فقط با دقت و با حوصله بخوانید...
این موارد بخش اول تناقضات متن بیانیه است!! سایر موارد را در بخش دیگری خواهم نوشت. موارد فرامتنی هم وجود دارد!! از توییت آقای عراقچی و بازنشر آن توسط ترامپ تا مواضع خود ترامپ تا بی توجهی به تجربه جنگ تحمیلی دوم و...
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
۱۴:۰۶
۱. اعلام پیروزی برای امری که هنوز چیزی معلوم نیست و منوط به مذاکره شده عجیب نیست؟
۲. اعلام جشن در حالیکه اربعین رهبر ماست و هنوز بدن شریف ایشان تشییع نشده عجیب نیست؟
۳. ترامپ اعلام نکرده من شرایط ایران را پذیرفتم، بلکه گفته من پذیرفتم براساس شرایط ایران مذاکره کنیم. یعنی برویم براساس این ده شرط صحبت کنیم. حال اگر امریکا در این دو هفته خود را تجهیز کرد، مشکل خلأ نفت را جبران کرد، رژیم صهیونیستی را تجهیز کرد و بعد در مذاکرات شروط را نپذیرفت تکلیف چیست؟
۴. ایا ولی امر و نیروهای مسلح هم این شروط را برای مذاکره قبول دارند یا حسب شنیدهها اینها شروط اتمام جنگ بود نه شروط مذاکره؟ چه تضمینی وجود دارد پس از دو هفته آمریکا مانند قبل نزند زیر میز و از مذاکرات خارج نشود در حالیکه خود را تجهیز کرده و آماده زدن زیرساختهای ما شده؟
۵. آیا پذیرفتن شرط ترک جنگ باز هم تحت فشار ترامپ با دو ادبیات مختلف از سوی ایران و امریکا کار عاقلانهای است؟ ترامپ میگوید آتشبس، صداوسیما میگوید پایان جنگ.
۶. اگر امریکا مانند دفعات قبل خیانت کرد، آیا شعام مسئولیت آن را میپذیرد؟
اینها و دهها سوال مانند این هنوز در اذهان مردم وجود دارد. ان شاءلله شعام زوایای بحث را برای مردم روشن کند.
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
۱۵:۴۶
قالیباف: پس از ۳ نقض کلیدی چارچوب مورد تواقق، آتشبس و مذاکره بیمعناست/ تهاجم به لبنان، تجاوز به آسمان ایران و انکار حق غنیسازی، نقض سه بند کلیدی چارچوب مورد توافق است
رئیس مجلس در بیانیهای درباره نقض سه بند کلیدی از طرح دهبندی ایران (چارچوب مورد توافق) پیش از آغاز مذاکرات نوشت: از همان ابتدا، ما روند جاری را با بیاعتمادی دنبال میکردیم و همانطور که پیشبینی میشد، ایالات متحده آمریکا این بار نیز پیش از آغاز مذاکرات، تعهدات خود را نقض کرد.
همانگونه که رئیسجمهور ایالات متحده صراحتاً اعلام کرده است، طرح دهبندی جمهوری اسلامی ایران، پایه و چارچوب مبنای قابل کار و چارچوب پایهای برای این گفتگوها محسوب میشود. با این حال، تا این لحظه سه بند از این پیشنهاد نقض شده است:
۱- عدم پایبندی به بند اول طرح دهبندی در خصوص آتشبس لبنان — تعهدی که نخستوزیر شهباز شریف نیز صراحتاً به آن اشاره کرده و آن را «آتشبس فوری در همهجا از جمله لبنان و سایر مناطق، مؤثر بلافاصله» اعلام نموده است؛
۲- ورود پهپاد متجاوز به آسمان ایران که در شهر لار در استان فارس منهدم شد و نقض آشکار بند ممنوعیت هرگونه تجاوز مجدد به حریم هوایی ایران است؛
۳- انکار پذیرش حق غنیسازی ایران، که بند ششم این چارچوب بود.
اکنون همان «چارچوب پایهای برای مذاکره» نیز حتی پیش از آغاز مذاکرات، سه بند کلیدی آن به صورت علنی و آشکار نقض شده است.
در چنین شرایطی، نه آتشبس دوطرفه معنایی دارد و نه مذاکرات.
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
۱- عدم پایبندی به بند اول طرح دهبندی در خصوص آتشبس لبنان — تعهدی که نخستوزیر شهباز شریف نیز صراحتاً به آن اشاره کرده و آن را «آتشبس فوری در همهجا از جمله لبنان و سایر مناطق، مؤثر بلافاصله» اعلام نموده است؛
۲- ورود پهپاد متجاوز به آسمان ایران که در شهر لار در استان فارس منهدم شد و نقض آشکار بند ممنوعیت هرگونه تجاوز مجدد به حریم هوایی ایران است؛
۳- انکار پذیرش حق غنیسازی ایران، که بند ششم این چارچوب بود.
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
۱۸:۳۵
مایکل یانگ عضو ارشد اندیشکده کارنگی:
من یک حدس بسیار بسیار قوی دارم که اسرائیلیها این جنایت اخیر در لبنان را مرتکب شدند تا ایرانیها را وادار به خروج از توافق آتشبس کنند، از آنجا که کاملاً میدانند ابهام در مورد شمولیت لبنان برای ایران مسئلهساز است.
اسرائیل در تلاش است توافق را نابود کند، و طبق گزارش رسانههای اسرائیل، نتانیاهو یکشنبه سعی کرد ترامپ را از این توافق منصرف کند./انتخاب
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
من یک حدس بسیار بسیار قوی دارم که اسرائیلیها این جنایت اخیر در لبنان را مرتکب شدند تا ایرانیها را وادار به خروج از توافق آتشبس کنند، از آنجا که کاملاً میدانند ابهام در مورد شمولیت لبنان برای ایران مسئلهساز است.
اسرائیل در تلاش است توافق را نابود کند، و طبق گزارش رسانههای اسرائیل، نتانیاهو یکشنبه سعی کرد ترامپ را از این توافق منصرف کند./انتخاب
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
۲:۲۰
حرف اینجا تمام نمیشود!
هشدار: هر بخش از متن به تنهایی میتواند گمراهکننده باشد!
