معرفی و تحلیل انیمه تاریک «برزرک» (Berserk)قسمت اول:
انیمه و مانگای «برزرک»، اثر بسیار پرطرفدار کنتارو میورا (Kentaro Miura)، یکی از خشنترین، عمیقترین و ساختارشکنترین آثار تاریخ فانتزی تاریک (Dark Fantasy) است. این اثر با در هم آمیختن وحشت و خشونت، روانشناسی تروما و فلسفهی اگزیستانسیالیسم، داستانی را خلق میکند که فراتر از یک سرگرمی ساده، قصد دارد جهانبینی خودش را به مخاطب منتقل کند و به زعم خود او را با تاریکترین زوایای روح انسان و ماهیت بیرحم هستی آشنا کند.
در ادامه، این اثر را در پنج بخش کالبدشکافی میکنیم:
1. شخصیتهای اصلی و پویایی روابطمحور اصلی داستان برزرک، مثلث پیچیدهی میان سه شخصیت است:گاتس (Guts): شخصیت اصلی و معروف به «شمشیرزن سیاه». او که از جسد یک زن اعدامشده زاده شده، تجلی فیزیکیِ رنج و ارادهی انسان است. او با شمشیر غولپیکر خود (Dragon Slayer) در برابر سرنوشت از پیش تعیینشده میایستد.گریفیت (Griffith): رهبر زیبا، کاریزماتیک و به شدت جاهطلب «گروه شاهین». او رؤیای رسیدن به پادشاهی را در سر دارد. پویایی اصلی داستان در رابطه شبهگِی (Homoerotic) و وسواسگونهی گریفیت نسبت به گاتس نهفته است. علاقه گریفیت به گاتس فراتر از دوستی است؛ نوعی عشق تملکگرایانه است (با دیالوگ معروف: "تو مال منی"). زمانی که گاتس برای یافتن هویت مستقل خود گروه را ترک میکند، روان گریفیت فرو میپاشد و این شکست عاطفی سرآغاز نابودی او میشود.کاسکا (Casca): تنها زن جنگجو در گروه و فرماندهی ارشد گریفیت. او ابتدا شیفتهی گریفیت است اما به مرور زمان رابطهای عمیق و عاشقانه با گاتس شکل میدهد.
2. عبور از تابوها: تروما، تجاوز و نمایش عریان تاریکیبرزرک برای انتقال سنگینیِ بار تروما، ابایی از نمایش بیپرده و عریان (Explicit) صحنههای جنسی و خشونتآمیز ندارد. این صحنهها صرفاً برای جذابیت بصری نیستند، بلکه ابزار اصلی داستان برای شکلدهی به روان شخصیتها و تابوشکنی محسوب میشوند:
مفعول واقع شدن مردان (تجاوز به گاتس و گریفیت): داستان نشان میدهد که قهرمانان مرد نیز چگونه خرد میشوند. گاتس در کودکی توسط مزدوری به نام داناوان (با خیانت و دلالی پدرخواندهاش) مورد تجاوز قرار میگیرد که پایه بیاعتمادی عمیق او به انسانها و ترس او از لمس شدن است. از سوی دیگر، گریفیتِ زیبا و جاهطلب نیز در جوانی برای تأمین هزینههای ارتش خود، بدنش را به یک اشرافزادهی پدوفیل (لرد گنون) میفروشد و تحقیر عمیقی را در درون خود پنهان میکند. (البته او در کودکی و نوجوانی هم مورد تجاوز همین شخص قرار گرفته و لرد گنون در این مجموعه نماد پدوفیل است و خدمتکارانش را همگی مردان جوان زیبا تشکیل میدهند، اما او حاضر است همه داراییاش را بدهد تا یک شب دیگر با گریفیت زیبا بخوابد!)