هر خواستهای که در وجودت شکل بگیرد ، به واقع مداری در مغزت ایجاد کرده است. وقتی مداری در مغزت تشکیل میشود ، تصویری شکل میگیرد ، و آن تصویر تو را به خود میکشد و رهایت نمیکند. این بدان معنی است که تا وقتی آن مدار پا برجاست ، تو اسیر آنی.
□ هر مدار مجموعهای از نرونهای عصبی را درگیر میکند. افکار شهوانی مدار خاص خود را دارند همچنانکه خشم و غضب و دیگر احساسات نیز برخوردار از مدار خاص خویشاند. آن مدارها هر کدام به علت تکرار و شرطی شدگی ، شیارهایی روانی ایجاد کرده که آدمی را براحتی به دام انداخته و تحت سلطهی خود میگیرند.
□ وقتی در خود به "مشاهده" بنشینی این مدارها را میتوانی ببینی و از وجودشان باخبر شوی. هر مدار از بخشی از دانستهها و خاطرات گذشتهات تغذیه میکند. برای خلاصی از شر این مدارهای مزاحم باید "مراقبه" را بیاموزی ، زیرا مراقبه ، "بیمداری" است. در مراقبه هیچ خواستهای نیست تا بخواهد مداری تشکیل شود. تو در این کیفیت ، باز و رهایی و هیچ گره آزار دهندهای که تو را اسیر کند وجود ندارد.
۱۸.۳K
۷:۱۱