بخش ۱: چه اتفاقی افتاده؟
شروط ترامپ در پیش نویس مذاکره ۱- تعطیلی تاسیسات نطنز، اصفهان و فردو.۲- اعلام تنگه هرمز به عنوان مسیر آزاد دریایی۳- ممنوعیت غنیسازی در ایران۴- تحویل مواد غنیشده به آژانس اتمی.۵- نظارت بینالمللی بر فعالیت هستهای.۶- محدودیت برنامه موشکی ۷- توقف حمایت از همپیمانان منطقهای
شروط دهگانه ایران در مذاکره۱- تعهد به عدم تجاوز۲- ادامه کنترل تنگه هرمز۳- پذیرش غنیسازی اورانیوم۴- لغو تحریمهای اولیه۵- لغو تحریمهای ثانویه۶- لغو قطعنامههای شورای امنیت ۷- لغو قطعنامههای شورای حکام۸- پرداخت غرامت ۹- خروج نیروهای آمریکا از منطقه۱۰- توقف جنگ در تمام جبههها، از جمله حزبالله لبنان
الان ترامپ، پیشنهاد ایران را پذیرفته است. نفس اینکه ترامپ به پذیرش این چنین شروطی مجبور کردیم یعنی مشتهای گره کردهمان را به دهان او کوبیدیم. به حرفهای رسانهای توجه نکنید!
اما حرف این جا تمام نمیشود!
بخش ۲: مذاکره!معلوم است که اسم مذاکره چهارستون بدن آدم میلرزاند.اولش جای مذاکرات موفق! برجام و تضمین امضای کری و امثال آن درد میگیرد. زخمهایی که در سه جنگ ا۱۲ روزه، کودتای ۱۸ و ۱۹ مرداد و جنگ اخیر برداشتیم همه وسط مذاکرات بوده است. ما به شدت نگران هستیم چون طرف مقابل ما سر سوزنی پیمان نمیفهمد! مذاکره فقط برای رسمیت دادن به تعداد دندان خورد شده استکبار جهانی به رهبری آمریکا کاربرد دارد ولی بدانیم این کاربرد را دارد!
اما حرف این جا تمام نمیشود!
بخش ۳: خطر دوستان نادان
ملت ما دو دسته دوست نادان دارد.
دوستان نادان که دجار خائنپنداری درباره مسئولین و فرماندهان در جمهوری اسلامی هستند مگر آنها که شهید بشوند!
دوستان نادان که جوری از اعتماد به مسئولین حرف میزنند که معنایش درخواست چشم بستن و عدم نظارت ملت و نابود کردن جوهره مردمسالاری دینی و جمهوری اسلامی است
آقای شهید میگفت اگر اتفاقی بیفتد ملت مبعوث میشود و کار را تمام میکند. رهبر جدید ما هم گفتند برخاستن مردم، نعمتی همعرض یا بالاتر از رهبر شهید بود. فریادی که از جان این ملت بلند میشود نه فریاد بیاعتمادی که فریاد تحذیر است! مردم مبعوث خیابان فریاد میزنند که آمریکا پیمانشکن است! میگویند قانون بینالملل فقط قدرت ملتهاست! قبلا نوشتم مادری که هر روز به فرزندش بگوید دنبال مال حلال برو معتقد نیست که فرزندش حرام خور است بلکه حرامخوری آن قدر مهم است که او هر روز این را به فرزندش یادآوری کند. و هر چه مورد حساستر، تاکید او بیشتر خواهد بود!
اما حرف این جا تمام نمیشود!
بخش ۴: ملت در صحنه
ملت ما تا الان پیروز این میدان بوده. ما مراقب و نگرانیم. نه نگران خیانت که نگران حساسیت آنچه که تا سالها آینده ملت و کشور را رقم میزند. تا الان خیابان بخشی از رهبری جنگ را بر عهده داشته یعنی در تصمیم مسئولین تا موشکهای سید مجید نقطهزن موثر بوده است. والله قسم که خیابان ضامن تکرار نشدن دغدغههای ما درباره تلخیهای مذاکره و ضامن تثبیت این شروط دهگانه و ضامن پیروزی ماست. از خیابان نمیروم مگر اینکه رهبری بگوید!
اینجاست که حرف تمام میشود!
پ ن: برایت گریه نمیکنم آقای من، چون صبح بعد از جنگ نرسیده.ای سید و مولای ما، دعا کن برای ما. زندگی بعد از تو ما را میسوزاند. ماندهام تا قدمی پشت سرت بردارم ورنه کشته است کسان داغ از این کمترها
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
اما حرف این جا تمام نمیشود!
اما حرف این جا تمام نمیشود!
اما حرف این جا تمام نمیشود!
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
۲:۳۰
1- در دوران محاق حقوق بین الملل، و در دوران دیوانههایی همچون ترامپ و نتانیاهو، با چه #سازوکاری می توان از امریکا و اسرائیل #تضمین گرفت برای عدم تجاوز به ایران در آینده؟ (
2- «پایان جنگ علیه همه اجزای محور مقاومت» علاوه بر لبنان و عراق، آیا شامل یمن و #غزه هم می شود؟ یعنی اگر بعد از توافق، اسرائیل در غزه یا #لبنان با حمله هوایی ترور انجام داد، یا مثلا سال دیگر به #حوثی ها حمله شد(چون آنها را دولت رسمی یمن نمیدانند)، آیا ما آنرا نقض قرارداد آتش بس میدانیم و میتوانیم به امریکا و اسرائیل حمله کنیم؟ #وحدت_ساحاتضمنا توافق باید بهطور صریح مشخص کند که «حمله» شامل چه اقداماتی میشود: عملیات نظامی مستقیم، حملات سایبری به زیرساختها، حمایت از ترور(مثلا اعلام لیست ترور، و تعیین جایزه برای ترور افراد)، خرابکاری توسط نیروهای نیابتی داخلی، یا حتی جنگ اقتصادی. تهدید یا اعلام تلاش برای «تغییر رژیم» چطور؟ بدون این تعریف، تضمین بیمعناست.
