دروغ بزرگ
روزی هارون رشید تصمیم میگیرد تا در بین مردم شهر خود مسابقه ای به نام هرکس بزرگترین دروغ را برای من بگوید دخترم را به او خواهم داد . روز اول چند نفر پیش او می آیند وهرکس دروغی میگوید : یکی میگوید :(من کره زمین را روی دست هایم چرخانده ام ) نفر دیگر میگوید :(من در یک راه که راهزن داشت همه را کشتم و بقیه رو نجات دادم ) هارون رشید گفت همه راست است روز پنجم به پادشاه خبر آوردند وگفتند بهلول میگوید بزرگترین دروغ را برای پادشاه اورده ام اما دروغ نمی توانداز در ورودی شهر داخل شود باید به بیرون شهر بیایید
هارون گفت باشد قبول است وقتی به بیرون رسیدند بهلول گفت این سبد بزرگ دروغ من است هارون گفت دروغت را برایمان بگو :بهلول گفت :پدر شما در زمانی که این قصر را ساخت از پدر من ۱۰۰۰۰سکه طلا گرفت وگفت بعدا از پسرم سکه ها را بگیرید هارون گفت این دروغ است بهلول گفت پس من باید با دختر شما ازدواج کنم هارون گفت این سخن راست است بهلول گفت پس باید سکه های من را بدهید.
┈┈┈┈••✾
•✾
┈┈┈┈••✾
مطالب خوب با ما، انتشار با شما
https://eitaa.com/joinchat/1501364256Cc04c71959b
۷:۱۰
اگر میخوای توی این شرایط جنگی روح و روانتو قوی تر بکنی و هر روز مدیتیشن کنی پیشنهاد میکنم با آسترولوژی زندگیتو عوض کنی برای مشاوره رایگان بیا تو کانالمون
ble.ir/join/8zUHFJYMdd
ble.ir/join/8zUHFJYMdd
۱۲:۳۸
بازارسال شده از سخن نور
عشق یعنی تپش این دل بارانی من
لطف پیدای تو گریه پنهانی من
۱۸:۳۶
مسافر
در ایام جوانی با یک تور زیارتی به مشهد مقدس ثبتنام کردیم. در نیم روز گرم تابستان به مشهد رسیدیم. 4 نفر یک اتاق تقسیم شده بود.
┈┈┈┈••✾
•✾
┈┈┈┈••✾
لطفا با عضویت در این کانال از ما حمایت کنید
https://eitaa.com/joinchat/1501364256Cc04c71959b
۹:۰۸
تقلید
يك صوفي(درویش) مسافر, در راه به خانقاهي رسيد و شب آنجا ماند. خرش را آب و علف داد و در طويله بست. و به جمع صوفيان رفت.
صوفيان که فقير و گرسنه بودند، پنهاني خر مسافر را فروختند و غذا و خوردني خريدند و آن شب جشن مفّصلي بر پا كردند. پس از غذا, رقص و سماع آغاز كردند.
رقص آغاز شد. مُطرب آهنگِ سنگيني آغاز كرد. و ميخواند: « خر برفت و خر برفت و خر برفت».
هنگام صبح همه خداحافظي كردند و رفتند. صوفي بارش را برداشت و به طويله رفت تا بار بر پشت خر بگذارد و به راه ادامه دهد. اما خر در طويله نبود. با خود گفت: حتماً خادم خانقاه خر را برده تا آب بدهد. خادم آمد ولي خر نبود, صوفي پرسيد: خر من كجاست؟خادم گفت: صوفيان گرسنه حمله كردند, خر را بردند و فروختند. صوفي گفت: حالا آنها همه رفته اند من از چه كسي شكايت كنم؟ خرم را خوردهاند و رفتهاند!
خادم گفت: به خدا قسم, چند بار آمدم تو را خبر كنم. ديدم تو از همه شادتر هستي و بلندتر از همه ميخواندي خر برفت و خر برفت, خودت خبر داشتي و ميدانستي, من چه بگويم؟صوفي گفت: آن غذا لذيذ بود و آن ترانه خوش و زيبا, مرا هم خوش ميآمد.
