این تمدن است. شاید امروز دوران استعمار و استثمار آشکار گذشته باشد، اما ماهیت تمدن غرب هیچ تغییری نکرده است و فقط ظاهر و شکل و برون‌داد استعمار و استثمار تغییر کرده است و ابزارهای تازه‌ای، همچون نهادهای بین‌المللی و رسانه‌ها و ساختارهای اقتصادی و سیاسی و علوم انسانی مدرن، جای ابزارهای گذشته را گرفته‌اند و به‌شکلی بسیار ناملموس‌تر و نادیدنی‌تر، جوامع گوناگون را به بردگی آشکار و پنهان خود می‌کشند.
جالب اینکه بنیان‌های تمدن مدرن غرب، بر استعمار و استثمار و غارت دیگر ملت‌ها بنا شده است که برآمده از نژادپرستی و خودبرتربینی این تمدن است. شاید امروز دوران استعمار و استثمار آشکار گذشته باشد، اما ماهیت تمدن غرب هیچ تغییری نکرده است و فقط ظاهر و شکل و برون‌داد استعمار و استثمار تغییر کرده است و ابزارهای تازه‌ای، همچون نهادهای بین‌المللی و رسانه‌ها و ساختارهای اقتصادی و سیاسی و علوم انسانی مدرن، جای ابزارهای گذشته را گرفته‌اند و به‌شکلی بسیار ناملموس‌تر و نادیدنی‌تر، جوامع گوناگون را به بردگی آشکار و پنهان خود می‌کشند.
اگر بخواهیم از هرگونه کلی‌گویی بپرهیزیم و مثالی روشن از استعمار و استثمار نو در جهان امروز سخن بگوییم که فکرها و ذهن‌ها و اندیشه‌ها و دولت‌ها و رسانه‌ها را به تسخیر خود درمی‌آورد، می‌توانیم به انبوه کتاب‌های ترجمه‌شدۀ غربی در جهان، نظام‌های سیاسی کپی‌شده از غرب، ساختارهای فرهنگی گرته‌پرداری‌شده از غرب، ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی و فرهنگی فراگیر در جهان که به واسطۀ انواع هنرها و رسانه‌ها، سراسر جهان را فراگرفته‌اند نگاهی بیندازیم.
حال، در چنین بستر و زمینه‌ای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبری جامعه‌ای را به دست می‌گیرد که از بزرگ‌ترین انقلاب قرن و هشت سال جنگ تحمیلی نابرابر و ظالمانه در برابر همۀ قدرت‌های جهان بیرون آمده است و رهبر کبیر خود را هم بلافاصله پس از پایان جنگ از دست داده و به‌گونه‌ای در شوک عمیقی فرورفته است. این جامعه، پس از هشت سال جنگ سخت و سنگین در وضعیت تحریمی، قرار است در ریل پیشرفت و توسعه قرار گیرد. با این تفاوت که قرار است جامعه بر مدار دین اداره شود و ذیل هیچ‌کدام از دو بلوک شرق و غرب قرار نگیرد و در منطقۀ حساس و پیچیدۀ خاورمیانه به این اهداف دست یابد.
undefined @basijolumejtemaee

۱۰:۲۵

خودباوری؛ میراث سترگ آیت‌الله خامنه‌ای ( بخش سوم )
دکتر سیدمحسن ملاباشیعضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران
طبیعی است دست‌یافتن به این اهداف در این برهه از تاریخ و بسترها و زمینه‌هایی که از نظر گذراندیم، بدون خودباوری ناممکن است. چگونه جامعه‌ای می‌تواند راه سومی را در ادارۀ جامعه در پیش گیرد، بدون اینکه به توانمندی‌هایش در برابر قدرت‌های جهان و نسخه‌هایی که برای دیگر جوامع می‌پیچند، اعتماد و اعتقاد راسخ داشته باشد. در اینجا لازم است تفاوت بنیادین بین خودباوری و توهم را دریابیم‌. خودباوری یعنی باور به توانمندی‌های بالقوه و بالفعل واقعی که در جامعه وجود دارد؛ اما توهم و خیال‌پردازی، ادعاهایی پوچ و توخالی است که واقعیت بیرونی ندارد و نمی‌تواند محقق شود.
