بله | کانال دهکده کاکتوس
عکس پروفایل دهکده کاکتوسد

دهکده کاکتوس

۹۲ عضو
thumbnail
شب به شب منتظر قاصدڪے میمانمتا خبر از تو رساند به تنِ بے جانمپنجره بازشد اما قاصدک پَرپَر بود...دل من ماند و دو چشمان پُر از بارانم.undefined ⃟○━━─

۵:۲۸

thumbnail
.تابستون یعنی صدای یخ تو لیوان شربت..... یعنی پیاده‌روی تو عصرای کشدار..... یعنی هندونه تو بعد از ظهر داغ مرداد.... یعنی خوابیدن رو پشت بوم.... یعنی بیدار شدن زیر آسمون

۵:۲۸

thumbnail
سر آخر، .......چیزی که به حساب می آید ....تعداد سالهای زندگی شما نیستبلکه زندگی ای است که در آن سالها کرده اید

۴:۵۷

thumbnail
دوســـت داشتنت بوی ِ بــــــاران می دهد
همــآن قدر بی مقدمــه
همـــآن قدر بی دغدغــه
فــــــــــقـــــــــــــ ط
یادت باشد مثل ِ بــــــــاران
مـــَرا بـــی واسطه
دوســـت داشته باشـــی

۱۴:۴۷

thumbnail
صداقت....در مقابل سیاست وخیانت دیگران ....سادگیست.....

۷:۰۱

thumbnail
در اسمان میلیاردها ستاره وجود دارد.......اما هیچکدام....به اندازه لبخندهای زیبای تو نمی درخشد....

۱۷:۴۶

thumbnail
در اسمان میلیاردها ستاره وجود دارد.......اما هیچکدام....به اندازه لبخندهای زیبای تو نمی درخشد....

۱۷:۴۶

thumbnail
به روی ماسه ساحل کشیدم نقشی از یک دل......
همان دل را که امیدی برای ما کند حاصل
دریا از نو خروشان شد....
غریبی کرد و جوشان شد....
کنار بندر و ساحل سرای باد جوشان شد...
تو ای دریا.....
سلامم رو پذیراشو ...پذیرا شو...
تو ای ساحل درود ما پذیرا شو... پذیرا شو...

۱۷:۴۶

thumbnail
از طرفی چشم تُ ،از طرفی پاکی ام ،آخ که پیشانی ات...وای...مسلمانی ام...

۱۶:۴۱

thumbnail
اگر خدا بیشتر از نیازتان بهتون بخشید......سفره ای طولانی تر پهن کن....
نه دیواری بلند تر......

۱۷:۱۵

thumbnail
 یه روز دلم گرفته بود مثل هوای بارونی
از اون هواها که خودت حال و هواش می دونی
اگه بشه با واژه ها حالم و تعریف بکنم
تو هم... من و شعر و من و ،با همه حست می خونییه حالی داشتم که نگو
یه حالی داشتم که نپرس
یه تیکه ازروحم و من
جائی گذاشتم که نپرسیه جائی که می گردم ودوباره پیداش می کنمحتا اگه کویر باشهبهشت دنیاش می کنماسم قشنگ شهرم و
تو می دونی چی میزارم
دونه دونه کوچه هاش و
به اسمای کی می ذارمآخه تو هم مثل منی
-مثل دلای ایرونی-
وقتی هوا ابری می شه
حال و هوام و میدونی
 

۱۷:۱۶

thumbnail
و چقدر جای امنی ست......
آغوش کسی که بی واهمه....
.....دوستت دارد.......

۷:۲۷

thumbnail
از فردا به هر کس رسیدی بخند.....
از نکات خوبش بگو.....
او هم از نکات خوب تو خواهد گفت....
بگذار از زیبایهای هم لذت ببرید.....
ما کاشف معایب یکدیگر نیستیم....
ما انتقال دهنده عشقیم.....

۶:۰۵

thumbnail
دل را اگر از حسین بگیرم چه کنمبی عشق حسین اگر بمیرم چه کنمفردا که کسی را به کسی کاری نیستدامان حسین اگر نگیرم چه کنم
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد.....

