عکس پروفایل بنیاد برهانب
۱.۷ هزار عضو

بنیاد برهان

«بنیاد برهان»، به‌عنوان نهادی میانی و عام‌المنفعه، متعهد به طراحی و اجرای راهکارهای نرم و اجتماعی برای بهبود مسائل پیچیده نظام‌های فرهنگی، اجتماعی و آموزشی است.کسب اطلاعات بیشتر و پروژه‌های «بنیاد برهان»:zil.ink/borhanedu
thumbnail
چرا پادشاه لباس نمی‌پوشد؟تحلیلی بر بن‌بست تحول آموزش‌وپرورش
undefined محمد آذین - پژوهشگر تعلیم‌وتربیت
خروجی آموزش‌وپرورش همواره در معرض دید جامعه است. معلمان با جان‌ودل تدریس می‌کنند، مدیران بی‌وقفه در جلسه‌اند، بودجه‌ها(هرچند ناکافی) هزینه می‌شوند، صد و پنجاه میلیون جلد کتاب چاپ و ده‌ها میلیون نفر-آزمون برگزار می‌شود. با این حال، همه بر سر یک نکته توافق داریم: خروجی، با وضعیت مطلوب فاصله دارد.
undefined به نظر می‌رسد حتی در حل چالش‌های معمولی ایام بحران ناتوانیم. در بازگشایی مدارس یا سازماندهی معلمان داوطلب ناتوانیم؛ نه توان هم‌افزا کردن ظرفیت تلویزیون و «شاد» برای جبران آسیب تعطیلی‌ها را داریم و نه به والدین برای مدیریت فرزندانِ در خانه‌مانده یاری می‌رسانیم. در حالی‌که این «نتوانستن‌ها» توسط گروه‌های کوچک معلمی و مردمی، با کمترین بودجه و قدرت اجرایی، قابل انجام است.
undefined در چنین فضایی، نخستین واکنش، گرفتن انگشت اتهام به سمت وزرا و مدیران ارشد است. «مگر نمی‌بینند؟ مگر نمی‌خواهند؟» این پرسش، «داستان لباس جدید پادشاه» را به یاد می‌آورد. می‌بینیم پادشاه لباس ندارد و فکر می‌کنیم وزیر این را نمی‌بیند؛ اما واقعیت این نیست. مشکل از ناتوانی سازمان در متحول شدن از درون است.
undefined آموزش‌وپرورش همچون خودروی معیوبی است که درِ کاپوت‌اش کاملاً جوش داده و زنجیر شده و یک دزدگیر قوی هم روی آن نصب شده تا مبادا تعمیرکاری به خودرو نزدیک شود!
undefined یا مانند بیماری است که بیماریِ پیشرفته‌ای دارد، اما حاضر نیست به پزشک متخصص مراجعه کند و تا لحظه مرگ بر خوددرمانی پافشاری می‌کند!
undefined چرا سازمان در برابر تحول، «مقاوم» است؟مشکل اصلی را باید در «ساختار» جست؛ نه لزوماً در «مجریان».شش ریشه اصلی این ناکارآمدی ساختاری عبارت‌اند از:
undefined اداره امور جاری به جای تحقق اهداف تربیتیمعماری وزارت آموزش‌وپرورش برای «حفظ وضع موجود» طراحی شده است. وزارتخانه به جای یک نهاد پویای «مسئله‌محور»، یک ماشینِ اجرای «وظایف تکراری» است.undefined مسخِ دغدغه‌مندانصندلی مدیریت در این سازمان، جادویی عجیب دارد. منطقِ سنگین اداری، یک کنشگرِ تحول‌خواه را به یک کارمندِ عالی‌رتبه تبدیل می‌کند.undefined نظارتِ ناظر بر «انحراف» نه «هدف»گویا اتوبوسی را می‌رانیم که چراغ‌ها و ترمزهایش سالم است، اما در مسیری غلط به سمت «بیابان» می‌رود؛ راننده آیین‌نامه را مو به مو رعایت کرده، اما به مقصد نرسیده است.undefined توزیعِ غیرمنطقی مسئولیتوقتی همه مسئول هستند، یعنی هیچ‌کس مسئول نیست. در این فضا، اعضای شوراها و کارگروه‌ها به جای حل مسئله، به «قیچی کردنِ طرح‌ها» می‌پردازند تا مبادا بارِ اضافه‌ای بر دوشِ واحدشان بیفتد.undefined فقدانِ نظامِ سنجش مستقلنظام تعلیم‌وتربیت ما خروجی‌های خود را نمی‌سنجد. بدون ارزیابی حرفه‌ای، مثل راننده‌ای هستیم که با چشمان بسته حرکت می‌کند.undefined خودبسنده‌پنداریجایگاهِ قدرت، توهم «اشرافِ همه‌جانبه» ایجاد می‌کند؛ مدیران تصور می‌کنند به صرفِ داشتن سمت، بر تمام ابعاد دانشی و واقعیت‌های مسئله مسلط‌اند و از مشورت واقعی بی‌نیاز.
undefined مواردی که بیان شد ابَرقفل‌هایی هستند که گشودن قفل‌های اصلی در مسیر تحقق اهدافِ تعلیم‌وتربیتی را بسیار دشوار می‌کنند.
undefined راهکار چیست؟ «کمک بیرونی، استقرار درونی»اصلاح این ساختار از درون همین ساختار بسیار دشوار است. الگوی موفق، نه «تغییر مدیران»، بلکه «تغییر شیوه مدیریتِ تغییر» است. باید در پروژه‌های تحولی، اصطکاک‌های ساختاری را دور زد. راهکار موفق در سطح جهانی، استقرار موقت «تیمِ بیرونیِ متخصص» در مجاورت و ذیل اقتدار شخص اول سازمان است؛ تیمی که مستقیماً به او متصل است، با ارتباط و تعامل با ارکان سازمان، وضعیت و مسئله را به‌صورت واقعی تحلیل می‌کند، راهکار را با مشارکت ذی‌نفعان و صاحب‌نظران طراحی می‌کند و پس از جراحیِ فرآیندها و استقرار سازوکار جدید، کار را به بدنه تحویل می‌دهد.
undefined سخن آخرباید بپذیریم تا «موشِ» ساختارِ فرسوده در انبار گندم است، تلاش برای جمع‌آوری گندمِ بیشتر بی‌فایده است؛ اول باید دفعِ شرِّ موش کرد و سپس در جمعِ گندم کوشید:
گر نه موشِ دزد در انبار ماست / حاصلِ اعمال چِل‌ساله کجاست؟
آموزش‌وپرورش نیازمند تحول هم در سطح اهداف و ایده‌ها، هم در سطح ساختار و سازمان، هم در سطح فضاها و بسترهای رشد و هم در سطح مدیران، کنش‌گران و مربیان است. اما پیش از این تحول‌ها، باید فکری به حال تحول‌ناپذیریِ ساختار فعلی کرد.
اگر قفل خراب شده، باید کلیدساز را صدا کنیم؛ نه اینکه وقت و انرژی‌مان را برای باز کردن قفل هدر دهیم.
آیا می‌توان این ساختارِ سنگین را از درون تکان داد یا راهی جز کمک گرفتن از جراحان بیرونی نداریم؟
undefined نظر بدهید
undefined بنیاد برهان بله | ایتا | شاد | تارنما
undefined۱۲۱
undefined۲۲
undefined۲۰
undefined۹
undefined۵
undefined۴
undefined۲
undefined۱

۱۵.۸K

۱۶:۳۴