آیت‌الله خامنه‌ای در طول ۳۶ رهبری جامعۀ ایران، همۀ توش‌و‌توان خود را به کار بست تا به این جامعه روح خودباوری تزریق کند‌. این جامعه برای پیداکردن راه ویژه‌اش در این برهه از تاریخ و براساس ارزش‌ها و آرمان‌های خودش، باید به خودباوری می‌رسید و به توانمندی‌هایش باور پیدا می‌کرد و خود را از زیر یوغ خفه‌کنندۀ استعمار و استثمار فرهنگی و علمی و رسانه‌ای و... غرب نجات می‌داد تا بتواند راه خود را بیابد و بسازد و بپیماید.
بی‌گمان، امروز و پس از گذشت حدود نیم‌قرن از وقوع انقلاب باشکوه اسلامی مردم ایران و ۳۶ سال رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ایران و پس از پشت‌سرگذاشتن سه جنگ وجودی در ۹ ماه در سال ۱۴۰۴، می‌توانیم بگوییم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دستاوردهای ویژه‌ای در تزریق روح خودباوری در کالبد جامعۀ ایران داشته است‌ و مصادیق روشن آن را می‌توان در عرصه‌های گوناگون علمی، سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... مشاهده کرد.
خودباوری در عرصۀ علم توانست بالاترین سرعت نرخ رشد علمی در جهان را برای ایران به ارمغان آورد و ایران را در بسیاری از دانش‌های استراتژیک و حساس که مرز دانش به حساب می‌آیند، همچون دانش هسته‌ای و دانش نانو، در جمع کشورهای تولیدکننده و صاحب دانش قرار دهد. برون‌داد دیگر خودباوری در عرصۀ علم، دستاوردهای شگفت‌انگیز در حوزۀ موشکی و نظامی است که در جنگ خرداد و بیش از آن، در جنگ رمضان عزتی بی‌مانند و تاریخی برای ملت ایران رقم زد‌.خودباوری در عرصۀ اقتصاد، در راهبردهای کم‌اثرکردن تحریم‌ها خود را نشان داد و توانست کشوری را که سخت‌ترین تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی تاریخ جهان را در مدتی طولانی متحمل می‌شد، رشد اقتصادی خود را حفظ کند. خودباوری اجتماعی در همۀ نسخه‌های افزایش‌دهنده و نشان‌دهندۀ سرمایۀ اجتماعی در کشور خود را نشان داد که آخرین نمونۀ آن، چهل روز حضور مردم در میدان بود که هیچ تحلیلگری در جهان چنین کنش اجتماعی از ایرانیان انتظار نداشت. این‌ها بخشی و برخی از نمونه‌های بارز خودباوری است که در ایران ریشه دوانده است و هیچ تهدید و ارعابی هم نمی‌تواند آن را نابود سازد.
من به‌عنوان پژوهشگری اجتماعی بر این باورم که بزرگ‌ترین میراث و دستاورد ۳۶ سال رهبری آیت‌الله خامنه‌ای در عرصۀ اجتماعی‌فرهنگی ایران، ایجاد خودباوری است که در همۀ عرصه‌ها خود را نشان می‌دهد و به هیچ زمینه‌ای محدود نمی‌شود و شجاعتی بی‌مانند به ملت ایران بخشیده است و کسی نمی‌تواند آن را از ملت ایران بگیرد و در همۀ بحران‌ها ناگهان فکر و دست و زبان مردم به‌صورت خودجوش و حتی ناخودآگاه آشکار می‌شود و مدیریت صحنه را به پست می‌گیرد و حیرت همگان را برمی‌انگیزد.
