شهید بهشتی | بهشتیُم
﷽| سراغ ما و اسلام ما نمیآیند! بالا برویم یا پایین بیاییم، وقتی در جامعههای اسلامی از دور نگاه کردند و جهاد و تلاش پیگیر و هوشیارانه و مدبرانه در راه اقامه عدل و حق نیافتند، دیگر سراغ اسلام نمیروند. وقتی در پرتو اسلام کوششی و جنبشی در راه اقامه حق و عدل تحقق نیافت، نهتنها آنها سراغ ما و اسلام ما نمیآیند، بلکه مردم خود ما هم سراغ جایی میروند که میتواند ادعا کند در راه اقامه عدل قدمهای تحققیافته مؤثرِ مثمرِ ثمر برداشته است. بیخود هم رفقا نیایید دور هم بنشینیم که چه کنیم که جوانمان منحرف نشوند.
سید محمد حسینی بهشتی، در مکتب قرآن، ج۴، ص۳۲۵ @beheshtium_ir
﷽| اگه بیانات شهید بهشتی در خصوص حقخواهی و حقگویی و حقجویی و سختی تسلیم در برابر حق بودن رو میخواهید درک کنید فیلم #اردوبهشت رو ببینید
#جشنواره_فجر
#جشنواره_فجر
۳:۵۰
شهید بهشتی | بهشتیُم
﷽|

انجمن حجتیه در دوران انقلاب، در رابطه با انقلاب یک موضع گیری بسیار غلط داشت. آن موضع گیری را همان وقت ما رد کردهایم و حالا هم رد میکنیم و آن این بود که فعالیتهای انقلابی را به هیچ میشمرد.
سید محمد حسینی بهشتی، حزب جمهوری اسلامی (گفتارها، گفتگوها، نوشتارها)، ص۲۰۷ دیروز «حجتیهای»ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمهشعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابیتر از انقلابیون شدهاند!
امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۸۱ @beheshtium_ir
﷽| متحجرین به ناگاه در نیمهشعبان سیاسی میشوند!
امیر سعادتی / پژوهشگر و نویسنده
بهشتی میگوید: «انجمن حجتیه در دوران انقلاب، در رابطه با انقلاب یک موضع گیری بسیار غلط داشت. آن موضع گیری را همان وقت ما رد کردهایم و حالا هم رد میکنیم و آن این بود که فعالیتهای انقلابی را به هیچ میشمرد.» (۱)چرا به هیچ میشمردند؟ چون مدعی جدایی دین از سیاست بودند. همین اصحاب جدایی دین از سیاست به ناگاه در نیمه شعبان سیاسی میشوند! چون دین ذاتاً سیاسی است، میتوان گفت گزاره «دین از سیاست جداست» سیاسیترین جمله تاریخ معاصر ماست. اما اهل نهروان همیشه هیزم و سوخت سیاستورزی معاویههای زمان بودهاند. و خداوند خر را برای سواری دادن آفرید.اینها با نیمهٔشعبان عهدی دیرینه دارند. ارباب بگوید چراغانی کن، چراغانی میکنند، بگوید چراغانی نکن، چراغانی نمیکنند. دین و قرآن و امام زمان وسیله است، وگرنه کمتر از یک ماه پیش که صدها مسجد و هزارانهزار قرآن را سوزاندند چرا اینها خفهخون گرفته بودند؟روح الله خمینی سوم اسفند ۱۳۶۷، سه ماه و نیم قبل از رفتنش درباره اینها نوشت: «دیروز حجتیهایها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمهٔ شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابیتر از انقلابیون شدهاند!» (۲)«ولایتی»های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریختهاند، و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکستهاند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را میخورند! راستی اتهام امریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرامها و حرام کردن حلالها، اتهام کشتن زنان آبستن و حِلیّت قمار و موسیقی از چه کسانی صادر میشود؟ از آدمهای لامذهب یا از مقدسنماهای متحجر و بیشعور؟! فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به سخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعنها و کنایهها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست؟ کار عوام یا خواص؟ خواص از چه گروهی؟ از به ظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذریم که حرف بسیار است. همه اینها نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزههاست، و برخورد واقعی هم با این خطرات بسیار مشکل و پیچیده است.
۱. سید محمد حسینی بهشتی، حزب جمهوری اسلامی (گفتارها، گفتگوها، نوشتارها)، ص۲۰۷۲. امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۸۱
#یادداشت_تحلیلی @beheshtium_ir
بهشتی میگوید: «انجمن حجتیه در دوران انقلاب، در رابطه با انقلاب یک موضع گیری بسیار غلط داشت. آن موضع گیری را همان وقت ما رد کردهایم و حالا هم رد میکنیم و آن این بود که فعالیتهای انقلابی را به هیچ میشمرد.» (۱)چرا به هیچ میشمردند؟ چون مدعی جدایی دین از سیاست بودند. همین اصحاب جدایی دین از سیاست به ناگاه در نیمه شعبان سیاسی میشوند! چون دین ذاتاً سیاسی است، میتوان گفت گزاره «دین از سیاست جداست» سیاسیترین جمله تاریخ معاصر ماست. اما اهل نهروان همیشه هیزم و سوخت سیاستورزی معاویههای زمان بودهاند. و خداوند خر را برای سواری دادن آفرید.اینها با نیمهٔشعبان عهدی دیرینه دارند. ارباب بگوید چراغانی کن، چراغانی میکنند، بگوید چراغانی نکن، چراغانی نمیکنند. دین و قرآن و امام زمان وسیله است، وگرنه کمتر از یک ماه پیش که صدها مسجد و هزارانهزار قرآن را سوزاندند چرا اینها خفهخون گرفته بودند؟روح الله خمینی سوم اسفند ۱۳۶۷، سه ماه و نیم قبل از رفتنش درباره اینها نوشت: «دیروز حجتیهایها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمهٔ شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابیتر از انقلابیون شدهاند!» (۲)«ولایتی»های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریختهاند، و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکستهاند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را میخورند! راستی اتهام امریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرامها و حرام کردن حلالها، اتهام کشتن زنان آبستن و حِلیّت قمار و موسیقی از چه کسانی صادر میشود؟ از آدمهای لامذهب یا از مقدسنماهای متحجر و بیشعور؟! فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به سخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعنها و کنایهها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست؟ کار عوام یا خواص؟ خواص از چه گروهی؟ از به ظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذریم که حرف بسیار است. همه اینها نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزههاست، و برخورد واقعی هم با این خطرات بسیار مشکل و پیچیده است.
