بازارسال شده از مجتبی اصغری
در ادامه متن دیروز اینجا یک توضیحی کوتاه راجع به مقوله «شهری شدن سرمایه» میارم:
توی پست قبلی یک تاریخچه مختصری از نحوه گردش اقتصاد جهان از سال 1973 به این طرف آوردمیکی از ویزگی های اقتصاد جدید محوریت آن بر روی شهری شدن سرمایه یا همان urbanization است.برای مثال در 2008 بیش از 70% از GDP آمریکا صرف مصرف و بیش از 33% از مصرف مربوط به Household بوده (منهای utility , furniture)
یکی از راهکارهای استراتژیگ هر کشور جنگ زده ای برای رهایی موقتی از بحران ایجاد اشتغال به وسیله رجوع به پروژه های عمرانی استیعنی تا میتونن جاده بسازن جاده های قدیم رو بازسازی کنن خونه های بافت های فرسوده را ترمیم کنن و بلند مرتبه سازی و شهرک سازی اطراف شهر های بزرگ و خلاصه هر نوع کاری حتی در ظاهر بی فایده اما با هدف ایجاد اشتغال وسیع در کشورچون در قبل و بعد هر شرایط جنگی رشد منفی می شود و تمام GDP کشور از تنها ثروت شهری تامین می شود (که چون واردات و صادرات هم به حداقل می رسد درواقع حالتی از گردش داخلی ثروت از قبل موجودکه خودش را به فرم های جدید در می آورد خلاصه می شود)
با این توضیح خلاصه من راهکار خودم رو به مسئولین پر ادعا میگم: قطعا همانطور که خودشان تصور میکنند راهکار توی expansion استمنظور از expansion چیه؟ تو علم اقتصاد معنی کاملا مشخصی داره که یعنی هر وقت جامعه با رکود تورمی مواجه میشه راه حل مسکن موقتی اینه که چاپ پول بشه(اصلا لازم نیست پشتوانه داشته باشه) اینجا فقط قضیه حفظ بقاست تا همین کارگر ها و مهندسان صنعت ساختمان چرخشون از حرکت نا ایسته و کارگرهای بیشتری هم مشغول کارهای عمرانی ولو در ظاهر بی فایده بشوند(امروز جاده رو آسفالت میکنن فردا از دوباره آنرا تخریب و از این کار های پت و متی)
اما expansion ای که من از اون در تحلیل استراتژیکم حرف میزنم کاملا موضوع دیگریستببیتید وقتی کشور دچار رکود میشه صنعت ساختمان هم تا جایی حد مشخصی برای خارچ کردن اوضاع از بحران داره (چون تعداد شرکت ها و افراد متخصص و از همه مهمتر میزان مصالح ساختمانی محدود است) برای خروج وسیع تر از بحران میبایست اول از همه خود صنعت ساختمان expansion در آن صورت بگیرهیعنی چی؟خوب این قسمت را دقت کنید. اگه ما بتونیم هرچقدر بیشتر بازیگر های بیشتری وارد صنعت ساختمان بکنیم اینجوری افرادی که به هر دلیلی از کار دست کشیده بودند(چون از رانتی برخوردار نبودند یا چون از کل رژیم دلسرد بوده اند و هر چی...) ما حالا بازیگر های جدید را وارد صنعت ساختمانی کرده ایم (مثال همین نمونه خیلی کوچکی که در این گروه خودمان ایجاد کرده ام را ملاحظه بفرمایید. بازیگرهای مختلف از بخش های مختلف صنعت چه تامین کننده مصالح چه سازنده و چه حتی طراح و آموزش دهنده خلاصه همه بازیگر ها در یک نمونه prototype کوچیک اینجا جهت نمونه جمع هستند که می شود که اثرات این طرح را به عینه دید)نکته مهم دیگر این طرح در مقوله egalitarian است تا همه بازیگر ها از فرصت مساوی برای نمایش خدمات خود استفاده کنند.