undefined @basijolumejtemaee

۱۰:۲۶

بسیج دانشکده علوم‌ اجتماعی
سمر 262 ( رهبر شهید ما ).pdf
رَهبَرِ شَهیدِ ایرانی و دشمنان فارسی‌زبان او
علی مومنی ( عضو گروه علمی مطالعات سینما و رسانۀ پژوهشکدۀ فرهنگ و هنر اسلامی )

بر کسی پوشیده نیست که رهبر شهید انقلاب، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، در طول تاریخ حکمرانی تمدن ایران، تنها حاکمی بوده که در زبان و در عمل نسبت به «ایران» و مشتقات آن مانند «ایرانی بودن»، «فرهنگ ایرانی» «زبان فارسی»، «غیرت ایرانی» و امثال آن، معتقد و پایبند بود. رهبر شهید را باید در زمرۀ معدود نمایندگان راستین و حقیقی تاریخ و فرهنگ چندهزارسالۀ ایرانی-اسلامی دانست، زیرا در تلاش مستمر بر بازنمود هویت خود مبتنی بر دو اصل ملی و دینی بود. کدام پادشاه ایرانی از زمان کوروش تا محمدرضای پهلوی را می‌توانید پیدا کنید که علاوه بر تخطی‌نکردن از حدود دینی، پایبند به دفاع از مرزها و کیان تمدنی ایران باشد؟ کدام پادشاهِ بافرَّهی را می‌توانید نام ببرید که علاوه بر حکمرانی، به مراقبه پرداخته و بر سلامت نفس خود تأکید کند؟ کدام پادشاه وطن‌پرست را می‌توانید نام ببرید که به‌معنای واقعی به استقلال ایران معتقد باشد؟ و حتی پس از آن که به دست دشمن کشته شود، یک وجب از خاک ایران متصرف دشمن نشود؟ به راستی رهبر شهید انقلاب، واجد تمام ویژگی‌هایی مانند تقید به حدود دینی، دفاع از مرز و بوم کشور، امنیت، سلامت نفس، استقلال ایران و ایستادگی در برابر استکبار و تجاوز دشمن بودند. اینها صرفاً ویژگی‌های درونی‌شده در یک شخص که در جایگاه اول مملکت قرار گرفته نیست؛ بلکه آرمان‌های اصیل جمهوری اسلامی ایران است که درصدد تحقق آن‌ها بوده و هست و مفهوم «ایران اسلامی» را برمی‌سازد؛ به‌عبارتی دیگر تحقق ایران در زمان فعلی با تحقق صفات ویژگی‌های مذکور و امثالهم، رخ می‌دهد. لذا رهبر شهید، صرفاً بازنمای نمایشی این صفات نبوده، بلکه خود ایران اسلامی بود. او آیینۀ تمام‌نمای ایران اسلامی در زبان، عمل، رفتار و کردار بود؛ او انسان ایرانی بود و در برابر او یا دشمنان خارجی ایران اسلامی مانند آمریکا و رژیم حرام‌زادۀ صهیونی بودند یا فارسی‌زبانان دشمن او! منظور از فارسی زبانان، همان‌ افرادی هستند که گویا در شناسنامه‌هایشان نام ایران و شهری از شهرهای آن به‌عنوان «وطن» مطرح شده، اما نسبتی با ایران اسلامی ندارند؛ حتی نسبتی با ایران در ادوار تاریخی ندارند. فارسی‌زبانان ساکن ایران یا خارج‌نشین اگرچه از کلمۀ «ایران» بسیار استفاده می‌کنند، اما هیچ نسبتی با ایران، مشتقات و صفات آن که پیشتر ذکر شد، ندارند. برچسب‌های مختلفی می‌توان به آن‌ها زد از پهلوی‌چی تا منافق، وطن‌فروش، اغتشاش‌گر و...