۶:۵۴
علمداران آینده
غربالگری به صورتی که الان در ایران وجود داره، در هیچ جای دنیا وجود نداره ( غیر علمی، غیر منطقی، اجباری، هزینه بر، استرس زا، با خطای پنج برابر حد جهانی ) و تا همینجا میشه نتیجه گرفت غربالگری به شکل فعلی در یک پوشش علمی، بیشتر یک ابزار #کنترل_جمعیت در دست دشمن هست تا یک مقوله ی بهداشت و سلامت! که با حمایت دولتهای اصلاح طلب کار خودش را گسترش داده. #کنترل_جمعیت یکی از پروژه های امنیتی غرب هست و از تمام امکانات و روش ها و پوشش ها استفاده میکنن تا بتونن #نرخ_باروری رو در کشورهای خصوصاً مسلمان و شیعه کاهش بدهند. متأسفانه در ایران درصد #خطای_آزمایشگاه ها بسیار بالاست و سالانه چندین هزار جنین سالم بخاطر خطاهای آزمایشگاهی از بین میرن اگر هیچ زن بارداری در ایران غربالگری انجام نده، فقط حدود ۱۵۰۰ کودک مبتلا به سندروم داون ممکنه به دنیا میاد! که اون هم خیلی هاشون که بیماریشون شدیده، بیچاره ها خودشون یا در جنینی یا درسالهای اول تولد از بین میرن و نیازی نیست انقدر خصمانه، بکشیمشون
اما ما برای جلوگیری از تولد احتمالی چند نوزاد خاص و دوست داشتنی و شیرین داریم حدود سی هزار جنین سالم رو با دست خودمون به کام مرگ میفرستیم؟! نکتهی بعد اینکه سندروم داون، طیف داره از افرادی که خوب تربیت پذیرند و مشکلات جسمی کمتری دارند و تا 50 سالگی هم عمر میکنن تا بچههایی که در شکم مادر سقط میشن از شدت بیماری ممکنه بگید داشتن بچه مبتلا به این سندروم خیلی سخته و مجموعه ای از مشکلات دارند و ... باید گفت اگر کلی بیماریهای خاص دیگه رو میشناختید به سندروم داون نمیگفتین حرج. داونی ها اتفاقا بسیار مهربان و کمک کار و باعاطفه اند نکتهی دوم هم توجه به ابعاد معنوی، جهانبینی دینی و نگاه اخروی به زندگی دنیاست. درسته سخته اصلا بچه داری و هر کار دیگری در این عالم سختی هم داره. و اساساً زندگی یعنی سختی های ارزشمند و امتیازها و رشدهای حاصل از آن. و رسیدن به احسن عمل در هر کاری. زندگی هم خوشی و همسختی داره، هم آزمایش و ابتلا و امتیاز داره اما سقط جنین و آدم کشی حرامه. ولی خداوند در مواردی که میدونه دیگه انسان از تحملش خارجه، تحت عنوان «حرج» (نه عُسر چون عسر به معنای سختی هست و حرج به معنای سختی غیرقابل تحمل) قبل ولوج روح اجازه ی سقط داده اونم با پرداخت دیه معناش اینه که خداوند برای همین یه تیکه لخته ی خون هم ارزش و احترام قائله. چون یکی مثل تو و شاید خیلی بهتر قرار است به امر و اراده خداوند به این جهان وارد شود با قدر و قیمت و رزق و روزی و ماموریت و پرواز خاص خودش.


