عصرانه:یه رفیق دارم 26 سالشه.ده ساله دارم براش آفساید رو توضیح میدم، هربار گیج میشه تشنج میکنه.
حالا پست گذاشته که من بیست ساله با نود خاطره دارم.بیست ساله!!!شیطونه میگه برم آوانتاژ رو بهش توضیح بدم...
عصرانه
ble.im/join/M2IyMzA0Nz
حالا پست گذاشته که من بیست ساله با نود خاطره دارم.بیست ساله!!!شیطونه میگه برم آوانتاژ رو بهش توضیح بدم...
۵:۴۴
مهدی:از داستان زنده گیری گورخرها چندروزی گذشته و نمیخواستم بهش بپردازم اما داداش حتی گورخرها هم فهمیدن نمیشه به وعده های اینا امید بست
عصرانه
ble.im/join/M2IyMzA0Nz
۱۳:۳۸
۱۷:۱۷
آیت الله سید جواد حیدری
می گفت: «حاضرم شصت سال پیش نمازی ام را بدم به جاش یک نماز هول هولکی راننده تاکسی که دیر رسیده به مسجد و دویده توی وضو خونه یه وضو نصفه نیمه گرفته و اومده آخر صف جماعت ایستاده نماز رو بگیرم، تازه تو این معامله سودم کردم.»
اگر بخواهید او را رسمی بشناسید می شود «آیت الله سید جواد حیدری، استاد اخلاق و امام جماعت مسجد برخوردار یزد»، اما برای مردم یزد او همان «آسید جواد» است، آنهم بدون پیشوند و پسوند.
آسید جواد تا ۸۰ سالگی سر زمین می رفت و بیل می زد تا این آخری ها که کم خونی توان جسمی اش را کم کرد؛ دست های پینه بسته و خشن او تصورها درباره روحانیون را عوض کرده بود؛ می گفت «آدم باید نون خودش را بخورد».
عصرانه
ble.im/join/M2IyMzA0Nz
می گفت: «حاضرم شصت سال پیش نمازی ام را بدم به جاش یک نماز هول هولکی راننده تاکسی که دیر رسیده به مسجد و دویده توی وضو خونه یه وضو نصفه نیمه گرفته و اومده آخر صف جماعت ایستاده نماز رو بگیرم، تازه تو این معامله سودم کردم.»
اگر بخواهید او را رسمی بشناسید می شود «آیت الله سید جواد حیدری، استاد اخلاق و امام جماعت مسجد برخوردار یزد»، اما برای مردم یزد او همان «آسید جواد» است، آنهم بدون پیشوند و پسوند.
آسید جواد تا ۸۰ سالگی سر زمین می رفت و بیل می زد تا این آخری ها که کم خونی توان جسمی اش را کم کرد؛ دست های پینه بسته و خشن او تصورها درباره روحانیون را عوض کرده بود؛ می گفت «آدم باید نون خودش را بخورد».
۱۸:۲۱
عصرانه
جمال خاشقجی ، همه اخبارشو شنیدین و میدونید چه اتفاقی افتاده ... ترور و خشونت و کشتن محکومه ... اما ... 2تا مطلب : 1- چندصد کودک و زن یمنی کشته شده و هزاران کودک گرسنه ی یمنی به اندازه خاشقجی ارزش نداشتند ؟ 2 - توئیت «جمال خاشقجی» پس از اعدام شیخ «نمر النمر»: «دولت عربستان با قاطعیت با نمر و طرح تجزیه گرایانه او برخورد کرد!» (پ.ن : کاربری در پاسخ خاشقجی نوشته است:
«اگر نمر را در آن دنیا دیدی، به ما بگو واکنشاش به توییت تو چه بود؟» )
عصرانه
ble.im/join/M2IyMzA0Nz
مهدی:بیرحم ترین متلک مطبوعاتی تاریخ!
خاشقچی در واشنگتن پست نوشته بود: "وقتش رسیده که سوریه چندتکه شود."
نماینده مجلس سوریه هم حالا نوشته: "متاسفیم که اربابانت خودت رو چندتکه کردند!"
