بله | کانال مدیریت ارتباطات
عکس پروفایل مدیریت ارتباطاتم

مدیریت ارتباطات

۲۲۶ عضو
thumbnail
گفت‌وگو با نعمت‌الله فاضلی، انسان‌شناس دربارۀ نقش دیاسپورا در شکل‌گیری روایت‌های رسانه‌ای
ما فقط صدای مهاجران خواهان جنگ را می‌شنویم
undefined<img style=" />undefinedصدف سرداری/ عضو هیئت تحریریه
undefinedسال ۱۴۰۴ بحران‌های اجتماعی و سیاسی فشرده‌تر و پی‌درپی‌تر از همیشه رخ دادند و جمعیت گسترده‌ای از دیاسپورا که در بیرون از مرزهای ایران پراکنده‌اند، هر یک مواضع متفاوتی نسبت به تحولات سرزمین مادری‌شان داشته‌اند.
undefined اما آنچه در جهان رسانه‌ای از روایت‌ها و مواضع مهاجران بازتاب پیدا می‌کند، لزوماً تصویری جامع از مهاجران ایرانی نیست، چرا که در بسیاری موارد، صدای اقلیتی از مهاجران که مواضعی تندتر و گاه همسو با گفتمان‌های مداخله‌جویانه دارند، بلندتر شنیده می‌شود.
undefinedدر گفت‌وگو با نعمت‌الله فاضلی به این موضوع پرداخته‌ایم دیاسپورای ایرانی چه نقشی در شکل‌دهی به روایت‌های رسانه‌ای ایفا می‌کند و چرا از میان همۀ این صداها، فقط برخی روایت‌ها امکان شنیده‌شدن پیدا می‌کنند؟
undefined این گفت‌وگو در شماره ۱۹۰ و ۱۹۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید.
undefinedundefinedundefined@cm_magazine1388

۱۵:۰۴

thumbnail
ترامپ و سادیسم در مازاد لذت
undefined<img style=" />undefinedاسلاوی ژیژک/ ترجمه: فرید ناصر
undefined مازاد لذت، روی دیگرِ سادیسم است؛ وقتی یک سرمایه‌دار از «شمارش لذت» به «لذت شمارش» تغییر وضعیت می‌دهد، او از لذت مستقیم (لذت مصرف اشیای خاص) چشم‌پوشی می‌کند (یا حداقل آن را به نقشی ثانویه تقلیل می‌دهد) و آن را با لذت «انتزاعیِ» شمارش لذت‌های ممکن جایگزین می‌کند. بنابراین مازاد لذت به‌عنوان یک تحقیرِ سادیستیکِ لذت‌های واقعی عمل می‌کند. اما این‌ها چه ربطی به ترامپ دارد؟
undefined در یکی از آخرین سخنرانی‌های او بخشی وجود دارد که به معنای واقعی کلمه و به زبان عامیانه، تناقضِ فراخود و مازاد لذت را بازتولید می‌کند: «کشور ما دوباره دارد پیروز می‌شود. در واقع، ما آن‌قدر پیروز می‌شویم که واقعاً نمی‌دانیم با آن چه کنیم. مردم از من می‌خواهند، التماس می‌کنند، می‌گویند آقای رئیس‌جمهور، خواهش می‌کنیم، ما داریم زیادی پیروز می‌شویم. دیگر تحملش را نداریم. ما تا قبل از آمدن شما به پیروزی در کشورمان عادت نداشتیم، ما همیشه فقط می‌باختیم. اما حالا داریم زیادی پیروز می‌شویم. و من می‌گویم: نه، نه، نه، شما قرار است دوباره پیروز شوید. شما قرار است کلی پیروز شوید. شما قرار است بزرگ‌تر از همیشه پیروز شوید.»
undefined این سادیسم خالص است. پیام این است: آمریکایی‌ها، یک تلاش دیگر! از زیادی پیروز شدن شرمنده نباشید! شما باید از درد پیروزی در فراسوی اصل لذت برخوردار شوید! پس چه می‌شود اگر یک قدم فراتر رویم و قطعۀ نقل‌شده را با گرفتن واژۀ کلیدی «پیروزی» در معنای نظامی‌اش بازنویسی کنیم؟
undefined «در حملات پیشگیرانه به ایران، کشور ما دوباره دارد پیروز می‌شود. در واقع، ما آن‌قدر پیروز می‌شویم که واقعاً نمی‌دانیم با آن چه کنیم. مردم از من می‌خواهند، التماس می‌کنند، می‌گویند آقای رئیس‌جمهور، خواهش می‌کنیم، ما داریم زیادی پیروز می‌شویم. دیگر تحملش را نداریم، بمباران ایران را متوقف کنید! اما من می‌گویم: نه، نه، نه، شما قرار است دوباره پیروز شوید، شما قرار است بزرگ‌تر از همیشه پیروز شوید.»
undefined چرا؟ چون ترامپ بزرگ‌ترین صلح‌طلب تاریخ بشریت است؛ یا حداقل این‌طور ادعا می‌کند و همان‌طور که خوب می‌دانیم، تنها راه دستیابی به صلح جهانی ابدی، از طریق یک جنگِ بزرگِ نهایی است که تمام دشمنان صلح را نابود کند. همان‌طور که ترامپ بارها و بارها تکرار می‌کند، ایالات متحده با ایران در جنگ نیست، بلکه به همراه اسرائیل، صرفاً در حال آزاد کردن مردم ایران است (دقیقاً به همان روشی که اسرائیل غزه را آزاد کرد و ویرانه‌های تهران باعث شد که آنجا بیشتر و بیشتر شبیه غزه به نظر برسد...).
undefined مطلبی که خواندید بخشی از مقاله‌ای با عنوان «ترامپ در مقام خواننده لاکان» است که در شماره ۱۹۰ و ۱۹۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. undefinedundefinedundefined@cm_magazine1388

