رسانه دوننایت
این چرخهها - مانند استعاره تدبرناک رابرت جردن در چرخ زمان، صرفا اسطوره نیستند؛ آنها مبین واقعیتی کیهانشناختیاند. هر دوره، طبع خاص خود را دارد و امکانهای معنوی متفاوتی ارائه میدهد. فلذا بدیهی خواهد بود که درک این چرخهها، به انسان معنا-مدار اجازه میداد تا بداند در چه «فصلی» از تاریخ کیهانی به سر میبرد و چه انتظاراتی میتواند داشته باشد. گنون تأکید میورزد که جهان متجدد، با انکار این چرخهها و تبلیغ «اسطوره پیشرفت خطی»، خود را در توهم یک «استثنای تاریخی» گرفتار ساخته است...
دوگین نیز با دنبال کردن خط گنون بهشدت با نظریه «پایان تاریخ» فوکویاما (که خود ادامهٔ فلسفهٔ تاریخِ هگل و مسیحیتِ سکولار است) مخالف ورزید - وی استدلال کرد که «پایان تاریخ»، توهمی است که غرب برای مشروعیتبخشی به هژمونی خویش ساخته و پرداخته است. در عالم واقع، تاریخ هرگز پایان نمییابد، بلکه وارد فازهای جدیدی میشود. دوگین در اینجا از مفهوم «بازگشت تاریخ» سخن میگوید: بیداری تمدنهای غیرغربی و بازگشت آنها به زمان-مکانهای اصیل خویش و این بازگشت، نه یک حرکت ارتجاعی به گذشته، بلکه یک «بازگشت غنیشده» است: استفاده از دستاوردهای فنی مدرن، اما در خدمت اهداف و نظامات سنتی...
۲۷
۱۱:۱۱