چه کسی قصه را کشت؟
سریال «برتا» با تعلیق و فضاسازی پلیسی مخاطب را جذب کرد و حالا در آستانۀ اتمام، همهچیز را به یک جمعبندی قانعکننده گره زده است
🟢سریال «برتا» تا اینجای کار به ایستگاه پخش قسمت هفدهم رسیده و حالا میتوان با فاصلهای نسبی، تصویری روشنتر از نقاط قوت و ضعف آن ارائه داد. مجموعهای که در قسمتهای ابتدایی، شروعی قابلقبول و حتی امیدوارکننده داشت و توانست مخاطب را با یک فضای پلیسی و معمایی درگیر کند، اما هرچه جلوتر رفت، بهویژه در نیمه دوم، با چالشهای روایی و ساختاری بیشتری روبهرو شد؛ چالشهایی که حالا در آستانه قسمتهای پایانی، بیشتر به چشم میآیند.
🟢سریال در شروع، وعده یک درام جنایی پرکشش را میداد؛ وعدهای که تا حدی در قسمتهای ابتدایی محقق شد. اما از میانه راه، نشانههایی از ضعف در انسجام فیلمنامه آشکار شد. گرههای فرعی که قرار بود به تقویت خط اصلی داستان کمک کنند، بعضاً بدون پرداخت کافی رها شدند یا کارکرد مشخصی در پیشبرد روایت نداشتند. برخی شخصیتها که در ابتدا با ابهام و جذابیت معرفی شده بودند، بهمرور به تیپهایی کمعمق تبدیل شدند و انگیزههایشان آنطور که باید، روشن و باورپذیر باقی نماند. این مسئله بهویژه در یک اثر پلیسی که در آن منطق درونی و جزئیات روایی اهمیت زیادی دارد، آسیبزننده است.
🟢یکی از مهمترین باگهای روایی «برتا» را میتوان در نحوه طراحی روابط علت و معلولی میان اتفاقات دانست. در یک درام جنایی، هر کنش باید پیامدی دقیق و منطقی داشته باشد و هر کشف تازه، نتیجه مسیری باشد که پیشتر طی شده است. اما در این سریال، گاهی شاهد پرشهایی هستیم که بدون زمینهچینی کافی رخ میدهند؛ اتفاقاتی که بیشتر از آنکه محصول یک روند طبیعی باشند، شبیه تصمیمهای لحظهای برای جلو بردن داستان به نظر میرسند. این موضوع باعث میشود مخاطب احساس کند برخی گرهها نه از دل روایت، بلکه با دخالت مستقیم نویسنده باز یا ایجاد شدهاند.
🟢در مجموع، این سریال را میتوان تجربهای قابل اعتنا در ژانر پلیسی دانست؛ اثری که با وجود کاستیها، نشان میدهد هنوز امکان تولید سریالهایی با ایدههای بلندپروازانه در این فضا وجود دارد. شاید مهمترین دستاورد آن، همین جسارت در انتخاب مسیر باشد. مسیری که اگر در آثار بعدی با فیلمنامهای محکمتر، بازنویسیهای جدیتر و کارگردانی دقیقتر همراه شود، میتواند به شکلگیری نمونههایی ماندگارتر در این ژانر منتهی شود.
متن کامل یادداشت عاطفه جعفری، دبیر گروه فرهنگ را در سایت بخوانید.
یادداشتهای مرتبط
کیانا تصدیقمقدم؛ این قصه قهرمان ندارد؟
مریم فضائلی؛ میان باروت و بلاتکلیفی
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
🟢سریال «برتا» تا اینجای کار به ایستگاه پخش قسمت هفدهم رسیده و حالا میتوان با فاصلهای نسبی، تصویری روشنتر از نقاط قوت و ضعف آن ارائه داد. مجموعهای که در قسمتهای ابتدایی، شروعی قابلقبول و حتی امیدوارکننده داشت و توانست مخاطب را با یک فضای پلیسی و معمایی درگیر کند، اما هرچه جلوتر رفت، بهویژه در نیمه دوم، با چالشهای روایی و ساختاری بیشتری روبهرو شد؛ چالشهایی که حالا در آستانه قسمتهای پایانی، بیشتر به چشم میآیند.
🟢سریال در شروع، وعده یک درام جنایی پرکشش را میداد؛ وعدهای که تا حدی در قسمتهای ابتدایی محقق شد. اما از میانه راه، نشانههایی از ضعف در انسجام فیلمنامه آشکار شد. گرههای فرعی که قرار بود به تقویت خط اصلی داستان کمک کنند، بعضاً بدون پرداخت کافی رها شدند یا کارکرد مشخصی در پیشبرد روایت نداشتند. برخی شخصیتها که در ابتدا با ابهام و جذابیت معرفی شده بودند، بهمرور به تیپهایی کمعمق تبدیل شدند و انگیزههایشان آنطور که باید، روشن و باورپذیر باقی نماند. این مسئله بهویژه در یک اثر پلیسی که در آن منطق درونی و جزئیات روایی اهمیت زیادی دارد، آسیبزننده است.
🟢یکی از مهمترین باگهای روایی «برتا» را میتوان در نحوه طراحی روابط علت و معلولی میان اتفاقات دانست. در یک درام جنایی، هر کنش باید پیامدی دقیق و منطقی داشته باشد و هر کشف تازه، نتیجه مسیری باشد که پیشتر طی شده است. اما در این سریال، گاهی شاهد پرشهایی هستیم که بدون زمینهچینی کافی رخ میدهند؛ اتفاقاتی که بیشتر از آنکه محصول یک روند طبیعی باشند، شبیه تصمیمهای لحظهای برای جلو بردن داستان به نظر میرسند. این موضوع باعث میشود مخاطب احساس کند برخی گرهها نه از دل روایت، بلکه با دخالت مستقیم نویسنده باز یا ایجاد شدهاند.
🟢در مجموع، این سریال را میتوان تجربهای قابل اعتنا در ژانر پلیسی دانست؛ اثری که با وجود کاستیها، نشان میدهد هنوز امکان تولید سریالهایی با ایدههای بلندپروازانه در این فضا وجود دارد. شاید مهمترین دستاورد آن، همین جسارت در انتخاب مسیر باشد. مسیری که اگر در آثار بعدی با فیلمنامهای محکمتر، بازنویسیهای جدیتر و کارگردانی دقیقتر همراه شود، میتواند به شکلگیری نمونههایی ماندگارتر در این ژانر منتهی شود.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
۷:۳۶
«نامههای زرد» فاتح خرس طلایی برلین شد
🟢هفتاد و ششمین جشنواره فیلم برلین به کار خود پایان داد و درام سیاسی «نامههای زرد» مهمترین جایزه این رویداد را کسب کرد.