۹:۴۵

مدیریت ارتباطات
undefined گفت‌وگو با نعمت‌الله فاضلی، انسان‌شناس دربارۀ نقش دیاسپورا در شکل‌گیری روایت‌های رسانه‌ای ما فقط صدای مهاجران خواهان جنگ را می‌شنویم undefined<img style=" />undefinedصدف سرداری/ عضو هیئت تحریریه undefinedسال ۱۴۰۴ بحران‌های اجتماعی و سیاسی فشرده‌تر و پی‌درپی‌تر از همیشه رخ دادند و جمعیت گسترده‌ای از دیاسپورا که در بیرون از مرزهای ایران پراکنده‌اند، هر یک مواضع متفاوتی نسبت به تحولات سرزمین مادری‌شان داشته‌اند. undefined اما آنچه در جهان رسانه‌ای از روایت‌ها و مواضع مهاجران بازتاب پیدا می‌کند، لزوماً تصویری جامع از مهاجران ایرانی نیست، چرا که در بسیاری موارد، صدای اقلیتی از مهاجران که مواضعی تندتر و گاه همسو با گفتمان‌های مداخله‌جویانه دارند، بلندتر شنیده می‌شود. undefinedدر گفت‌وگو با نعمت‌الله فاضلی به این موضوع پرداخته‌ایم دیاسپورای ایرانی چه نقشی در شکل‌دهی به روایت‌های رسانه‌ای ایفا می‌کند و چرا از میان همۀ این صداها، فقط برخی روایت‌ها امکان شنیده‌شدن پیدا می‌کنند؟ undefined این گفت‌وگو در شماره ۱۹۰ و ۱۹۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. undefinedundefinedundefined @cm_magazine1388
نعمت‌الله فاضلی: مهاجران ایرانی دشمنان قسم‌خوردۀ سرزمین‌شان نیستند
undefinedمهاجران ایرانی در کشورهای مختلف صداهای گوناگونی دارند که ما اغلب فقط یکی از صداها را می‌شنویم؛ یعنی آن صدایی که خواهان جنگ علیه ایران است یا گمان می‌کند که این تجاوز و جنگ می‌تواند خواسته‌های سیاسی آن‌ها و گروه‌های ناراضی یا برانداز را تأمین کند.
undefinedآن جمعیت اقلیت، سازمان‌یافته هستند. در‌حالی‌که گروه‌های مهاجر دیگر که بیش از ۹۰ درصد جمعیت مهاجران را تشکیل می‌دهند، فاقد چنین سازمان‌یافتگی سیاسی هستند تا بتوانند صدای بزرگی در جهان ایجاد کنند.
undefinedجمعیت‌های مهاجر در ده‌ها کشور جهان پراکنده‌اند. این پراکندگی جغرافیاییِ بی‌نهایتِ گسترده، مجال انسجام و یکپارچگی سیاسی برای بیان دیدگاه‌های خودشان را به آن‌ها نمی‌دهد یا آنان را با محدودیت‌های پرشماری مواجه می‌کند.
undefinedدر صداوسیما و رسانه‌های رسمی، جایی برای ایجاد ارتباط و تعامل با مهاجران ایرانی تعریف نشده است. در نتیجه، این نادیده‌انگاری تلاش‌ها و تعاملات سازنده میان مهاجران ایرانی و سرزمین و وطن‌شان، باعث شده است تصویری که از دیاسپورا در ذهن جامعه شکل گرفته، محدود به همان تصویر جمعیت اقلیت مهاجرانی باشد.
undefinedمهاجران ایرانی، مردمانی بریده از سرزمین و بی‌علاقه به وطن یا دشمنان قسم‌خوردۀ سرزمین‌شان نیستند. این تصویر و بازنمایی نادرست که گویا مهاجران، جمعیتی کینه‌توز و خشمگین و مخالف ایران هستند، نه‌فقط خلاف واقعیت است، بلکه این تصویر بحران‌هایی برای ایرانیان داخل و خود مهاجران ایجاد می‌کند.
undefined «ما فقط صدای مهاجران خواهان جنگ را می‌شنویم» عنوان گفت‌وگویی است که بخش‌هایی از آن را خواندید. این گفت‌وگو در شماره ۱۹۰ و ۱۹۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. undefinedundefinedundefined@cm_magazine1388

۷:۵۴

thumbnail
چرا شبکۀ ملی اطلاعات به صورت مطلق محقق نخواهد شد؟
حامد بیدی/ کنشگر اینترنت آزاد
undefinedایدۀ شبکۀ ملی اطلاعات به دو دلیل به اهداف تعریف‌شدۀ خود نخواهد رسید. دلیل اول بحث پیشرفت فناوری است. فناوری اینترنت ماهواره‌ای امروز دیگر یک فناوری دور از دسترس محسوب نمی‌شود و همین حالا هم هزاران دستگاه استارلینک در ایران فعال هستند.
undefinedاز آن مهم‌تر، ماهیت نامتمرکز هرگونه شبکه و رسانۀ مبتنی بر آن است که به عدم دستیابی به آرمان‌های طراحان شبکۀ ملی اطلاعات ــ حتی در صورت اجرای کامل این ایده ــ منجر می‌شود.
undefinedآنچه امروز دیگر نمی‌توان نادیده گرفت، شیوۀ مواجهۀ با مردمی است که به لطف این پلتفرم‌ها، چه خارجی باشند و چه بومی، صدادار شده‌اند.
undefinedبومی‌کردن پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌ها، هرچند امکان رصد و پایش فعالیت کاربران و پالایش محتوا را بیشتر می‌کند، اما نمی‌تواند صدای مردم را کاملاً خاموش کند.
undefined مطلبی که خواندید بخشی از یادداشتی با عنوان «استقلال، آزادی اینترنت» است که در شماره ۱۹۰ و ۱۹۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. undefinedundefinedundefined@cm_magazine1388

۹:۵۷

بیانیه‌ی انجمن تجارت الکترونیک
«قطع اینترنت» ما را به عصرحجر می‌برد!
undefined «هیچ تمدن بزرگی از بیرون مغلوب نمی‌شود، مگر آن‌که پیش از آن خود را از درون نابود کرده باشد.» ما می‌توانیم روزهای سخت جنگ با دشمن خارجی را با وحدت و امید تحمل کنیم، ما می‌توانیم در برابر تهدیدات دشمنان تمدن کهن ایران با اتکا به قدرت یک ملت امیدوار بمانیم، اما نمی‌توانیم نابودی زیرساخت‌های کشور به دست تصمیم‌گیران کشور خودمان را تاب آوریم و در برابر آن سکوت کنیم.
undefined در یک سال گذشته، اینترنت کشور بیش از ۱۰۰ روز قطع بوده است و در جنگ اخیر، رکورد بیش از ۶۰ روز قطعی پیوسته اینترنت را تجربه کردیم. تلخ‌تر آنکه مسئولین کشور به جای پذیرش مسئولیت و برقراری اتصال اینترنت، با بهانه‌هایی که از دید متخصصان دیجیتال و مردم غلط و غیرقابل قبول است، مسیر اشتباه خود را توجیه می‌کنند.
undefined ۱. مسئولین در شرایطی امنیت سایبری را به عنوان یکی از بهانه‌های قطع اینترنت مطرح می‌کنند، که بزرگ‌ترین حملات سایبری از جمله هک چند بانک مهم کشور در زمان قطع کامل اینترنت انجام شد. برای متخصصین روشن است که هر نوع نفوذ یا حمله‌ی سایبری در سطوح بالا به راحتی و از طریق یک پل ارتباطی در داخل شبکه کشور می‌تواند انجام شود. در حالی که جاسوسان و هکر‌ها چندین راهکار از جمله استفاده آی‌پی‌های وایت‌لیست شده، اینترنت طبقاتی، اینترنت ماهواره‌ای (استارلینک)، رومینگ مناطق مرزی و راهکارهای فنی پیشرفته تانلینگ را در اختیار دارند، مسدود کردن اینترنت مردم ایران به چنین بهانه‌هایی دور از هر نوع منطق به نظر می‌سد. مسئولین در شرایطی از امنیت سایبری سخن می‌گویند که از یک طرف خود با قطع اینترنت، به‌روزرسانی تجهیزات امنیتی و مقابله موثر با حملات سایبری را مختل کرده و از طرف دیگر با هرچه داغ‌تر کردن فروش فیلترشکن‌ها و ناامن کردن فضای مجازی، ناامنی سایبری را تشدید کرد‌ه‌اند.
undefined ۲.این روزها مسئولان کشور مدام از ده‌ها میلیون‌ هم‌وطنی سخن می‌گویند که حاضر به فدا کردن جانشان برای ایران هستند. با داشتن چنین سرمایه‌ای، کشور و حاکمیت نه تنها نیازی به سرکوب و سانسور اینترنت ندارد که بی‌تردید باید راه را برای رساندن روایت‌ها و صدای ملت، باز و هموار نماید. قطع اینترنت روایت را در انحصار گروهی خاص در داخل و خارج از کشور قرار داده که هرگز نمی‌توانند برآیند ملت بزرگ ایران باشند.
undefined ۳. اما عجیب‌ترین و غیرانسانی‌ترین پدیده‌ی این روزهای کشور،‌ طبقاتی‌کردن و چندقطبی کردن جامعه به دست مسئولین با فروش رسمی اینترنت طبقاتی با قیمت حداقل ۵ برابری است. ارائه اینترنت به برخی از طبقات و اصناف از نگاه ما سوء استفاده از یک نیاز بدیهی هر شهروند در جهان معاصر است. چه طور می‌توان یک حق بدیهی را از یک شهروند سلب کرده و به شهروند دیگری (به هر بهانه و طبقه‌بندی) ارائه داد. کدام شهروند ایرانی است که ده‌ها نیاز ضروری به اینترنت نداشته باشد. با چه استدلالی می‌توان این نیازهای ضروری را نادیده گرفت، حقوق اولیه یک خانه‌دار، یک بازنشسته، یک نوجوان، یک کاسب، یک کارمند، یک کارگر و هر ایرانی دیگر را سلب کرد و گفت اینترنت تنها باید در اختیار برگزیدگانی خاص باشد؟
undefined انجمن تجارت الکترونیک، به عنوان نماینده گروه بزرگی از بخش خصوصی اقتصاد دیجیتال ایران، اعتراض قاطع خود را نسبت به «قطع اینترنت»، «اینترنت طبقاتی» و عدم پاسخگویی مسئولین اعلام کرده و اینترنت آزاد و پرسرعت را حق شهروندی تمام مردم ایران می‌داند.undefinedundefinedundefined@cm_magazine1388