؛ اما بهترین برچسب که واقعیت آن‌ها را برملا می‌کند «دشمنان فارسی‌زبان» ایران است. فارسی‌زبانانی که سال‌ها رهبر شهید را مورد توهین، تهمت و تمسخر قرار دادند؛ فارسی‌زبانانی که زمینه‌های فکری مثبت را برای حملۀ مستکبران به ایران را ایجاد کردند؛ فارسی‌زبانانی که از امکانات و امتیازهای این نظام بیشتر از بضاعت و ظرفیتشان استفاده کردند، اما در نهایت به آن لگدپراکنی کردند؛ فارسی‌زبانانی که با اسطوره‌های شهید انقلاب اسلامی مانند سید حسن نصرالله عکس یادگاری می‌انداختند اما با نام رهبر شهید، فحش می‌سازند؛ فارسی زبانانی که آرزوی حملۀ عموی جزیره‌نشینشان را به خاک این کشور را داشتند؛ فارسی‌زبانانی که حتی در زمان دفاع مقدس رمضان نیز از بی‌بی حرام‌زاده‌شان تقاضای تشدید حملات را داشتند و تلفات رژیم غاصب، شهید می‌خواندند؛ پاساژپژوهانِ فارسی‌زبانی که در زمان کودتا، خیابان را عرصۀ عمومی کشور تلقی می‌کردند و در زمان دفاع مردم در جنگ رمضان و حضور در میادین، پشت‌بام خانه و رقص را عرصۀ عمومی تلقی کردند؛ جامعه‌شناسان فارسی‌زبانی که در دی‌ماه طرح عبور از «علی زمانه» را راه انداختند و صحبت از جمهوری سوم داشتند؛ سلبریتی‌‌های فارسی‌زبان و بی‌وطنی که چه در داخل و چه در خارج از این مرز و بوم، نسبتی با رهبر شهید خود چه در زمان حیات و چه در زمان شهادت نداشتند و با منت فراوان و گذشت زمانی طولانی، یادی از کودکان شهید مدرسۀ شجرۀ طیبۀ میناب کردند، آن هم در کنار نام کودتاچیان دی‌ماه؛ فارسی‌زبانانی که با شنیدن و تماشای خبر شهادت رهبر شهید در شبکۀ اینترنشنال، در کوچه‌ها جیغ و هورا کشیدند و کمتر از چند روز، خانه‌هایشان برسرشان آوار شد. هیچ یک از این فارسی‌زبانان نسبتی با صفات رهبر شهید ندارند، آن‌ها در راه دشمنی با رهبر شهید و نظام جمهوری اسلامی ایران، هویت جمعی، تاریخی و حتی دینی خود را به تاراج گذاشتند و به ثمن بخس به دزد جهانی فروختند و به هر شکل ممکن باطن پلید خودشان را برملاء کردند؛ اگر بازگشتی به مقدمات بحث (در پاراگراف اول) داشته باشیم، آن‌ها با دشمنی با رهبر شهید، در ضدیت وجودی با ماهیت ایران قرار گرفته‌اند.
undefined @basijolumejtemaee

۱۲:۱۹

بسیج دانشکده علوم‌ اجتماعی
سمر 262 ( رهبر شهید ما ).pdf
در رثای آن امام شهید(بخش اول)
حسین ایرانپور ( دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین دانشگاه تهران )