فهرست مهمترین برندگان این دوره به این شرح است:
🟢خرس طلایی بهترین فیلم: «نامههای زرد» (ایلکر چاتاک)
🟢جایزه بزرگ هیات داوران: «رستگاری» (امین آلپر)
🟢بهترین کارگردانی: «همه عاشق بیل ایونز هستند» (گرنت گی)
🟢جایزه هیئتداوران: «ملکه در دریا» (لنس همر)
🟢خرس نقرهای بهترین فیلمنامه: «نینا روزا» (ژنوویو دولود-دو سل)
🟢خرس نقرهای بهترین بازیگر نقش اصلی: ساندرا هولر (فیلم «رز»)
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
🟢هفتاد و ششمین جشنواره فیلم برلین به کار خود پایان داد و درام سیاسی «نامههای زرد» مهمترین جایزه این رویداد را کسب کرد.
🟢خرس طلایی بهترین فیلم: «نامههای زرد» (ایلکر چاتاک)
🟢جایزه بزرگ هیات داوران: «رستگاری» (امین آلپر)
🟢بهترین کارگردانی: «همه عاشق بیل ایونز هستند» (گرنت گی)
🟢جایزه هیئتداوران: «ملکه در دریا» (لنس همر)
🟢خرس نقرهای بهترین فیلمنامه: «نینا روزا» (ژنوویو دولود-دو سل)
🟢خرس نقرهای بهترین بازیگر نقش اصلی: ساندرا هولر (فیلم «رز»)
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
۷:۴۲
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
۸:۰۳
هالیوود فرزندانش را میبلعد
🟢«پیتر گرین» بازیگر شناختهشده هالیوودی شصت سال بیشتر نداشت که دار فانی را وداع گفت، اما مرگ او صرفاً به دلیل بیماری یا مصرف زیاد الکل و مسائلی از این دست نبود. جَسد گرین را پلیس نیویورک دو ماه پیش در آپارتمانش درحالیکه گلوله خورده بود پیدا کرد. ابتدا بیم آن میرفت که بازیگر فراموششده هالیوودی هدف یک قتل از پیش برنامهریزیشده قرار گرفته باشد، امّا تحقیقات نشان داد که مرگ وی از اساس تصادفی بوده است و او خود، باعث و بانی اصلی کوچ همیشگیاش به دیار باقی شده است.
🟢اما آیا مرگ نابهنگام و تصادفی بدمن محبوب دهه نَوَد میلادی -که تجربه حضور در آثار کارگردانانی نظیر «کوئنتین تارانتینو»، «آنتوان فوکوآ»، «برایان سینگر»، «چاک راسل» و... را داشت- سینمای آمریکا را تنها باید یک واقعه عادی که ممکن است در هر جای دیگر دنیا اتفاق بیفتد تلقی کرد و پرونده را بست؟ پاسخ به این سؤال در شرایطی امکانپذیر است که مخاطب شناخت مناسبی نسبت به هالیوود و تمام اجزای آن داشته باشد. کمپانیهای هالیوودی نقش بسزایی در بازتولید چرخه خشونت ایفا میکنند، اما این همه ماجرا نیست، چون آنها در پسزمینه این رویکرد، هدف مهمتر انسانزدایی به نفع رباتهای هوش مصنوعی را دنبال میکنند؛ بهگونهای که مرگ پیتر گرین را هم نباید با فروکاستن مسئله به اتفاقی تصادفی نادیده گرفت.
🟢او پیش از آنکه بهصورت فیزیکی از دنیا برود، مُرده بود، چون با توجه به اوج گرفتن سینمای بلاکباستر و ابرقهرمانی دیگر جایی برای فعالیت و بروز هرچهبیشتر ضدقهرمانان و بدمنهای گوشت و پوست و استخواندار نظیر گرین نبود. مخاطب شرطیشده سینمای روایی این روزها برای لذت بردن از آثار ژانری، به خشونت فستفودی پُرمَلاتتری نیاز دارد که عوامل انسانی این مهم را به آنها نمیدهند، پس در نتیجه حضور هوش مصنوعی، جلوههای ویژه کامپیوتری و استفاده مکرر از پرده سبز برای ساختن دنیایی که بیننده از سازنده انتظار دارد هیچ دور از ذهن نیست. این وضعیت به حاشیه رفتن بیشتر بازیگران و همینطور مرگ آنها را در تنهایی به دنبال دارد. گویا اومانیسم غربی، با تمام ادعاهایش مبنیبر اهمیت انسان بهعنوان خدای زمین و موجودات به آخر خط رسیده و قافیه را به علم و فناوری باخته است!
متن کامل گزارش ایمان عظیمی، خبرنگار گروه فرهنگ را در سایت بخوانید.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
🟢«پیتر گرین» بازیگر شناختهشده هالیوودی شصت سال بیشتر نداشت که دار فانی را وداع گفت، اما مرگ او صرفاً به دلیل بیماری یا مصرف زیاد الکل و مسائلی از این دست نبود. جَسد گرین را پلیس نیویورک دو ماه پیش در آپارتمانش درحالیکه گلوله خورده بود پیدا کرد. ابتدا بیم آن میرفت که بازیگر فراموششده هالیوودی هدف یک قتل از پیش برنامهریزیشده قرار گرفته باشد، امّا تحقیقات نشان داد که مرگ وی از اساس تصادفی بوده است و او خود، باعث و بانی اصلی کوچ همیشگیاش به دیار باقی شده است.
🟢اما آیا مرگ نابهنگام و تصادفی بدمن محبوب دهه نَوَد میلادی -که تجربه حضور در آثار کارگردانانی نظیر «کوئنتین تارانتینو»، «آنتوان فوکوآ»، «برایان سینگر»، «چاک راسل» و... را داشت- سینمای آمریکا را تنها باید یک واقعه عادی که ممکن است در هر جای دیگر دنیا اتفاق بیفتد تلقی کرد و پرونده را بست؟ پاسخ به این سؤال در شرایطی امکانپذیر است که مخاطب شناخت مناسبی نسبت به هالیوود و تمام اجزای آن داشته باشد. کمپانیهای هالیوودی نقش بسزایی در بازتولید چرخه خشونت ایفا میکنند، اما این همه ماجرا نیست، چون آنها در پسزمینه این رویکرد، هدف مهمتر انسانزدایی به نفع رباتهای هوش مصنوعی را دنبال میکنند؛ بهگونهای که مرگ پیتر گرین را هم نباید با فروکاستن مسئله به اتفاقی تصادفی نادیده گرفت.
