عکس پروفایل بخوانب

بخوان

۲۱ عضو
عکس پروفایل بخوانب
۲۱ عضو

بخوان

به‌نام پروردگارت...
از اخیرًا خوانده‌هامان می‌نویسیم.
راهنما: آخرین هشتگ پای هر کتاب نام خواننده است.
بخوان
undefined لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا قدرت لابی صهیونیستی در آمریکا عجب کتاب نفس‌گیری بود! محققانه، پراستناد، شیوا، با استدلال‌های موجز پرشمار شسته‌رفته، نقطه‌زن و هدف‌دار، پربار و پرمطلب از یک چهرۀ برجسته و صاحب‌مکتب و مشهور روابط بین‌الملل. از شدت انطباق کتاب با پرسش‌هایی که در پی‌اش بودم در شوق و شعفم! نفسم بالا نمی‌آمد، رفتم نفسی چاق کنم بیام بگم چی بود این ولی هنوز باید بیشتر بگوارم! دربارۀ نحوۀ اثرگذاری لابی صهیونیست فراتر از توجیهات اخلاقی یا دلایل راهبردی بر سیاست خارجی آمریکا و سپس مطالعۀ مورد به مورد پیشینه و پیرامون سیاست‌های قرن بیست و یکم آمریکا در منطقۀ غرب آسیا، تا نشان دهد «آمریکا بر اساس منافع ملی خودش تصمیم نمی‌گیرد!»، آن هم از چه کسی؟ از مرشایمر بزرگ، گندۀ واقع‌گرایان در روابط بین‌الملل! بینش‌گشا، پرآگه‌آگین، ‌اندیشه‌برانگیز. پ ن: تا حدی آن چه در کتاب‌های قبلی دربارۀ نحوۀ اثرگذاری و نقش صهیونیسم دنبالش بودم، اینجا یافتم. مکمل خوبی بود. پایان: ۳فروردین۱۴۰۲ #جان_مرشایمر #استیون_والت #رضا_منتظمی #مهران_نصر #لابی_اسرائیل_و_سیاست_خارجی_آمریکا #سجاد @Bekhan
thumbnail
اخگر به گریبانبرگ‌هایی از خاطرات منیر شفیقاندیشمند و راه‌پرداز فلسطینی و عرب
خواندنی بود! ملغمه‌ای از داستان و تاریخ و انسان‌شناسی در ملات پری از تحلیل، از زاویۀ یک مسیحی فلسطینی حقوق‌دان‌زاده‌ای که پس از فراز و فرود میان این مکتب و آن ایدئولوژی و این حزب و آن سازمان عاقبت به دامان اسلام به‌عنوان هم دین و هم مکتب پناه می‌آورد و راه جهاد اسلامی پیش می‌گیرد. کتاب در میانۀ دهۀ سی میلادی از روزهای شیرین کوچه‌پس‌کوچه‌های عطرآگین محلۀ گران‌قیمت قطمون قدس سر می‌گیرد که ناگه سیاست و مبارزه زود خودش را به‌زور به زمین و زمانۀ آن مردم و دیار می‌ریزد و اخگر به گریبان نویسنده می‌افتد. فصل فصل کتاب همراه با وقایع پرپیچ‌وخمِ امتْ «اخگر به اخگر» دست به دست می‌شود تا آنکه داغ داغ به همین یکی دو سال اخیر می‌رسد.
اولین قلابم همان ابتدا به روایت شکل‌گیری شخصیت نویسنده گیر کرد. تأثیر شهر و دیار یک طرف، شخصیت پدر هم یک طرف! پدر تحصیل‌کردۀ مسیحی علی‌رغم گرایش به لائیسیته و چپ‌گرایی فرزند را از خیلی کودکی با حفظ آیات قرآن و خطب نهج البلاغه و ابیات اشعار عربی بار می‌آورد، روح احترام به پیامبران به ویژه حضرت عیسی (ع) و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را در وی می‌دمد، با مجلۀ دادگستری