مباحث:
غربالگریهای غلط
عامل سقط جنین و نا امنی روانی والدین
عامل سقط جنین و نا امنی روانی والدین
۷:۰۴
سیاست گذاریهای غیر علمی..از دولتهای دوم خردادی تا کنون
۷:۰۶
بارداری شگفت انگیز
#انیمیشن.جذاب
۷:۱۰
علمداران آینده
سلام نکته هایی پیشنهادی برای ایام خوش و معنوی بارداری: 





ببیند دوستان: ماههای اول تا 7 ام اینقدر ها خاص نیست که بخواین برین اینور و اونور شهر تا یکم برای دکتر درد دل کنین. نزدیک ترین دکتر تو محله رو انتخاب کنین که فهمش خوب باشه با یه پزشک سنتی اسلامی هم خوردنی ها و .. را هماهنگ باشین- شاید لازم نباشه که ویتامین و... به شکل قرص بخورین. (البته دخالت در کار پزشکان نباشه) خیلی خوبه که از خوراکیها و میوه های مفید و پیاده روی روزانه در هوای خوب و فضاهای درختی و آب و آبشاری استفاده کنید. ماههای آخر تشکیل پرونده بدین پیش یه دکتر مومن و پیگیرش باشین. از توصیه هایی که این پزشکان مومن و دکترهای سنتی به رفقای باردار قبلی داشتن بهره ببرید. مثلا در مورد مریضی ها بیشتر از بخور و دمنوش بابونه و آب گرم و عسل و گاهی عنبر نسارا ( اندازه یک فندق و اونایی که طبعشون خیلی گرمه کمی خاکشیر کنارش بریزن و دودش رو استنشاق کنن) استفاده کنید و هیچ چیز خاصی رو زیاد و مرتب نخورید مگر چیزی عالی و مفید مثل عسل، البته ماههای آخر چیزهای خنکی بیشتر بخورید نه گرمی. رژیم هم نگیرید چون بچه لاغر میشود، هر چه وزن بچه بیشتر باشه بهتره. 






به تصاویر قشنگ نگاه کنید. عکس نوجوانی پیامبر. تصویر کودکان قشنگ. طبیعت. ماه. آسمون. قرآن. اگر میتونید فکر و ذکرتون را بر روی کارهای قرانی آنهم جدی و مستمر بگذارید تا بچه تون نخبه قرانی و اهل بیتی بشه. از صوتهای تدبر و رشد و بلوغ عاطفی و سی دیهای نسل توحیدی و سایت آقای سعادتفر و آداب و اسرار نماز و حج و چل حدیث امام ایشون هم بهره ببرید. انشا الله خیر باشه.
بانو امین میگن: « از بعد از 4 ماهگی با بچه حرف بزنید. ازش بخواین که شیعه و مومن و اهل خیر و یار و کمک کار پدر و مادر و مهربان و .. باشه.» جزئی جزئی برای همه چیزش دعا کنید و باهاش صحبت کنین. روزی 2رکعت نماز هدیه به پیامبر برای ایمان و عقل بالا و عاقبت بخیری خودتون و فرزندتون و دیگران بخونید. از درگیر شدن با افراد و موضوعات ناراحت کننده و دلخوری و حساسیت جور کردن برای خودتون پرهیز کنین. این فرصت خوبیست که حرص نخوردن و حرص ندادن و عادت به حساس و زود رنج بودن و پر از ایراد دیدن خودتون و بقیه رو کنار بگذارید و خوش بین تر و در آغوش خدا شادتر و خوش تر و پر امید و توکل زندگی کنین. خودتون رو دوست داشته باشید. باور کنید که خدا دوستتون داره و امروز شما ربطی به همه گذشته ها نداره. تازه و خوشحال و راحت زندگی کنین. مهم نیست اگر نتونستید کلاس برید یا درس و تمرین انجام بدید. فکرتون که با خدا و اهلبیت و سوره ها همراهه و اهل ذکر و بندگی هستید عالیه. خودتون و همسرتون از بچه مهم ترید. خیلی موضوعات هر روز پیش میاد. با لبخند و سکوت و نرمی میشه طی کرد و عوضش زیاد دعا کرد. برای فرزندتون هم قرآن بخونید هم صوتش رو پخش کنید. خصوصا ماه های 5 به بعد کمک کنید به حافظ شدنش. 






چند دور از اول تا آخر قرآن رو براش پخش کنین و خودتونم ان شاء الله با صدای خودتون براش و برای خودتون بخونید. همه چیز را باید به خدا سپرد. توکل یعنی ما فقط وظیفه خود را تا حدی که بتونیم انجام میدیم اما همه چیز دست خداست. خودمون را اثر گذار محض فرض نکنیم و هر چی که پیش اومد و شد و نشد از خدا بخواهیم جبران کند و بهترینهای عالم را برای خودمان و همه و فرزندان عالم بخواهیم. با خود خدا وصل باشید و از خودش بخواین هر چی که لازمه و بهترینه بهتون یاد بده.
توصیه های معنوی
۷:۱۳
-7238472532408000765_122552494183802_251116_104449.pdf
۳۰۱.۲۸ کیلوبایت
محتوای طرح ذریه طیبهو تاثیرات سوره ها برای خودمان و فرزندانمان
البته کتاب ذریه طیبه را میتوانید از نشر اهلبیت نبوت در اینترنت یا از مدرسه قران تهیه بفرمایید.