۱. سید محمد حسینی بهشتی، حزب جمهوری اسلامی (گفتارها، گفتگوها، نوشتارها)، ص۲۰۷۲. امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۸۱
#یادداشت_تحلیلی @beheshtium_ir
۱۰:۱۱
شهید بهشتی | بهشتیُم
تصویر
﷽| الان فقط کتاب «بیست و هفت جمله» (مجموعه بیانات شهید بهشتی درباره نماز) رو موجود داریم
ثبت سفارش با تخفیف و ارسال رایگان
@beheshtium_admin
ثبت سفارش با تخفیف و ارسال رایگان
۷:۵۲
﷽| حسن رحیمپور ازغدی:مگه تا کی میتونیم با شهید دادن جهموری اسلامی را نگه داریم؟!بعد از سی سال هنوز جرأت نداریم جزوه مواضع حزب جمهوری اسلامی شهید بهشتی رو تو دانشگاهها و حوزههامون تدریس کنیم. چرا؟ چون...
#بهشتیم_تی_وی #رحیم_پور_ازغدی@beheshtium_ir
#بهشتیم_تی_وی #رحیم_پور_ازغدی@beheshtium_ir
۲۱:۱۵
﷽| حسن رحیمپور ازغدی:مگه تا کی میتونیم با شهید دادن جهموری اسلامی را نگه داریم؟!بعد از سی سال هنوز جرأت نداریم جزوه مواضع حزب جمهوری اسلامی شهید بهشتی رو تو دانشگاهها و حوزههامون تدریس کنیم. چرا؟ چون...
#بهشتیم_تی_وی #فیلم_کامل@beheshtium_ir
#بهشتیم_تی_وی #فیلم_کامل@beheshtium_ir
۲۱:۲۷
شهید بهشتی | بهشتیُم
﷽| امپراتوری ایران؟! ما فاتح جهان خواهیم بود
#بهشتیم_تی_وی @beheshtium_ir
﷽| ایران
#بیست_و_دو_بهمن
۱۱:۲۵
﷽| تصفیه جامعههای مکتبدار
برای ساختن یک جامعهی سعادتمند بر مبنای یک ایدئولوژی عالی، برای همیشه فرمولهای زنده و نمونهای است. در این مرحله از اسلام صریحا گفته میشود خطر مسلماننماها و مسلمانهای زبانی برای اسلام از خطر کفار اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست.
باید در جامعه اسلامی تصفیهای صورت بگیرد. به همین خاطر، فرمان جهاد با منافقان و کفار داده میشود. همانطور که در هفته پیش بیان شد، تا جایی که تاریخ پیدایش اجتماعات و امتها و کشورها و جامعههای دارای ایدئولوژی نشان میدهد، هر جامعهای که بر مبنای یک مکتب به وجود بیاید، خواه و ناخواه روزی به مرحله لزوم تصفیه میرسد. بنابراین، نباید از تصیفه در جامعههای دارای مکتب انتقاد کنیم و خرده بگیریم.
سید محمد حسینی بهشتی، در مکتب قرآن، ج۵، ص۲۶۰
@beheshtium_ir
برای ساختن یک جامعهی سعادتمند بر مبنای یک ایدئولوژی عالی، برای همیشه فرمولهای زنده و نمونهای است. در این مرحله از اسلام صریحا گفته میشود خطر مسلماننماها و مسلمانهای زبانی برای اسلام از خطر کفار اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست.
باید در جامعه اسلامی تصفیهای صورت بگیرد. به همین خاطر، فرمان جهاد با منافقان و کفار داده میشود. همانطور که در هفته پیش بیان شد، تا جایی که تاریخ پیدایش اجتماعات و امتها و کشورها و جامعههای دارای ایدئولوژی نشان میدهد، هر جامعهای که بر مبنای یک مکتب به وجود بیاید، خواه و ناخواه روزی به مرحله لزوم تصفیه میرسد. بنابراین، نباید از تصیفه در جامعههای دارای مکتب انتقاد کنیم و خرده بگیریم.
@beheshtium_ir
۱۷:۱۶
﷽| یکم ناخوشاحوال بودیم نتونستیم سفارشهاتون رو ارسال کنیم. ببخشید
بهزودی انجام وظیفه میشود
۲۱:۱۰
﷽| کوچ هیچی نگفت! فقط نشان داد!
ادمین بهشتیم
قبل از اکران چشمبسته به دو سه نفر پیشنهاد دادم ببینند! حتی برایشان بلیت هم جور کردم! یکیشان تهدید کرد اگر بد باشد فلان و فلانت میکنم! خدا خدا میکردم چیز خوبی از آب دربیاید و درآمد! الحمدالله! کوچ را ندیدم! چشیدم! لمس کردم! با آن خندیدم و گریه کردم! رسوخ کرد در تمام سلولهای بدنم! داخلش همهچیز بود: صبر، رزق حلال، رفاقت، مقاومت، مداومت، صداقت، توکل، امید، تربیت و... . اما همه این مطالب را زورچوپان داخل حلق و ذهن مخاطب نکرد. یک کلمه از این کلمات نیاورد! نگفت! شعار نداد! قهرمانسازی الکی نکرد! همه را بهمان نشان داد! طوری که بعد از فیلم باحال خوب و فکرهای خوبخوب سالن سینما را میتوانستی ترک کنی! همین که یک فیلمی در پایانش دوبار مورد تشویق قرار بگیرد یعنی در کار خودش موفق بوده است. همین که مردم از هر قشری، تا پایان تیتراژ بنشینند و سینما را ترک نکنند و حسهای مختلف را تجربه کنند خودش بسی مایه افتخار فیلم و کارگردانش است. دستمریزاد به محمد اسفندیاری و همه عواملش. این است قدرت والای مصاحبه و خاطرات شفاهی!
