بله | کانال هسته خط‌مشی رفتاری
عکس پروفایل هسته خط‌مشی رفتاریه

هسته خط‌مشی رفتاری

۴۷۷ عضو
thumbnail
undefined در تصویر بالا مشاهده کنید (۱)
undefined برگزاری روز سوم مدرسه و کارگاه حکمرانی رفتاری
undefined پیج اینستاگرام https://instagram.com/wiki_talangor?igshid=YmMyMTA2M2Y=
undefined لینک کانال بله هسته خط مشی رفتاری:undefined @bpp_isu

۱۳:۲۴

thumbnail
.undefined در تصویر بالا مشاهده کنید (۲)
undefined برگزاری روز سوم مدرسه و کارگاه حکمرانی رفتاری
undefined پیج اینستاگرام https://instagram.com/wiki_talangor?igshid=YmMyMTA2M2Y=
undefined لینک کانال بله هسته خط مشی رفتاری:undefined @bpp_isu

۱۳:۲۸

گزارش سوگیری های تصمیم گیری.pdf

۴.۰۱ مگابایت

undefined گزارش راهکارهای کاهش سوگیری‌های شناختی به منظور ارتقای کیفیت تصمیم‌گیری مجلس شورای اسلامی منتشر شد.
undefinedاین گزارش که توسط آقای میکاییل نوروزی، دبیر اسبق هسته خط‌مشی رفتاری، به نگارش در آمده است، توسط دفتر مطالعات بنیادین مرکز پژوهش‌های مجلس انتشار یافت.undefinedآشنایی با بینش‌های رفتاری و جایگاه این بینش‌ها در خط‌مشی‌گذاری عمومی، انواع سوگیری‌های شناختی رایج در تصمیم‌گیری سیاست‌گذاران و ارائه پیشنهادهایی جهت ارتقا کیفیت تصمیم‌گیری از موضوعاتی است که در این گزارش به آنها پرداخته شده است.
--------------undefined لینک کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری:undefined @bpp_isu

۲۰:۲۸

thumbnail
undefined واحد فرهنگی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (علیه السلام) با همراهی معاونت پژوهشی دانشکده معارف اسلامی و هسته علوم رفتاری برگزار می‌کند:
undefined رویداد پرنیان
undefined استفاده از ظرفیت‌ فکری نخبگان دانشگاهی و حوزوی در جهت سیاست‌گذاری عفاف و حجاب
undefined با رویکرد تحلیل رفتاری و توجه به افکار عمومی
undefined رقابتی مسئله‌محور میان تیم‌های سه یا چهار نفره خلاق و دغدغه‌مند
undefined زمان های رویداد:پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲
جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲
پنجشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۲

undefined مکان:به صورت حضوری در شهر تهران(مکان دقیق جلسه متعاقبا اعلام خواهد شد)
undefinedارائه طرح‌های برتر به نهاد مربوطه جهت اجرا
undefined جوایز:تیم اول: ۵۰ میلیون ریال
تیم دوم: ۳۰ میلیون ریال
تیم سوم: ۲۰ میلیون ریال

undefinedارائه گواهی معتبر به شرکت‌کنندگان
undefinedهزینه ثبت نام:ثبت نام تیمی: نفری ۷۵ هزار تومانثبت نام انفرادی: ۱۰۰ هزار تومان
undefined ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر: 09138330254 | @parnian_isuپیام رسان بله_
--------------undefined لینک کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری:undefined @bpp_isu

۱۹:۱۷

هسته خط‌مشی رفتاری
undefined undefined واحد فرهنگی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (علیه السلام) با همراهی معاونت پژوهشی دانشکده معارف اسلامی و هسته علوم رفتاری برگزار می‌کند: undefined رویداد پرنیان undefined استفاده از ظرفیت‌ فکری نخبگان دانشگاهی و حوزوی در جهت سیاست‌گذاری عفاف و حجاب undefined با رویکرد تحلیل رفتاری و توجه به افکار عمومی undefined رقابتی مسئله‌محور میان تیم‌های سه یا چهار نفره خلاق و دغدغه‌مند undefined زمان های رویداد: پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ پنجشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۲ undefined مکان: به صورت حضوری در شهر تهران (مکان دقیق جلسه متعاقبا اعلام خواهد شد) undefinedارائه طرح‌های برتر به نهاد مربوطه جهت اجرا undefined جوایز: تیم اول: ۵۰ میلیون ریال تیم دوم: ۳۰ میلیون ریال تیم سوم: ۲۰ میلیون ریال undefinedارائه گواهی معتبر به شرکت‌کنندگان undefinedهزینه ثبت نام: ثبت نام تیمی: نفری ۷۵ هزار تومان ثبت نام انفرادی: ۱۰۰ هزار تومان undefined ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر: 09138330254 | @parnian_isu پیام رسان بله _ -------------- undefined لینک کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری: undefined @bpp_isu
undefined درباره رویداد پرنیان undefined
undefined تمایز این رویداد با سایر رویدادهای مشابه چیست؟در رویدادهای مشابه شاید به علت انتقال حجم گسترده‌ای از مباحث نظری و بی‌ارتباط با فضای کاربردی، بخش زیادی از خروجی رویدادها حول حرف‌های کلی و غیرعملی می‌گذرد. برای همین تمایز رویداد پرنیان اولا در رویکرد تحیل رفتاری آن است و دوما در ناظر به عرصه عمل بودن آموزش‌ها.
undefined چرا باید در رویداد پرنیان شرکت کرد؟وضعیت تنش‌های فعلی حجاب در جامعه بارها در عرصه عمومی ما را رنجانده است. با شرکت در این رویداد می‌توان در جستجوی پاسخی برای این درد اجتماعی باشیم. در این رویداد شما برای اولین بار در جایگاه تصمیم‌گیر مسئله حجاب قرار می‌گیرد و فرصت کمیابِ تجربه حل یک مسئله اجتماعی را در کنار اساتید دانشگاهی و مسئولین متولی اجرا، به دست میاورید.
undefined آیا پیش از شرکت در رویداد باید ایده‌ی آماده‌ای داشت ؟ خیر؛ مسیر انتقال مطالب در دوره به گونه‌ای طراحی شده است که ذهن شما را برای رسیدن به ایده فعال کند.اگر از مثال یک رزمنده استفاده کنیم، شما در روز اولِ رویداد آموزش چگونگی کار با سلاح و ابزارها را خواهید آموخت، در روز دوم میدان نبرد برای شما ترسیم می‌شود و در روز سوم ایده شما به طور باقوه آماده شلیک است؛ اما اینکه به چه نقطه‌ای، بستگی به انتخاب شما مبتنی بر یافته‌های دوره دارد.
undefined در سه روز رویداد چه می‌گذرد؟در روز اول شما با آموزه‌هایی از تحلیل رفتار انسان آشنا شده و نمونه‌های متعددی از تغییرات رفتار عمومی در سطح جهان را مرور می‌کنید. در روز دوم شما سیری از مواجه چهل ساله جمهوری اسلامی با مسئله عفاف و حجاب و تاثیرات اجتماعی اقدامات دولت را درمیابید و آخرین پیمایش‌های این حوزه مورد بررسی قرار می‌گیرد. در روز سوم در کارگاه تدوین پیشنهاد سیاستی، با نحوه ارائه یک راهکار برای اقدام توسط دستگاه‌های دولتی آشنا می‌شوید.
--------------undefined لینک کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری:undefined @bpp_isu

