معرفی و تحلیل انیمه تاریک «برزرک» (Berserk)قسمت دوم:
رابطه گاتس و کاسکا: پیش از فاجعهی نهایی، این دو شخصیتِ زخمخورده به هم پناه میبرند، پیوندی عاشقانه برقرار میکنند و کاسکا از گاتس حامله میشود. این نقطهی روشن، بستر را برای تاریکترین تراژدی داستان آماده میکند.خیانت مطلق و تجاوز کیهانی (کسوف): گریفیت که پس از رفتن گاتس دچار فروپاشی میشود، برای التیام خود با دختر یک اشرافزاده شبی را میگذارند، وقتی پدر دختر از این رسوایی مطلع میشود، به دستورش گریفیت را زندانی و شکنجه فیزیکی و جنسی و روانی میکنند، وقتی گاتس و کاسکا متوجه میشوند با اعضای گروه میروند برای نجات گریفیت، اما او آنها را به سمت قربانگاه میکشاند، در رویداد «کسوف» با استفاده از یک شیء جادویی (بهلیت سرخ)، تمام یاران و دوستانش در گروه شاهین را به عنوان «قربانی» به گروه دستان خدا پیشکش میکند تا خودش قدرتی خداگونه(فمتو) به دست آورد.در این رویداد، او در مقابل چشمان گاتس محبوس شده، به کاسکا تجاوز میکند. این عمل صرفاً یک خشونت فیزیکی نیست؛ بلکه یک تجاوز کیهانی و ژنتیکی است که بذر شیطانی را وارد بدن کاسکا کرده و جنین انسانیِ او و گاتس را به یک «جنین شیطانی» تبدیل میکند. هدف دیگر گریفیت از این کار، تحقیر و انتقام از گاتس و نابودی روح هر دوی آنها است.این رویداد باعث میشود کاسکا عقل خود را از دست بدهد و به سطح روانی یک کودک خردسال تنزل کند و گاتس نیز یک چشم و یک دستش را از دست میدهد.
3. مفهوم «خدا» در برزرک (دیستیسم / Misotheism)در دنیای برزرک، خدای قادر و مهربانی وجود ندارد. این اثر مبلغ نوعی دیستیسم (باور به خدایان ظالم و شرور) است.ایده شر (Idea of Evil): خدای این جهان، یک قلب غولپیکر در اعماق جهان روحی است که توسط خود انسانها خلق شده است! انسانها ناخودآگاه برای توجیه رنجها و بیعدالتیهای زندگی، نیازمند دلیلی بودند و این نیاز جمعی، خدایی از جنس شر را خلق کرد تا رنجها را توجیه کند.نمایندگان خدا:دست خدا (God Hand): پنج موجود اهریمنی (شامل گریفیت/فمتو) که مجریان ارادهی «ایده شر» هستند و جریان علیّت و تاریخ را به نفع شرارت مهندسی میکنند.حواریون (Apostles): انسانهایی که با بهلیت (Behelit) با دست خدا ارتباط برقرار کرده، انسانیت و عزیزان خود را قربانی کردهاند و به هیولاهایی با غرایز درنده (تجاوز، قتل، خوردن انسانها) تبدیل شدهاند (مثل زاد، وایلد، پادشاه گنیشکا) تا به لذت، قدرت یا ثروتی برسند.
4. فلسفه و پیام اصلی اثرپشت تمام این ظواهر به شدّت جنسی و به شدّت خشن و خونین، یک بیانیهی فلسفی قدرتمند و اگزیستانسیالیستی نهفته است:
انسان به مثابه کریتوس (طغیان علیه خدایان ظالم): همانطور که در سری God of War کریتوس به جنگ خدایان میرود، گاتس نیز نماد انسانِ خشمگینی است که درمییابد نیروی برترِ این عالم خیرخواه او نیست. این اثر دعوتی است به ایستادگی در برابر جبر الهیِ آمیخته با شر. هیچ فرشته نجاتی وجود ندارد؛ انسان باید به تنهایی گلیم خود را از آب بیرون بکشد.پیروزی اراده بر علیّت تقدیرگرایانه: جهان برزرک توسط قوانین دقیقِ «علیت» (Causality) مهندسی شده است. اما پیام اصلی این است که از هر تقدیرِ از پیش تعیینشدهای، میتوان با قدرت «ارادهی انسان» عبور کرد. گاتس، نماد همین اراده است که با تکیه بر شمشیر و توان بشریاش، تقدیر را میشکافد.