عصرانه
ble.im/join/M2IyMzA0Nz
خاشقچی در واشنگتن پست نوشته بود: "وقتش رسیده که سوریه چندتکه شود."
نماینده مجلس سوریه هم حالا نوشته: "متاسفیم که اربابانت خودت رو چندتکه کردند!"
۱۸:۲۷
مهدی:الحسین یجمعنا
۵ روز مانده به اربعین
نان و نوای من همه از روضه شماست
از عشق قلب شعلهوری داده ای مرا
عصرانه
ble.im/join/M2IyMzA0Nz
نان و نوای من همه از روضه شماست
از عشق قلب شعلهوری داده ای مرا
۲:۵۷
مهدی:صدای سوت کتری توی خانهبساط گرمِ چای دلبرانهببین ؛ بشنوسرآغازی جدید استدوباره صبح و گنجشک و ترانه...
عصرانه
ble.im/join/M2IyMzA0Nz
۴:۰۹
عصرانه:آیت الله مجتهدی تهرانی(ره):
پدر شیخ عباس قمی (صاحب کتاب مفاتیح الجنان) ، پای منبر حاج شیخ غلامرضا نشسته بود. حاج شیخ غلامرضا داشت از روی کتابی که شیخ عباس قمی نوشته بود، مسأله می گفت. پدر شیخ عباس نمی دانست که این کتاب را پسرش نوشته و شیخ عباس هم چیزی به او نگفته بود.
شیخ عباس آمد در گوش پدرش چیزی بگوید، ناگهان پدرش جلوی مردم سر او داد زد که : "بیا و بنشین ببین حاج شیخ غلامرضا چه می گوید؟ بیا و بنشین و بفهم!" شیخ عباس قمی به پدرش گفت :"پدر جان! دعا کن بفهمم" نگفت این کتاب را من خودم نوشتم،
نرفت به مادرش بگوید پدرم جلوی جمع آبروی مرا ریخت، خیره خیره به پدرش نگاه نکرد، فقط آهسته گفت: "پدر جان! دعا کن بفهمم"این بود که شد شیخ عباس قمی فخر شیعه
عصرانه
ble.im/join/M2IyMzA0Nz
پدر شیخ عباس قمی (صاحب کتاب مفاتیح الجنان) ، پای منبر حاج شیخ غلامرضا نشسته بود. حاج شیخ غلامرضا داشت از روی کتابی که شیخ عباس قمی نوشته بود، مسأله می گفت. پدر شیخ عباس نمی دانست که این کتاب را پسرش نوشته و شیخ عباس هم چیزی به او نگفته بود.
شیخ عباس آمد در گوش پدرش چیزی بگوید، ناگهان پدرش جلوی مردم سر او داد زد که : "بیا و بنشین ببین حاج شیخ غلامرضا چه می گوید؟ بیا و بنشین و بفهم!" شیخ عباس قمی به پدرش گفت :"پدر جان! دعا کن بفهمم" نگفت این کتاب را من خودم نوشتم،
نرفت به مادرش بگوید پدرم جلوی جمع آبروی مرا ریخت، خیره خیره به پدرش نگاه نکرد، فقط آهسته گفت: "پدر جان! دعا کن بفهمم"این بود که شد شیخ عباس قمی فخر شیعه
۴:۲۲
مهدی:سلطنتطلبه نوشته: "راس ساعت شش به مدت ۵ دقیقه چراغها را خاموش میکنیم تا نقاط تاریک وطن را با چراغ آزادی روشن کنیم!"
داداش این حجم از خشونت و انقلابی گری لازم نیست ها ...
پ.ن : بن سلمان، داداش، اینا انقلابکن نیستن، بیخود پولتو حروم اینا نکن!
عصرانه
ble.im/join/M2IyMzA0Nz
داداش این حجم از خشونت و انقلابی گری لازم نیست ها ...
پ.ن : بن سلمان، داداش، اینا انقلابکن نیستن، بیخود پولتو حروم اینا نکن!
۷:۰۱
خانمه شوهرش رو می برده دکتر...