۱۱:۴۸

thumbnail
undefined #یادداشت_تحلیلی
undefined اداره مردمی و زائرمحور چطور آمار زائرین را افزایش می‌دهد؟
با اعلام رسمی استانداری مشهد مشخص گردید که امسال بیش از پنج میلیون و ۲۰۰ هزار زائر در ایام پایانی ماه صفر عازم مشهد مقدس شدند. برای اینکه جایگاه و ارزش این عدد را درک کنیم، می‌توانیم آن را با آمار سال‌های گذشته مقایسه کنیم. با بررسی گزارشات رسمی که آمار زائرین مشهد در دهه پایانی ماه صفر را اعلام کرده‌اند، متوجه سیر صعودی و روبه‌رشد آن می‌شویم به طوری که این رقم از حدود سه میلیون در سال ۱۳۹۵ به بیش از پنج میلیون در سال ۱۴۰۴ رسیده است. این ارقام و سیر صعودی آن در طی سال‌های اخیر به حدی چشم‌گیر است که واکاوی آن می‌تواند حاکی از بینش‌ها و نکات مهمی در حوزه سیاستگذاری فرهنگی باشد. برای انجام این بررسی از دانش روانشناسی اجتماعی و تغییر رفتار عمومی کمک می‌گیریم. به بیان ساده و در یک دیدگاه کلی، روانشناسان اجتماعی بروز یک رفتار را ما حصل دو دسته عوامل می‌دانند: ۱- عوامل درونی مانند احساسات و باورها که نگرش کلی ما پیرامون یک پدیده را شکل می‌دهند ۲- عوامل بیرونی مانند دسترسی‌ها و موانع محیطی. با توجه به اینکه نگرش مثبت به زیارت و ارادت به حضرت رضا عليه‌السلام برخواسته از انگیزه عمیق معنوی و فرهنگ مذهبی مردم ایران است و از سوی دیگر در زمینه ساخت ذهنیت عمومی مردم در قبال زیارت، نقطه عطف یا اتفاق شگرفی نداشته‌ایم که بخواهیم آن را نقطه عزیمت تحول در آمار زائرین مشهد عنوان کنیم، درنتیجه باید چرایی افزایش حدوداً دو برابری زائرین را در عوامل بیرونی دنبال کرد. به این معنا که تغییر و بهبود در شرایط محیطی و فرصت‌ها منجر به ظهور نگرش مثبت مردم در رفتار زیارت و حرکت آن‌ها به سمت مشهد مقدس شده است. کما اینکه اخبار خدمات‌رسانی عمومی به زائرین در ایام پایانی ماه صفر و مشاهدات میدانی نیز چنین چیزی را تایید می‌کند.حدود ده سال پیش اگر کسی می‌خواست در یکی از صحن‌ها یا رواق‌های حرم اندک زمانی را برای استراحت چشم برهم‌ببندد، با تذکر فوری و جدی خدمتگزاران مواجه می‌شد و یا اینکه بهره‌مندی از غذای حضرتی و اطعام در حرم، رویایی دست نیافتنی برای عموم زوّار بود. این وضعیت عملا چنین دیدگاهی را برای مردم به وجود آورده بود که حضور در مشهد و زیارت حضرت، منوط به اقامت در یک هتل یا حداقل مسافرخانه در شهر مشهد است. درنتیجه با توجه به قیمت‌های بالای اقامتگاه‌ها و هزینه‌های جانبی دیگر مانند غذا و حمل‌ونقل به حرم، عملاً شرایط برای بسیاری از خانواده‌های کم‌درآمد مساعد نبود و درواقع علی‌رغم انگیزه و شوق آن‌ها به زیارت اما امکان آن در محدودیت قرار گرفته بود.اما در طی سال‌های اخیر که شروع آن را می‌توان هم‌زمان با حضور شهید رییسی در قامت تولیت آستان قدس رضوی دانست، رویکرد اداره حرم به تسهیل حداکثری زیارت برای زوّار تغییر یافت. در بلند مدت نتیجه این تغییر رویکرد، خود را در افزایش آمار زائرین نشان داد تا جایی که امسال شاهد دو برابر شدن تعداد زائرین نسبت به ده سال پیش بودیم. نمودهای این تسهیل زیارت را که امسال نگارنده شخصا شاهد بود به این فهرست است: ۱- افزایش امکان خواب و استراحت زوّار در صحن‌ها، رواق‌ها و پارکینگ‌های حرم ۲- توزیع گسترده، پرتعداد و بدون محدودیت غذا در حرم ۳- برپایی و معرفی محل‌های مجهز اسکان صلواتی به همراه توزیع سه وعده غذای روزانه ۴- تسهیل برپایی موکب‌های متعدد پذیرایی در اطراف حرم.
بخشی از این تغییر و تسهیل‌گری حاصل سیاست‌های روادارانه و هوشمند اداره شهری و تولیت حرم بوده است، بخشی دیگر نیز متوجه اهالی خراسان رضوی و ساکنین استان‌های هم‌جوار در خدمت‌رسانی به زوّار است. قطعاً عموم مشهدی‌ها از گذشته تاکنون به زائرپذیری معروف و مفتخر بوده‌اند اما در طی سال‌های اخیر با فراگیری موج حیرت‌انگیز اربعین حسینی، طی یک تعاطی فرهنگی بین مردم ایران و عراق، جنبه‌هایی از زائرپذیری عراقی‌ها در قالب برپایی موکب‌های ساده و نوعی از پذیرایی و میزبانی زائران که شاخص اصلی‌‌اش سادگی و دوری از تکفّل است، به مردم ایران نیز منتقل شده و این مهم خودش را در میزبانی مشهدی‌ها و سایر استان‌های هم‌جوار از زائرین حضرت رضا عليه‌السلام، نشان داده است.
درنهایت ایجاد تغییرات محیطی، نگرانی و دغدغه‌های زائرین را در زمینه امکان و هزینه‌های زیارت کاهش داده است و با تسهیل‌گری و افزایش دسترسی، فرصت زیارت را به چند میلیون نفر بخشیده است. نکته‌ای که در این میان برای سیاستگذار اهمیت دارد، این است که بسیاری از مواقع نیاز به تغییر باور نیست بلکه صرف برداشتن موانع و تسهیل‌گری برای بروز رفتار کافیست.
undefined مصطفی انواری
#تغییر_رفتار_عمومی#حکمرانی_رفتاری#سیاستگذاری_رفتاری
--------------undefined کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری:undefined @bpp_isu

۸:۳۸

undefined #یادداشت_تحلیلی
undefined خشم خفته آشوب و کپسول آتش‌نشانی هنرروایتی از وضعیت موجود و پیشامدهای محتمل و تحلیل راهکارها

undefined مقدمهپس از دور اول تجاوز رژیم صهیونیستی به ایران، آمیخته‌ای از مسائل ماسبق و فعال‌شدن مسائل جدید، موجب شده سایه جنگ بر جای بماند. چالش‌هایی چون «ثبات تحلیل‌های متعدد ناظر به ارزیابی وضعیت ایران با عنوان قرارگرفتن در حضیض تاریخی»، «تداوم اقدامات ضدایرانی در سطح بین‌المللی»، «تضعیف موقعیت نیروهای مقاومت»، «فشار لابی اسرائیل در آمریکا به ترامپ با پرونده اپستین» و همچنين «پایداری سران سیاسی رژیم صهیونیستی بر مواضع رادیکال و طرح رسمی پروژه اسرائیل بزرگ»، همه از ارکان جبهه نبرد مستقیم با ایران هستند. هرچند دو عامل «محدودیت‌های فنی نظامی» و «عدم رضایت ترامپ به صرفه جنگ جدید» موانع اصلی گشوده شدن مجدد باب آتش هستند.
در این میان آنچه باید محل توجه واقع شود، پازل ناتمام دور اول جنگ یعنی آشوب است. چراکه هم در سناریو جنگ و هم تداوم آتش‌بس، میل سیستم امنیتی رژیم صهیونیستی به برافروخته‌شدن آشوب در ایران است. در سناریو اول، آشوب می‌تواند به عنوان لبه دوم قیچی در کنار جنگ عمل کند و در سناریو دوم، آشوب عامل سست‌کننده دیوار دفاعی اتحادی است که پس از تجاوز ۱۲ روزه پدید آمد.در دور اول جنگ، رژیم صهیونیستی فریب اپوزیسیون و فضای مجازی ایران با ترند همیشگی هشتگ‌های ضدایرانی مثل #جاوید_شاه را خورد و دعوت پهلوی برای آشوب نه‌تنها بی‌پاسخ ماند بلکه حتی عشوه‌گری رژیم با زدن صداوسیما، زندان اوین و مقر فراجا تاثیر مطلوب نداشت و درنهایت این بوم‌رنگ با شکل‌گیری اتحاد ملی مردم ایران به سمت خود رژیم بازگشت. اما حالا به نظر می‌رسد برنامه‌ریزان آشوب می‌خواهند سراغ همان الگوهای سابق که کارآمدی خود را در ۴۰۱، ۹۸ و ۹۶ نشان داد، بروند. فرمولی که به بیان ساده عبارت است از سوارکردن جو هیجانی بر نارضایتی عمومی و سپس تمرکز بر یک بهانه یا سوژه اولیه به عنوان پیشران میدانی و درنهایت ناوبری آشوب با کمک اپوزیسیون خارج‌نشین و عوامل میدانی.
ناظر به قرائن متعدد که در حوصله این یادداشت نمی‌گنجد، می‌توان استنباط کرد که جمهوری اسلامی نیز پالس آشوب را جدی گرفته است و در این راستا یکی از اصلی‌ترین راهکارهایی که در حال به کارگیری است، توسل به «هنر» است.
[ادامه در بخش بعدی]
--------------undefined کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری:undefined @bpp_isu