۷:۱۴
بازارسال شده از غفرانی
اطلاعیه:
إن شاء الله تعالی با عنایت الهی پانزدهمین جلسه خانواده قرآنـی فـــردا سه شنبه 4 آذر ماه از ساعت: 15 تا: 16 برگزار میشود و « دو پرسش زیر » را بررسی میکنیم:
1ـ « خیانت » یعنی چه؟2ـ « خیانت زن و شوهر چگونه است؟ »
افتخار میکنم که شما سرور محترم نیز با نشانی زیر در این جلسه حضور داشته باشید:
https://www.skyroom.online/ch/majmaemadares/kelasaghayeghofrani
البته صوت این جلسه علاوه بر گروه خانواده قرآنی به نشانی زیر:
https://ble.ir/dr_ghofrani15
در وبگاه به آسمان نگاه کن و در کانالهای تسبیح 1 و تسبیح 15 به نشانی زیر بارگذاری میشود:https://mjghofrani.ir
إن شاء الله تعالی با عنایت الهی پانزدهمین جلسه خانواده قرآنـی فـــردا سه شنبه 4 آذر ماه از ساعت: 15 تا: 16 برگزار میشود و « دو پرسش زیر » را بررسی میکنیم:
1ـ « خیانت » یعنی چه؟2ـ « خیانت زن و شوهر چگونه است؟ »
افتخار میکنم که شما سرور محترم نیز با نشانی زیر در این جلسه حضور داشته باشید:
https://www.skyroom.online/ch/majmaemadares/kelasaghayeghofrani
البته صوت این جلسه علاوه بر گروه خانواده قرآنی به نشانی زیر:
https://ble.ir/dr_ghofrani15
در وبگاه به آسمان نگاه کن و در کانالهای تسبیح 1 و تسبیح 15 به نشانی زیر بارگذاری میشود:https://mjghofrani.ir
۱۲:۱۴
بازارسال شده از مجمع مدارس دانشجویی قرآن و عترت علیهم السلام
دعوت میشوید به یک نشست صمیمی و قرآنی،نشستی که هدف آن ارتقای نگاه ما به قرآن و تربیت است.
قرار هست در این جلسه
یاد بگیریم قرآنخوانیِ رشدمحور یعنی چه؟
و چطور میشود از قرآن کمک گرفت تا بچهها در هر شرایطی که بزرگ میشوند،
ریشههای محکم و نورانی پیدا کنند.
#بیاین_برای_مهمانهایمان_سنگتمام_بگذاریم
https://nshn.ir/ab7bvECuWxi6Cq
برای شرکت در نشست اینجا ثبت نام کنید
https://formafzar.com/form/iqgkh
ble.ir/join/4BENsqEvWc
۱۸:۲۷
بازارسال شده از نسل توحیدی 🕋
انس با قرآن کریم به سبک مادرانه دوره مجازی روشهای تدبر در قرآن ویژه مادران در دوران بارداری و شیردهی
برای ثبت نام کافیه اینجا کلیک کنید
۲:۵۰
بازارسال شده از کبوتر بله
کانال سایت شهید آوینی
۶:۰۶
بازارسال شده از زینب قائمی
┄┅═❁﷽❁═┅┄
خاطرهی خانم دکتر نسرین ف — استاد فیزیک دانشگاه تهران مادر ۷ کودک و همسر شهید در جنگ ۱۲ روزه
«شبی که عدد هفت، معنای تازهای گرفت»
راستش هیچوقت فکر نمیکردم یه روزی بشینم و بنویسم که هفتمین بچهم رو باردارم. اونم من، خانم دکتر، استاد فیزیک دانشگاه تهران، زنی که یه روز فقط به معادلههای میدان مغناطیسی فکر میکرد، نه به لجبازیهای یه نوزاد با نصف شبهای بیخوابی مادرش.
شوهرم، «حمید»، خودش هم فیزیک خونده بود. آدم شوخطبعی بود، ولی توی دلش، یه ایمان عجیب داشت — از اون مدل مردایی که وسط سختی لبخند میزنن. همیشه میگفت: «نسرین، تو جهان رو بهتر از هرکسی میفهمی، ولی هنوز راز یه نوزاد رو اندازهی یک سطرش نمیدونی.» با دوتا بچه زندگیمون در حال حرکت بود که، شد سهتا، شد پنجتا... و هر بار من میگفتم: «دیگه بسه، مغزم به اندازه کافی مشغوله!» اما اون فقط میخندید و میگفت: «مث فیزیکه، هر بار که فکر میکنی تهش رو فهمیدی، تازه شروعشه.»