3- «خروج نیروهای رزمی امریکا از پایگاه های منطقه» حداقل در چند نقطه دارای ابهام است: الف. منطقه به معنای کجاست؟ فقط خلیج فارس است یا مثلا شامل اردن و سوریه هم می شود؟ یا منظور فاصله 1000 کیلومتری اطراف ایران ولو در آذربایجان و ترکمنستان و ... میگردد؟ یا فاصله 2000 کیلومتری اطراف ایران؟ شامل اسرائیل هم می شود؟ب. خروج نیروهای رزمی، یعنی پایگاه ها باز میماند و تعطیل نمیشود؟ #ادوات_رزمی باقی میماند؟ نیروهای غیررزمی در آن باقی میماند؟ امریکایی که حتی سفارتخانه هایش را چند ده هکتاری می سازد و در آنها بر تنِ نیروهای نظامی کت و شلوار می کند، چطور می توان خروج نیروهای رزمی اش را باور کرد؟ (پس باید سازوکار نظارتی و راستیآزمایی دقیقی برای خروج نیروهای رزمی داشت. راستی آزمایی که فقط برای بندهای و شرایط علیه ما نباید وجود داشته باشد!)ج. این خروج، کامل و یکباره است، یا گام به گام؟ حداکثر زمانی که این خروج اتفاق می افتد چه زمانی است؟
4- در مساله پرداخت خسارت (که نمی دانم چرا غرامت نامیده نشده، زیرا غرامت معنای مشخصتری در حقوق بین الملل دارد)، چند نکته حائز اهمیت است:الف. چه نهادی باید میزان خسارت را برآورد کند؟ (مهم)ب. خسارات فقط شامل هزینه بازسازی زیرساختهای انرژی و غیرنظامی (شامل تأسیسات نفتی، نیروگاهها، فرودگاهها و مناطق مسکونی و علمی) است، یا شامل موارد دیگر هم می شود؟ یعنی بازسازی حمله ها به زیرساخت های نظامی، خسارت به اقتصاد، خسارت های انسانی (کشته شدن یکایک شهدا، به ویژه شهدای دانشمند و مقامات لشکری و کشوری، بخصوص امام شهید). ج. علاوه بر بازگرداندن همه خسارات گذشته(recover ALL losses)، آیا شامل تضمین ۱۰۰٪ خسارات آینده (guarantee of the future) هم می شود؟د. غرامت شامل خسارات جنگ 12 روزه هم می شود یا فقط مربوط به جنگ اخیر است؟ه. ...
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
۲:۵۰
[ادامه ی 4- در پرداخت خسارت ...]ه. مبالغ غرامتی که آمریکا قرار است بپردازد، باید مستقیما به خزانه ایران واریز شود؛ نه اینکه مثلا در یک بانک مرکزی بیطرف (مثل عمان یا قطر) قرار گیرد، و مثلا با نظارت دیگران مشخص شود که خرج کدام پروژه بازسازی می شود. (جمله ی «تأمین خسارات ایران با ایجاد صندوق سرمایه گذاری و مالی» که در برخی خبرگزاری ها ذکر شده، جمله مشکوک و خطرناکی است)و. #حداکثر_بازه_زمانی برای تعیین برآورد، و پرداخت خسارت باید تعیین شود، و مشخص گردد که در صورت گذشتن از این زمان چه ضمانت اجرایی وجود دارد.ز. نکته مهم دیگر، #عدم_ادعای_خسارت کشورهای عربی و امریکا و اسرائیل، برای دفاع مشروع ایران در جنگ؛ یا کشورهای دیگر به خاطر بسته بودن تنگه هرمز میباشد.
5 تا 7- در لغو تحریمها و قطعنامههای سازمان ملل، چند نکته حائز اهمیت است:الف. هیچ سازوکاری مانند #میکانیسم_ماشه (اسنپ بک) نباید برای بازگشت سریع و یکباره تحریمها و قطعنامههای پیشین وجود داشته باشد.ب. علاوه بر رفع کامل و یکجای تحریم های بانکی و نفتی، باید فشارهای اقتصادی و مالی مؤثر بر ایران متوقف شود، و مسیر پایداری برای صادرات نفت و دسترسی بانکی ایجاد شود، تا ایران توانایی فروش نفت خام و محصولات پتروشیمی و سایر کالاها به تمام خریداران بینالمللی را بدون محدودیت یا تبعیض داشته باشد. در این راستا، بازگشت کامل به سیستمهای مالی جهانی شامل بانکداری، بیمه و خدمات کشتیرانی ضروری است.ج. دسترسی آزاد به بازار انرژی با سهم تضمینشده: حتی لازم است سهم مشخصی از صادرات نفت در بازار جهانی برای ایران تضمین شود.
8- درباره آزادی دارایی ها و منابع مسدود شده:الف. منظور از اموال بلوکه شده ایران، بلوکهشده از چند سال پیش است؟ از اول انقلاب و قضیه لانه جاسوسی، یا از زمان تحریم های هسته ای دوره بوش/احمدی نژاد؟ب. مواردی که با رای دادگاههای ناعادلانه غربی بخشی از اموال ما به دیگران اعطا شده است، تکلیفش چه می شود؟
9- تسلط و کنترل ایران بر تنگه هرمز، آیا به معنای به رسمیت شناختن اِعمال حاکمیت کامل و همهجانبه ایران بر این آبراه حیاتی است؟ یعنی علاوه بر ایجاد یک رژیم حقوقی جدید برای دریافت عوارض از کشتیهای عبوری، آیا میتواند آن را به روی دشمنان و کشورهای متخاصم ببندد؟ آیا حق #کنترل_و_بازرسی کشتیها را در تنگه هرمز دارد؟ضمنا تصریح نشده که کنترل نظامی تنگه و دریافت عوارض صرفا توسط ایران و عمان صورت میگیرد، و نه همراه با آمریکا و کشورهای عربی.
10- «حق غنی سازی ایران»، علیرغم اینکه مسبوق به سابقهترین بند مورد بررسی در مذاکرات پیشین است، در عین حال مبهمترین بند در میان این ده بند است، و جزئیات زیر در آن نامشخص است:الف. درصد غنی سازی مجاز چقدر است؟ مثلا 20 درصد یا 3 درصد؟ (و آیا محدودیت وزنی هم قرار داده می شود؟)ب. حق غنیسازی صلحآمیز اورانیوم "بر روی خاک ایران" به رسمیت شناخته می شود؟ج. حق حفظ مواد غنی شده پیشین در خاک کشور موجود است، و یا باید اورانیوم 60 درصد موجود را ترقیق یا خارج کنیم؟د. حفظ کامل تأسیسات نطنز، اصفهان، فردو و اراک را شامل می شود؟ه. عدم پذیرش بازرسی های فراتر از ان پی تی(حتی خروج از نی پی تی) را شامل می شود؟
1- توقف حملات، شامل امریکا میشود و یا #اسرائیل هم جزء آنست؟ آیا فقط حمله به ایران را شامل می شود، و یا حمله به سایر اضلاع مقاومت به ویژه لبنان نیز میشود؟ (این مربوط به زمان مذاکره است، و نه بعد از توافق)
2- ابهام در جمله «تردد امن در تنگه هرمز در هماهنگی با نیروهای مسلح ایران و با نظرداشت محدودیت های فنی» جذاب است! ما میتوانیم مثلا کشتی های کشورهای متخاصم را اجازه گذر از تنگه هرمز ندهیم، و حتی میتوانیم همه کشورهایی که امریکا در آنها پایگاه دارد را کشور متخاصم بدانیم! یعنی عملا شرایط تنگه با حالت حین جنگ تفاوت چندانی نخواهد کرد. ولی در تفسیر سهلگیرانه میتوانیم تقریبا همه کشتیها را -بجز ناوهای جنگی و کشتیهای حامل ادوات جنگی- اجازه گذر بدهیم.
