#داستان_کوتاهخانمی شوهرش را به مطب دکتر برد. بعد از معاینه، دکتر، خانم را به طرفی برد و گفت: اگر شما این کارها را انجام ندهید، به طور حتم شوهرتان خواهد مرد.
اول هر صبح، برایش یک صبحانه ی مقوی درست کنید و با روحیه ی خوب او را به سرکار بفرستید.
دوم اینكه هنگام ناهار، غذای مغذی و گرم درست کنید و قبل از اینکه به سرکار برود او را در یک محیط خوب مورد توجه قرار بدهید.
سوم اینكه برای شام، یک غذای خوب و مخصوص درست کنید و او در کارهای خانه كمك نکند.
در خانه، شوهر از همسرش پرسید: دکتر به او چه گفته؟
آن خانم گفت: شما خواهید مرد.


#Shimo𖡼𖤣𖥧𝖏𝖔𝖎𝖓 𝖙𝖔 𝕭𝖔𝖔𝖐
& 𝕾𝖙𝖔𝖗𝖞
𓋼𖤣𖥧𓋼
اول هر صبح، برایش یک صبحانه ی مقوی درست کنید و با روحیه ی خوب او را به سرکار بفرستید.
دوم اینكه هنگام ناهار، غذای مغذی و گرم درست کنید و قبل از اینکه به سرکار برود او را در یک محیط خوب مورد توجه قرار بدهید.
سوم اینكه برای شام، یک غذای خوب و مخصوص درست کنید و او در کارهای خانه كمك نکند.
در خانه، شوهر از همسرش پرسید: دکتر به او چه گفته؟
آن خانم گفت: شما خواهید مرد.
۱۵:۱۶
سوال: چرا فردوسی از مرگ پهلوانان بهسادگی نمیگذرد؟هرکی زود تر تو کامنت ها جواب بده پاکت میدم.#Shimo𖡼𖤣𖥧𝖏𝖔𝖎𝖓 𝖙𝖔 𝕭𝖔𝖔𝖐
& 𝕾𝖙𝖔𝖗𝖞
𓋼𖤣𖥧𓋼
۱۵:۲۳
سوال:شاهنامه از نظر روایت چگونه است؟● هر داستان مستقل و جداست ●مجموعه ای کوتاه و محدود از رویداد ها●داستانها پیوسته و زنجیرهای هستند ●داستان ها پراکنده و بدون پیوستگیهرکی زود تر تو کامنت ها جواب بده پاکت میدم
#Shimo𖡼𖤣𖥧𝖏𝖔𝖎𝖓 𝖙𝖔 𝕭𝖔𝖔𝖐
& 𝕾𝖙𝖔𝖗𝖞
𓋼𖤣𖥧𓋼
۱۵:۲۹
#معرفیکافکا در ساحل کافکانوشته نویسنده مشهور ژاپنی، هاروکی موراکامیدر سال ۲۰۰۶ برندۀ بهترین رمان فانتزی جهان شده است. در این دنیای شگفتانگیز و عجیب ادبیات ژاپن، با دو شخصیت بهیادماندنی همراه میشویم و در مسیری قدم میگذاریم که در طول آن گربهها با انسانها صحبت میکنند، سربازی از زمان جنگ جهانی دوم تا به حال پیر نشده است، و از آسمان ماهی میبارد. در این سفر باید با روایت موراکامی همراه شد و اجازه داد که دریای استعارهها و رمز و رازهایش بر سرمان ببارد. این کتاب، که یکی از منتقدان آمریکایی آن را «ورزندۀ ذهن» خوانده است، در ایران نیز با دو ترجمۀ فارسی توسط انتشارات نگاه و انتشارات نیلوفر منتشر شده است. پیشنهاد میکنیم خواندن بهترین رمان های فانتزی و جادوگری را با این رمان شروع کنید.منبع پست: تستچی#Shimo𖡼𖤣𖥧𝖏𝖔𝖎𝖓 𝖙𝖔 𝕭𝖔𝖔𝖐
& 𝕾𝖙𝖔𝖗𝖞
𓋼𖤣𖥧𓋼
۱۵:۳۲
۱۵:۳۴
#داستان_کوتاهاسم:ساعت ۷:۱۵
مردی هر روز دقیقاً ساعت ۷:۱۵ صبح از مقابل یک مدرسه ابتدایی رد میشد و به یک دختربچهی کلاس اولی لبخند میزد.