⚘ مرا تقليدشان بر باد داد/ ⚘ای دو صد لعنت برآن تقليد باد/
┈┈┈┈••✾
•✾
┈┈┈┈••✾
مطالب خوب با ما، انتشار با شما
https://eitaa.com/joinchat/1501364256Cc04c71959b
۱۶:۲۵
صبر
يكى از اصحاب از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند که فرمود: ما صابر هستيم ولى شيعيان ما از ما صابرتر مىباشند. عرض كردم قربانت گردم چگونه شيعيان شما از شما صابرتر هستند؟فرمود: ما مىدانيم و صبر مىكنيم و آنها صبر مىكنند در حالی که نمىدانند چه خواهد شد.
عَن بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلامقَالَ إِنَّا صُبَّرٌ وَ شِيعَتُنَا أَصْبَرُ مِنَّا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ كَيْفَ صَارَ شِيعَتُكُمْ أَصْبَرَ مِنْكُمْ قَالَ لِأَنَّا نَصْبِرُ عَلَى مَا نَعْلَمُ وَ شِيعَتَنَا يَصْبِرُونَ عَلَى مَا لَا يَعْلَمُونَ .
بحار الأنوارج68 ص80
┈┈┈┈••✾
•✾
┈┈┈┈••✾
مطالب خوب با ما، انتشار با شما
https://eitaa.com/joinchat/1501364256Cc04c71959b
۷:۰۴
شهید علمدار
┈┈┈┈••✾
۱۴:۴۲
#درخواستی
“آموزش رایگان پولسازی به مدت ۲۴ساعت” آموزش رایگان پولسازی به مدت ۲۴ساعت
۸:۲۹
نظم امام رضا (علیه السلام)
یاران امام (علیه السلام) هربار که همراه ایشان میشدند، متوجه سبک زندگی خاص و زیبای ایشان میشدند. مثلا امام (علیه السلام)، برای اینکه برای همه امور خود فرصت کافی داشته باشند، هر روزِ خود را به چهار قسمت تقسیم میکردند و به یاران خود هم میفرمودند: «بکوشید روزتان را در چهار بخش تنظیم کنید: بخشی برای عبادت و خلوت با خدا، بخشی برای تأمین معاش، بخشی برای معاشرت و مصاحبت با برادران و بخشی برای تفریح. از نشاط بهدستآمده از تفریح، نیرویی برای انجام وظیفه در بخشهای دیگر بهدست میآورید»
از موارد جالب دیگر این بود که ایشان نه تنها به پاکیزگی و مرتب بودن اهتمام داشتند، حتی برای مثال، مسواکدانی داشتند که پنج مسواک در آن بود. بر هریک نام یکی از نمازهای پنجگانه را نوشته بودند و هنگام هر نماز، با یکی از آنها مسواک میزدند.
رفتار امام (ع) همیشه به اطرافیان نشان میداد زندگی یک انسان باایمان و باخدا، یک زندگی پریشان نیست؛ بلکه پر از نظم و ترتیبی است که لحظهها را پر میکند آرامش و زیبایی
┈┈┈┈••✾
•✾
┈┈┈┈••✾
مطالب خوب با ما، انتشار با شما
https://eitaa.com/joinchat/1501364256Cc04c71959b
۱۰:۰۲
۱۷:۱۱
۱۷:۱۱
☫وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ ۗ☫
┈┈┈┈••✾
•✾
┈┈┈┈••✾
مطالب خوب با ما، انتشار با شما
https://eitaa.com/joinchat/1501364256Cc04c71959b
۱۷:۱۱
از فرزندت مهدی بخواه
مرحوم حضرت آیتالله العظمی میلانی میفرمودند:
دو برادر تبریزی که سیّد بودند و یکی از آنها روحانی و دیگری بازاری بود، هر دو مُستطیع شده و امکان تشرّف به مکّه و زیارت خانۀ خدا برایشان فراهم گردید.برادر کاسب و بازاری به برادر روحانی خود پیشنهاد داد و گفت: به خواستِ خداوند، باید امسال به زیارت خانۀ خدا برویم و حج بگزاریم!
برادر روحانی در پاسخ گفت: من امسال آمادگی و فرصت ندارم، از سوی دیگر مُحرّم نزدیک است و به مجالس متعدّدی دعوت شدهام، شما امسال خود به تنهایی برو، من انشاءالله سال دیگر مشرّف خواهم شد.
