در آن تخت و ملک از خلل غم بودکه تدبیر شاه از شبان کم بود@bazmeasrar
۱۴:۱۳
ره این است سعدی که مردان راهبه عزت نکردند در خود نگاه@bazmeasrar
۱۴:۱۳
چو بیند کسی زهر در کام خلقکِیَش بگذرد آب نوشین به حلق @bazmeasrar
۱۴:۱۳
توانگر خود آن لقمه چون میخوردچو بیند که درویش خون میخورد @bazmeasrar
۱۴:۱۹
توان کرد با ناکسان بد رگیولیکن نیاید ز مردم سگی@bazmeasrar
۱۴:۲۰
نه دانا به سعی از اجل جان ببردنه نادان به ناساز خوردن بمرد @bazmeasrar
۱۴:۲۱
گر او در خور حاجت خویش خواستجوانمردی آل حاتم کجاست؟@bazmeasrar
۱۴:۲۱
طمع کرده بودم که کرمان خورمکه ناگه بخوردند کرمان سرم!@bazmeasrar
۱۴:۲۲
بلندی از آن یافت کاو پست شددر نیستی کوفت تا هست شد @bazmeasrar
۱۴:۲۲
چو گربه نوازی، کبوتر بردچو فربه کنی گرگ، یوسف درد @bazmeasrar
۱۴:۲۳
کسانی که پوشیده چشم دلندهمانا کز این توتیا غافلند @bazmeasrar
۱۴:۲۳
که دوشینه معذور بودی و مستتو را و مرا بربط و سر شکست@bazmeasrar
۱۴:۲۴
مروت ندیدم در آیین خویشکه مهمان بخسبد دل از فاقه ریش @bazmeasrar
۱۴:۲۵
تواضع کن ای دوست با خصم تندکه نرمی کند تیغ بُرَنده کند @bazmeasrar
۱۴:۲۶
که ای نفس من در خور آتشمبه خاکستری روی در هم کشم؟@bazmeasrar
۱۴:۲۷
الا گر جفا کردی اندیشه کنوفا پیش گیر و کرم پیشه کن@bazmeasrar
۱۴:۲۷
از آن اهل دل در پی هر کسندکه باشد که روزی به مردی رسند@bazmeasrar
۱۴:۲۸
خورنده که خیرش برآید ز دستبه از صائم الدهر دنیا پرست@bazmeasrar
۱۴:۲۸
در آبی که پیدا نگردد کنارغرور شناور نیاید به کار @bazmeasrar
۱۴:۲۸
کرامت جوانمردی و نان دهی استمقالات بیهوده طبل تهی است @bazmeasrar
۱۴:۲۹