﷽| شکم گرسنه، ایمان ندارد!
جمله معروف «من لامعاش له لامعاد له» و جمله معروف «شکم گرسنه ایمان ندارد» به قوت خود باقی است. تودههای مردم بهخصوص به مقدار زیادی تحتتأثیر این خواستهها هستند، یعنی شما برای بسیاری از مردم، شاید بیش از نود درصد مردم این جهان، قبل از اینکه حداقل غذا، مسکن و زندگی تأمین نکنید، اصلا صحبتی از فضیلت و تقوا نمیتوانید بکنید. وقتی میخواهید از فضیلت و تقوا صحبت کنید میگویند: شکمتان سیر است که از تقوا صحبت میکنید! این هم یک واقعیت است. اکثریت مردم، در حدودی که ما میشناسیم، وقتی میشود در مورد فضیلت برایشان صحبت کرد و آنها را به فضیلت دعوت کرد که حداقل زندگی برایشان تأمین باشد.
سید محمد حسینی بهشتی، در مکتب قرآن، ج۲، ص۳۳۰.
@beheshtium_ir
جمله معروف «من لامعاش له لامعاد له» و جمله معروف «شکم گرسنه ایمان ندارد» به قوت خود باقی است. تودههای مردم بهخصوص به مقدار زیادی تحتتأثیر این خواستهها هستند، یعنی شما برای بسیاری از مردم، شاید بیش از نود درصد مردم این جهان، قبل از اینکه حداقل غذا، مسکن و زندگی تأمین نکنید، اصلا صحبتی از فضیلت و تقوا نمیتوانید بکنید. وقتی میخواهید از فضیلت و تقوا صحبت کنید میگویند: شکمتان سیر است که از تقوا صحبت میکنید! این هم یک واقعیت است. اکثریت مردم، در حدودی که ما میشناسیم، وقتی میشود در مورد فضیلت برایشان صحبت کرد و آنها را به فضیلت دعوت کرد که حداقل زندگی برایشان تأمین باشد.
@beheshtium_ir
۱۶:۱۸
۱۶:۱۸
۱۶:۱۸
شهید بهشتی | بهشتیُم
﷽| *خیلیها این ایام که میشه برای روز مرد/پدر برای همسر، پدر و حتی پسرها و حتی دامادهاشون کتب شهید بهشتی رو برای هدیه تهیه میکنند*
گفتیم این پیشنهاد رو به همهتون بدیم تا دیر نشده. امضا نویسنده هم اگه میخواهید بگید. به اسم فرد مورد نظرتون انجام میشه
وسایل قشنگقشنگ جانبی هم که زیاد داریم: دیوارکوب، مگنت، کارتپستال، بوکمارک توی یک بستهبندی خوشگل براتون میفرستیم. یک هدیهی شگفتانه هم میذاریم براتون
(فقط تعدادش محدوده. اولویت با کسانیه که زودتر سفارش بدن) ثبت سفارش
@beheshtium_admin @beheshtium_ir
۴:۴۱
﷽| #یادداشت_تحلیلی
تلاقی فلسفه و جامعهشناسی در اندیشه بهشتی
عباس کاتوزیان/ جامعهشناسی دانشگاه تهران
شهید بهشتی را میتوان «بهشت عقلانیت» نامید؛ جایی که فلسفه و جامعهشناسی در هم میآمیزند و دین به زبان خرد و تجربهی اجتماعی سخن میگوید. او نه تنها یک فقیه و سیاستمدار بود، بلکه اندیشمندی بود که توانست میان معرفت فلسفی و واقعیت اجتماعی پل بزند؛ پلی که هر چه میگذرد بر الهامبخشی آن برای تشیع معاصر افزوده می گردد چرا که نسل امروز رفته رفته از پذیرش چارچوبهای تعبدی ملول گشته و به دنبال نیروی محرکی برای ایجاد روحیه خودنظارتی است.بهشتی عدالت را نه صرفاً یک اصل فقهی، بلکه یک مفهوم فلسفی–اجتماعی میدید. عدالت در نگاه او بنیان حیات اجتماعی بود؛ همان چیزی که امیل دورکیم آن را «انسجام اجتماعی» مینامید. او میگفت جامعهی شیعی زمانی زنده است که عدالت در همهی روابط انسانی آن جاری شود. این نگاه، عدالت را از یک شعار سیاسی به سطح تجربهی زیستهی مردم ارتقا میدهد و این ستون نخست اندیشهی او بود.