۱۲:۲۹

thumbnail
رقابت نابرابر جنگ با محیط زیست
undefined<img style=" />undefinedفاطمه باباخانی/ روزنامه‌نگار
undefinedرسانه‌ها ظرفیت محدودی برای پرداختن به مطالب دارند و بحران‌ها برای جلب توجه رسانه‌ای با هم رقابت می‌کنند، شروع هر جنگ، باعث می‌شود مواردی مانند محیط‌زیست در حاشیه قرار بگیرند.
undefined«رابرت کاکس» استاد ارتباطات در آمریکاست. ایدۀ اصلی او این است که محیط‌زیست برای دیده‌شدن به سه مقولۀ توجه رسانه‌ای، فضای عمومی فعال و رقابت موفق با سایر موضوعات نیاز دارد.
undefinedبه گفتۀ او محیط ‌زیست همیشه در حال رقابت با سایر بحران‌هاست و وقتی جنگ رخ می‌دهد، فضای عمومی کوچک می‌شود، رسانه‌ها تک‌موضوعی می‌شوند و محیط ‌زیست به حاشیه رانده می‌شود.
undefinedاینکه بمب‌ها، ناوها و بنادر را بمباران و زندگی ساحل‌نشینان را دچار مخاطره و زیرساخت‌های ایران را نابود کردند، آن‌قدر بزرگ است که کسی به مرجان‌های خلیج فارس و هندوابی فکر نمی‌کند.
undefined «زمانی برای مرجان‌ها نیست» عنوان یادداشتی است که بخش‌هایی از آن را خواندید. این مطلب در شماره ۱۹۰ و ۱۹۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. undefinedundefinedundefined@cm_magazine1388

۷:۵۴

قطع اینترنت و دیوار نداشتهٔ وزیر! undefined<img style=" />undefinedاحمد زیدآبادی
undefinedسید ستار هاشمی وزیر ارتباطات، میزان تاب‌آوری مردم نسبت به قطع اینترنت را کمتر از قطع آب و برق و گاز ندانسته و با انتقاد شدید از کسانی که مردم را بی‌نیاز از اینترنت می‌دانند گفته است: «شبانه‌روز تلاش می‌کنیم که اینترنت برگردد و با کیفیت و عادلانه در اختیار «آحاد مردم» قرار بگیرد.» این نخستین بار نیست که آقای هاشمی از قطع اینترنت و حامیان آن در ایران به تلخی انتقاد می‌کند، اما واضح است که مهمترین حوزهٔ کاری وزارت‌خانهٔ تحت مدیریت او در حوزهٔ اقتدار و اختیار او نیست!
undefinedپیش از انتخاب مسعود پزشکیان به ریاست جمهوری تأکید کردم که ما با رأی خود در واقع به او خدمتی نمی‌کنیم بلکه وی را به روی میدان مین می‌فرستیم! این جمله شامل برخی همکاران او در دولت بخصوص وزیر ارتباطات هم می‌شود!میدان مین در واقع جایی است که فرد گرفتار در آن، برای هر اقدام و حرکتی از هر سو تحت فشار است و در عین حال، سکون و ایستایی او هم تحمل نمی‌شود.با آگاهی از این موقعیت، پرسش این است که چرا این کار را کردیم؟ هر آدم آشنا به سرشت تناقض‌آمیز سیاست، پاسخ را می‌داند و پاسخ این است که چه چارهٔ دیگری داشتیم؟ تنها راه بدیل، ندادن رأی بود که منجر به پیروزی رقیبِ او می‌شد رقیبی که نه فقط باوری به اینترنت آزاد نداشت، بلکه حتی هم‌اكنون نیز حامیانشان برای پیشگیری از وصل اینترنت به هر دری می‌زنند.
undefinedالبته آنها که از روی کار آمدن آقای پزشکیان و همکارانش مثل آقای هاشمی ابراز ناراحتی می‌کنند نظر واحدی ندارند. عده‌ای از آنها می‌گویند که اگر سعید جلیلی هم اکنون رئیس‌جمهور بود، عملکردی در همین حد داشت و اوضاع در عمل تفاوتی نمی‌کرد. اگر بپذیریم که تفاوتی نمی‌کرد، قاعدتا دیگر نبايد خیلی ناراحت باشیم چون نهایتاً از بین دو چیز مساوی یکی را برگزیده‌ایم که در بدترین حالت کاری لغو است و کار لغو هم امری است که در زندگی روزمره دائم در حال انجام آنیم و موضوع پشیمان‌کننده‌ای نیست!
undefinedعده‌ای از این افراد اما از همان ابتدا تصورشان بر این بود که عدم شرکت در انتخابات و به قدرت رسیدن سعید جلیلی باعث مشروعیت‌زدایی از نظام و این دو نیز به نوبهٔ خود سبب‌ اعتراض و شورش عمومی و فشار خارجی در جهت براندازی حکومت می‌شود.در چند ماه اخیر اما دیدیم که با وجود آقای پزشکیان در ساختمان پاستور نیز، هر دوی آن اتفاقات در شدیدترین شکل خود حتی در قالب جنگ ویرانگری که به تخریب ساختمان پاستور انجامید، رخ داد، اما هدفِ این عده برای براندازی محقق نشد! این خود نشان می‌دهد که همهٔ آن تلقی‌ها از تأثیر شرکت در انتخابات و دل‌بستن به سرنگونی تا چه اندازه موهوم و پا در هوا بوده است!
undefinedدر واقع آن دو اتفاق نه فقط سبب سرنگونی نشد بلکه امکانات و داشته‌های پیشین جامعه بویژه اینترنت را نیز از دست مردم گرفت!الان نهادهای پشتیبان قطع اینترنت با استناد به وقایع گذشته، در برابر اصرار دولت و درخواست وزیر ارتباطات برای وصل آن مقاومت می‌کنند و می‌گویند چرا باید ابزاری را در خدمت عموم قرار دهیم که از آن برای فراخوان اعتراض شبانه به قصد براندازی و هماهنگی در جهت آن استفاده می‌شود؟این نوع سخنان گرچه ممکن است دهان دولت یا وزیر ارتباطات را ببندد و همینطور جریان برانداز را مسبب اصلی قطع اینترنت نشان دهد، اما واقعیت این است که بدون اینترنت، امکان زندگی عادی و برقراری ثبات اجتماعی وجود ندارد و حکومت‌ها برای بقای خود، باید چاره‌ای اساسی‌تر بیاندیشید و فعالیت‌های براندازانه و سوءاستفادهٔ کشورهای معاند از آن را از طریق جلب رضایت عامهٔ مردم و پاسخ به مطالبات مشروع آنان خنثی سازند.
undefinedدر حقيقت آقای هاشمی که در حوزهٔ کاری خود فردی متخصص و در عین حال شخصیتی فروتن و سلیم‌النفس است، با انتقاد از قطع اینترنت می‌خواهد همین نکته را به نهادهای مخالف نگاه خود بقبولاند.جمعی اما بر این باورند که اگر او نمی‌تواند این نکته را به آن نهادها بقبولاند پس بهتر است که از مقام خود استعفا دهد.اگر استعفایش کمترین مشکلی را حل می‌کرد، قاعدتاً من هم همین تقاضا را می‌کردم اما روشن است که با استعفای او، نه فقط فردی قادر به وصل فوری اینترنت جای او را نمی‌گیرد، بلکه فرد جایگزین، این میزان از مخالفت با قطع اینترنت و اصرار به وصل آن را هم از خود نشان نخواهد داد.
undefinedدرخواست استعفا به قصد دامن زدن به نارضایتی و برانگیختن خشم عمومی برای اعتراض به قصد براندازی هم که پیش از این حساب خود را پس داده است!بدین ترتیب، هجوم پی در پی به وزیر ارتباطات به دلیل نابسامانی اینترنت و تقاضا برای استعفای او در این شرایط به نظر من ندیدن دیواری کوتاه‌تر از دیوار اوست هرچند که کلاً از نگاه من آقای پزشکیان و وزرایی مانند آقای هاشمی اصلاً دیواری ندارند که لازم باشد بر سر کوتاهی یا بلندی آن، مشاجره کرد!

