بله | کانال مدرسه علوم رسانه‌ای دقیقه
عکس پروفایل مدرسه علوم رسانه‌ای دقیقهم

مدرسه علوم رسانه‌ای دقیقه

۶۲۱ عضو
thumbnail
🟠 هفته سوم رویداد اشاره | روز اول
کلاس مقابله در رسانه
شب طراحی
با استاد کریمی (سردبیر پیشین خبرگزاری فارس و تسنیم)


undefined رویداد تخصصی طراحی رسانه‌ای «اشاره»
♾ مدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»‌ | بله | اینستاگرام | تلگرام |

۸:۴۹

thumbnail
.undefined استاد تسخیری | یکی از روش‌های مشاهده در تفکر طراحی.
undefined رویداد تخصصی طراحی رسانه‌ای «اشاره»
♾ مدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»‌ | بله | اینستاگرام | تلگرام |

۱۷:۲۳

thumbnail
🟠 روز دوم هفته سوم رویداد اشاره؛ کلاس و چالش کمپین

undefined رویداد تخصصی طراحی رسانه‌ای «اشاره»
♾ مدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»‌ | بله | اینستاگرام | تلگرام |

۱۵:۰۰

thumbnail
🟠 روز آخر رویداد اشاره
چالش نهایی هشت‌مرحله‌ای (مسیر رسانه‌ای شش‌ماهه تیم ملی فوتبال ایران تا جام‌جهانی آمریکا)
undefined رویداد تخصصی طراحی رسانه‌ای «اشاره»
♾ مدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»‌ | بله | اینستاگرام | تلگرام |

۱۰:۳۵

thumbnail
🟠undefined چالش نهایی هشت‌مرحله‌ای رویداد اشاره
مرحلهٔ یک و دو:


undefined رویداد تخصصی طراحی رسانه‌ای «اشاره»
♾ مدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»‌ | بله | اینستاگرام | تلگرام |

۳:۵۹

thumbnail
🟠undefined چالش نهایی هشت‌مرحله‌ای رویداد اشاره
مرحلهٔ سوم و چهارم:


undefined رویداد تخصصی طراحی رسانه‌ای «اشاره»
♾ مدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»‌ | بله | اینستاگرام | تلگرام |

۴:۰۱

thumbnail
🟠undefined چالش نهایی هشت‌مرحله‌ای رویداد اشاره
مرحلهٔ پنجم و ششم:


undefined رویداد تخصصی طراحی رسانه‌ای «اشاره»
♾ مدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»‌ | بله | اینستاگرام | تلگرام |

۴:۳۵

thumbnail
🟠undefined چالش نهایی هشت‌مرحله‌ای رویداد اشاره
مرحلهٔ هفتم و هشتم:


undefined رویداد تخصصی طراحی رسانه‌ای «اشاره»
♾ مدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»‌ | بله | اینستاگرام | تلگرام |

۶:۴۵

thumbnail
هوش مصنوعی باشد یا نباشد، رژیم صهیونیستی برنده است
این روزها گفتگو دربارۀ ویدئوهای منتشرشده پس از شایعه ترور بنیامین نتانیاهو با حرارت بالایی در جریان است. تولیدکنندگان ایرانی و خارجی هر یک با کشف یک انگشت اضافه یا سطح قهوه در لیوان در تلاش هستند اثبات کنند این ویدئوها جعلی هستند. اما آیا اثبات این موضوع اساسا اهمیت دارد؟آیا می‌توان پذیرفت رژیمی که در خط مقدم توسعه‌ی هوش مصنوعی قرار دارد، و از پیوند ساختاری میان ارتش، صنعت و دانشگاه برای تولید فناوری‌های پیشرفته بهره می‌برد، ناگهان به سطحی از خطا برسد که یک مخاطب عادی بتواند جعلی بودن یک ویدئو را تشخیص دهد اما نهادهای امنیتی صهیونیستی آن را نفهمند؟ اگر پاسخ منفی است، پس با پدیده‌ای ساده از خطای تکنیکی مواجه نیستیم، بلکه با وضعیتی مواجه‌ایم که لازمۀ آن احمق نپنداشتن دشمن خود در عرصۀ رسانه است. احمق‌پنداری بیش از حد دشمن، آن هم در موضوعی که خود پیشگام تحقیق و توسعه آن بوده است، نوعی خطای شناختی است. این خطای شناختی باعث می‌شود زمانی که خود را در اوج هوشمندی و خواندن دست دشمن با سواد رسانه‌ای و تکنیک‌های تشخیص دیپ‌فیک می‌دانیم، در حال افتادن در بازی ادراکی بزرگ‌تری باشیم که قادر به دیدنش نبوده‌ایم.
شش‌انگشتی بودن نتانیاهو، فرع موضوع استدر سناریو پیش رو، مسئله اصلی واقعی یا جعلی بودن ویدئو نیست؛ بلکه نحوه‌ی توزیع ادراک در میان مخاطبان مختلف داخلی و خارجی است. در جنگ‌های معاصر، به‌ویژه در سطح شناختی، هدف لزوماً اقناع کامل نیست. برعکس، گاهی طراحی پیام به‌گونه‌ای انجام می‌شود که اجماع شکل نگیرد. بخشی از مخاطبان باور کنند، بخشی تردید کنند، و بخشی دیگر به‌طور کامل بی‌اعتماد شوند. این وضعیت را می‌توان نوعی «آشوب معرفتی» دانست؛ جایی که واقعیت نه انکار می‌شود و نه تثبیت، بلکه معلق نگه داشته می‌شود.در این چارچوب، حتی یک ویدئوی مشکوک می‌تواند کارکردی چندلایه داشته باشد. در افکار عمومی شهرک‌نشینان رژیم، صرف ارائه‌ی نشانه‌ای از زنده بودن یک رهبر می‌تواند از شوک روانی و فروپاشی انسجام جلوگیری کند. در سطح خارجی، همین ابهام می‌تواند محاسبات طرف مقابل را مختل کند و در سطح افکار عمومی جهانی، بحث بر سر واقعی یا جعلی بودن محتوا، خود به یک میدان درگیری تبدیل می‌شود که توجه را از واقعیت‌های میدانی منحرف می‌کند. به بیان دقیق‌تر، پیام واحد، برای مخاطبان متفاوت، کارکردهای متفاوتی تولید می‌کند.
نتانیاهو؛ قهرمان مردم، دشمن جان‌سختدربارۀ این تولیدات دو حالت متصور است: نتانیاهو واقعا ترور شده است و رژیم آگاهانه این ویدئوها را منتشر کرده است، یا این که او زنده است و قرار است پس از این ویدئوها اعلام حضوری واقعی کند.در حالت اول، حداقلی‌ترین فایدۀ این شکل از خبررسانی و ابهام چندروزه برای رژیم صهیونیستی این است که ضرب خبر گرفته می‌شود و مردم آن‌ها برای دریافت این شوک بزرگ آماده می‌شوند. آمادگی ذهنی مردم و زمان خریدن برای بازطراحی نظم نظامی و داخلی کشور در چنین شرایطی اهمیت زیادی دارد.در صورت زنده بودن نتانیاهو نیز، پس از چند روز مشاجره بر سر جعلی بودن ویدئوها، نتانیاهو با یک حضور واقعی می‌تواند به قهرمان مردم خود و دشمنی جان‌سخت در افکار عمومی جهانی تبدیل شود و بر کارآمدی خود در مقابل دشمنان خود می‌افزاید. به‌خصوص در زمانی که رژیم در ترورهای خود موفق عمل کرده است، نمایش ناکارآمدی جبهۀ مقاومت در ترور، وجهه نیروهای مقاومت را تضعیف می‌کند و مردم حامی آن را سرخورده می‌کند. بنابراین مسئله این است که سناریو پیش رو، در صورت مرگ نتانیاهو باعث تخلیۀ انرژی این خبر شده و ضرب آن را می‌گیرد و در صورت زنده بودن، کارآمدی او را بالا برده و جبهۀ مقاومت را در افکار عمومی تضعیف می‌کند.
تکنیک‌دانی کافی نیستبنابراین، در مواجه با محتوایی ضعیف با سرنخ‌های واضح، تحلیل سطحی آن به‌عنوان یک اشتباه تکنیکی و جشن گرفتن حماقت دشمن و هوشمندی خود اشتباه است. باید این احتمال را در نظر گرفت که مسئله، نه در کیفیت تولید، بلکه در منطق توزیع ادراک نهفته است و برای هر دسته از مخاطبان، فارغ از صدق و کذب خود، کارکرد شناختی دارد. سواد رسانه‌ای در صورتی که به سطح تکنیک‌های جزئی محدود بماند و قادر به دیدن صحنۀ کلان طراحی دشمن نباشد، می‌تواند غلط‌انداز باشد و افکار فعالان رسانه‌ای را سرگرم بخشی از صحنه کند که اساسا موضوعیت چندانی ندارد. حتی اگر نتانیاهو ترور شده باشد، انتشار این ویدئوها برای چند روز خریدن فرصت در افکار عمومی داخل رژیم و تخلیه انرژی صحنه کافی است و بزرگنمایی احتمال ترور او و شادی زودهنگام می‌تواند جبهۀ خودی را بعدها به سرخوردگی بزرگی بکشاند. مهم است که تحلیل‌گران در چنین شرایطی چشم از میدان برندارند و با پرداختن به آن چه در صحنه قطعی و مهم است، در بازی‌های رسانه‌ای رژیم، زمان و توجه مردم را به حواشی اختصاص ندهند.