ستون دوم عقلانیت بود. بهشتی باور داشت که دین اگر نتواند با زمانه گفتوگو کند، پژمرده میشود. در نگاه فلسفی بهشتی دین باید پاسخگوی پرسشهای تازه باشد. این رویکرد، تشیع را از گزند تحجر مصون و آن را همواره زنده نگه میدارد.
ستون سوم، آزادی مسئولانه بود. آزادی در اندیشهی او بستر شکوفایی انسان در متن اجتماع بود؛ آزادیای که با مسئولیت اجتماعی گره خورده است. در نگاه بهشتی ، آزادی از فردگرایی صرف به تجربهای جمعی و اخلاقی ارتقا مییابد .
و ستون چهارم، تشکیلات و نوگرایی بود.او از معدود روحانیونی بود که فهم عمیق تشکیلاتی داشت و سابقه ی اجرایی او دال بر این معناست. در عصری که حوزه علمیه از علوم جدید دوری میکرد؛ او مدرسهای تاسیس کرد که در آن زبانهای خارجه و فلسفه غرب و علوم پایه تدریس میشد.او قائل بود که طلاب باید دنیا را ببینند تا روحانیت بتواند با جهان معاصر سخن بگوید. این بینش، میتواند حوزه را از انزوا و تحجر فکری بیرون بکشد و آن را به نهادی موثر در تمام مولفههای اجتماع تبدیل کند که توان گفتوگو با جهان دارد.
ویژگی دیگر اندیشهی او، پرهیز از تکفیر بود. او به جای مرزبندیهای تنگ، بر گفتوگو و خردورزی تأکید داشت. این رویکرد، جامعه را از خشونت فکری و طرد دیگران دور خواهد کرد و به سمت همزیستی و تفاهم سوق میدهد.
امروز نیز جامعهی ما با گونههای تازهای از تحجر روبهروست؛ تحجری که میکوشد با لباس عقلانیت ضعف خود را در تشخیص اولویتها و نگرش منظومهای بپوشاند.او تصویری از تشیع زنده و پویا را نمایش داد.
او را در هفتم تیر ۱۳۶۰ کشتند تا صدایش را خاموش کنند فارغ از آنکه صدای خرد با پیشرفت تعقل اجتماعی بهتر شنیده خواهد شد. و در پایان، نگاه من به جامعهشناسی یک نگاه معرفتشناسانه و فلسفی است؛ به همین دلیل بهشتی را از بهترین مصادیق تلاقی فلسفه و جامعه شناسی یافتم. جایی که میتوان عدالت را در مسیر عقلانیت جست و جو کرد و این بزرگترین گمشده نسل جدید است.
@beheshtium_ir
شهید بهشتی را میتوان «بهشت عقلانیت» نامید؛ جایی که فلسفه و جامعهشناسی در هم میآمیزند و دین به زبان خرد و تجربهی اجتماعی سخن میگوید. او نه تنها یک فقیه و سیاستمدار بود، بلکه اندیشمندی بود که توانست میان معرفت فلسفی و واقعیت اجتماعی پل بزند؛ پلی که هر چه میگذرد بر الهامبخشی آن برای تشیع معاصر افزوده می گردد چرا که نسل امروز رفته رفته از پذیرش چارچوبهای تعبدی ملول گشته و به دنبال نیروی محرکی برای ایجاد روحیه خودنظارتی است.بهشتی عدالت را نه صرفاً یک اصل فقهی، بلکه یک مفهوم فلسفی–اجتماعی میدید. عدالت در نگاه او بنیان حیات اجتماعی بود؛ همان چیزی که امیل دورکیم آن را «انسجام اجتماعی» مینامید. او میگفت جامعهی شیعی زمانی زنده است که عدالت در همهی روابط انسانی آن جاری شود. این نگاه، عدالت را از یک شعار سیاسی به سطح تجربهی زیستهی مردم ارتقا میدهد و این ستون نخست اندیشهی او بود.
