.🪴 "اسم جلاله دافع"
□ "حق" نیاز به دفاع ندارند. "حق" نیازمند دفاع هیچکس نیست. زیرا حق ، هستیِ تثبیت شده است. خود خداست. آنان که با حرارت میگویند میخواهیم از حق دفاع کنیم ، نمیدانند چه میگویند. به واقع "حق" را نشناختهاند.
□ این "حق" است که باید از بندهاش دفاع کند. "دافع" اوست. قرآن نیز همین را میگوید ؛ "اِنَّ اللهَ یُدافِعُ عَن الَّذِینَ آمَنُوا"، این خداست که از اهل ایمان دفاع میکند. سالک وقتی خدا را دارد یعنی دگر هیچ نظریه و فکری ندارد. او از هیچ نظریه و فکر و خیالی دفاع نمیکند. زیرا ندارد که دفاع کند. او بینظریه و بیطرح و بینقشه است. و دقیقاً عامل بُردش همین است. او اسیر هیچ برداشتی نیست. با خدا بودن ، رها بودن از هر فکر و خیالی است. پس ترس و دفاعی هم ندارد. از چه دفاع کند؟!
□ سالک نه اهل تملّک است و نه اهل تصاحب. او یک ظرف خالی است. کسی است که خود را صاحب چیزی نمیداند. رهاست. تنها خدا برایش کافیست و خدا هم که نیاز به دفاع ندارد.
اکنون دقت کن! شاید بپرسی پس چه کسی در مواقع ضرور دفاع میکند؟! جواب صریح و روشن است. این خودِ خداست که از طریق سالک دفاع میکند. "وَ ما رَمَیتَ اِذ رَمَیتَ وَ لکنَّ اللهَ رَمَی"! و این واقعهی با برکت زمانی رخ میدهد که سالک خالی از هر اندیشه و برداشت و نظریه باشد. این خالی بودن، شرطِ قدرت نمایی الهی است. زیرا سالک در این شبکهی عظیم در هم تنیدهی انرژیایی ، نه دفاع بلد است و نه چیزی دارد که از آن دفاع کند. این را خوب بخاطر بسپار. دفاع در معنای سالکانهاش، کار خود "حق" است. این اوست که از هر طریقی بخواهد دفاع میکند. اگرچه از طریق تو باشد.
□ "دافع" اسم خاص اوست. تو فقط عاشقانه تسلیم حق باش. تسلیم راستی و درستی باش. ای دوست ، از اندیشهی دفاع از خود بیرون بیا. این اندیشهای نفسانی و اسارت بار است. در این وادی ، بی دفاعی عین دفاع است. دریاب نکته را ! این بیدفاعی ، این خلأ که میگویم ، خود فراخوانِ همهی نیروهای کارآمد هستی است. و بدان ؛ "آن که خود در فکر خویش است ، دگر آسمان در فکر او نخواهد بود".
مسعود ریاعی
https://t.me/payambaremehrorahmat
□ "حق" نیاز به دفاع ندارند. "حق" نیازمند دفاع هیچکس نیست. زیرا حق ، هستیِ تثبیت شده است. خود خداست. آنان که با حرارت میگویند میخواهیم از حق دفاع کنیم ، نمیدانند چه میگویند. به واقع "حق" را نشناختهاند.
□ این "حق" است که باید از بندهاش دفاع کند. "دافع" اوست. قرآن نیز همین را میگوید ؛ "اِنَّ اللهَ یُدافِعُ عَن الَّذِینَ آمَنُوا"، این خداست که از اهل ایمان دفاع میکند. سالک وقتی خدا را دارد یعنی دگر هیچ نظریه و فکری ندارد. او از هیچ نظریه و فکر و خیالی دفاع نمیکند. زیرا ندارد که دفاع کند. او بینظریه و بیطرح و بینقشه است. و دقیقاً عامل بُردش همین است. او اسیر هیچ برداشتی نیست. با خدا بودن ، رها بودن از هر فکر و خیالی است. پس ترس و دفاعی هم ندارد. از چه دفاع کند؟!
□ سالک نه اهل تملّک است و نه اهل تصاحب. او یک ظرف خالی است. کسی است که خود را صاحب چیزی نمیداند. رهاست. تنها خدا برایش کافیست و خدا هم که نیاز به دفاع ندارد.
اکنون دقت کن! شاید بپرسی پس چه کسی در مواقع ضرور دفاع میکند؟! جواب صریح و روشن است. این خودِ خداست که از طریق سالک دفاع میکند. "وَ ما رَمَیتَ اِذ رَمَیتَ وَ لکنَّ اللهَ رَمَی"! و این واقعهی با برکت زمانی رخ میدهد که سالک خالی از هر اندیشه و برداشت و نظریه باشد. این خالی بودن، شرطِ قدرت نمایی الهی است. زیرا سالک در این شبکهی عظیم در هم تنیدهی انرژیایی ، نه دفاع بلد است و نه چیزی دارد که از آن دفاع کند. این را خوب بخاطر بسپار. دفاع در معنای سالکانهاش، کار خود "حق" است. این اوست که از هر طریقی بخواهد دفاع میکند. اگرچه از طریق تو باشد.
□ "دافع" اسم خاص اوست. تو فقط عاشقانه تسلیم حق باش. تسلیم راستی و درستی باش. ای دوست ، از اندیشهی دفاع از خود بیرون بیا. این اندیشهای نفسانی و اسارت بار است. در این وادی ، بی دفاعی عین دفاع است. دریاب نکته را ! این بیدفاعی ، این خلأ که میگویم ، خود فراخوانِ همهی نیروهای کارآمد هستی است. و بدان ؛ "آن که خود در فکر خویش است ، دگر آسمان در فکر او نخواهد بود".
مسعود ریاعی
https://t.me/payambaremehrorahmat
۶.۸K
۶:۰۳