🟢او پیش از آنکه بهصورت فیزیکی از دنیا برود، مُرده بود، چون با توجه به اوج گرفتن سینمای بلاکباستر و ابرقهرمانی دیگر جایی برای فعالیت و بروز هرچهبیشتر ضدقهرمانان و بدمنهای گوشت و پوست و استخواندار نظیر گرین نبود. مخاطب شرطیشده سینمای روایی این روزها برای لذت بردن از آثار ژانری، به خشونت فستفودی پُرمَلاتتری نیاز دارد که عوامل انسانی این مهم را به آنها نمیدهند، پس در نتیجه حضور هوش مصنوعی، جلوههای ویژه کامپیوتری و استفاده مکرر از پرده سبز برای ساختن دنیایی که بیننده از سازنده انتظار دارد هیچ دور از ذهن نیست. این وضعیت به حاشیه رفتن بیشتر بازیگران و همینطور مرگ آنها را در تنهایی به دنبال دارد. گویا اومانیسم غربی، با تمام ادعاهایش مبنیبر اهمیت انسان بهعنوان خدای زمین و موجودات به آخر خط رسیده و قافیه را به علم و فناوری باخته است!
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
۸:۱۶
تهیهکنندۀ «قایقسواری در تهران»: قاسمخانی اصلاً قرار نبود بازی کند؛ او را متقاعد کردیم!*/ *برنامهریزی برای اکران نوروز
🟢 روحالله سهرابی، تهیهکنندۀ فیلم «قایقسواری در تهران»:
پیمان قاسمخانی در ابتدا فقط نویسنده کار بود و قرار نبود بازی کند، اما پس از جلسات متعدد متقاعدش کردیم شبیهترین فرد به این نقش، خود اوست. حالا هم تمام برنامهریزیِ ما برای «اکران نوروزی» است؛ چون مضمون فیلم مناسب شب عید است و حال مخاطب را خوب میکند.
ما در این قصه، آرمانشهری را که در ذهن نسل جوان (دهه هشتادیها) نسبت به خارج از کشور شکل گرفته میشکنیم و تقابل دو نسل را نشان میدهیم. فیلم ما تصویری آراسته و بدون شعار از تهران واقعی است؛ تا جایی که نسخه نهایی بدون حتی یک فریم ممیزی یا حذف، دقیقاً با همان محتوای ارائهشده به شورا، پروانه نمایش گرفت.
نام فیلم را آقای صدرعاملی با برداشتی از کتاب محمدعلی سپانلو انتخاب کرد که بهمرور جای خود را پیدا میکند. تماشاگران در این فیلم با تهرانی مواجه میشوند که مانند یک ایرانِ کوچک است و مطمئنم پس از تماشای آن، با حالِ خوش از سالن سینما بیرون خواهند رفت./ مهر
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
🟢 روحالله سهرابی، تهیهکنندۀ فیلم «قایقسواری در تهران»:
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
۸:۲۱
رقابت ۱۴۵کتاب در خوانِ آخر/ پروندۀ چهار سال نشر سینمایی روی میز داوران
🟢رامتین شهبازی، دبیر نهمین دوره جایزه کتاب سال سینمایی، در حاشیه جلسات ارزیابی آثار با حضور هیئت داوران (شهابالدین عادل، شادمهر راستین، نازنین مفخم، مهرزاد دانش و امیررضا نوریپرتو) که اختتامیه آن اردیبهشت ۱۴۰۵ برگزار میشود گفت:
در گام اول، فهرستی از ۷۰۰عنوان کتاب سینمایی منتشرشده در چهار سال اخیر را از طریق خانه کتاب استخراج کردیم که از این میان، ۲۰۴عنوان به دست ما رسید.
پس از پایش و بررسیهای اولیه در شورای داوری، سرانجام ۱۴۵ عنوان کتاب جواز حضور در مرحله نهایی را کسب کردند که در حال حاضر برای ارزیابی تخصصی در اختیار هیئت داوران قرار گرفتهاند.
در مراسم پایانی جایزه کتاب سال سینمایی، اهدای جوایز در چهار بخش مجزا انجام خواهد شد؛ یک جایزه برای آثار تألیفی، یک جایزه برای آثار ترجمهشده، معرفی یک ناشر برتر و یک تجلیل ویژه.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
🟢رامتین شهبازی، دبیر نهمین دوره جایزه کتاب سال سینمایی، در حاشیه جلسات ارزیابی آثار با حضور هیئت داوران (شهابالدین عادل، شادمهر راستین، نازنین مفخم، مهرزاد دانش و امیررضا نوریپرتو) که اختتامیه آن اردیبهشت ۱۴۰۵ برگزار میشود گفت:
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
۸:۴۸
چارسو فرهنگ
چه کسی قصه را کشت؟
سریال «برتا» با تعلیق و فضاسازی پلیسی مخاطب را جذب کرد و حالا در آستانۀ اتمام، همهچیز را به یک جمعبندی قانعکننده گره زده است 🟢سریال «برتا» تا اینجای کار به ایستگاه پخش قسمت هفدهم رسیده و حالا میتوان با فاصلهای نسبی، تصویری روشنتر از نقاط قوت و ضعف آن ارائه داد. مجموعهای که در قسمتهای ابتدایی، شروعی قابلقبول و حتی امیدوارکننده داشت و توانست مخاطب را با یک فضای پلیسی و معمایی درگیر کند، اما هرچه جلوتر رفت، بهویژه در نیمه دوم، با چالشهای روایی و ساختاری بیشتری روبهرو شد؛ چالشهایی که حالا در آستانه قسمتهای پایانی، بیشتر به چشم میآیند. 🟢سریال در شروع، وعده یک درام جنایی پرکشش را میداد؛ وعدهای که تا حدی در قسمتهای ابتدایی محقق شد. اما از میانه راه، نشانههایی از ضعف در انسجام فیلمنامه آشکار شد. گرههای فرعی که قرار بود به تقویت خط اصلی داستان کمک کنند، بعضاً بدون پرداخت کافی رها شدند یا کارکرد مشخصی در پیشبرد روایت نداشتند. برخی شخصیتها که در ابتدا با ابهام و جذابیت معرفی شده بودند، بهمرور به تیپهایی کمعمق تبدیل شدند و انگیزههایشان آنطور که باید، روشن و باورپذیر باقی نماند. این مسئله بهویژه در یک اثر پلیسی که در آن منطق درونی و جزئیات روایی اهمیت زیادی دارد، آسیبزننده است. 🟢یکی از مهمترین باگهای روایی «برتا» را میتوان در نحوه طراحی روابط علت و معلولی میان اتفاقات دانست. در یک درام جنایی، هر کنش باید پیامدی دقیق و منطقی داشته باشد و هر کشف تازه، نتیجه مسیری باشد که پیشتر طی شده است. اما در این سریال، گاهی شاهد پرشهایی هستیم که بدون زمینهچینی کافی رخ میدهند؛ اتفاقاتی که بیشتر از آنکه محصول یک روند طبیعی باشند، شبیه تصمیمهای لحظهای برای جلو بردن داستان به نظر میرسند. این موضوع باعث میشود مخاطب احساس کند برخی گرهها نه از دل روایت، بلکه با دخالت مستقیم نویسنده باز یا ایجاد شدهاند. 🟢در مجموع، این سریال را میتوان تجربهای قابل اعتنا در ژانر پلیسی دانست؛ اثری که با وجود کاستیها، نشان میدهد هنوز امکان تولید سریالهایی با ایدههای بلندپروازانه در این فضا وجود دارد. شاید مهمترین دستاورد آن، همین جسارت در انتخاب مسیر باشد. مسیری که اگر در آثار بعدی با فیلمنامهای محکمتر، بازنویسیهای جدیتر و کارگردانی دقیقتر همراه شود، میتواند به شکلگیری نمونههایی ماندگارتر در این ژانر منتهی شود.