ستون دوم عقلانیت بود. بهشتی باور داشت که دین اگر نتواند با زمانه گفتوگو کند، پژمرده میشود. در نگاه فلسفی بهشتی دین باید پاسخگوی پرسشهای تازه باشد. این رویکرد، تشیع را از گزند تحجر مصون و آن را همواره زنده نگه میدارد.
ستون سوم، آزادی مسئولانه بود. آزادی در اندیشهی او بستر شکوفایی انسان در متن اجتماع بود؛ آزادیای که با مسئولیت اجتماعی گره خورده است. در نگاه بهشتی ، آزادی از فردگرایی صرف به تجربهای جمعی و اخلاقی ارتقا مییابد .
و ستون چهارم، تشکیلات و نوگرایی بود.او از معدود روحانیونی بود که فهم عمیق تشکیلاتی داشت و سابقه ی اجرایی او دال بر این معناست. در عصری که حوزه علمیه از علوم جدید دوری میکرد؛ او مدرسهای تاسیس کرد که در آن زبانهای خارجه و فلسفه غرب و علوم پایه تدریس میشد.او قائل بود که طلاب باید دنیا را ببینند تا روحانیت بتواند با جهان معاصر سخن بگوید. این بینش، میتواند حوزه را از انزوا و تحجر فکری بیرون بکشد و آن را به نهادی موثر در تمام مولفههای اجتماع تبدیل کند که توان گفتوگو با جهان دارد.
ویژگی دیگر اندیشهی او، پرهیز از تکفیر بود. او به جای مرزبندیهای تنگ، بر گفتوگو و خردورزی تأکید داشت. این رویکرد، جامعه را از خشونت فکری و طرد دیگران دور خواهد کرد و به سمت همزیستی و تفاهم سوق میدهد.
امروز نیز جامعهی ما با گونههای تازهای از تحجر روبهروست؛ تحجری که میکوشد با لباس عقلانیت ضعف خود را در تشخیص اولویتها و نگرش منظومهای بپوشاند.او تصویری از تشیع زنده و پویا را نمایش داد.
او را در هفتم تیر ۱۳۶۰ کشتند تا صدایش را خاموش کنند فارغ از آنکه صدای خرد با پیشرفت تعقل اجتماعی بهتر شنیده خواهد شد. و در پایان، نگاه من به جامعهشناسی یک نگاه معرفتشناسانه و فلسفی است؛ به همین دلیل بهشتی را از بهترین مصادیق تلاقی فلسفه و جامعه شناسی یافتم. جایی که میتوان عدالت را در مسیر عقلانیت جست و جو کرد و این بزرگترین گمشده نسل جدید است.
@beheshtium_ir
۸:۳۳
شهید بهشتی | بهشتیُم
﷽| شهید بهشتی: "باید جامعه اسلامی با قرآن آشتی کند. آشتی کامل. باید قرآن را بفهمد تا دیگر هر مطلبی را از هر زبانی و از هر قلمی نپذیرد."
