زخمی عمیق بر پیکر بینالود 

با قلبی دردمند و روحی خسته از سالها بیداد بر طبیعت، قلم در دست گرفتهام تا به سوگ زخمی بنشینم که بر پیکر بینالود نشسته است؛ گویی مادری داغدیده و پدری رنجکشیده، در میان بغض و شیون، بر مزار بخشی از جان این سرزمین مویه میکنند؛ بر زخمی عمیق، تلخ و شاید جبرانناپذیر… زخمی که بر پیکر کوه نشسته و روح هر دوستدار طبیعت را به درد میآورد.
گزارش شماره ۱ ؛
خبر فاجعه ۱۴ هزار مترمربع تخریب در ارتفاعات ارزشمند بینالود
بینالود فقط یک رشتهکوه نیست؛ بخشی از حافظه طبیعی سرزمین ماست؛ سرزمینی که در دل سنگها، دامنهها و ارتفاعاتش، هزاران سال زندگی جریان داشته است. از گیاهانی که با دشواری در خاک کمعمق و اقلیم سخت کوهستان ریشه دواندهاند، تا جانورانی که بقای آنها به آرامش و پیوستگی همین زیستگاهها وابسته است.
امروز در بازدید میدانی از محدودهای در ارتفاعات بالای بینالود، با زخمی روبهرو شدیم که بر پیکر این کوهستان نشسته است؛ مسیرسازی و خاکبرداری با ماشینآلات سنگین در میان پوشش طبیعی منطقه، در ارتفاعی حدود ۲۷۰۰ متر.
بر اساس اندازهگیری اولیه و اطلاعات میدانی ما، مسیر تخریبشده حدود ۳٫۵ کیلومتر طول و بهطور میانگین ۴ متر عرض دارد؛ یعنی نزدیک به ۱۴ هزار مترمربع، معادل ۱٫۴ هکتار، از سطح مسیر. در این محدوده، پوشش گیاهی طبیعی، از جمله بوتههای گون، در معرض تخریب مستقیم قرار گرفته است. این رقم، برآورد مساحت مسیر است و هنوز شامل خسارت احتمالی به حاشیهها و دامنههای مجاور نمیشود.
اما ماجرا فقط از بین رفتن چند بوته و چند متر خاک نیست.
گونهای کهنسال کوهستان، پوششی ساده و بیاهمیت نیستند. آنها بخشی از ساختار طبیعی دامنهاند؛ در نگهداری خاک، کاهش فرسایش، ایجاد پناهگاه برای جانداران کوچک و حفظ شرایط زیستی رویشگاه نقش دارند. وقتی تیغه ماشینآلات به دامنه میرسد، فقط آنچه روی زمین دیده میشود آسیب نمیبیند؛ ریشهها، خاک سطحی و پیوستگی زیستگاه نیز ممکن است از میان برود.
اهمیت بینالود، تنها در چشماندازهای باشکوه و قلههایش خلاصه نمیشود. پژوهشهای دانشگاهی، ارزش گیاهشناختی این رشتهکوه را بهروشنی نشان دادهاند. در یک مطالعه علمی در منطقه فریزی بینالود، ۴۸۴ آرایه گیاهی آوندی از ۵۹ تیره شناسایی شد؛ از جمله گونههایی که به ایران، شمالشرق ایران یا خود رشتهکوه بینالود محدودند. در میان آنها، سه گونه بهعنوان بومی محلی بینالود معرفی شدهاند. این یعنی بخشی از ارزش این کوهستان در موجوداتی نهفته است که شاید برای بسیاری از ما ناشناخته باشند، اما از دید علم، بخشی از میراث طبیعی این سرزمیناند.
نگرانی ما فقط یک ادعا یا احساس شخصی نیست. پژوهشهای علمی درباره گیاهان بومی و در معرض خطر منطقه خراسان ـ کپهداغ، از جمله گونههایی که در ارتفاعات بینالود میرویند، بر ضرورت حفاظت از زیستگاههای طبیعی و کاهش فشارهای انسانی تأکید کردهاند. تخریب زیستگاه در ارتفاعات، جایی که شرایط رشد سخت و فرصت بازسازی محدود است، میتواند پیامدهایی فراتر از محدودهای داشته باشد که ماشینآلات در آن حرکت کردهاند.
