□ ای دوست ، وقتی مملو از خواستهها و آرزوهای نفسانی شوی ، وقتی قوای شهوت و غضب در وجودت شعلهور گردند ، به واقع تو پوششی آتشین را بر تن کردهای. این "نار" آن آتشی نیست که تصور کردهای. "مِن نارِِ" مجهول آمده است. هر ناری نیست. این آتشی است که منبعث از صفات رذیلهی خودمان است. این خود ماییم که این آتش را چون لباسی میدوزیم و بر تن میکنیم. ما خود جهنم خود را میسازیم. خداوندِ بخشنده و مهربان شکنجهگر نیست. او برای کسی دیگ آبجوش و مواد مذاب و دیگر آلات شکنجه مهیا نکرده است. از این کار نه لذت میبرد و نه نیازی به آن دارد. ساحت قدسی او از این معانی مبراست.
□ آیات جهنم بیانگر اوصاف ناپسند خود ماست. آن نتیجه عملکردمان است. ما خود سازندهی آنیم. تو مرتبهای از آن را در همین دنیا حس میکنی. وقتی امیال و آرزوها در تو شعله ور میگردند ، وقتی شهوت و خشم در وجودت شراره میکشند ، تمامی وجود تو داغ میشود و حرارتی سوزنده و ناخوشایند از فرق سرت تا نوک پایت را فرا میگیرد. گویی کالبدی آتشین به تن کردهای. در حال سوختنی. زیرا تو خود با خواستهها و امیال باطل، موجبات شکنجهی خود را فراهم کردهای. تو خود تولید رنج کردهای. نفسی که پر از خواسته و امیال است وقتی به دنیای دیگر هم برود ، این رنج را از همینجا با خود برده است. او جهنم خودش را با خودش حمل کرده است. جهنم پیش از آنکه نمادی بیرونی داشته باشد ، یک کیفیت درونی است. عامل آن خود تویی ، نه کس دیگر. دریاب نکته را.
□ آنهایی که نادانسته و با برداشتهای سطحی و بیاساس ، خداوندِ سبحان را نزد مردمان شکنجهگر و بیرحم معرفی میکنند ، آیا لحظهای با خود نمیاندیشند که آخر چگونه میتوان عاشق خدایی شکنجهگر شد ؟! چگونه میتوان به چنین خدایی عشق ورزید و او را محبوب دلها کرد؟!
□ روبیکا https://rubika.ir/payambar_mehr
۱۴.۶K
۷:۳۶