من از اون آدمایی نبودم که به انجام دادن کارهای معمولی راضی بشم! 
از روزهای جنگ، کارم رو از یه نیروی ساده شروع کردم و کمکم رسیدم به جایی که نقش مهمی توی امنیت ایران داشتم.
منتظر نمیموندم بقیه بهم بگن چیکار کنم و چیکار نکنم. هرجا کاری روی زمین مونده بود، سعی میکردم یه راه براش پیدا کنم.
اما همهی زندگی من توی کارهای نظامی خلاصه نمیشد!
علاقهی زیادی هم به ورزش و کوه و کوهنوردی داشتم؛ اونقدر که یه مدت مسئولیت فدراسیون کوهنوردی سپاه رو هم به عهده گرفتم.
اون روزها سعی میکردم تا جایی که میتونم، مشکلات بچهها رو حل کنم تا راحتتر به فعالیتشون ادامه بدن.
یادمه یه روز چندتا از بانوان کوهنورد ایرانی میخواستن یه کار بزرگ انجام بدن؛ میخواستن خودشون رو به بلند ترین قله دنیا برسونن و پرچم ایران رو روی قله اورست بالا ببرن!
اما یه مشکل بزرگ سر راهشون بود؛ هزینه های این صعود خیلی سنگین بود و مسئولین باهاشون راه نمیاومدن
وقتی خبر به گوشم رسید، حسابی پیگیر شدم تا مسئولان ورزشی سپاه رو راضی کنم ازشون حمایت کنن. بالاخره هم تونستم راضیشون کنم بخشی از پول فعالیتهای موشکی کشور رو برای این کار بدم!
بالاخره دوندگیهای من و تلاش خودشون نتیجه داد و فرخنده صادق و لاله کشاورز تونستن قلهی اورست رو فتح کنن!

منم بعد از برگشتنشون، رفتم فرودگاه تا به استقبالشون برم و بعد یه دیدار خفن براشون جور کردم.
خب فرمانده، حالا وقت حدس زدنه!
فکر میکنی من کیام که از ساخت موشک تا کمک به فتح بلندترین قلهی دنیا، دنبال راهی برای انجام دادن کارهای بزرگ بودم؟
بکوب روی گزینهی درست و نشون بده چقدر منو میشناسی!
@boomboom_world
از روزهای جنگ، کارم رو از یه نیروی ساده شروع کردم و کمکم رسیدم به جایی که نقش مهمی توی امنیت ایران داشتم.
منتظر نمیموندم بقیه بهم بگن چیکار کنم و چیکار نکنم. هرجا کاری روی زمین مونده بود، سعی میکردم یه راه براش پیدا کنم.
اما همهی زندگی من توی کارهای نظامی خلاصه نمیشد!
علاقهی زیادی هم به ورزش و کوه و کوهنوردی داشتم؛ اونقدر که یه مدت مسئولیت فدراسیون کوهنوردی سپاه رو هم به عهده گرفتم.
اون روزها سعی میکردم تا جایی که میتونم، مشکلات بچهها رو حل کنم تا راحتتر به فعالیتشون ادامه بدن.
یادمه یه روز چندتا از بانوان کوهنورد ایرانی میخواستن یه کار بزرگ انجام بدن؛ میخواستن خودشون رو به بلند ترین قله دنیا برسونن و پرچم ایران رو روی قله اورست بالا ببرن!
اما یه مشکل بزرگ سر راهشون بود؛ هزینه های این صعود خیلی سنگین بود و مسئولین باهاشون راه نمیاومدن
وقتی خبر به گوشم رسید، حسابی پیگیر شدم تا مسئولان ورزشی سپاه رو راضی کنم ازشون حمایت کنن. بالاخره هم تونستم راضیشون کنم بخشی از پول فعالیتهای موشکی کشور رو برای این کار بدم!
بالاخره دوندگیهای من و تلاش خودشون نتیجه داد و فرخنده صادق و لاله کشاورز تونستن قلهی اورست رو فتح کنن!
منم بعد از برگشتنشون، رفتم فرودگاه تا به استقبالشون برم و بعد یه دیدار خفن براشون جور کردم.
خب فرمانده، حالا وقت حدس زدنه!
فکر میکنی من کیام که از ساخت موشک تا کمک به فتح بلندترین قلهی دنیا، دنبال راهی برای انجام دادن کارهای بزرگ بودم؟
بکوب روی گزینهی درست و نشون بده چقدر منو میشناسی!
۱.۳K
۱۴:۱۲