از سوی دیگر، خاک کوهستان و پوشش گیاهی آن در چرخه آب نیز نقش دارند. برهنه شدن سطح زمین، برهم خوردن ساختار خاک و ایجاد مسیرهای جدید میتواند رواناب و فرسایش را تشدید کند و رسوبات را به پاییندست منتقل سازد. شدت این پیامدها به شیب، جنس خاک، بارندگی و نحوه اجرای عملیات بستگی دارد؛ اما نادیده گرفتن این خطرها، پیش از هرگونه ارزیابی تخصصی، پذیرفتنی نیست.
ما امروز فقط یک جاده تازه را ندیدیم؛ پرسشی جدی را دیدیم که باید پاسخ روشنی برای آن وجود داشته باشد:
این عملیات با چه مجوزی انجام میشود؟ ارزیابی محیطزیستی و منابع طبیعی آن کجاست؟ چه بررسیای درباره پوشش گیاهی، گونههای بومی، فرسایش خاک و پیامدهای آن برای آبخیز منطقه صورت گرفته است؟ و آیا ارزش طبیعی این ارتفاعات، پیش از آغاز عملیات، بهدرستی بررسی شده است؟
اگر هدف، اکتشاف معدنی است، ماهیت عملیات، محدوده مجوزها، ارزیابیهای انجامشده و میزان خسارت باید شفاف و قابل بررسی باشد. اکتشاف یا هر فعالیت اقتصادی، بهخودیخود پاسخگوی همه پرسشهای محیطزیستی نیست و نمیتواند ضرورت حفاظت از سرمایههای طبیعی را از میان ببرد.
ما در این مرحله هنوز درباره میزان نهایی خسارت، تعداد دقیق گونهای نابودشده یا پیامدهای قطعی عملیات برای کل منطقه حکم نهایی نمیدهیم. برای چنین برآوردی، بررسی تخصصی پوشش گیاهی، ثبت دقیق محدوده تخریب و ارزیابی کارشناسان مستقل ضروری است. اما آنچه در بازدید امروز مشاهده شد، برای درخواست بررسی فوری و شفافسازی کافی است.
بینالود سرمایهای نیست که فقط به نسل امروز تعلق داشته باشد. ما حق نداریم بیتفاوت از کنار زخمی عبور کنیم که ممکن است ترمیم آن سالها یا دههها زمان ببرد.
با قلبی دردمند و روحی خسته از سالها بیداد بر طبیعت، قلم در دست گرفتهام تا به سوگ زخمی بنشینم که بر پیکر بینالود نشسته است؛ گویی مادری داغدیده و پدری رنجکشیده، در میان بغض و شیون، بر مزار بخشی از جان این سرزمین مویه میکنند؛ بر زخمی عمیق، تلخ و شاید جبرانناپذیر… زخمی که بر پیکر کوه نشسته و روح هر دوستدار طبیعت را به درد میآورد.
بینالود فقط یک رشتهکوه نیست؛ بخشی از حافظه طبیعی سرزمین ماست؛ سرزمینی که در دل سنگها، دامنهها و ارتفاعاتش، هزاران سال زندگی جریان داشته است. از گیاهانی که با دشواری در خاک کمعمق و اقلیم سخت کوهستان ریشه دواندهاند، تا جانورانی که بقای آنها به آرامش و پیوستگی همین زیستگاهها وابسته است.
امروز در بازدید میدانی از محدودهای در ارتفاعات بالای بینالود، با زخمی روبهرو شدیم که بر پیکر این کوهستان نشسته است؛ مسیرسازی و خاکبرداری با ماشینآلات سنگین در میان پوشش طبیعی منطقه، در ارتفاعی حدود ۲۷۰۰ متر.
بر اساس اندازهگیری اولیه و اطلاعات میدانی ما، مسیر تخریبشده حدود ۳٫۵ کیلومتر طول و بهطور میانگین ۴ متر عرض دارد؛ یعنی نزدیک به ۱۴ هزار مترمربع، معادل ۱٫۴ هکتار، از سطح مسیر. در این محدوده، پوشش گیاهی طبیعی، از جمله بوتههای گون، در معرض تخریب مستقیم قرار گرفته است. این رقم، برآورد مساحت مسیر است و هنوز شامل خسارت احتمالی به حاشیهها و دامنههای مجاور نمیشود.
اما ماجرا فقط از بین رفتن چند بوته و چند متر خاک نیست.
