روز ترمیمِ خشمِ شبپنج اصلاح پیشنهادی به حاکمیت جهت مداخلۀ ارتباطی در بزنگاه آتشبسقسمت اول
شوک، خلأ، اعتماداعلام ناگهانی و شبانۀ خبر آتشبس، فارغ از محتوای سیاسی و سازوکارهای منتهی به آن، در افکار عمومی که طی چهل روز مستمراً پیگیر جنگ بوده است، وضعیتی از شوک، ابهام و تحیر ایجاد کرده است. در صورت عدم ترمیم سریع این ضربۀ شبهشبیخون، مانند آتشبس جنگ دوازدهروزه، حتی پس از گذشت چند هفته، بخش بزرگی از افکار عمومی (در جنگ دوازدهروزه، حدود یک سوم) با این وضعیت کنار نخواهند آمد. بنابراین، مداخلۀ ارتباطی فوری و منسجم ضرورت دارد. راهحل چیست؟وزیر محترم امور خارجه، آقای دکتر عراقچی، اگر تمایل دارند که در فرآیند مذاکرات نیز مانند روزهای جنگ مورد اعتماد مردم باقی بمانند، باید از ماجراهای بامداد چهارشنبه، قصهای برای گفتن داشته باشند. پیشنهاد میشود که ایشان شخصاً (و نه با واسطه آقای بقایی یا سایر دیپلماتهای ارشد وزارتخانه) با مردم تخاطب داشته باشند. این مواجهه باید سه مؤلفه داشته باشد: نخست، درک نشان دادن، به رسمیت شناختن و اعتباربخشی به احساسات ناخوشایند عمومی؛دوم، قدردانی از نقش مردم بهعنوان کانون ثقل قدرت اجتماعی در ایام جنگ، همراه با پذیرش مسئولیت در نحوۀ اطلاعرسانی؛ و سوم، ارائۀ روایتی اقناعی برای موجه ساختن نحوۀ پذیرش و اعلام ناگهانی خبر آتشبس، با یک دلیل واقعی یا انتزاعی.
تثبیت وحدت فرماندهیهمزمان، هرگونه ادراک از شکاف یا ناهماهنگی در سطوح مختلف حاکمیت باید بهسرعت مدیریت و ترمیم شود. روایت پیروزی از همان منبعی جذب و باور میشود که در این چهل روز منبع دریافت غرور و عزت بوده است: سخنگوی مقتدر قرارگاه خاتم الانبیا، با همان سبک قرائت همیشگی. ارائۀ روایتی پیوسته از مسیر طیشده تا به اینجا، همراه با جمعبندی مشخص از نحوۀ اعمال فشار و تضعیف دشمن، به تثبیت احساس هماهنگی و وحدت فرماندهی میانجامد. جناب سخنگو میتوانند در این دو هفته نیز برای بهروزرسانی وضعیت نظامی کشور و منطقه همچنان بیانیههای ویدیویی منتشر کنند؛ نشانهای از آنکه جنگ به پایان نرسیده، و دستهای ما روی ماشه است.
دستاوردبافی ممنوعدر سطح مدیریت هیجانات جمعی، باید تداوم درجاتی از خشم در افکار عمومی را تا چند روز آتی در نظر گرفت و با آن کار کرد. چگونه؟ در این وضعیت، راهبردهای اقناعی مبتنی بر اغراق در دستاوردها کارآمد نخواهد بود. برجستهسازی جزئی و فهرستوار دستاوردها، در مقام توجیه تصمیم آتشبس و تحمیل احساس پیروزی به افکار عمومی، بهسرعت بهعنوان یک کنش تصنعی و تقلای مذبوحانه ادراک میشود و میتواند به فرسایش اعتماد بینجامد. سطح انتظارات شکلگرفته در افکار عمومی از دستاوردهای این جنگ بزرگ، فراتر از وضعیت فعلی است؛ بنابراین هرگونه القای «اکتفا» یا «اتمام» با مقاومت ذهنی مواجه خواهد شد. راهبرد مناسب، تأکید بر گشودهبودن پرونده و انتقال میدان تحقق مطالبات از عرصۀ نظامی به عرصۀ سیاسی است؛ پرونده جنگ بسته نشده تا پیروزیها و انتظارات ما در میدان دیپلماسی نقد شود.در شرایطی که هیجان غالب، خشم است، جهتدهی روایت بهسوی سلب اهداف و منافع دشمن، قابلپذیرشتر است از تمرکز بر ایجاب دستاوردهای داخلی. تمرکز بر تحقیر، ناکامی و عقبنشینی طرف مقابل، با ساختار هیجانی مخاطب همخوانتر است. هنگامی که خشم بالاست، تحقیر دشمن کار میکند: به خوبی مقاومت کردیم و دشمن گستاخ عقب نشست. جمعبندی ما تا این موقف، همین است. همچنان کمربندها را محکم ببندیم که مسیر ادامه دارد.
ادامه در قسمت دوم
رسانه دقیق استمدرسۀ علوم رسانهای «دقیقه»
ادامه در قسمت دوم
۵:۳۳