تمایل همجنسگرایانه گریفیت به گاتس: یکی از جریانهای اصلی داستان، رابطه شبهگِی (Homoerotic) و وسواسگونهی گریفیت نسبت به گاتس است. علاقه گریفیت به گاتس فراتر از دوستی است؛ نوعی عشق تملکگرایانه است (با دیالوگ معروف: “تو مال منی”) و صحنههای عاشقانه متعدد دیگر میان آن دو است. زمانی که گاتس برای یافتن هویت مستقل خود گروه را ترک میکند، روان گریفیت فرو میپاشد و این شکست عاطفی سرآغاز نابودی او میشود.هر وقت گاتس به کاسکا نزدیک میشود، گریفیث به شکل غیرعادی عصبی و حسود میشود (حتی بسیار بیشتر از وقتی که کاسکا با مردهای دیگر است). این حسادت کاملاً شبیه حسادت عاشقانهست که گویی کاسکا را به نوعی رقیب خود در جلب توجه گاتس میبیند.در ژاپن، ژانرBL (Boys' Love) خیلی بزرگ و پرطرفدار است. یعنی مانگا/انیمهای که رابطه عاشقانه یا جنسی بین دو پسر/مرد را نشان میدهد.فنهای ژاپنی، بهخصوص طرفدارای BL این دو شخصیت را با توجه به محتوایی که در مانگا از رابطهی بینشان ارائه میدهد، به عنوان یک BL غیررسمی قبول کردند و بسیار طرفدارش هستند. برای همین دوجینشی (فنبیلت) گاتس/گریفیث، یکی از پرفروشترینهاست و خیلی از فنهای ژاپنی میگویند: «میورا عمداً صحنههای بین این دو را به این شکل کشیده که بشود از آن برداشت رابطهی عاشقانه داشت».دوجینشی یعنی مانگا/کتابچههای فنمِید (توسط فنها کشیده و چاپ میشود، نه رسمی). در ژاپن یک بازار عظیم دارد و هر سال دو بار در کامیک مارکت (Comiket) که بزرگترین نمایشگاه فنبیلت دنیاست، هزاران غرفه فقط دوجینشی میفروشند.
لینک قسمت دوم لینک قسمت سوم
در بله ما را دنبال کنید:@chebekhanim110
انیمه و مانگای «برزرک»، اثر بسیار پرطرفدار کنتارو میورا (Kentaro Miura)، یکی از خشنترین، عمیقترین و ساختارشکنترین آثار تاریخ فانتزی تاریک (Dark Fantasy) است. این اثر با در هم آمیختن وحشت و خشونت، روانشناسی تروما و فلسفهی اگزیستانسیالیسم، داستانی را خلق میکند که فراتر از یک سرگرمی ساده، قصد دارد جهانبینی خودش را به مخاطب منتقل کند و به زعم خود او را با تاریکترین زوایای روح انسان و ماهیت بیرحم هستی آشنا کند.
در ادامه، این اثر را در پنج بخش کالبدشکافی میکنیم:
1. شخصیتهای اصلی و پویایی روابطمحور اصلی داستان برزرک، مثلث پیچیدهی میان سه شخصیت است:گاتس (Guts): شخصیت اصلی و معروف به «شمشیرزن سیاه». او که از جسد یک زن اعدامشده زاده شده، تجلی فیزیکیِ رنج و ارادهی انسان است. او با شمشیر غولپیکر خود (Dragon Slayer) در برابر سرنوشت از پیش تعیینشده میایستد.گریفیت (Griffith): رهبر زیبا، کاریزماتیک و به شدت جاهطلب «گروه شاهین». او رؤیای رسیدن به پادشاهی را در سر دارد. پویایی اصلی داستان در رابطه شبهگِی (Homoerotic) و وسواسگونهی گریفیت نسبت به گاتس نهفته است. علاقه گریفیت به گاتس فراتر از دوستی است؛ نوعی عشق تملکگرایانه است (با دیالوگ معروف: "تو مال منی"). زمانی که گاتس برای یافتن هویت مستقل خود گروه را ترک میکند، روان گریفیت فرو میپاشد و این شکست عاطفی سرآغاز نابودی او میشود.کاسکا (Casca): تنها زن جنگجو در گروه و فرماندهی ارشد گریفیت. او ابتدا شیفتهی گریفیت است اما به مرور زمان رابطهای عمیق و عاشقانه با گاتس شکل میدهد.