برادر بازاری هر چه اصرار کرد، سودی نبخشید. به ناچار خود به تنهایی عازم زیارت شد و اعمال و مناسکش را انجام داد و بازگشت.
امّا از برادر روحانی بشنوید، او متأسّفانه پس از چند ماه به دلیل حادثهای از دنیا رفت و فریضۀ حج به گردن او ماند.برادر بازاری از این پیشامد و از سستی و اهمال برادر خود خیلی ناراحت و نگران بود و همواره در این اندیشه بود که آیا او به واسطۀ برخی از کارهای نیکش مورد بخشایش قرار گرفته یا اینکه اکنون در برزخ گرفتار است؟!
تا اینکه شبی برادر متوفّای خود را در خواب دید که در باغی زیبا، وضعیّتی دلخواه و فضایی دلگشا زندگی میکند و پیش از آنکه از او چیزی بپرسد، برادر روحانی گفت: نگران من نباش، من از نجاتیافتگانم!
برادرِ بازاری میپرسد: چگونه نجات یافتی و مورد لطف واقع شدی؟!و او پاسخ میدهد:پس از مرگ، مرا به پای حساب بُرده و به جُرم ترکِ فریضۀ حج در مکانی مُتعفّن و تاریک زندانی کردند. در آن فضایِ وحشتناک، زیر فشار عذابهای دردآوری بودم تا اینکه دستِ توسّل به دامان مادرم، حضرت زهرا سلام الله علیها ، زدم و ناامیدانه عرضه داشتم: مادر جان! درست است که من فریضۀ حج را ـ غیر عمدی ـ ترک کردهام، امّا عمری از حسین عزیزت سخن گفتهام. شما از خدا بخواه که مرا ببخشاید و از این گرفتاری نجات دهد!
این توسّل، کارساز افتاد و پس از آن بود که درِ زندان گشوده شد و گفتند: آماده شو! مادرت، حضرت زهرا سلام الله علیها تو را خواسته است!
مرا نزد مادرم بردند و آن حضرت، از امیرمؤمنان صلوات الله علیه درخواست کرد که مرا ببخشاید و نجاتم را از خدا بخواهد.
امیرمؤمنان سلام الله علیه در پاسخ فرمودند: «دختر گرامی پیامبر صلی الله علیه و آله ! این شخص بارها روی منبر به مردم میگفت: در روایت آمده: اگر کسی فریضۀ حج را در صورت امکان و توان، ترک کند، هنگام مرگ به او گفته میشود: یهودی یا نصرانی بمیر! و اینک خودش این فریضه را ترک کرده است، من چه کنم؟!»مادرم فرمود: «او به من توسّل جسته، راهی برای نجات او بیابید!»
در این هنگام امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: «تنها یک راه به نظر میرسد و آن اینکه از فرزندت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بخواه که امسال به نیابتِ او حج کند!»مادرم از فرزند عزیزش، حضرت مهدی صلوات الله علیه خواست و آن بزرگوار پذیرفت و من نجات یافتم و اکنون در این باغ زیبا که میبینی، هستم!
┈┈┈┈••✾
•✾
┈┈┈┈••✾
مطالب خوب با ما، انتشار با شما
https://eitaa.com/joinchat/1501364256Cc04c71959b
۱۸:۰۲
رضایت مادر
شیخ برای گرفتن اجازه نزد مادر میرود اما ایشان رضایت نمیدهند.شیخ از رفتن منصرف میشود ولی حسرت آموختن علم در قلبش باقی است تا اینکه روزی در قبرستان نشسته بود و به دوستانش فکر میکرد ... ناگاه پیرمردی نورانی نزدش می آید و میپرسد چرا ناراحتی؟ شیخ شرح حال خود را میگوید. پیرمرد میگوید: میخواهی من هر روز به تو درس دهم؟
شیخ استقبال میکند و دو سال از محضر ایشان استفاده میکند و متوجه میشود که این پیرمرد جناب خضر میباشد. روزی جناب خضر علیه السلام به شیخ میگوید: حالا که رضایت مادر را بر میل خود ترجیح دادی تو را به جایی میبرم که برایت موجب سعادت است ...با هم حرکت میکنند و بعد از چند لحظه به مکانی سرسبز میرسند که تختی در کنار چشمه ای واقع بود و حضرت صاحب الامر علیه السلام بر آن نشسته بودند ...
