بله | کانال چارسو فرهنگ
عکس پروفایل چارسو فرهنگچ

چارسو فرهنگ

۱۷.۱ هزار عضو
عکس پروفایل چارسو فرهنگچ
۱۷.۱ هزار عضو

چارسو فرهنگ

صفحه فرهنگی روزنامه فرهیختگان
اینستاگرامundefined https://instagram.com/charsoo.farhang?igshid=NzZhOTFlYzFmZQ==
چارسو فرهنگ
undefined « بازگشت» نوشته ابراهیم امینی منتشر شد تا چند دقیقه دیگر شماره هفتم «فتح‌نامه» را به نام «بازگشت» می‌خوانید. روایتی که ابراهیم امینی، نویسنده و کارگردان سینما، آن را به نگارش برای «فرهیختگان» درآورده... شماره اول تا ششم را هم اینجا ببینید، بشنوید و بخوانید: مکتوب شماره اول: وی‌ای‌آر (V.A.R) فایل صوتی شماره اول: وی‌ای‌آر (V.A.R) فایل تصویری شماره اول: وی‌ای‌آر (V.A.R) مکتوب شماره دوم: لانچر فایل صوتی شماره دوم: لانچر فایل تصویری شماره دوم: لانچر مکتوب شماره سوم: سلفی(پردیس) فایل صوتی شماره سوم: سلفی(پردیس) فایل تصویری شماره سوم: سلفی(پردیس) مکتوب شماره چهارم: تو تنها نیستی فایل صوتی شماره چهارم: تو تنها نیستی فایل تصویری شماره چهارم: تو تنها نیستی مکتوب شماره پنجم: سیاوش فایل صوتی شماره پنجم: سیاوش فایل تصویری شماره پنجم: سیاوش مکتوب شماره ششم: دنا فایل صوتی شماره ششم: دنا فایل تصویری شماره ششم: دنا #وطن undefined️ FarhikhteganDaily.com روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر | سروش‌پلاس @charsoofarhang
فتح‌نامه| شماره‌ی هفتم| بازگشت
🟢نیما در مرز بازرگان در آستانه‌ی ورود به ایران است. بعد از هفده سال. نزدیک به نیمی از عمرش را از ایران دور بوده. نیما چهل ساله ست و بعد از ماجراهای 88 از ایران رفته. اگر می‌ماند معلوم نبود چه بلایی سرش بیاید. حداقل چند سال زندان روی شاخش بود. حکم هم برای‌اش بریده‌اند. غیابی. در این هفده سال فقط یک بار نزدیک مرزهای ایران شده. چند سال پیش برای دیدن مادر پیرش در ترکیه قرار گذاشته‌اند. در مرگ پدر کنار خانواده نبوده. ازدواج خواهر و برادرها را ندیده. همین‌طور بچه‌های‌شان را. نیما به تعبیر خودش همه‌ی پل‌های پشت سرش را خراب کرده و رفته. حتی مدتی در کنار کار اصلی‌اش پزشکی، برای شبکه‌های ماهواره‌ای مستندِ سیاسی هم ساخته. حالا اما در آستانه‌ی بازگشت است. از لندن برمی‌گردد.
🟢همسرِ ایرلندی‌اش را گذاشته و آمده. به نظر همسرش کارش دیوانگی است. میانه‌ی جنگ در حالی که شاید کسانی ترجیح می‌دهند کشورشان را ترک کنند، نیما تصمیم گرفته برگردد. مادرش هم مخالف است. او هم نیما را دیوانه می‌داند. راضی نیست. لب مرز دستگیرش می‌کنند. اصلاً کارش به کشته شدن در خانه و خیابان نمی‌رسد. اصلاً رنگ تهران را نمی‌بیند. نیما با همه‌ی این حرفها آمده. می‌خواهد کاری برای ایران بکند.
🟢مطابق انتظار، در همان بدو ورود راهش را سد می‌کنند. او پرونده‌ی سیاسی دارد. حکم برای‌اش بریده شده و نمی‌تواند در اختیار خودش باشد. نیما خواهش و تمنا می‌کند. التماس می‌کند. الان وقت زندان رفتن نیست. بعد از جنگ خواهد رفت. حرفی ندارد. او جراح حاذقی‌ست. می‌تواند به درد مردم بخورد. می‌تواند کسانی را شاید از مرگ نجات بدهد. یک نفر هم یک نفر است. بیمارستانهای تهران به حضورش نیاز دارند.
🟢امنیتی‌ها راضی می‌شوند. باید به استقبال کسی رفت که در این شرایط به ایران برمی‌گردد. به نیما خوش آمد می‌گویند و کمک می‌کنند خودش را به تهران برساند.  
🟢نیما بهرامیِ راد این روزها در یکی از بیمارستانهای تهران مشغول کار است. کسی که می‌توانست اینجا نباشد، اما هست.
برای بازگشته‌های به وطن 
فروردین ۴۰۵

#وطن
undefinedFarhikhteganDaily.com
روبیکا | اینستاگرام | بله | تلگرام | توییتر | سروش‌پلاس
@charsoofarhang

۲۰:۵۶