متن کامل یادداشت عاطفه جعفری، دبیر گروه فرهنگ را در سایت بخوانید.
یادداشتهای مرتبط
کیانا تصدیقمقدم؛ این قصه قهرمان ندارد؟
مریم فضائلی؛ میان باروت و بلاتکلیفی روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر @charsoofarhang
این قصه قهرمان ندارد؟
🟢«دوربین روی دست میچرخد، صدای شیون بلند است، همه سیاه پوشیدند و تنها نقطه سفید کفنهای پوشیدهشده بر تن کشتهشدههای واکسیناسیون در سال ۱۳۸۰ است.» سریال «برتا» با این تصاویر شروع شد؛ داستانی که در ابتدا مخاطب را میخکوب میکرد و نوید شنیدن روایتی رازآلود و هیجانانگیز را میداد. اثری معماییپلیسی که بهنظر میرسید، غافلگیری برای دوستداران این ژانر باشد؛ اما در نهایت نتوانست آنطور که باید قصه بگوید. میپرسید چرا؟
🟢در نگاه اول «برتا» عناصر آشنای یک سریال معمایی را دارد، از پروندههای مشکوک تا روابط مبهم میان برخی شخصیتها. اما مشکل اصلی در نحوه روایت و پرداخت قصه است. سکانسهای هیجانی و پرتنش که عنصر اصلی و پیشبرنده آثار معمایی هستند، در این اثر بسیار محدودند و این موضوع باعث شده تا مخاطب بهجای کنجکاوی و انتظار برای یک سکانس آدرنالینساز، احساس خستگی کند.
🟢از طرفی دیگر فیلمنامه سریال تلاش میکند چند موضوع را بهطور همزمان پیش ببرد؛ از روابط انسانی میان شخصیتها گرفته تا حل پرونده واکسیناسیون و قتلهای زنجیرهای که چندین و چند سال است از آن گذشته. مانور دادن روی چند داستان و افزودن ریز شخصیتها، باعث شده تمرکز از روایت اصلی دور شود و اصلاً این پرسش پیش بیاید که کدام داستان روایت اصلی است، اصلاً این همه داستانپردازی برای شخصیتهای مکمل لازم است؟ یا به پیش بردن قصه کمکی میکند؟ ۱۷ قسمت از این سریال پخش شده و تنها یک قسمت تا پایان باقی مانده، اما هنوز تکلیف قتلهای زنجیرهای که توسط چه کسی انجام میشود و اصلاً دلیلش چیست، روشن نشده است. درواقع «برتا» تا این لحظه نه موفق شده قهرمان قصه و نه ضدقهرمان را طوری به تصویر بکشد که مخاطب با آن ارتباط برقرار کند و در مسیر روایت، همراه اثر بماند.
متن کامل یادداشت کیانا تصدیقمقدم، خبرنگار گروه فرهنگ را در سایت بخوانید.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
🟢«دوربین روی دست میچرخد، صدای شیون بلند است، همه سیاه پوشیدند و تنها نقطه سفید کفنهای پوشیدهشده بر تن کشتهشدههای واکسیناسیون در سال ۱۳۸۰ است.» سریال «برتا» با این تصاویر شروع شد؛ داستانی که در ابتدا مخاطب را میخکوب میکرد و نوید شنیدن روایتی رازآلود و هیجانانگیز را میداد. اثری معماییپلیسی که بهنظر میرسید، غافلگیری برای دوستداران این ژانر باشد؛ اما در نهایت نتوانست آنطور که باید قصه بگوید. میپرسید چرا؟
🟢در نگاه اول «برتا» عناصر آشنای یک سریال معمایی را دارد، از پروندههای مشکوک تا روابط مبهم میان برخی شخصیتها. اما مشکل اصلی در نحوه روایت و پرداخت قصه است. سکانسهای هیجانی و پرتنش که عنصر اصلی و پیشبرنده آثار معمایی هستند، در این اثر بسیار محدودند و این موضوع باعث شده تا مخاطب بهجای کنجکاوی و انتظار برای یک سکانس آدرنالینساز، احساس خستگی کند.
