۱۴:۰۲
InShot_20260407-1775584853610.mp3
۰۳:۰۴-۲.۸۲ مگابایت
.
تو این فایل صوتی کوتاه، توضیح میدم:
• چرا ذهن در نبود روتین، وارد حالت هشدار دائمی میشه؟
• چطور بینظمی روزمره میتونه احساس ناامنی رو تشدید کنه؟
• و چه کارهای سادهای میتونه دوباره برای مغز «ثبات» بسازه؟
اگر در شرایط پرتنش هستی یا با افراد درگیر بحران در ارتباطی، این چند دقیقه رو با اونها گوش بده؛ شاید نگاهتون به مسئله کاملاً تغییر کنه.
- [ وقتی بدونی کی میخوابی… کی غذا میخوری… یا حتی کی چند دقیقه قدم میزنی، مغز این پیام رو میگیره: همه چیز از کنترل خارج نشده.]
#پادکست
کوگیتوبوژو | آکادمی زیست آگاهانه
@cogitobujo
• چرا ذهن در نبود روتین، وارد حالت هشدار دائمی میشه؟
• چطور بینظمی روزمره میتونه احساس ناامنی رو تشدید کنه؟
• و چه کارهای سادهای میتونه دوباره برای مغز «ثبات» بسازه؟
اگر در شرایط پرتنش هستی یا با افراد درگیر بحران در ارتباطی، این چند دقیقه رو با اونها گوش بده؛ شاید نگاهتون به مسئله کاملاً تغییر کنه.
- [ وقتی بدونی کی میخوابی… کی غذا میخوری… یا حتی کی چند دقیقه قدم میزنی، مغز این پیام رو میگیره: همه چیز از کنترل خارج نشده.]
#پادکست
@cogitobujo
۱۸:۵۹
•آقا قبول نیست
من خواب بودم شما دور هم جنگ رو تموم کردین و گپ زدین و خوشی کردین
حالا من بیدار شدم
همه خوابیدین
پرنده پر نمیزنه
عادلانه نیست:(
من خواب بودم شما دور هم جنگ رو تموم کردین و گپ زدین و خوشی کردین
حالا من بیدار شدم
همه خوابیدین
پرنده پر نمیزنه
عادلانه نیست:(
۲:۳۵
وقتی آینده مبهم میشه،ذهنمون ناخودآگاه میخواد ریسک نکنه، حتی توی چیزهای خیلی کوچیک.
بعد که بیشتر فکر کردم، دیدم فقط من نیستم؛ این روزها خیلیهامون ممکنه یه سری کارهای کوچیک رو بیدلیل عقب بندازیم؛ یکی خریدشو میذاره برای بعد، یکی یه قرار ساده رو کنسل میکنه.
انگار زندگی،رفته روی حالت «صبر کن…»و شاید عجیبترین بخشش اینه که:این اتفاق، کاملاً بهنجار به نظر میاد!
«نرجس حسینپور»
@cogitobujo
۱۸:۱۴
اینکه یه چیزی توی این «عقب انداختنها» هستکه اولش دیده نمیشه؛ چون هر کدومشون به تنهایی خیلی کوچیکن.
بدون اینکه با هم حرف زده باشیم،یکی مثل من میگه فعلاً کتاب نمیخرم، یکی اصلاح موهاشو میذاره برای بعد، یکی خرید لباسشو عقب میندازه، حتی دختر و پسرایی که یه تصمیم مهم مثل عروسیشون رو هم میذارن برای «بعداً».
همهش قابل درکه!
اما وقتی این «صبر کردنها» جمعی بشن، یه تغییر آروم شروع میشه:جاهایی که قبلاً پر رفتوآمد بودن،یه کم خلوتتر میشن؛ بعضی کارها یه کم دیرتر راه میافتنو زندگی،انگار یه درجه کندتر جلو میره!
شاید همهی اینها طبیعی باشه.
اما چیزی که ذهنمو درگیر کرده اینه:
نکنه وقتی همهمون داریم صبر میکنیم،ناخواسته داریمچیزی فراتر از «تصمیمهای کوچیکمون» رومتوقف میکنیم…؟
«نرجس حسینپور»
@cogitobujo
۱۷:۳۲
امروز که بیشتر بهش فکر کردم، دیدم جوابش چقدر ناراحتکنندهست!
یعنی با همین صبرهای کوچیک، وقتی من خرید نمیکنم، تو هم خرید نمیکنی، یه مغازه یه مشتری کمتر دارهو شاید همون یک نفر، برای اون مغازهخیلی هم «کم» نباشه!
فروش کمتر میشه، درآمد کمتر میشهو از یه جایی به بعد، آدمها یکی یکی مجبور میشن کمتر خرج کننو این یعنی هر روز آدمهای بیشتریبا یه حس غریبِ آشنا از خواب بیدار میشن:نگرانی!
