□ “داء” ، مرض است و “دواء” ، درمان است. خوب دقت کن! فقط یک “و” بین حروف داء قرار گرفته و آن را تبدیل به دواء کرده است. این واو عامل تجزیه و جدایی بین حروف “داء” است. از منظری باطنی این به تو میآموزد که اگر مابین اجزای هر مرض واحدی تجزیه و جدایی ایجاد کنی، خود آن مرض به ضد خود تبدیل خواهد شد!
□ “داءُکَ فِیکَ و دَواءُکَ مِنکَ”(داء در توست و دواء از خودت) را فهیمانه دریاب! مگذار که اجزای متشکلهٔ هیچ بیماری و ناهنجاریای در هماهنگی و پیوستگی به سر برند! عادتها را بشکن. میانشان فاصله بینداز و پیوند وجودیشان را بگیر ، تا خود تبدیل به دواء گردند! این یعنی از انرژی خودشان بهره بگیر و آنگاه به چیز دیگری تبدیلشان کن! بگذار نیروهای نهفته در خودشان، هویت قبلیشان را از بین ببرند. هشیارانه خودِ “بیماری” را تبدیل به “بیمارستان” کن. بیمار سِتان! و یادت باشد که این “واو” اسراری هم حرف جدایی یعنی شروعی تازه است و هم حرف عطف و پیوند! و در عین حال حرف نیست و من از حرف سخن نمیگویم ، بلکه از یک انرژی کارآمد و تغییردهنده سخن میگویم! پس از این نیرو به درستی بهرهگیر!
برگرفته از کانال روبیکا:https://rubika.ir/payambar_mehr
۱۳.۵K
۱۶:۱۱