#در_مکتب_قرآن جلسات تفسیر قرآن شهید بهشتی به صورت صوت
و متن
هر شب جمعه، ساعت ۲۱ در شبکههای اجتماعی #بهشتیم تلگرام، ایتا و بله: @beheshtium_ir انتشارات صوت فقط در کانال بله: https://ble.ir/beheshtium_ir اینستاگرام فقط عکسنوشتهها: http://instagram.com/beheshtium_ir
﷽| #در_مکتب_قرآناجتماع تنبل ما!خوابهایی مطابق با خواست تنبلمآبانه ما!مطالعه در زندگی گذشتگان، درس عبرتی است برای زندگی ماها. اما چگونه و چهوقت؟تودهها و خواص چهکسانی هستند؟ ممکن است طرف تحصیلکرده باشد اما عام باشد + خاطره شهید بهشتی از دکتری که عوام است!نقش خواص در جهتدهیهای اجتماع چگونه است؟نقل داستان مرد ثروتمندی که بیدار شد و خدمت پیغمبر آمد تا ببیند با ثروتش باید چهکار کند. مسئله شک به کمکهای مالی به مستمندان
سلسه جلسات #در_مکتب_قرآنجلسات تفسیر قرآن شهید بهشتیپنجشنبهها، ساعت۲۱@beheshtium_ir
سلسه جلسات #در_مکتب_قرآنجلسات تفسیر قرآن شهید بهشتیپنجشنبهها، ساعت۲۱@beheshtium_ir
۱۴:۵۸
شهید بهشتی | بهشتیُم
﷽| #در_مکتب_قرآن
اجتماع تنبل ما! خوابهایی مطابق با خواست تنبلمآبانه ما! مطالعه در زندگی گذشتگان، درس عبرتی است برای زندگی ماها. اما چگونه و چهوقت؟ تودهها و خواص چهکسانی هستند؟ ممکن است طرف تحصیلکرده باشد اما عام باشد + خاطره شهید بهشتی از دکتری که عوام است! نقش خواص در جهتدهیهای اجتماع چگونه است؟ نقل داستان مرد ثروتمندی که بیدار شد و خدمت پیغمبر آمد تا ببیند با ثروتش باید چهکار کند. مسئله شک به کمکهای مالی به مستمندان
سلسه جلسات #در_مکتب_قرآن
جلسات تفسیر قرآن شهید بهشتی
پنجشنبهها، ساعت۲۱ @beheshtium_ir
48 در مکتب قرآن تفسیر سوره بقره آیات 214 تا 218 شهید بهشتی.pdf
۲۰۵.۲۹ کیلوبایت
۱۷:۳۸
﷽| شما بچه زودرنج دارید یا دیدید؟ بچهای که با گمشدن یا خراب شدن یکی از وسایلهاش زود پرخاش و گریه میکنه.ریشه و دلیلش میدونید چیه؟
۱۷:۵۷
شهید بهشتی | بهشتیُم
﷽| شما بچه زودرنج دارید یا دیدید؟ بچهای که با گمشدن یا خراب شدن یکی از وسایلهاش زود پرخاش و گریه میکنه. ریشه و دلیلش میدونید چیه؟
۱۹:۲۳
شهید بهشتی | بهشتیُم
تصویر
﷽| #شما_گفتید آنقدر لذت بردم که گفتم به بقیه هدیه بدم
پ ن: ایشان پنج تا کتاب «فرزند بینهایت» جهت هدیه تهیه کردن
#فرزند_بینهایت
پ ن: ایشان پنج تا کتاب «فرزند بینهایت» جهت هدیه تهیه کردن
۶:۱۸
شهید بهشتی | بهشتیُم
﷽| اگر سعهصدر آدم بود #بهشتیم_تی_وی @beheshtium_ir
﷽| بهشتی بعد از بازگشت از آلمان عدهای (بعضا از روحانیون) او را سنی، یهودی و آمریکایی میدانستند و تا مدتها ممنوعالمنبر شد. این شایعات و فحشها تا لحظه شهادت همراهش بود.
سند این خاطرات در کتاب «فرزند بینهایت»
تهیه کتاب «فرزند بینهایت» با تخفیف و ارسال رایگان
@beheshtium_admin
تهیه کتاب «فرزند بینهایت» با تخفیف و ارسال رایگان
۶:۲۵
شهید بهشتی | بهشتیُم
﷽| شهید بهشتی: "باید جامعه اسلامی با قرآن آشتی کند. آشتی کامل. باید قرآن را بفهمد تا دیگر هر مطلبی را از هر زبانی و از هر قلمی نپذیرد."