۱۱:۴۷

undefinedبا این همه روشن است که در نمی‌تواند بر این پاشنه بچرخد. اینترنت و مجموع شرایط اقتصادی مردم امر شوخی‌برداری نیست. به سرعت برای آن چاره‌ای اساسی اندیشیده نشود، درست همان اتفاقی می‌افتد که مخالفان وصل اینترنت از آن واهمه دارند، اتفاقی که به سود هیچ طرفی از ایرانیان نیست و تنها سبب عمیق‌تر شدن معضلات می‌شود.
منبع: کانال تلگرامی نویسنده
undefinedundefinedundefined@cm_magazine1388

۱۱:۴۷

thumbnail
رسانه مهم‌تر از جنگنده‌ها و بمب‌ها است
undefined<img style=" />undefined محسن آزموده/ روزنامه‌نگار
undefinedصداوسیما در ایران، درک و فهم دقیق و شامل و عامی از مفاهیمی چون «ملت» و «ملی» ندارد و «ملت» را به افراد یا گروه‌های خاص با افکار، ایده‌ها و خواسته‌های مشخص فرو کاسته است.
undefinedاکثریتی که تریبونی برای بیان دیدگاه‌ها و مطالبات‌شان نمی‌یابند، به سراغ رسانه‌های بدیل (آلترناتیو)، یعنی سراغ رسانه‌هایی می‌روند که ادعا دارند بی‌هیچ آداب و ترتیبی حرف دل آن‌ها را بازمی‌تابانند.
undefinedزمانی ژان بودریار، متفکر فرانسوی از نقش رسانه‌ها در جنگ‌های جدید نوشته بود و می‌گفت اهمیت رسانه‌ها، به‌مراتب مهم‌تر از جنگنده‌ها، توپ‌ها و بمب‌هاست.
undefinedوقتی او دربارۀ حملۀ آمریکا و متحدانش در سال ۱۹۹۰ به عراق گفت: «جنگ خلیج فارس رخ نداده است»، منظورش این بود که آنچه باعث شد عراق شکست بخورد، نحوۀ بازنمایی رسانه‌ای جنگ خلیج فارس توسط رسانه‌های آمریکایی و غربی بود.
undefined «حق با بودریا بود» عنوان یادداشتی است که بخش‌هایی از آن را خواندید. این مطلب در شماره ۱۹۰ و ۱۹۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. undefinedundefinedundefined@cm_magazine1388

۸:۲۰

thumbnail
پاره جدامانده رنگارنگ
undefined<img style=" />undefined نیوشا طبیبی/ سردبیر مجله کرگدن اروپا
undefinedجامعۀ مهاجر فارسی‌زبانِ خواهان براندازی، تلاش مداومی دارد که خود را سفیدپوست و متمایل به ارزش‌های اروپایی و مسیحی جا بزند تا بر بحران و تضاد هویتی که به آن مبتلاست، فائق آید.undefinedپس هر تلاشی که از او چهره‌ای غیر«خاورمیانه‌ای» بسازد، برایش اخلاقی و مباح است. اما غالباً نمی‌دانند که برای اروپایی و آمریکاییِ سفید مسیحی، ما، پاکستانی‌ها، بنگلادشی‌ها، سوری‌ها، افغانستانی‌ها و عرب‌ها یکی هستیم. undefinedآن‌ها تلاش می‌کنند بین خود و نظام حاکم تفاوت بگذارند و این تمایز را به همۀ مردم ایران تعمیم دهند و به «سفیدها» القا کنند. undefinedوقتی سیاست‌مداری در تراز رئیس‌جمهور آمریکا در ادبیات رسمی خود از «ویران‌کردن کامل» یک کشور سخن می‌گوید، نشان می‌دهد که چگونه گفتمان قدرت در سطحی از سیاست جهانی، می‌تواند به‌سادگی میان «نظام» و «سرزمین» فرقی قائل نشود. undefined «پاره جدامانده رنگارنگ» عنوان یادداشتی است که بخش‌هایی از آن را خواندید. این مطلب در شماره ۱۹۰ و ۱۹۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. undefinedundefinedundefined@cm_magazine1388

