خطیبی کریهالصوت خود را خوش آواز پنداشتی و فریاد بی فایده داشتی. گفتی نعیب غُرابَ البَین در پردهی الحان اوست یا آیت اِنَّ انکَرَ الاصوات در شأن او.
مردم قریه به علت جاهی که داشت بلیتش میکشیدند و اذیتش مصلحت نمیدیدند؛ تا یکی از خطبای آن بوم که پنهان با وی عداوتی داشت، باری به پرسیدن رفتش. گفت: تو را خوابی دیدهام، خیر باد! گفتا: چه دیدی؟ گفت: چنان دیدمی که تو را آواز خوش بودی و خلق از نفست در آسایش بودندی. گفت: این چه مبارک خواب است که دیدی که مرا بر عیب خود واقف کردی. معلوم شد که آواز ناخوش دارم و خلق از نفسم در رنجند, توبه کردم که از این پس خطبه نخوانم مگر به آهستگی.
۱۶:۵۶
دفتر نشر فرهنگ اسلامی
۱۶:۴۴
اَلمَرءُ مَبُوءٌ تَحتُ لِسانِهِ. * آدمی در زیر زبان خویش پنهان است.
🟫 لامع درمیانی در این باره میگوید:
۱۶:۴۵
۱۶:۴۶
۱۶:۴۶
أَتَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ اَنْفُسَكُمْ وَ اَنْتُمْ تَتْلُون الْكِتابَ اَفَلا تَعْقِلُونَ.* چگونه شما که مردم را به نيكوكارى دستور مىدهيد خود را فراموش مىكنيد در صورتی که كتاب خدا را مىخوانيد چرا در آن تعقل و انديشه نمىكنيد.(بقره، ۴۴)
۱۷:۱۸
۱۷:۱۸
۱۷:۱۹
أَتَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ اَنْفُسَكُمْ وَ اَنْتُمْ تَتْلُون الْكِتابَ اَفَلا تَعْقِلُونَ.* چگونه شما که مردم را به نيكوكارى دستور مىدهيد خود را فراموش مىكنيد در صورتی که كتاب خدا را مىخوانيد چرا در آن تعقل و انديشه نمىكنيد.
۱۶:۳۰
۱۶:۳۱
یکی در مسجد سنجار به تطوّع بانگ گفتی به ادایی که مستمعان از او نفرت گرفتندی و صاحب مسجد امیری بود عادل، نیکو سیرت، نمیخواستش که دل آزرده شود. گفت: ای جوانمرد، این مسجد را مؤذنانند قدیم، هر یکی را پنج دینار میدهم، تو را ده دینار بدهم تا جایی دیگر روی. بر این سخن اتفاق افتاد و برفت. بعد از مدتی به گذری پیش امیر باز آمد و گفت: ای امیر بر من حیف کردی که به ده دینارم از آن بقعه روان کردی که اینجا که رفتهام بیست دینارم میدهند که جای دیگر روم و قبول نمیکنم. امیر بخندید و گفت: زینهار تا نستانی که به پنجاه دینار راضی گردند.
۱۶:۳۱
أَتَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ اَنْفُسَكُمْ وَ اَنْتُمْ تَتْلُون الْكِتابَ اَفَلا تَعْقِلُونَ.* چگونه شما که مردم را به نيكوكارى دستور مىدهيد خود را فراموش مىكنيد در صورتی که كتاب خدا را مىخوانيد چرا در آن تعقل و انديشه نمىكنيد.
۱۸:۲۴
۱۸:۲۴
۱۸:۲۵
أَتَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ اَنْفُسَكُمْ وَ اَنْتُمْ تَتْلُون الْكِتابَ اَفَلا تَعْقِلُونَ.* چگونه شما که مردم را به نيكوكارى دستور مىدهيد خود را فراموش مىكنيد در صورتی که كتاب خدا را مىخوانيد چرا در آن تعقل و انديشه نمىكنيد.
۱۶:۴۶
۱۶:۴۷
یکی مژده آورد پیشِ انوشروانِ عادل که: خدای تَعالی فلان دشمنت برداشت. گفت: هیچ شنیدی که مرا فرو گذاشت؟
۱۶:۴۷
أَتَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ اَنْفُسَكُمْ وَ اَنْتُمْ تَتْلُون الْكِتابَ اَفَلا تَعْقِلُونَ.* چگونه شما که مردم را به نيكوكارى دستور مىدهيد خود را فراموش مىكنيد در صورتی که كتاب خدا را مىخوانيد چرا در آن تعقل و انديشه نمىكنيد.
۱۷:۲۹
۱۷:۲۹
۱۷:۲۹