#در_مکتب_قرآن جلسات تفسیر قرآن شهید بهشتی به صورت صوت
و متن
هر شب جمعه، ساعت ۲۱ در شبکههای اجتماعی #بهشتیم تلگرام، ایتا و بله: @beheshtium_ir انتشارات صوت فقط در کانال بله: https://ble.ir/beheshtium_ir اینستاگرام فقط عکسنوشتهها: http://instagram.com/beheshtium_ir
49 در مکتب قرآن تفسیر سوره بقره آیات 214 تا 218 (بخش دوم) شهید بهشتی.pdf
۱۶۷.۱۵ کیلوبایت
۱۷:۳۳
﷽| حاج قاسم سلیمانی:ما شخصیتهایمان را که از دست میدهیم بعدا متوجه ارزششان و آن والا بودنشان میشویم. آنها در هر صدسالی-پانصد سالی یکبار متولد میشوند.
#بهشتیم_تی_وی #بهشتی #قاسم_سلیمانی@beheshtium_ir
#بهشتیم_تی_وی #بهشتی #قاسم_سلیمانی@beheshtium_ir
۱۱:۰۹
﷽| پدرم مرا آزاد گذاشته بود!
با اینکه خودش روحانیِ شناختهشدهای بود؛ اما هیچوقت بهم پیشنهاد نداد وارد حوزهی علمیه شوم. کاملاً مرا آزاد گذاشته بود. راه و چاه را بهم نشان میداد؛ اما به جبر دستم را نمیگرفت تا مرا در آن مسیری که خودش میخواست، قرار دهد. تا سال دوم دبیرستان تحصیل کردم و ذرهای مانعم نشد. زبان فرانسه و انگلیسی را آموختم و بهم خردهای نگرفت. روشنفکری و روشنبینی را از او آموختم.
فرزند بینهایت، خاطرات خودگفته شهید بهشتی به انضمام روایتهایی از دیگران، ج۱، ص۲۰
تهیه کتاب «فرزند بینهایت» با تخفیف و ارسال رایگان
@beheshtium_admin
#روز_پدر مبارکها باد
@beheshtium_ir
با اینکه خودش روحانیِ شناختهشدهای بود؛ اما هیچوقت بهم پیشنهاد نداد وارد حوزهی علمیه شوم. کاملاً مرا آزاد گذاشته بود. راه و چاه را بهم نشان میداد؛ اما به جبر دستم را نمیگرفت تا مرا در آن مسیری که خودش میخواست، قرار دهد. تا سال دوم دبیرستان تحصیل کردم و ذرهای مانعم نشد. زبان فرانسه و انگلیسی را آموختم و بهم خردهای نگرفت. روشنفکری و روشنبینی را از او آموختم.
تهیه کتاب «فرزند بینهایت» با تخفیف و ارسال رایگان
#روز_پدر مبارکها باد
@beheshtium_ir
۱۴:۲۹
شهید بهشتی | بهشتیُم
﷽| پدرم مرا آزاد گذاشته بود! با اینکه خودش روحانیِ شناختهشدهای بود؛ اما هیچوقت بهم پیشنهاد نداد وارد حوزهی علمیه شوم. کاملاً مرا آزاد گذاشته بود. راه و چاه را بهم نشان میداد؛ اما به جبر دستم را نمیگرفت تا مرا در آن مسیری که خودش میخواست، قرار دهد. تا سال دوم دبیرستان تحصیل کردم و ذرهای مانعم نشد. زبان فرانسه و انگلیسی را آموختم و بهم خردهای نگرفت. روشنفکری و روشنبینی را از او آموختم.
فرزند بینهایت، خاطرات خودگفته شهید بهشتی به انضمام روایتهایی از دیگران، ج۱، ص۲۰ تهیه کتاب «فرزند بینهایت» با تخفیف و ارسال رایگان
@beheshtium_admin #روز_پدر مبارکها باد
@beheshtium_ir
﷽| از فضل پدر، او را حاصل...