۸:۳۶

یک آمبیانس فریب‌کار
undefined<img style=" />undefinedعلی ورامینی/ سردبیر
undefined بعد از ۴۰ روز جنگ، دیگر همه‌چیز تکراری است، حتی ادامۀ جنگ. همه‌چیز دیدیم. رشادت مردانی را دیدیم که با علم به اینکه شاید در وعدۀ بعد سفره جسم‌شان جانی نداشته باشد، باز از پشت لانچرها و پدافندها تکان نخوردند. زنان و مردان امدادگری دیدیم که نه آوار برایشان عادی می‌شد، نه آدم‌هایی را که از زیر آوار بیرون می‌کشیدند. با دستان‌شان خاک می‌خراشیدند و آجر برمی‌داشتند؛ به امید اینکه نفس هم‌وطنی را استمرار بخشند. گو اینکه هر کدام از آن‌ها که خانه‌خراب شده بود، مادر، پدر، فرزند، برادر و خواهر خودشان است. جنگ ولی شر است؛ با همۀ زیبایی‌هایی که در ایثار و ازخودگذشتگی مردان و زنان می‌توان دید.
undefined هزار افسوس که شر این جنگ برای ما فقط پنجه در پنجه زدن با دشمن خونی نبود، گفت «حالم چو دلیریست که از بخت بد خویش/ در لشکر دشمن پسری داشته باشد». بعضی از به‌ظاهر هم‌وطنان ما شوربختانه در لشکر دشمن می‌جنگیدند و درد این، از درد بمب و موشک‌هایی که بر سرمان آوار می‌شود، بیشتر نباشد، کمتر نیست. ما در این جنگ هم‌وطنانی دیدیم که در اروپای غربی و آمریکای شمالی از ترامپ و نتانیاهو درخواست که نه، التماس می‌کردند که بر سر کشورشان بمب بریزد. اول می‌گفتند، نقطه‌زنی است، کار خیلی زود تمام می‌شود. منظورشان این بود که مانند ونزوئلا در عرض چند ساعت یا نهایت چند روز رژیم سیاسی مستقر در ایران عوض می‌شود و نظام سیاسی مطلوب‌شان که سلطنت پهلوی است، جایگزین می‌شود.
undefined کار با چند روز تمام نشد. نیروی نظامی ایران و توان دفاعی آن را دست‌کم گرفته بودند. شاید دچار این محاسبۀ اشتباه شده بودند که همۀ مردم و نظامیان شبیه همان‌هایی هستند که جلوِ سفارتخانه‌ها می‌رقصند و دریوزگی بمب برای وطن از بیگانه می‌کنند. هرچه مقاومت بیشتر شد، بمب‌ها بیشتر بر بیمارستان‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس، خیابان‌ها و... فرود آمد. لشکر جنگ‌طلبان فارسی‌زبان مرحله‌به‌مرحله همۀ این جنایت‌ها را توجیه می‌کردند؛ می‌گفتند که نیروهای نظامی و مسئولان در بیمارستان و مدارس پناه گرفته‌اند. عجیب‌تر از همه، می‌گویند پلی که هنوز افتتاح نشده، متصل به شهرک موشکی بوده و برای همین آمریکا آن را بمباران کرده است.

۹:۲۴

مدیریت ارتباطات
یک آمبیانس فریب‌کار undefined<img style=" />undefinedعلی ورامینی/ سردبیر undefined بعد از ۴۰ روز جنگ، دیگر همه‌چیز تکراری است، حتی ادامۀ جنگ. همه‌چیز دیدیم. رشادت مردانی را دیدیم که با علم به اینکه شاید در وعدۀ بعد سفره جسم‌شان جانی نداشته باشد، باز از پشت لانچرها و پدافندها تکان نخوردند. زنان و مردان امدادگری دیدیم که نه آوار برایشان عادی می‌شد، نه آدم‌هایی را که از زیر آوار بیرون می‌کشیدند. با دستان‌شان خاک می‌خراشیدند و آجر برمی‌داشتند؛ به امید اینکه نفس هم‌وطنی را استمرار بخشند. گو اینکه هر کدام از آن‌ها که خانه‌خراب شده بود، مادر، پدر، فرزند، برادر و خواهر خودشان است. جنگ ولی شر است؛ با همۀ زیبایی‌هایی که در ایثار و ازخودگذشتگی مردان و زنان می‌توان دید. undefined هزار افسوس که شر این جنگ برای ما فقط پنجه در پنجه زدن با دشمن خونی نبود، گفت «حالم چو دلیریست که از بخت بد خویش/ در لشکر دشمن پسری داشته باشد». بعضی از به‌ظاهر هم‌وطنان ما شوربختانه در لشکر دشمن می‌جنگیدند و درد این، از درد بمب و موشک‌هایی که بر سرمان آوار می‌شود، بیشتر نباشد، کمتر نیست. ما در این جنگ هم‌وطنانی دیدیم که در اروپای غربی و آمریکای شمالی از ترامپ و نتانیاهو درخواست که نه، التماس می‌کردند که بر سر کشورشان بمب بریزد. اول می‌گفتند، نقطه‌زنی است، کار خیلی زود تمام می‌شود. منظورشان این بود که مانند ونزوئلا در عرض چند ساعت یا نهایت چند روز رژیم سیاسی مستقر در ایران عوض می‌شود و نظام سیاسی مطلوب‌شان که سلطنت پهلوی است، جایگزین می‌شود. undefined کار با چند روز تمام نشد. نیروی نظامی ایران و توان دفاعی آن را دست‌کم گرفته بودند. شاید دچار این محاسبۀ اشتباه شده بودند که همۀ مردم و نظامیان شبیه همان‌هایی هستند که جلوِ سفارتخانه‌ها می‌رقصند و دریوزگی بمب برای وطن از بیگانه می‌کنند. هرچه مقاومت بیشتر شد، بمب‌ها بیشتر بر بیمارستان‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس، خیابان‌ها و... فرود آمد. لشکر جنگ‌طلبان فارسی‌زبان مرحله‌به‌مرحله همۀ این جنایت‌ها را توجیه می‌کردند؛ می‌گفتند که نیروهای نظامی و مسئولان در بیمارستان و مدارس پناه گرفته‌اند. عجیب‌تر از همه، می‌گویند پلی که هنوز افتتاح نشده، متصل به شهرک موشکی بوده و برای همین آمریکا آن را بمباران کرده است.
undefined بوالعجب که خود ترامپ پیش‌تر از علاقه‌اش برای بمباران پل به‌طور خاص و از بین بردن زیرساخت‌های ایران گفته بود. جهل یا وقاحت یا جمع هر دوِ آن‌ها در بعضی از آنان اما چنان است که هنوز می‌گویند مدرسۀ میناب «کار خودشان است». در طول ۴۰ روز همۀ اینان یک‌صدا نماندند، بعضی زودتر پشیمان شدند. گفتند پسِ این جنگ با این وضع و حال ممکن است که اصلاً ایرانی اساساً نباشد که ما بخواهیم بر سر آن دعوا کنیم. هرچه جلوتر آمدیم، این ریزش‌ها زیادتر شد، مخصوصاً جنگ‌طلبانی که داخل کشور بودند و پیش از جنگ گمان می‌کردند به وضعیتی دچار شده‌اند که بدتر از آن متصور نیست. در واقع جنگ‌طلبان هرچه کمتر به جنگ نزدیک بودند، بیشتر از شروع و ادامۀ آن دفاع می‌کردند.
undefined با این همه، یکی از صداهای غالب در شبکه‌های اجتماعی صدای جنگ‌طلبان بود و هنوز هم هست؛ صدایی که در میان خاموشی صدای راویان جنگ‌زی داخل ایران در شبکه‌های اجتماعی، صدای مسلط شده است. در این رخداد دو نکتۀ مهم وجود دارد؛ یکی اینکه صدای جنگ‌طلبان را نباید صدای واحد مردم ایران شناسایی کرد و دوم اینکه سرنوشت این فضا چه خواهد شد؟ متأثر از آمبیانس این روزها بسیاری گمان می‌کنند که اکثر جامعۀ ایرانی خواستار مداخلۀ نظامی بوده است. نمی‌توان انکار کرد که مواضع تند و جنجالی، به‌ویژه در فضای رسانه‌ای، بیش از سایر صداها دیده و بازنشر می‌شوند. الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی نیز معمولاً محتوای بحث‌برانگیز را تقویت می‌کنند و همین امر باعث می‌شود دیدگاه‌های رادیکال، نمایان‌تر از آنچه در واقع هستند، به نظر برسند.
undefined در چنین شرایطی از یک سو مردم بیشتری جذب صداهای مسلط می‌شوند و از سوی دیگر، ممکن است برای بخشی از مخاطبان خارجی که آشنایی محدودی با پیچیدگی‌های جامعۀ ایرانی دارند، این صداها به‌اشتباه به‌عنوان بازتاب نظر اکثریت تلقی شود. این مسئله می‌تواند تصویری یک‌بُعدی و گاه مخدوش از ایرانیان در سطح ایجاد ‌کند؛ تصویری که با واقعیت پیچیده و چندلایۀ جامعۀ ایرانی فاصله دارد. از سوی دیگر، باید توجه داشت که هیچ جامعه‌ای ــ به‌ویژه جامعه‌ای به گستردگی و تنوع ایرانیان ــ یکدست و همگن نیست.
undefined ایرانیان، چه در داخل کشور و چه در خارج از آن، طیفی وسیع از دیدگاه‌های سیاسی، اخلاقی و انسانی را نمایندگی می‌کنند. بسیاری از آن‌ها، صرف‌نظر از مواضع سیاسی خود، با هرگونه جنگ، خشونت و آسیب به غیرنظامیان مخالف‌اند. بنابراین، تعمیم‌دادن دیدگاه‌های یک گروه محدود به کل یک ملت، نه‌فقط نادقیق، بلکه از نظر تحلیلی نیز نادرست است.
undefined مطلبی که خواندید در شماره ۱۹۰ و ۱۹۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. undefinedundefinedundefined@cm_magazine1388