۱۲:۰۰

هسته خط‌مشی رفتاری
undefined #یادداشت_تحلیلی undefined خشم خفته آشوب و کپسول آتش‌نشانی هنر روایتی از وضعیت موجود و پیشامدهای محتمل و تحلیل راهکارها undefined مقدمه پس از دور اول تجاوز رژیم صهیونیستی به ایران، آمیخته‌ای از مسائل ماسبق و فعال‌شدن مسائل جدید، موجب شده سایه جنگ بر جای بماند. چالش‌هایی چون «ثبات تحلیل‌های متعدد ناظر به ارزیابی وضعیت ایران با عنوان قرارگرفتن در حضیض تاریخی»، «تداوم اقدامات ضدایرانی در سطح بین‌المللی»، «تضعیف موقعیت نیروهای مقاومت»، «فشار لابی اسرائیل در آمریکا به ترامپ با پرونده اپستین» و همچنين «پایداری سران سیاسی رژیم صهیونیستی بر مواضع رادیکال و طرح رسمی پروژه اسرائیل بزرگ»، همه از ارکان جبهه نبرد مستقیم با ایران هستند. هرچند دو عامل «محدودیت‌های فنی نظامی» و «عدم رضایت ترامپ به صرفه جنگ جدید» موانع اصلی گشوده شدن مجدد باب آتش هستند. در این میان آنچه باید محل توجه واقع شود، پازل ناتمام دور اول جنگ یعنی آشوب است. چراکه هم در سناریو جنگ و هم تداوم آتش‌بس، میل سیستم امنیتی رژیم صهیونیستی به برافروخته‌شدن آشوب در ایران است. در سناریو اول، آشوب می‌تواند به عنوان لبه دوم قیچی در کنار جنگ عمل کند و در سناریو دوم، آشوب عامل سست‌کننده دیوار دفاعی اتحادی است که پس از تجاوز ۱۲ روزه پدید آمد. در دور اول جنگ، رژیم صهیونیستی فریب اپوزیسیون و فضای مجازی ایران با ترند همیشگی هشتگ‌های ضدایرانی مثل #جاوید_شاه را خورد و دعوت پهلوی برای آشوب نه‌تنها بی‌پاسخ ماند بلکه حتی عشوه‌گری رژیم با زدن صداوسیما، زندان اوین و مقر فراجا تاثیر مطلوب نداشت و درنهایت این بوم‌رنگ با شکل‌گیری اتحاد ملی مردم ایران به سمت خود رژیم بازگشت. اما حالا به نظر می‌رسد برنامه‌ریزان آشوب می‌خواهند سراغ همان الگوهای سابق که کارآمدی خود را در ۴۰۱، ۹۸ و ۹۶ نشان داد، بروند. فرمولی که به بیان ساده عبارت است از سوارکردن جو هیجانی بر نارضایتی عمومی و سپس تمرکز بر یک بهانه یا سوژه اولیه به عنوان پیشران میدانی و درنهایت ناوبری آشوب با کمک اپوزیسیون خارج‌نشین و عوامل میدانی. ناظر به قرائن متعدد که در حوصله این یادداشت نمی‌گنجد، می‌توان استنباط کرد که جمهوری اسلامی نیز پالس آشوب را جدی گرفته است و در این راستا یکی از اصلی‌ترین راهکارهایی که در حال به کارگیری است، توسل به «هنر» است. [ادامه در بخش بعدی] -------------- undefined کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری: undefined @bpp_isu
[ادامه از بخش قبلی]
undefined تحلیلهنر صرفاً یک کالای مصرفی فرهنگی نیست بلکه می‌تواند از طریق تاثیرگذاری بر احساسات عمومی و رفتار جمعی در معادلات قدرت و مسائل سیاسی-اجتماعی موثر واقع شود. به‌طورکلی در شرایطی که جامعه با التهابات سیاسی و شکاف‌های اجتماعی روبه‌رو است، دولت‌ها می‌توانند به‌واسطه افزایش توزیع محصولات فرهنگی و کالای هنری نشاط‌آور، نقش کلیدی در کاهش تنش‌ها ایفا کنند.
برای درک بهتر اجازه دهید نمونه اغتشاشات سال ۱۴۰۱ را بررسی کنیم. در این سال پس از شروع موج آشوب‌های خیابانی در اوایل مهرماه، علیرغم اینکه محافل هنری در یک دوره چندماهه شدیداً در اغما قرار گرفتند، دولت طی یک اقدام برنامه‌ریزی شده موج توزیع اقلام فرهنگی در جامعه با تمرکز بر کالای هنری نشاط‌آور و شاداب‌کننده را آغاز کرد. ابتدا کنسرت خنده حسن ریوندی سد را شکست، سپس جشنواره فیلم فجر و بعدتر جشنواره موسیقی فجر نقاط عطفی شدند و درنهایت این روند در کوتاه‌مدت با رکوردشکنی بی‌سابقه فیلم‌های کمدی و تعداد برگزاری کنسرت‌های موسیقی در سراسر کشور تداوم یافت. درواقع برنامه‌ریزان آشوب با سیطره بر شبکه‌های اجتماعی مردم را تحت فشار برای پذیرش یک سوگ بلندمدت عمومی و همسویی با خشونت رادیکال خیابانی قرار داده بودند. درصورتی که بخش وسیعی از جامعه الزاماً به هیچ قطب سیاسی مشخصی وابستگی نداشت تا از این سبب انگیزه و رفتار بلندمدت سیاسی خود را شکل دهد. درنتیجه با انباشت فشار از قرارگرفتن در وضعیتی که نه طبیعی بود و نه خودخواسته، اصطلاحاً طاقت جامعه تاب شد و با چراغ سبز و تسهیل‌گری دولت به سمت تخلیه هیجانات از مسیر کنسرت‌های موسیقی و فیلم‌های کمدی رفت. این استقبال به حدی وسیع و پرشتاب در فضای عمومی تسرّی یافت که دیکتاتوری هنجار آشوبگرانه و احساسات خشونت‌آمیز را شکست. به این صورت که اولاً معادله «اقلیت/اکثریت» را تغییر داد، با این صورت‌بندی که عموم جامعه به سمت نشاط و شادی متمایل شده‌اند و جمعیت محدودی که در خیابان تنش‌آفرینی می‌کند، در انزوا قرار گرفته‌اند. دوماً عملاً هم‌زمانی سرپابودن دو احساس شادی و نشاط با خشم و غم ممکن نبود. درنهایت این موج با تنگ کردن فضا برای خشونت رادیکال در قالب بازگشت به زندگی عادی پیروز شد.
حالا باید پرسید که کارکرد هنر در شرایط فعلی پساجنگ و تداوم آتش‌بس چیست؟ دو مورد از مهمترین کارکردها بدین شرح است:۱- تقویت انسجام اجتماعی: استقبال از یک اثر هنری می‌تواند عموم مردم را بدون توجه به اختلافات گردهم‌آورد. وقتی افراد به صورت جمعی در یک رویداد فرهنگی با محوریت حس شادی شرکت می‌کنند، صاحب تجربه مشترک و در معرض قرارگرفتن یک هویت گروهی بزرگتر می‌شوند. این همبستگی می‌تواند شکاف‌های اجتماعی را پرکند و به جای برجسته کردن تفاوت‌ها، بر نقاط مشترک و انسانیت تاکید کند.۲- تغییر کانون توجه: در شرایطی که ذهن جامعه درگیر فضای سیاسی و تنش‌های خبری است، فضا برای افزایش احساس اضطراب و خشم به‌واسطه محرک‌های جدید مساعد است. توزیع محصولات فرهنگی و هنری که رویکری التیام‌بخش و سرگرم‌کننده داشته باشند، می‌تواند دمای افکارعمومی و هیجانات منفی اجتماعی را از طریق سوق‌دادن به امورنشاط‌آور کاهش دهد.
در این راستا آنچه نیاز است دولت در بهره‌گیری از این ظرفیت انجام دهد، عبارت است از: ۱-حمایت از تولیدات هنری ۲-تسهیل توزیع محصولات هنری و دسترسی‌بخشی عمومی ۳-ترغیب و شوق‌افزایی برای استفاده از کالای نشاط‌آور.
[ادامه در بخش بعدی]
--------------undefined کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری:undefined @bpp_isu

۱۲:۰۰

هسته خط‌مشی رفتاری
[ادامه از بخش قبلی] undefined تحلیل هنر صرفاً یک کالای مصرفی فرهنگی نیست بلکه می‌تواند از طریق تاثیرگذاری بر احساسات عمومی و رفتار جمعی در معادلات قدرت و مسائل سیاسی-اجتماعی موثر واقع شود. به‌طورکلی در شرایطی که جامعه با التهابات سیاسی و شکاف‌های اجتماعی روبه‌رو است، دولت‌ها می‌توانند به‌واسطه افزایش توزیع محصولات فرهنگی و کالای هنری نشاط‌آور، نقش کلیدی در کاهش تنش‌ها ایفا کنند. برای درک بهتر اجازه دهید نمونه اغتشاشات سال ۱۴۰۱ را بررسی کنیم. در این سال پس از شروع موج آشوب‌های خیابانی در اوایل مهرماه، علیرغم اینکه محافل هنری در یک دوره چندماهه شدیداً در اغما قرار گرفتند، دولت طی یک اقدام برنامه‌ریزی شده موج توزیع اقلام فرهنگی در جامعه با تمرکز بر کالای هنری نشاط‌آور و شاداب‌کننده را آغاز کرد. ابتدا کنسرت خنده حسن ریوندی سد را شکست، سپس جشنواره فیلم فجر و بعدتر جشنواره موسیقی فجر نقاط عطفی شدند و درنهایت این روند در کوتاه‌مدت با رکوردشکنی بی‌سابقه فیلم‌های کمدی و تعداد برگزاری کنسرت‌های موسیقی در سراسر کشور تداوم یافت. درواقع برنامه‌ریزان آشوب با سیطره بر شبکه‌های اجتماعی مردم را تحت فشار برای پذیرش یک سوگ بلندمدت عمومی و همسویی با خشونت رادیکال خیابانی قرار داده بودند. درصورتی که بخش وسیعی از جامعه الزاماً به هیچ قطب سیاسی مشخصی وابستگی نداشت تا از این سبب انگیزه و رفتار بلندمدت سیاسی خود را شکل دهد. درنتیجه با انباشت فشار از قرارگرفتن در وضعیتی که نه طبیعی بود و نه خودخواسته، اصطلاحاً طاقت جامعه تاب شد و با چراغ سبز و تسهیل‌گری دولت به سمت تخلیه هیجانات از مسیر کنسرت‌های موسیقی و فیلم‌های کمدی رفت. این استقبال به حدی وسیع و پرشتاب در فضای عمومی تسرّی یافت که دیکتاتوری هنجار آشوبگرانه و احساسات خشونت‌آمیز را شکست. به این صورت که اولاً معادله «اقلیت/اکثریت» را تغییر داد، با این صورت‌بندی که عموم جامعه به سمت نشاط و شادی متمایل شده‌اند و جمعیت محدودی که در خیابان تنش‌آفرینی می‌کند، در انزوا قرار گرفته‌اند. دوماً عملاً هم‌زمانی سرپابودن دو احساس شادی و نشاط با خشم و غم ممکن نبود. درنهایت این موج با تنگ کردن فضا برای خشونت رادیکال در قالب بازگشت به زندگی عادی پیروز شد. حالا باید پرسید که کارکرد هنر در شرایط فعلی پساجنگ و تداوم آتش‌بس چیست؟ دو مورد از مهمترین کارکردها بدین شرح است: ۱- تقویت انسجام اجتماعی: استقبال از یک اثر هنری می‌تواند عموم مردم را بدون توجه به اختلافات گردهم‌آورد. وقتی افراد به صورت جمعی در یک رویداد فرهنگی با محوریت حس شادی شرکت می‌کنند، صاحب تجربه مشترک و در معرض قرارگرفتن یک هویت گروهی بزرگتر می‌شوند. این همبستگی می‌تواند شکاف‌های اجتماعی را پرکند و به جای برجسته کردن تفاوت‌ها، بر نقاط مشترک و انسانیت تاکید کند. ۲- تغییر کانون توجه: در شرایطی که ذهن جامعه درگیر فضای سیاسی و تنش‌های خبری است، فضا برای افزایش احساس اضطراب و خشم به‌واسطه محرک‌های جدید مساعد است. توزیع محصولات فرهنگی و هنری که رویکری التیام‌بخش و سرگرم‌کننده داشته باشند، می‌تواند دمای افکارعمومی و هیجانات منفی اجتماعی را از طریق سوق‌دادن به امورنشاط‌آور کاهش دهد. در این راستا آنچه نیاز است دولت در بهره‌گیری از این ظرفیت انجام دهد، عبارت است از: ۱-حمایت از تولیدات هنری ۲-تسهیل توزیع محصولات هنری و دسترسی‌بخشی عمومی ۳-ترغیب و شوق‌افزایی برای استفاده از کالای نشاط‌آور. [ادامه در بخش بعدی] -------------- undefined کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری: undefined @bpp_isu
[ادامه از بخش قبلی]
undefined جمع‌بندیاخباری که در مدت اخیر در زمینه رسمیت‌بخشی و اعطا جواز فعالیت به ارتش رپرهای فارسی و بازگشت خواننده‌های لس‌آنجلسی منتشر شد و همچنین برپایی گسترده کنسرت‌های خیابانی در اقصی نقاط کشور، نشان‌دهنده این است که حاکمیت می‌خواهد صدای موسیقی را در جامعه زیاد کند تا بانگ‌های داخلی و خارجی آشوب‌برانگیز شنیده نشود. نمی‌توان ادعا کرد که در ۱۴۰۱ هنر نشاط‌آور تنها عامل فرونشاندن آشوب‌ها بود و اینکه در شرایط کنونی مولفه‌ای اطمینان‌بخش خواهد بود اما تاثیرات آن بر روان جامعه غیرقابل انکار است.البته شکست پروژه برگزاری کنسرت همایون شجریان در میدان آزادی تهران نشان داد که ناهماهنگی دستگاه‌ها و ضعف مدیریت مانند پوست موزی برای هر ایده نجات است.
در پایان آنچه در توصیه به سیاستگذار درباره به کارگیری راهکار «تزریق هیجانات مثبت به مردم از طریق هنر» قابل بیان است، توجه دادن به این مهم است که این امر کارکردی مسکّن‌بخش دارد نه درمانگرانه. به این معنی که «احتمال کم‌رنگ‌شدن تاثیر» و خطر تبدیل شدن به «مخدر فرهنگی» پیامدهای بلندمدت استفاده از هنر برای کاهش التهابات است. مویّد این پیامد، اعتیاد مداوم جامعه هنری به تولید کمدی و عموم مردم به مصرف آن در چند سال اخیر است. چراکه فضای موجود هنرهای نشاط‌آور آلوده به اباهه‌گری و سرگرم‌سازی مخدّرگونه‌ای است. بنابراین نباید تاثیرگذاری آن به کام سیاستگذار خوش‌ بیاید و به عنوان جایگزینی برای حل ریشه‌ای و ساختاری مسائل اجتماعی تبدیل شود.
undefined تحریریه هسته خط‌مشی رفتاری
#تغییر_رفتار_عمومی#حکمرانی_رفتاری#سیاستگذاری_فرهنگی#سیاستگذاری_رفتاری
--------------undefined کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری:undefined @bpp_isu

