من فقط یکم موهام سوخته همینیکمم کبوده رنگم مگه نه لباسام یه ذره نامرتبه ولی من هنوز قشنگم مگه نه !؟
#یا_رقیه#از_غزة_بگو
شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها دختر مظلوم امام حسین علیه السلام تسلیت باد
اللهم عجل لولیک الفرج
بیان نما در تلگرام: https://t.me/bayannama_ir بیان نما در بله: ble.ir/join/4W2MYBmEUk بیان نما در ایتا: https://eitaa.com/bayannama بیان نما در آپارات (لیست پخش ویدئو در آپارات برای کسانی که در واتساپ هستند ارسال شود)https://www.aparat.com/playlist/10431141
شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها دختر مظلوم امام حسین علیه السلام تسلیت باد
اللهم عجل لولیک الفرج
بیان نما در تلگرام: https://t.me/bayannama_ir بیان نما در بله: ble.ir/join/4W2MYBmEUk بیان نما در ایتا: https://eitaa.com/bayannama بیان نما در آپارات (لیست پخش ویدئو در آپارات برای کسانی که در واتساپ هستند ارسال شود)https://www.aparat.com/playlist/10431141
۳:۱۱
بازارسال شده از سدرسول
بدان اي مفضل! آن زنان، #لباس_کفار ميپوشند و خود را به شکلِ مستکبرانهاي در ميآورند! بر #زینها سوار ميشوند، به همسران خود تمکین نميکنند، درآمد شوهرشان کفافِ #مخارج_آنها را نميدهد! اگر ميخواهي دینت را حفظ کني در این شهر سکونت نکن، از آنجا فرار کن و به قله کوهها فرار کن، از سوراخي به سوراخ دیگر، مانند فرار روباه با بچههایش»
۸:۳۷
بازارسال شده از خبر فوری
سردار مجید رئیس پلیس فتا:
۱۳:۱۱
ble.ir/join/FXfNE12TKK
۱۴:۴۹
ble.ir/join/FXfNE12TKK
۱۴:۵۰
معادله حذف نخبگان: از مهاجرت تا ترور در منطق سرویس ها اطلاعاتی
قسمت اول :
در دنیای امروز، حذف نخبگان یک راهبرد اصلی برای سرویسهای اطلاعاتی خارجی است تا کشورها را در بلندمدت تضعیف کنند. این راهبرد به دو شکل اصلی دنبال میشود: "خروج نرم" (مهاجرت) و "خروج سخت" (ترور). هر دو روش یک هدف مشترک دارند: کاهش قدرت راهبردی کشور با از بین بردن سرمایههای انسانی حیاتی. انتخاب روش، به این بستگی دارد که سرویسهای اطلاعاتی، ریسک، هزینه و بیشترین بازده را در کدام شیوه ببینند.
خروج نرم: "خونریزی داخلی" مطلوب دشمندر روش خروج نرم، دشمن نیازی به عملیات مستقیم ندارد. آنها از ضعفهای داخلی کشور هدف مانند نابرابری، نبود شایستهسالاری، مسدود شدن مسیر پیشرفت، یا تحریمهای علمی سوءاستفاده میکنند. این ضعفها باعث میشود نخبگان خودشان کشور را ترک کنند. این فرآیند بیصدا، اما ویرانگر، درست مثل خونریزی آهسته یک سیستم عمل میکند که بدون حمله نظامی، آن را از درون خالی میکند.از نگاه دشمن، این روش ریسک صفر و هزینه ناچیز دارد و هیچ رد پایی از دخالت خارجی باقی نمیگذارد. خروج نخبگان به عنوان یک مشکل داخلی اقتصادی یا اجتماعی تحلیل میشود، نه یک عملیات طراحی شده. با این روش، هم ظرفیتهای حیاتی کشور تخلیه میشود و هم نخبگان مهاجر در خدمت کشورهای رقیب قرار میگیرند؛ چه با استخدام رسمی و چه با جذب اطلاعاتی. همزمان، این روند به تشدید نارضایتی عمومی و بیثباتی اجتماعی در کشور هدف نیز کمک میکند.اینجاست که پدیده "ناکارآمدی ژنتیکی" (حاکمیت روابط به جای ضوابط، آقازادگی و انحصارگرایی) دقیقاً همان نقطهای است که دشمن روی آن حساب میکند. وقتی نخبگان واقعی میبینند هیچ چشمانداز رشد و مشارکت مؤثری ندارند، ماندن را بیمعنا دانسته و مهاجرت را ترجیح میدهند. این دقیقاً همان سناریویی است که سرویسهای اطلاعاتی میخواهند: سیستمی که خودش را از درون تخریب کند.