ده سال گذشت. دختر حالا دانشجو بود. یک روز مرد را در بیمارستان دید، روی تخت، در حال مرگ.
رفت کنارش و گفت: «عموجان، یادته هر روز بهم لبخند میزدی؟ اون لبخندا باعث شد هیچوقت از مدرسه رفتن متنفر نشم. مرسی.»
مرد با زحمت لبخند زد و گفت: «دخترم… من رانندهی اتوبوس مدرسه بودم. هر روز میدیدم بابات پشت سرت راه میاومد تا مطمئن بشه سالم رسیدی. من فقط به بابات لبخند میزدم که خیالش راحت بشه… تو فقط اتفاقی تو مسیر لبخند بودی.»
دختر گریهاش گرفت. مرد دستش را گرفت و گفت: «حالا تو هم لبخند بزن… بابات اون بالاها داره نگاه میکنه.»
ساعت دقیقاً ۷:۱۵ شد و مرد رفت.#Elizabeth🎀𖡼𖤣𖥧𝖏𝖔𝖎𝖓 𝖙𝖔 𝕭𝖔𝖔𝖐
& 𝕾𝖙𝖔𝖗𝖞
𓋼𖤣𖥧𓋼
مردی هر روز دقیقاً ساعت ۷:۱۵ صبح از مقابل یک مدرسه ابتدایی رد میشد و به یک دختربچهی کلاس اولی لبخند میزد.
ده سال گذشت. دختر حالا دانشجو بود. یک روز مرد را در بیمارستان دید، روی تخت، در حال مرگ.
رفت کنارش و گفت: «عموجان، یادته هر روز بهم لبخند میزدی؟ اون لبخندا باعث شد هیچوقت از مدرسه رفتن متنفر نشم. مرسی.»
مرد با زحمت لبخند زد و گفت: «دخترم… من رانندهی اتوبوس مدرسه بودم. هر روز میدیدم بابات پشت سرت راه میاومد تا مطمئن بشه سالم رسیدی. من فقط به بابات لبخند میزدم که خیالش راحت بشه… تو فقط اتفاقی تو مسیر لبخند بودی.»
دختر گریهاش گرفت. مرد دستش را گرفت و گفت: «حالا تو هم لبخند بزن… بابات اون بالاها داره نگاه میکنه.»
ساعت دقیقاً ۷:۱۵ شد و مرد رفت.#Elizabeth🎀𖡼𖤣𖥧𝖏𝖔𝖎𝖓 𝖙𝖔 𝕭𝖔𝖔𝖐
۱۵:۳۶
#معرفی_کتاباسم:شاهدخت و کتاب جادو
معرفی کتاب:شاهدخت و کتاب جادو» ماجراجوییای رازآلود درباره یک شاهزادهخانم و قدرت قلم جادویی اوست. یک راز تاریک در کمین خانواده کایرا است. او از نسلی از بافندگان کلمه میآید که با استفاده از یک قلم جادویی داستانهای خود را زنده میکنند؛ اما نسلهاست که بافندگان کلمه به خاطر قدرتشان شکار شدهاند. به همین دلیل کایرا از نوشتن منع شده است. وقتی کایرا قلم بافنده مادربزرگش را مییابد و داستانی برای مسابقه افسانههای دنیای دختران مینویسد، شروع به فکر کردن میکند که آیا کسی واقعا تا آخر عمر با خوشی زندگی میکند؟#Elizabeth🎀𖡼𖤣𖥧𝖏𝖔𝖎𝖓 𝖙𝖔 𝕭𝖔𝖔𝖐
& 𝕾𝖙𝖔𝖗𝖞
𓋼𖤣𖥧𓋼
معرفی کتاب:شاهدخت و کتاب جادو» ماجراجوییای رازآلود درباره یک شاهزادهخانم و قدرت قلم جادویی اوست. یک راز تاریک در کمین خانواده کایرا است. او از نسلی از بافندگان کلمه میآید که با استفاده از یک قلم جادویی داستانهای خود را زنده میکنند؛ اما نسلهاست که بافندگان کلمه به خاطر قدرتشان شکار شدهاند. به همین دلیل کایرا از نوشتن منع شده است. وقتی کایرا قلم بافنده مادربزرگش را مییابد و داستانی برای مسابقه افسانههای دنیای دختران مینویسد، شروع به فکر کردن میکند که آیا کسی واقعا تا آخر عمر با خوشی زندگی میکند؟#Elizabeth🎀𖡼𖤣𖥧𝖏𝖔𝖎𝖓 𝖙𝖔 𝕭𝖔𝖔𝖐