بنابراین در مجموع با جرکت صنعت ساختمان کل جامعه هم به حرکت در خواهد آمد که حالا صنعت ساختمان حدود 33% کل مصرف جامعه را به حرکت در میارهمابقی مصرف جامعه 12% غذا و 13% حمل و نقل و 7% پوشاک و مابقی تفریحات و سفر و اینچنین استدر حالت بحران حال حاضر که با یک فاجعه انسانی روبرو هستیم(که تازه شروع شده و به زودی اثرات خود را نشان میدهد) مردم به ناچار از رستوران رفتن دست میکشند همینطور پوشاک و حمل و نقل غیره. آنچه در نهایت می ماند تنها وتنها سقف بالا سر آنها است که مجبور به اجاره یا حالا خرید آن هستند. بنابریان صنعت ساختمان آخرین تکیه گاه هر دولتی برای حفظ بالانس اقتصادی کشور است
راهکارهای دیگری هم هست که تو همین چند هفته پیش مطابق شرایط حال حاضر جنگ زده ایران و با دنبال کردن الگوهای تاریخی در سایر نقاط جهان روی آنها تحقیق کردم و لیست کردم که به تدریج در روز های آینده خواهم آورد.(توضیح: من اسم خودمو تحلیل گر مسکن و این مزخرفات نمیگذارم. فعلا روی این حرف ها فقط گذری فکر کنید و خواهشا هیچ اسم و لقبی برای این چنین تحلیل هایی نگذارید. فکر کنید یکی دلش برای مملکتش و مردمش سوخته و حالا از سر دلسوزی داره چهار کلام حرف آخری که باقی مونده رو میزنه. حالا یا یکی گوش میده یا نه. که مهم نیست)
خلاصه بگم که هرچیزی راهکاری داره و اگه این ها آدم بشوند و دست از سانسور دست از زندانی کردن ما دست از قطع کردن اینترنت ما بر دارند میشه به راحتی مشکل این مملکت را با تکیه بر موارد اینچنینی حل کرد و براش اتفاقا هم پروپوزال تجاری نوشته شده است و هم کلی کتاب و تحقیقات. فقط کافیه دست از لجبازی بردارند و اول یک عذرخواهی رسمی از کل ملت آسیب دیده بکنند که دارند تاوان حماقت این ها را میدهند. ...
توی پست قبلی یک تاریخچه مختصری از نحوه گردش اقتصاد جهان از سال 1973 به این طرف آوردمیکی از ویزگی های اقتصاد جدید محوریت آن بر روی شهری شدن سرمایه یا همان urbanization است.برای مثال در 2008 بیش از 70% از GDP آمریکا صرف مصرف و بیش از 33% از مصرف مربوط به Household بوده (منهای utility , furniture)
یکی از راهکارهای استراتژیگ هر کشور جنگ زده ای برای رهایی موقتی از بحران ایجاد اشتغال به وسیله رجوع به پروژه های عمرانی استیعنی تا میتونن جاده بسازن جاده های قدیم رو بازسازی کنن خونه های بافت های فرسوده را ترمیم کنن و بلند مرتبه سازی و شهرک سازی اطراف شهر های بزرگ و خلاصه هر نوع کاری حتی در ظاهر بی فایده اما با هدف ایجاد اشتغال وسیع در کشورچون در قبل و بعد هر شرایط جنگی رشد منفی می شود و تمام GDP کشور از تنها ثروت شهری تامین می شود (که چون واردات و صادرات هم به حداقل می رسد درواقع حالتی از گردش داخلی ثروت از قبل موجودکه خودش را به فرم های جدید در می آورد خلاصه می شود)
با این توضیح خلاصه من راهکار خودم رو به مسئولین پر ادعا میگم: قطعا همانطور که خودشان تصور میکنند راهکار توی expansion استمنظور از expansion چیه؟ تو علم اقتصاد معنی کاملا مشخصی داره که یعنی هر وقت جامعه با رکود تورمی مواجه میشه راه حل مسکن موقتی اینه که چاپ پول بشه(اصلا لازم نیست پشتوانه داشته باشه) اینجا فقط قضیه حفظ بقاست تا همین کارگر ها و مهندسان صنعت ساختمان چرخشون از حرکت نا ایسته و کارگرهای بیشتری هم مشغول کارهای عمرانی ولو در ظاهر بی فایده بشوند(امروز جاده رو آسفالت میکنن فردا از دوباره آنرا تخریب و از این کار های پت و متی)