🟢از طرفی دیگر فیلمنامه سریال تلاش میکند چند موضوع را بهطور همزمان پیش ببرد؛ از روابط انسانی میان شخصیتها گرفته تا حل پرونده واکسیناسیون و قتلهای زنجیرهای که چندین و چند سال است از آن گذشته. مانور دادن روی چند داستان و افزودن ریز شخصیتها، باعث شده تمرکز از روایت اصلی دور شود و اصلاً این پرسش پیش بیاید که کدام داستان روایت اصلی است، اصلاً این همه داستانپردازی برای شخصیتهای مکمل لازم است؟ یا به پیش بردن قصه کمکی میکند؟ ۱۷ قسمت از این سریال پخش شده و تنها یک قسمت تا پایان باقی مانده، اما هنوز تکلیف قتلهای زنجیرهای که توسط چه کسی انجام میشود و اصلاً دلیلش چیست، روشن نشده است. درواقع «برتا» تا این لحظه نه موفق شده قهرمان قصه و نه ضدقهرمان را طوری به تصویر بکشد که مخاطب با آن ارتباط برقرار کند و در مسیر روایت، همراه اثر بماند.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
۹:۱۳
شکیبا و پورصمیمی در اولین ساختۀ هومن بهمنش
🟢فیلمبرداری «بادهای سرد شمال» بهکارگردانی هومن بهمنش و تهیهکنندگی مشترک با مجید مجیدی آغاز شد.
🟢این فیلم با بازی سعید پورصمیمی، هوتن شکیبا، حسن معجونی، هدی زینالعابدین و محمدرضا داودنژاد برای حضور در جشنواره کن آماده میشود.
🟢«بادهای سرد شمال» راوی ماجرای برجسازی است که درگیریاش با شخصی دیگر، حوادث تلخی را به دنبال دارد و به مرگ چند کارگر میانجامد. پیشبینی میشود فیلمبرداری تا اردیبهشتماه ادامه یابد./ ایرنا
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
🟢فیلمبرداری «بادهای سرد شمال» بهکارگردانی هومن بهمنش و تهیهکنندگی مشترک با مجید مجیدی آغاز شد.
🟢این فیلم با بازی سعید پورصمیمی، هوتن شکیبا، حسن معجونی، هدی زینالعابدین و محمدرضا داودنژاد برای حضور در جشنواره کن آماده میشود.
🟢«بادهای سرد شمال» راوی ماجرای برجسازی است که درگیریاش با شخصی دیگر، حوادث تلخی را به دنبال دارد و به مرگ چند کارگر میانجامد. پیشبینی میشود فیلمبرداری تا اردیبهشتماه ادامه یابد./ ایرنا
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
۹:۲۶
چارسو فرهنگ
این قصه قهرمان ندارد؟ 🟢«دوربین روی دست میچرخد، صدای شیون بلند است، همه سیاه پوشیدند و تنها نقطه سفید کفنهای پوشیدهشده بر تن کشتهشدههای واکسیناسیون در سال ۱۳۸۰ است.» سریال «برتا» با این تصاویر شروع شد؛ داستانی که در ابتدا مخاطب را میخکوب میکرد و نوید شنیدن روایتی رازآلود و هیجانانگیز را میداد. اثری معماییپلیسی که بهنظر میرسید، غافلگیری برای دوستداران این ژانر باشد؛ اما در نهایت نتوانست آنطور که باید قصه بگوید. میپرسید چرا؟ 🟢در نگاه اول «برتا» عناصر آشنای یک سریال معمایی را دارد، از پروندههای مشکوک تا روابط مبهم میان برخی شخصیتها. اما مشکل اصلی در نحوه روایت و پرداخت قصه است. سکانسهای هیجانی و پرتنش که عنصر اصلی و پیشبرنده آثار معمایی هستند، در این اثر بسیار محدودند و این موضوع باعث شده تا مخاطب بهجای کنجکاوی و انتظار برای یک سکانس آدرنالینساز، احساس خستگی کند. 🟢از طرفی دیگر فیلمنامه سریال تلاش میکند چند موضوع را بهطور همزمان پیش ببرد؛ از روابط انسانی میان شخصیتها گرفته تا حل پرونده واکسیناسیون و قتلهای زنجیرهای که چندین و چند سال است از آن گذشته. مانور دادن روی چند داستان و افزودن ریز شخصیتها، باعث شده تمرکز از روایت اصلی دور شود و اصلاً این پرسش پیش بیاید که کدام داستان روایت اصلی است، اصلاً این همه داستانپردازی برای شخصیتهای مکمل لازم است؟ یا به پیش بردن قصه کمکی میکند؟ ۱۷ قسمت از این سریال پخش شده و تنها یک قسمت تا پایان باقی مانده، اما هنوز تکلیف قتلهای زنجیرهای که توسط چه کسی انجام میشود و اصلاً دلیلش چیست، روشن نشده است. درواقع «برتا» تا این لحظه نه موفق شده قهرمان قصه و نه ضدقهرمان را طوری به تصویر بکشد که مخاطب با آن ارتباط برقرار کند و در مسیر روایت، همراه اثر بماند.
متن کامل یادداشت کیانا تصدیقمقدم، خبرنگار گروه فرهنگ را در سایت بخوانید. روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر @charsoofarhang
میان باروت و بلاتکلیفی
🟢«برتا» شروع امیدوارکنندهای داشت. روایت از زاویه دید یک پلیس شکل میگیرد و ما نهفقط با پروندههایش، بلکه با زندگی شخصیاش هم همراه میشویم؛ مردی که همسرش را از دست داده و درگیر رابطهای پیچیده و حساس با پسرش است. این انتخاب میتوانست لایههای انسانی جذابی به داستان اضافه کند؛ پلیسی که میان وظیفه و عاطفه، میان قانون و گذشته شخصیاش، مدام در کشمکش است. آغاز قتلهای زنجیرهای هم موضوعی بود که میتوانست تعلیق قابلقبولی بسازد. تلاش پلیس برای پیداکردن ربط میان قتلها، سرنخها و نزدیکشدن به یک الگوی مشترک، همان موتور محرکی است که انتظار داریم داستان را بهدرستی جلو ببرد.
🟢اما مشکل از جایی شروع میشود که سریال نمیتواند تمرکزش را حفظ کند. بهجای اینکه خط اصلی، یعنی همان پرونده قتلها به شکل منسجم و پلهپله پیش برود، مدام با خردهداستانهای متعدد قطع میشود. تعدد این خطوط روایی، بهجای اینکه جهان سریال را غنیتر کند، باعث پراکندگی شده است. مخاطب مدام از شاخهای به شاخه دیگر پرتاب میشود، بیآنکه فرصت کند روی یک مسیر مشخص متمرکز بماند. نتیجه این میشود که تعلیق پرونده قتلها که باید قلب تپنده سریال باشد کمرنگ میشود و هیجان کار مثل یک نمودار سینوسی بالا و پایین میرود. هر بار که داستان به نقطهای حساس نزدیک میشود، یک خردهروایت دیگر وارد میشود و ضرباهنگ را میشکند.
