همیشه کسی وجودداردکه سر راهتان سنگ پرتاب کند،
این به شما بستگی دارد که باآن سنگها چه می سازید،
پل یا دیوار یادتان باشد،شمامعمار زندگی تان هستید
معماری خوب باشید












https://ble.ir/dehkadeh_rooman----
------

-----
----
-------------

--------------*
این به شما بستگی دارد که باآن سنگها چه می سازید،
پل یا دیوار یادتان باشد،شمامعمار زندگی تان هستید
معماری خوب باشید
۱۱:۴۷
۱۴:۱۸
رمان های جذاب من🔥
----
------

-----
---- 
-------------

-------------- # #رمان_باغ_خزان_ارغوان #پارت_3 داداش جمعیت و زده بود کنار و رفته بود داخل آمبولانس ،مامان و بی هوش و ازسرش خون می آمده تا نیمه های شب از امیر و مامان خبری نشد یکدفعه صدای کلید در آمد و پریدم پشت در _مامان؟ امیر امد داخل _اماده شو بریم بیمارستان از حال رفتم...زیر دستم گرفت _ارغوان نترس چیزی نشده ،بلندشو یک لیوان آب قند درست کردو بهم داد من وامیررفتیم بیمارستان _بابام _خواب هفت پادشاه وارد بیمارستان شدیم ،نگهبان آمد جلو دادش گفت: _فقط یک نفرتون میتونه بره بالا _خواهش می کنم ،خواهرم هم حالش خوب نیست،مادرم بستری ،نمی تونم بزارم تنها بره بالا نگهبان نگاهی بهم کرد _برید ،ولی یکتون سریع بیاد _ممنونم آقا _سوار آسانسور شدیم و رفتیم طبقه سوم ،بخش مراقبت های ویژه دیدم امیر دوید طرف دکتری که از بخش مراقبت های ویژه آمد بیرون _اقای دکتر،اقای دکتر _بله _حال مادرم خوبه،شهین دخت بانو محترمی _بله ،خداروشکر خطری نیست ،فقط یک ضربه به سرش خورده تا صبح باید بخش ویژه باشه تا خیالمون راحت بشه -- هرگونه کپی از رمان و انتشار آن حرام و پیگرد قانونی دارد.
نویسنده ،غزل 
https://ble.ir/dehkadeh_rooman ----
------

-----
---- 
-------------

--------------
----
#رمان_باغ_خزان_ارغوان
#پارت_4
_شماهم می تونید برید خونه ،نیازی نیست اینجا باشید
_ممنونم
_داداش من نمیام ،دلواپسم
_شنیدی دکتر چی گفت که!
_بگه ،من نمی تونم
_باشه، می مونیم
صبح شده بود که دکتر شیفت رفت داخل بخش ویژه ،بعداز نیم ساعت آمد بیرون بدون اینکه چیزی بگه رفت
_بیا بریم صبحونه بخوریم دختر ،اینجوری غش می کنی
_چیزی میل ندارم ،تا وقتی مامان نبینم هیچی نمی خوام
داداش رفت بوفه و با دوتا ساندویج سرد برگشت
_بیا بخور
بزور کمی ازش خوردم
تقریبا ساعت ۱۱صبح بود که دکتر مامان آمد رفت داخل بخش ،ده دقیقه بعد پرستار بخش با یک کاغذ آمد و لیستی که دستش بود و خوند که اسم مامان هم داخلش بود
_این افراد مرخص هستند ،دم در بخش منتظر باشید یکی یکی میان بیرون
بعداز چند دقیقه در باز شد و مامان روی یک ویلچر نشسته بود آمد بیرون
پریدم تو بغلش
--
هرگونه کپی از رمان و انتشار آن حرام و پیگرد قانونی دارد.
نویسنده ،غزل
https://ble.ir/dehkadeh_rooman
----
۱۰:۴۷
بازارسال شده از عروس ایران زمین
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
۱۱:۱۱
۱۱:۳۸
۹:۳۹
۱۱:۱۱
رمان های جذاب من🔥
----
------

-----
---- 
-------------

-------------- #رمان_باغ_خزان_ارغوان #پارت_4 _شماهم می تونید برید خونه ،نیازی نیست اینجا باشید _ممنونم _داداش من نمیام ،دلواپسم _شنیدی دکتر چی گفت که! _بگه ،من نمی تونم _باشه، می مونیم صبح شده بود که دکتر شیفت رفت داخل بخش ویژه ،بعداز نیم ساعت آمد بیرون بدون اینکه چیزی بگه رفت _بیا بریم صبحونه بخوریم دختر ،اینجوری غش می کنی _چیزی میل ندارم ،تا وقتی مامان نبینم هیچی نمی خوام داداش رفت بوفه و با دوتا ساندویج سرد برگشت _بیا بخور بزور کمی ازش خوردم تقریبا ساعت ۱۱صبح بود که دکتر مامان آمد رفت داخل بخش ،ده دقیقه بعد پرستار بخش با یک کاغذ آمد و لیستی که دستش بود و خوند که اسم مامان هم داخلش بود _این افراد مرخص هستند ،دم در بخش منتظر باشید یکی یکی میان بیرون بعداز چند دقیقه در باز شد و مامان روی یک ویلچر نشسته بود آمد بیرون پریدم تو بغلش
غزل -- هرگونه کپی از رمان و انتشار آن حرام و پیگرد قانونی دارد.
نویسنده ،غزل 
https://ble.ir/dehkadeh_rooman ----
------