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
۲:۵۰
حسین شریعتمداری در کیهان نوشت:
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
۳:۰۳
۱۰:۲۵
میدان بهارستان، کوچه شهید صیرفی پور، مجموعه فرهنگی سرچشمه
۱۳:۴۳
اسلام آباد قتلگاهِ قدرت است/ دیپلماسی قدرت: بازخوانی مفهوم مذاکره در تقابل با آمریکا
در پهنه سیاست خارجی، همواره این پرسش بنیادین مطرح است که کارکرد واقعی دستگاه دیپلماسی چیست و آیا هرگونه گفتگویی الزماً به معنای تأمین منافع ملی است؟ برخلاف تصورات رایج که دیپلماسی را صرفاً در نشستن پشت میزهای سبز و لبخندهای دیپلماتیک خلاصه میکنند، واقعیتهای ژئوپلیتیک نشان میدهد که ماهیت مذاکره، تابعی از طرف مقابل و توازن قدرت میان طرفین است.
۱. توهم دیپلماسی معمول در برابر واقعیتِ قدرت
دیپلماسی به خودی خود واژهای هراسآور (لولوخورخوره) نیست؛ گفتگو با همسایگانی چون عربستان، ترکیه یا آذربایجان برای تحکیم منافع ملی، ضرورتی انکارناپذیر است. اما چالش اصلی زمانی آغاز میشود که طرف مقابل، هویت خود را بر اساس سلطه تنظیم کرده باشد. تجربه تاریخی پانزده سال اخیر نشان میدهد که مذاکره با آمریکا بر اساس مدل «بده-بستان» سنتی، فاقد عایدی ملموس برای ایران بوده است. این ناکامی ناشی از یک واقعیت ساختاری است: آمریکا تنها زبانی را که به رسمیت میشناسد، «زبان قدرت» است.
۲. جنگ به مثابه میز مذاکره
یکی از سویههای نوین در تحلیل دیپلماسی، تغییر ابزار مذاکره است. در جایی که مذاکرات رایج نه تنها مانع جنگ نمیشوند بلکه به دلیلی برای تضعیف رقیب بدل میشوند، «پاسخهای نظامی» خود به نوعی دیپلماسی بدل میگردند. در واقع، درگیریهای اخیر و ایستادگی در میدان، خودِ میزِ اصلی مذاکره بودهاند. در این نگاه، جنگ نه نفی دیپلماسی، بلکه ابزاری برای تنظیم توازن قدرت است تا طرف مقابل مجبور به پذیرش واقعیت شود.
۳. رمزگشایی از واژه «اجماع جهانی»سالهاست که از «اجماع جهانی» به عنوان یک اهرم فشار و اسم رمز برای کشاندن ایران به پای میز مذاکرات نابرابر استفاده میشود. اما حقیقت این است که این اجماع بیش از یک دهه است که علیه ایران شکل گرفته و برجام نیز نتواند آن را به طور ساختاری تغییر دهد. جهان نه به بیانیههای دیپلماتیک، بلکه به «قدرت» متمایل است. نگران بودن از اجماع جهانی در حالی که حقوق قانونی کشور به حراج گذاشته شود، یک خطای راهبردی است.
۴. دوگانه «ایالت یا قدرت»
منطق حاکم بر سیاست خارجی آمریکا ساده و در عین حال بیرحمانه است: اگر کشوری واجد ارزش (مانند منابع نفتی) باشد، از دو حال خارج نیست؛ یا آنقدر قدرت دارد که از خود دفاع کند، و یا به دلیل ضعف قدرت دفاعی، عملاً به یکی از ایلات و اقمار تحت فرمان آمریکا بدل میشود. در این چارچوب، مذاکره بر سر حقوق قانونی، نه یک گفتگو، بلکه دامی برای تضعیف تدریجی و خلع سلاح است.
آخر اینکه:دیپلماسی موفق در دنیای امروز، پیوندی ناگسستنی با «میدان» دارد. تجربه شکست برجام و هزینههای داده شده در نبردهای اخیر، این درس بزرگ را به همراه دارد که برای کشوری در موقعیت ایران، «مقاومت» و «دفاع» موثرترین شکل از گفتگوست. دیپلماسی معمول در برابر قدرتی که تشنه تسلیم است، نه تنها منافع ملی را تأمین نمیکند، بلکه به پیشدرآمدی برای فرسایش قدرت ملی بدل میشود. از این رو، هرگونه مذاکره در آینده تنها زمانی معنا خواهد داشت که بر پایه بندهای پیشنهادی ایران، با شفافیت کامل برای پیشگاه مردم و از موضع «ثبات قدرت» باشد.
س.ی.مرادی
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
در پهنه سیاست خارجی، همواره این پرسش بنیادین مطرح است که کارکرد واقعی دستگاه دیپلماسی چیست و آیا هرگونه گفتگویی الزماً به معنای تأمین منافع ملی است؟ برخلاف تصورات رایج که دیپلماسی را صرفاً در نشستن پشت میزهای سبز و لبخندهای دیپلماتیک خلاصه میکنند، واقعیتهای ژئوپلیتیک نشان میدهد که ماهیت مذاکره، تابعی از طرف مقابل و توازن قدرت میان طرفین است.
۱. توهم دیپلماسی معمول در برابر واقعیتِ قدرت
دیپلماسی به خودی خود واژهای هراسآور (لولوخورخوره) نیست؛ گفتگو با همسایگانی چون عربستان، ترکیه یا آذربایجان برای تحکیم منافع ملی، ضرورتی انکارناپذیر است. اما چالش اصلی زمانی آغاز میشود که طرف مقابل، هویت خود را بر اساس سلطه تنظیم کرده باشد. تجربه تاریخی پانزده سال اخیر نشان میدهد که مذاکره با آمریکا بر اساس مدل «بده-بستان» سنتی، فاقد عایدی ملموس برای ایران بوده است. این ناکامی ناشی از یک واقعیت ساختاری است: آمریکا تنها زبانی را که به رسمیت میشناسد، «زبان قدرت» است.