۱۲:۰۱

undefined #یادداشت_آموزشی
undefined سایه اثر هاله‌ای بر سیاستچگونه قلب نجات‌دهنده است و اورولوژی مضحک؟
در دنیای پرهیاهوی سیاست و رسانه، هر روز با حجم عظیمی از اطلاعات و اخبار روبه‌رو می‌شویم. ما برای پردازش این اطلاعات و تصمیم‌گیری‌های سریع، از میانبرهای ذهنی یا سوگیری‌های شناختی استفاده می‌کنیم. این میانبرها گرچه به سرعت عمل ما کمک می‌کنند، اما گاهی اوقات منجر به قضاوت‌های نادرست و غیرمنطقی می‌شوند. یکی از مهم‌ترین این سوگیری‌ها، اثر هاله‌ای (Halo Effect) است.اثر هاله‌ای زمانی رخ می‌دهد که یک ویژگی خاص، مانند ظاهر، حرفه، یا یک رفتار، به‌عنوان لنزی عمل می‌کند که تمام جنبه‌های دیگر فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. برای مثال، اگر فردی ظاهری جذاب داشته باشد، ممکن است به‌طور ناخودآگاه او را باهوش‌تر یا شایسته‌تر فرض کنیم. این سوگیری ریشه در تمایل مغز انسان به ساده‌سازی اطلاعات دارد، اما می‌تواند به قضاوت‌های نادرست منجر شود.
ماجرایی که چندی پیش پس از انتشار اظهارات ناپخته مهدی یونسی رستمی، استاندار مازندران، اتفاق افتاد، یکی از نمونه‌های عُمق ابتلای فرهنگ سیاست‌ورزی ما به اثر هاله‌ای است و حالا که هیاهوها در این زمینه فروکش کرده، می‌توان این اتفاق را از منظر اثر هاله‌ای بازخوانی کرد. هنگامی که گفته‌های دکتر یونسی از سوی بسیاری خلاف هنجارهای فرهنگی تلقی شد، به سرعت واکنش های منفی را به سمت خود برانگیخت. اما نکته قابل‌توجه، تمرکز منتقدان بر حوزه تخصص پزشکی استاندار یعنی اورولوژی (مجاری ادراری) بود. برای نمونه، حمید رسایی، نماینده مجلس، در ویدیویی با کنایه به استاندار به تخصص مجاری ادرار او اشاره کرد و شایستگی استاندار برای تصدی جایگاهش زیر سؤال برد.این درحالی است که حدود یک سال پیش در بالاترین سطح سیاست ایران، فردی نامزد ریاست جمهوری و درنهایت پیروز رقابت شد که او نیز پزشک و یکی از ارکان کمپین تبلیغاتی‌ او مانور روی حرفه شغلی‌اش یعنی پزشکی و حوزه تخصصی قلب و عروق بود.
مگر نه این است که همه تخصص‌های پزشکی محترم و هرکدام در جای خود مورد توجه و گره‌گشای مردم هستند؟ پس چرا در یک مورد دستمایه واکنش‌های منفی قرار گرفته و در دیگری ارج و قرب آفریده؟ اثر هاله‌ای یکی از بهترین مکانیزم‌های روانشناسی است که می‌تواند این سبک از مواجهه را تبیین کند. در تبلیغات انتخابات اخیر، دکتر مسعود پزشکیان از تخصص پزشکی خود به عنوان یک صفت مثبت برای ساختن هاله‌ شخصیتی (Halo Effect) استفاده کرد. این پدیده روان‌شناختی به ما می‌گوید که وقتی فردی یک ویژگی مثبت و برجسته دارد (مثلاً تخصص قلب در پزشکی، که امری ارزشمند محسوب می‌شود)، تمایل داریم سایر ویژگی‌های او را نیز مثبت ارزیابی کنیم. کمپین تبلیغاتی با تأکید بر اینکه پزشکیان «متخصص قلب و عروق» است، به‌طور ضمنی این پیام را به مردم می‌داد که او فردی دلسوز، قابل اعتماد، و دارای دانش و مهارت در حل مشکلات است. درواقع جایگاه بلند بالای متخصص قلب برای مردم، بر شخصیت پزشکیان سایه مثبت انداخت و او را گرامیداشت. در مقابل، دکتر یونسی، استاندار مازندران، مورد طعن و تمسخر واقع شد و تخصص پزشکی او هاله‌ منفی (Horns Effect) برایش ایجاد کرد. تا حدی که این سوال را برانگیخت که اساساً چرا یک پزشک متخصص اورولوژی باید در یک سِمَت مهم سیاسی - اداری قرار بگیرد.
البته برای درک عمیق‌تر تفاوت این دو واقعه باید به ذهنیت عمومی و تاریخی ایرانیان نیز توجه کرد. قلب در فرهنگ پارسی، از ادبیات کلاسیک تا گفتار روزمره، نمادی از ارزش‌های والا مانند عشق، شجاعت، و انسانیت است. این پیش‌زمینه فرهنگی، تخصص قلب را به یک ویژگی الهام‌بخش تبدیل کرد که در مورد پزشکیان به‌عنوان نشانه شایستگی برجسته شد. از سوی دیگر معمولاً مسائل مرتبط با دستگاه تناسلی همراه با نوعی تلقی پست و شرم‌آو است که هم‌نشینی هر کلمه و مفهوم در کنار خود را می‌تواند به نوعی تمسخر و اکراه بکشاند. این تفاوت فرهنگی، زمینه را برای اثر هاله‌ای متفاوت در این دو مورد مساعد کرد.
در نتیجه، یک تخصص پزشکی که در یک زمینه فرهنگی به عنوان فضیلت و در دیگری به عنوان نقص تعبیر می‌شود، نه تنها بر مسیر شغلی افراد، بلکه بر نحوه قضاوت عمومی درباره آن‌ها نیز تأثیر می‌گذارد. در پایان باید تاکید کرد که شناختِ نقشِ اثرِ هاله و زمینهٔ فرهنگیِ نمادین می‌تواند به ما کمک کند که نه‌فقط این تناقض‌ها را توضیح دهیم، بلکه راه‌هایی برای بهبودِ کیفیتِ فرهنگ سیاست‌ورزی جستجو کنیم.

undefined تحریریه هسته خط‌مشی رفتاری
#تغییر_رفتار_عمومی#روانشناسی_اجتماعی#سوگیری_شناختی#فرهنگ_سیاسی
--------------undefined کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری

۵:۵۹

undefined #یادداشت_تحلیلی
undefined کاشتِ شعار و برداشتِ سکهتحلیل رفتاریِ عدم تحقق شعار «سرمایه‌گذاری برای تولید»

undefined مقدمهرهبر انقلاب طبق سنت هرساله خود در تعیین شعار سال، عنوان «سرمایه‌گذاری برای تولید» را در نام‌گذاری سال ۱۴۰۴ برگزیدند.حال فرض کنید در نخستین روزهای فروردین ۱۴۰۴ هستیم. مأموریتی بسیار خاص به ما محوّل شده است: طراحی یک نقشهٔ راه برای *«عدم تحقق شعار سال»**. چگونه می‌توانیم تضمین کنیم که عبارت «سرمایه‌گذاری برای تولید» تنها بر کاغذ بماند و هرگز به یک حرکت ملی تبدیل نشود؟ چگونه باید ذهنیت و رفتار میلیون‌ها شهروند و هزاران کسب‌وکار را به گونه‌ای هدایت کنیم که نه تنها به سمت تولید نروند، بلکه از آن فرار کنند؟ بدون آنکه هیچ مقام مسئولی علیه *«سرمایه‌گذاری برای تولید» سخنی بگوید یا سازوکاری اجبارمدار و تنبیهی برای مقابله با آن وضع کند.طراحی این برنامه‌ی فرضی با کمک مکانیسم‌های تغییر رفتار عمومی و روانشناسی تصمیم‌گیری اقتصادی، کلیدی است برای فهم آنچه در شش ماه گذشته بر اقتصاد ایران گذشت.
undefined تحلیلاز منظر روانشناسی اجتماعی و تغییر رفتار، برای منحرف کردن یک جامعه از یک هدف بزرگ (مثلاً سرمایه‌گذاری تولیدی)، باید بر دو محور تمرکز کرد: ۱- «کاهش شدید هزینه-فایدهٔ رفتار مطلوب» ۲- «افزایش چشمگیر جذابیت رفتارهای جایگزین» .در ادامه به توضیح هرکدام از این دو محور می‌پردازیم.
محور اول: تخریب سیستم انگیزشیِ سرمایه‌گذاری در تولیدرفتارهای پیچیده و پُرریسک مانند سرمایه‌گذاری در تولیدی، بر پایهٔ محاسبات عقلانی و احساسی شکل می‌گیرند. طبق نظریهٔ انتخاب عقلانی**، افراد زمانی دست به اقدام می‌زنند که باور داشته باشند منافع حاصل از آن بر هزینه‌ها و خطراتش می‌چربد. حال، برای خنثی کردن این رفتار، کافی است از طریق افزایش هزینه‌های ملموس و غیرملموس این معادله را برهم بزنیم.
برای مثال قطعی گستردهٔ برق، یک ضربهٔ مستقیم به هستهٔ فیزیکی تولید است. این پدیده، تنها یک مشکل فنی نیست؛ یک **«سیگنال قدرتمند روانشناختی»
است. این سیگنال به هر سرمایه‌گذار بالقوه می‌گوید: «اینجا حتی پایه‌ای‌ترین نیاز شما برای فعالیت (انرژی پایدار) نیز تضمین‌شده نیست.» این امر، به شدت «احساس امنیت روانی» لازم برای risk-taking (ریسک‌پذیری) را کاهش می‌دهد. از سوی دیگر، آشفته‌سازی بازار نیروی‌کار این ظرفیت را دارد که به شکل سرسام‌آوری هزینه تولید را افزایش دهد. برای این کار می‌توان به سراغ چند میلیون افغان که عمده نیروی‌کار میدانی و کارگری تولید در ایران را تشکیل می‌دهند رفت و به‌کارگیری آن‌ها را با چالش مواجه کرد.
تضعیف دو عامل انرژی و نیروی‌کار در کنار هم، در زمینه تولید یک «دیوار ادراکی» بلند مقابل سرمایه‌گذار می‌سازند که پیامش این است: «ورود ممنوع؛ خطر نابودی سرمایه!».
ادامه در پیام بعدی]