وقتی ششمین پسرم سه ساله بود، خبر دادم که دوباره باردارم. اون لبخند زد، ولی اون بار یهکم فرق داشت... نگران بود. گفت: «امیدوارم این نوزاد بیاد و خونهمون رو پر از صدا کنه، حتی اگه من نباشم.» همون موقع رفتم توی کارهای روزمره، فکر کردم شوخی کرده، ولی چند ماه بعد چشمم سیاه شد. توی مأموریت امداد داوطلبانه، جنگ ۱۲ روزه رفته بود که انگار همه چیز فریز شد... موندم و یه خونهی اجارهای توی نیاوران پایین، با شش تا فرزند و یه قلب ترکخورده.
روزای اول بعد از شهادتش نمیدونستم چطور باید نفس بکشم. صبح میرفتم دانشگاه، سر کلاس دربارهی «نظریهی کوانتوم» درس میدادم، شب میرفتم خونهای که هر دیوارش با صدای بچهها پر میشد، اما وقتی چراغا خاموش میشد، خونه خالیتر از همیشه میشد. بچههام کوچیک بودن، معصومانه منتظر بودن باباشون برگرده. یه شب، پسر وسطیم ازم پرسید: «مامان، چرا خدا بابا رو زودتر خواست؟ مگه خدا نمیدونه ما بهش نیاز داریم؟» اون لحظه یه چیزی توی دلم شکست. دستش رو گرفتم و گفتم: «خدا گفت من بابا رو میخوام، اما شماها رو گذاشته تا من بفهمم قوی بودن یعنی چی.»حقیقتش، بارداری هفتم مثل کوهنوردی بود. دکتر گفته بود که بدنت خستهست، احتیاط کن، ولی من با هر تقلایی، با هر بوی شیر، با هر تپش، حس میکردم حمید کنارمه. توی همون روزایی که اجارهخونه عقبافتاده بود، توی بازار دنبال ارزونترین سیسمونی بودم. یه مادرِ دانشجوی دکترای خودم، وقتی فهمید من باردارم، یه جعبه آورد، گفت: «خانم دکتر، این لباسای نوزاد پسرمه، کوچیک شدن، اما تمیزن. بخواین برای شما.» اون شب زار زدم، نه از دلسوزی، از عشق؛ از اینکه دنیا هنوز دلهایی داره کوچک، ولی بزرگتر از هر عظمت فیزیکی.الان که دارم اینو مینویسم، هفتمین بچهم، یه دختر کوچولو، خوابیده کنارم. با صدای نفسش، دانشگاه، مقالهها، جلسهها... همه برام یه جور دیگه معنی شدن. دیگه نه حجابم سنگینه، نه نالیدن از سختی معنی داره. من از توی سختیها یه نور دیدم. با شش تا پسر و یه دختر توی خونهی اجارهای، شاید زندگی مرفهی نداشته باشیم، ولی خوشبختیمون قابل اندازهگیری نیست… شاید چون فهمیدم: بچهها فقط نعمت خدا نیستن، یادآور ادامهی زندگیان، حتی وقتی یه زندگی تموم شده.هر وقت یکی از شاگردام توی دانشگاه میگه: «خانم دکتر، من هنوز نمیدونم بچهدار شم یا نه، سخته، هزینه داره...» فقط لبخند میزنم و میگم: «سخته، ولی ببین، من هنوز زندهام، هنوز میخندم، هنوز عشق دارم. سختی آدمو نمیکُشه، بینور بودن میکُشه. و هیچ نوری قشنگتر از صدای یه بچه نیست.»
شادی روح شهدای جنگ ۱۲ روزه صلوات
@kanale_noor
«شبی که عدد هفت، معنای تازهای گرفت»
راستش هیچوقت فکر نمیکردم یه روزی بشینم و بنویسم که هفتمین بچهم رو باردارم. اونم من، خانم دکتر، استاد فیزیک دانشگاه تهران، زنی که یه روز فقط به معادلههای میدان مغناطیسی فکر میکرد، نه به لجبازیهای یه نوزاد با نصف شبهای بیخوابی مادرش.