۲. جنگ به مثابه میز مذاکره
یکی از سویههای نوین در تحلیل دیپلماسی، تغییر ابزار مذاکره است. در جایی که مذاکرات رایج نه تنها مانع جنگ نمیشوند بلکه به دلیلی برای تضعیف رقیب بدل میشوند، «پاسخهای نظامی» خود به نوعی دیپلماسی بدل میگردند. در واقع، درگیریهای اخیر و ایستادگی در میدان، خودِ میزِ اصلی مذاکره بودهاند. در این نگاه، جنگ نه نفی دیپلماسی، بلکه ابزاری برای تنظیم توازن قدرت است تا طرف مقابل مجبور به پذیرش واقعیت شود.
۳. رمزگشایی از واژه «اجماع جهانی»سالهاست که از «اجماع جهانی» به عنوان یک اهرم فشار و اسم رمز برای کشاندن ایران به پای میز مذاکرات نابرابر استفاده میشود. اما حقیقت این است که این اجماع بیش از یک دهه است که علیه ایران شکل گرفته و برجام نیز نتواند آن را به طور ساختاری تغییر دهد. جهان نه به بیانیههای دیپلماتیک، بلکه به «قدرت» متمایل است. نگران بودن از اجماع جهانی در حالی که حقوق قانونی کشور به حراج گذاشته شود، یک خطای راهبردی است.
۴. دوگانه «ایالت یا قدرت»
منطق حاکم بر سیاست خارجی آمریکا ساده و در عین حال بیرحمانه است: اگر کشوری واجد ارزش (مانند منابع نفتی) باشد، از دو حال خارج نیست؛ یا آنقدر قدرت دارد که از خود دفاع کند، و یا به دلیل ضعف قدرت دفاعی، عملاً به یکی از ایلات و اقمار تحت فرمان آمریکا بدل میشود. در این چارچوب، مذاکره بر سر حقوق قانونی، نه یک گفتگو، بلکه دامی برای تضعیف تدریجی و خلع سلاح است.
آخر اینکه:دیپلماسی موفق در دنیای امروز، پیوندی ناگسستنی با «میدان» دارد. تجربه شکست برجام و هزینههای داده شده در نبردهای اخیر، این درس بزرگ را به همراه دارد که برای کشوری در موقعیت ایران، «مقاومت» و «دفاع» موثرترین شکل از گفتگوست. دیپلماسی معمول در برابر قدرتی که تشنه تسلیم است، نه تنها منافع ملی را تأمین نمیکند، بلکه به پیشدرآمدی برای فرسایش قدرت ملی بدل میشود. از این رو، هرگونه مذاکره در آینده تنها زمانی معنا خواهد داشت که بر پایه بندهای پیشنهادی ایران، با شفافیت کامل برای پیشگاه مردم و از موضع «ثبات قدرت» باشد.
س.ی.مرادی
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
۱۴:۰۰
لطفا به پاکستان نروید/راهبرد «امتناع»؛ توازن قدرت و پارادوکس دیپلماسی با آمریکا
در تحلیل مناسبات بینالملل، همواره این پرسش مطرح است که آیا «مذاکره» به خودی خود اصالت دارد یا صرفاً ابزاری برای تأمین منافع ملی است؟ متن پیش رو با رویکردی واقعگرایانه ، به نقدِ تلاش برای گفتگو در شرایط فقدان تضمین و توازن میپردازد.
۱. منطق بازدارندگی در برابر منطق دیپلماسی
زمانی که یک بازیگر بینالمللی توانمندیهای راهبردی خود را تثبیت کرده است (نظیر تسلط بر تنگه هرمز یا دانش غنیسازی)، ورود به میز مذاکره برای اموری که پیشتر به دست آمده، میتواند یک «خطای راهبردی» باشد. در این دیدگاه، «توازن قوا» در میدان تعیینکننده است، نه واژهها بر روی کاغذ.
۲. دوگانه توازن و تعهد: بنبست دیپلماتیک با واشینگتن
استدلال اصلی بر دو فرض استوار است که هر دو به یک نتیجه ختم میشوند: بیفایده بودن مذاکره.- اگر توازن قدرت برقرار باشد: قدرت بازدارندگی (متقابل زدن) خودبهخود امنیت را تأمین میکند و نیازی به چانهزنی سیاسی نیست.- اگر توازن قدرت برقرار نباشد: تجربه نشان داده است که تعهدات طرف مقابل (آمریکا) فاقد «تضمین اجرایی» است و مذاکره صرفاً به معنای واگذاری امتیاز نقد در برابر وعده نسیه است.
۳. تجربههای تاریخی: درسهایی از عهدشکنی
مرور تاریخ معاصر نشاندهنده صدق این مدعاست که امضای آمریکا لزوماً به معنای تداوم تعهد نیست:- توافق الجزایر (۱۹۸۱): با وجود آزادی گروگانها، ایران در بازپسگیری داراییهای بلوکه شده و عدم مداخله آمریکا به نتایج کامل و ملموسی نرسید.- معاهده برجام (۲۰۱۵): بارزترین نمونه مدرن که نشان داد حتی معاهدات چندجانبه و قطعنامههای سازمان ملل نیز مانع از خروج یکجانبه آمریکا و بازگشت تحریمها نمیشود.- تجربه لیبی (۲۰۰۳): معمر قذافی با واگذاری تمامی تجهیزات هستهای خود در ازای رفع تحریمها و شناسایی بینالمللی، عملاً توازن قدرت خود را از بین برد، اما در نهایت با تغییر رویکرد غرب، سقوط کرد.
۴. «امتناع» به مثابه یک کنش سیاسی
در دیپلماسی مدرن، «عدم مذاکره» خود یک پیام قدرتمند است. این رفتار نشاندهنده «سرسختی استراتژیک» و عدم نیاز به تایید طرف مقابل برای اعمال حاکمیت است. وقتی هزینهی مذاکره از دستاورد آن بیشتر باشد، غیبت در میز بدترین ضربه به طراحیهای طرف مقابل است.