۴:۵۶

thumbnail
پیر همه بود اگرچه او کودک بودصبرش ز غریبی پدر اندک بودمی کرد به نی اشاره می گفت ربابای کاش سر نیزه کمی کوچک بود

۸:۱۵

thumbnail

۵:۴۳

thumbnail
بعد از یه دروغ....
دیگه.......
تمام واقعیتها هم......
مشکوکن

۱۵:۱۷

thumbnail
اگر انسان راستین باشید......
دعای هیچ دعا نویسی بر شما اثر نخواهد کرد.....
این ضعف انرژی درونی شماست....
که تسلیم طلسم ها میشود.....
هوش درونی شما تحت تاثیر هیچ دعا نویسی قرار نمیگیرد....
قدرتی بالاتر از پروردگار عالمیان نیست....
به خدا ایمان داشته باشید...
بهترین دعا نویس زندگی شما....
خود شما هستید

۱۵:۱۷

thumbnail
[۸/۳،‏ ۱۳:۱۰] hamid__motahary: وقتی گیلاس با بند باریکش به درخت متصلاست همه عوامل در جهت رشدش در تلاشند..
undefinedباد باعث طراوتش میشودundefinedآب باعث رشدش میشودundefinedو آفتاب پختگی و کمال میبخشد
undefinedاما به محض پاره شدن آن بند و جدا شدناز درخت،
undefinedآب باعث گندیدگیundefinedباد باعث پلاسیدگیundefinedو آفتاب باعث پوسیدگی و ازبین رفتنطراوتش میشود..
?بنده بودن یعنی همین، یعنی بند به خدا بودن،که اگر این بند پاره شد، دیگر همه عوامل درنابودی ما مؤثر خواهد بود.
?پول ، قدرت، شهرت، زیبایی….تا بند بهخداییم برای رشد ما، مفید و بسیار هم خوباست اما به محض جدا شدن بند بندگی، همهآن عوامل باعث تباهی و فساد ما می شود.↯↯↯[۸/۳،‏ ۱۳:۴۶] hamid__motahary: « تنم در وسعت دنیای پهناور نمی‌گنجدروان سرکشم در قالب پیکر نمی‌گنجدمرا اسرار از این گفته‌ها بالاتر است ، امّابه گوش خلق ، از این حرف بالاتر نمی‌گنجدبه سینه دست نادانی مزن ارباب دانش رااگر علمی تو را در مخزن باور نمی‌گنجدعجب نبوَد که این خوابیدگان را نیست بیداریاذان صبح اندر گوشهای کر نمی‌گنجدمرا خواب آن زمان آید ، که در زیر لَحَد باشمسر پُرشور اندر نرمی بستر نمی‌گنجدز بس راه وفاداری سریع و آتشین رفتمسخنهای وفایم در دل دلبر نمی‌گنجدتوانگر را مخوان در گوش دل اسرار ِ درویشیکه در خشخاش ، خورشید بلندْاختر نمی‌گنجددل سرگشته‌ام هر لحظه آهنگ عَدَم داردکه رسوایی چو من در عالم ِ دیگر نمی‌گنجد

۸:۱۶

thumbnail
« تنم در وسعت دنیای پهناور نمی‌گنجدروان سرکشم در قالب پیکر نمی‌گنجدمرا اسرار از این گفته‌ها بالاتر است ، امّابه گوش خلق ، از این حرف بالاتر نمی‌گنجدبه سینه دست نادانی مزن ارباب دانش رااگر علمی تو را در مخزن باور نمی‌گنجدعجب نبوَد که این خوابیدگان را نیست بیداریاذان صبح اندر گوشهای کر نمی‌گنجدمرا خواب آن زمان آید ، که در زیر لَحَد باشمسر پُرشور اندر نرمی بستر نمی‌گنجدز بس راه وفاداری سریع و آتشین رفتمسخنهای وفایم در دل دلبر نمی‌گنجدتوانگر را مخوان در گوش دل اسرار ِ درویشیکه در خشخاش ، خورشید بلندْاختر نمی‌گنجددل سرگشته‌ام هر لحظه آهنگ عَدَم داردکه رسوایی چو من در عالم ِ دیگر نمی‌گنجد

۸:۵۰