نقطه اوج فیلم به نظر من نقش تربیتی معلمِ شخصیت اصلی است. معلمی که از بچهها مهره نساخت. انسان قالبیِ خاکبرسر نساخت! در چارجوبها نماند!(۱) کتابِ شخصیتشناسی هر دانشآموز را میشناخت!(۲) بچهها را بچه فرض نمیکرد. همه را باهم یکی نمیدانست! شخصیت برایشان قائل بود. تا آخرین لحظه که میخواست از روستا برود در دل بچهها امید کاشت. آخر فیلم هم همین معلم، گل نهایی را زد.
در مورد کتابها میگویند، اشتباه و ایراد در کتاب مثل ناموس است و هیچ کتابی بیناموس نیست. به این استدلال این فیلم هم بیناموس نیست! قطعا خطاها و ایراداتی دارد که اهل فن باید به آن بپردازند. اما از نگاه ما(یک مخاطب عام)، انگار قصه و شخصیت ظرفیت بیشتری داشت و با ریتم بالاتری میتوانست روایت بشود که آنطور که باید نشد. همچنین در نیمه دوم فیلم به بعد گویا نویسنده میخواهد همه مطالب را در فیلمنامه بگنجاند. همین باعث شده است کار کمی سطحی پیش برود. البته آنقدر توی ذوق نیست. آنقدر خوبیهایش به بدیهایش میچربد که همین دو نکته هم، آنچنان به چشم نمیآید.
و ما چهقدر آرزو داریم حداقل کوچ دومی ساخته شود برای بهشتی عزیز...!
۱. حتما آزادی را برای خودتان خیلی مطلوب مییابید. خیلی خوب؛ حالا آقایان و خانمها را ببریم سر کلاس: به این بچهها که در دوران شکوفایی استعدادها و شکل گیری شخصیت خویشتناند چقدر آزادی عنایت میفرمایید؟ اگر تاکنون به این بچههای عزیز و انسانهای آیندهساز، آزادی لازم را عنایت نفرمودهاید، چقدر به آنها ظلم و خیانت شده است؟ و به چه چیز آنها خیانت شده؟ به شخصیت انسانی آنها. ای معلم باایمان آگاه و آزاد! به عنوان یک دوست و همفکر و همراهت خواهش میکنم، شما را به خدا در این کلاسها یک مشت انساننمایِ قالبیِ خاکبرسر نسازید. انسان بسازید، نه یک مشت انساننمایِ قالبیِ ابزاری. و تو ای روحانی و ای عالم دینی! یا تو ای نویسنده و گوینده غیرمعمم! با گفتهها و نوشتههایت یک مشت موجود قالبی، یک مشت انساننمایی که به کارخانه بزرگ اجتماع سفارش دادهاند تا با فلان مدل به دنیا بیاید، با فلان مدل بیندیشد، با فلان مدل زندگی کند، و با فلان مدل بمیرد، تحویل آینده نده! آینده بشریت به انسان نیاز دارد؛ انسان برخوردار از شخصیت انسانی؛ انسانی که خود را بسازد و محیط خود را. (سيد محمد حسینی بهشتی، نقش آزادی در تربیت کودکان، ص۱۵۹)
۲. آقای عزیز و خانم عزیز! هر یک از این بچهها که در یک کلاس با ایشان سروکار دارید، یک کتاب تازهنوشته هستند، مطالعه کنید این کتاب را، آن هم عجیب کتابی، کتاب تازه نوشتهای که روزبهروز بر صفحات جدیدش افزوده میشود. زیرا شخصیت انسان دینامیک و پویا و متحرک است کسی که با این کتاب سروکار دارد اگر بخواهد آگاهانه با او روبهرو بشود باید دائماً در حال مطالعه باشد. (سیدمحمدحسینیبهشتی، جاودانه تاریخ (گفتارها۲)، صص۱۴۹-۱۵۱)@beheshtium_ir
قبل از اکران چشمبسته به دو سه نفر پیشنهاد دادم ببینند! حتی برایشان بلیت هم جور کردم! یکیشان تهدید کرد اگر بد باشد فلان و فلانت میکنم! خدا خدا میکردم چیز خوبی از آب دربیاید و درآمد! الحمدالله! کوچ را ندیدم! چشیدم! لمس کردم! با آن خندیدم و گریه کردم! رسوخ کرد در تمام سلولهای بدنم! داخلش همهچیز بود: صبر، رزق حلال، رفاقت، مقاومت، مداومت، صداقت، توکل، امید، تربیت و... . اما همه این مطالب را زورچوپان داخل حلق و ذهن مخاطب نکرد. یک کلمه از این کلمات نیاورد! نگفت! شعار نداد! قهرمانسازی الکی نکرد! همه را بهمان نشان داد! طوری که بعد از فیلم باحال خوب و فکرهای خوبخوب سالن سینما را میتوانستی ترک کنی! همین که یک فیلمی در پایانش دوبار مورد تشویق قرار بگیرد یعنی در کار خودش موفق بوده است. همین که مردم از هر قشری، تا پایان تیتراژ بنشینند و سینما را ترک نکنند و حسهای مختلف را تجربه کنند خودش بسی مایه افتخار فیلم و کارگردانش است. دستمریزاد به محمد اسفندیاری و همه عواملش. این است قدرت والای مصاحبه و خاطرات شفاهی!
نقطه اوج فیلم به نظر من نقش تربیتی معلمِ شخصیت اصلی است. معلمی که از بچهها مهره نساخت. انسان قالبیِ خاکبرسر نساخت! در چارجوبها نماند!(۱) کتابِ شخصیتشناسی هر دانشآموز را میشناخت!(۲) بچهها را بچه فرض نمیکرد. همه را باهم یکی نمیدانست! شخصیت برایشان قائل بود. تا آخرین لحظه که میخواست از روستا برود در دل بچهها امید کاشت. آخر فیلم هم همین معلم، گل نهایی را زد.