۱۵:۳۷
#معرفیزمین شکسته (کتاب سوم؛ آسمان سنگی) این کتاب آخرین بخش از مجموعۀ «زمین شکسته» است. در این کتاب پسا آخرالزمانی، ان. کی. جمیسین به کندوکاو اساس دنیای مصیبتزدهاش میپردازد و خطاهای این دنیا را جستوجو میکند. در این رمان شخصیتها برای نجات دنیایی که بر مبنای سرکوب ساخته شده است و جلوگیری از سرنگونی آن میجنگند. همۀ اینها باعث شده است که جمیسین نخستین نویسندهای باشد که برای ۳ سال متوالی جایزۀ بهترین رمان هیوگو را دریافت میکند. این کتاب در ایران توسط خانم مطهره اسلامی ترجمه شده و انتشارات کتابسرای تندیس آن را به چاپ رسانده است.#Shimo𖡼𖤣𖥧𝖏𝖔𝖎𝖓 𝖙𝖔 𝕭𝖔𝖔𝖐
& 𝕾𝖙𝖔𝖗𝖞
𓋼𖤣𖥧𓋼
۱۵:۳۷
#معرفی_کتاباسم:پسرک،موش کور،روباه و اسب
درباره کتاب:پسربچهای به اسم چارلی، راهش را گم میکند. او در یک جنگل برفی قدم میزند و به پدیدههای هستی مینگرد. در درون این جنگل زیبا که سرشار از احساس تنهایی و جداافتادگیست، با چند حیوان روبهرو میشود. حیواناتی که قرار است در این ماجراجویی معنوی همسفر چارلی باشند. چارلی یک پسربچهی معمولی نیست. او پرسشهایی در سر دارد که بلوغ درونی وی را به رخ میکشند. پسربچهای که در مورد مسائل مهم و جهانشمول فکر میکند و سؤالاتی در سر دارد که تنها با تعمق و تأمل در رموز خلقت میتوان به آنها پاسخ داد. چارلی کودکی جداافتاده و تنهاست و همین مسئله باعث شده تا وی به چنین مباحثی فکر کند.
قسمتی از کتاب:وقتی بار اول سروکلهی موش کور پیدا میشود، پسرک تنهاست. آنها کنار هم مینشینند و خیره میشوند به طبیعت. به نظر من طبیعت قدری شبیه زندگی است: گاهی ترسناک، اما همیشه قشنگ.#Elizabeth🎀𖡼𖤣𖥧𝖏𝖔𝖎𝖓 𝖙𝖔 𝕭𝖔𝖔𝖐
& 𝕾𝖙𝖔𝖗𝖞
𓋼𖤣𖥧𓋼
درباره کتاب:پسربچهای به اسم چارلی، راهش را گم میکند. او در یک جنگل برفی قدم میزند و به پدیدههای هستی مینگرد. در درون این جنگل زیبا که سرشار از احساس تنهایی و جداافتادگیست، با چند حیوان روبهرو میشود. حیواناتی که قرار است در این ماجراجویی معنوی همسفر چارلی باشند. چارلی یک پسربچهی معمولی نیست. او پرسشهایی در سر دارد که بلوغ درونی وی را به رخ میکشند. پسربچهای که در مورد مسائل مهم و جهانشمول فکر میکند و سؤالاتی در سر دارد که تنها با تعمق و تأمل در رموز خلقت میتوان به آنها پاسخ داد. چارلی کودکی جداافتاده و تنهاست و همین مسئله باعث شده تا وی به چنین مباحثی فکر کند.