۲۲:۱۴
شهید بهشتی | بهشتیُم
﷽| روضهی حماسی حضرت زینب سلاماللهعلیها با بیان شهید آیتالله دکتر بهشتی #بهشتیم_صوت @beheshtium_ir
﷽| *شهادت حضرت زینب سلاماللهعلیها تسلیت باد*
۸:۳۶
﷽| ما هم معترضیم
ادمین بهشتیم
در جمع دوستان حزباللهیام سوالی مطرح کردم که همچون شوکی بر آنها وارد شد. سوال این بود: چرا ماها اعتراض نمیکنیم؟ مگه آقا نگفت حرف معترضین درسته، پس چرا اینقدر اخته تشریف داریم و حرکتی، تکونی به خودمون نمیدیم؟یکیشان گفت: چون مورد سواستفاده دشمن قرار میگیرهو بعد در حال پوشیدن لباس جهاد بود تا مرا حسابی تبیین کند که زودتر از او خلع سلاحش کردم. گفتم: نگفتم بریزیم تو خیابونا سطل آشغال آتیش بزنیم! مگه خود حضرت آقا نگفته مسجد و مصلی محل اعتراضه. چرا مثل همون جوون بلند نمیشیم خِرِه آقای امام جمعهمان رو بگیریم که توی این دهها سال، چهکار برای وضعیت معیشت مردم کرده؟ یقه کدوم مسئول رو گرفته؟ جلوی کدام دزدی را گرفته؟
ماشاءالله همه از گرانی مرغ و گوشت و روغن مینالند اما نمیدانم چرا پوشک را با موشک وصل میکنند. زمین را به آسمان وصل میکنند. آسمان ریسمان میبافند. صعود چهل ساله را توی حلقم فرو میکنند ولی سقوط چند ساله را نمیبینند. سقوط وضعیت اقتصادی مردم. سقوط جمهوریت، سقوط اعتماد مردم به حاکمیت. تا چیزی میگویی متهم میشوی به ضدولایتفقیه.
حرفهای بهشتی را میگویی با هر زبانی که شده میخواهند نصیحتت کنند. بعضیها هم با شوخی میگویند: «همین حرفها رو میزنی که کسی از بهشتیم حمایت نمیکنه!» از آن شوخیهایی که تهش جدی است. صد سال سیاه نمیخواهم کسی یا جایی حمایت کند. حاضرم باافتخار کتابفروشی بکنم، خرد خرد پول جمع کنم و هزینههای جاری صفحه رسانهای بهشتیم را تامین کنم اما دستم جلوی آدمهای ترسوی نونبهنرخروزخور که به زبان بیزبانی میخواهند بهشتی را سانسور کنند، دراز نکنم.
من از بهشتی صداقت را فهمیدم. کسی که صادقانه اعتراف میکند که آنطور که باید در مسیر عدالت قرار نگرفتیم. صادقانه از خوبیهای غرب میگوید. بدیهای جامعه اسلامی را ردیف میکند اما پاورقیوار با غرب مقایسه نمیکند. کمترین اشتباهی به نام دین و نظام اسلامی نوشته میشود و چه بدتر از این؟! چون معتقد است از جامعه اسلامی توقع دیگری میرود. صادقانه اعتقاداتش را میگوید. میگوید او نماینده اسلام حرزساز نیست. میگوید حجاب فقط چادر نیست. برای همین همه او را دوست دارند وگرنه آن پیرزن روستایی که نه وفاق میفهمد نه نفاق را. او صداقت را میفهمد. خوب هم میفهمد.