چهل روز از فراق بین امت و امام‌شان گذشته است. در این چهل روز توصیفات متعددی از اوصاف امتی که تربیت‌شده‌ی امام شهیدشان بودند به نگارش درآمده است، اما در این مختصر قرار است به خود رابطه‌ی بین این مردم با امام‌شان بپردازیم. بسیاری سنخ رابطه‌ی بین امام و امت را با رابطه‌ی معروف به «أب و ابن» خلط می‌کنند. در واقع رابطه‌ای که بین پدر و فرزند وجود دارد، رابطه‌ای وجودی/ مادی/ عاطفی است که بر اساس شریعت به یک رابطه‌ی حقوقی/ اخلاقی نیز منتهی می‌شود. اما رابطه‌ی امام و امت از سنخ رابطه بین «عِنوان و مُعَنوَن» است. در ابتدا باید متذکر شوم که منظور از «امت» در این اصطلاح واژه‌ای در قبال «ملت» نیست که ذهن به سرحدات و مرزها متبادر شود. برای توضیح این رابطه می‌توان از توجه به این آیه مبارکه آغاز کرد: «يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ (الإسراء /71).آیه‌ی شریفه به این نکته رهنمون می‌شود که در روز قیامت هر امتی با امام خود شناخته و فراخوانده می‌شود. مگر رابطه‌ی بین امام و امت به چه صورت است که هر امتی را با امامش فرا خواهند خواند؟ پاسخ در همان رابطه‌ای است که به «عنوان و معنون» شهرت دارد. در واقع عنوان (عنوانِ مُشیر) یک حاکی است که به چیزی ورای خود اشاره و از آن حکایت‌گری می‌کند. برای روشن‌تر شدن به این مثال توجه کنید: تصویری که در آینه وجود دارد، در واقع خود آن صاحب تصویر نیست و یک حاکی از آن است. آن تصویر حکایت‌گر و اشاره‌کننده به صاحب تصویر همان عنوان و خود صاحب تصویر، معنون است. باید دانست که رابطه‌ی امام و امت نیز از همین سنخ است. البته این سنخ رابطه هیچگاه به معنای سلب دیگر انواع تأثیرات و تأثُّرات امام و امت بر یکدیگر نیست. به عنوان مثال مربّی‌بودن و تربیت‌شدن امت توسط امام نفی نمی‌شود و قطعا امام می‌تواند و باید امت خود را تربیت کند و به سوی رشد یا غیّ (مقابل رشد و به معنای به سمت انحطاط رفتن) سوق دهد؛ اما باید توجه داشت که اصل رابطه بین امام و امتش همان رابطه‌ی عنوان و معنون است.در مورد امام شهید که قائد امت اسلامی ایران و جبهه مقاومت اسلامی بود نیز باید به همین منوال تصور کرد. به چند مورد از نتایج این نوع نگاه بپردازیم:اگر خامنه‌ایِ شهید یک انقلابی تامّ بود و در مقام امامت این امت حضور داشت، همان‌گونه که خود همیشه می‌فرمود، مردم ایران نیز همواره یک مردم انقلابی بودند. فرد یا امت انقلابی همواره در صحنه‌ای که باید از انقلاب خود دفاع کند، حاضر است و در میدان دفاع و مبارزه حضور دارد.اگر خامنه‌ایِ شهید یک استکبارستیز و در مقابل زورگویان عالم لحظه‌ای هراس به خود راه نداد، ملت شریفِ مأموم وی نیز از همین خصوصیت برخودار بوده و هست. این مردم در مقابل استکبار جهانی قد علم کرده و ترسی به خود راه نداده است، همان‌گونه که همواره شعار داده است که سازش یا تسلیم را در قبال مستکبران را نخواهد پذیرفت و آماده مبارزه با آنان است. اگر خامنه‌ایِ شهید به دنبال تحقق عدالت اجتماعی بود، مردم ایران نیز همواره به دنبال تحقق این مهم بوده‌اند. اگر خامنه‌ایِ شهید به مواسات به مستضعفین می‌پرداخت، این خصوصیت در مردمِ تابع او نیز متبلور بوده است.