۹:۲۴

thumbnail
قصۀ آن‌ها برده است
undefined<img style=" />undefinedصوفیا نصرالهی/ منتقد سینما
undefinedسال گذشته مستند تحسین‌شده‌ای ساخته شده به اسم «لاپوشانی» (cover-up) دربارۀ روزنامه‌نگاری به اسم سیمور هرش که برای اولین‌بار در دهۀ ۷۰ فاش کرد که سربازان آمریکایی به غیرنظامیان در ویتنام شلیک کرده‌اند.
undefinedداستانش آن‌قدر سروصدا به پا کرد که پنتاگون واکنش نشان داد. نه‌فقط مردم آمریکا که سربازان آمریکایی که شاید جوان‌های هیجان‌زدۀ جنگ بودند، متوجه شدند کل این جنگ سراب است.
undefinedهمین قصه به شکلی دیگر در مورد ایران هم تکرار شده است. فرقش این است این‌بار مردم جهان که قصۀ ویتنام و عراق و افغانستان و فلسطین را می‌دانند.
undefinedنکتۀ غم‌انگیزش اینجاست که ما با محدودکردن مردم خودمان از حس شنیدن آزادانۀ قصه‌ها، در جنگ روایت بازنده شدیم. حتی اگر بین میلیون‌ها ایرانی داخل مرز فقط یک نفر هم از این جنگ استقبال کند، یعنی قصۀ آن‌طرف کار خودش را کرده و دست ما خالی است.
undefined مطلبی که خواندید بخشی از یادداشتی است که در شماره ۱۹۰ و ۱۹۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. undefinedundefinedundefined@cm_magazine1388

۱۱:۲۳

مدیران رسانه‌های آنلاین حوزۀ فناوری از تأثیر قطعی اینترنت جهانی بر فعالیت‌هایشان می‌گویند
مثل اتاقی با پنجره‌های پوشیده از آجر
undefined<img style=" />undefinedصدف سرداری/ عضو هیئت تحریریه
undefined مسعود یوسف‌نژاد، مدیرعامل زومیت: برای سئوی گوگل سال‌ها برنامه‌ریزی و محتوا تولید شده است. این محتواها را آپدیت و بر اساس نیاز مخاطب تهیه کرده‌ایم و بر همین اساس هم در نتایج گوگل رتبه‌ای به دست آورده‌ایم، اما با قطعی‌های مکرر اینترنت تقریباً تمام رتبه‌هایمان را از دست داده‌ایم. در قطعی اینترنت دی‌ماه ۱۴۰۴ که کوتاه‌تر بود و دسترسی به گوگل زودتر باز شد، ۶۰ هزار صفحۀ زومیت از گوگل حذف شد؛ ۶۰ هزار صفحه‌ای که حتی ۱۰ درصد آن هم برنگشته است. گوگل فکر می‌کند ما از بین رفته‌ایم؛چراکه هیچ‌کس سرویسش را برای روزهایی پیاپی قطع نمی‌کند.
undefined مهرک محمودی، سردبیر پیوست: بخش بزرگی از مخاطبان رسانه‌های حوزۀ فناوری از طریق شبکه‌های اجتماعی با ما در ارتباط هستند؛ تعداد زیادی از مخاطبان ما که لزوماً در ایران هم زندگی نمی‌کردند، از طریق صفحۀ اینستاگرام یا توییتر ما را دنبال می‌کردند. در اصل شبکه‌های اجتماعی نه‌فقط ابزار توزیع محتوا، بلکه محل شکل‌گیری گفت‌وگو و دریافت بازخورد هم هستند. با قطع اینترنت، این شبکۀ ارتباطی عملاً از بین رفت و رسانه ناگهان بخشی از مخاطبانش را گم کرد. از سوی دیگر، در شرایط جنگی سرعت و گردش خبر اهمیت زیادی دارد؛ بنابراین قطع اینترنت باعث شد ریتم طبیعی جریان خبر در حوزۀ فناوری مختل شود.
undefined امیر مستکین، مدیرعامل دیجیاتو: یک رسانۀ فناوری بدون اینترنت مثل اتاق خبری است که پنجره‌هایش را با آجر بسته‌اند. ما فقط مصرف‌کنندۀ اطلاعات نیستیم، به جریان زندۀ دانش متصل هستیم. فناوری، حوزه‌ای نیست که بتوان آن را با تأخیر فهمید. اگر از لحظه جدا شوید، از حقیقت جدا شده‌اید. اینجا سرعت، صرفاً یک مزیت رقابتی یا ویژگی لوکس نیست، بخشی از امکان فهمیدن است.
undefined مطلبی که خواندید بخشی از گزارشی است که در شماره ۱۹۰ و ۱۹۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. undefinedundefinedundefined@cm_magazine1388