دکتر به خانم می گه : خانم همسرتون افسردگی شدید دارن و نباید هیچ استرسی به شوهرتون وارد بشه، باید خوب غذا بخوره، هر چی که می خواهد براش فراهم بشه و برای یک سال هیچ بحث و دعوایی سر هیچ موضوعی حتی سر طلا و ماشین و خونه هم نباید با هم داشته باشین.
توی راه برگشت مرده می پرسه: دکتر چی گفت!؟؟؟
زنه می گه: هیچی، گفت تو هیچ شانسی برای زنده موندن نداری
عصرانه
ble.im/join/M2IyMzA0Nz
دکتر به خانم می گه : خانم همسرتون افسردگی شدید دارن و نباید هیچ استرسی به شوهرتون وارد بشه، باید خوب غذا بخوره، هر چی که می خواهد براش فراهم بشه و برای یک سال هیچ بحث و دعوایی سر هیچ موضوعی حتی سر طلا و ماشین و خونه هم نباید با هم داشته باشین.
توی راه برگشت مرده می پرسه: دکتر چی گفت!؟؟؟
زنه می گه: هیچی، گفت تو هیچ شانسی برای زنده موندن نداری
۷:۰۵
عصرانه:به دوستم میگم : ای زن زلیل بدبخت چرا تو شستن ظرفها به زنت کمک میکنی !!!میگه : آخه اونم تو شستن لباسها به من کمک میکنه...
عصرانه
ble.im/join/M2IyMzA0Nz
۷:۰۹
عصرانه:خیلی ناراحت بودممامانم اومد گفت : ناراحتى؟ گفتم : آره گفت ناراحت نباش و رفت...
یعنی کمر مشاوره هاى دنیا جهت رفع افسردگى شکست ...
عصرانه
ble.im/join/M2IyMzA0Nz
یعنی کمر مشاوره هاى دنیا جهت رفع افسردگى شکست ...
۷:۱۲
عصرانه:حکایت
عطیه عوفی نقل می کند که با جابر براى زيارت حضرت سيّدالشهدا(ع) به كربلا آمديم. جابر غسل كرد و بر خود عطر زد. از آن جایی که جابر نابینا بود، دستش را گرفتم و بر قبر مطهّر حضرت سيّدالشهدا(ع) گذاشتم. ناگهان بیهوش شد و به زمین افتاد. بر صورت ایشان آب ریختم تا به هوش بیاید. بعد از آنکه به هوش آمد با سوز دل سخنانى جگرسوز به محضر حضرت امام حسين(ع) عرضه داشت؛ سپس به شهداى گرانقدر كربلا سلام كرد و در پايان گفت: «ما نيز در مجادله، مقاتله و يارى ذرّية خاتم پيامبران(ص) و شهادت در محضر او شريك بوديم.»
عطيّه که از کلام جابر شگفت زده شده بود پرسید: «ما رنجى نبرديم و شمشيرى نزديم، سرهاى اين گروه از بدن جدا و همسران شان بيوه، و فرزندان شان يتيم شدند، چگونه در اجر با ايشان شريك هستیم؟» جابر در پاسخ گفت: «عطيّه! من خود از رسول خدا(ص) شنيدم كه فرمود: هر كس عمل قومى را دوست دارد، در ثواب آن عمل با آنان شريك است.» سپس گفت: «اى عطيّه! رسول خدا(ص) فرمود: نيّت من و اصحابم بر همان نيّت حسين(ع) و اصحاب اوست .»
عصرانه
ble.im/join/M2IyMzA0Nz
عطیه عوفی نقل می کند که با جابر براى زيارت حضرت سيّدالشهدا(ع) به كربلا آمديم. جابر غسل كرد و بر خود عطر زد. از آن جایی که جابر نابینا بود، دستش را گرفتم و بر قبر مطهّر حضرت سيّدالشهدا(ع) گذاشتم. ناگهان بیهوش شد و به زمین افتاد. بر صورت ایشان آب ریختم تا به هوش بیاید. بعد از آنکه به هوش آمد با سوز دل سخنانى جگرسوز به محضر حضرت امام حسين(ع) عرضه داشت؛ سپس به شهداى گرانقدر كربلا سلام كرد و در پايان گفت: «ما نيز در مجادله، مقاتله و يارى ذرّية خاتم پيامبران(ص) و شهادت در محضر او شريك بوديم.»