undefined @basijolumejtemaee

۱۶:۰۹

بسیج دانشکده علوم‌ اجتماعی
در رثای آن امام شهید(بخش اول) حسین ایرانپور ( دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین دانشگاه تهران ) چهل روز از فراق بین امت و امام‌شان گذشته است. در این چهل روز توصیفات متعددی از اوصاف امتی که تربیت‌شده‌ی امام شهیدشان بودند به نگارش درآمده است، اما در این مختصر قرار است به خود رابطه‌ی بین این مردم با امام‌شان بپردازیم. بسیاری سنخ رابطه‌ی بین امام و امت را با رابطه‌ی معروف به «أب و ابن» خلط می‌کنند. در واقع رابطه‌ای که بین پدر و فرزند وجود دارد، رابطه‌ای وجودی/ مادی/ عاطفی است که بر اساس شریعت به یک رابطه‌ی حقوقی/ اخلاقی نیز منتهی می‌شود. اما رابطه‌ی امام و امت از سنخ رابطه بین «عِنوان و مُعَنوَن» است. در ابتدا باید متذکر شوم که منظور از «امت» در این اصطلاح واژه‌ای در قبال «ملت» نیست که ذهن به سرحدات و مرزها متبادر شود. برای توضیح این رابطه می‌توان از توجه به این آیه مبارکه آغاز کرد: «يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ (الإسراء /71). آیه‌ی شریفه به این نکته رهنمون می‌شود که در روز قیامت هر امتی با امام خود شناخته و فراخوانده می‌شود. مگر رابطه‌ی بین امام و امت به چه صورت است که هر امتی را با امامش فرا خواهند خواند؟ پاسخ در همان رابطه‌ای است که به «عنوان و معنون» شهرت دارد. در واقع عنوان (عنوانِ مُشیر) یک حاکی است که به چیزی ورای خود اشاره و از آن حکایت‌گری می‌کند. برای روشن‌تر شدن به این مثال توجه کنید: تصویری که در آینه وجود دارد، در واقع خود آن صاحب تصویر نیست و یک حاکی از آن است. آن تصویر حکایت‌گر و اشاره‌کننده به صاحب تصویر همان عنوان و خود صاحب تصویر، معنون است. باید دانست که رابطه‌ی امام و امت نیز از همین سنخ است. البته این سنخ رابطه هیچگاه به معنای سلب دیگر انواع تأثیرات و تأثُّرات امام و امت بر یکدیگر نیست. به عنوان مثال مربّی‌بودن و تربیت‌شدن امت توسط امام نفی نمی‌شود و قطعا امام می‌تواند و باید امت خود را تربیت کند و به سوی رشد یا غیّ (مقابل رشد و به معنای به سمت انحطاط رفتن) سوق دهد؛ اما باید توجه داشت که اصل رابطه بین امام و امتش همان رابطه‌ی عنوان و معنون است. در مورد امام شهید که قائد امت اسلامی ایران و جبهه مقاومت اسلامی بود نیز باید به همین منوال تصور کرد. به چند مورد از نتایج این نوع نگاه بپردازیم: اگر خامنه‌ایِ شهید یک انقلابی تامّ بود و در مقام امامت این امت حضور داشت، همان‌گونه که خود همیشه می‌فرمود، مردم ایران نیز همواره یک مردم انقلابی بودند. فرد یا امت انقلابی همواره در صحنه‌ای که باید از انقلاب خود دفاع کند، حاضر است و در میدان دفاع و مبارزه حضور دارد. اگر خامنه‌ایِ شهید یک استکبارستیز و در مقابل زورگویان عالم لحظه‌ای هراس به خود راه نداد، ملت شریفِ مأموم وی نیز از همین خصوصیت برخودار بوده و هست. این مردم در مقابل استکبار جهانی قد علم کرده و ترسی به خود راه نداده است، همان‌گونه که همواره شعار داده است که سازش یا تسلیم را در قبال مستکبران را نخواهد پذیرفت و آماده مبارزه با آنان است. اگر خامنه‌ایِ شهید به دنبال تحقق عدالت اجتماعی بود، مردم ایران نیز همواره به دنبال تحقق این مهم بوده‌اند. اگر خامنه‌ایِ شهید به مواسات به مستضعفین می‌پرداخت، این خصوصیت در مردمِ تابع او نیز متبلور بوده است. undefined @basijolumejtemaee
در رثای آن امام شهید ( بخش دوم )
حسین ایرانپور (دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین دانشگاه تهران )