--------------
undefined [کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری

۱۸:۴۷

هسته خط‌مشی رفتاری
undefined #یادداشت_تحلیلی undefined کاشتِ شعار و برداشتِ سکه تحلیل رفتاریِ عدم تحقق شعار «سرمایه‌گذاری برای تولید» undefined مقدمه رهبر انقلاب طبق سنت هرساله خود در تعیین شعار سال، عنوان «سرمایه‌گذاری برای تولید» را در نام‌گذاری سال ۱۴۰۴ برگزیدند. حال فرض کنید در نخستین روزهای فروردین ۱۴۰۴ هستیم. مأموریتی بسیار خاص به ما محوّل شده است: طراحی یک نقشهٔ راه برای *«عدم تحقق شعار سال»**. چگونه می‌توانیم تضمین کنیم که عبارت «سرمایه‌گذاری برای تولید» تنها بر کاغذ بماند و هرگز به یک حرکت ملی تبدیل نشود؟ چگونه باید ذهنیت و رفتار میلیون‌ها شهروند و هزاران کسب‌وکار را به گونه‌ای هدایت کنیم که نه تنها به سمت تولید نروند، بلکه از آن فرار کنند؟ بدون آنکه هیچ مقام مسئولی علیه *«سرمایه‌گذاری برای تولید» سخنی بگوید یا سازوکاری اجبارمدار و تنبیهی برای مقابله با آن وضع کند. طراحی این برنامه‌ی فرضی با کمک مکانیسم‌های تغییر رفتار عمومی و روانشناسی تصمیم‌گیری اقتصادی، کلیدی است برای فهم آنچه در شش ماه گذشته بر اقتصاد ایران گذشت. undefined تحلیل از منظر روانشناسی اجتماعی و تغییر رفتار، برای منحرف کردن یک جامعه از یک هدف بزرگ (مثلاً سرمایه‌گذاری تولیدی)، باید بر دو محور تمرکز کرد: ۱- «کاهش شدید هزینه-فایدهٔ رفتار مطلوب» ۲- «افزایش چشمگیر جذابیت رفتارهای جایگزین» . در ادامه به توضیح هرکدام از این دو محور می‌پردازیم. محور اول: تخریب سیستم انگیزشیِ سرمایه‌گذاری در تولید رفتارهای پیچیده و پُرریسک مانند سرمایه‌گذاری در تولیدی، بر پایهٔ محاسبات عقلانی و احساسی شکل می‌گیرند. طبق نظریهٔ انتخاب عقلانی**، افراد زمانی دست به اقدام می‌زنند که باور داشته باشند منافع حاصل از آن بر هزینه‌ها و خطراتش می‌چربد. حال، برای خنثی کردن این رفتار، کافی است از طریق افزایش هزینه‌های ملموس و غیرملموس این معادله را برهم بزنیم. برای مثال قطعی گستردهٔ برق، یک ضربهٔ مستقیم به هستهٔ فیزیکی تولید است. این پدیده، تنها یک مشکل فنی نیست؛ یک **«سیگنال قدرتمند روانشناختی» است. این سیگنال به هر سرمایه‌گذار بالقوه می‌گوید: «اینجا حتی پایه‌ای‌ترین نیاز شما برای فعالیت (انرژی پایدار) نیز تضمین‌شده نیست.» این امر، به شدت «احساس امنیت روانی» لازم برای risk-taking (ریسک‌پذیری) را کاهش می‌دهد. از سوی دیگر، آشفته‌سازی بازار نیروی‌کار این ظرفیت را دارد که به شکل سرسام‌آوری هزینه تولید را افزایش دهد. برای این کار می‌توان به سراغ چند میلیون افغان که عمده نیروی‌کار میدانی و کارگری تولید در ایران را تشکیل می‌دهند رفت و به‌کارگیری آن‌ها را با چالش مواجه کرد. تضعیف دو عامل انرژی و نیروی‌کار در کنار هم، در زمینه تولید یک «دیوار ادراکی» بلند مقابل سرمایه‌گذار می‌سازند که پیامش این است: «ورود ممنوع؛ خطر نابودی سرمایه!». ادامه در پیام بعدی] -------------- undefined [کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری
ادامه از پیام قبلی]

محور دوم: ساخت یک ابرجاذبه برای رفتارهای غیرمولد
مغز انسان به طور ذاتی به دنبال مسیرهای با کمترین مقاومت و بیشترین پاداش سریع است. این همان «سوگیری وضعیت موجود» و «ترجیح زمانی» است که در اقتصاد رفتاری مورد مطالعه قرار می‌گیرد. اگر می‌خواهید کسی از نقطهٔ A (آمادگی برای سرمایه‌گذاری) به نقطهٔ B (سرمایه‌گذاری در تولید) نرود، باید یک نقطهٔ C بسیار جذاب و در دسترس درست جلوی پای او قرار دهید.
سرمایه‌گذاری در طلا می‌تواند به دلایل زیر، نمونهٔ کامل این نقطهٔ C باشد:
- پاداش سریع و ملموس (میان‌برهای دسترس‌پذیری و لنگراندازی): روند صعودی قیمت طلا، در یک مداومت می‌تواند مردم را نسبت به سودآوری آن شرطی کرده و یک پاداش فوری و قابل رؤیت (حداقل به صورت ریالی) ایجاد کند. این در مقابل پاداش کُند، نامطمئن و پرزحمت تولید قرار می‌گیرد. تبلیغات مداوم و گستردهٔ طلافروشی‌های آنلاین و دیجیتال، موجب «دسترس‌پذیری» خرید طلا می‌شوند و دائماً بر سودِ سریع «لنگر» می‌اندازند و ذهن افراد را به این نتیجه می‌رسانند که این رضایت‌بخش‌ترین سرمایه‌گذاری است.
- کاهش شدید اصطکاک رفتاری: روانشناسی شناختی از مفهوم «اصطکاک» صحبت می‌کند. موانع کوچک می‌توانند مانع رفتارهای بزرگ شوند. خرید طلا به صورت آنلاین، این اصطکاک را به حداقل رسانده: بدون نیاز به مراجعهٔ حضوری، بدون تشریفات اداری، بدون نیاز به دانش فنی پیچیده و با هر میزان سرمایه. این فرآیند در مقابل ذات پرزحمت و اصطکاک راه‌اندازی یک واحد تولیدی قرار می‌گیرد.
- کم‌رنگ بودن بازدارنده‌های قانونی و اخلاقی: عدم وجود مالیات بر عایدی سرمایه برای طلا، یک مسیر سرازیر و هموار برای این رفتار است. همچنین از منظر روانشناسی، این امر یک «مجوز اخلاقی ادراک‌شده» ایجاد می‌کند: «اگر دولت مانع نمی‌شود، پس کار اشتباهی نیست.» در مقابل، سرمایه‌گذاری تولیدی با انبوهی از قوانین دست و پاگیر و نظارت‌های سنگین مواجه است.

[ادامه در پیام بعدی]

--------------
undefined [کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری

۱۸:۴۷

هسته خط‌مشی رفتاری
ادامه از پیام قبلی] محور دوم: ساخت یک ابرجاذبه برای رفتارهای غیرمولد مغز انسان به طور ذاتی به دنبال مسیرهای با کمترین مقاومت و بیشترین پاداش سریع است. این همان «سوگیری وضعیت موجود» و «ترجیح زمانی» است که در اقتصاد رفتاری مورد مطالعه قرار می‌گیرد. اگر می‌خواهید کسی از نقطهٔ A (آمادگی برای سرمایه‌گذاری) به نقطهٔ B (سرمایه‌گذاری در تولید) نرود، باید یک نقطهٔ C بسیار جذاب و در دسترس درست جلوی پای او قرار دهید. سرمایه‌گذاری در طلا می‌تواند به دلایل زیر، نمونهٔ کامل این نقطهٔ C باشد: - پاداش سریع و ملموس (میان‌برهای دسترس‌پذیری و لنگراندازی): روند صعودی قیمت طلا، در یک مداومت می‌تواند مردم را نسبت به سودآوری آن شرطی کرده و یک پاداش فوری و قابل رؤیت (حداقل به صورت ریالی) ایجاد کند. این در مقابل پاداش کُند، نامطمئن و پرزحمت تولید قرار می‌گیرد. تبلیغات مداوم و گستردهٔ طلافروشی‌های آنلاین و دیجیتال، موجب «دسترس‌پذیری» خرید طلا می‌شوند و دائماً بر سودِ سریع «لنگر» می‌اندازند و ذهن افراد را به این نتیجه می‌رسانند که این رضایت‌بخش‌ترین سرمایه‌گذاری است. - کاهش شدید اصطکاک رفتاری: روانشناسی شناختی از مفهوم «اصطکاک» صحبت می‌کند. موانع کوچک می‌توانند مانع رفتارهای بزرگ شوند. خرید طلا به صورت آنلاین، این اصطکاک را به حداقل رسانده: بدون نیاز به مراجعهٔ حضوری، بدون تشریفات اداری، بدون نیاز به دانش فنی پیچیده و با هر میزان سرمایه. این فرآیند در مقابل ذات پرزحمت و اصطکاک راه‌اندازی یک واحد تولیدی قرار می‌گیرد. - کم‌رنگ بودن بازدارنده‌های قانونی و اخلاقی: عدم وجود مالیات بر عایدی سرمایه برای طلا، یک مسیر سرازیر و هموار برای این رفتار است. همچنین از منظر روانشناسی، این امر یک «مجوز اخلاقی ادراک‌شده» ایجاد می‌کند: «اگر دولت مانع نمی‌شود، پس کار اشتباهی نیست.» در مقابل، سرمایه‌گذاری تولیدی با انبوهی از قوانین دست و پاگیر و نظارت‌های سنگین مواجه است. [ادامه در پیام بعدی] -------------- undefined [کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری
ادامه از پیام قبلی]