خروج سخت: "جراحی دقیق" و پرخطر دشمناما اگر فردی بسیار متعهد، متخصص و حیاتی برای کشورش باشد (مانند دانشمندان هستهای یا فرماندهان کلیدی) و امکان خروج نرم او فراهم نشود، آنگاه گزینه دوم فعال میشود: خروج سخت.ترور نخبگان، آخرین و خطرناکترین ابزار سرویسهای اطلاعاتی است. این روش معمولاً برای حذف افرادی بهکار میرود که حضورشان به دلایل راهبردی، برای دشمن قابل تحمل نیست. تأثیرگذاری مستقیم آنها بر پروژههای حیاتی، دانش انحصاری یا دسترسی به اطلاعات طبقهبندی شده، آنها را به اهدافی غیرقابل چشمپوشی تبدیل میکند. در چنین حالتی، دشمن تصمیم میگیرد با جراحی دقیق و هدفمند، پروژه را با حذف مغز متفکر آن متوقف کند.هدف در این عملیات، تنها حذف فیزیکی نیست؛ بلکه ایجاد فضای رعب و وحشت، دلسرد کردن سایر نخبگان، و القای این پیام است که "حتی در خاک خودتان هم در امان نیستید." بسیاری از پروژهها پس از ترور، به دلیل فقدان دانش ضمنی، دچار توقف یا اختلال شدید میشوند.
در این مدل "ناکارآمدی ژنتیکی" که در یادداشت بعدی به تفضیل به آن اشاه خواهم کرد نقش مهمی ایفا میکند. سیستمهای امنیتی ناکارآمد که در اختیار مدیران نالایق یا رانتی هستند، بهراحتی قابل نفوذند، فاقد توانایی پیشبینی تهدیدات هستند و در پاسخ متقابل ناتوانند. همین ناکارآمدیها، مسیر را برای دشمن هموار میکند.
بنابراین، سرویسهای اطلاعاتی با بهرهگیری از هر دو روش – مهاجرت یا ترور – به دنبال هدفی واحد هستند: تضعیف سرمایه انسانی، فلجسازی زیرساخت دانشی و تهیسازی تدریجی قدرت ملی. ولی "خروج نرم" همواره ترجیح داده میشود، زیرا در آن، دشمن فقط نظارهگر است و سیستم خودش کار را برای دشمن تمام میکند. این همان معنای دقیق «تضعیف از درون» است که در جاسوسی مدرن، یک هدف استراتژیک محسوب میشود.
پیشنهادهای کاربردی برای مقابله با این روند، در یادداشت آخر تقدیم خواهد شد.
ولی همین قدر فعلا به خاطر داشته باشیم که این نظام و این کشور فرزند ماست. اگر فرزند یک خانواده بیمار شد، او را پشت درب منزل و در معرض گرگهای درنده رها نمیکنند؛ بلکه با تمام توان برای درمانش اقدام میکنند. ما نیز باید به جای رها کردن این نظام در برابر دشمنان بیرونی، برای درمان آسیبها و ناکارآمدیهایش مسئولانه، آگاهانه و شجاعانه گام برداریم.
سجادی پناهble.ir/join/FXfNE12TKK
قسمت اول :
در دنیای امروز، حذف نخبگان یک راهبرد اصلی برای سرویسهای اطلاعاتی خارجی است تا کشورها را در بلندمدت تضعیف کنند. این راهبرد به دو شکل اصلی دنبال میشود: "خروج نرم" (مهاجرت) و "خروج سخت" (ترور). هر دو روش یک هدف مشترک دارند: کاهش قدرت راهبردی کشور با از بین بردن سرمایههای انسانی حیاتی. انتخاب روش، به این بستگی دارد که سرویسهای اطلاعاتی، ریسک، هزینه و بیشترین بازده را در کدام شیوه ببینند.