در مورد کتابها میگویند، اشتباه و ایراد در کتاب مثل ناموس است و هیچ کتابی بیناموس نیست. به این استدلال این فیلم هم بیناموس نیست! قطعا خطاها و ایراداتی دارد که اهل فن باید به آن بپردازند. اما از نگاه ما(یک مخاطب عام)، انگار قصه و شخصیت ظرفیت بیشتری داشت و با ریتم بالاتری میتوانست روایت بشود که آنطور که باید نشد. همچنین در نیمه دوم فیلم به بعد گویا نویسنده میخواهد همه مطالب را در فیلمنامه بگنجاند. همین باعث شده است کار کمی سطحی پیش برود. البته آنقدر توی ذوق نیست. آنقدر خوبیهایش به بدیهایش میچربد که همین دو نکته هم، آنچنان به چشم نمیآید.
و ما چهقدر آرزو داریم حداقل کوچ دومی ساخته شود برای بهشتی عزیز...!
۱. حتما آزادی را برای خودتان خیلی مطلوب مییابید. خیلی خوب؛ حالا آقایان و خانمها را ببریم سر کلاس: به این بچهها که در دوران شکوفایی استعدادها و شکل گیری شخصیت خویشتناند چقدر آزادی عنایت میفرمایید؟ اگر تاکنون به این بچههای عزیز و انسانهای آیندهساز، آزادی لازم را عنایت نفرمودهاید، چقدر به آنها ظلم و خیانت شده است؟ و به چه چیز آنها خیانت شده؟ به شخصیت انسانی آنها. ای معلم باایمان آگاه و آزاد! به عنوان یک دوست و همفکر و همراهت خواهش میکنم، شما را به خدا در این کلاسها یک مشت انساننمایِ قالبیِ خاکبرسر نسازید. انسان بسازید، نه یک مشت انساننمایِ قالبیِ ابزاری. و تو ای روحانی و ای عالم دینی! یا تو ای نویسنده و گوینده غیرمعمم! با گفتهها و نوشتههایت یک مشت موجود قالبی، یک مشت انساننمایی که به کارخانه بزرگ اجتماع سفارش دادهاند تا با فلان مدل به دنیا بیاید، با فلان مدل بیندیشد، با فلان مدل زندگی کند، و با فلان مدل بمیرد، تحویل آینده نده! آینده بشریت به انسان نیاز دارد؛ انسان برخوردار از شخصیت انسانی؛ انسانی که خود را بسازد و محیط خود را. (سيد محمد حسینی بهشتی، نقش آزادی در تربیت کودکان، ص۱۵۹)
۲. آقای عزیز و خانم عزیز! هر یک از این بچهها که در یک کلاس با ایشان سروکار دارید، یک کتاب تازهنوشته هستند، مطالعه کنید این کتاب را، آن هم عجیب کتابی، کتاب تازه نوشتهای که روزبهروز بر صفحات جدیدش افزوده میشود. زیرا شخصیت انسان دینامیک و پویا و متحرک است کسی که با این کتاب سروکار دارد اگر بخواهد آگاهانه با او روبهرو بشود باید دائماً در حال مطالعه باشد. (سیدمحمدحسینیبهشتی، جاودانه تاریخ (گفتارها۲)، صص۱۴۹-۱۵۱)@beheshtium_ir
۲۰:۱۹
﷽| میدونستید امروز سالگرد شهادت شهید بهشتی به قمری هست؟!به همین مناسبت یکی از منتقدین خوب کتاب، نقدی بر کتاب «فرزند بینهایت» نوشتند که به زودی منتشرش میکنیم
۱۳:۴۹
شهید بهشتی | بهشتیُم
﷽| میدونستید امروز سالگرد شهادت شهید بهشتی به قمری هست؟! به همین مناسبت یکی از منتقدین خوب کتاب، نقدی بر کتاب «فرزند بینهایت» نوشتند که به زودی منتشرش میکنیم
﷽| #یادداشت_ترویجی
به مناسبت ۲۵ شعبان المعظم سالگرد قمری شهادت آیت الله سید محمد حسینی بهشتی رحمةالله علیه: «فرزند بینهایت» روایتی زمینی از یک شخصیت آسمانی
طاهره ساکی | منتقد کتاب
کتاب «فرزند بینهایت» نوشته محسن ذوالفقاری، اثری جامع و حاصل پژوهشی عمیق درباره زندگی شهید سیدمحمد حسینی بهشتی، یکی از چهرههای بیبدیل و تأثیرگذار در انقلاب اسلامی ایران است. آنچه این کتاب را از یک زندگینامه معمولی متمایز میکند، وسواس نویسنده در گردآوری خاطرات خودگفته شهید بهشتی در کنار روایتهای دستاول از نزدیکان، دوستان و حتی مخالفان فکری اوست. حاصل این تلاش چندساله – که حدود هفت تا هشت سال تحقیق میدانی، مصاحبه و بررسی اسناد کتابخانهایست – تصویری چندوجهی، منصفانه و به دور از تقدسسازیهای رایج از ابر انسانیست که به جرگه اسطورهها پیوسته است.
نویسنده با تلفیق هوشمندانه دو قالب «اتوبیوگرافی» (زندگینامه خودنوشت) و «خاطرهنگاری»، سبکی نو در روایت ایجاد کرده است. سیر زمانی کتاب بر اساس ترتیب تقویم، از چگونگی آشنایی و ازدواج پدر و مادر شهید در سال ۱۳۰۷ آغاز میشود و قدمبهقدم مخاطب را با فرازونشیبهای زندگی او همراه میکند. این روایت زمانی نه به صورت خشک و گزارشی، که با نثری روان و پرکشش پیش میرود؛ بهگونهای که گاه خواننده خود را در لا به لای صفحات تاریخ حس میکند.