از این جماعت که از صداقت دور افتادهاند و در منجلاب مصلحتهای خودساخته گیر افتادهاند، خیلی وقت است ناامیدم. از جماعت مسئولی که بعضا از رفقای خودمان هستند متنفرم. مسئولی که نمیداند نیروی زیردست خودش چند ماه حقوق نگرفته است درد مردم میفهمد چیست؟ مسئولی که ماشین سازمانی دارد و حتی خریدهای خانهاش هم این و آن انجام میدهد میفهمد قیمت گوشت و برنج و میوه و بنزین و کرایه اسنپ و اتوبوس یعنی چه؟
در جستجوی تحقیقات کتاب فرزند بینهایت، بزرگی خاطرهای گفت که آقای بهشتی حتی بعد از انقلاب هم خودش خریدهای خانهاش را انجام میداد. بهش خرده گرفتیم که شما این وقت گرانبها را جایی دیگر خرج کنید. اما ایشان فرمودند: «من باید بدانم مردم چگونه زندگی میکنند» حالا شما برو از بعضی از مدیران درجه دو سه، بپرس سیبزمینی پیاز کیلو چند است. اگر درست گفتند بیا بهت جایزه بدهم!
من از این مسئولین دور افتاده از خلق و خالق ناامیدم. از مسئولینی که نه مرام بهشتی دارند نه بهشتی هستند ناامیدم. اما به کل ناامید نیستم. چون میدانم خدای آن بالاها خدای ما پایینیها هم هست. چون میدانم شهدا و خدای شهدا زندهاند. میدانم خون این شهدا، که بعضا نون خیلیها شده گلویشان را میگیرد و خفهشان میکند. خدا میبیند، میداند و به وقتش کسانی را ذلیل میکند و کسانی را عزیز.
من امیدوارم به آن چیزی که نمیدانم! چیزی شبیه جنون و دیوانگیست. قبول دارم. اما این سفارش امیرالمومنین است:«به آنچه اميدش را ندارى اميدوارتر باش از آنچه بدان اميد دارى؛ زيرا كه موسىبنعمران عليهالسلام رفت كه براى خانوادهاش آتش برگيرد اما [در آن جا] خداوند عزّوجلّ با او به سخن درآمد و او پيامبر برگشت. ملكه سبا نيز از كشور خود بيرون آمد، اما به دست سليمان عليهالسلام مسلمان شد. و جادوگران فرعون براى تقويت قدرت فرعون بيرون آمدند ، اما به خدا ايمان آوردند و برگشتند.» [الأمالي للصدوق : 244/261 .]
#یادداشت_تحلیلی @beheshtium_ir
در جمع دوستان حزباللهیام سوالی مطرح کردم که همچون شوکی بر آنها وارد شد. سوال این بود: چرا ماها اعتراض نمیکنیم؟ مگه آقا نگفت حرف معترضین درسته، پس چرا اینقدر اخته تشریف داریم و حرکتی، تکونی به خودمون نمیدیم؟یکیشان گفت: چون مورد سواستفاده دشمن قرار میگیرهو بعد در حال پوشیدن لباس جهاد بود تا مرا حسابی تبیین کند که زودتر از او خلع سلاحش کردم. گفتم: نگفتم بریزیم تو خیابونا سطل آشغال آتیش بزنیم! مگه خود حضرت آقا نگفته مسجد و مصلی محل اعتراضه. چرا مثل همون جوون بلند نمیشیم خِرِه آقای امام جمعهمان رو بگیریم که توی این دهها سال، چهکار برای وضعیت معیشت مردم کرده؟ یقه کدوم مسئول رو گرفته؟ جلوی کدام دزدی را گرفته؟
ماشاءالله همه از گرانی مرغ و گوشت و روغن مینالند اما نمیدانم چرا پوشک را با موشک وصل میکنند. زمین را به آسمان وصل میکنند. آسمان ریسمان میبافند. صعود چهل ساله را توی حلقم فرو میکنند ولی سقوط چند ساله را نمیبینند. سقوط وضعیت اقتصادی مردم. سقوط جمهوریت، سقوط اعتماد مردم به حاکمیت. تا چیزی میگویی متهم میشوی به ضدولایتفقیه.