خروج نرم: "خونریزی داخلی" مطلوب دشمندر روش خروج نرم، دشمن نیازی به عملیات مستقیم ندارد. آنها از ضعفهای داخلی کشور هدف مانند نابرابری، نبود شایستهسالاری، مسدود شدن مسیر پیشرفت، یا تحریمهای علمی سوءاستفاده میکنند. این ضعفها باعث میشود نخبگان خودشان کشور را ترک کنند. این فرآیند بیصدا، اما ویرانگر، درست مثل خونریزی آهسته یک سیستم عمل میکند که بدون حمله نظامی، آن را از درون خالی میکند.از نگاه دشمن، این روش ریسک صفر و هزینه ناچیز دارد و هیچ رد پایی از دخالت خارجی باقی نمیگذارد. خروج نخبگان به عنوان یک مشکل داخلی اقتصادی یا اجتماعی تحلیل میشود، نه یک عملیات طراحی شده. با این روش، هم ظرفیتهای حیاتی کشور تخلیه میشود و هم نخبگان مهاجر در خدمت کشورهای رقیب قرار میگیرند؛ چه با استخدام رسمی و چه با جذب اطلاعاتی. همزمان، این روند به تشدید نارضایتی عمومی و بیثباتی اجتماعی در کشور هدف نیز کمک میکند.اینجاست که پدیده "ناکارآمدی ژنتیکی" (حاکمیت روابط به جای ضوابط، آقازادگی و انحصارگرایی) دقیقاً همان نقطهای است که دشمن روی آن حساب میکند. وقتی نخبگان واقعی میبینند هیچ چشمانداز رشد و مشارکت مؤثری ندارند، ماندن را بیمعنا دانسته و مهاجرت را ترجیح میدهند. این دقیقاً همان سناریویی است که سرویسهای اطلاعاتی میخواهند: سیستمی که خودش را از درون تخریب کند.
خروج سخت: "جراحی دقیق" و پرخطر دشمناما اگر فردی بسیار متعهد، متخصص و حیاتی برای کشورش باشد (مانند دانشمندان هستهای یا فرماندهان کلیدی) و امکان خروج نرم او فراهم نشود، آنگاه گزینه دوم فعال میشود: خروج سخت.ترور نخبگان، آخرین و خطرناکترین ابزار سرویسهای اطلاعاتی است. این روش معمولاً برای حذف افرادی بهکار میرود که حضورشان به دلایل راهبردی، برای دشمن قابل تحمل نیست. تأثیرگذاری مستقیم آنها بر پروژههای حیاتی، دانش انحصاری یا دسترسی به اطلاعات طبقهبندی شده، آنها را به اهدافی غیرقابل چشمپوشی تبدیل میکند. در چنین حالتی، دشمن تصمیم میگیرد با جراحی دقیق و هدفمند، پروژه را با حذف مغز متفکر آن متوقف کند.هدف در این عملیات، تنها حذف فیزیکی نیست؛ بلکه ایجاد فضای رعب و وحشت، دلسرد کردن سایر نخبگان، و القای این پیام است که "حتی در خاک خودتان هم در امان نیستید." بسیاری از پروژهها پس از ترور، به دلیل فقدان دانش ضمنی، دچار توقف یا اختلال شدید میشوند.
در این مدل "ناکارآمدی ژنتیکی" که در یادداشت بعدی به تفضیل به آن اشاه خواهم کرد نقش مهمی ایفا میکند. سیستمهای امنیتی ناکارآمد که در اختیار مدیران نالایق یا رانتی هستند، بهراحتی قابل نفوذند، فاقد توانایی پیشبینی تهدیدات هستند و در پاسخ متقابل ناتوانند. همین ناکارآمدیها، مسیر را برای دشمن هموار میکند.
بنابراین، سرویسهای اطلاعاتی با بهرهگیری از هر دو روش – مهاجرت یا ترور – به دنبال هدفی واحد هستند: تضعیف سرمایه انسانی، فلجسازی زیرساخت دانشی و تهیسازی تدریجی قدرت ملی. ولی "خروج نرم" همواره ترجیح داده میشود، زیرا در آن، دشمن فقط نظارهگر است و سیستم خودش کار را برای دشمن تمام میکند. این همان معنای دقیق «تضعیف از درون» است که در جاسوسی مدرن، یک هدف استراتژیک محسوب میشود.
پیشنهادهای کاربردی برای مقابله با این روند، در یادداشت آخر تقدیم خواهد شد.