۸:۲۱

thumbnail
خط قرمز بر روایت نقطه‌زنی
undefined<img style=" />undefinedامیر جدیدی/ عکاس و نویسنده
undefinedدر میانۀ جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل وقتی کار عکاسان ایرانی، عکاسی از آوار و خرابی‌های ناشی از حملات موشکی و هوایی متجاوزان بود، مجموعه‌‌عکسی از مهدی قاسمی دچار چالش شد.
undefinedواقعیت این بود که قدرت این عکس‌ها به حدی بود که می‌توانست کثافت جنگ را به شکل عیانی نشان دهد.
undefinedجماعتی که با وجود تعداد اندک‌شان سروصدای زیادی دارند، تا اواسط جنگ هر بار که بمب و موشک خاک ایران را زخمی می‌کرد، قند در دل‌شان آب می‌شد و دشمن وطن را نقطه‌زن می‌نامیدند.
undefinedعکس‌های قاسمی اما ناگهان روایت نقطه‌زنی را به شکل دراماتیکی عوض کرد و خطی قرمز روی آن کشید.
undefinedاینجا بود که دوباره لشکر خصم پا به میدان گذاشت و عکاس را به استیج‌کردن صحنه‌ها متهم کرد. این جماعت هیچ درکی از الفبای ابتدایی عکاسی و استیج فتوگرافی نداشتند.
undefined مطلبی که خواندید بخشی از یادداشتی است که در شماره ۱۹۰ و ۱۹۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. undefinedundefinedundefined@cm_magazine1388

۹:۰۲

رسانه به ‌مثابه کنشگر در جنگ ترکیبی
undefined<img style=" />undefinedقادر باستانی تبریزی/ مدرس و پژوهشگر ارتباطات
undefinedعملکرد ایران اینترنشنال به‌طور ویژه‌ای قابل تأمل است. این رسانه با تمرکز مستمر بر برخی مضامین خاص و نادیده‌گرفتن یا کمرنگ‌سازی سایر ابعاد واقعیت، نوعی چارچوب‌بندی جهت‌دار را دنبال کرد که ‌توانست در شکل‌دهی به ادراک مخاطبان ــ چه در داخل کشور و چه در سطح بین‌المللی ــ نقشی تعیین‌کننده داشته باشد. در چنین وضعیتی، رسانه از جایگاه ناظر بی‌طرف فاصله گرفت و به کنشگری فعال در میدان جنگ روایت‌ها تبدیل شد که با انتخاب‌های خود، نه‌فقط روایت ‌ساخت، بلکه به آن جهت داد.
undefinedبا قرار دادن این تحلیل در چارچوب «جنگ ترکیبی»، نقش رسانه‌ها ابعاد عمیق‌تری می‌یابد. در این پارادایم، جنگ دیگر به تقابل نظامی محدود نیست، بلکه مجموعه‌ای از کنش‌های همزمان در حوزه‌های نظامی، سایبری، اقتصادی، رسانه‌ای و روانی را در بر می‌گیرد. در چنین فضایی، رسانه‌ها به ابزارهایی صرف برای اطلاع‌رسانی تقلیل نمی‌یابند، بلکه به سلاح‌هایی استراتژیک تبدیل می‌شوند که می‌توانند در جهت‌دهی به منازعه نقش‌آفرینی کنند.
undefinedبازنمایی یک کشور به‌عنوان «ناپایدار»، «بحران‌زده» یا «تهدیدزا»، می‌تواند به‌تدریج زمینۀ ذهنی لازم را برای پذیرش اقدامات سخت‌تر ــ از تحریم‌های گسترده گرفته تا مداخلات نظامی ــ فراهم آورد. این فرایند، اغلب نه از طریق یک روایت صریح، بلکه از طریق انباشت تدریجی چارچوب‌های همسو شکل می‌گیرد که در طول زمان، به بدیهیات ادراکی تبدیل می‌شوند.
undefinedدر اینجاست که ادعای بی‌طرفی رسانه‌ها زیر سؤال می‌رود. اگر هر انتخاب رسانه‌ای، از گزینش سوژه تا نحوۀ تیتر زدن و تصویرسازی، حامل معنا و جهت‌گیری است، آنگاه چگونه می‌توان رسانه‌ای را که به‌طور مداوم تصویری خاص از واقعیت ارائه می‌دهد، صرفاً گزارشگر دانست؟ آیا بی‌طرفی، در چنین شرایطی، یک واقعیت عملی است یا صرفاً یک برساخت گفتمانی برای پنهان‌سازی عاملیت رسانه‌ای؟ پس آنچه در بستر تنش‌های ایران، آمریکا و اسرائیل مشاهده می‌شود، صرفاً رقابت روایت‌ها نمی‌تواند باشد، بلکه رقابت بر سر تعریف خود «واقعیت» است که در آن، رسانه‌ها نه در حاشیه، بلکه در متن منازعه قرار دارند.
undefined مطلبی که خواندید بخشی از یادداشتی با عنوان «نبرد در سپهر ادراک» است که در شماره ۱۹۰ و ۱۹۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید.
undefinedundefinedundefined@cm_magazine1388

۱۱:۰۳

شبکه‌های فارسی‌زبان چطور گذشتۀ موهوم را جایگزین تاریخ کردند؟
undefined<img style=" />undefinedسیدعبدالجواد موسوی/ شاعر و روزنامه‌نگار
undefinedبرخلاف صداوسیمایی‌های خودمان که فکر می‌کنند پیش از ایشان لیل و نهاری در کار نبوده و تاریخ اصلاً از بهمن ۱۳۵۷ شروع می‌شود و البته در همین سال‌ها هم خیلی‌ها باید از صحنۀ تاریخ به‌کلی حذف شوند، شبکه‌های نوظهور همۀ تمرکزشان را روی گذشته گذاشتند.
undefinedآن‌ها خوب می‌دانستند نوستالژی همیشه جذاب است. به‌ویژه در روزگار ما که فناوری چنان سرعت گرفته‌ که هر‌گونه یادآوری از گذشته با اندکی ذوق و خلاقیت می‌تواند دل و دین مخاطب را از کف ببرد.
undefinedکافی است تصاویر چند ‌سال ‌پیش را کمی رنگ‌و‌رورفته کنید و یک موسیقی نسبتاً قدیمی که اندکی صدای خش صفحۀ گرامافون داشته باشد، روی آن بگذارید تا مخاطب فکر کند چه بهشتی را از دست داده است.
undefinedلزوماً هم قرار نیست به دهۀ ۴۰ بروید و خیابان لاله‌زار را نشان بدهید و صدای دلکش را روی تصویر قرار دهید. نشان‌دادن صف ارزاق کوپنی، آن‌ هم در خیابان‌های جنوب ‌شهر حتی با صدای جناب گلریز گاهی چنان آهی از سینۀ مخاطب بیرون می‌کشد که فلک را جمله سرتاپا بسوزد.
undefinedشبکه‌های نوظهور راز قدرت نوستالژی را خوب فهمیدند و تا توانستند از آن بهره‌ها بردند. آن‌ها این محصول را به مردمی می‌فروختند که از اصلاح و کنشگری فردی و جمعی سرخورده شده بودند. مردمی که دیگر حوصلۀ حرف، تحلیل، نقد و بررسی به معنای معمول و مرسومش را نداشتند.
undefinedدنبال کسی بودند که به آن‌ها بگوید این خوب است و آن بد؛ تکلیف را برای همیشه روشن کند. شبکه‌های نوظهور در بهترین فرصت به سراغ مخاطبان‌شان آمدند. اگر این شبکه‌ها فی‌المثل در اواسط دهۀ ۷۰ سر‌و‌کله‌شان پیدا می‌شد، به این راحتی یخ‌شان نمی‌گرفت.
undefined مطلبی که خواندید بخشی از یادداشتی با عنوان «راز جذابیت مرگبار نوستالژی» است که در شماره ۱۹۰ و ۱۹۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. undefinedundefinedundefined@cm_magazine1388