از منظر تکنیک روایی، نثر اثر با ظرافت میان دو زاویه دید در نوسان است: راوی اولشخص در بخشهایی که به نقل خاطرات خودگفته شهید اختصاص دارد، حضوری ملموس و صمیمی مییابد و راوی سومشخص در بیان خاطرات دیگران، به روایت عمق و عینیت میبخشد. این تکنیک به خواننده اجازه میدهد تا هم از درون با افکار و احساسات شهید بهشتی آشنا شود و هم از بیرون، تأثیر او را بر اطرافیانش مشاهده کند.
هر فصل از کتاب به بخشی از زندگی پرتلاطم او اختصاص یافته است: تحصیل و زندگی در اصفهان و قم، فعالیتهای اجتماعی و سیاسی، فضای حاکم بر خانواده، مهاجرت و...ذوالفقاری با بهرهگیری از انبوه مصاحبهها، اسناد و منابع متعدد، روایتی مستند، زنده و نفسگیر از زندگی پویای این شهید ارائه داده است؛ روایتی که مخاطب را با زبانی ساده و روان از کوچهپسکوچههای اصفهان تا حجرههای حوزه علمیه قم، از قم تا نجف و از نجف تا تهران و در برشی بزرگتر، از تهران تا قلب اروپا (هامبورگ) همراه میکند. این سفر جغرافیایی، در واقع روایتی از سیر تکامل شخصیت و تحول فکری و عملی یک عالم دینی در مواجهه با چالشهای عصر اوست.
جلد اول کتاب، که دوره تولد ایشان (۱۳۰۷) تا سال ۱۳۵۷ و آستانه پیروزی انقلاب را در ۵۲۷ صفحه پوشش میدهد، با یک نقطه عطف و یک دعوت به پایان میرسد. نویسنده خواننده را برای دنبال کردن ادامه این مسیر در جلد دوم دعوت میکند؛ دعوتی که نشاندهنده وسعت کار و عظمت شخصیتیست که نویسنده هنوز حرفهای ناگفتهی بسیاری راجع به او دارد.
اما آنچه این کتاب را به منبعی ارزشمند برای مخاطب امروز تبدیل میکند، تصویرسازی ملموس از ابعاد مختلف ساحتهای وجودی این انسان بزرگ است. ذوالفقاری صرفاً به شرح وقایع اکتفا نکرده، بلکه با ظرافت، ویژگیهای شاخص شخصیتی شهید بهشتی را در لایهلایه روایت خود گنجانده است: نظم عجیب و مدیریت زمان، از انضباط فردی در زندگی روزمره تا مدیریت تشکیلات و شبکهسازی انقلابی هدفمند؛ پرهیز از تصرف در بیت المال و حتی عدم استفاده از شهریه، خانوادهداری و تعطیلی کامل روز جمعه برای خدمت به ایشان(که تصویری انسانی از یک چهره سیاسی ارائه میدهد)، شخصیت کاریزماتیک و قدرت راهبری در تأسیس و رونقبخشی به مرکز اسلامی هامبورگ در قلب اروپا، آیندهنگری و دغدغه تعلیم و تربیت، که در تدوین کتب آموزشی مدارس در خفقان سالهای پیش از انقلاب و احیای امر تبلیغ به زبان روز متجلی شده است؛ و جهاننگری در ترویج زبانآموزی و علوم روز با تأکید بر اهمیت ارتباط با ملتهای مختلف به منظور گسترش جهانی مبانی اسلام.
اما در کنار تمام نقاط قوت، کتاب از منظر فنی با چالشی جدی مواجه است که به انتخاب زاویه دید اثر بازمیگردد. اگرچه تلفیق روایت اول و سوم شخص در «فرزند بینهایت» تلاشی ستودنی برای چندوجهیسازی شخصیت است، اما این انتخاب خالی از اشکال نیست. بر اساس اصول روایتشناسی، در زاویه دید اول شخص، راوی نمیتواند مستقیماً از ویژگیهای مثبت خود سخن بگوید و باید با کنشها و رفتارش شخصیت خود را به خواننده نشان دهد. جمال میرصادقی، از نظریهپردازان برجسته ادبیات و داستاننویسی، معتقد است که در روایت اول شخص، «راوی نمیتواند از خصوصیات مثبت یا منفی خود سخن بگوید، بلکه باید در طول داستان با اعمال، رفتار و افکارش خواننده را نسبت به خود متقاعد سازد. یعنی راوی به طور غیرمستقیم نقش شخصیت خود را به خواننده نشان میدهد تا خواننده خود به نتیجهگیری برسد».
به مناسبت ۲۵ شعبان المعظم سالگرد قمری شهادت آیت الله سید محمد حسینی بهشتی رحمةالله علیه: «فرزند بینهایت» روایتی زمینی از یک شخصیت آسمانی
کتاب «فرزند بینهایت» نوشته محسن ذوالفقاری، اثری جامع و حاصل پژوهشی عمیق درباره زندگی شهید سیدمحمد حسینی بهشتی، یکی از چهرههای بیبدیل و تأثیرگذار در انقلاب اسلامی ایران است. آنچه این کتاب را از یک زندگینامه معمولی متمایز میکند، وسواس نویسنده در گردآوری خاطرات خودگفته شهید بهشتی در کنار روایتهای دستاول از نزدیکان، دوستان و حتی مخالفان فکری اوست. حاصل این تلاش چندساله – که حدود هفت تا هشت سال تحقیق میدانی، مصاحبه و بررسی اسناد کتابخانهایست – تصویری چندوجهی، منصفانه و به دور از تقدسسازیهای رایج از ابر انسانیست که به جرگه اسطورهها پیوسته است.