قسمتی از کتاب:وقتی بار اول سروکلهی موش کور پیدا میشود، پسرک تنهاست. آنها کنار هم مینشینند و خیره میشوند به طبیعت. به نظر من طبیعت قدری شبیه زندگی است: گاهی ترسناک، اما همیشه قشنگ.#Elizabeth🎀𖡼𖤣𖥧𝖏𝖔𝖎𝖓 𝖙𝖔 𝕭𝖔𝖔𝖐
۱۵:۳۹
۱۵:۴۰
#معرفی_کتاباسم:من لیاقتم خداحافظی بهتری بود
معرفی:کتاب من لیاقتم خداحافظی بهتری بود اثر آکیرا نشر داهی، یک کتاب شعر مینیمال و احساسی است. و شاعر آن برای کنترل احساسی که نسبت به عشق سابق خود داشته، احساساتش را در ساعات مختلف شبانهروز به رشته تحریر درآورده است. این کتاب 208 صفحهای، حس شاعر را از روز اول و لحظات پر درد جدایی تا زمانی که با این موضوع کنار میآید و به آرامش میرسد را به صورت اشعار و جملات کاملا احساسی بیان کرده است.
عدهی زیادی از ما از ترس اینکه مبادا به فردی احساساتی و ضعیف قلمداد شویم و مورد تمسخر قرار بگیریم مهر و محبتی که نسبت به دیگران داریم را نشان نمیدهیم.
این امتناع از ابراز احساسات باعث میشود تا موهبت فوقالعاده ارزشمند دوستیهای عمیق را از دست بدهیم. واقعاً چقدر زندگی ما لذتبخشتر و پربارتر میشد. به شرطی که جرأت ابراز محبت و احساس درونی خود به دیگران، مخصوصاً کسی که عاشقانه دوستش داریم را داشته باشیم.#Elizabeth🎀𖡼𖤣𖥧𝖏𝖔𝖎𝖓 𝖙𝖔 𝕭𝖔𝖔𝖐
& 𝕾𝖙𝖔𝖗𝖞
𓋼𖤣𖥧𓋼
معرفی:کتاب من لیاقتم خداحافظی بهتری بود اثر آکیرا نشر داهی، یک کتاب شعر مینیمال و احساسی است. و شاعر آن برای کنترل احساسی که نسبت به عشق سابق خود داشته، احساساتش را در ساعات مختلف شبانهروز به رشته تحریر درآورده است. این کتاب 208 صفحهای، حس شاعر را از روز اول و لحظات پر درد جدایی تا زمانی که با این موضوع کنار میآید و به آرامش میرسد را به صورت اشعار و جملات کاملا احساسی بیان کرده است.
عدهی زیادی از ما از ترس اینکه مبادا به فردی احساساتی و ضعیف قلمداد شویم و مورد تمسخر قرار بگیریم مهر و محبتی که نسبت به دیگران داریم را نشان نمیدهیم.
این امتناع از ابراز احساسات باعث میشود تا موهبت فوقالعاده ارزشمند دوستیهای عمیق را از دست بدهیم. واقعاً چقدر زندگی ما لذتبخشتر و پربارتر میشد. به شرطی که جرأت ابراز محبت و احساس درونی خود به دیگران، مخصوصاً کسی که عاشقانه دوستش داریم را داشته باشیم.#Elizabeth🎀𖡼𖤣𖥧𝖏𝖔𝖎𝖓 𝖙𝖔 𝕭𝖔𝖔𝖐
۱۵:۴۲
#معرفی_کتاباسم:دختر گمشده
معرفی:داستان از آن جا آغاز میشود که قرار است جشن پنجمین سالگرد ازدواج نیک و ایمی برگزار شود. همه در پی تدارکات و آماده کردن هدایا هستند که همسر زیبای نیک یعنی ایمی، ناگهان غیبش میزند. اما نیک که در نگاه سایر افراد، بهترین همسر دنیاست، هیچ کار خاصی برای یافتن همسرش انجام نمیدهد.
