بازارسال شده از Aida
حس خوبیه نتیجه بخش بودن کلاس و یادگیری
مدرس :مالکی
مدرس :مالکی
۱۳:۵۷
بازارسال شده از Deleted Account
اینم فال شب یلداتون
اول نیت کنین بعد شات بگیرین
ای حافظ شیرازی!تو کاشف هر رازی!تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم میدهم که هر چه صلاح و مصلحت میبینی برایم آشکار ساز
ای حافظ شیرازی!تو کاشف هر رازی!تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم میدهم که هر چه صلاح و مصلحت میبینی برایم آشکار ساز
۵:۴۹
بازارسال شده از دست ورزی های ریاضی ششم خانم مالکی
۱۷:۴۹
ضرب مساحتی بهمین راحتی با ابزار ساده













این وسیله را با وسایل داخل منزل اموزش دادم
پس میتوانیم ضرب مساحتی در پایه های بالاتر هم بفهمین صورت آموزش داد











https://ble.ir/dastvarzymaleky6
این وسیله را با وسایل داخل منزل اموزش دادم
پس میتوانیم ضرب مساحتی در پایه های بالاتر هم بفهمین صورت آموزش داد
۱۷:۵۳
من قبلاً در پایه پنجم و ششم ضرب مساحتی را با طلق و کاغذ شطرنجی آموزش دادم فیلم ها داخل کانال هست



۱۸:۰۲
در یک مدرسه راهنمایی دخترانه چند سالی مدیر بودم. روزی چند دقیقه مانده به زنگ تفریح، مردی باظاهری آراسته وارد دفتر مدرسه شد.گفت: «با خانم ناصری دبیر کلاس دوم کار دارم. میخواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال کنم.»
از او خواستم خودش رامعرفی کند.گفت: «من گاو هستم! خانم دبیر بنده را میشناسند! بفرمایید گاو آمده! ایشان متوجه میشوند چه کسی آمده!»
تعجب کردم و موضوع را به خانم ناصری، دبیر کلاس دوم گفتم. او هم تعجب کرد و گفت: «ممکن است این آقا اختلال روانی داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من که چیزی نمیفهمم!»
ناچار از او خواستم پیش آن مرد برود. با اکراه پذیرفت و رفت. مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد:«من گاو هستم!»
معلم جواب سلام داد و گفت: «خواهش میکنم، ولی ...»
مرد ادامه داد:«شما بنده را بخوبی میشناسید. من گاو هستم، پدر گوساله! همان دختر ۱۳ سالهای که شما دیروز در کلاس، او را به همین نام صدا زدید ...»
دبیر ما به لکنت افتاد و گفت: «آخه، میدونید ...»
مرد گفت: «بله، ممکن است واقعاً فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق میدهم. ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیز در میان میگذاشتید. قطعاً من هم میتوانستم اندکی به شما کمک کنم.»
خانم دبیر و پدر دانشآموز مدتی با هم گفتگو کردند ... آن آقا در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و رفت. وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم. روی آن نوشته شده بود: دکتر فلانی، عضو هیأت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه.....
چند روز بعد از ایشان خواستم یک جلسه برای معلمان صحبت کنند. در کمال تواضع خواستهام را قبول کردند، سخنرانی دلپذیری داشتند ...ایشان میگفت:«خشونت آن گونه كه ما فکر می کنیم فقط محدود به خشونت فيزيكی بدنی نيست. عموماً ما درگيریهای فيزيكی یا تعرض جنسی را خشونت میدانیم. ولی واقعیت آنست که دامنه خشونت، حوزههای گستردهتری دارد از جمله خشونت زبانی.وقتی توهین میکنیم، قومی را مسخره میکنیم،صاحبان یک عقیده را تحقیر میکنیم. وقتی تهمت یا برچسب میزنیم یا تهدید میکنیم،همه اینها خشونت است؛ منتها خشونت زبانی. بدون خون و خونریزی است. خشونت زبانی #از_درون میکُشد.
تا حالا هیچ کس را دیدهاید به دلیل اینکه مسخره شده و یا فحش خورده باشد به اورژانس مراجعه کند؟ یا به پلیس شکایت کند؟ قربانیان خشونت زبانی، اثری از جای زخم بر بدنشان یا مدرک دیگری ندارند.
خشونت ابتدا در ذهن شكل میگيرد،بعد خود را در زبان نشان میدهد و سپس زمینهساز خشونت فیزیکی میشود.
وقتی در یک ورزشگاه صد هزار نفری، طرفداران تیم مقابل را با دهها فحش آبدار و ناموسی مینوازیم، زمینه را برای زد و خورد بعد از بازی فراهم میکنیم.
وقتی دختر همسایه را قرتی خطاب میکنیم، راننده کناری را یابو، مشتری را گاو، دانشآموز را خنگ و فرد قانونمدار را اُسکُل، و قانون را در کلام زیر پا میگذاریم، همه اینها خشونتهای زبانی است. یعنی آمادگی برای خشونت رفتاری در آینده؛ از تعرض جنسی بگیرید تا صدمه فیزیکی.»
اما چه باید کرد؟
اولین کار این است که #مهارت_گفتگو را بیاموزیم. فقدان مهارتهای گفتوگو باعث میشود افراد نتوانند آنچه که مدنظر دارند را به زبان روشن بیان کنند و ایده و احساس خود را در یک کلام خشن و تند تخلیه میکنند. تمرین گفتگو، تمرین تخلیه ذهن و قلب، به شیوهای غیرخشونتآمیز است.
دومین کار این است که به خودمان بارها و بارها یادآوری کنیم کشتن آدمها فقط به فرو کردن چاقو در سینه آنان نیست. دختر یا پسر، زن یا مردی که شخصیتش تخریب شده، شرافتش لکهدار شده، عزت نفسش لگدمال شده، دیگر زندگی نرمال نخواهد داشت.
آنگاه یاد خواهم گرفت کلمه گاو را فقط و فقط برای خود گاو بکار ببرم ...
۰:۴۰
عباس کیا رستمی میگفت:یه جوری دل نشکنیم که آسمان هم ندونه بندش بزنهحواسمون به ترک هایی که جا میذااریم باشههر ببخشیدی معجزه نمی کنه
۰:۴۰
۰:۴۱
احجام منشوری با کمک نخود خیس خورده و خلال دندان 