گاهی «نبودن» پای میز، معتبرترین نوع مذاکره است؛ چرا که به طرف مقابل میفهماند ابزارهای فشار او کارایی خود را از دست دادهاند و صلح یا ثبات، نه از مسیر امتیازگیری یکجانبه، بلکه تنها از مسیر احترام به توازن قدرت موجود میگذرد.
س.ی.مرادی
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
در تحلیل مناسبات بینالملل، همواره این پرسش مطرح است که آیا «مذاکره» به خودی خود اصالت دارد یا صرفاً ابزاری برای تأمین منافع ملی است؟ متن پیش رو با رویکردی واقعگرایانه ، به نقدِ تلاش برای گفتگو در شرایط فقدان تضمین و توازن میپردازد.
۱. منطق بازدارندگی در برابر منطق دیپلماسی
زمانی که یک بازیگر بینالمللی توانمندیهای راهبردی خود را تثبیت کرده است (نظیر تسلط بر تنگه هرمز یا دانش غنیسازی)، ورود به میز مذاکره برای اموری که پیشتر به دست آمده، میتواند یک «خطای راهبردی» باشد. در این دیدگاه، «توازن قوا» در میدان تعیینکننده است، نه واژهها بر روی کاغذ.
۲. دوگانه توازن و تعهد: بنبست دیپلماتیک با واشینگتن
استدلال اصلی بر دو فرض استوار است که هر دو به یک نتیجه ختم میشوند: بیفایده بودن مذاکره.- اگر توازن قدرت برقرار باشد: قدرت بازدارندگی (متقابل زدن) خودبهخود امنیت را تأمین میکند و نیازی به چانهزنی سیاسی نیست.- اگر توازن قدرت برقرار نباشد: تجربه نشان داده است که تعهدات طرف مقابل (آمریکا) فاقد «تضمین اجرایی» است و مذاکره صرفاً به معنای واگذاری امتیاز نقد در برابر وعده نسیه است.
۳. تجربههای تاریخی: درسهایی از عهدشکنی
مرور تاریخ معاصر نشاندهنده صدق این مدعاست که امضای آمریکا لزوماً به معنای تداوم تعهد نیست:- توافق الجزایر (۱۹۸۱): با وجود آزادی گروگانها، ایران در بازپسگیری داراییهای بلوکه شده و عدم مداخله آمریکا به نتایج کامل و ملموسی نرسید.- معاهده برجام (۲۰۱۵): بارزترین نمونه مدرن که نشان داد حتی معاهدات چندجانبه و قطعنامههای سازمان ملل نیز مانع از خروج یکجانبه آمریکا و بازگشت تحریمها نمیشود.- تجربه لیبی (۲۰۰۳): معمر قذافی با واگذاری تمامی تجهیزات هستهای خود در ازای رفع تحریمها و شناسایی بینالمللی، عملاً توازن قدرت خود را از بین برد، اما در نهایت با تغییر رویکرد غرب، سقوط کرد.
۴. «امتناع» به مثابه یک کنش سیاسی
در دیپلماسی مدرن، «عدم مذاکره» خود یک پیام قدرتمند است. این رفتار نشاندهنده «سرسختی استراتژیک» و عدم نیاز به تایید طرف مقابل برای اعمال حاکمیت است. وقتی هزینهی مذاکره از دستاورد آن بیشتر باشد، غیبت در میز بدترین ضربه به طراحیهای طرف مقابل است.
گاهی «نبودن» پای میز، معتبرترین نوع مذاکره است؛ چرا که به طرف مقابل میفهماند ابزارهای فشار او کارایی خود را از دست دادهاند و صلح یا ثبات، نه از مسیر امتیازگیری یکجانبه، بلکه تنها از مسیر احترام به توازن قدرت موجود میگذرد.
س.ی.مرادی
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
۱۴:۰۱
بازارسال شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی بهمناسبت چهلمین روز شهادت رهبر عظیمالشأن انقلاب .pdf
۱۸۱.۴۸ کیلوبایت
۱۸:۱۷
بازارسال شده از اندیشگاه روایت ایرانی
جنگ میان مردم.pdf
۵.۱۷ مگابایت
پرونده #خط_خطر | «کشش مردمی»؛ قانون نانوشته پیروزیهای ناممکن
جنگ میان مردم؛ نگاهی به تاریخ مفهوم «دفاع همه جانبه»
در جنگی که ارتش متجاوز و یک ملت درگیر میشوند، چه نیرویی سرنوشت را رقم میزند؟ زرادخانهها؟ بودجههای نظامی؟ فناوریهای پیشرفته؟
پاسخ در هفت مطالعه موردی از چهار قاره جهان نهفته است:
سوئد و
فنلاند | مدل نوردیک؛ «ملت تابآور»
سوئیس | «ملت مسلح و منضبط»
سنگاپور | مدل پنج رکن؛ «دفاع یکپارچه»
اوکراین | «مقاومت ۲۰۲۲»؛ الگوی نوین
ویتنام | «کلاسیک جنگ مردمی»
الجزایر | «انقلاب یک میلیون شهید»
فلسطین | «جنگ سنگ و چاقو»
این کشورها، هر یک به نحوی «کشش مردمی» را به مؤلفهای راهبردی در استراتژی دفاعی خود تبدیل کردهاند. تجربه آنها نشان میدهد که «کشش» را میتوان در مدارس نهادینه کرد، در زیرساختهای فیزیکی تثبیت نمود، با فناوریهای دیجیتال تقویت کرد و حتی با سنگ و چاقو و تونلهای زیرزمینی به منصه ظهور رساند.
اما قانون طلایی چیست؟قانون «کشش مردمی» میگوید: فرماندهان جنگ، پیش از نقشهبرداری از زمین، باید از ذهن مردم نقشهبرداری کنند. آنها باید سه سؤال بپرسند: آیا مردم میایستند؟ آیا مردم تحمل میکنند؟ آیا مردم ابتکار میکنند؟
اگر پاسخ مثبت باشد، آن کشور صاحب «سپر شکستناپذیر» است. اگر پاسخ منفی باشد، پیشرفتهترین زرادخانهها نیز نمیتوانند شکست را از آن دور کنند.
این پژوهش، روایت «دیگران» است. آنچه از ایران در این گزارش نیامده، نه به دلیل کمبود، که به دلیل رعایت «پیشآگاهی ندادن به دشمن» و حفظ «جعبه سیاه مقاومت» بوده است. باشد که روزی در شرایط مناسب، آن گنجینه عظیم نیز روایت شود.