گونهای کهنسال کوهستان، پوششی ساده و بیاهمیت نیستند. آنها بخشی از ساختار طبیعی دامنهاند؛ در نگهداری خاک، کاهش فرسایش، ایجاد پناهگاه برای جانداران کوچک و حفظ شرایط زیستی رویشگاه نقش دارند. وقتی تیغه ماشینآلات به دامنه میرسد، فقط آنچه روی زمین دیده میشود آسیب نمیبیند؛ ریشهها، خاک سطحی و پیوستگی زیستگاه نیز ممکن است از میان برود.
اهمیت بینالود، تنها در چشماندازهای باشکوه و قلههایش خلاصه نمیشود. پژوهشهای دانشگاهی، ارزش گیاهشناختی این رشتهکوه را بهروشنی نشان دادهاند. در یک مطالعه علمی در منطقه فریزی بینالود، ۴۸۴ آرایه گیاهی آوندی از ۵۹ تیره شناسایی شد؛ از جمله گونههایی که به ایران، شمالشرق ایران یا خود رشتهکوه بینالود محدودند. در میان آنها، سه گونه بهعنوان بومی محلی بینالود معرفی شدهاند. این یعنی بخشی از ارزش این کوهستان در موجوداتی نهفته است که شاید برای بسیاری از ما ناشناخته باشند، اما از دید علم، بخشی از میراث طبیعی این سرزمیناند.
نگرانی ما فقط یک ادعا یا احساس شخصی نیست. پژوهشهای علمی درباره گیاهان بومی و در معرض خطر منطقه خراسان ـ کپهداغ، از جمله گونههایی که در ارتفاعات بینالود میرویند، بر ضرورت حفاظت از زیستگاههای طبیعی و کاهش فشارهای انسانی تأکید کردهاند. تخریب زیستگاه در ارتفاعات، جایی که شرایط رشد سخت و فرصت بازسازی محدود است، میتواند پیامدهایی فراتر از محدودهای داشته باشد که ماشینآلات در آن حرکت کردهاند.
از سوی دیگر، خاک کوهستان و پوشش گیاهی آن در چرخه آب نیز نقش دارند. برهنه شدن سطح زمین، برهم خوردن ساختار خاک و ایجاد مسیرهای جدید میتواند رواناب و فرسایش را تشدید کند و رسوبات را به پاییندست منتقل سازد. شدت این پیامدها به شیب، جنس خاک، بارندگی و نحوه اجرای عملیات بستگی دارد؛ اما نادیده گرفتن این خطرها، پیش از هرگونه ارزیابی تخصصی، پذیرفتنی نیست.
ما امروز فقط یک جاده تازه را ندیدیم؛ پرسشی جدی را دیدیم که باید پاسخ روشنی برای آن وجود داشته باشد:
این عملیات با چه مجوزی انجام میشود؟ ارزیابی محیطزیستی و منابع طبیعی آن کجاست؟ چه بررسیای درباره پوشش گیاهی، گونههای بومی، فرسایش خاک و پیامدهای آن برای آبخیز منطقه صورت گرفته است؟ و آیا ارزش طبیعی این ارتفاعات، پیش از آغاز عملیات، بهدرستی بررسی شده است؟
اگر هدف، اکتشاف معدنی است، ماهیت عملیات، محدوده مجوزها، ارزیابیهای انجامشده و میزان خسارت باید شفاف و قابل بررسی باشد. اکتشاف یا هر فعالیت اقتصادی، بهخودیخود پاسخگوی همه پرسشهای محیطزیستی نیست و نمیتواند ضرورت حفاظت از سرمایههای طبیعی را از میان ببرد.
ما در این مرحله هنوز درباره میزان نهایی خسارت، تعداد دقیق گونهای نابودشده یا پیامدهای قطعی عملیات برای کل منطقه حکم نهایی نمیدهیم. برای چنین برآوردی، بررسی تخصصی پوشش گیاهی، ثبت دقیق محدوده تخریب و ارزیابی کارشناسان مستقل ضروری است. اما آنچه در بازدید امروز مشاهده شد، برای درخواست بررسی فوری و شفافسازی کافی است.
بینالود سرمایهای نیست که فقط به نسل امروز تعلق داشته باشد. ما حق نداریم بیتفاوت از کنار زخمی عبور کنیم که ممکن است ترمیم آن سالها یا دههها زمان ببرد.
۴۴۶
۵:۲۳