شوهرم، «حمید»، خودش هم فیزیک خونده بود. آدم شوخطبعی بود، ولی توی دلش، یه ایمان عجیب داشت — از اون مدل مردایی که وسط سختی لبخند میزنن. همیشه میگفت: «نسرین، تو جهان رو بهتر از هرکسی میفهمی، ولی هنوز راز یه نوزاد رو اندازهی یک سطرش نمیدونی.» با دوتا بچه زندگیمون در حال حرکت بود که، شد سهتا، شد پنجتا... و هر بار من میگفتم: «دیگه بسه، مغزم به اندازه کافی مشغوله!» اما اون فقط میخندید و میگفت: «مث فیزیکه، هر بار که فکر میکنی تهش رو فهمیدی، تازه شروعشه.»
وقتی ششمین پسرم سه ساله بود، خبر دادم که دوباره باردارم. اون لبخند زد، ولی اون بار یهکم فرق داشت... نگران بود. گفت: «امیدوارم این نوزاد بیاد و خونهمون رو پر از صدا کنه، حتی اگه من نباشم.» همون موقع رفتم توی کارهای روزمره، فکر کردم شوخی کرده، ولی چند ماه بعد چشمم سیاه شد. توی مأموریت امداد داوطلبانه، جنگ ۱۲ روزه رفته بود که انگار همه چیز فریز شد... موندم و یه خونهی اجارهای توی نیاوران پایین، با شش تا فرزند و یه قلب ترکخورده.
روزای اول بعد از شهادتش نمیدونستم چطور باید نفس بکشم. صبح میرفتم دانشگاه، سر کلاس دربارهی «نظریهی کوانتوم» درس میدادم، شب میرفتم خونهای که هر دیوارش با صدای بچهها پر میشد، اما وقتی چراغا خاموش میشد، خونه خالیتر از همیشه میشد. بچههام کوچیک بودن، معصومانه منتظر بودن باباشون برگرده. یه شب، پسر وسطیم ازم پرسید: «مامان، چرا خدا بابا رو زودتر خواست؟ مگه خدا نمیدونه ما بهش نیاز داریم؟» اون لحظه یه چیزی توی دلم شکست. دستش رو گرفتم و گفتم: «خدا گفت من بابا رو میخوام، اما شماها رو گذاشته تا من بفهمم قوی بودن یعنی چی.»حقیقتش، بارداری هفتم مثل کوهنوردی بود. دکتر گفته بود که بدنت خستهست، احتیاط کن، ولی من با هر تقلایی، با هر بوی شیر، با هر تپش، حس میکردم حمید کنارمه. توی همون روزایی که اجارهخونه عقبافتاده بود، توی بازار دنبال ارزونترین سیسمونی بودم. یه مادرِ دانشجوی دکترای خودم، وقتی فهمید من باردارم، یه جعبه آورد، گفت: «خانم دکتر، این لباسای نوزاد پسرمه، کوچیک شدن، اما تمیزن. بخواین برای شما.» اون شب زار زدم، نه از دلسوزی، از عشق؛ از اینکه دنیا هنوز دلهایی داره کوچک، ولی بزرگتر از هر عظمت فیزیکی.الان که دارم اینو مینویسم، هفتمین بچهم، یه دختر کوچولو، خوابیده کنارم. با صدای نفسش، دانشگاه، مقالهها، جلسهها... همه برام یه جور دیگه معنی شدن. دیگه نه حجابم سنگینه، نه نالیدن از سختی معنی داره. من از توی سختیها یه نور دیدم. با شش تا پسر و یه دختر توی خونهی اجارهای، شاید زندگی مرفهی نداشته باشیم، ولی خوشبختیمون قابل اندازهگیری نیست… شاید چون فهمیدم: بچهها فقط نعمت خدا نیستن، یادآور ادامهی زندگیان، حتی وقتی یه زندگی تموم شده.هر وقت یکی از شاگردام توی دانشگاه میگه: «خانم دکتر، من هنوز نمیدونم بچهدار شم یا نه، سخته، هزینه داره...» فقط لبخند میزنم و میگم: «سخته، ولی ببین، من هنوز زندهام، هنوز میخندم، هنوز عشق دارم. سختی آدمو نمیکُشه، بینور بودن میکُشه. و هیچ نوری قشنگتر از صدای یه بچه نیست.»
