بله | کانال مدرسه علوم رسانه‌ای دقیقه
عکس پروفایل مدرسه علوم رسانه‌ای دقیقهم

مدرسه علوم رسانه‌ای دقیقه

۶۲۱ عضو
عکس پروفایل مدرسه علوم رسانه‌ای دقیقهم
۶۲۱ عضو

مدرسه علوم رسانه‌ای دقیقه

رسانه دقیق است.‌‍‌پشتیبانی: @daqiqe_admin
مدرسه علوم رسانه‌ای دقیقه
undefined undefined نظامی‌ها دو بار شهید می‌شوند قسمت اول undefined «نزدیکشون پایگاهی چیزی بوده که زدن؟» این سوالی است که پس از هر خبر انفجار، منتظر شنیدنش هستیم. اهمیتی ندارد که پاسخ این پرسش چه باشد؛ آنچه مهم است فرآیند ادراکی‌ای است که این تفکیک را عادی کرده و به بی‌توجهی نسبت به شهادت نیروهای نظامی انجامیده است. این الگو که مطابق بر طراحی شناختی دشمن است، چطور در ذهن مخاطب تثبیت شده، و چگونه در روایت رسانه‌های داخلی امتداد یافته است؟ undefined کدام جان کم‌ارزش‌تر است؟ یکی از اهداف کلیدی جنگ شناختی، که در اسناد پژوهشی ناتو در سال ۲۰۲۶ مورد تأکید است، تضعیف پیوند هویتی و عاطفی میان جامعه و نیروهای نظامی است؛ پیوندی که مستقیماً با انسجام اجتماعی، پذیرش هزینه‌های جنگ و ادراک تهدید گره خورده است. در چنین میدانی، هر خطای رسانه‌ای، حتی اگر با نیت درست انجام شود، می‌تواند ناخواسته در راستای هدف دشمن عمل کند. مسئلۀ اصلی رسانه‌های داخلی، نه فقدان پوشش رسانه‌ای، بلکه صورت‌بندی نادرست روایت است. الگوی غالب در خبررسانی با هدف اثبات مظلومیت، بر تمایزگذاری مداوم میان مردم و نظامی استوار شده است؛ تأکیدهایی از جنس «اینجا نظامی نبود» یا «این‌ها مردم عادی بودند» در ظاهر در خدمت محکوم‌سازی حملات است، اما در سطح عمیق‌تر، یک دوگانه خطرناک می‌سازد؛ ادبیات تفکیک به‌طور ضمنی این تصور را تثبیت می‌کند که هدف قرارگرفتن اهداف نظامی مصداق تجاوز دشمن نبوده و اهمیتی ندارد، در حالی که غیرنظامیان استثنا محسوب می‌شوند. نتیجۀ این الگو، شکل‌گیری یک سلسله‌مراتب ارزشی ناخواسته میان جان‌ها و تضعیف جایگاه نیروهای نظامی در ذهن جامعه است. گویی که شهادت نیروی نظامی موضوعی بی‌اهمیت است و تا زمانی که در جنگ نیروهای نظامی شهید شوند، جنگ به مردم ارتباطی ندارد. undefined -‌ ناراحت شدی؟ - بستگی داره! پیامد این سبک روایت، بازتولید چارچوبی است که دشمن در تلاش برای القای آن است: جنگی محدود و نقطه‌زن صرفاً علیه ساختار نظامی، نه علیه جامعه. در چنین شرایطی، مخاطب به‌تدریج می‌آموزد که ابتدا بپرسد «هدف چه بوده است؟» و اگر پاسخ «نظامی» باشد، شدت حساسیت و واکنش عاطفی او کاهش می‌یابد. این روند زمانی که روزانه در ده‌ها خبر اصابت تکرار شود، به عادی‌سازی شهادت نیروهای نظامی، کاهش خشم عمومی نسبت به دشمن، و فاصله‌گیری جامعه از میدان جنگ منجر می‌شود و این دقیقاً هدف ادراکی دشمن در تنظیم میدان نبرد است. رژیم صهونیستی در جنگ‌های پیش از این، در ایجاد شکاف بین حزب‌الله و حماس و مردم کشورشان، این سبک روایی را تست کرده است. نهایت این مسیر ادراکی در لبنان و فلسطین تا همراهی بخشی از بدنه دولتی و مردمی با خلع سلاح حماس و حزب‌الله نیز پیش رفته است. از این رو موضوع شکاف بین نیروهای نظامی و مردم، یک امر عاطفی صرف نیست، بلکه موضوعی راهبردی است که آیندۀ جنگ، میزان همراهی مردم با آن و درک مردم از دشمن را تعیین می‌کند. undefined انسان رزمنده یا جنگ‌افزار ماشینی؟ در کنار طرح دشمن برای مهندسی ادراک مردم، پرداخت کوتاه رسانه‌های داخلی به سوژه‌های نظامی و عبور سریع از آن‌ها بدون پیوند دادن به زندگی اجتماعی، این شکاف را عمیق‌تر می‌کند. نیروهای نظامی در روایت خبری به نقش نظامی تقلیل می‌یابند و دیگر انسان نیستند؛ و از آن مهم‌تر، از بافت اجتماعی جدا می‌شوند. در حالی که هر نیروی نظامی، خود بخشی از همین جامعه است و حذف این پیوند در روایت، به‌معنای حذف او از دایرۀ «ما» است. در چنین وضعیتی، حتی شدیدترین تلفات نظامی نیز فاقد بار عاطفی لازم در افکار عمومی خواهد بود. سوژه‌هایی مانند ناو دنا و شهدای جوان آن که در حال بازگشت از یک رزمایش بودند، حدفاصل‌های روایی هستند که با جریان روایی دشمن مقابله کنند؛ اما پرداخت کافی و صحیح نداشته‌اند. اما برای مقابله با این الگو و جلوگیری از ارزش‌زدایی از مدافعان وطن، چه باید کرد؟ در قسمت دوم بخوانید. undefined رسانه دقیق است مدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»‌‌
undefined نظامی‌ها دو بار شهید می‌شوندقسمت دوم
در قسمت اول به آسیب‌شناسی روایت اشتباه رسانه‌های ایران در پوشش شهدای غیرنظامی، و ارزش‌زدایی از جان‌ افراد نظامی پرداختیم. اما برای مقابله با الگوی دشمن، چه باید کرد؟
undefined از «چه بود» و «چه نبود»، به «چه شد»زاویه دید گزارش خبری باید از تمرکز صرف بر «هدف اصابت» به سمت «بافت اجتماعی و تجربۀ زیسته مردم» و روایت واقعه از «چه کسی یا چه مکانی هدف بود» به «چه بر سر جامعه آمد» تغییر کند. در گزارش از اهداف نظامی مانند پاسگاه یا پایگاه بسیج، نباید صرفاً به نام و کارکرد نظامی آن بسنده کرد؛ بلکه باید درهم‌تنیدگی آن با زندگی شهری برجسته شود؛ مثلاً توضیح داده شود که این ساختمان در دل یک محله قرار داشته، مردم با صدای اصابت از خانه‌های خود بیرون آمده‌اند، خانه‌ها آسیب دیده و شیشه‌های چندین خانه ریخته است و ترس و ناامنی به کل منطقه سرایت کرده است. چنین تغییری، بدون آنکه از شدت محکومیت حملات بکاهد، مانع از شکل‌گیری دوگانه نظامی-غیرنظامی می‌شود و در عین حال، قساوت دشمن را در بستری واقعی‌تر و مؤثرتر به نمایش می‌گذارد، و نشان می‌دهد که زمانی که جنگ با تخریب و اضطراب خود وارد شهر می‌شود، روان هیچ انسانی در امان نیست. این نوع روایت، هم افسانه «اصابت نقطه‌زن و محدود» را تضعیف می‌کند و هم نیروهای نظامی را به‌عنوان بخشی از جامعه بازنمایی می‌کند.