شناسنامه اثرپژوهش و نگارش: عباس صفاییمهرناشر: اندیشگاه روایت ایرانی / قرارگاه مردمی جنگتاریخ انتشار: فروردین 1405
اندیشگاه روایت ایرانی:@iraniannarrative
جنگ میان مردم؛ نگاهی به تاریخ مفهوم «دفاع همه جانبه»
در جنگی که ارتش متجاوز و یک ملت درگیر میشوند، چه نیرویی سرنوشت را رقم میزند؟ زرادخانهها؟ بودجههای نظامی؟ فناوریهای پیشرفته؟
پاسخ در هفت مطالعه موردی از چهار قاره جهان نهفته است:
این کشورها، هر یک به نحوی «کشش مردمی» را به مؤلفهای راهبردی در استراتژی دفاعی خود تبدیل کردهاند. تجربه آنها نشان میدهد که «کشش» را میتوان در مدارس نهادینه کرد، در زیرساختهای فیزیکی تثبیت نمود، با فناوریهای دیجیتال تقویت کرد و حتی با سنگ و چاقو و تونلهای زیرزمینی به منصه ظهور رساند.
اما قانون طلایی چیست؟قانون «کشش مردمی» میگوید: فرماندهان جنگ، پیش از نقشهبرداری از زمین، باید از ذهن مردم نقشهبرداری کنند. آنها باید سه سؤال بپرسند: آیا مردم میایستند؟ آیا مردم تحمل میکنند؟ آیا مردم ابتکار میکنند؟
اگر پاسخ مثبت باشد، آن کشور صاحب «سپر شکستناپذیر» است. اگر پاسخ منفی باشد، پیشرفتهترین زرادخانهها نیز نمیتوانند شکست را از آن دور کنند.
این پژوهش، روایت «دیگران» است. آنچه از ایران در این گزارش نیامده، نه به دلیل کمبود، که به دلیل رعایت «پیشآگاهی ندادن به دشمن» و حفظ «جعبه سیاه مقاومت» بوده است. باشد که روزی در شرایط مناسب، آن گنجینه عظیم نیز روایت شود.
۶:۴۴
حاوی ۲۱ نقشه راهبردی که کاملا هدفمند و دقیق جهت جنگ رسانهای علیه اسرائیل تدوین شده. «نبرد روایتها»، فراتر از چیزی هست که از یک کتاب تصور میکنید.
ثبت سفارش استان ها:
خرید حضوری در تهران:
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
۶:۱۲
پیروزیهای دوران "سکوت جنگ" هم جالب است.
اول اینکه آتش بس لبنان با فشار ایران اتصال و پیوستگی جبهه مقاومت را به رخ دنیا کشید. این اتصال علنی که با پیام سردار قاآنی مبنی بر وجود اتاق فرماندهی مشترک آغاز شد، با آتش بس لبنان تثبیت شد.
دوم اینکه با آتش بس لبنان ، جریان غربگرا در لبنان نزد مردم لبنان رسوا شد. فقط جریان غربگرای لبنان هم نیست، کلا جریان غربگرا در کل منطقه و در ایران حتی ضایع شد. جریان بده بره، جریان تسلیم، جریان پالس مثبت به تحمیل. جریان فریب مردم.
سوم اینکه آمریکا سعی داشت حساب خود را از رژیم اسراییل جدا کند، برود پشت او پنهان شود و بعد بگوید من کنار کشیدم، او خودش مستقل تصمیم میگیرد، این بازی کلا هوا شد. ایران به آمریکا فشار آورد، در حالیکه نتانیاهو شب قبلش رسما بعد از جلسه کابینه شان گفت زیر بار نمیرود، سر ساعت مقرر افسارش کشیده شد. این فتوح را ساده نگیریم، محصول هوشمندی و قدرت ایران همزمان است.
چهارمین نکته پذیرش حاکمیت ایران بر تنگه است، رسما ترامپ تنگه را تنگه ایران نامید، تشکر هم کرد، عراقچی در توییت خود به زبان انگلیسی که معلوم بود مخاطبش مردم دنیا هستند، اعلام کرد مسیر کشتیها را ما تعیین میکنیم که از آبهای ایران عبور میکنند، زیر نظر ما باید عبور کنند، تا زمانی که ما تصمیم گرفتیم. اصل این گفتگوی کوتاه یک پیام روشن به دنیا داشت و آن اینکه ایران حاکم بر این آبراه است. اینکه ایران از کشتیها عوارض میگیرد نتیجه همین اتفاق مهم و مبارک است.
پنجمین پیروزی اثبات اقتدار ایران در دوره سکوت جنگ است، ابتدای آتش بس ایران مدت کوتاهی تنگه را باز کرد، وقتی اسراییل دست از جنگ نکشید ایران تنگه را بست، با خفه کردن اسراییل، ایران دوباره تنگه را گشود، اما بعد از کمتر از بیست و چهار ساعت دوباره آن را بست، و اعلام کرد به دلیل محاصره آمریکا و نقض آتش بس، ایران میتوانست تنگه را اساسا به این دلیل باز نکند، اگر تنگه را گشود و اعلام هم کرد، بعد دوباره بست یعنی چه؟ یعنی اینکه ایران قصد ندارد کمترین فشار و تهدید را بپذیرد، ولو محاصره بی در و پیکر و الکی آمریکا باشد. اینجا کسی حق زورگویی ندارد ولو در سخن. این محتوایی است که سیدمجید موسوی در میانه جنگ هم اعلام کرده بود، تهدید را هم بخشی از جنگ میبینیم تا چه برسد به محاصره ولو اسمی.
ششمین فتح در دوره سکوت جنگ این بود که ایران با باز کردن و بستن مجدد تنگه نشان داد دلیل بسته بودن تنگه آمریکا و رفتار او است، این همان مشروعیت است که یک ابزار قدرت است و قبلا هم درباره اش نوشتم. ایران دائما به دنیا این پالس را میفرستد که علت فشار به دنیا آمریکا است و جالب است که بدانید این اتفاق مهم رسانه ای و روایت سازی را دنیا از ایران پذیرفته، علت دست و پا زدن ترامپ برای تغییر روایت در دنیا همین نکته است. جالب است ایران در جنگ روایتها و رسانه در دنیا بر آمریکا و اسراییل غلبه کرده و سخن ترامپ را کسی در دنیا مرجعیت نمیدهد ، راز فحاشی او به رسانه های آمریکایی همین است.