اصول فقهی را به وی می‌آموزد، وی را با ادبا و متفکران روشنفکر چپ دم‌خور می‌کند ولی در عین حال پسر نوجوان را به مطالعه و تأمل نقادانه در تاریخ جهان و اندیشه‌ها سوق می‌دهد و با گفت‌وگو و هم‌صحبتی مداوم و دوستانه پسر را برای مواجهه با جامعه و جهان می‌پزد تا جایی که به‌نظرم بعدها همین فرهنگ پدری نقش مهمی در نگه‌داری منیر از مهالک یا برون کشیدن او از ورطۀ اندیشه‌های گمراهگرانه ایفا می‌کند.
با روایت ابتدای کتاب از درون فلسطین نیز خیلی خوش بودم؛ از بازی‌های فلسطینی در شهر پر از شفتالو و یاسمن و مدرسۀ شهیدپرور کلیسا پای کوه صهیون تا گزکردن فلسطین پابه‌پای پرونده‌های حقوقی پدر از الجلیل تا الخلیل و خاطرۀ باغ‌های پرتقال یافا و شنا در سواحل حیفا. همین روایت شیرین روزهای رنگین بود که تلخی بی‌امانی را با روایت لحظات اشغال و آوارگی به کام می‌ریخت. گسترش سرطانی در محله‌ها خانوادۀ شفیق را در روز روشن وقیحانه از خانه‌شان بیرون می‌اندازد و آوارۀ اردن می‌کند و حسرت کوچه‌پس‌کوچه‌های عطرآگین قطمون را تا همین امروز در دل منیر می‌گذارد. حسرت به کنار، خشم آنجا که مادرش چندین سال بعد فرصت می‌یابد برود سراغ خانۀ عزیزش در می‌زند می‌بیند خانه با همان وسایل خاطره‌انگیز زیر پای اشغالگری افتاده که با شانه انداختن مادر را راهنمایی می‌کند اگر شکایتی دارد به کجا باید رجوع کند!
این روایتِ داستانی و تاریخی تا روزهای زندان‌های اردن نیز ادامه می‌یابد اما با همین ورود به مبارزه و سیاست جای خود را آرام آرام به روایت تحلیلی می‌دهد. داستان زندگی و تاریخ وقایع را اغلب بدون آب‌وتاب می‌گفت و آن را بیشتر بهانه می‌کرد تا تحلیل خود را از هر دوران و شرایط و افراد و گروه‌ها و تصمیم‌ها و وضع موازنۀ قوا در جهان ارائه کند. از دل این سیاق، تصویر و تحلیل خواندنی‌ای از نسبت گروه‌های مختلف چپ و کمونیست و خلقی و قومی و ملی‌گرا و بعثی و ناصری در فلسطین و اردن و لبنان و مصر به خواننده می‌داد ولی کم‌تر تاریخ وقایع را، مثلاً آنگونه که #رونن_برگمن باز می‌کرد، بیان می‌کرد؛ طوری که شاید خواننده باید دانشی کلی از تاریخ منطقه و فلسطین داشته باشد یا حداقل نام‌هایی مانند جنگ شش روزه یا سپتامبر سیاه یا توافق اسلو برایش آشنا باشد. هرچند کتاب برایم نقل‌های جدیدی به‌خصوص از چپ‌های فلسطینی پیش از فتح و مبارزات سیاسی در اردن داشت، با این حال آوردۀ اصلی کتاب تاریخ نبود.
