بله | کانال بغض قلم
عکس پروفایل بغض قلمب

بغض قلم

۶۲۹ عضو

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

بغض قلم
پیام
همه‌تون خیلی خوبیدundefinedundefinedبه جز اون ۳ نفر که نخونده رد می‌کننundefined

۷:۱۴

thumbnail
بلال بلالت می‌کنیم
تو تنگه چالت می‌کنیم



#طنزیل#پیام_شما

undefined https://eitaa.com/bibliophil undefined https://ble.ir/bibliophils

۷:۳۱

بغض قلم
undefined بلال بلالت می‌کنیم تو تنگه چالت می‌کنیم #طنزیل #پیام_شما undefined https://eitaa.com/bibliophil undefined https://ble.ir/bibliophils
شما هم مثل من بیشتر نگران بلال شدن اون پدر یا برادر بنده‌خدایی هستید که زیر این شعار از کت و کول افتاده؟!

۷:۴۲

thumbnail

۱۰:۰۳

بغض قلم
undefined تصویر
بسمه تعالی«پسرش را به آب سپرد نه به خاک» رفیقت برایمان می‌گفت: «موج انفجار دوم، کمر کشتی را شکست»می‌گفت: «کشتیِ از کمر نصف شده افتاد در گودی بزرگی که توی اقیانوس ساخته بود.می‌گفت: «تو و نوزده تای دیگر را، موج انفجارِ دوم بلند کرد، بالا برد آنقدر که دست هیچکس به شما نمی‌رسید. در هوا چرخاند و به یکباره کوبیدتان توی گودی کمر شکسته کشتی.رفیقت می‌گفت: «موج انفجار، یک گِردآب سرکش اقیانوسی ساخت و تو با نوزده تای دیگر را از بالا کشاند پایین و فرو کرده در قعر اقیانوس» رفیقت تمام مدتی که این حرف‌ها را می‌زد، سرش بالا، اما نگاهش پایین بود.پشت سر هم پلک می‌زد و آب دهان قورت می‌داد.من مادرم. فهمیدم، پلک می‌زد که اشکش سرازیر نشود، آب دهان که نه، بغض فرو می‌خورد.از رفیقت پرسیدم: «نمی‌شد کاری کرد؟؟؟ جنازه‌ای چیزی از او....» رفیقت سرش را گرفت پایین و حزن‌آلود گفت: «ما پیکر ۸۴ تا از رفقای شهیدمان را توی اقیانوس، در آن دل تاریکی سحر از آ‌ب‌ گرفتیم و با جلیقه‌شان بستیم به قایق‌های نجات تا متلاشی و گم نشود.اما این بیست نفر را موج انفجار دوم که از زیر دریایی دشمن شلیک شده بود، چنان به قعر اقیانوس بُرد که دستمان هیچ، حتی نگاهمان هم به آنها نرسید.» رفیقت وقتی داشت ریز ریز گریه می‌کرد، مثل اقیانوس آرام بود.به رفیقت گفتم: «سرت رو بالا بگیر. من رجز خوانی بلد نیستم. اما مادرم. اینطور که تو روضه مجسم خواندی، همراه با کمر کشتی دنا، پشت پدر،قلب منِ مادر، بغض خواهرش هم شکست. از این پس حال و هوای من با آب، طور دیگری خواهد بود قبل این، وقت نوشیدن آب "سلام بر حسین" می‌گفتم. ولی حالا هرگاه دستم تری آب را حس کند خواهم گفت: «من مادری هستم که پسرم را جای خاک به آب سپردم. پس ای آب! هوایش را داشته باش.»
undefinedشیدا سادات آرامی
پ. ن۱؛ از اصطلاحات رایج نیروی دریایی "کمر کشتی شکست" یعنی میانه کشتی نصف شده و به زودی غرق خواهد شد.پ. ن۲؛ این روایت واقعی است. به مناسبت چهلم شهدای مفقود الاثر ناوچه دنا
#جنگ_رمضان #ناوچه_دنا#شهدای_مفقود_الاثر
اردیبهشت ۱۴٠۵
#پیام_شما

undefined https://eitaa.com/bibliophil undefined https://ble.ir/bibliophils

۱۰:۰۴

بازارسال شده از طنزیل
thumbnail
ما چی‌کاره بیدیم؟

undefinedطنزیلundefined
@tanzelbano

۱۹:۳۰

این موشک‌ها، انگار از بله رد شدن،
این شوکه شده نمی‌تونه واکنش نشون بده.


undefined https://eitaa.com/bibliophil undefined https://ble.ir/bibliophils

۱۹:۴۰

thumbnail
نون مادر و شیر پدر حلالت!
مگه چیه؟!مادر نون می‌پزه، پدر شیر می‌خره!


undefined https://eitaa.com/bibliophil undefined https://ble.ir/bibliophils

۴:۴۰

بازارسال شده از طنزیل
ترامپ ادعای همیشگی درباره ایران را تکرار کرد:
آنها نه نیروی دریایی دارند، نه نیروی هوایی، نه تجهیزات ضدهوایی، نه رادار، نه هیچ چیز، در واقع نه رهبر... رهبران هم رفته‌اند.