نویسنده با تلفیق هوشمندانه دو قالب «اتوبیوگرافی» (زندگینامه خودنوشت) و «خاطرهنگاری»، سبکی نو در روایت ایجاد کرده است. سیر زمانی کتاب بر اساس ترتیب تقویم، از چگونگی آشنایی و ازدواج پدر و مادر شهید در سال ۱۳۰۷ آغاز میشود و قدمبهقدم مخاطب را با فرازونشیبهای زندگی او همراه میکند. این روایت زمانی نه به صورت خشک و گزارشی، که با نثری روان و پرکشش پیش میرود؛ بهگونهای که گاه خواننده خود را در لا به لای صفحات تاریخ حس میکند.
از منظر تکنیک روایی، نثر اثر با ظرافت میان دو زاویه دید در نوسان است: راوی اولشخص در بخشهایی که به نقل خاطرات خودگفته شهید اختصاص دارد، حضوری ملموس و صمیمی مییابد و راوی سومشخص در بیان خاطرات دیگران، به روایت عمق و عینیت میبخشد. این تکنیک به خواننده اجازه میدهد تا هم از درون با افکار و احساسات شهید بهشتی آشنا شود و هم از بیرون، تأثیر او را بر اطرافیانش مشاهده کند.
هر فصل از کتاب به بخشی از زندگی پرتلاطم او اختصاص یافته است: تحصیل و زندگی در اصفهان و قم، فعالیتهای اجتماعی و سیاسی، فضای حاکم بر خانواده، مهاجرت و...ذوالفقاری با بهرهگیری از انبوه مصاحبهها، اسناد و منابع متعدد، روایتی مستند، زنده و نفسگیر از زندگی پویای این شهید ارائه داده است؛ روایتی که مخاطب را با زبانی ساده و روان از کوچهپسکوچههای اصفهان تا حجرههای حوزه علمیه قم، از قم تا نجف و از نجف تا تهران و در برشی بزرگتر، از تهران تا قلب اروپا (هامبورگ) همراه میکند. این سفر جغرافیایی، در واقع روایتی از سیر تکامل شخصیت و تحول فکری و عملی یک عالم دینی در مواجهه با چالشهای عصر اوست.
جلد اول کتاب، که دوره تولد ایشان (۱۳۰۷) تا سال ۱۳۵۷ و آستانه پیروزی انقلاب را در ۵۲۷ صفحه پوشش میدهد، با یک نقطه عطف و یک دعوت به پایان میرسد. نویسنده خواننده را برای دنبال کردن ادامه این مسیر در جلد دوم دعوت میکند؛ دعوتی که نشاندهنده وسعت کار و عظمت شخصیتیست که نویسنده هنوز حرفهای ناگفتهی بسیاری راجع به او دارد.
اما آنچه این کتاب را به منبعی ارزشمند برای مخاطب امروز تبدیل میکند، تصویرسازی ملموس از ابعاد مختلف ساحتهای وجودی این انسان بزرگ است. ذوالفقاری صرفاً به شرح وقایع اکتفا نکرده، بلکه با ظرافت، ویژگیهای شاخص شخصیتی شهید بهشتی را در لایهلایه روایت خود گنجانده است: نظم عجیب و مدیریت زمان، از انضباط فردی در زندگی روزمره تا مدیریت تشکیلات و شبکهسازی انقلابی هدفمند؛ پرهیز از تصرف در بیت المال و حتی عدم استفاده از شهریه، خانوادهداری و تعطیلی کامل روز جمعه برای خدمت به ایشان(که تصویری انسانی از یک چهره سیاسی ارائه میدهد)، شخصیت کاریزماتیک و قدرت راهبری در تأسیس و رونقبخشی به مرکز اسلامی هامبورگ در قلب اروپا، آیندهنگری و دغدغه تعلیم و تربیت، که در تدوین کتب آموزشی مدارس در خفقان سالهای پیش از انقلاب و احیای امر تبلیغ به زبان روز متجلی شده است؛ و جهاننگری در ترویج زبانآموزی و علوم روز با تأکید بر اهمیت ارتباط با ملتهای مختلف به منظور گسترش جهانی مبانی اسلام.
اما در کنار تمام نقاط قوت، کتاب از منظر فنی با چالشی جدی مواجه است که به انتخاب زاویه دید اثر بازمیگردد. اگرچه تلفیق روایت اول و سوم شخص در «فرزند بینهایت» تلاشی ستودنی برای چندوجهیسازی شخصیت است، اما این انتخاب خالی از اشکال نیست. بر اساس اصول روایتشناسی، در زاویه دید اول شخص، راوی نمیتواند مستقیماً از ویژگیهای مثبت خود سخن بگوید و باید با کنشها و رفتارش شخصیت خود را به خواننده نشان دهد. جمال میرصادقی، از نظریهپردازان برجسته ادبیات و داستاننویسی، معتقد است که در روایت اول شخص، «راوی نمیتواند از خصوصیات مثبت یا منفی خود سخن بگوید، بلکه باید در طول داستان با اعمال، رفتار و افکارش خواننده را نسبت به خود متقاعد سازد. یعنی راوی به طور غیرمستقیم نقش شخصیت خود را به خواننده نشان میدهد تا خواننده خود به نتیجهگیری برسد».