دومین قلابم به شخصیت تحلیلگرانۀ نویسنده گیر کرد. برگ برگ خاطرات بهانه‌ای بود برای ارزیابی دقیق وضعیت و بررسی موازنۀ قوا در سطح جهان برای ارائۀ موضع درست سیاسی؛ یک کرور بینش از وحدت، تفرقه، دموکراسی، جنگ، سازش، مقاومت، قوم‌گرایی و ملی‌گرایی، دشمن‌شناسی، هویت‌گرایی، علت مواضع کشورهای عربی و ... که آن را در خلال حلاجی وقایع دوران وحدت عربی، جنگ‌های اسرائیل، احزاب بعث، جنگ تحمیلی، حملۀ عراق به کویت، حملۀ آمریکا به عراق، انقلاب اسلامی، انتفاضه، سراشیبی اسلو و ... رو می‌کند. گویی شاکلۀ نویسنده شده بود همین تحلیل و تاریخ زندگی‌اش چیزی نبود جز چنین تبیینی. تحلیل و روشی که به‌جای کدبازی یا فلسفه‌بافی با بینشی راهبردی و خردی متوازن و نگاهی جامع از دل همین روندهای پیدا به تبیین اوضاع و موضع درست می‌پرداخت.
خود نویسنده در مقدمۀ عربی می‌نویسد: «این خاطرات بر خلاف خاطرات سیاستمداران... از نظر رازگشایی اطلاعات پنهان... حرفی برای گفتن ندارد...، در عوض ویژگی غالب خاطرات من، تحلیل وضعیت سیاسی در مراحل مختلف و رصد رویارویی‌های فکری است که در این مرحله‌ها در جریان بوده ...، از همین رو، آن‌ها که مشتاق خواندن تحلیل‌های سیاسی و ارزیابی شرایط به دور از اطلاعات پنهان و جزئیات مسائل هستند، در این خاطرات مطالبی خواهند یافت که شایستۀ توجه و خواندن است.» بله. روندهای اساسی و افق‌های اصلی چنان بر مواضع اصلی سیطره انداخته‌اند که برای کشف موضع درست در برابر اوضاع جهان، یک دل عبرت‌بین بدون نیاز به اطلاعات پنهان یا احتمالات عجیب نیز می‌تواند از روی همین نشانه‌های واضح و آشکار از وضع جهان پی به تحلیل درست ببرد.
نگاه از بالا و درک درست دشمن و شناخت معرکۀ اساسی و دیدن صحنۀ اصلی نبرد جهان انتباهی در خود دارد که بسیاری از خرده‌شبهه‌ها را می‌شورد می‌برد و آدم را پیش از آن که سرگرم خودزنی شود از سردرگمی می‌رهاند. همین دو رکن، یعنی تحلیل با نظر به موازنۀ قوا در سطح کلان و موضع‌گیری با درنظرداشت همیشگی دشمن اصلی، شکل خاصی به فعالیت سیاسی منیر شفیق داده بود؛ راه‌ورسمی متوازن از بینش استوار توأم با انعطاف و دوراندیشی که راز تصمیم‌های وی در تعامل کج‌دارومریز با کژروی‌های فتح و جریان‌سازی درون جریان بدون انشعاب و دکان‌سازی، اثرگذاری عمیق سیاسی با کار تبیینی و اقدام عملی متمرکزانه علیه دشمن با پرهیز از رقابت‌های مخرب درونی، حفظ استقلال شخصیت در موضع‌گیری نسبت به انقلاب و تحولات اسلامی بر خلاف فضای رایج جنبش، و دیگر اقدام‌های فکری و عملی برای وحدت‌بخشی گروه‌های مختلف حول هدف مشترک را باید در آن جست. راه‌ورسمی عبرت‌آموز برای هر فعالیت سیاسی عمیق و بلندهمتانه‌ای که آماج خود را فراتر از خرده‌دعواهای جزئی متوجه معرکۀ اصلی کرده و با صبر و حکمت می‌خواهد قدرت واقعی مردم را هم‌افزا کند.
پایان: ۲۸فروردین۱۴۰۲
پ ن: نام اصلی کتاب «من جمر الی جمر» است، تو مایه‌های «اخگر به اخگر».
#منیر_شفیق #نافذ_ابوحسنه #حسین_جابری_انصاری #اخگر_به_گریبان #سجاد@Bekhan

۳۱۱

۱۲:۱۰