undefined جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
تعجب نیاز نیست، به هر دلیل برنامه فرضی ما در طول شش ماه اول سال محقق شده است و اگر دولت و نهادهای حاکمیتی به راستی خواهان تحقق شعار سال در فرصت باقی‌مانده هستند، باید این معادلهٔ روانشناختی را به طور کامل وارونه کنند. در این راستا، راهکارهایی که مستقیماً از تحلیل فوق قابل استخراج هستند:
۱- برای سیاست‌گذاران: بازسازی اعتماد و امنیت روانی. باید با اجرای سریع و شفاف یک برنامهٔ جامع برای تأمین پایدار انرژی و بازنگری در سیاست‌های کارگری، «سیگنال‌های مثبت» قوی به بازار بفرستند. سرمایه‌گذاری تولیدی نیازمند یک «چشمانداز باورپذیر» از ثبات است.
۲- برای سیاست‌گذاران: ایجاد اصطکاک برای غیرمولدها و تسهیل برای مولدها. وضع مالیات بر عایدی سرمایه برای دارایی‌های غیرمولد مانند طلا و سکه، و در مقابل، ارائهٔ تسهیلات ارزان‌قیمت و کاهش بروکراسی برای تولید، معادلهٔ هزینه-فایده را به نفع تولید تغییر می‌دهد. این کار، «مسیر کم‌مقاومت» را از زیر پای سوداگری برمی‌دارد.
۳- برای عموم مردم: آگاهی از تله‌های شناختی. مردم باید بدانند که سود سریع طلا، در بلندمدت ممکن است به دلیل تورم عمومی، سود واقعی چندانی نداشته باشد، در حالی که سرمایه‌گذاری تولیدی، هرچند کُند، پایه‌ی واقعی ثروت‌سازی ملی و اشتغال پایدار است.

درنهایت باید گفت که فاصلهٔ عمیق بین «شعار» و «واقعیت» در سال ۱۴۰۴، تصادفی نیست. این فاصله، محصول مجموعه‌ای از شرایطی است که از دیدگاه روانشناسی اجتماعی، دقیقاً مشابه یک «برنامهٔ خاموش برای شکست سرمایه‌گذاری در تولید» عمل کرده است. بدون درک مکانیسم‌های روانشناختی، هر گونه سیاست‌گذاری برای ترغیب مردم به سرمایه‌گذاری تولیدی، مانند شلیک تیر در تاریکی خواهد بود. خطر بی‌توجهی به تحلیل‌های رفتاری، تداوم رکود، فرار سرمایه‌های خرد به سمت سوداگری و نابسامانی اقتصادی است.
پیام کلیدی این است: تغییر رفتار عمومی، نیازمند مهندسی دقیق محیط تصمیم‌گیری است؛ محیطی که در آن، منطقی‌ترین و ساده‌ترین انتخاب برای هر شهروند، همان انتخاب مطلوب برای آیندهٔ کشور باشد. آیا اراده‌ای برای بازسازی این محیط وجود دارد؟ پاسخ این سؤال، سرنوشت اقتصادی نه تنها سال جاری، که سال‌های آینده را رقم خواهد زد.

undefined مصطفی انواری

#تغییر_رفتار_عمومی
#حکمرانی_رفتاری
#تولید
#شعار_سال

--------------
undefined [کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری

۱۸:۴۷

undefined #یادداشت_تحلیلی
undefined نخبگان خاموش، مردم سرگردانارزیابی و واکاوی روانشناختی کنشگری مردم ایران در قبال مسئله فلسطین

undefined مقدمهبیش از یک ماه از دومین سالگرد عملیات طوفان‌الاقصی و برقراری توافق آتش‌بس در غزه می‌گذرد. در میان بحث‌های پرشمار درباره دستاوردها و شکست‌ها، یک مسئله کمتر مورد توجه قرار گرفته: ارزیابی سطح کنشگری مردم ایران در حمایت از فلسطین و محکومیت رژیم صهیونیستی. بسیاری از ناظران و کارشناسان، کنشگری مردم ایران را در طول دو سال گذشته، پایین‌تر از آنچه انتظار می‌رفت توصیف می‌کنند؛ آن هم در حالی که جهان شاهد موج‌های گسترده و نوآورانه حمایت از فلسطین بود، از کمپین‌های دیجیتال خلاقانه تا اعتراضات سازمان‌یافته در خیابان‌های اروپا و آمریکا. در ایران، جایی که سابقه حمایت از آرمان فلسطین بخشی از هویت فرهنگی و اجتماعی است، چرا این حمایت عمدتاً به اقدامات تکراری و کم‌هزینه مانند راهپیمایی‌های رسمی و پست‌های مجازی محدود ماند؟ چرا تنوع تاکتیکی، ابتکارات میدانی و شبکه‌سازی‌های مردمی گسترده‌تر شکل نگرفت؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها، از لنز روانشناسی اجتماعی و دانش تغییر رفتار عمومی نگاهی می‌اندازیم؛ جایی که مفاهیم کلیدی مانند "شکاف نیت-عمل" و نقش "کارگزاران تغییر" به ما کمک می‌کنند تا ریشه‌های این سرگردانی را واکاوی کنیم.

ادامه در پیام بعدی]

--------------
undefined [کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری

۱۴:۳۸

ادامه از پیام قبلی]

undefined تحلیل

در روانشناسی، یکی از چالش‌های بنیادین در درک رفتارهای اجتماعی، پدیده‌ای است که به عنوان "شکاف نیت-عمل" (Intention-Behavior Gap) شناخته می‌شود. این مفهوم، توضیح می‌دهد که چرا داشتن نیت مثبت یا نگرش مساعد، اغلب به رفتار واقعی تبدیل نمی‌شود. نیت شرط لازم است، اما کافی نیست؛ عوامل محیطی، مهارت‌های اجرایی، ادراک از توانمندی خود و موانع خارجی، این رابطه را تعدیل می‌کنند.
در ایران، شواهد اجتماعی و نظرسنجی‌های اخیر، کماکان نشان‌دهنده نگرش مثبت و گسترده مردم در مورد حمایت از فلسطین است اما وقتی نوبت به عمل می‌رسد این انگیزه‌ها در پشت دریایی از بلاتکلیفی محو می‌شوند. چرا؟ چون بدون "پل‌های اجرایی"، حتی قوی‌ترین نیت‌ها به رفتار نمی‌انجامد.

اینجا است که اهمیت نخبگان مردمی – کسانی که از اعتبار اجتماعی، دانش تخصصی در حوزه مقاومت و شبکه‌های ارتباطی گسترده برخوردارند – به عنوان "کارگزاران تغییر" و در نقش پل‌های اجرایی برجسته می‌شود.
وظیفه آنان تبدیل یک آرمان انتزاعی به مجموعه‌ای از گام‌های عملی، ساده و قابل اجرا برای مردم عادی است.
متأسفانه، در این واقعه شاهد غیبت نسبی این نقش بودیم. آنچه از سوی بسیاری از این نخبگان ارائه شد، غالباً در سطح تحلیل‌های کلان و تخصصی ناظر به مسائل فلسطین و منطقه و یا نهایتاً تبیین اهمیت حمایت از مستضعفین متوقف ماند، بی‌آنکه به «چگونه‌های» ملموس و نوآورانه درباره کنش‌های میدانی بپردازد. درنتیجه عمل همه‌گیری به طوری که تمام ظرفیت پشتیبان مردمی و انگیزه‌مند را فعال کند شکل نگرفت. معدود اقدامات میدانی هم پراکنده و یا محدود به تکرار کنش‌ها و الگوهای رفع‌تکلیفی پیشین بود.

این نخبگان می‌توانستند با سه اقدام کلیدِ قفل سرگردانی عملی را باز کنند: ۱- ساده‌سازی و عینیت‌بخشی: تبدیل یک مسئله پیچیده مثل جنگ غزه به مجموعه‌ای از اقدامات حمایتگرانه مشخص، ملموس و قابل اجرا. ۲- الگوسازی و خلق یک هنجار جدید: وقتی یک چهره محبوب و معتبر، یک کنش بدیع را انجام دهد، آن رفتار به سرعت «قابل تقلید» و «مقبول» می‌شود و می‌تواند در گروه مردمی که هویت دفاع از مظلوم و مقابله با رژیم صهیونیستی دارند، به عنوان یک هنجار جدید پذیرفته شود.۳- کاهش هزینه‌های روانی عمل: کنشگری مستمر انرژی‌بر است. نخبگان با سازمان‌دهی، ایجاد پلتفرم‌های مشترک و تقسیم کار، می‌توانستند این هزینه را برای مردم عادی کاهش دهند. وقتی فرد بداند عضوی از یک شبکه منسجم است که هرکس وظیفه کوچکی دارد، انگیزه بیشتری برای مشارکت پیدا می‌کند.