۱۶:۵۵

thumbnail
undefined نظامی‌ها دو بار شهید می‌شوندقسمت اول
undefined «نزدیکشون پایگاهی چیزی بوده که زدن؟»این سوالی است که پس از هر خبر انفجار، منتظر شنیدنش هستیم. اهمیتی ندارد که پاسخ این پرسش چه باشد؛ آنچه مهم است فرآیند ادراکی‌ای است که این تفکیک را عادی کرده و به بی‌توجهی نسبت به شهادت نیروهای نظامی انجامیده است. این الگو که مطابق بر طراحی شناختی دشمن است، چطور در ذهن مخاطب تثبیت شده، و چگونه در روایت رسانه‌های داخلی امتداد یافته است؟
undefined کدام جان کم‌ارزش‌تر است؟یکی از اهداف کلیدی جنگ شناختی، که در اسناد پژوهشی ناتو در سال ۲۰۲۶ مورد تأکید است، تضعیف پیوند هویتی و عاطفی میان جامعه و نیروهای نظامی است؛ پیوندی که مستقیماً با انسجام اجتماعی، پذیرش هزینه‌های جنگ و ادراک تهدید گره خورده است. در چنین میدانی، هر خطای رسانه‌ای، حتی اگر با نیت درست انجام شود، می‌تواند ناخواسته در راستای هدف دشمن عمل کند. مسئلۀ اصلی رسانه‌های داخلی، نه فقدان پوشش رسانه‌ای، بلکه صورت‌بندی نادرست روایت است. الگوی غالب در خبررسانی با هدف اثبات مظلومیت، بر تمایزگذاری مداوم میان مردم و نظامی استوار شده است؛ تأکیدهایی از جنس «اینجا نظامی نبود» یا «این‌ها مردم عادی بودند» در ظاهر در خدمت محکوم‌سازی حملات است، اما در سطح عمیق‌تر، یک دوگانه خطرناک می‌سازد؛ ادبیات تفکیک به‌طور ضمنی این تصور را تثبیت می‌کند که هدف قرارگرفتن اهداف نظامی مصداق تجاوز دشمن نبوده و اهمیتی ندارد، در حالی که غیرنظامیان استثنا محسوب می‌شوند. نتیجۀ این الگو، شکل‌گیری یک سلسله‌مراتب ارزشی ناخواسته میان جان‌ها و تضعیف جایگاه نیروهای نظامی در ذهن جامعه است. گویی که شهادت نیروی نظامی موضوعی بی‌اهمیت است و تا زمانی که در جنگ نیروهای نظامی شهید شوند، جنگ به مردم ارتباطی ندارد.
undefined -‌ ناراحت شدی؟ - بستگی داره!پیامد این سبک روایت، بازتولید چارچوبی است که دشمن در تلاش برای القای آن است: جنگی محدود و نقطه‌زن صرفاً علیه ساختار نظامی، نه علیه جامعه. در چنین شرایطی، مخاطب به‌تدریج می‌آموزد که ابتدا بپرسد «هدف چه بوده است؟» و اگر پاسخ «نظامی» باشد، شدت حساسیت و واکنش عاطفی او کاهش می‌یابد. این روند زمانی که روزانه در ده‌ها خبر اصابت تکرار شود، به عادی‌سازی شهادت نیروهای نظامی، کاهش خشم عمومی نسبت به دشمن، و فاصله‌گیری جامعه از میدان جنگ منجر می‌شود و این دقیقاً هدف ادراکی دشمن در تنظیم میدان نبرد است. رژیم صهونیستی در جنگ‌های پیش از این، در ایجاد شکاف بین حزب‌الله و حماس و مردم کشورشان، این سبک روایی را تست کرده است. نهایت این مسیر ادراکی در لبنان و فلسطین تا همراهی بخشی از بدنه دولتی و مردمی با خلع سلاح حماس و حزب‌الله نیز پیش رفته است. از این رو موضوع شکاف بین نیروهای نظامی و مردم، یک امر عاطفی صرف نیست، بلکه موضوعی راهبردی است که آیندۀ جنگ، میزان همراهی مردم با آن و درک مردم از دشمن را تعیین می‌کند.
undefined انسان رزمنده یا جنگ‌افزار ماشینی؟در کنار طرح دشمن برای مهندسی ادراک مردم، پرداخت کوتاه رسانه‌های داخلی به سوژه‌های نظامی و عبور سریع از آن‌ها بدون پیوند دادن به زندگی اجتماعی، این شکاف را عمیق‌تر می‌کند. نیروهای نظامی در روایت خبری به نقش نظامی تقلیل می‌یابند و دیگر انسان نیستند؛ و از آن مهم‌تر، از بافت اجتماعی جدا می‌شوند. در حالی که هر نیروی نظامی، خود بخشی از همین جامعه است و حذف این پیوند در روایت، به‌معنای حذف او از دایرۀ «ما» است. در چنین وضعیتی، حتی شدیدترین تلفات نظامی نیز فاقد بار عاطفی لازم در افکار عمومی خواهد بود. سوژه‌هایی مانند ناو دنا و شهدای جوان آن که در حال بازگشت از یک رزمایش بودند، حدفاصل‌های روایی هستند که با جریان روایی دشمن مقابله کنند؛ اما پرداخت کافی و صحیح نداشته‌اند.
اما برای مقابله با این الگو و جلوگیری از ارزش‌زدایی از مدافعان وطن، چه باید کرد؟در قسمت دوم بخوانید.
undefined رسانه دقیق است مدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»‌‌