2. عبور از تابوها: تروما، تجاوز و نمایش عریان تاریکیبرزرک برای انتقال سنگینیِ بار تروما، ابایی از نمایش بیپرده و عریان (Explicit) صحنههای جنسی و خشونتآمیز ندارد. این صحنهها صرفاً برای جذابیت بصری نیستند، بلکه ابزار اصلی داستان برای شکلدهی به روان شخصیتها و تابوشکنی محسوب میشوند:
مفعول واقع شدن مردان (تجاوز به گاتس و گریفیت): داستان نشان میدهد که قهرمانان مرد نیز چگونه خرد میشوند. گاتس در کودکی توسط مزدوری به نام داناوان (با خیانت و دلالی پدرخواندهاش) مورد تجاوز قرار میگیرد که پایه بیاعتمادی عمیق او به انسانها و ترس او از لمس شدن است. از سوی دیگر، گریفیتِ زیبا و جاهطلب نیز در جوانی برای تأمین هزینههای ارتش خود، بدنش را به یک اشرافزادهی پدوفیل (لرد گنون) میفروشد و تحقیر عمیقی را در درون خود پنهان میکند. (البته او در کودکی و نوجوانی هم مورد تجاوز همین شخص قرار گرفته و لرد گنون در این مجموعه نماد پدوفیل است و خدمتکارانش را همگی مردان جوان زیبا تشکیل میدهند، اما او حاضر است همه داراییاش را بدهد تا یک شب دیگر با گریفیت زیبا بخوابد!)تمایل همجنسگرایانه گریفیت به گاتس: یکی از جریانهای اصلی داستان، رابطه شبهگِی (Homoerotic) و وسواسگونهی گریفیت نسبت به گاتس است. علاقه گریفیت به گاتس فراتر از دوستی است؛ نوعی عشق تملکگرایانه است (با دیالوگ معروف: “تو مال منی”) و صحنههای عاشقانه متعدد دیگر میان آن دو است. زمانی که گاتس برای یافتن هویت مستقل خود گروه را ترک میکند، روان گریفیت فرو میپاشد و این شکست عاطفی سرآغاز نابودی او میشود.هر وقت گاتس به کاسکا نزدیک میشود، گریفیث به شکل غیرعادی عصبی و حسود میشود (حتی بسیار بیشتر از وقتی که کاسکا با مردهای دیگر است). این حسادت کاملاً شبیه حسادت عاشقانهست که گویی کاسکا را به نوعی رقیب خود در جلب توجه گاتس میبیند.در ژاپن، ژانرBL (Boys' Love) خیلی بزرگ و پرطرفدار است. یعنی مانگا/انیمهای که رابطه عاشقانه یا جنسی بین دو پسر/مرد را نشان میدهد.فنهای ژاپنی، بهخصوص طرفدارای BL این دو شخصیت را با توجه به محتوایی که در مانگا از رابطهی بینشان ارائه میدهد، به عنوان یک BL غیررسمی قبول کردند و بسیار طرفدارش هستند. برای همین دوجینشی (فنبیلت) گاتس/گریفیث، یکی از پرفروشترینهاست و خیلی از فنهای ژاپنی میگویند: «میورا عمداً صحنههای بین این دو را به این شکل کشیده که بشود از آن برداشت رابطهی عاشقانه داشت».دوجینشی یعنی مانگا/کتابچههای فنمِید (توسط فنها کشیده و چاپ میشود، نه رسمی). در ژاپن یک بازار عظیم دارد و هر سال دو بار در کامیک مارکت (Comiket) که بزرگترین نمایشگاه فنبیلت دنیاست، هزاران غرفه فقط دوجینشی میفروشند.
لینک قسمت دوم لینک قسمت سوم
در بله ما را دنبال کنید:@chebekhanim110
۹:۵۴