ولی همین قدر فعلا به خاطر داشته باشیم که این نظام و این کشور فرزند ماست. اگر فرزند یک خانواده بیمار شد، او را پشت درب منزل و در معرض گرگهای درنده رها نمیکنند؛ بلکه با تمام توان برای درمانش اقدام میکنند. ما نیز باید به جای رها کردن این نظام در برابر دشمنان بیرونی، برای درمان آسیبها و ناکارآمدیهایش مسئولانه، آگاهانه و شجاعانه گام برداریم.
۱۲:۲۷
سیستم انتخاباتی معیوب: دروازهای برای نفوذ سرویسهای اطلاعاتی دشمن
بخش سوم
حدود ۱۸ سال از زمانی که مصطفی پورمحمدی، یکی از چهرههای امنیتی برجسته، درباره "اشکالات ساختاری نظام انتخاباتی" هشدار داد، میگذرد. پیشبینی واقعبینانه او که در سال ۱۳۸۶ و از درون ساختار قدرت مطرح شد – نه از موضع یک اصلاحطلب، بلکه به عنوان یک مقام مسئول آگاه به وضعیت کشور – به وضوح درست و دقیق از آب درآمده است.با مرور تجربه انتخاباتهای برگزار شده از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۳، روشن است که نه تنها به این هشدارها توجهی نشد، بلکه همان روند معیوب و ناکارآمد عملاً تشدید و در ساختار سیاسی کشور نهادینه شد.
سرویسهای اطلاعاتی دشمن، نظام انتخاباتی کشورها را صرفاً یک فرآیند سیاسی نمیدانند؛ بلکه معتقدند این سیستم ها نقش بسیار مهمی در کیفیت مقامات جذب شده و در نتیجه، در ایجاد یا کاهش آسیبپذیریهای امنیتی یک کشور در برابر جاسوسی ایفا میکنند. ناکارآمدی در سیستم انتخاباتی میتواند به طور مستقیم به قرار گرفتن افراد نالایق در پستهای حساس منجر شود و این خود یک ابزار مهم برای سرویسهای اطلاعاتی متخاصم است.
سیستمهای انتخاباتی کشور ما ، به خصوص در شهرهای کوچک تر ، تمرکز بر روی نامزدها بیشتر از احزاب است. این میتواند منجر به انتخاب افرادی شود که بیشتر بر اساس کاریزما، شهرت محلی یا توانایی مالی خود (برای تبلیغات) انتخاب میشوند تا تخصص، تجربه یا شایستگی واقعی. این افراد ممکن است فاقد دانش لازم برای تشخیص تهدیدات پیچیده امنیتی باشند.نامزد محوری میتواند به افزایش هزینههای تبلیغاتی منجر شود. این امر ممکن است افراد متمول یا کسانی که از منابع مشکوک حمایت مالی میشوند را به صحنه انتخابات بکشاند. این افراد میتوانند اهداف آسانی برای نفوذ و جاسوسی باشند، زیرا ممکن است به دلیل بدهیهای مالی یا تعهدات پنهان، آسیبپذیر باشند.این سیستمها ممکن است گروههای اقلیت یا متخصصان را که پایگاه رأی گستردهای ندارند، از ورود به مجلس یا پستهای دولتی باز دارند، حتی اگر شایستگی بالایی داشته باشند.در شهرهای بزرگتر به هنگام بستن سیستمهای انتخاباتی ، قدرت زیادی به رهبران احزاب داده میشود تا نامزدها را در لیست قرار دهند. این میتواند منجر به انتخاب افرادی شود که وفاداری حزبی بالایی دارند، اما لزوماً شایستگی یا تخصص لازم برای پستهای حساس را ندارند. فساد در لیستگذاری: امکان دارد فساد در فرآیند قرار گرفتن در لیستهای انتخاباتی وجود داشته باشد، که این خود میتواند افراد آسیبپذیر یا نالایق را وارد سیستم کند.دولتهای ائتلافی: در برخی موارد، این سیستمها به دولتهای ائتلافی منجر میشوند که ممکن است از ثبات کمتری برخوردار باشند یا تصمیمگیری در آنها کندتر باشد، که این نیز میتواند فرصتهایی برای نفوذ ایجاد کند.