۱۴:۱۶
شهید بهشتی | بهشتیُم
﷽| #یادداشت_ترویجی به مناسبت ۲۵ شعبان المعظم سالگرد قمری شهادت آیت الله سید محمد حسینی بهشتی رحمةالله علیه: «فرزند بینهایت» روایتی زمینی از یک شخصیت آسمانی
طاهره ساکی | منتقد کتاب کتاب «فرزند بینهایت» نوشته محسن ذوالفقاری، اثری جامع و حاصل پژوهشی عمیق درباره زندگی شهید سیدمحمد حسینی بهشتی، یکی از چهرههای بیبدیل و تأثیرگذار در انقلاب اسلامی ایران است. آنچه این کتاب را از یک زندگینامه معمولی متمایز میکند، وسواس نویسنده در گردآوری خاطرات خودگفته شهید بهشتی در کنار روایتهای دستاول از نزدیکان، دوستان و حتی مخالفان فکری اوست. حاصل این تلاش چندساله – که حدود هفت تا هشت سال تحقیق میدانی، مصاحبه و بررسی اسناد کتابخانهایست – تصویری چندوجهی، منصفانه و به دور از تقدسسازیهای رایج از ابر انسانیست که به جرگه اسطورهها پیوسته است. نویسنده با تلفیق هوشمندانه دو قالب «اتوبیوگرافی» (زندگینامه خودنوشت) و «خاطرهنگاری»، سبکی نو در روایت ایجاد کرده است. سیر زمانی کتاب بر اساس ترتیب تقویم، از چگونگی آشنایی و ازدواج پدر و مادر شهید در سال ۱۳۰۷ آغاز میشود و قدمبهقدم مخاطب را با فرازونشیبهای زندگی او همراه میکند. این روایت زمانی نه به صورت خشک و گزارشی، که با نثری روان و پرکشش پیش میرود؛ بهگونهای که گاه خواننده خود را در لا به لای صفحات تاریخ حس میکند. از منظر تکنیک روایی، نثر اثر با ظرافت میان دو زاویه دید در نوسان است: راوی اولشخص در بخشهایی که به نقل خاطرات خودگفته شهید اختصاص دارد، حضوری ملموس و صمیمی مییابد و راوی سومشخص در بیان خاطرات دیگران، به روایت عمق و عینیت میبخشد. این تکنیک به خواننده اجازه میدهد تا هم از درون با افکار و احساسات شهید بهشتی آشنا شود و هم از بیرون، تأثیر او را بر اطرافیانش مشاهده کند. هر فصل از کتاب به بخشی از زندگی پرتلاطم او اختصاص یافته است: تحصیل و زندگی در اصفهان و قم، فعالیتهای اجتماعی و سیاسی، فضای حاکم بر خانواده، مهاجرت و... ذوالفقاری با بهرهگیری از انبوه مصاحبهها، اسناد و منابع متعدد، روایتی مستند، زنده و نفسگیر از زندگی پویای این شهید ارائه داده است؛ روایتی که مخاطب را با زبانی ساده و روان از کوچهپسکوچههای اصفهان تا حجرههای حوزه علمیه قم، از قم تا نجف و از نجف تا تهران و در برشی بزرگتر، از تهران تا قلب اروپا (هامبورگ) همراه میکند. این سفر جغرافیایی، در واقع روایتی از سیر تکامل شخصیت و تحول فکری و عملی یک عالم دینی در مواجهه با چالشهای عصر اوست. جلد اول کتاب، که دوره تولد ایشان (۱۳۰۷) تا سال ۱۳۵۷ و آستانه پیروزی انقلاب را در ۵۲۷ صفحه پوشش میدهد، با یک نقطه عطف و یک دعوت به پایان میرسد. نویسنده خواننده را برای دنبال کردن ادامه این مسیر در جلد دوم دعوت میکند؛ دعوتی که نشاندهنده وسعت کار و عظمت شخصیتیست که نویسنده هنوز حرفهای ناگفتهی بسیاری راجع به او دارد. اما آنچه این کتاب را به منبعی ارزشمند برای مخاطب امروز تبدیل میکند، تصویرسازی ملموس از ابعاد مختلف ساحتهای وجودی این انسان بزرگ است. ذوالفقاری صرفاً به شرح وقایع اکتفا نکرده، بلکه با ظرافت، ویژگیهای شاخص شخصیتی شهید بهشتی را در لایهلایه روایت خود گنجانده است: نظم عجیب و مدیریت زمان، از انضباط فردی در زندگی روزمره تا مدیریت تشکیلات و شبکهسازی انقلابی هدفمند؛ پرهیز از تصرف در بیت المال و حتی عدم استفاده از شهریه، خانوادهداری و تعطیلی کامل روز جمعه برای خدمت به ایشان(که تصویری انسانی از یک چهره سیاسی ارائه میدهد)، شخصیت کاریزماتیک و قدرت راهبری در تأسیس و رونقبخشی به مرکز اسلامی هامبورگ در قلب اروپا، آیندهنگری و دغدغه تعلیم و تربیت، که در تدوین کتب آموزشی مدارس در خفقان سالهای پیش از انقلاب و احیای امر تبلیغ به زبان روز متجلی شده است؛ و جهاننگری در ترویج زبانآموزی و علوم روز با تأکید بر اهمیت ارتباط با ملتهای مختلف به منظور گسترش جهانی مبانی اسلام. اما در کنار تمام نقاط قوت، کتاب از منظر فنی با چالشی جدی مواجه است که به انتخاب زاویه دید اثر بازمیگردد. اگرچه تلفیق روایت اول و سوم شخص در «فرزند بینهایت» تلاشی ستودنی برای چندوجهیسازی شخصیت است، اما این انتخاب خالی از اشکال نیست. بر اساس اصول روایتشناسی، در زاویه دید اول شخص، راوی نمیتواند مستقیماً از ویژگیهای مثبت خود سخن بگوید و باید با کنشها و رفتارش شخصیت خود را به خواننده نشان دهد. جمال میرصادقی، از نظریهپردازان برجسته ادبیات و داستاننویسی، معتقد است که در روایت اول شخص، «راوی نمیتواند از خصوصیات مثبت یا منفی خود سخن بگوید، بلکه باید در طول داستان با اعمال، رفتار و افکارش خواننده را نسبت به خود متقاعد سازد. یعنی راوی به طور غیرمستقیم نقش شخصیت خود را به خواننده نشان میدهد تا خواننده خود به نتیجهگیری برسد».
با این حال، در بخشهایی از کتاب که راوی اول شخص (شهید بهشتی) ناگزیر به توصیف فعالیتها و ویژگیهای خود میشود، حسی از خودگویی پدید میآید که برای مخاطب امروزی میتواند نامطلوب و حتی دافعهبرانگیز باشد. باید توجه داشت، این موارد حتی اگر کاملاً صادقانه و برگرفته از واقعیت باشند - در قالب روایت اول شخص، حالتی از خودستایی پیدا میکنند..که البته این مسئله نه از سر قصد، که ناشی از ماهیت ذاتی خاطرات خودگفته و وفاداری نویسنده به آنهاست. شاید اگر محسن ذوالفقاری این خاطرات را به صحنههای داستانی، دیالوگهای مؤثر یا بازنمایی کنشها در موقعیتهای عینی تبدیل میکرد، هم اصل امانتداری حفظ میشد و هم شخصیت شهید بدون آنکه ناچار به خودگویی باشد، برای مخاطب ملموستر و باورپذیرتر میگردید.