۹:۲۸

چرا اینستاگرام برای کسب‌وکار‌ها محبوب‌تر است؟
undefinedدر میان سکوهای خارجی، اینستاگرام محبوب‌ترین شبکۀ اجتماعی است. این‌ در ‌حالی است که اینستاگرام در ایران همانند اکثر شبکه‌های اجتماعی خارجی دیگر همچون فیس‌بوک، ایکس و یوتیوب فیلتر است؛ فیلترینگی که از دهم دی‌ماه ۱۳۹۶ آغاز شد و در ناآرامی‌های آن سال فقط چهار روز مسدود و از ۱۴ دی رفع فیلتر شد و بسیاری از کسب‌و‌کارها، به‌ویژه در زمان همه‌گیری کرونا در آن فعال شدند.
undefinedاما مجدداً با شروع اعتراضات در سال ۱۴۰۱، این پلتفرم برای بار دیگر فیلتر شد و با وجود وعده‌های دولت چهاردهم برای رفع فیلترینگ، همچنان مسدود است. در شرایطی که سایر شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک، یوتیوب و توییتر به فیلترشکن نیاز داشتند، اینستاگرام تا سال ۱۴۰۱ بدون فیلترشکن در ایران قابل استفاده بود و این دسترسی، تأثیر زیادی بر همه‌گیری آن در ایران داشته است.
undefinedهمچنین دسترسی به اینستاگرام از طریق تلفن همراه به‌عنوان یک وسیلۀ پرکاربرد، باعث شده کاربرد آن در ایران، زیاد باشد. به‌علاوه، کار با این شبکۀ اجتماعی نسبتاً آسان است و حتی افرادی که چندان با فناوری آشنایی نداشته باشند، به‌راحتی می‌توانند از اینستاگرام استفاده کنند.
undefinedآمار مرکز پژوهشی «بتا» هم نشان می‌دهد اینستاگرام یکی از بسترهای مهم در زمینۀ کسب‌وکارهای تجاری در ایران است که باعث شده شمار زیادی از کاربران بدون سرمایۀ آنچنانی، فروشگاه فیزیکی و پرداخت مالیات، به درآمد برسند.
undefinedبه این‌ ترتیب اینستاگرام برای کاربران ایرانی به‌ بستری برای انجام فعالیت‌های تجاری تبدیل شده؛ چراکه مرجعی قانونی و رسمی برای مدیریت مبادلات انجام‌شده در اینستاگرام وجود ندارد. همچنین تبلیغات در این پلتفرم، منبعی درآمدی برای عدۀ دیگری از جمله سلبریتی‌هاست و از این طریق، هم صاحب کسب‌وکار، مخاطب و به‌دنبال آن درآمد کسب می‌کند و هم تبلیغ‌کننده.
undefined مطلبی که خواندید بخشی از گزارشی با عنوان «شغل‌های بی‌اتصال» است که در شماره ۱۹۰ و ۱۹۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. undefinedundefinedundefined@cm_magazine1388

۱۳:۱۰

thumbnail
راویان جنگ باید همان‌هایی باشند که آن را زندگی می‌کنند
undefined<img style=" />undefinedحسین رمضان‌زاده/ هم‌بنیان‌گذار کارزار
undefinedدر چارچوب نظریۀ «جامعۀ شبکه‌ای» کاستلز، قدرت در جهان معاصر بیش از هر زمان دیگری در کنترل جریان‌های ارتباطی نهفته است. آن‌ که به شبکه دسترسی دارد، می‌تواند روایت بسازد، معنا تولید کند و در شکل‌دهی به افکار عمومی نقش داشته باشد و آن ‌که از شبکه حذف می‌شود، عملاً از این میدان قدرت کنار گذاشته می‌شود.
undefinedراوی این جنگ باید ایرانیانی باشند که آن را زندگی می‌کنند. قطع اینترنت هزاران مصیبت برای ما دارد که دیر یا زود، با هزینه‌های بالا، در نهایت و پس از درد کشیدن‌های زیاد، التیام پیدا می‌کنند. اما آنچه ممکن است هرگز فرصتی برای جبران پیدا نکند، تأثیر شنیدن روایت میلیون‌ها ایرانی از جنگی است که بر سرشان آوار شده است.
undefined «صدایی که مصادره شد» عنوان یادداشتی است که بخش‌هایی از آن را خواندید. این مطلب در شماره ۱۹۰ و ۱۹۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. undefinedundefinedundefined@cm_magazine1388

۸:۰۹

thumbnail
آیا دیاسپورا می‌تواند تسهیلگر دموکراسی باشد؟
undefined<img style=" />undefinedموسی اکرمی/ استاد فلسفه
undefinedنظریۀ دموکراسی در دو دهۀ گذشته نشان داده‌ است که مشارکت سیاسی فقط به مرزهای جغرافیایی محدود نمی‌شود. کنش سیاسی می‌تواند از راه دور، از خلال گفت‌وگو، شبکه‌های ارتباطی و نهادهای فراملی شکل بگیرد. undefinedاخلاق گفت‌وگو یکی از ارکان دموکراسی ارتباطی است: شنیدن، شفافیت، دقیق‌بودن در ارجاع، پرهیز از ساده‌سازی و درک تفاوت زمینه‌ها. دیاسپورا می‌تواند در این زمینه نقش ایفا کند، زیرا افراد در موقعیت بینافرهنگی معمولاً آموخته‌اند تفاوت دیدگاه‌ها را طبیعی بدانند، برای ادعاهای خود شواهد دقیق ارائه کنند و دریابند که سوءتفاهم اغلب نه ناشی از سوءنیت، بلکه حاصل تفاوت زمینۀ فرهنگی است. این توانایی‌ها به کاهش قطبی‌سازی و تولید الگوهای ارتباطی سنجیده‌تر یاری می‌رسانند.undefined «تسهیلگر دموکراسی یا برانداز؟» عنوان مقاله‌ای است که بخش‌هایی از آن را خواندید. این مطلب در شماره ۱۹۰ و ۱۹۱ ماهنامه مدیریت ارتباطات منتشر شده است. می‌توانید نسخه کاغذی ماهنامه را از سیمای شرق سفارش دهید. undefinedundefinedundefined@cm_magazine1388

۱۴:۰۴