🟢در واقع «برتا» بیش از آنکه از کمبود ایده رنج ببرد، از وفور ایده ضربه میخورد. انگار نویسندگان نمیخواستند هیچ امکانی را از دست بدهند و همین باعث شده تمرکز اثر از دست برود. در یک سریال پلیسی، انسجام روایی و کنترل اطلاعات، مهمترین ابزارها برای حفظ کشش هستند. وقتی این انسجام جای خود را به پراکندگی میدهد مخاطب بهجای درگیرشدن با معمای اصلی، در میان خردهقصهها سردرگم میشود.
🟢بااینحال نمیتوان انکار کرد که «برتا» ظرفیتهای قابلتوجهی دارد؛ چه در انتخاب ژانر، چه در ایده مرکزی اسلحهای که گذشته و حال را به هم وصل میکند و چه در امکان پرداختن به زندگی شخصی یک پلیس آسیبدیده. اگر این ظرفیتها در خدمت یک خط داستانی متمرکزتر قرار میگرفتند، شاید نتیجه اثری منسجمتر و تأثیرگذارتر میشد. «برتا» نمونهای است از سریالی که خوب شروع میشود، جهان پرامکانی میسازد، اما در مدیریت این جهان دچار اشتباه میشود.
متن کامل یادداشت مریم فضائلی، خبرنگار گروه فرهنگ را در سایت بخوانید.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
🟢«برتا» شروع امیدوارکنندهای داشت. روایت از زاویه دید یک پلیس شکل میگیرد و ما نهفقط با پروندههایش، بلکه با زندگی شخصیاش هم همراه میشویم؛ مردی که همسرش را از دست داده و درگیر رابطهای پیچیده و حساس با پسرش است. این انتخاب میتوانست لایههای انسانی جذابی به داستان اضافه کند؛ پلیسی که میان وظیفه و عاطفه، میان قانون و گذشته شخصیاش، مدام در کشمکش است. آغاز قتلهای زنجیرهای هم موضوعی بود که میتوانست تعلیق قابلقبولی بسازد. تلاش پلیس برای پیداکردن ربط میان قتلها، سرنخها و نزدیکشدن به یک الگوی مشترک، همان موتور محرکی است که انتظار داریم داستان را بهدرستی جلو ببرد.
🟢اما مشکل از جایی شروع میشود که سریال نمیتواند تمرکزش را حفظ کند. بهجای اینکه خط اصلی، یعنی همان پرونده قتلها به شکل منسجم و پلهپله پیش برود، مدام با خردهداستانهای متعدد قطع میشود. تعدد این خطوط روایی، بهجای اینکه جهان سریال را غنیتر کند، باعث پراکندگی شده است. مخاطب مدام از شاخهای به شاخه دیگر پرتاب میشود، بیآنکه فرصت کند روی یک مسیر مشخص متمرکز بماند. نتیجه این میشود که تعلیق پرونده قتلها که باید قلب تپنده سریال باشد کمرنگ میشود و هیجان کار مثل یک نمودار سینوسی بالا و پایین میرود. هر بار که داستان به نقطهای حساس نزدیک میشود، یک خردهروایت دیگر وارد میشود و ضرباهنگ را میشکند.
🟢در واقع «برتا» بیش از آنکه از کمبود ایده رنج ببرد، از وفور ایده ضربه میخورد. انگار نویسندگان نمیخواستند هیچ امکانی را از دست بدهند و همین باعث شده تمرکز اثر از دست برود. در یک سریال پلیسی، انسجام روایی و کنترل اطلاعات، مهمترین ابزارها برای حفظ کشش هستند. وقتی این انسجام جای خود را به پراکندگی میدهد مخاطب بهجای درگیرشدن با معمای اصلی، در میان خردهقصهها سردرگم میشود.
🟢بااینحال نمیتوان انکار کرد که «برتا» ظرفیتهای قابلتوجهی دارد؛ چه در انتخاب ژانر، چه در ایده مرکزی اسلحهای که گذشته و حال را به هم وصل میکند و چه در امکان پرداختن به زندگی شخصی یک پلیس آسیبدیده. اگر این ظرفیتها در خدمت یک خط داستانی متمرکزتر قرار میگرفتند، شاید نتیجه اثری منسجمتر و تأثیرگذارتر میشد. «برتا» نمونهای است از سریالی که خوب شروع میشود، جهان پرامکانی میسازد، اما در مدیریت این جهان دچار اشتباه میشود.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
۱۰:۳۶
شروع کار سیوهفتمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران از ۲۳ اردیبهشت
🟢محسن جوادی، رئیس سیوهفتمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران:
ما امسال به دنبال این هستیم که با وجود همه مشکلات، شاهد حضور پرقدرت ناشران خصوصی کشورهای خارجی در نمایشگاه تهران باشیم. از این رو خوشبختانه برای فلوشیپ تهران نیز اقدامات بسیار خوبی انجام شده است و بدون شک این بخش با قدرت بیشتری نسبت به سال گذشته برگزار خواهد شد.
برای برگزاری این رویداد فرهنگی چند تاریخ پیشنهاد و در نهایت ۲۳ اردیبهشتماه سال آینده انتخاب شد.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
🟢محسن جوادی، رئیس سیوهفتمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران:
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
۱۰:۵۵
چارسو فرهنگ
تهرانی: مقایسه «کاپیتان» با «عصر جدید» غلط است / میخواستیم استعدادهای ناشناخته را نشان دهیم 🟢امیرحسین تهرانی، کارگردان مسابقه «کاپیتان» در گفتوگو با «فرهیختگان»:
به نظرم مقایسه این دو برنامه اصلاً درست نیست. درست است که فرمت «استعدادیابی» یک استاندارد جهانی است و ما هم از آن ایده گرفتهایم، اما رویکرد ما کاملاً مختص به خودمان و سیاستهای داخلیمان است.
