آغازها همیشه لباسِ تمیزی میپوشند. هیچکس چهرهی واقعیاش را در سلامِ اولرو نمیکند.این زمان است که نقابها را خسته میکند،و حقیقت را بیاجازه بیرون میکشد."داستایفسکینه از بدبینی،بلکه از شناختِ انسان میگوید:زیباییِ ابتدادلیلِ خوبیِ ادامه نیست،و قضاوتهمیشه باید کمی صبر بلد باشد.
@chopoq


@chopoq
۱۹:۰۵
اَفسردگی، یک خشم علیه خوده!انتقامیه که آدم به جای زندگی، از خودش میگیره.وقتیه که حس میکنی دنیا، خدا، سرنوشت بهت ظلم کردن و بهجای مبارزه یا پذیرش خودت، با پوچی و بیمعنایی خودتو مجازات میکنی.
@chopoq


@chopoq
۱۹:۱۸
"فاصله ها هرگز مانعی برای دوست داشتن نیستند درست!اما اگر من اینجا گریه کنمآیا در دور دست ها گونه هایت خیس خواهند شد ؟@chopoq


۱۹:۳۹
'در شب کوچک من ، افسوسباد با برگ درختان میعادی دارددر شب کوچک من دلهرهی ویرانیستگوش کنوزش ظلمت را می شنوی ؟من غریبانه به این خوشبختی می نگرممن به نومیدی خود معتادم•••
فروغ_فرخزاد"@chopoq


۱۹:۴۳
"فروغ فرخ زاد گفت :ز جمع آشنایان میگریزمبه کُنجی میخزم آرام و خاموش.هوشنگ ابتهاج گفت:خیال دیدنت چه دلپذیر بود ،جوانیم در این اُمید پیر شد نیامدی و دیر شد ...شهریار گفت :نوش دارویی و بعد از مرگ سُهراب آمدیسَنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا ؟!بَنان گفت:آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود...هیچوقت دیر نکن ،،،همین... !!!
@chopoq

@chopoq
۲۱:۳۴
قشنگ یعنی چه؟قشنگ یعنی تعبیر عاشقانهٔ اِشکال و عشق، تنها عشقتو را به گرمی یک سیب میکند مانوسو عشق، تنها عشقمرا به وسعت اندوه زندگیها بردمرا رساند به امکان یک پرنده شدن'
سهراب_سپهری" @chopoq


۱۳:۴۵
"شاید کارِ درستی کردند عشق را در کتابها گذاشتند؛شاید عشق نمیتوانست جایِ دیگری زنده بماند . . .
@chopoq


@chopoq
۱۳:۵۱
صد خوبیُ و؛یک گَند؟ به گَندت بنویسند!صدقهقهه یک وَنگ؟ به وَنگت بنویسند!صد جایزه یک نَنگ؟به ننگت بنویسند!صد گُل بفرستی ویک سنگ؟به سنگتت بنویسند!دیوانه مشو،حرف نزن،مهر نسوزاناین قافله تک تک به مَشنگت بنویسند!
@chopoq


@chopoq
۱۷:۴۳
"زمستان گرچه طولانی ست،آخر نوبهاری هست... یک نفس تا خانه می دویمآن روز همه چیز زیبا خواهد بودحتی قارقار کلاغ ها"
@chopoq


@chopoq
۱۸:۵۱
بهش گفتم : زندگی ما زندگی جالبیه. بینِ تراژدی محض و کمدی ناب، دائم داره پیچ و تاب می خوره ؛یعنی یه جورِ غم انگیز، خنده داره.یا شایدم یک جورِ خنده دار، غم انگیز .
@chopoq


@chopoq
۱۸:۲۷
نُخست گندم بکارید که نان از بیگانه نخوریم
سِپس انسان پرورش دهیدتا عزت این مملکت در دست فرزندانش بماند.
«امیر کبیر»@chopoq


سِپس انسان پرورش دهیدتا عزت این مملکت در دست فرزندانش بماند.
۵:۱۹
خندها گم شدند نه چون ضعیف بودیم، چون زیاد دوام آوردیم.آرزوها کمرنگ شدند نه چون کوچک بودند، چون هر روز مجبور شدیمواقعیتر زندگی کنیم.و ما…آرامآرام از خودِ سابقمان فاصله گرفتیم. نه قهرمان شدیم،نه شکستخورده؛ فقط خسته.اینجاآدمها زودتر بزرگ میشوند، زودتر میفهمندبعضی رویاها در این جغرافیا قد نمیکشند.
@chopoq


@chopoq
۱۷:۲۹
'داشتن دوست خوب غم رو از بين نمی بره! اما كمك مىكنه محكم سرپا باشيمدرست مثل چتر خوب كه بارون رو متوقف نمیکنهاما به ما كمک می كنه راحت زير بارون قدم بزنيم...
ويكتور هوگو"
@chopoq


@chopoq
۱۹:۰۶
'سی سالگی به بعدکه عاشق شویدیگر اسمش را نمی نویسیکف دستتودورش قلب بکشییا عکسش را بگذاری لای کتاب درسی اتوهی نگاهش کنیسی سالگی به بعد که عاشق شوییک عصر جمعه ی زمستانییک لیوان چای می ریزیمی نشینی پشت پنجرهو تمام شهر رادر بارانی که نمی باردبا خیالش قدم می زنی !
روشنک_شولی"
@@chopoq


@@chopoq
۱۸:۲۰