در اوج این جریان، اگر خامنه‌ای شهید، یک شهید زنده بود و به دنبال مرگ تاجرانه‌ی شهادت بود، این خصوصیت در مردم جبهه‌ی مقاومت نیز نمود بارز داشته و دارد و این مسأله پس از شهادت او بسیار پررنگ‌تر شده است. بی‌دلیل نیست که مردم در ایران، شیعیان لبنان، مقاومان یمن، حزب‌اللهی‌های عراق و دیگر عناصر جبهه‌ی مقاومت همواره در قبال وظایف خود بدون درنگ عمل کرده و هیچ ترسی از شهادت ندارند. در این مهم، امام و امت دارای یک وصف و یک منش هستند.اگر خامنه‌ای شهید مبعوث شده بود که پوزه‌ی دشمنان مستکبر را به خاک بمالد، امتِ تابع او نیز مبعوث شده‌اند. در توضیح باید گفت هم افراد و هم جوامع مبعوث می‌شوند. زمانی که سیدالشهدا علیه‌السلام در روز عاشورا به شهادت رسید، لحظه‌ی بعثت زینب کبری بود. در این لحظه‌ی عظمی بود که رسالت زینب علیهاالسلام آغاز شد تا در برابر منتهای کفر قد عَلَم کند و پیام قیام سیدالشهدا را همیشگی کند. از این سنخ لحظات در طول تاریخ فراوان است. انگار لحظه‌ای است برای همه که سرنوشت خود را رقم زنند. یکی از مهم‌ترین‌هایش بعثت زهرای مرضیه در لحظه‌ای است که به خانه‌ی امامش هجوم آورده‌اند. یا لحظه‌ای که رسول‌الله صلوات الله علیه ندای «اقْرَأْ» (العلق/۱) را شنید. لحظه‌ی بعثت، تنها مختص به افراد نیست، بلکه جوامع نیز مبعوث می‌شوند. وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ (النور/۵۵). آری خداوند به مؤمنان و صالحان وعده داده است که اجتماع‌شان خلیفه‌ی الهی بر روی زمین خواهد بود، کما اینکه افرادی پیش از آنان خليفةالله بودند. این استخلاف اجتماعی و این خليفةالله‌بودن یک جامعه زمانی رخ می‌دهد که آن جامعه در لحظه‌ی بعثتش درست عمل کند. مثل جامعه‌ی مدينه در عصر رسول‌الله. همان که کارخانه‌ی انسان‌سازی شده بود. یا مثل جامعه‌ی ایرانیِ پساانقلاب. اگر مردمی در آن لحظه‌ی بعثت، خوش درخشیدند و توانستند به استخلاف اجتماعی برسند، آن زمان است که خداوند وعده پیروزی و نصرت داده است. وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا (النور/۵۵). خداوند وعده‌ی لایخلف داده است که در صورت تحقق استخلاف اجتماعی توسط مردم، دین‌شان را به سود همان مردم قوی و مستحکم گرداند و ترسِ آنان را به امنیت مبدل سازد. البته وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (النور/۵۵).اما مردم چه زمانی مبعوث خواهند شد؟ «وقتی که مردم وارد میدان می‌شوند و تصمیم می‌گیرند، آتش‌ها را خاموش می‌کنند، شعله‌ها را خاکستر می‌کنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد (حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴)؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد» (بیانات رهبر شهید انقلاب، ۱۴۰۴/۱۱/۱۲).حال نگاهی به ملت ایران در این روزها و شب‌ها بیندازید. این ملت شبانه‌روز و خودجوش در خیابان است. خیابان را قُرق کرده است که مبادا آسیبی به دین و مملکتش برسد. این همان لحظه‌ی بعثت مردم ایران است. البته این مردم بارها از امتحان خود سربلند بیرون آمده‌اند. می‌توان گفت یکی از بهترین گزینه‌های باری تعالی برای استخلاف اجتماعی در این برهه از زمان هستند. اگر این استخلاف اجتماعی محقق شود و ملت ایران به چشم حضرت حق، عزیز جلوه کنند، آن زمان است که ذات اقدس الهی «دین‌شان را به سود همان مردم قوی و مستحکم گرداند و ترسِ آنان را به امنیت مبدل سازد» (النور/۵۵). و این همان امت مبعوثی است که یک عنوان، یک حکایت‌گر، بخوانید یک امامِ مبعوث داشته است.
undefined @basijolumejtemaee

۱۶:۱۰