در «عصر جدید» قالب نمایشی و هنری بسیار غالب بود، اما اینجا همهچیز باید به «تخصص ورزشی» ختم شود. هدف ما این است که نشان دهیم فردی که از یک روستای دورافتاده آمده، با وجود امکانات کم، در رشته خودش یکی از بهترینهاست. مخاطب در طول قسمتهای مختلف، شاهد رشد و پرورش این استعدادها روی صحنه خواهد بود. روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر @charsoofarhang
تهرانی: سینا مهراد مجری مقلد نیست / او به فرم خودش در اجرا رسید
🟢امیرحسین تهرانی کارگردان مسابقه «کاپیتان» در گفتوگو با «فرهیختگان»:
سینا ذاتاً آدم بسیار آرامی است؛ مأخوذبهحیا، سنگین و باوقار. چالش ما این بود که چطور این کاراکتر را در فضای پرهیجان برنامه قرار دهیم. صادقانه بگویم، در نیمهنهایی و فینال که هیجان به اوج میرسد، من نگران بودم که آیا او میتواند آن انرژی لازم را منتقل کند یا خیر. اما سینا ثابت کرد که بسیار باهوش و توانمند است.
او فراتر از یک بازیگر عمل کرد و توانست کاراکتر «مجری» را برای خودش بازتعریف کند. نکته طلایی اجرای او این است که مقلد نیست. ما مجریهای زیادی داریم که ادای چهرههای باتجربه را درمیآورند و از دایره لغات آنها استفاده میکنند، اما سینا «فرم خودش» را دارد. او روی شرکتکنندهها مطالعه میکند، داستان زندگیشان را میداند و با اطلاعات کامل روی صحنه میرود. او توانست مفهوم واقعی «میزبان» (Host) را در برنامه زنده کند.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
🟢امیرحسین تهرانی کارگردان مسابقه «کاپیتان» در گفتوگو با «فرهیختگان»:
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
۱۱:۱۳
داودنژاد: دلم میخواهد یک فیلم در شرایط جدید بسازم/ انتخاب اول هومن بهمنش بودم و برای همین بازی در فیلمش را قبول کردم
🟢علیرضا داودنژاد، کارگردان و بازیگر سینما درباره فعالیت این روزهایش و بازی در فیلم هومن بهمنش گفت:
تغییر فضای خارجی، داخلی و در عین حال تحول در شرایط تولید در سینما از لحاظ نو شدن ابزار، بهگونهای پیش رفته که انتخاب موضوع فیلمهایی که میخواستم بسازم را تحت تاثیر قرار داد و منجر شد آنچه را دوست داشتم نسازم، مثلا داستانهایی که شش ماه قبل برای من جالب بود تا آنها را بسازم، با توجه به تحولات جامعه و مخارج تهیه فیلم، محقق نشد اما حتما دلم میخواهم یک فیلم در شرایط جدید بسازم.
امید شمس و هومن بهمنش که آشنایی و ارتباطمان از مدرسه ملی سینما شکل گرفت، خود این پرسوناژها کاربلد هستند و این ملال دوران و کم کاری، دست به دست هم داد تا به سمت همکاری به عنوان بازیگر در این فیلمها بروم. البته به هر دو این کارگردانان جوان باور دارم که کارگردانهای ماندگاری برای آینده سینما خواهند بود.
هر دو وقتی پیشنهاد بازی در این فیلمها را دادند، گفتند که از ابتدا نقش را برای من نوشتهاند و این هم یکی از دلایلی بود که باعث شد، درخواستشان را برای بازی بپذیرم. /ایسنا
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
🟢علیرضا داودنژاد، کارگردان و بازیگر سینما درباره فعالیت این روزهایش و بازی در فیلم هومن بهمنش گفت:
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
۱۱:۲۱
۱۲:۱۹
مارتین اسکورسیزی صداپیشه «جنگ ستارگان» شد
🟢مارتین اسکورسیزی در فیلم «جنگ ستارگان» که تابستان امسال اکران میشود، صداپیشگی یکی از شخصیتها را بر عهده دارد.
🟢این فیلم دنبالهای بر سریال «مندلورین» در پلتفرم دیزنی پلاس است و داستان ماندو و گروگو را در دورانی روایت میکند که کهکشان پس از سقوط امپراتوری در حال بازسازی است.
🟢در تازهترین تریلر منتشرشده، صدای اسکورسیزی در نقش یک مغازهدار از سیاره آردن شنیده میشود؛ شخصیتی که ماندو برای بهدست آوردن اطلاعات به سراغش میرود.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
🟢مارتین اسکورسیزی در فیلم «جنگ ستارگان» که تابستان امسال اکران میشود، صداپیشگی یکی از شخصیتها را بر عهده دارد.
🟢این فیلم دنبالهای بر سریال «مندلورین» در پلتفرم دیزنی پلاس است و داستان ماندو و گروگو را در دورانی روایت میکند که کهکشان پس از سقوط امپراتوری در حال بازسازی است.
🟢در تازهترین تریلر منتشرشده، صدای اسکورسیزی در نقش یک مغازهدار از سیاره آردن شنیده میشود؛ شخصیتی که ماندو برای بهدست آوردن اطلاعات به سراغش میرود.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
۱۲:۳۹
سید علی میرطالبی درگذشت
🟢سیدعلی میرطالبی، دستیار فیلمبردار پیشکسوت سینما پس از تحمل یک دوره بیماری دار فانی را دفاع گفت.
🟢او در فیلم سینمایی همچون «انفجار در اتاق عمل»، «روزنه»، «کنار برکهها»، «راه دوم»، «گنج» و ... به عنوان دستیار فیلمبردار حضور داشته است.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
🟢سیدعلی میرطالبی، دستیار فیلمبردار پیشکسوت سینما پس از تحمل یک دوره بیماری دار فانی را دفاع گفت.
🟢او در فیلم سینمایی همچون «انفجار در اتاق عمل»، «روزنه»، «کنار برکهها»، «راه دوم»، «گنج» و ... به عنوان دستیار فیلمبردار حضور داشته است.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
۱۲:۴۲
حجازیفر با «۱۰۰» روی آنتن تلویزیون
🟢فصل پنجم مسابقه تلویزیونی «۱۰۰» با اجرای هادی حجازیفر از یکشنبه(۳ اسفند) پخش میشود.