هفتمین و بزرگترین فتح اما حضور مردم است. حضور مردم در این چهل پنجاه روز معناهای متفاوتی داشته، ابتدا احساس خشم و عزا، بعد احساس تکلیف نسبت به موشهای داعشی پنهان شده در شهر، بعد احساس حماسه و همراهی با میدان، اما در دوران سکوت جنگ علت حضور چیست؟ حضوری که هم رنگارنگتر شده، هم تکثیر شده، دلیلش نوعی هوشمندی است. اینکه میفهمند جنگ هنوز جنگ است و باید در خیابان باشند، دیروز بعد از التهاب ناشی از نارسایی در بیان خبر هم شاهد غیرت ورزی عمومی بودیم هم مطالبه هم اعتماد هم صبوری مردم، اینها نوعی بلوغ جدی ایرانیها را نشان میدهد، حضور مردم کف خیابان وقتی با این حکمت و بصیرت همراه است در حال تثبیت شدن است و معنای بسیار عمیقتر از یک پدیده عاطفی دارد. البته هر چشمی از روز اول درست میدید متوجه میشد این رسما یک انقلاب دیگر است، چهل و چند یوم الله است که در حال خلق شدن است، اما این چند روز معنای عمیق و حکیمانه و با بصیرت این پدیده بیشتر خود را نشان داد
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
۳:۵۱
چرا در شرایط فعلی شرکت در مذاکرات پاکستان خطاست؟
در شرایطی که رسانهها و مقامات آمریکایی به طور هماهنگ از قریبالوقوع بودن دور جدید مذاکرات در اسلامآباد خبر میدهند و حتی به اعزام نمایندگان ویژه اشاره میکنند، سکوت تهران قابل تأمل است.
بررسی تجربه دور قبل نشان میدهد که ورود مجدد به این بازی بدون دریافت تضمین عینی، نه تنها دستاوردی ندارد بلکه صرفاً ابزاری برای مدیریت افکار عمومی جهان و القای پذیرش شرایط از سوی ایران خواهد بود.
دلایل راهبردی متعددی وجود دارد که نشان میدهد شرکت در مذاکرات اسلامآباد در مقطع کنونی یک خطای محاسباتی است.
نخستین و مهمترین دلیل، سابقه بدعهدی و تفسیر به رأی در دور گذشته است. تهران در دور قبل با تردید و تنها پس از شرط آتشبس در مذاکرات شرکت کرد، شرطی که طرف آمریکایی با مانور رسانهای آن را به آتشبس محدود در بیروت تقلیل داد و آتشبس کامل واقعی صرفاً پس از تهدید علنی ایران به اقدام نظامی محقق شد، نه به برکت میز مذاکره.
همچنین وعده آزادسازی پولهای بلوکه شده که در فضای مذاکرات مطرح شده بود، از سوی واشنگتن رسماً تکذیب شد و نشان داد که یا میانجی پاکستانی بلوف سیاسی زده و یا آمریکا تعهدی به اجرای آن نداشته است.
وقتی طرف مقابل در اجرای شروط پیش از مذاکره چنین بدعهدی میکند، شرکت مجدد به منزله چشمپوشی از این سابقه و مشروعیتبخشی به یک روند فریبکارانه است.
دومین شاهد مثال بر بیاعتباری وعدههای آمریکا، نقض فاحش تعهدات موازی به ویژه در موضوع رفع محاصره دریایی است. این تعهد از جمله مواردی بود که در فضای رسانهای دور قبل مطرح شد و ایران نیز در مقابل به طور داوطلبانه امکان تردد کشتیرانی در تنگه هرمز را محقق کرد، اما در واقعیت میدانی آمریکا نه تنها به وعده خود عمل نکرد بلکه محاصره عملاً ادامه دارد.
این رفتار بار دیگر الگوی تکراری واشنگتن را تثبیت میکند: گرفتن امتیاز راهبردی و نقد (بازگشایی تنگه) در ازای وعدهای توخالی و نسیه. مذاکره در چنین بستری به معنای پذیرش همین فرمول نابرابر است.
افزون بر این، باید به اهداف جنگ روانی رسانهای توجه داشت. رسانههای غربی به صورت هماهنگ از احتمال حضور ایران خبر میدهند در حالی که تهران هنوز تصمیم نگرفته است.
واشنگتن همزمان با تهدید به دنبال آن است که پیش از هرگونه توافق واقعی، تصویری از تحمیل اراده خود به جهان مخابره کند، زیرا تمام اهدافش در تقابل با ایران شکست خورده و اکنون صرفاً به دنبال تصویری برای پیروزی است.
شرکت در مذاکره در این فضا یعنی بازی در زمینی که نتیجه آن از پیش برای مصرف داخلی و بینالمللی آمریکا طراحی شده است.
راهحل جایگزین منطقی آن است که به جای تن دادن به یک مذاکره نمایشی، بر دیپلماسی مکتوب اصرار ورزید. اگر طرف آمریکایی واقعاً تشنه مذاکره است و میانجی پاکستانی مدعی وجود بندهای توافقی با رعایت خطوط قرمز ایران است، ضرورتی برای دیدار رو در رو و غیرمستقیم وجود ندارد.
متن مکتوب از یک سو مانع دروغپردازی و تفسیر به رأی و انکار بعدی وعدهها میشود و از سوی دیگر در صورت عهدشکنی، دست ایران را برای افشاگری حقوقی و مستند باز میگذارد.
بنابراین، ورود به دور جدید مذاکرات در شرایطی که تعهدات قبلی نقض شده، وعدههای میانجی بیاعتبار گشته و مذاکره صرفاً ابزاری برای بازتولید تصویر ابرقدرتی آمریکاست، نه یک اقدام دیپلماتیک هوشمندانه بلکه خودزنی راهبردی محسوب میشود.
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
۹:۴۳
به مردی یا نامردی
یادداشت محمد قوچانی
درباره مسولیت آقای قالیباف ور مذاکره
https://akharinkhabar.ir/analysis/10871462/سرمقاله-سازندگی-به-مردی-یا-نامردی
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
یادداشت محمد قوچانی
درباره مسولیت آقای قالیباف ور مذاکره
https://akharinkhabar.ir/analysis/10871462/سرمقاله-سازندگی-به-مردی-یا-نامردی
╰┈➤ ❝ [@cultural_governance]
۹:۵۶
جهت تهیه اثر کلیک کنیدhttps://pbshop.ir/Product.aspx?ProductID=619
#مرات_انقلابˇˇ
۷:۳۰