فرآیندهای پیش از انتخابات و بررسی صلاحیتها:ضعف در بررسی صلاحیتها: اگر سیستم انتخاباتی دارای مکانیزمهای ضعیفی برای بررسی صلاحیت نامزدها باشد (چه از نظر علمی، تجربی، اخلاقی یا امنیتی)، افراد ناکارآمد یا دارای سوابق مشکوک میتوانند وارد صحنه شوند. بررسیهای سیاسی/سلیقهای: اگر فیلترینگ بیش از حد سیاسی یا سلیقهای باشد و بر شایستگی واقعی تمرکز نکند، ممکن است افراد متخصص و مستقل حذف شوند و افرادی که تنها از نظر سیاسی همسو هستند، حتی اگر ناکارآمد باشند، انتخاب شوند.تأمین مالی انتخابات: عدم شفافیت در منابع مالی کمپینهای انتخاباتی میتواند راه را برای نفوذ خارجی یا داخلی از طریق حمایت مالی از نامزدهای خاص باز کند. این نامزدها ممکن است پس از ورود به قدرت، تحت تأثیر حامیان خود قرار گیرند.پولشویی و فساد: پولهای کثیف میتواند وارد فرآیند انتخاباتی شود و افراد فاسد را به قدرت برساند که به راحتی توسط جاسوسان قابل بهرهبرداری هستند.
فقدان پاسخگویی: در سیستمهایی که مکانیسمهای پاسخگویی ضعیف است، مقامات ناکارآمد یا فاسد کمتر نگران از دست دادن موقعیت خود هستند. این امر آنها را در برابر نفوذ و بهرهبرداری آسیبپذیرتر میکند.پوپولیسم و عوامفریبی: سیستمهای انتخاباتی که به پوپولیسم و شعارهای عوامفریبانه میدان میدهند، ممکن است افراد فاقد برنامه و تخصص را به قدرت برسانند. این افراد در مواجهه با چالشهای پیچیده امنیتی، ناکارآمد خواهند بود.
ضعف احزاب سیاسی: اگر احزاب سیاسی به جای پرورش کادرهای متخصص و متعهد، صرفاً به دنبال کسب قدرت باشند، ممکن است افراد ضعیفتر را برای پستهای کلیدی معرفی کنند.
بنابراین یک سیستم انتخاباتی معیوب میتواند دروازهای برای ورود افراد ناکارآمد، فاسد یا آسیبپذیر به پستهای حساس باشد. این "نقطه ضعف استراتژیک" سپس توسط سرویسهای اطلاعاتی متخاصم شناسایی و به عنوان ابزاری برای جمعآوری اطلاعات، نفوذ در تصمیمگیریها و تضعیف امنیت ملی مورد بهرهبرداری قرار
ble.ir/join/FXfNE12TKK
بخش سوم
حدود ۱۸ سال از زمانی که مصطفی پورمحمدی، یکی از چهرههای امنیتی برجسته، درباره "اشکالات ساختاری نظام انتخاباتی" هشدار داد، میگذرد. پیشبینی واقعبینانه او که در سال ۱۳۸۶ و از درون ساختار قدرت مطرح شد – نه از موضع یک اصلاحطلب، بلکه به عنوان یک مقام مسئول آگاه به وضعیت کشور – به وضوح درست و دقیق از آب درآمده است.با مرور تجربه انتخاباتهای برگزار شده از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۳، روشن است که نه تنها به این هشدارها توجهی نشد، بلکه همان روند معیوب و ناکارآمد عملاً تشدید و در ساختار سیاسی کشور نهادینه شد.
سرویسهای اطلاعاتی دشمن، نظام انتخاباتی کشورها را صرفاً یک فرآیند سیاسی نمیدانند؛ بلکه معتقدند این سیستم ها نقش بسیار مهمی در کیفیت مقامات جذب شده و در نتیجه، در ایجاد یا کاهش آسیبپذیریهای امنیتی یک کشور در برابر جاسوسی ایفا میکنند. ناکارآمدی در سیستم انتخاباتی میتواند به طور مستقیم به قرار گرفتن افراد نالایق در پستهای حساس منجر شود و این خود یک ابزار مهم برای سرویسهای اطلاعاتی متخاصم است.