حرفهای بهشتی را میگویی با هر زبانی که شده میخواهند نصیحتت کنند. بعضیها هم با شوخی میگویند: «همین حرفها رو میزنی که کسی از بهشتیم حمایت نمیکنه!» از آن شوخیهایی که تهش جدی است. صد سال سیاه نمیخواهم کسی یا جایی حمایت کند. حاضرم باافتخار کتابفروشی بکنم، خرد خرد پول جمع کنم و هزینههای جاری صفحه رسانهای بهشتیم را تامین کنم اما دستم جلوی آدمهای ترسوی نونبهنرخروزخور که به زبان بیزبانی میخواهند بهشتی را سانسور کنند، دراز نکنم.
من از بهشتی صداقت را فهمیدم. کسی که صادقانه اعتراف میکند که آنطور که باید در مسیر عدالت قرار نگرفتیم. صادقانه از خوبیهای غرب میگوید. بدیهای جامعه اسلامی را ردیف میکند اما پاورقیوار با غرب مقایسه نمیکند. کمترین اشتباهی به نام دین و نظام اسلامی نوشته میشود و چه بدتر از این؟! چون معتقد است از جامعه اسلامی توقع دیگری میرود. صادقانه اعتقاداتش را میگوید. میگوید او نماینده اسلام حرزساز نیست. میگوید حجاب فقط چادر نیست. برای همین همه او را دوست دارند وگرنه آن پیرزن روستایی که نه وفاق میفهمد نه نفاق را. او صداقت را میفهمد. خوب هم میفهمد.
از این جماعت که از صداقت دور افتادهاند و در منجلاب مصلحتهای خودساخته گیر افتادهاند، خیلی وقت است ناامیدم. از جماعت مسئولی که بعضا از رفقای خودمان هستند متنفرم. مسئولی که نمیداند نیروی زیردست خودش چند ماه حقوق نگرفته است درد مردم میفهمد چیست؟ مسئولی که ماشین سازمانی دارد و حتی خریدهای خانهاش هم این و آن انجام میدهد میفهمد قیمت گوشت و برنج و میوه و بنزین و کرایه اسنپ و اتوبوس یعنی چه؟
در جستجوی تحقیقات کتاب فرزند بینهایت، بزرگی خاطرهای گفت که آقای بهشتی حتی بعد از انقلاب هم خودش خریدهای خانهاش را انجام میداد. بهش خرده گرفتیم که شما این وقت گرانبها را جایی دیگر خرج کنید. اما ایشان فرمودند: «من باید بدانم مردم چگونه زندگی میکنند» حالا شما برو از بعضی از مدیران درجه دو سه، بپرس سیبزمینی پیاز کیلو چند است. اگر درست گفتند بیا بهت جایزه بدهم!
من از این مسئولین دور افتاده از خلق و خالق ناامیدم. از مسئولینی که نه مرام بهشتی دارند نه بهشتی هستند ناامیدم. اما به کل ناامید نیستم. چون میدانم خدای آن بالاها خدای ما پایینیها هم هست. چون میدانم شهدا و خدای شهدا زندهاند. میدانم خون این شهدا، که بعضا نون خیلیها شده گلویشان را میگیرد و خفهشان میکند. خدا میبیند، میداند و به وقتش کسانی را ذلیل میکند و کسانی را عزیز.
من امیدوارم به آن چیزی که نمیدانم! چیزی شبیه جنون و دیوانگیست. قبول دارم. اما این سفارش امیرالمومنین است:«به آنچه اميدش را ندارى اميدوارتر باش از آنچه بدان اميد دارى؛ زيرا كه موسىبنعمران عليهالسلام رفت كه براى خانوادهاش آتش برگيرد اما [در آن جا] خداوند عزّوجلّ با او به سخن درآمد و او پيامبر برگشت. ملكه سبا نيز از كشور خود بيرون آمد، اما به دست سليمان عليهالسلام مسلمان شد. و جادوگران فرعون براى تقويت قدرت فرعون بيرون آمدند ، اما به خدا ايمان آوردند و برگشتند.» [الأمالي للصدوق : 244/261 .]
#یادداشت_تحلیلی @beheshtium_ir
۱۲:۱۹