۲۳:۵۲

مدرسه علوم رسانه‌ای دقیقه
undefined undefined نظامی‌ها دو بار شهید می‌شوند قسمت اول undefined «نزدیکشون پایگاهی چیزی بوده که زدن؟» این سوالی است که پس از هر خبر انفجار، منتظر شنیدنش هستیم. اهمیتی ندارد که پاسخ این پرسش چه باشد؛ آنچه مهم است فرآیند ادراکی‌ای است که این تفکیک را عادی کرده و به بی‌توجهی نسبت به شهادت نیروهای نظامی انجامیده است. این الگو که مطابق بر طراحی شناختی دشمن است، چطور در ذهن مخاطب تثبیت شده، و چگونه در روایت رسانه‌های داخلی امتداد یافته است؟ undefined کدام جان کم‌ارزش‌تر است؟ یکی از اهداف کلیدی جنگ شناختی، که در اسناد پژوهشی ناتو در سال ۲۰۲۶ مورد تأکید است، تضعیف پیوند هویتی و عاطفی میان جامعه و نیروهای نظامی است؛ پیوندی که مستقیماً با انسجام اجتماعی، پذیرش هزینه‌های جنگ و ادراک تهدید گره خورده است. در چنین میدانی، هر خطای رسانه‌ای، حتی اگر با نیت درست انجام شود، می‌تواند ناخواسته در راستای هدف دشمن عمل کند. مسئلۀ اصلی رسانه‌های داخلی، نه فقدان پوشش رسانه‌ای، بلکه صورت‌بندی نادرست روایت است. الگوی غالب در خبررسانی با هدف اثبات مظلومیت، بر تمایزگذاری مداوم میان مردم و نظامی استوار شده است؛ تأکیدهایی از جنس «اینجا نظامی نبود» یا «این‌ها مردم عادی بودند» در ظاهر در خدمت محکوم‌سازی حملات است، اما در سطح عمیق‌تر، یک دوگانه خطرناک می‌سازد؛ ادبیات تفکیک به‌طور ضمنی این تصور را تثبیت می‌کند که هدف قرارگرفتن اهداف نظامی مصداق تجاوز دشمن نبوده و اهمیتی ندارد، در حالی که غیرنظامیان استثنا محسوب می‌شوند. نتیجۀ این الگو، شکل‌گیری یک سلسله‌مراتب ارزشی ناخواسته میان جان‌ها و تضعیف جایگاه نیروهای نظامی در ذهن جامعه است. گویی که شهادت نیروی نظامی موضوعی بی‌اهمیت است و تا زمانی که در جنگ نیروهای نظامی شهید شوند، جنگ به مردم ارتباطی ندارد. undefined -‌ ناراحت شدی؟ - بستگی داره! پیامد این سبک روایت، بازتولید چارچوبی است که دشمن در تلاش برای القای آن است: جنگی محدود و نقطه‌زن صرفاً علیه ساختار نظامی، نه علیه جامعه. در چنین شرایطی، مخاطب به‌تدریج می‌آموزد که ابتدا بپرسد «هدف چه بوده است؟» و اگر پاسخ «نظامی» باشد، شدت حساسیت و واکنش عاطفی او کاهش می‌یابد. این روند زمانی که روزانه در ده‌ها خبر اصابت تکرار شود، به عادی‌سازی شهادت نیروهای نظامی، کاهش خشم عمومی نسبت به دشمن، و فاصله‌گیری جامعه از میدان جنگ منجر می‌شود و این دقیقاً هدف ادراکی دشمن در تنظیم میدان نبرد است. رژیم صهونیستی در جنگ‌های پیش از این، در ایجاد شکاف بین حزب‌الله و حماس و مردم کشورشان، این سبک روایی را تست کرده است. نهایت این مسیر ادراکی در لبنان و فلسطین تا همراهی بخشی از بدنه دولتی و مردمی با خلع سلاح حماس و حزب‌الله نیز پیش رفته است. از این رو موضوع شکاف بین نیروهای نظامی و مردم، یک امر عاطفی صرف نیست، بلکه موضوعی راهبردی است که آیندۀ جنگ، میزان همراهی مردم با آن و درک مردم از دشمن را تعیین می‌کند. undefined انسان رزمنده یا جنگ‌افزار ماشینی؟ در کنار طرح دشمن برای مهندسی ادراک مردم، پرداخت کوتاه رسانه‌های داخلی به سوژه‌های نظامی و عبور سریع از آن‌ها بدون پیوند دادن به زندگی اجتماعی، این شکاف را عمیق‌تر می‌کند. نیروهای نظامی در روایت خبری به نقش نظامی تقلیل می‌یابند و دیگر انسان نیستند؛ و از آن مهم‌تر، از بافت اجتماعی جدا می‌شوند. در حالی که هر نیروی نظامی، خود بخشی از همین جامعه است و حذف این پیوند در روایت، به‌معنای حذف او از دایرۀ «ما» است. در چنین وضعیتی، حتی شدیدترین تلفات نظامی نیز فاقد بار عاطفی لازم در افکار عمومی خواهد بود. سوژه‌هایی مانند ناو دنا و شهدای جوان آن که در حال بازگشت از یک رزمایش بودند، حدفاصل‌های روایی هستند که با جریان روایی دشمن مقابله کنند؛ اما پرداخت کافی و صحیح نداشته‌اند. اما برای مقابله با این الگو و جلوگیری از ارزش‌زدایی از مدافعان وطن، چه باید کرد؟ در قسمت دوم بخوانید. undefined رسانه دقیق است مدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»‌‌
undefined نظامی‌ها دو بار شهید می‌شوندقسمت دوم
در قسمت اول به آسیب‌شناسی روایت اشتباه رسانه‌های ایران در پوشش شهدای غیرنظامی، و ارزش‌زدایی از جان‌ افراد نظامی پرداختیم. اما برای مقابله با الگوی دشمن، چه باید کرد؟