undefined گزارش چه میدانی؟اصلاح این وضعیت، پیش از هر چیز نیازمند تغییر در منطق زبان خبر است. روایت باید از یک الگوی تفکیکی به یک الگوی یکپارچه حرکت کند:الف) به‌ جای تأکید بر «نظامی نبودن» یک مکان، بر «حضور زندگی انسانی» در آن تمرکز شود؛ب) به‌جای تقلیل نیروهای نظامی به هدف اصابت، نقش آن‌ها به‌ عنوان بخشی از جامعه و مسئول امنیت آن در زمان تجاوز دشمن، دزدی مسلحانه، مقابله با اوباش و حراست از مردم، برجسته شود؛ج) باید پیوند میان حمله و تجربۀ زیسته مردم بازسازی شود؛ به‌گونه‌ای که حتی در حمله به یک هدف نظامی نیز، اثر آن بر زندگی شهری، ترس عمومی و آسیب به بافت اجتماعی به تصویر کشیده شود؛د) در گزارش از اهداف غیرنظامی نیز باید از پرسش‌های سلبی مانند «اینجا که دیگه نظامی نبود!» پرهیز شود به‌جای آن، مستقیماً بر کارکرد انسانی فضا، زندگی جاری در آن و پیامدهای حمله بر مردم تمرکز شود.
undefined «فدای سر امام زمان!»در سطح گزارش‌های تکمیلی، لازم است از روایت‌های کلیشه‌ای و بریده‌ای که صرفاً به چند عبارت فداکارانه خانواده شهدا محدود می‌شوند فاصله گرفته شود. این نوع روایت، به‌ دلیل فقدان زمینه‌سازی عاطفی، توان درگیر کردن مخاطب را ندارد. در عوض لازم است روایت‌هایی ساخته شود که ابتدا «سنگینی فقدان» را برای مخاطب قابل لمس کند. گفت‌وگو با مادران، همسران و خواهران نیروهای نظامی اعم از پلیس و سربازان باید شامل خاطراتی از زندگی، نگرانی‌ها، آرزوها، دشواری‌های مأموریت‌ها از مواجهه با ناامنی‌های شهری و مجرمان خشن تا حضور در مأموریت‌های مرزی یا شرایط جنگی و جایگاه عاطفی فرد در خانواده باشد تا نشان دهد شهید «ارزشمندترین دارایی» آنان بوده است. در این صورت است که فقدان او به‌عنوان «از دست رفتن یک انسان عزیز» برای مخاطب قابل درک می‌شود و جملات فداکارانه خانواده مانند «فدای سر این ملت» از حالت شعاری خارج می‌شود؛ معنا و وزن واقعی پیدا می‌کند؛ و مخاطب را درگیر می‌سازد.
undefined خلق کاراکتر قهرمانالگوی موفق در این زمینه، همان ساختار روایی آثار سینمایی دفاع مقدس است. در این تولیدات، بخش عمدۀ روایت صرف ساختن تصویر گرم، نزدیک و ملموس از فرد در خانواده و میان دوستان و همکاران می‌شود و سپس لحظه شهادت! در مقابل، خبررسانی فعلی اغلب بدون این زمینه‌سازی، مستقیماً به لحظه شهادت می‌پردازد و در نتیجه، سوژه‌ای سرد و تکراری تولید می‌کند. ادامه این روند، به عادی‌سازی تلفات و تعمیق فاصله میان مردم و نیروهای نظامی منجر می‌شود و باعث ساخت تصویر فانتزی و بی‌خطر از جنگ می‌شود.
نظامی‌های ایران بخشی از بدنه جامعه؛ و بلکه سپر محافظ مردم هستند. حمله به محافظان مردم، مقدمه (و در اینجا توأمان با) حمله به مردم است. پرهیز از شهید کردن روایت شهدای نظامی، و بازگشت به یک روایت انسانی، پیوسته و اجتماعی از جنگ، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت راهبردی است؛ در خبر، در گزارش و در روایت.
undefined رسانه دقیق است مدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»‌‌

۵:۳۴