عطيّه که از کلام جابر شگفت زده شده بود پرسید: «ما رنجى نبرديم و شمشيرى نزديم، سرهاى اين گروه از بدن جدا و همسران شان بيوه، و فرزندان شان يتيم شدند، چگونه در اجر با ايشان شريك هستیم؟» جابر در پاسخ گفت: «عطيّه! من خود از رسول خدا(ص) شنيدم كه فرمود: هر كس عمل قومى را دوست دارد، در ثواب آن عمل با آنان شريك است.» سپس گفت: «اى عطيّه! رسول خدا(ص) فرمود: نيّت من و اصحابم بر همان نيّت حسين(ع) و اصحاب اوست .»
۱۳:۰۲
مهدی:الحسین یجمعنا
۴ روز مانده به اربعین
لطفی که کردهای تو به من مادرم نکرد
ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین
عصرانه
ble.im/join/M2IyMzA0Nz
لطفی که کردهای تو به من مادرم نکرد
ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین
۷:۴۶
عصرانه:روزگاری بر مزار حسین(ع) آب بستندروز دیگر حرم را به قصد تخریب، شخم زدندروزگاری باید دستت را میدادیروزی جانت و ...و امروز هم زائرِ اربعین را به واسطه دینارِ دولتی تحقیر کردند!و تاریخ ثابت کرده تمام اینها میرود و پرچم کربوبلاست که بالا میماند
عصرانه
ble.im/join/M2IyMzA0Nz
۷:۵۸
عصرانه:مهناز افشار #حب_الایران_یجمعنا میزنه.همایون شجریان آهنگ ایران من میخونه.سلبریتی ها دم از آریایی و کوروش میزنن.تمام توییت هاشون پره از ایران پرستی و آریایی و چه و چه و چه ...
ولی آخر سر اونی که برای ایران جان میده همونیه که سربند یاحسین و یازهرا بسته...یاحسین
عصرانه
ble.im/join/M2IyMzA0Nz
ولی آخر سر اونی که برای ایران جان میده همونیه که سربند یاحسین و یازهرا بسته...یاحسین
۸:۱۴
مهدی:این جـمـعه برای دلگیرتر شدنش..،
فقط همین بارونو کم داشت..!
إین صاحـبنا..
التماسدعایخیر
اینجاصحبتعشقدرمیاناست
عصرانه
ble.im/join/M2IyMzA0Nz
فقط همین بارونو کم داشت..!
إین صاحـبنا..
التماسدعایخیر
اینجاصحبتعشقدرمیاناست
۱۸:۵۷
هرشب که انتظارِ فرج می برم به روز...
شرمنده ام که بی تونفس میکشم هنوز...
عصرانه
ble.im/join/M2IyMzA0Nz
شرمنده ام که بی تونفس میکشم هنوز...
۱۹:۱۹
مهدی:الحسین یجمعنا
۳ روز مانده به اربعین
از کربلا به بعد گرفتار زینبیم
تا روضه ها به پاست بدهکار زینبیم
عصرانه
ble.im/join/M2IyMzA0Nz
از کربلا به بعد گرفتار زینبیم
تا روضه ها به پاست بدهکار زینبیم
۴:۱۸
مهدی:حکایت بعضیا ، حکایت شخصیه که ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺭﺍﺩﯾﻮ ﻣﯿﮕﻪ:
ﺑﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﮕﯿﺪ ﺍﮔﺮ ﺻﺪ ﺗﺎ ﻣﻮﺷﮏ ﺑﻪ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﻤﺎﻥ ﺗﮑﺎﻥﻧﻤﯿﺨﻮﺭﯾﻢ!!!
ﻣﺠﺮﯼ ﮔﻔﺖ:ﺍﺣﺴﻨﺖ، ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺗﻤﺎﺱ ﻣﯿﮕﯿﺮﯾﺪ
ﮔﻔﺖ: ﺍﺯ ﺷﯿﺮﺍﺯ
۷:۳۸