undefined از «چه بود» و «چه نبود»، به «چه شد»زاویه دید گزارش خبری باید از تمرکز صرف بر «هدف اصابت» به سمت «بافت اجتماعی و تجربۀ زیسته مردم» و روایت واقعه از «چه کسی یا چه مکانی هدف بود» به «چه بر سر جامعه آمد» تغییر کند. در گزارش از اهداف نظامی مانند پاسگاه یا پایگاه بسیج، نباید صرفاً به نام و کارکرد نظامی آن بسنده کرد؛ بلکه باید درهم‌تنیدگی آن با زندگی شهری برجسته شود؛ مثلاً توضیح داده شود که این ساختمان در دل یک محله قرار داشته، مردم با صدای اصابت از خانه‌های خود بیرون آمده‌اند، خانه‌ها آسیب دیده و شیشه‌های چندین خانه ریخته است و ترس و ناامنی به کل منطقه سرایت کرده است. چنین تغییری، بدون آنکه از شدت محکومیت حملات بکاهد، مانع از شکل‌گیری دوگانه نظامی-غیرنظامی می‌شود و در عین حال، قساوت دشمن را در بستری واقعی‌تر و مؤثرتر به نمایش می‌گذارد، و نشان می‌دهد که زمانی که جنگ با تخریب و اضطراب خود وارد شهر می‌شود، روان هیچ انسانی در امان نیست. این نوع روایت، هم افسانه «اصابت نقطه‌زن و محدود» را تضعیف می‌کند و هم نیروهای نظامی را به‌عنوان بخشی از جامعه بازنمایی می‌کند.
undefined گزارش چه میدانی؟اصلاح این وضعیت، پیش از هر چیز نیازمند تغییر در منطق زبان خبر است. روایت باید از یک الگوی تفکیکی به یک الگوی یکپارچه حرکت کند:الف) به‌ جای تأکید بر «نظامی نبودن» یک مکان، بر «حضور زندگی انسانی» در آن تمرکز شود؛ب) به‌جای تقلیل نیروهای نظامی به هدف اصابت، نقش آن‌ها به‌ عنوان بخشی از جامعه و مسئول امنیت آن در زمان تجاوز دشمن، دزدی مسلحانه، مقابله با اوباش و حراست از مردم، برجسته شود؛ج) باید پیوند میان حمله و تجربۀ زیسته مردم بازسازی شود؛ به‌گونه‌ای که حتی در حمله به یک هدف نظامی نیز، اثر آن بر زندگی شهری، ترس عمومی و آسیب به بافت اجتماعی به تصویر کشیده شود؛د) در گزارش از اهداف غیرنظامی نیز باید از پرسش‌های سلبی مانند «اینجا که دیگه نظامی نبود!» پرهیز شود به‌جای آن، مستقیماً بر کارکرد انسانی فضا، زندگی جاری در آن و پیامدهای حمله بر مردم تمرکز شود.
undefined «فدای سر امام زمان!»در سطح گزارش‌های تکمیلی، لازم است از روایت‌های کلیشه‌ای و بریده‌ای که صرفاً به چند عبارت فداکارانه خانواده شهدا محدود می‌شوند فاصله گرفته شود. این نوع روایت، به‌ دلیل فقدان زمینه‌سازی عاطفی، توان درگیر کردن مخاطب را ندارد. در عوض لازم است روایت‌هایی ساخته شود که ابتدا «سنگینی فقدان» را برای مخاطب قابل لمس کند. گفت‌وگو با مادران، همسران و خواهران نیروهای نظامی اعم از پلیس و سربازان باید شامل خاطراتی از زندگی، نگرانی‌ها، آرزوها، دشواری‌های مأموریت‌ها از مواجهه با ناامنی‌های شهری و مجرمان خشن تا حضور در مأموریت‌های مرزی یا شرایط جنگی و جایگاه عاطفی فرد در خانواده باشد تا نشان دهد شهید «ارزشمندترین دارایی» آنان بوده است. در این صورت است که فقدان او به‌عنوان «از دست رفتن یک انسان عزیز» برای مخاطب قابل درک می‌شود و جملات فداکارانه خانواده مانند «فدای سر این ملت» از حالت شعاری خارج می‌شود؛ معنا و وزن واقعی پیدا می‌کند؛ و مخاطب را درگیر می‌سازد.
undefined خلق کاراکتر قهرمانالگوی موفق در این زمینه، همان ساختار روایی آثار سینمایی دفاع مقدس است. در این تولیدات، بخش عمدۀ روایت صرف ساختن تصویر گرم، نزدیک و ملموس از فرد در خانواده و میان دوستان و همکاران می‌شود و سپس لحظه شهادت! در مقابل، خبررسانی فعلی اغلب بدون این زمینه‌سازی، مستقیماً به لحظه شهادت می‌پردازد و در نتیجه، سوژه‌ای سرد و تکراری تولید می‌کند. ادامه این روند، به عادی‌سازی تلفات و تعمیق فاصله میان مردم و نیروهای نظامی منجر می‌شود و باعث ساخت تصویر فانتزی و بی‌خطر از جنگ می‌شود.
نظامی‌های ایران بخشی از بدنه جامعه؛ و بلکه سپر محافظ مردم هستند. حمله به محافظان مردم، مقدمه (و در اینجا توأمان با) حمله به مردم است. پرهیز از شهید کردن روایت شهدای نظامی، و بازگشت به یک روایت انسانی، پیوسته و اجتماعی از جنگ، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت راهبردی است؛ در خبر، در گزارش و در روایت.
undefined رسانه دقیق است مدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»‌‌