در مجموع، «فرزند بینهایت» نه یک کتاب، که یک پروژه ملی برای شناساندن شهید بهشتی به نسل امروز است. این اثر به دلیل پژوهش عمیق، روایت ساده و روان و تصویرپردازی انسانی، میتواند پلی باشد میان نسل جوان و یکی از معماران اصلی انقلاب اسلامی.
مطالعهی این اثر ارزشمند را به تمام علاقهمندان تاریخ شفاهی، پژوهشگران علوم سیاسی و اجتماعی، و هرآنکس که به دنبال الگویی زیسته از یک زندگی هدفمند و متعهدانه است توصیه میکنم.
@beheshtium_ir
در مجموع، «فرزند بینهایت» نه یک کتاب، که یک پروژه ملی برای شناساندن شهید بهشتی به نسل امروز است. این اثر به دلیل پژوهش عمیق، روایت ساده و روان و تصویرپردازی انسانی، میتواند پلی باشد میان نسل جوان و یکی از معماران اصلی انقلاب اسلامی.
مطالعهی این اثر ارزشمند را به تمام علاقهمندان تاریخ شفاهی، پژوهشگران علوم سیاسی و اجتماعی، و هرآنکس که به دنبال الگویی زیسته از یک زندگی هدفمند و متعهدانه است توصیه میکنم.
@beheshtium_ir
۱۴:۱۶
﷽| آقای صداوسیما تکلیفتو با خودت مشخص کن. به قول همان بهشتی که شما بعضا جراتشو ندارید حرفهاشو پخش کنید: «صادق باش!»
#بهشتیم_تی_وی @beheshtium_ir
#بهشتیم_تی_وی @beheshtium_ir
۲۰:۳۹
شهید بهشتی | بهشتیُم
تصویر
﷽| #شما_گفتید غیر از شروع کتاب از صفحات ابتدایی آن، هر از چند گاهی به مثابه یک انسان گشنه و تشنه که به وسط کاشه آش حملهور میشه، از مطالب میانی کتاب، دزدکی میخوانم و لذت میبرم.
قلم ساده، روان و دور از تکلف و نیز دور از مطالب اضافه است. این قلم شیواست.
#فرزند_بینهایت
قلم ساده، روان و دور از تکلف و نیز دور از مطالب اضافه است. این قلم شیواست.
۱۸:۱۷
شهید بهشتی | بهشتیُم
﷽| رمضان مبارک
یکی از موارد مناسب برای تبریک، حلول ماه مبارک رمضان است. متأسفانه در میان ما کمتر معمول است آغاز این ماه مبارک را به یکدیگر تبریک بگوییم؛ ولی در جامعه بزرگ اسلامی خوشبختانه این سنت هست و به مناسبت آغاز رمضان، همچون یک عید بزرگ، اوراق تبریک برای یکدیگر میفرستند، در برخوردها هم به یکدیگر تبریک میگویند. #بهشتیم_تی_وی @beheshtium_ir
﷽| حلول ماه مبارک رمضان مبارکمون باشه

۹:۱۵
﷽| شهید بهشتی:اینقدر خدا به انسان استعداد داده که حد و مرزی تا امروز برایش شناخته نمیشود.
#بهشتیم_تی_وی @beheshtium_ir
#بهشتیم_تی_وی @beheshtium_ir
۹:۱۹
شهید بهشتی | بهشتیُم
﷽| شهید بهشتی: اینقدر خدا به انسان استعداد داده که حد و مرزی تا امروز برایش شناخته نمیشود. #بهشتیم_تی_وی @beheshtium_ir
﷽| شهید بهشتی:اینقدر خدا به انسان استعداد داده که حد و مرزی تا امروز برایش شناخته نمیشود.
#بهشتیم_تی_وی #فیلم_کامل @beheshtium_ir
#بهشتیم_تی_وی #فیلم_کامل @beheshtium_ir
۹:۲۰
﷽| شهید بهشتی:اگر ملت ببینند شما مسئولین، عوضی از آب درآمدهاید همان کاری میکنند که با شاه کردند!
تیغ سانسور بر عمامه بهشتی!یه عده میخوان فقط جمله "عاشق شوید" به گوش ما برسه...
#شهید_بهشتی بدون سانسور در بهشتیُم
@beheshtium_ir @beheshtium_ir
+فروش کتب شهید بهشتی با تخفیف و ارسال رایگان
تیغ سانسور بر عمامه بهشتی!یه عده میخوان فقط جمله "عاشق شوید" به گوش ما برسه...
#شهید_بهشتی بدون سانسور در بهشتیُم
+فروش کتب شهید بهشتی با تخفیف و ارسال رایگان
۲۰:۳۰
شهید بهشتی | بهشتیُم
﷽| شهید بهشتی: اگر ملت ببینند شما مسئولین، عوضی از آب درآمدهاید همان کاری میکنند که با شاه کردند! تیغ سانسور بر عمامه بهشتی! یه عده میخوان فقط جمله "عاشق شوید" به گوش ما برسه... #شهید_بهشتی بدون سانسور در بهشتیُم
@beheshtium_ir @beheshtium_ir +فروش کتب شهید بهشتی با تخفیف و ارسال رایگان
﷽| این یک پیام تبلیغاتی هست تا توی کانالها و گروههاتون بذارید
ممنون که بازارسال میکنید
هر طوری میتونید در تبلیغات کمکمون کنید
@beheshtium_admin
هر طوری میتونید در تبلیغات کمکمون کنید
۲۰:۳۱