سیستمهای انتخاباتی کشور ما ، به خصوص در شهرهای کوچک تر ، تمرکز بر روی نامزدها بیشتر از احزاب است. این میتواند منجر به انتخاب افرادی شود که بیشتر بر اساس کاریزما، شهرت محلی یا توانایی مالی خود (برای تبلیغات) انتخاب میشوند تا تخصص، تجربه یا شایستگی واقعی. این افراد ممکن است فاقد دانش لازم برای تشخیص تهدیدات پیچیده امنیتی باشند.نامزد محوری میتواند به افزایش هزینههای تبلیغاتی منجر شود. این امر ممکن است افراد متمول یا کسانی که از منابع مشکوک حمایت مالی میشوند را به صحنه انتخابات بکشاند. این افراد میتوانند اهداف آسانی برای نفوذ و جاسوسی باشند، زیرا ممکن است به دلیل بدهیهای مالی یا تعهدات پنهان، آسیبپذیر باشند.این سیستمها ممکن است گروههای اقلیت یا متخصصان را که پایگاه رأی گستردهای ندارند، از ورود به مجلس یا پستهای دولتی باز دارند، حتی اگر شایستگی بالایی داشته باشند.در شهرهای بزرگتر به هنگام بستن سیستمهای انتخاباتی ، قدرت زیادی به رهبران احزاب داده میشود تا نامزدها را در لیست قرار دهند. این میتواند منجر به انتخاب افرادی شود که وفاداری حزبی بالایی دارند، اما لزوماً شایستگی یا تخصص لازم برای پستهای حساس را ندارند. فساد در لیستگذاری: امکان دارد فساد در فرآیند قرار گرفتن در لیستهای انتخاباتی وجود داشته باشد، که این خود میتواند افراد آسیبپذیر یا نالایق را وارد سیستم کند.دولتهای ائتلافی: در برخی موارد، این سیستمها به دولتهای ائتلافی منجر میشوند که ممکن است از ثبات کمتری برخوردار باشند یا تصمیمگیری در آنها کندتر باشد، که این نیز میتواند فرصتهایی برای نفوذ ایجاد کند.
فرآیندهای پیش از انتخابات و بررسی صلاحیتها:ضعف در بررسی صلاحیتها: اگر سیستم انتخاباتی دارای مکانیزمهای ضعیفی برای بررسی صلاحیت نامزدها باشد (چه از نظر علمی، تجربی، اخلاقی یا امنیتی)، افراد ناکارآمد یا دارای سوابق مشکوک میتوانند وارد صحنه شوند. بررسیهای سیاسی/سلیقهای: اگر فیلترینگ بیش از حد سیاسی یا سلیقهای باشد و بر شایستگی واقعی تمرکز نکند، ممکن است افراد متخصص و مستقل حذف شوند و افرادی که تنها از نظر سیاسی همسو هستند، حتی اگر ناکارآمد باشند، انتخاب شوند.تأمین مالی انتخابات: عدم شفافیت در منابع مالی کمپینهای انتخاباتی میتواند راه را برای نفوذ خارجی یا داخلی از طریق حمایت مالی از نامزدهای خاص باز کند. این نامزدها ممکن است پس از ورود به قدرت، تحت تأثیر حامیان خود قرار گیرند.پولشویی و فساد: پولهای کثیف میتواند وارد فرآیند انتخاباتی شود و افراد فاسد را به قدرت برساند که به راحتی توسط جاسوسان قابل بهرهبرداری هستند.
فقدان پاسخگویی: در سیستمهایی که مکانیسمهای پاسخگویی ضعیف است، مقامات ناکارآمد یا فاسد کمتر نگران از دست دادن موقعیت خود هستند. این امر آنها را در برابر نفوذ و بهرهبرداری آسیبپذیرتر میکند.پوپولیسم و عوامفریبی: سیستمهای انتخاباتی که به پوپولیسم و شعارهای عوامفریبانه میدان میدهند، ممکن است افراد فاقد برنامه و تخصص را به قدرت برسانند. این افراد در مواجهه با چالشهای پیچیده امنیتی، ناکارآمد خواهند بود.
ضعف احزاب سیاسی: اگر احزاب سیاسی به جای پرورش کادرهای متخصص و متعهد، صرفاً به دنبال کسب قدرت باشند، ممکن است افراد ضعیفتر را برای پستهای کلیدی معرفی کنند.