۵:۳۴

thumbnail
undefined از آتش موشک به خواب کودک
برتری در میدان، برتری در رسانه، برتری در افکار عمومی. این‌ها سه مفهوم متمایز هستند که به هم متصلند؛ اما گاهی افکار عمومی با وجود برتری میدانی، احساس پیروزی ندارند. برای درک تفاوت آن‌ها، به این سوال پاسخ دهید: با اتمام جنگ دوازده‌روزه، با وجود آنکه موضع مراجع سیاسی و نظامی روایت پیروزی بود، آیا شما با شنیدن خبر آتش‌بس، برای جشن و بوق زدن به خیابان‌ها رفتید؟ما پیروز شده بودیم؛ اما احساس پیروزی نداشتیم!
undefined شلیک به ادراکدر ادبیات معاصر مطالعات جنگ، به‌ویژه در چارچوب «جنگ شناختی» جنگ نه صرفاً به‌عنوان تقابل فیزیکی نیروها، بلکه به‌مثابه رقابت برای شکل‌دهی به ادراک، تفسیر و تصمیم‌گیری انسان‌ها تعریف می‌شود. در این رویکرد، ذهن انسان به میدان اصلی نبرد تبدیل شده و هدف عملیات‌ها، تأثیرگذاری بر نحوۀ فهم واقعیت و تجربۀ زیستۀ افراد است، نه صرفاً تغییر وضعیت میدانی. بر این اساس، پیروزی نظامی زمانی کامل تلقی می‌شود که بتواند به تغییر در سطح ادراک عمومی و تجربۀ اجتماعی منجر شود. جنگ در خط مقدم و برای نظامیان همواره ملموس و محسوس بوده است؛ اما این تغییر پارادایم به این معناست که جنگ، برای آنکه برای همه «واقعی» و «معنادار» شود، باید در زندگی روزمرۀ شهروندان ادغام گردد. اگر کنش‌های نظامی به تجربۀ ملموس افراد از امنیت، ناامنی یا اختلال در زندگی روزمره متصل نشوند، در سطح ادراک عمومی به‌صورت پدیده‌ای دور و انتزاعی باقی می‌مانند. این وضعیت در مطالعات جدید به‌عنوان شکاف میان «برتری عملیاتی» و «اثر شناختی» توصیف شده است.
undefined جنگ دور، جنگ نزدیکنمونۀ تجربی این شکاف را می‌توان در جنگ‌های ایالات متحده در عراق و افغانستان مشاهده کرد. با وجود برتری قاطع نظامی، بخش عمده‌ای از جامعۀ آمریکا تجربۀ مستقیمی از جنگ نداشت؛ نه بسیج عمومی شکل گرفت، نه زندگی روزمره دچار اختلال جدی شد، و نه تهدید به‌صورت بدن‌مند تجربه شد. در نتیجه، جنگ در سطح ادراک عمومی به یک پس‌زمینۀ خبری تقلیل یافت و دستاوردهای نظامی نیز نتوانستند به تجربه‌ای جمعی و ملموس تبدیل شوند.در مقابل، در تجربۀ رژیم صهیونیستی، اتصال جنگ به زندگی روزمره بسیار مستقیم‌تر است. حملات موشکی، آژیرهای مداوم، و حضور پناهگاه‌ها در بافت شهرک‌ها باعث شده‌اند که جنگ به‌طور مستمر در تجربۀ زیستۀ شهرک‌نشینان حضور داشته باشد. در این شرایط، حتی تغییرات کوچک در شدت درگیری، بلافاصله در زندگی روزمره قابل‌ادراک می‌شود و معنا پیدا می‌کند. بنابراین شهرک‌نشینان رژیم هر روز به صورت مستقیم اراده و اقدامات نظامی ایران را درک می‌کنند.از منظر علوم شناختی، این تفاوت با مفاهیمی مانند «دسترس‌پذیری شناختی» و «برجستگی تهدید» توضیح داده می‌شود. افراد اهمیت و فوریت یک پدیده را بر اساس میزان حضور آن در تجربۀ روزمره یا حافظۀ در دسترس خود ارزیابی می‌کنند؛ بنابراین، آنچه لمس نمی‌شود، معمولاً مهم تلقی نمی‌شود.
undefined نشانۀ روز جنگ در شب شهربر این اساس، می‌توان یک اصل عملیاتی دقیق را در پوشش جنگ صورت‌بندی کرد: هر کنش نظامی باید به یک پیام ادراکی قابل‌تجربه در زندگی روزمره ترجمه شود؛ در غیر این صورت توسط مردم «احساس» نخواهد شد. برای مثال، اگر در یک عملیات، هواپیماهای سوخت‌رسان دشمن با موفقیت هدف قرار گرفته، این کنش نباید فقط در سطح نظامی گزارش شود که: «حملات پهپادی ارتش به هواپیماهای سوخت‌رسان در فرودگاه بن‌گوریون»؛ بلکه باید به تجربۀ زیستۀ مردم تهران متصل گردد: «کاهش صدای انفجارها و آرام‌تر بودن امشب شهر تهران، نتیجۀ اختلال در زنجیره پشتیبانی هوایی دشمن است». در اینجا، یک کنش تاکتیکی به یک تجربۀ ملموس (شب آرام‌تر) ترجمه شده و همین ترجمه است که آن را به دستاورد قابل درک تبدیل می‌کند. حالا می‌توان از شهروندان تهران انتظار داشت که صبح پس از یک خواب آرام، با خواندن این خبر، «احساس» افتخار و قدردانی داشته باشند.
undefined رسانه دقیق است مدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»‌‌