کاردستی ساخت احجام ( منشوری )
فصل ۵ ریاضیکاری از دانش آموزان تلاشگرم و عزیز
بسیار عالی




هم از بالا و هم از روبرو ب نمایش گذاشته شده است
مالکی
کاردستی ساخت احجام ( منشوری )
فصل ۵ ریاضیکاری از دانش آموزان تلاشگرم و عزیز
هم از بالا و هم از روبرو ب نمایش گذاشته شده است
مالکی
۷:۱۴
چهارشنبهسوری مبارک!
۱۶:۰۳
*
ارادتمند و دوستدارتان : پروین مالکی
نوروز 1404
∩_∩ („• ֊ •„) •
https://t.me/Kalaget
۱۶:۱۶
بازارسال شده از کانال گیزمیز 💯
۱۸:۳۳
بازارسال شده از دست ورزی های ریاضی ششم خانم مالکی
۷:۲۳
بازارسال شده از Deleted Account
مستند زیبای خودکار اگر کاری را شروع نمی کنی اگر شروع می کنی و ادامه نمی دیاگر از شرایط زندگی و مشورت ناراحتی و مدام شکایت می کنی پیشنهاد می کنم مستند خودکار را ببینی !


https://www.aparat.com/v/y75it4w
https://www.aparat.com/v/y75it4w
۷:۲۳
روز معلم مبارک 
۱۶:۱۰
بازارسال شده از Naghme
اموزش پرورش اعلام کرد هر وقت این طوری تدریس کردید حقوق هاتون اضافه میشه

۱۳:۴۷
خدایا مردمِ کشورم را به تو میسپارم،از بلاها، سختیها، مصیبتها و گرفتاریهادستانم کوتاه است و مسیر دردها طولانیدستانم کوتاه است و دیوار حادثهها بلند ...کاری از من ساخته نیست !خودت پناه و تسکین دردهایشان باشخودت بلاگردان جسم و روح بی پناهشان باش.و کمک کن؛کمک کن تا دوباره رنگِ خوشبختی را ببینندکمک کن که مردمِ سرزمینم، دوباره بخندند ...
زنده باد ایرانم ...
╭─►
https://t.me/Kalaget 