یعنی به دروازه‌ی خالی هم نمی‌تونی گُل بزنی؟!
undefinedطنزیلundefined
@tanzelbano

۱۶:۱۷

مهاجرانی ، سخنگوی دولت:

نسبت به افزایش قیمت خیلی حساسیم، مردم نگران نباشن!



فکر کنم فقط یکم زیادی درون‌گراست، نشون نمی‌ده!


#طنزیل

undefined https://eitaa.com/bibliophil undefined https://ble.ir/bibliophils

۱۶:۲۰

آتش‌بسی که با هیچ حمله‌ای نقض نشه از آتشفشان نیمه خاموش کوه دماوند هم خطرناک‌تر هست!

#طنزیل
undefined https://eitaa.com/bibliophil undefined https://ble.ir/bibliophils

۱۶:۲۷

ترامپ: به علت شرایط پیش آمده تصمیم گرفتم، ادامه‌ی پروژه‌ی آزادی را در نرم‌افزار بله پیش ببرم. می‌دونم شما از من با گذاشتن undefined تشکر می‌کنید!


#طنزیل
undefined https://eitaa.com/bibliophil undefined https://ble.ir/bibliophils

۸:۲۸

thumbnail
جانم به این لبخند دوستundefined
ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت جایت همیشه در دل من درد میکند


undefined https://eitaa.com/bibliophil undefined https://ble.ir/bibliophils

۱۳:۲۳

thumbnail
بسمه تعالی «به هوای شهید هوایی»«میدان شهدا، بوی مشایه گرفته» این را آقای مقصودی_مجری برنامه ثریا_ می‌گوید، وقتی در جایگاه میدان، میکروفن در دست می‌گیرد تا با مردم صحبت کند می‌گوید: «اینجا_میدان، شهدا_مرا یاد مشایه انداخته. هوای این میدان متفاوت است.»نمی‌دانم آیا میداند بعدِ سخنرانی که از جایگاه پایین بیاید قرار است شهیدی بالا برده شود؟میدان شهدا، بوی شهید گرفته‌‌است.بوی روضه و سینه‌زنی. موکب‌ها چای بعدِ روضه پخش می‌کنند. بوی اشک و اسفند فضا را برداشته‌است. روضه‌خوان، بالاسر تابوت در جایگاه روضه می‌خواند.حالا مطمئن شده‌‌ام، جمعیت پرچم به دست میدان شهدا به هوای شهید هوایی، دلش کربلایی شده، هوایی شده‌است. قطرات ریز و نرم اشک‌ آسمان، نمه‌ای می‌زند و بند می‌آید. روضه بالا می‌گیرد، روضه‌خوان از خانواده‌ی شهید «سید علی هوایی» می‌گوید که در میدان حضور دارند و عزت و احترام می‌شوند سپس گریز می‌زند به کربلا....
تابوت پرچم پوش ِ روی دست بالا رفته، به سبکی نسیم، دست به دست می ‌شود. مگر می‌شود پیکر مردی این‌همه سبک باشدروضه خوان می‌گوید: «از پیکر شهید هوایی چیزی نمانده، جز تکه‌هایی، روی‌ هم قد مشت بسته. جمعیت زیر تابوت خودش گریز می‌زند به بدن بی‌سر و بی‌دست‌و‌پای اباالفضل ع. یاد صحبت‌های آقای مقصودی می‌افتم که گفت: «در این دفاع مقدس برای هر کسی نقشی تعریف شده؛ نقش مردم و خیابوننظامی‌ها و میدون ..»حتی نقش بچه‌ها و کودکان شیرخوار هم به چشم می‌آید. و من به نقش شهیدان فکر می‌کنم. آنها که در حیات و شهادت مشغول نقش آفرینی هستند. پ.ن؛ شهید «سید علی موسوی هوایی» پیشکسوت گردان تخریب و خنثی‌سازی موشک، همراه سیزده نفر دیگر روز یازدهم اردی‌بهشت، حین انجام مهندسی معکوس موشک‌های باقیمانده از جنگ رمضان در زنجان به شهادت رسید.
undefined شیدا سادات آرامی undefinedدوشنبه ۱۴ اردیبهشت۱۴٠۵
#شهدای_زنجان#گردان_تخریب


undefined https://eitaa.com/bibliophil undefined https://ble.ir/bibliophils

۴:۵۹

thumbnail

۱۸:۱۸

thumbnail
سپاهیان حضرت حجتیم ما ابرقدرتیم undefinedundefined

undefined https://eitaa.com/bibliophil undefined https://ble.ir/bibliophils

۱۸:۱۸

شب جمعه استشادی روح امارات صلوات

#طنزیل

undefined https://eitaa.com/bibliophil undefined https://ble.ir/bibliophils

۱۹:۳۵

اُسکل‌ها،
اِسکله می‌زنن!


#طنزیل

undefined https://eitaa.com/bibliophil undefined https://ble.ir/bibliophils

۱۹:۵۲