۹:۱۳

thumbnail
روز ترمیمِ خشمِ شبپنج اصلاح پیشنهادی به حاکمیت جهت مداخلۀ ارتباطی در بزنگاه آتش‌بسقسمت اول
undefined شوک، خلأ، اعتماداعلام ناگهانی و شبانۀ خبر آتش‌بس، فارغ از محتوای سیاسی و سازوکارهای منتهی به آن، در افکار عمومی که طی چهل روز مستمراً پیگیر جنگ بوده است، وضعیتی از شوک، ابهام و تحیر ایجاد کرده است. در صورت عدم ترمیم سریع این ضربۀ شبه‌شبیخون، مانند آتش‌بس جنگ دوازده‌روزه، حتی پس از گذشت چند هفته، بخش بزرگی از افکار عمومی (در جنگ دوازده‌روزه، حدود یک سوم) با این وضعیت کنار نخواهند آمد. بنابراین، مداخلۀ ارتباطی فوری و منسجم ضرورت دارد. راه‌حل چیست؟وزیر محترم امور خارجه، آقای دکتر عراقچی، اگر تمایل دارند که در فرآیند مذاکرات نیز مانند روزهای جنگ مورد اعتماد مردم باقی بمانند، باید از ماجراهای بامداد چهارشنبه، قصه‌ای برای گفتن داشته باشند. پیشنهاد می‌شود که ایشان شخصاً (و نه با واسطه آقای بقایی یا سایر دیپلمات‌های ارشد وزارتخانه) با مردم تخاطب داشته باشند. این مواجهه باید سه مؤلفه داشته باشد: نخست، درک نشان دادن، به‌ رسمیت‌ شناختن و اعتباربخشی به احساسات ناخوشایند عمومی؛دوم، قدردانی از نقش مردم به‌عنوان کانون ثقل قدرت اجتماعی در ایام جنگ، همراه با پذیرش مسئولیت در نحوۀ اطلاع‌رسانی؛ و سوم، ارائۀ روایتی اقناعی برای موجه‌ ساختن نحوۀ پذیرش و اعلام ناگهانی خبر آتش‌بس، با یک دلیل واقعی یا انتزاعی.
undefined تثبیت وحدت فرماندهیهم‌زمان، هرگونه ادراک از شکاف یا ناهماهنگی در سطوح مختلف حاکمیت باید به‌سرعت مدیریت و ترمیم شود. روایت پیروزی از همان منبعی جذب و باور می‌شود که در این چهل روز منبع دریافت غرور و عزت بوده است: سخنگوی مقتدر قرارگاه خاتم الانبیا، با همان سبک قرائت همیشگی. ارائۀ روایتی پیوسته از مسیر طی‌شده تا به اینجا، همراه با جمع‌بندی مشخص از نحوۀ اعمال فشار و تضعیف دشمن، به تثبیت احساس هماهنگی و وحدت فرماندهی می‌انجامد. جناب سخنگو می‌توانند در این دو هفته نیز برای به‌روز‌رسانی وضعیت نظامی کشور و منطقه همچنان بیانیه‌های ویدیویی منتشر کنند؛ نشانه‌ای از آنکه جنگ به پایان نرسیده، و دست‌های ما روی ماشه است.
undefined دستاوردبافی ممنوعدر سطح مدیریت هیجانات جمعی، باید تداوم درجاتی از خشم در افکار عمومی را تا چند روز آتی در نظر گرفت و با آن کار کرد. چگونه؟ در این وضعیت، راهبردهای اقناعی مبتنی بر اغراق در دستاوردها کارآمد نخواهد بود. برجسته‌سازی جزئی و فهرست‌وار دستاوردها، در مقام توجیه تصمیم آتش‌بس و تحمیل احساس پیروزی به افکار عمومی، به‌سرعت به‌عنوان یک کنش تصنعی و تقلای مذبوحانه ادراک می‌شود و می‌تواند به فرسایش اعتماد بینجامد. سطح انتظارات شکل‌گرفته در افکار عمومی از دستاوردهای این جنگ بزرگ، فراتر از وضعیت فعلی است؛ بنابراین هرگونه القای «اکتفا» یا «اتمام» با مقاومت ذهنی مواجه خواهد شد. راهبرد مناسب، تأکید بر گشوده‌بودن پرونده و انتقال میدان تحقق مطالبات از عرصۀ نظامی به عرصۀ سیاسی است؛ پرونده جنگ بسته نشده تا پیروزی‌ها و انتظارات ما در میدان دیپلماسی نقد شود.در شرایطی که هیجان غالب، خشم است، جهت‌دهی روایت به‌سوی سلب اهداف و منافع دشمن، قابل‌پذیرش‌تر است از تمرکز بر ایجاب دستاوردهای داخلی. تمرکز بر تحقیر، ناکامی و عقب‌نشینی طرف مقابل، با ساختار هیجانی مخاطب هم‌خوان‌تر است. هنگامی که خشم بالاست، تحقیر دشمن کار می‌کند: به خوبی مقاومت کردیم و دشمن گستاخ عقب نشست. جمع‌بندی ما تا این موقف، همین است. همچنان کمربندها را محکم ببندیم که مسیر ادامه دارد.
ادامه در قسمت دوم
undefined رسانه دقیق استمدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»‌‌