بنابراین یک سیستم انتخاباتی معیوب میتواند دروازهای برای ورود افراد ناکارآمد، فاسد یا آسیبپذیر به پستهای حساس باشد. این "نقطه ضعف استراتژیک" سپس توسط سرویسهای اطلاعاتی متخاصم شناسایی و به عنوان ابزاری برای جمعآوری اطلاعات، نفوذ در تصمیمگیریها و تضعیف امنیت ملی مورد بهرهبرداری قرار
ble.ir/join/FXfNE12TKK
۱۲:۲۷
تنها موجب ضعف مدیریتی نشده، بلکه پیامدهای امنیتی و اطلاعاتی خطرناکی نیز در پی داشته است:
انباشت ناکارآمدی: با گذر زمان، لایههای بیشتری از ناکارامدی در بدنه حکمرانی رسوب کردهاند. این افراد نه تنها خود ناکارآمد هستند، بلکه راه را برای ارتقاء افراد شایسته میبندند. این محیط بسته، زمینهساز رشد فساد، رانتخواری و حذف رقابت سالم میشود.تشدید خروج نخبگان: همانطور که پیشتر اشاره شد، وقتی مسیر پیشرفت بر پایه شایستگی بسته شود، متخصصان و نخبگان واقعی چارهای جز مهاجرت نمییابند. این امر، به طور مستمر سیستم را از نیروهای توانمند و کارآمد تهی میسازد.
افزایش آسیبپذیری در برابر جاسوسی: سرویسهای اطلاعاتی متخاصم از این وضعیت بهره کامل میبرند. افرادی که به واسطه رانت به قدرت رسیدهاند، معمولاً ضعفهای بیشتری دارند: فقدان دانش کافی، نداشتن تجربه عملی، جاهطلبی مهارنشده، و در مواردی، ضعفهای اخلاقی. چنین ویژگیهایی، آنها را به اهداف آسانی برای اخاذی، فریب یا تطمیع توسط جاسوسان تبدیل میکند. سرویسهای اطلاعاتی میتوانند از طریق وعدههایی چون حفظ جایگاه یا ارتقاء، یا با تهدید به افشای ناکارآمدی و فساد، این افراد را وادار به همکاری کنند.افزایش نارضایتی عمومی و تعمیق شکاف اجتماعی: استمرار ناکارآمدی، موجب شکلگیری یک شکاف عمیق میان حاکمیت و مردم شده است. این نارضایتی گسترده، بستری مناسب برای عملیات روانی دشمن فراهم میآورد و زمینه بیثباتی اجتماعی را گسترش میدهد. فلج شدن سیستم ضدجاسوسی: در شرایطی که برخی مقامات ارشد، خود به واسطه رانت یا ضعف عملکردی، دچار آسیبپذیریاند، دستگاه ضدجاسوسی کشور نیز بعضا قدرت و جسارت لازم برای برخورد مؤثر با عوامل نفوذی را از دست میدهد. چرا که مقابله با نفوذ در چنین شرایطی، مستلزم برخورد با افرادی است که به اعتبار خانوادگی یا نفوذ سیاسی متصلاند. این وضعیت، بهتدریج موجب خودسانسوری درونی در نهادهای امنیتی میشود و اثرگذاری این نهادها را کاهش میدهد.
عدم برخورد قاطع از سوی سیستم امنیتی، بازتاب فشارها و مشکلات ساختاریای است که از سایر بخشهای حاکمیتی بر آن تحمیل شده است. وقتی دیگر نهادها دچار ناکارآمدی و تعلل در تصمیمگیری میشوند، بار جبران خلأها به دوش سیستم امنیتی میافتد. در چنین وضعیتی سیستمهای بیرونی فرصت بیشتری برای نفوذ و بروز پیدا کنند، به گونهای که فضای لازم برای فعالیت سرویسهای اطلاعاتی دشمن به راحتی فراهم میشود.
سجادی پناهble.ir/join/FXfNE12TKK
انباشت ناکارآمدی: با گذر زمان، لایههای بیشتری از ناکارامدی در بدنه حکمرانی رسوب کردهاند. این افراد نه تنها خود ناکارآمد هستند، بلکه راه را برای ارتقاء افراد شایسته میبندند. این محیط بسته، زمینهساز رشد فساد، رانتخواری و حذف رقابت سالم میشود.تشدید خروج نخبگان: همانطور که پیشتر اشاره شد، وقتی مسیر پیشرفت بر پایه شایستگی بسته شود، متخصصان و نخبگان واقعی چارهای جز مهاجرت نمییابند. این امر، به طور مستمر سیستم را از نیروهای توانمند و کارآمد تهی میسازد.