قابل توجه ارشاد و ساترا:به فرض شما روابط و صحنههای جنسی و درصدی از خشونتهای وحشتناکش را کم کردید!مگر مشکل اصلی این است؟! (که قطعاً این عریانی و روابط جنسی به شدّت تابوشکنانه و خشونت بسیار وحشتناک و تاریک، اثر بسیار مخرّبی بر روح و روان مخاطب دارد، (حتی در نسخههای سانسور شدهاش) هر چند خود مخاطب هم چندان متوجه و ملتفت نباشد)مشکل اصلی پیام فلسفی و اعتقادی بسیار تاریک آن است که به قدرتمندترین شکل ممکن به خداآگاه و ناخودآگاه مخاطب القا میشود؛ پیامی که مهمترین منبع تغذیهاش شبهه شرور است، شبههای که در بزرگترین مبدعهای فلسفه اگزیستانسیالیسم عالم، از مهمترین عوامل شکلگیری این دستگاه فکری شد! این شبهه که: اگر خدای قادر و مهربانی هست، پس این همه ظلم و جنایت در این دنیا چه میکند؟! بماند که خود آنها گرفتار تناقضنداز یک سو میگویند انسان در این دنیا در مجبور و محکوم است که آزاد باشداز سوی دیگر میخواهند در عین تأیید آزادی و اختیار برای انسان و امکان ظهور ظلم و جنایت و شر هم از سوی این موجود مختار و آزاد نباشد...
لینک قسمت اوللینک قسمت سوم
در بله ما را دنبال کنید:@chebekhanim110
رابطه گاتس و کاسکا: پیش از فاجعهی نهایی، این دو شخصیتِ زخمخورده به هم پناه میبرند، پیوندی عاشقانه برقرار میکنند و کاسکا از گاتس حامله میشود. این نقطهی روشن، بستر را برای تاریکترین تراژدی داستان آماده میکند.خیانت مطلق و تجاوز کیهانی (کسوف): گریفیت که پس از رفتن گاتس دچار فروپاشی میشود، برای التیام خود با دختر یک اشرافزاده شبی را میگذارند، وقتی پدر دختر از این رسوایی مطلع میشود، به دستورش گریفیت را زندانی و شکنجه فیزیکی و جنسی و روانی میکنند، وقتی گاتس و کاسکا متوجه میشوند با اعضای گروه میروند برای نجات گریفیت، اما او آنها را به سمت قربانگاه میکشاند، در رویداد «کسوف» با استفاده از یک شیء جادویی (بهلیت سرخ)، تمام یاران و دوستانش در گروه شاهین را به عنوان «قربانی» به گروه دستان خدا پیشکش میکند تا خودش قدرتی خداگونه(فمتو) به دست آورد.در این رویداد، او در مقابل چشمان گاتس محبوس شده، به کاسکا تجاوز میکند. این عمل صرفاً یک خشونت فیزیکی نیست؛ بلکه یک تجاوز کیهانی و ژنتیکی است که بذر شیطانی را وارد بدن کاسکا کرده و جنین انسانیِ او و گاتس را به یک «جنین شیطانی» تبدیل میکند. هدف دیگر گریفیت از این کار، تحقیر و انتقام از گاتس و نابودی روح هر دوی آنها است.این رویداد باعث میشود کاسکا عقل خود را از دست بدهد و به سطح روانی یک کودک خردسال تنزل کند و گاتس نیز یک چشم و یک دستش را از دست میدهد.