╰──────────
زنده باد ایرانم ...
╭─►
۱۰:۰۱
بازارسال شده از Deleted Account
4_5947210613129221872.mp3
۰۴:۰۷-۹.۸۶ مگابایت
۱۰:۰۲
۱۰:۰۳
در روزگاری که تیرِ بیاعتمادی، قلب جامعه را نشانه گرفته،و فریاد نارضایتی، دیوار به دیوار خانهها رسیده،هنوز کسانی هستند که چراغ فهم و مسئولیت را خاموش نمیکنند.
معلمانی که میداننداعتراض، حق است؛نقد، وظیفه است؛اما وطنفروشی،نه نامش اعتراض است، نه رنگش روشنایی.
ما، معلمان این سرزمین،اول از همه آموزگار آگاهیایم.میدانیم که وطن، فقط خاک نیست؛وطن، یعنی زبانی که درس دادیم،دفتری که با عشق نوشتیم،و کودکی که امید را از نگاهمان یاد گرفت.
اگر امروز، بیعدالتی هست،اگر سفرهها کوچک شده،اگر صداقت زخمیست،اینها را باید گفت، باید فریاد زد،اما نه آنگونه که دشمنان این خاک کف بزنند،نه آنقدر که بوی فروپاشی از واژههایمان برخیزد.
ما، معلمیم.میفهمیم فرق میان فریاد برای بهبودو فریاد برای نابودی را.
کسی که از زخم ایران خوشحال است،هر چقدر هم سخنور باشد،در کلاس تاریخ، مردود است.
ما درس میدهیم که وطن، مقدستر از حکومتهاست،و مردم، شریفتر از سیاستها.کسی که در روزهای سخت،سکوت میکند یا از حمله دشمن ذوقزده میشود،دیگر همصدا با مردم نیست؛او صدای تفرقه است.
ما معلمان، حافظان حافظهی تاریخیایم.و میدانیم که وطن را نبایدبا عملکرد دولتها قضاوت کرد؛بلکه با سرنوشت نسلها.
در روزهای سخت،ایستادن کنار ایران،یعنی ایستادن کنار امید.یعنی ساختن، نه سوزاندن.
و ما، تا آخرین زنگ،تا آخرین کلاس،تا آخرین شاگرد،درس وطن را تکرار خواهیم کرد:
که ایران را، حتی وقتی زخمیست،دوست بداریم؛تا روزی، از دل همین خاکدرخت عدالت بروید.
پروین مالکی ۲۲ خردادماه ۱۴۰۴
معلمانی که میداننداعتراض، حق است؛نقد، وظیفه است؛اما وطنفروشی،نه نامش اعتراض است، نه رنگش روشنایی.
ما، معلمان این سرزمین،اول از همه آموزگار آگاهیایم.میدانیم که وطن، فقط خاک نیست؛وطن، یعنی زبانی که درس دادیم،دفتری که با عشق نوشتیم،و کودکی که امید را از نگاهمان یاد گرفت.
اگر امروز، بیعدالتی هست،اگر سفرهها کوچک شده،اگر صداقت زخمیست،اینها را باید گفت، باید فریاد زد،اما نه آنگونه که دشمنان این خاک کف بزنند،نه آنقدر که بوی فروپاشی از واژههایمان برخیزد.
ما، معلمیم.میفهمیم فرق میان فریاد برای بهبودو فریاد برای نابودی را.
کسی که از زخم ایران خوشحال است،هر چقدر هم سخنور باشد،در کلاس تاریخ، مردود است.
ما درس میدهیم که وطن، مقدستر از حکومتهاست،و مردم، شریفتر از سیاستها.کسی که در روزهای سخت،سکوت میکند یا از حمله دشمن ذوقزده میشود،دیگر همصدا با مردم نیست؛او صدای تفرقه است.
ما معلمان، حافظان حافظهی تاریخیایم.و میدانیم که وطن را نبایدبا عملکرد دولتها قضاوت کرد؛بلکه با سرنوشت نسلها.
در روزهای سخت،ایستادن کنار ایران،یعنی ایستادن کنار امید.یعنی ساختن، نه سوزاندن.
و ما، تا آخرین زنگ،تا آخرین کلاس،تا آخرین شاگرد،درس وطن را تکرار خواهیم کرد:
که ایران را، حتی وقتی زخمیست،دوست بداریم؛تا روزی، از دل همین خاکدرخت عدالت بروید.
پروین مالکی ۲۲ خردادماه ۱۴۰۴
۱۰:۰۳