۵:۳۳

thumbnail
روز ترمیمِ خشمِ شبپنج اصلاح پیشنهادی به حاکمیت جهت مداخلۀ ارتباطی در بزنگاه آتش‌بس
ادامه از قسمت اول
undefined سفر هیجانی مخاطبخشم، به‌طور مستقیم به غرور متصل نمی‌شود و در یک تودۀ هیجانیِ خشمگین و آشفته، امکان تزریق پایدار احساسات مثبت وجود ندارد. مداخلۀ مؤثر مستلزم طراحی یک مسیر هیجانی مرحله‌بندی‌شده است:در گام نخست، باید خشم موجود به‌صورت کامل و هدفمند به سوی دشمن جهت‌دهی شود.هم‌زمان، مناسک و قالب‌های جمعی برای ابراز مجدد خشم و بازتولید بی‌اعتمادی نسبت به دشمن طراحی و فعال گردد. دشمن، همان دشمن است، و پیام مردم به دشمن همچنان اهمیت دارد.در ادامه، بازخوانی روزهای جنگ با تأکید بر نقاط اعمال قدرت، تحقیر و واردسازی هزینه به دشمن، می‌تواند به تثبیت این جهت‌گیری کمک کند. همچنین، روایت‌پردازی متمرکز بر پرونده‌های شاخص و نمادین: شکستن کمر هواپیمای آواکس، یا شکست سنگینی در اصفهان، یا شکار جنگنده‌های پیشرفته دشمن، و...در نهایت، از دل «اعجاب» برآمده از این فرایند روایی، می‌توان به‌تدریج پلی به سوی غرور ملی ایجاد کرد.
undefined ادب کردن بچه پرروبخشی از خشم شکل‌گرفته پیرامون خبر آتش‌بس، ریشه در ادراک «گستاخی دشمن» و به‌ویژه کنش‌های نمادین شخص ترامپ است. مانند آنچه در فیلم سینمایی «دیدن این فیلم جرم است» می‌بینیم، حتی اگر افکار عمومی با عقلانیت نظام کنار بیاید، دلش رضا نمی‌دهد بدون آنکه شاخ ترامپ بشکند، معرکه فیصله یابد. ایران دوست دارد، ولو برای یک لحظه، ترامپ علناً چک بخورد. نیاز به «نشانۀ تنبیه» یک مؤلفۀ ادراکی تعیین‌کننده در فرایند اقناع است. این همان چیزی است که ترامپ در نمایش آن بسیار خسیس است. پس چگونه این تمایل به‌حق را، نه حذف، که مدیریت و ارضا کنیم؟ راهکار پیشنهادی، بازنمایی نظام‌مند «تصویر تحقیرشدۀ ترامپ» در میدان ادراک جهانی است. بهره‌گیری از محتوای تولیدشده توسط کاربران بین‌المللی، تحلیل‌گران و حتی برخی جریان‌های انتقادی درون آمریکا، که به تبیین عقب‌نشینی، تناقض‌گویی یا ناکامی‌های او پرداخته‌اند، می‌تواند کارکردی جایگزین برای این نیاز ایفا کند. با توجه به آنکه عموم علاقه‌مندان خارجی مقاومت و ایران، عظمت عقب‌نشینی ترامپ را درک کرده‌اند، ترجمه، برجسته‌سازی و بازنشر محتواهای تحسین ایران و تمسخر ترامپ، به بازسازی احساس «برقراری توازن نمادین» کمک خواهد کرد. در این چارچوب، افکار عمومی نه از مسیر ادعای مستقیم، بلکه از رهگذر مشاهدۀ بازتاب‌های بیرونی، به ادراک تعدیل‌شده‌ای از وضعیت دشمن دست می‌یابد؛ ادراکی که می‌تواند بخشی از خشم انباشته را تخلیه و آن را در مسیر قابل‌کنترل‌تری هدایت کند.
undefined رسانه دقیق استمدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»‌‌

۵:۴۷

thumbnail
undefined آغاز ثبت‌نام دوره «رسانه محور نبرد» undefinedundefinedمدرسه علوم رسانه‌ای دقیقه با همکاری خانه‌اندیشه‌ورزان و دانشکده هنر و رسانه شهید آوینی برگزار می‌کند:
undefinedدوره فشرده تدارک عملیاتی برای روایت جنگ
undefined ویژه فعالان رسانه در میانه میدان

undefined️ سرفصل‌های زیرساخت‌ روایت جنگ:undefinedسواد پایه نظامی برای رسانه‌ای‌هاundefinedآمریکاشناسی برای جنگundefinedشناخت ساختار رژیم صهیونیستیundefinedمرور ژئوپولتیک منطقه در جنگundefinedجهت‌گیری جریان‌های اسلامی منطقهundefinedچهره‌ها و رسانه‌های اصلی جهانundefined‌افکار عمومی آمریکا، جهان عرب و چینundefinedسناریوهای پایان‌بندی جنگ
undefined️ سرفصل‌های راهبری رسانه‌ای جنگ:undefined‌رسانه‌های ایرانی جنگ و مخاطب جهانیundefinedبرندهای رسانه‌ای ایران در توئیترundefinedروایت میدانی جنگundefinedخبررسانی در بحرانundefinedتبلیغات محیطی جنگundefinedطنز نقطه‌زن جنگundefinedروایت موثر دستاوردهای جنگundefinedمدیریت تعامل با سلبریتی‌ها
undefined با حضور اساتید مطرح و مجرب هر حوزهundefined مباحث فشرده‌شده جهت کاربرد در میدان جنگundefined برگزاری آنلاین به منظور تسهیل شرکت در دوره
undefined مهلت ثبت‌نام: چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵undefined آغاز دوره: ۲ اردیبهشتundefined لینک ثبت‌نام سریع:survey.porsline.ir/s/2JPRuRnW
undefined رسانه دقیق استمدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»‌‌