افزایش آسیبپذیری در برابر جاسوسی: سرویسهای اطلاعاتی متخاصم از این وضعیت بهره کامل میبرند. افرادی که به واسطه رانت به قدرت رسیدهاند، معمولاً ضعفهای بیشتری دارند: فقدان دانش کافی، نداشتن تجربه عملی، جاهطلبی مهارنشده، و در مواردی، ضعفهای اخلاقی. چنین ویژگیهایی، آنها را به اهداف آسانی برای اخاذی، فریب یا تطمیع توسط جاسوسان تبدیل میکند. سرویسهای اطلاعاتی میتوانند از طریق وعدههایی چون حفظ جایگاه یا ارتقاء، یا با تهدید به افشای ناکارآمدی و فساد، این افراد را وادار به همکاری کنند.افزایش نارضایتی عمومی و تعمیق شکاف اجتماعی: استمرار ناکارآمدی، موجب شکلگیری یک شکاف عمیق میان حاکمیت و مردم شده است. این نارضایتی گسترده، بستری مناسب برای عملیات روانی دشمن فراهم میآورد و زمینه بیثباتی اجتماعی را گسترش میدهد. فلج شدن سیستم ضدجاسوسی: در شرایطی که برخی مقامات ارشد، خود به واسطه رانت یا ضعف عملکردی، دچار آسیبپذیریاند، دستگاه ضدجاسوسی کشور نیز بعضا قدرت و جسارت لازم برای برخورد مؤثر با عوامل نفوذی را از دست میدهد. چرا که مقابله با نفوذ در چنین شرایطی، مستلزم برخورد با افرادی است که به اعتبار خانوادگی یا نفوذ سیاسی متصلاند. این وضعیت، بهتدریج موجب خودسانسوری درونی در نهادهای امنیتی میشود و اثرگذاری این نهادها را کاهش میدهد.
عدم برخورد قاطع از سوی سیستم امنیتی، بازتاب فشارها و مشکلات ساختاریای است که از سایر بخشهای حاکمیتی بر آن تحمیل شده است. وقتی دیگر نهادها دچار ناکارآمدی و تعلل در تصمیمگیری میشوند، بار جبران خلأها به دوش سیستم امنیتی میافتد. در چنین وضعیتی سیستمهای بیرونی فرصت بیشتری برای نفوذ و بروز پیدا کنند، به گونهای که فضای لازم برای فعالیت سرویسهای اطلاعاتی دشمن به راحتی فراهم میشود.
۱۲:۲۷
۱۳:۲۱
بازارسال شده از فارس پلاس
این بی خانمان ها، همه جا هستن؛ آنها هیچ جایی برای خوابیدن ندارند.
@Fars_plus
۱۴:۵۴
بازارسال شده از خبرگزاری فارس
۱۷:۲۹
بازارسال شده از خبرگزاری فارس
۱۷:۲۹
اونا نمیخوان ما فکر کنیم!
۸:۴۲
پیام جواد قارایی به مخالفان جمهوری اسلامی
۷:۳۸
نایب امام زمان علیه السلام را تنها گذاشتند امام کشته شد!
۱۹:۰۸
حزب اللهی ها برای همدیگر تبیین نکنید! ارتباط شما با بخشی از جامعه که نیاز به تبیین دارند قطعه!
@bayannama
@bayannama
۱۹:۲۴
بازارسال شده از "پیام معروف"
رهبر مسلمانان امریکا ضمن تعریف و تمجید از ایرانیان به عنوان جان فدایان حضرت مهدی (عجل) و ملت ایران را الگوی صلح و عدالت خواند ، از ترامپ جنگ طلب انتقاد کرد و آرزو دارد مانند مردم ایران باشد 
۹:۵۰
شیوه منافقین در دهه 60 هم همین بودبه راحتی دستور قتل خانواده به نیروها صادر میشد که امروز به راهبرد ترکیبی منافقین و موساد و پهلوی تبدیل شده
☫@bayannama
۶:۱۲