3. مفهوم «خدا» در برزرک (دیستیسم / Misotheism)در دنیای برزرک، خدای قادر و مهربانی وجود ندارد. این اثر مبلغ نوعی دیستیسم (باور به خدایان ظالم و شرور) است.ایده شر (Idea of Evil): خدای این جهان، یک قلب غولپیکر در اعماق جهان روحی است که توسط خود انسانها خلق شده است! انسانها ناخودآگاه برای توجیه رنجها و بیعدالتیهای زندگی، نیازمند دلیلی بودند و این نیاز جمعی، خدایی از جنس شر را خلق کرد تا رنجها را توجیه کند.نمایندگان خدا:دست خدا (God Hand): پنج موجود اهریمنی (شامل گریفیت/فمتو) که مجریان ارادهی «ایده شر» هستند و جریان علیّت و تاریخ را به نفع شرارت مهندسی میکنند.حواریون (Apostles): انسانهایی که با بهلیت (Behelit) با دست خدا ارتباط برقرار کرده، انسانیت و عزیزان خود را قربانی کردهاند و به هیولاهایی با غرایز درنده (تجاوز، قتل، خوردن انسانها) تبدیل شدهاند (مثل زاد، وایلد، پادشاه گنیشکا) تا به لذت، قدرت یا ثروتی برسند.
4. فلسفه و پیام اصلی اثرپشت تمام این ظواهر به شدّت جنسی و به شدّت خشن و خونین، یک بیانیهی فلسفی قدرتمند و اگزیستانسیالیستی نهفته است:
انسان به مثابه کریتوس (طغیان علیه خدایان ظالم): همانطور که در سری God of War کریتوس به جنگ خدایان میرود، گاتس نیز نماد انسانِ خشمگینی است که درمییابد نیروی برترِ این عالم خیرخواه او نیست. این اثر دعوتی است به ایستادگی در برابر جبر الهیِ آمیخته با شر. هیچ فرشته نجاتی وجود ندارد؛ انسان باید به تنهایی گلیم خود را از آب بیرون بکشد.پیروزی اراده بر علیّت تقدیرگرایانه: جهان برزرک توسط قوانین دقیقِ «علیت» (Causality) مهندسی شده است. اما پیام اصلی این است که از هر تقدیرِ از پیش تعیینشدهای، میتوان با قدرت «ارادهی انسان» عبور کرد. گاتس، نماد همین اراده است که با تکیه بر شمشیر و توان بشریاش، تقدیر را میشکافد.
قابل توجه ارشاد و ساترا:به فرض شما روابط و صحنههای جنسی و درصدی از خشونتهای وحشتناکش را کم کردید!مگر مشکل اصلی این است؟! (که قطعاً این عریانی و روابط جنسی به شدّت تابوشکنانه و خشونت بسیار وحشتناک و تاریک، اثر بسیار مخرّبی بر روح و روان مخاطب دارد، (حتی در نسخههای سانسور شدهاش) هر چند خود مخاطب هم چندان متوجه و ملتفت نباشد)مشکل اصلی پیام فلسفی و اعتقادی بسیار تاریک آن است که به قدرتمندترین شکل ممکن به خداآگاه و ناخودآگاه مخاطب القا میشود؛ پیامی که مهمترین منبع تغذیهاش شبهه شرور است، شبههای که در بزرگترین مبدعهای فلسفه اگزیستانسیالیسم عالم، از مهمترین عوامل شکلگیری این دستگاه فکری شد! این شبهه که: اگر خدای قادر و مهربانی هست، پس این همه ظلم و جنایت در این دنیا چه میکند؟! بماند که خود آنها گرفتار تناقضنداز یک سو میگویند انسان در این دنیا در مجبور و محکوم است که آزاد باشداز سوی دیگر میخواهند در عین تأیید آزادی و اختیار برای انسان و امکان ظهور ظلم و جنایت و شر هم از سوی این موجود مختار و آزاد نباشد...
لینک قسمت اوللینک قسمت سوم
در بله ما را دنبال کنید:@chebekhanim110
۹:۵۴