البته درست است که این نخبگان به عنوان الگوهایی هستند که رفتارشان به طور گسترده قابلیت تکثیر دارد. اما خود این کنش‌ها نیز باید برای انتشار دارای خصوصیاتی باشند. مثلاً جذابیت، ساده (کم‌زحمت)، امکان همه‌گیری (تمام افراد جامعه بتوانند با آن همراه شوند)، نوآورانه و... . چراکه اگر کنشی بی‌اثر تلقی شود و یا به سبب تکرار و عدم نوآوری جذابی خود را از دست بدهد، موجب «کاهش ادراک کارآمدی» می‌شود. یعنی اگر مردم باور نکنند که این جمع می‌تواند کاری انجام دهد و یا تغییری ایجاد کند، باز هم رفتار بروز نمی‌یابد.


undefined جمع‌بندی و نتیجه‌گیری
مسئله، کمبود عطوفت در مردم یا ضعف نگرش حمایتگرانه از فلسطین نبود؛ مسئله، «معماری ضعیف گزینه‌های کنشگری» بود. این تجربه به ما یادآوری کرد که هر انگیزه و روحیه‌ای، بدون وجود «نقشه‌راه»ی که توسط چهره‌های مورد اعتماد جامعه ترسیم شود، در جا می‌زند. اگر نخبگان حوزه مقاومت نتوانند این نقشه‌ها را طراحی و خود پیشگام اجرای آن شوند، نه‌تنها فرصت‌های طلایی برای اثرگذاری را از دست می‌دهیم، بلکه به مرور شاهد فرسایش ارزش‌های مقاومت‌مدار و بی‌اعتمادی به نفس جمعی برای ایجاد تغییر خواهیم بود. آینده کنشگری مردمی در گرو این است که بپذیریم «تغییر رفتار»، یک علم است، نه یک شعار. و این علم به ما می‌گوید: برای حرکت دادن مردم، باید اول چراغ راهنما را روشن کرد. آینده آرمان‌هایی مانند فلسطین و نابودی رژیم صهیونیستی، نه در گرو مرثیه‌خوانی صرف، که در گرو طراحی کنش‌های هوشمندانه‌تر و سازمان‌یافته‌تر است؛ و این میسر نمی‌شود مگر با ایفای نقش بی‌بدیل خواص و نخبگان جامعه؛ یعنی کسانی که می‌توانند ایده بدهند، راه نشان دهند و مردم را از سرگردانی نجات دهند.

undefined تحریریه هسته خط‌مشی رفتاری

#تغییر_رفتار_عمومی
#حکمرانی_رفتاری
#فلسطین
#شکاف_قصد_و_عمل

--------------
undefined [کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری

۱۴:۴۱

undefined #یادداشت_تحلیلی
undefined جرم جمعی؛ چرا در عصرِ رکوردهای طلایی، دیگر از گرانی فریاد نمی‌زنیم؟واکاوی روان‌شناختیِ استحاله نقش «شهروند» به «سوداگرِ ناگزیر» در بافتار اقتصادی ۱۴۰۴

undefined مقدمهدر چند هفتهٔ اخیر طلا نه تنها در ایران بلکه در بازارهای جهانی به سقف‌های بی‌سابقه‌ای رسید؛ اونس جهانی طلا در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ رکورد شکست و بازارها شاهد جهش‌ قیمتی چشمگیر بودند. هم‌زمان در ایران نیز قیمت‌های داخلی طلا و سکه بارها رکورد زدند و پیامدهای اقتصادیِ ملموسی پدید آمد. با این حال یک تناقض ساده اما مهم دیده می‌شود: برخلاف انتظارات معمول، افزایش شدید قیمت طلا در سطح عمومی به موجی از انتقاد و خشمِ معطوف به سیاست‌گذاران تبدیل نشد و افکارعمومی در این رابطه یا سکوت را برگزید یا به اظهار شگفتی بسنده کرد.
این سکوت، نه از سر بی‌تفاوتی است و نه نشانه‌ی رضایت؛ بلکه برخاسته از یک دگردیسی عمیق در روان‌ جمعی ماست. چرا جامعه‌ای که پیش‌تر در برابر افزایش قیمت طلا واکنش نشان می‌داد، اکنون در برابر گران شدنِ نمادین‌ترین کالای تورمی، نه تنها برآشفته نمی‌شود، بلکه در خفا به تماشای رشد دارایی‌اش می‌نشیند؟ پاسخ این معما را باید در لایه‌های زیرین تغییر نقش‌های اجتماعی و سوگیری‌های شناختی جستجو کرد.
undefined از «زیور» تا «سنگر»؛ وقتی بدبختی را پیش‌خرید می‌کنیمنخستین و کلیدی‌ترین مفهوم برای درک این وضعیت، «تغییر نقش اجتماعی» (Social Role Shift) است. در بافت فرهنگی ایران، طلا همواره جایگاهی فراتر از یک فلز داشته و اندوختن آن به عنوان نمادی از تدبیر و عاقبت‌اندیشی ستایش شده است. اما در سال‌های اخیر، به‌ویژه در شرایط بی‌ثباتیِ ارزی و نوساناتِ بازارهای مالی، طلا کارکردِ تازه‌ای یافته: از کالای زینتی به «پناهگاهِ سرمایه» و ابزارِ محافظت از دارایی تبدیل شده است و در همین راستا هویت بخش بزرگی از جامعه از «مصرف‌کننده طلا» (کسی که طلا را برای زینت می‌خرد) به «سرمایه‌گذار خرد» (کسی که برای حفظ ارزش پولش به طلا پناه می‌برد) تغییر یافته است.هنگامی که هویت فرد به عنوان سرمایه‌گذار تعریف می‌شود، سیستم پاداش در مغز او به جای واکنش به «هزینه‌ی زندگی»، به «ارزش دارایی» پاسخ می‌دهد.
در این حالت، دو پدیده‌ روان‌شناسی «سوگیری تأیید» و «توهم کنترل» رخ می دهد. از یک سو توهم کنترل به فرد آرامش می‌دهد که: «من با خرید طلا، خودم را نجات دادم». از سوی دیگر سوگیری تأیید اجازه نمی‌دهد این آرامش به‌هم بخورد، زیرا فقط اطلاعاتی را جذب می‌کند که می‌گوید: «ببین! قیمت باز هم بالا رفت، پس تو واقعاً بهترین کار را کرده‌ای!». درواقع فرد با خرید قطعه‌ای کوچک از طلا، تصور می‌کند بر دریای متلاطم تورم افسار زده است. این حسِ کاذبِ امنیت، باعث می‌شود او افزایش قیمت طلا را نه به عنوان «سقوط ارزش پول ملی»، بلکه به عنوان «رشد ثروت شخصی» ادراک کند. در واقع، ما با افرادی روبرو هستیم که «سودِ اسمی» را با «رفاهِ واقعی» اشتباه گرفته است.

مکانیسم‌های دفاعی: چگونه سکوت را برای خودمان توجیه می‌کنیم؟در این میان، دو مکانیسم روان‌شناختی قدرتمند مانع از شکل‌گیری واکنش اعتراضی به این افزایش قیمت می‌شود. نخست، «سوگیری ترجیح حال‌نگر» (Present Bias) است. ذهن انسان تمایل دارد لذتِ آنی (دیدن رشد عددِ موجودی طلا در اپلیکیشن‌های قیمت) را بر رَنج آتی (گران شدن نان و مسکن در ماه‌های آینده به دلیل تورم) ترجیح دهد. این «تخفیف هذلولی» باعث می‌شود ما نسبت به همبستگی تاریخی قیمت طلا و تورم کلی جامعه دچار نوعی نابینایی موقت شویم.دومین مکانیسم، «کاهش ناهماهنگی شناختی» (Cognitive Dissonance Reduction) است. فردی که از افزایش قیمت طلا سود برده، میان «آگاهی از آثار مخرب تورم بر جامعه» و «لذت شخصی از سود خود» دچار تناقض می‌شود. برای حل این تنش درونی، فرد ناخودآگاه شروع به توجیه سازوکارهای بازار می‌کند یا دست‌کم با سکوت خود، به این روند مشروعیت می‌بخشد. اعتراض عمومی در این شرایط، به معنای آرزو برای کاهش قیمت و در نتیجه، ضرر شخصی است؛ و کیست که داوطلبانه علیه ثروت خود فریاد بزند؟


ادامه در پیام بعدی]

--------------
undefined [کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری

۱۱:۴۶

هسته خط‌مشی رفتاری
undefined #یادداشت_تحلیلی undefined جرم جمعی؛ چرا در عصرِ رکوردهای طلایی، دیگر از گرانی فریاد نمی‌زنیم؟ واکاوی روان‌شناختیِ استحاله نقش «شهروند» به «سوداگرِ ناگزیر» در بافتار اقتصادی ۱۴۰۴ undefined مقدمه در چند هفتهٔ اخیر طلا نه تنها در ایران بلکه در بازارهای جهانی به سقف‌های بی‌سابقه‌ای رسید؛ اونس جهانی طلا در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ رکورد شکست و بازارها شاهد جهش‌ قیمتی چشمگیر بودند. هم‌زمان در ایران نیز قیمت‌های داخلی طلا و سکه بارها رکورد زدند و پیامدهای اقتصادیِ ملموسی پدید آمد. با این حال یک تناقض ساده اما مهم دیده می‌شود: برخلاف انتظارات معمول، افزایش شدید قیمت طلا در سطح عمومی به موجی از انتقاد و خشمِ معطوف به سیاست‌گذاران تبدیل نشد و افکارعمومی در این رابطه یا سکوت را برگزید یا به اظهار شگفتی بسنده کرد. این سکوت، نه از سر بی‌تفاوتی است و نه نشانه‌ی رضایت؛ بلکه برخاسته از یک دگردیسی عمیق در روان‌ جمعی ماست. چرا جامعه‌ای که پیش‌تر در برابر افزایش قیمت طلا واکنش نشان می‌داد، اکنون در برابر گران شدنِ نمادین‌ترین کالای تورمی، نه تنها برآشفته نمی‌شود، بلکه در خفا به تماشای رشد دارایی‌اش می‌نشیند؟ پاسخ این معما را باید در لایه‌های زیرین تغییر نقش‌های اجتماعی و سوگیری‌های شناختی جستجو کرد. undefined از «زیور» تا «سنگر»؛ وقتی بدبختی را پیش‌خرید می‌کنیم نخستین و کلیدی‌ترین مفهوم برای درک این وضعیت، «تغییر نقش اجتماعی» (Social Role Shift) است. در بافت فرهنگی ایران، طلا همواره جایگاهی فراتر از یک فلز داشته و اندوختن آن به عنوان نمادی از تدبیر و عاقبت‌اندیشی ستایش شده است. اما در سال‌های اخیر، به‌ویژه در شرایط بی‌ثباتیِ ارزی و نوساناتِ بازارهای مالی، طلا کارکردِ تازه‌ای یافته: از کالای زینتی به «پناهگاهِ سرمایه» و ابزارِ محافظت از دارایی تبدیل شده است و در همین راستا هویت بخش بزرگی از جامعه از «مصرف‌کننده طلا» (کسی که طلا را برای زینت می‌خرد) به «سرمایه‌گذار خرد» (کسی که برای حفظ ارزش پولش به طلا پناه می‌برد) تغییر یافته است. هنگامی که هویت فرد به عنوان سرمایه‌گذار تعریف می‌شود، سیستم پاداش در مغز او به جای واکنش به «هزینه‌ی زندگی»، به «ارزش دارایی» پاسخ می‌دهد. در این حالت، دو پدیده‌ روان‌شناسی «سوگیری تأیید» و «توهم کنترل» رخ می دهد. از یک سو توهم کنترل به فرد آرامش می‌دهد که: «من با خرید طلا، خودم را نجات دادم». از سوی دیگر سوگیری تأیید اجازه نمی‌دهد این آرامش به‌هم بخورد، زیرا فقط اطلاعاتی را جذب می‌کند که می‌گوید: «ببین! قیمت باز هم بالا رفت، پس تو واقعاً بهترین کار را کرده‌ای!». درواقع فرد با خرید قطعه‌ای کوچک از طلا، تصور می‌کند بر دریای متلاطم تورم افسار زده است. این حسِ کاذبِ امنیت، باعث می‌شود او افزایش قیمت طلا را نه به عنوان «سقوط ارزش پول ملی»، بلکه به عنوان «رشد ثروت شخصی» ادراک کند. در واقع، ما با افرادی روبرو هستیم که «سودِ اسمی» را با «رفاهِ واقعی» اشتباه گرفته است. مکانیسم‌های دفاعی: چگونه سکوت را برای خودمان توجیه می‌کنیم؟ در این میان، دو مکانیسم روان‌شناختی قدرتمند مانع از شکل‌گیری واکنش اعتراضی به این افزایش قیمت می‌شود. نخست، «سوگیری ترجیح حال‌نگر» (Present Bias) است. ذهن انسان تمایل دارد لذتِ آنی (دیدن رشد عددِ موجودی طلا در اپلیکیشن‌های قیمت) را بر رَنج آتی (گران شدن نان و مسکن در ماه‌های آینده به دلیل تورم) ترجیح دهد. این «تخفیف هذلولی» باعث می‌شود ما نسبت به همبستگی تاریخی قیمت طلا و تورم کلی جامعه دچار نوعی نابینایی موقت شویم. دومین مکانیسم، «کاهش ناهماهنگی شناختی» (Cognitive Dissonance Reduction) است. فردی که از افزایش قیمت طلا سود برده، میان «آگاهی از آثار مخرب تورم بر جامعه» و «لذت شخصی از سود خود» دچار تناقض می‌شود. برای حل این تنش درونی، فرد ناخودآگاه شروع به توجیه سازوکارهای بازار می‌کند یا دست‌کم با سکوت خود، به این روند مشروعیت می‌بخشد. اعتراض عمومی در این شرایط، به معنای آرزو برای کاهش قیمت و در نتیجه، ضرر شخصی است؛ و کیست که داوطلبانه علیه ثروت خود فریاد بزند؟ ادامه در پیام بعدی] -------------- undefined [کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری
ادامه از پیام قبلی]