از شیخ محمد علی پرسیدند: چطور این مقام را بدست آوردی که حضرت خضرعلیه السلام تو را درس داده و به زیارت آقا ولیعصر ارواحنافداه مشرف شدی؟ شیخ گفت: آنچه پیدا کردم در اثر دعای مادر و رضایت او بود.
یکی از راههای نزدیک شدن به وجود مقدس حضرت امام زمان علیه السلام عمل کردن به این دستور الهی است یعنی: احسان به والدین.
#التجای_همگانی #اللھمعجلݪوݪیڪاݪفࢪج
┈┈┈┈••✾
•✾
┈┈┈┈••✾
مطالب خوب با ما، انتشار با شما
https://eitaa.com/joinchat/1501364256Cc04c71959b
۱۲:۲۶
با سلام و سپاس این پرسشنامه مربوط به یک پژوهش در زمینه روانشناسی بالینی در دانشگاه شهید بهشتی است که با هدف بررسی الگوهای شخصیتی نوجوانان انجام می شود.اگر دانش آموز ۱۶-۱۸ ساله هستی و تمایل داری بهتر با شیوه های فکری و هیجانات خودت آشنا شوی، این پرسشنامه را تکمیل کن. بعد از پاسخ به همه سؤالات، در پایان توضیحی از ویژگی های شخصیتی خودت دریافت می کنی.برای کمک به پیشبرد علم و شرکت در پژوهش می تونی وارد لینک زیر بشی:
https://survey.porsline.ir/s/TsWogV5t
لطفا این لینک رو با دوستان و آشنایان هم به اشتراک بگذار.
https://survey.porsline.ir/s/TsWogV5t
لطفا این لینک رو با دوستان و آشنایان هم به اشتراک بگذار.
۱۲:۳۱
┈┈┈┈••✾
•✾
┈┈┈┈••✾
مطالب خوب با ما، انتشار با شما
https://eitaa.com/joinchat/1501364256Cc04c71959b
۱۵:۲۸
┈┈┈┈••✾
•✾
┈┈┈┈••✾
مطالب خوب با ما، انتشار با شما
https://eitaa.com/joinchat/1501364256Cc04c71959b
۱۵:۴۳
«اگر پدر و مادرت بکوشند که تو را وادار کنند چیزی را شریک من قرار دهی که بدان دانشی نداری، از آنها اطاعت نکن.»
یعنی اطاعت و دوستی با خویشاوندان تا جایی درست است که انسان را از راه حق دور نکنند.سپس گفتم:
یعنی: هزار تا خویشاوند که از خدا دور باشند، فدای یک غریبهای که اهل خدا و حق باشد.
┈┈┈┈••✾
•✾
┈┈┈┈••✾
مطالب خوب با ما، انتشار با شما
https://eitaa.com/joinchat/1501364256Cc04c71959b
۱۵:۱۵
۴:۰۸
اربابی، نوکری تنبل داشت. روزی به او دستور داد: برو هویج و خیار بخر و بیاور. نوکر سهل انگاری کرد و جای هر دو، یکی را خرید و آورد.ارباب نوکر را سرزنش کرد و گفت: از این پس، هر وقت از تو کاری خواستم، به جای یک کار باید دو کار انجام بدهی. نوکر تنبل قبول کرد و گفت: چشم. روزی ارباب بیمار شد و به نوکر دستور داد که برود دنبال حکیم. نوکر رفت و حکیم را با یک مرد دیگر حاضر کرد.ارباب گفت: این مرد دیگر کیست؟ نوکر گفت: این قبرکن است. شما فرمودید هر وقت یک کار از من خواستی، دو کار انجام بدهم. اینک فرمان تو را انجام دادم. یک حکیم آوردم با یک قبر کن! اگر حکیم حالت را خوب کرد که چه بهتر وگرنه قبر کن حاضر است و دیگر نیازی به رفتن دوباره برای پیدا کردن قبرکن نیست!
┈┈┈┈••✾
•✾
┈┈┈┈••✾
مطالب خوب با ما، انتشار با شما
https://eitaa.com/joinchat/1501364256Cc04c71959b
۱۰:۰۲