پلیس از دفتر خاطرات ایمی، نوشتههایی پیدا میکند که نشان میدهد این زن ممکن است برای اطرافیانش خطری تهدیدآمیز محسوب شود. نیک که بسیار از سوی پلیس، رسانهها و پدر و مادر ایمی تحت فشار است، مجبور میشود به دروغگویی، ریاکاری و رفتارهای نامناسب بسیاری روی آورد. او به طرز دلهرهآوری از همه فراری شده و حال و روز خوبی ندارد. اما آیا نیک واقعاً قاتل همسرش است؟
بخشی از کتاب:در آشپزخانه منتظر آمدن پلیس شدم. اما بوی تند کتری سوخته با تأکید بر نیاز من به بالاآوردن ته حلقم را میسوزاند. پس خودم را به ایوان جلویی رساندم، روی پلهی اول نشستم و تلاش کردم خودم را آرام کنم. همینطور سعی میکردم با تلفن همراه ایمی تماس بگیرم. همچنان روی پیغامگیر بود و آن پیام کوتاه و سریع مدام قول میداد که تماس خواهد گرفت. ایمی همیشه بلافاصله تماس میگرفت. سه ساعت گذشته بود و من پنج بار پیغام گذاشته بودم. اما ایمی هنوز تماس نگرفته بود.#Elizabeth🎀𖡼𖤣𖥧𝖏𝖔𝖎𝖓 𝖙𝖔 𝕭𝖔𝖔𝖐
& 𝕾𝖙𝖔𝖗𝖞
𓋼𖤣𖥧𓋼
معرفی:داستان از آن جا آغاز میشود که قرار است جشن پنجمین سالگرد ازدواج نیک و ایمی برگزار شود. همه در پی تدارکات و آماده کردن هدایا هستند که همسر زیبای نیک یعنی ایمی، ناگهان غیبش میزند. اما نیک که در نگاه سایر افراد، بهترین همسر دنیاست، هیچ کار خاصی برای یافتن همسرش انجام نمیدهد.
پلیس از دفتر خاطرات ایمی، نوشتههایی پیدا میکند که نشان میدهد این زن ممکن است برای اطرافیانش خطری تهدیدآمیز محسوب شود. نیک که بسیار از سوی پلیس، رسانهها و پدر و مادر ایمی تحت فشار است، مجبور میشود به دروغگویی، ریاکاری و رفتارهای نامناسب بسیاری روی آورد. او به طرز دلهرهآوری از همه فراری شده و حال و روز خوبی ندارد. اما آیا نیک واقعاً قاتل همسرش است؟
بخشی از کتاب:در آشپزخانه منتظر آمدن پلیس شدم. اما بوی تند کتری سوخته با تأکید بر نیاز من به بالاآوردن ته حلقم را میسوزاند. پس خودم را به ایوان جلویی رساندم، روی پلهی اول نشستم و تلاش کردم خودم را آرام کنم. همینطور سعی میکردم با تلفن همراه ایمی تماس بگیرم. همچنان روی پیغامگیر بود و آن پیام کوتاه و سریع مدام قول میداد که تماس خواهد گرفت. ایمی همیشه بلافاصله تماس میگرفت. سه ساعت گذشته بود و من پنج بار پیغام گذاشته بودم. اما ایمی هنوز تماس نگرفته بود.#Elizabeth🎀𖡼𖤣𖥧𝖏𝖔𝖎𝖓 𝖙𝖔 𝕭𝖔𝖔𝖐
۱۵:۴۲
#معرفی_کتاباسم:بیشعوری
درباره کتاب:بیشعوری نوعی اعتیاد است که میتواند از الکل و اعتیاد به مواد مخدر هم بدتر باشد. بزرگترین مشکل این دسته از افراد این است که بیشتر آنان ذرهای از بیشعوری آگاهی ندارند؛ البته این همان چیزی بود که دربارهی خود خاویر کرمنت (Xavier Crement) هم صدق میکرد. او با کشمکشهایی که با خودش داشت به این ویژگی درونیاش پی برد و صادقانه بیان میکند که قبلا بیشعور بوده اما به درمان خودش پرداخته است.