شادی روح شهدای جنگ ۱۲ روزه صلوات
@kanale_noor
۱۸:۳۵
-5848734004483973373_295615238233781.mp3
۰۱:۲۶-۲.۰۲ مگابایت
۱۲:۱۷
بازارسال شده از مرضيه شفيع زاده
.
ما می دونیم که بارداری فقط نه ماه انتظار نیست!
آغاز یک رسالت بزرگه! فرصتی طلایی برای پرورش نسلی که آیندهی جامعه و جهان رو میسازه!
از بین همه نیازهایی که یک نومادر باردار داره؛ یکی از مهترین نیازها، نیاز روحی و معنویه
اگر شما هم با حنیفا هم نظرید؛ #فصل_رویش رو به شما معرفی می کنیم
برای اولین بار:
دوره ای متفاوت و نوآورانه!
ویژه نومادران عزیز
قرآن + قصههای الهامبخش + ذهنآگاهی
در ۴۰ هفته، با ۴۰ آیه ، همراه با ۴۰ بستهمحتواییدر کنار نومادر های عزیز هستیم.
جهت تهیه بسته "فصل رویش" و دریافت لینک کانال دوره در ایتا، به آیدی زیر پیام دهید

https://eitaa.com/hanifa_admiin
همچنین میتونید از طریق آدرس سایت زیر، به سه فصل اول دوره که رایگانه دسترسی داشته باشید و در صورت تمایل، کل دوره را از طریق سایت یا کانال ایتا تهیه کنید
https://hanifaagroup.com/product/فصل-رویش/
جهت دریافت کارت هدیه الکترونیکی (از طرف همسر، پدر، مادر، خواهر، برادر و کلا اقوام، دوستان و همکاران به نومادران عزیز)

https://eitaa.com/hanifa_admiin
جهت پرداخت قسطی یا دریافت کد تخفیف، ویژه نومادران عزیزی که با چالشی در پرداخت وجه مواجهاند؛

جهت دریافت کد تخفیف ۵۰ درصد، ویژه نومادران عزیز ۳ فرزند به بالا؛


و جهت دریافت کد تخفیف ۱۰۰ درصد، ویژه نومادران عزیز مناطق محروم؛
به آیدی زیر در ایتا پیام دهید
https://eitaa.com/hanifa_admiin
یا به شماره زیر پیامک بزنید
+989912153507



https://eitaa.com/hanifaroshd
https://hanifaagroup.com
+989912153507.
دوره ای متفاوت و نوآورانه!
ویژه نومادران عزیز
۶:۴۶
بازارسال شده از صبحانه ایرانی
+ سحر پهلوان نشان، روانشناس کودک
#کودکان #والدین #صبحانه_ایرانی
۷:۲۶
بازارسال شده از مجموعه جهادی حسنا (حمایت از مادر باردار)
#جلوگیری_از_قتل_جنین_معصوم
@jahadi_hosna
۵:۱۹
بازارسال شده از نظم و برنامه ریزی_استاد اخوت
۱۸:۰۰
بازارسال شده از آرشیو نسل توحیدی
14041013-استاد اخوت-1.mp3
۵۱:۴۱-۲۰.۷۲ مگابایت
#اعتکاف_کنشگران نسل توحیدی@NasleTohidiArchive @NasleTohidi
۸:۳۳
بازارسال شده از آرشیو نسل توحیدی
14041014-استاد اخوت-2.mp3
۰۱:۰۲:۱۶-۲۴.۹۵ مگابایت
#اعتکاف_کنشگران نسل توحیدی@NasleTohidiArchive @NasleTohidi
۸:۳۳
بازارسال شده از آرشیو نسل توحیدی
14041015-استاد اخوت-3.mp3
۰۱:۰۶:۱۱-۲۶.۵۲ مگابایت
#اعتکاف_کنشگران نسل توحیدی@NasleTohidiArchive @NasleTohidi
۸:۳۳
سلام دوستان 🥰
برا مادر ۷ فرزندی و مومنه مون که دارای ضعف و مریضی شدند نیازمند کمک مالیو دعای دوستان هستیم

۶٠٣٧۶٩١۵۸۶۵۲۸۳١٧ مریم شری زاده. بانک صادرات
برا مادر ۷ فرزندی و مومنه مون که دارای ضعف و مریضی شدند نیازمند کمک مالیو دعای دوستان هستیم
۶٠٣٧۶٩١۵۸۶۵۲۸۳١٧ مریم شری زاده. بانک صادرات
۴:۵۲