اما expansion ای که من از اون در تحلیل استراتژیکم حرف میزنم کاملا موضوع دیگریستببیتید وقتی کشور دچار رکود میشه صنعت ساختمان هم تا جایی حد مشخصی برای خارچ کردن اوضاع از بحران داره (چون تعداد شرکت ها و افراد متخصص و از همه مهمتر میزان مصالح ساختمانی محدود است) برای خروج وسیع تر از بحران میبایست اول از همه خود صنعت ساختمان expansion در آن صورت بگیرهیعنی چی؟خوب این قسمت را دقت کنید. اگه ما بتونیم هرچقدر بیشتر بازیگر های بیشتری وارد صنعت ساختمان بکنیم اینجوری افرادی که به هر دلیلی از کار دست کشیده بودند(چون از رانتی برخوردار نبودند یا چون از کل رژیم دلسرد بوده اند و هر چی...) ما حالا بازیگر های جدید را وارد صنعت ساختمانی کرده ایم (مثال همین نمونه خیلی کوچکی که در این گروه خودمان ایجاد کرده ام را ملاحظه بفرمایید. بازیگرهای مختلف از بخش های مختلف صنعت چه تامین کننده مصالح چه سازنده و چه حتی طراح و آموزش دهنده خلاصه همه بازیگر ها در یک نمونه prototype کوچیک اینجا جهت نمونه جمع هستند که می شود که اثرات این طرح را به عینه دید)نکته مهم دیگر این طرح در مقوله egalitarian است تا همه بازیگر ها از فرصت مساوی برای نمایش خدمات خود استفاده کنند.بنابراین در مجموع با جرکت صنعت ساختمان کل جامعه هم به حرکت در خواهد آمد که حالا صنعت ساختمان حدود 33% کل مصرف جامعه را به حرکت در میارهمابقی مصرف جامعه 12% غذا و 13% حمل و نقل و 7% پوشاک و مابقی تفریحات و سفر و اینچنین استدر حالت بحران حال حاضر که با یک فاجعه انسانی روبرو هستیم(که تازه شروع شده و به زودی اثرات خود را نشان میدهد) مردم به ناچار از رستوران رفتن دست میکشند همینطور پوشاک و حمل و نقل غیره. آنچه در نهایت می ماند تنها وتنها سقف بالا سر آنها است که مجبور به اجاره یا حالا خرید آن هستند. بنابریان صنعت ساختمان آخرین تکیه گاه هر دولتی برای حفظ بالانس اقتصادی کشور است
راهکارهای دیگری هم هست که تو همین چند هفته پیش مطابق شرایط حال حاضر جنگ زده ایران و با دنبال کردن الگوهای تاریخی در سایر نقاط جهان روی آنها تحقیق کردم و لیست کردم که به تدریج در روز های آینده خواهم آورد.(توضیح: من اسم خودمو تحلیل گر مسکن و این مزخرفات نمیگذارم. فعلا روی این حرف ها فقط گذری فکر کنید و خواهشا هیچ اسم و لقبی برای این چنین تحلیل هایی نگذارید. فکر کنید یکی دلش برای مملکتش و مردمش سوخته و حالا از سر دلسوزی داره چهار کلام حرف آخری که باقی مونده رو میزنه. حالا یا یکی گوش میده یا نه. که مهم نیست)
خلاصه بگم که هرچیزی راهکاری داره و اگه این ها آدم بشوند و دست از سانسور دست از زندانی کردن ما دست از قطع کردن اینترنت ما بر دارند میشه به راحتی مشکل این مملکت را با تکیه بر موارد اینچنینی حل کرد و براش اتفاقا هم پروپوزال تجاری نوشته شده است و هم کلی کتاب و تحقیقات. فقط کافیه دست از لجبازی بردارند و اول یک عذرخواهی رسمی از کل ملت آسیب دیده بکنند که دارند تاوان حماقت این ها را میدهند. ...
۲
۱۱:۵۲