وقتی نگرانی بیشتر میشه، دوبارهخریدها عقب میافته؛ یعنی دقیقاً همونجایی که ازش شروع کردیم واین یه چرخهست؛ آروم،بیصدا،ولی واقعی!
اقتصاد شبیه جریان خونه؛ تا وقتی حرکت داره، زندگی هم جریان داره، اما وقتی این جریان کند بشه، کمکم روی زندگی همهمون اثر میذاره.
شاید مسئله تنها این نباشه که«چه اتفاقی داره میافته»بلکه بیشتر اینه که ما با همین تصمیمهای کوچیک،داریم سهم خودمون روتوی این اتفاق بزرگ برمیداریم.
«نرجس حسینپور»
@cogitobujo
۱۸:۲۶
اما یه نکتهی مهم اینه: همونطور که این چرخه با تصمیمهای کوچیک ما ساخته میشه، میتونه با تصمیمهای کوچیک ما هم تغییر کنه.
لازم نیست کار بزرگی کنیم؛ کافیه فقط زندگی رو متوقف نکنیم؛ با همون کارهای کوچیکی که عقب افتادن، یه خرید ساده، یه قرار معمولی یا همون کارهایی که گفتیم:«باشه برای بعد».
شاید وقتش رسیده همین امروز یکیشو انجام بدیم؛ نه برای تغییر دنیا، نه برای قهرمان بودن، فقط برای اینکه زندگی از سمت ما متوقف نشه.
تکرار این جمله میتونه نگاه ما رو تغییر بده: #من_به_زندگی_رأی_می_دهم
اگه حس کردی این حرفمیتونه به یکی دیگه هم کمک کنه،براش بفرست.
«نرجس حسینپور»
@cogitobujo
۱۷:۳۶
#من_به_زندگی_رأی_می_دهم
۱۵:۱۴
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
وقتی به زندگی رأی میدیم
#من_به_زندگی_رأی_می_دهم
۱۹:۵۴
تمرین ادامه دادن
۱۶:۲۱
جاییکه انگار هنوز صدای قدمهای اون روزها در فضا میپیچه.
امینالدوله، روحت شاد.
@cogitobujo
۱۷:۲۷
یکیتون کتاب خریدهیکیتون به کار عقبافتادهش رسیده
جالب اینجا بود کهتقریباً همه یه حس مشترک داشتین
«انگار از اون حالت تعلیق بیرون اومدم…»
«نرجس حسینپور»
#من_به_زندگی_رأی_می_دهم
@cogitobujo
۱۸:۵۱
بحثشون داغ شده بود، اما یه جمله کافی بود تا فضا آروم بشه و بتونن گفتوگو کنن.
پ.ن: گوش دادن فعال بخش مهم یه رابطه سالمه.
#خرد_رابطه#فیلم
@cogitobujo
۱۲:۱۷
شما هم توی این فاصله اینو پیشنهاد بدین به مجله
@cogitobujo
۱۵:۱۳
و چند تا دفتر خریدمتا یه دوره آموزشی رو یادداشتبرداری کنم.
@cogitobujo
۱۸:۴۱
پس من فقط میگم: #من_به_زندگی_رأی_می_دهم
شببهخیر
@cogitobujo
۱۹:۴۴
@cogitobujo
۱۱:۱۳
@cogitobujo
۱۳:۳۴
سلام!من یه دوستی دارم که کتابفروشی داره. چند روز پیش رفتم پیشش که هم ببینمش و هم چند جلد کتاب بخرم.
گفت: «تو این چند وقته که جنگ بود، اوضاع مالیمون خیلی خراب شد؛ پسانداز آنچنانی هم نداشتیم؛ جنس مغازهی ما هم کتابه و مثل سوپری نیس که بشه ازش استفاده کرد یا ببرم جایی بفروشم و تبدیل به پول کنم.»
[راستش] خیلی حالم گرفته شد. شغلهایی مثه اینا که دولتی نیستن تا سر ماه حقوق بگیرن و روی همون برنامهریزی کنن، واقعاً توی این مواقع خیلی بهشون سخت میگذره.
من با امید به اینکه قراره زندگی بهتر از این پیش بره، رفتمو چند جلد کتاب خریدم؛ چون هم کتاب نخوندههام کم شده بود و هم اینکه این خریدن کتاب، کمی امید رو در من زنده کنه؛ و کرد!
حرفام شعار نیس؛ چون منم مثل بقيه استرس و اضطراب دارم؛ اما ما تا زندهایم، باید زندگی کنیم.
ان شاء الله که حال کشورمون و مردممون هرچه زودتر خوب بشه و آرامش، مهمون ایران عزیزمون بشه. الهی آمین!
پ.ن: وقتی اینو خوندم، با خودم گفتم: همینه!اینطوری میشه با انجام «کارهای کوچیک»یهذره امید رو وسط این همه نگرانی، زنده نگه داشت…
@cogitobujo
۱۹:۱۸