۱۷:۳۳

undefined دوره «رسانه محور نبرد»متناسب با شرایط جنگ، امکان دسترسی شما را به محتوایی فشرده و کاربردی فراهم کرده است و می‌توانید با ثبت‌نام در این دوره، روزانه از یک یا دو سرفصل‌ ارائه‌شده در دوره بهره‌مند شوید.
undefinedنحوه برگزاری دورهاین دوره‌ مجازی آنلاین در یک بازه‌ ده‌روزه، با حجم روزانه یک یا دو کلاس برگزار می‌گردد تا همه فعالان رسانه‌ای در ایران بتوانند برای رویدادهای پیشِ رو آمادگی خود را ارتقا بدهند.
undefined این دوره چه مزیت‌هایی دارد؟سرفصل‌های دوره رسانه محور نبرد، براساس آسیب‌شناسی فعالیت فعالان رسانه‌ای در چهل روز اول جنگ تهیه شده است، تا بتواند میدان رسانه را برای فعالیت حرفه‌ای درباره‌ جنگ رمضان یا نبردهای پیش رو تجهیز کند. اساتید این دوره مبتنی بر دانش و تجربه حضور قدرتمند و مؤثر در میدان رسانه‌ای جنگ‌های ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی انتخاب شده‌اند. هر سرفصل امکان بسط و تفصیل به اندازه چند واحد دانشگاهی را دارد؛ اما اساتید دوره در یک برنامه‌ریزی فشرده و نقطه‌زن، از هر سرفصل مطابق با نیاز شرکت‌کنندگان و اقتضای میدان ارائه‌های چکیده و کاربردی خواهند داشت تا زمان کلاس صرف بیان کلیات گِرد یا جزئیات حاشیه‌ای نگردد. در دوره رسانه محور نبرد، شما برای جنگ تجهیز می‌شوید و مباحث اضافه نمی‌شنوید.undefined اساتید دوره رسانه محور نبرد چه کسانی هستند؟در این دوره در خدمت بهترین‌ اساتید از بدنه‌ تحلیلی و کارشناسی هر سرفصل خواهیم بود که از افراد مؤثر در حوزه تخصصی خود در دو جنگ اخیر بوده‌اند. ترجیح ما بر این بوده که اساتید تخصصی نیز، مشغول در رسانه‌ها و مرتبط با فضای رسانه‌ای کشور باشند تا نیازهای فعالان رسانه‌ای را بهتر درک کنند. امیدواریم بتوانیم به کمک برترین اساتید، خلأهای ذهنی و خطاهای ناشی از بی‌اطلاعی راهبردی را به حداقل برسانیم تا رسانه بتواند با بالاترین قوت و دقت در راستای وظیفه خود در این نبرد ایفای نقش کند.undefinedبه زودی استاد هر سرفصل نیز معرفی خواهد شد.
undefined چگونه ثبت‌نام کنیم؟تنها با درج مشخصات خود در پیوند پرس‌‌لاین، به گروه شرکت‌کنندگان خواهید پیوست و همکاران «دقیقه» با شما ارتباط خواهند گرفت.survey.porsline.ir/s/2JPRuRnWهزینه شرکت در دوره ۳۰۰ هزارتومان است. برای دانشجویان رشته‌های مرتبط، و برخی دانشگاه‌ها، همچنین معرفی‌شدگان از طرف اساتید و فعالان رسانه‌ای، کد تخفیف ویژه در نظر گرفته شده است.
undefined رسانه دقیق است مدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»‌‌

۴:۱۰

thumbnail
undefined معرفی اساتید دوره «رسانه محور نبرد» undefined
undefined فواد ایزدیتحلیلگر مسائل آمریکاسرفصل «افکار عمومی آمریکا»
undefined مرتضی خلفی‌زادهمعاون تبلیغات سازمان زیباسازی شهر تهرانسرفصل «تبلیغات محیطی جنگ»
undefined مختار حدادروزنامه‌نگار و تحلیلگر مسائل بین‌المللیسرفصل «افکار عمومی جهان عرب»
undefined علی عبدیپژوهشگر و تحلیلگر یهود و فلسطینسرفصل «شناخت ساختار رژیم صهیونیستی»
undefined محمدمحسن دوباشیکارشناس نوآوری اجتماعی و فعال رسانه‌ایسرفصل «روایت موثر دستاوردهای جنگ»
undefined امیرعلی ابوالفتحتحلیلگر مسائل آمریکاسرفصل «شناخت ساختارهای آمریکا در جنگ»
undefined محمد لسانیپژوهشگر و کارشناس سواد رسانه‌‌سرفصل «رسانه ایران و مخاطب جهانی»
undefined علیرضا کمیلیتحلیلگر مسائل جهان اسلامسرفصل «شناخت جریان‌های اسلامی»
undefined میکائیل دیانیکارگردان و فعال رسانهسرفصل «مدیریت تعامل با سلبریتی‌ها»
undefined علی صمدزادهپژوهشگر امنیت و روابط بین‌المللسرفصل «ژئوپولتیک منطقه»
undefined الهام عابدینیکارشناس و فعال رسانه بین‌المللسرفصل «چهره‌ها و رسانه‌های اصلی جهان»
undefinedو دیگر اساتید برجسته کشور...
undefined با ثبت‌نام در دوره «رسانه محور نبرد» و حضور در کلاس‌ اساتید خبره هر حوزه، آمادگی خود را برای روایت جنگ بالا ببرید.
undefined مهلت ثبت‌نام: پنج‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵undefined لینک ثبت‌نام سریع:survey.porsline.ir/s/2JPRuRnW
undefined رسانه دقیق استمدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»

۱۴:۴۹

undefinedآیا برای شرکت‌کنندگان در دوره رسانه محور نبرد، تخفیف در نظر گرفته شده است؟
بله؛undefinedدانشجویان رشته‌های ارتباطات و رسانه؛undefinedمعرفی‌شدگان از طرف فعالان رسانه‌ای؛undefinedمعرفی‌شدگان از طرف اساتید دقیقه؛undefinedدانشجویان دانشگاه امام حسین(ع)؛
undefined️شامل تخفیف ویژه ثبت‌نام دوره خواهند شد.
شما می‌توانید با ارائه کد معرف خود در فرم ثبت‌نام، از تخفیف‌های ۳۰ تا ۶۰ درصدی بهره‌مند شوید.

۱۹:۱۴

thumbnail
undefined آغاز دوره «رسانه محور نبرد» از امروز
undefined کلاس «شناخت ساختار رژیم صهیونیستی برای جنگ»
undefined جناب آقای علی عبدیپژوهشگر و تحلیلگر مسائل یهود و فلسطین

۱۷:۵۰

thumbnail
undefinedدوره «رسانه محور نبرد» | هم‌اکنون
undefined کلاس «شناخت افکار عمومی آمریکا»
undefined جناب آقای دکتر فواد ایزدیپژوهشگر و تحلیلگر مسائل آمریکا

undefined رسانه دقیق استمدرسۀ علوم رسانه‌ای «دقیقه»

۱۳:۳۰