امکان دارد که بیشعوری نوعی بیماری باشد و مانند تمام بیماریها برای پیشگیری و درمانش ابتدا باید آن را بشناسید. هر چقدر بیماری دردناکتر و مخربتر باشد، برای شناخت و مقابله با آن باید بیشتر تلاش کنید چه برسد به بیشعوری که از خطرناکترین عارضههای تاریخ بشریت میباشد!
قسمتی از کتاب:امروزه اعتراض اجتماعی نسبت به بیعدالتی مد شده است. ابتدا شما خواهید فهمید که جامعه چگونه شما را از چه نظر محبوبش کرده است، روانشناختی یا اجتماعی!
سپس شما اعتراض کرده و اعلام میکنید که خواستار آزادی هستید.#Elizabeth🎀𖡼𖤣𖥧𝖏𝖔𝖎𝖓 𝖙𝖔 𝕭𝖔𝖔𝖐
& 𝕾𝖙𝖔𝖗𝖞
𓋼𖤣𖥧𓋼
درباره کتاب:بیشعوری نوعی اعتیاد است که میتواند از الکل و اعتیاد به مواد مخدر هم بدتر باشد. بزرگترین مشکل این دسته از افراد این است که بیشتر آنان ذرهای از بیشعوری آگاهی ندارند؛ البته این همان چیزی بود که دربارهی خود خاویر کرمنت (Xavier Crement) هم صدق میکرد. او با کشمکشهایی که با خودش داشت به این ویژگی درونیاش پی برد و صادقانه بیان میکند که قبلا بیشعور بوده اما به درمان خودش پرداخته است.
امکان دارد که بیشعوری نوعی بیماری باشد و مانند تمام بیماریها برای پیشگیری و درمانش ابتدا باید آن را بشناسید. هر چقدر بیماری دردناکتر و مخربتر باشد، برای شناخت و مقابله با آن باید بیشتر تلاش کنید چه برسد به بیشعوری که از خطرناکترین عارضههای تاریخ بشریت میباشد!
قسمتی از کتاب:امروزه اعتراض اجتماعی نسبت به بیعدالتی مد شده است. ابتدا شما خواهید فهمید که جامعه چگونه شما را از چه نظر محبوبش کرده است، روانشناختی یا اجتماعی!
سپس شما اعتراض کرده و اعلام میکنید که خواستار آزادی هستید.#Elizabeth🎀𖡼𖤣𖥧𝖏𝖔𝖎𝖓 𝖙𝖔 𝕭𝖔𝖔𝖐
۱۵:۴۹
۱۵:۵۴
داشتن سه تا امتحان داخل یک روز پز نیست سبک زندگیمه
#Yuna
۱۶:۱۲
کیا دارن مثل من از خستگی میمیرن؟#Yuna
۱۶:۲۲
به نظر میاد دوباره قراره نت هارو قطع کنن...
#𝕎𝕒𝕥𝕔𝕙𝕖𝕣
#𝕎𝕒𝕥𝕔𝕙𝕖𝕣
۱۱:۴۲
ظهر که تا 55 درصد پیش رفته بودالان هم توی بله کامنت هارو بستنسایت های خارجی هم در دسترس نیستکلا رو هواییم
#𝕎𝕒𝕥𝕔𝕙𝕖𝕣
#𝕎𝕒𝕥𝕔𝕙𝕖𝕣
۱۱:۴۳