undefined پیامدهای اجتماعی: شکافی که بوی کینه می‌دهد
این وضعیت منجر به ایجاد یک «گسستِ همدلانه» (Empathic Gap) خطرناک در سطح جامعه شده است. ما با یک دوقطبی روانی-اجتماعی نگران‌کننده روبرو هستیم: از یک سو میلیون‌ها نفر (حتی از طبقات کم‌درآمد) که با تبدیل دارایی خرد خود به طلا، در صف «برندگانِ اسمی» تورم ایستاده‌اند، و از سوی دیگر دهک‌های فرودستی که حتی توان خرید یک گرم طلا را ندارند و با هر جهش قیمت، خود را بازنده‌تر و مطرودتر حس می‌کنند.

سکوتِ گروه اول، در چشم گروه دوم، به معنای «هم‌دستی در رنج» تعبیر می‌شود. اینجاست که «سود شخصی» بر «رفاه جمعی» پیشی می‌گیرد و اتمیزه شدن جامعه به اوج می‌رسد. اگر این روند ادامه یابد، سیستم محاسباتی جامعه مختل شده و ما با یک بحران روانی جمعی روبرو خواهیم شد؛ جایی که بدبختیِ عمومی (تورم) به موتور محرک خوشبختیِ فردی تبدیل شده است. این سکوت، یک سکوتِ اقناعی و ناشی از رضایت نیست، بلکه سکوتی «سوداگرانه» و به شدت شکننده است که زیر پوست خود، خشم و کینه طبقاتی را می‌پرورد.

undefined نقد سیاست‌ها: داروهای بی‌اثر برای دردی عمیق
سیاست‌گذاران اغلب این سکوت را به اشتباه نشانه‌ی «تاب‌آوری اقتصادی» تعبیر می‌کنند، در حالی که این تنها آرامشِ پیش از طوفان است. دولت در هدایت پول و جهت‌دهی به سرمایه‌های مردم دچار قصور ساختاری شده و عملاً مسئولیت حفظ ارزش پول را به دوشِ خود مردم انداخته است.

undefined راهکارها؛ از تغییر معماری انتخاب تا آموزش مالی:
۱- مالیاتِ بر عایدی سرمایه (CGT)؛ «دارویِ تلخِ» هدفمند: وضع و اجرای مالیاتِ مناسب بر معاملاتِ کوتاه‌مدت و سودهای سفته‌بازانهٔ طلایی می‌تواند انگیزهٔ سوداگری را کاهش دهد و تمایل به نگهداریِ بلندمدت یا سرمایه‌گذاری مولد را بالا ببرد. این سیاست به‌شرط طراحی حساب‌شده و شفاف می‌تواند تعادل را به بازار بازگرداند.
۲- طراحیِ بسترهای سرمایه‌گذاری مولد و تضمین‌شده: صندوق‌های سرمایه‌گذاری پایدار با تضمینِ دولتی و پروژه‌های کوچک‌مقیاسِ مولّد که امکان مشارکت خرد را فراهم کنند، هویتِ افراد را از «سوداگر» به «سهام‌دارِ توسعه» بازمی‌گرداند.
۳- آموزشِ مالیِ فراگیر و پیام‌های اصلاح‌کنندهٔ شناختی: گنجاندن سوگیری‌های شناختی و مهارت‌های تصمیم‌گیری مالی در برنامه‌های آموزشی و کمپین‌های رسانه‌ای به بازسازی ادراکِ عمومی نسبت به «قدرتِ خریدِ واقعی» کمک می‌کند.
۴- تقویتِ شبکه‌های حمایتی و بازتوزیع هدفمند: یارانه‌های هدفمند یا پوشش خدماتی برای آسیب‌پذیران، شکافِ تجربی میان سودبران و بازندگان بازار طلا را کاهش می‌دهد و از بروزِ نفرتِ اجتماعی جلوگیری می‌کند.

undefined جمع‌بندی
فهم روان‌شناختیِ مسائل اجتماعی به ما هشدار می‌دهد که رفتار انسان‌ها، واکنشی منطقی به ساختارهای غیرمنطقی است. سکوتِ امروزِ جامعه در برابر گرانی طلا، نه نشانه‌ی سلامت، بلکه نشانه‌ی یک «بیماری شناختی جمعی» است که در آن، شهروندان برای نجات خود، سوراخ شدنِ بدنه کشتیِ بزرگِ جامعه را نادیده می‌گیرند.
اگر سیاست‌گذاری‌های ما بر مبنای درکِ این تغییرِ نقش‌ها و انگیزه‌های درونی نباشد، نه تنها تورم کنترل نمی‌شود، بلکه شکاف‌های اجتماعی نیز تشدید خواهد.

undefined تحریریه هسته خط‌مشی رفتاری

#تغییر_رفتار_عمومی
#حکمرانی_رفتاری
#اقتصاد
#طلا

--------------
undefined [کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری

۱۱:۴۹

undefined حکمرانی تغییر در سیره رهبر انقلابundefined جریان‌شناسی رویکردهای تغییر در قبال نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر نظریه آشوب

یکی از استعاره‌های قابل بیان در زمینه مدیریت، استعاره ارکستر است. با محوریت شاخص «تغییر» این ارکستر می‌تواند سه‌حالت پیدا کند: وضعیتی که اعضای ارکستر در سکون قرار گرفته‌اند یا در یک تداوم کسالت‌بار صرفا نت‌های تکراری و بدون تغییر می‌نوازند. وضعیتی که هر کس ساز خود را می‌زند و نوعی از آشفتگی‌های بی‌حساب برقرار می‌شود. اما حالت مطلوبی که جذاب و گوش‌نواز است، سیر در یک ریتم نوسان‌دار همراه با تنوع‌بخشی به آواها و حتی بداهه‌نوازی قاعده‌مند است. این مصداق، بیانی ساده شده از سه‌گانه معروف آشوب در سیستم‌های سازمانی است که در ادامه یادداشت، ابتدا این سه‌گان را معرفی کرده و سپس به تحلیل سیره حکمرانی رهبر انقلاب در زمینه تغییرات اجتماعی می پردازیم.
در نظریه‌های پیچیدگی و مدیریت سیستم‌های پویا، مفهوم «آشوب» نه لزوماً به معنای هرج‌ومرج مطلق، بلکه به عنوان طیفی از حالات بی‌نظمی و پویایی درک می‌شود که هر کدام پیامدهای متفاوتی برای بقا و شکوفایی سیستم دارند...برای مطالعه ادامه یادداشت کلیک کنید

undefined تحریریه هسته خط‌مشی رفتاری
#تغییر_رفتار_عمومی#حکمرانی_رفتاری#نظریه_آشوب#متفکر_محوری
--------------undefined درگاه ارسال یادداشت، انتقادات و پیشنهادات: @bpp_isu_1400
--------------undefined کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری

۱۲:۴۵

thumbnail
undefined رسانه‌های زردی که به سیاهی گراییدندundefined نقش توزیع محتوای خشونت‌آمیز در زمینه‌سازی بروز اغتشاشات

در تحلیل آشوب‌های اخیر، یکی از پرسش‌های بنیادین، چرایی و چگونگی تبدیل اعتراضات به خشونت‌هایی با شدت و وحشیگری بی‌سابقه از سوی اغتشاشگران است. اقداماتی چون سربریدن، قطعه‌قطعه‌کردن، آتش‌زدن عمدی و چاقوکشی‌های گسترده، از مرزهای معمول کنش اعتراضی فراتر رفت و الگوهای رفتاری نامتعارفی را به نمایش گذاشت. این یادداشت بر آن است تا نقش «توزیع نظام‌مند محتوای خشونت‌آمیز و رادیکال» در رسانه‌های زرد و شبکه‌های اجتماعی را به‌عنوان یکی از عوامل زمینه‌ساز این کنش‌ها بررسی کند. استدلال اصلی این است که پیش از وقوع آشوب، ذهنیت و گنجینه رفتاری بخشی از جامعه، از طریق در معرض قرارگیری مکرر روایت‌های خشونت بار، آماده‌سازی شده بود.

برای مطالعه ادامه یادداشت کلیک کنید

undefined تحریریه هسته خط‌مشی رفتاری
#تغییر_رفتار_عمومی#حکمرانی_رفتاری#روایت#آشوب
--------------undefined درگاه ارسال یادداشت، انتقادات و پیشنهادات: @bpp_isu_1400
--------------undefined کانال بله هسته خط‌مشی رفتاری

۵:۳۲