حجازیفر پیش از این در ویژهبرنامه شب یلدایی شبکه سه درخصوص چرایی قبول اجرای این برنامه گفت: تجربه ترسناکی بود، من معمولاً ریسک میکنم؛ ویژگی بزرگ این مسابقه برای من شرکت کنندهها بودند؛ صد نفر از مردم به معنای واقعی کلمه. همیشه در بحثها و کشمکشهای سیاسی اجتماعی از مردم حرف میزنیم، ولی دیدیم که با سلایق و تحصیلات و خواستگاههای مختلف مردم در کنار هم بودند و بین آنها گفتوگو شکل میگرفت.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
🟢فصل پنجم مسابقه تلویزیونی «۱۰۰» با اجرای هادی حجازیفر از یکشنبه(۳ اسفند) پخش میشود.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
۱۳:۳۷
چارسو فرهنگ
تهرانی: سینا مهراد مجری مقلد نیست / او به فرم خودش در اجرا رسید 🟢امیرحسین تهرانی کارگردان مسابقه «کاپیتان» در گفتوگو با «فرهیختگان»:
سینا ذاتاً آدم بسیار آرامی است؛ مأخوذبهحیا، سنگین و باوقار. چالش ما این بود که چطور این کاراکتر را در فضای پرهیجان برنامه قرار دهیم. صادقانه بگویم، در نیمهنهایی و فینال که هیجان به اوج میرسد، من نگران بودم که آیا او میتواند آن انرژی لازم را منتقل کند یا خیر. اما سینا ثابت کرد که بسیار باهوش و توانمند است.
او فراتر از یک بازیگر عمل کرد و توانست کاراکتر «مجری» را برای خودش بازتعریف کند. نکته طلایی اجرای او این است که مقلد نیست. ما مجریهای زیادی داریم که ادای چهرههای باتجربه را درمیآورند و از دایره لغات آنها استفاده میکنند، اما سینا «فرم خودش» را دارد. او روی شرکتکنندهها مطالعه میکند، داستان زندگیشان را میداند و با اطلاعات کامل روی صحنه میرود. او توانست مفهوم واقعی «میزبان» (Host) را در برنامه زنده کند. روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر @charsoofarhang
داودی: بودجه ما کمتر از ۱۵۰ میلیارد تومان است/ از نظر اثرگذاری از نمایشخانگی جلوتریم
🟢علی داودی، تهیهکننده مسابقه «کاپیتان» در گفتوگو با «فرهیختگان»:
هزینه ساخت این برنامه در مقایسه با رئالیتیشوهای نمایش خانگی بسیار پایینتر است. اگر مثلاً نصف بودجههای نمایشخانگی در برخی برنامهها را ۱۵۰ میلیارد تومان در نظر بگیرید، ما با رقمی بسیار کمتر کار کردیم، اما معتقدم از جهات مختلف، بهویژه برقراری ارتباط با بدنه جامعه، جلوتر هستیم.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
🟢علی داودی، تهیهکننده مسابقه «کاپیتان» در گفتوگو با «فرهیختگان»:
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
۱۵:۱۴
مککانهی: اسکار در تسخیر هوش مصنوعی
🟢 متیو مککانهی، بازیگر برندۀ اسکار:
هوش مصنوعی در راه نیست، همین حالا آمده! آیا در پنج سال آینده، شاخه بهترین فیلم یا بهترین بازیگر هوش مصنوعی را در مراسم اسکار خواهیم داشت؟ شک نکنید. این فناوری به قدری پیشرفت میکند که تفاوتش را با واقعیت متوجه نخواهید شد. امروز پرسشِ «واقعیت» از همیشه مبهمتر شده است؛ اتفاقی که بهگمانم بسیار هیجانانگیز، اما از طرفی ترسناک است. آماده شوید!
انکارش نکنید. اینکه بنشینیم و از دور دفاعیه اخلاقی صادر کنیم که «نه، این کار اشتباه است»، دیگر هیچ دوامی ندارد. این پدیده جدید پول زیادی میآورد و بهشدت کارآمد است.
بنابراین به همه میگویم: مالک خودتان باشید. صدا، ظاهر و تمام ویژگیهایتان را ثبتِ نشان تجاری کنید. هر کاری که لازم است انجام دهید تا وقتی که این موج کاملاً مسلط شد، هیچکس نتواند شما را بدزدد.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
🟢 متیو مککانهی، بازیگر برندۀ اسکار:
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
۱۵:۳۷
آغاز اکران آنلاین «پیشمرگ» از پنجم اسفند
🟢فیلم سینمایی «پیشمرگ»، برنده سیمرغ بهترین فیلم مردمی فجر، از ساعت ۲۱سهشنبه (۵ اسفند) در پلتفرم فیلمنت اکران آنلاین میشود.
🟢این درام تاریخی بهکارگردانی علی غفاری، برشی از زندگی شهید سعید قهاری و روایتگر یک عملیات پیچیده امنیتی در سال ۱۳۷۲ است.
🟢مهدی نصرتی در نقش شهید قهاری، در کنار الناز ملک و حسام منظور از بازیگران اصلی این اثر هستند.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
🟢فیلم سینمایی «پیشمرگ»، برنده سیمرغ بهترین فیلم مردمی فجر، از ساعت ۲۱سهشنبه (۵ اسفند) در پلتفرم فیلمنت اکران آنلاین میشود.
🟢این درام تاریخی بهکارگردانی علی غفاری، برشی از زندگی شهید سعید قهاری و روایتگر یک عملیات پیچیده امنیتی در سال ۱۳۷۲ است.
🟢مهدی نصرتی در نقش شهید قهاری، در کنار الناز ملک و حسام منظور از بازیگران اصلی این اثر هستند.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
۱۵:۵۰
پایان تعطیلی موقت؛ باغ نیاوران باز میشود
🟢مجموعه فرهنگیتاریخی نیاوران پس از یک دوره تعطیلی موقت، بهصورت مرحلهای بازگشایی میشود.
🟢در گام نخست، فعالیت محوطه باغ تاریخی این مجموعه از دوشنبه (۴ اسفند) از سر گرفته خواهد شد.
🟢علاقهمندان میتوانند همهروزه از ساعت ۹ تا ۱۷ از این باغ بازدید کنند. آخرین مهلت ورود، ساعت ۱۵:۱۵ است.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
🟢مجموعه فرهنگیتاریخی نیاوران پس از یک دوره تعطیلی موقت، بهصورت مرحلهای بازگشایی میشود.
🟢در گام نخست، فعالیت محوطه باغ تاریخی این مجموعه از دوشنبه (۴ اسفند) از سر گرفته خواهد شد.
🟢علاقهمندان میتوانند همهروزه از ساعت ۹ تا ۱۷ از این باغ بازدید کنند. آخرین مهلت ورود، ساعت ۱۵:۱۵ است.
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر
@charsoofarhang
۱۹:۰۷