-----
---- 
-------------

--------------
----
#رمان_باغ_خزان_ارغوان
#پارت_5
_ مامانم ،مامان جونم
_ارغوانم،عزیزدلم خوبی مامان؟!
_اره عزیز دلم
_بهتری مامان
_اره بهترم
دادش آمد جلو
_سلام مامان
_سلام گل پسرم
_خوبی شیرمردم ؟
_خوبم
_شما ازکجا فهمیدید من آوردن اینجا ؟!
_هیچی مادر بعدا برات میگیم
_باشه پسرم
پرستار آمد بیرون
_همراه خانم محترمی بیاد دارو های بیمار بگیره
من رفتم داخل ،ایستگاه پرستاری
--
هرگونه کپی از رمان و انتشار آن حرام و پیگرد قانونی دارد.
نویسنده ،غزل
https://ble.ir/dehkadeh_rooman
----
۹:۵۶
۱۹:۴۸
رمان های جذاب من🔥
----
------

-----
---- 
-------------

-------------- #رمان_باغ_خزان_ارغوان #پارت_5 _ مامانم ،مامان جونم _ارغوانم،عزیزدلم خوبی مامان؟! _اره عزیز دلم _بهتری مامان _اره بهترم دادش آمد جلو _سلام مامان _سلام گل پسرم _خوبی شیرمردم ؟ _خوبم _شما ازکجا فهمیدید من آوردن اینجا ؟! _هیچی مادر بعدا برات میگیم _باشه پسرم پرستار آمد بیرون _همراه خانم محترمی بیاد دارو های بیمار بگیره من رفتم داخل ،ایستگاه پرستاری
غزل -- هرگونه کپی از رمان و انتشار آن حرام و پیگرد قانونی دارد.
نویسنده ،غزل 
https://ble.ir/dehkadeh_rooman ----
------

-----
---- 
-------------

--------------
----
#رمان_باغ_خزان_ارغوان
#پارت_6
--
هرگونه کپی از رمان و انتشار آن حرام و پیگرد قانونی دارد.
نویسنده ،غزل
https://ble.ir/dehkadeh_rooman
----
۷:۰۷
۱۵:۴۴
رمان های جذاب من🔥
----
------

-----
---- 
-------------

-------------- #رمان_باغ_خزان_ارغوان #پارت_5 _ مامانم ،مامان جونم _ارغوانم،عزیزدلم خوبی مامان؟! _اره عزیز دلم _بهتری مامان _اره بهترم دادش آمد جلو _سلام مامان _سلام گل پسرم _خوبی شیرمردم ؟ _خوبم _شما ازکجا فهمیدید من آوردن اینجا ؟! _هیچی مادر بعدا برات میگیم _باشه پسرم پرستار آمد بیرون _همراه خانم محترمی بیاد دارو های بیمار بگیره من رفتم داخل ،ایستگاه پرستاری
غزل -- هرگونه کپی از رمان و انتشار آن حرام و پیگرد قانونی دارد.
نویسنده ،غزل 
https://ble.ir/dehkadeh_rooman ----
------

-----
---- 
-------------

--------------
----
#رمان_باغ_خزان_ارغوان
#پارت_6
من رفتم داخل ،ایستگاه پرستاری
_همراه خانم محترمی هستم
_بیادخترجان ،هفته آینده بیاد برای چکاپ
_باشه
_این هم برگه پرداخت ،یک برگه اش هم بیارید بدید من
_باشه
نگاه هزینه کردم ،وای این همه ازکجا بیاریم
خداحافظی کردم ورفتم
_داداش این ببین
داداش برگه از دستم گرفت
_چیه بچه ها ؟!
_نسخه داروهاته که تمام شد بگیریم
_اها
_من رفتم حساب کنم بیام ،بعداز ده دقیقه داداش آمد
_بریم خونه قدیمی
_خونه مادربزرگ؟!
_اره مادر
_کلیدشو آوردی ؟!
_اره
--
--
هرگونه کپی از رمان و انتشار آن حرام و پیگرد قانونی دارد.
نویسنده ،غزل
https://ble.ir/dehkadeh_rooman
----
۱۰:۳۰
۱۳:۲۱
بازارسال شده از تبلیغات گسترده پیشرفت
بی ادب تر ازین کانال پیدا نکردم
خواهــش دارم دخترا نیان 


ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz
ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz
خنده درحد مرگ اوووف 


منبع سم های روز +
وز 
ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz
ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz
۱۳:۲۳
بازارسال شده از عروس ایران زمین
تفاوت دستشویی رفتن دخترا و پسرا


ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz
ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz
وای بیا ببین دخترا چجوری دستشویی میرن




ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz
ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz ble.ir/join/ZjE2MmZiMz
وای بیا ببین دخترا چجوری دستشویی میرن
۱۳:۲۳
۱۳:۴۸
بازارسال شده از تبلیغات گسترده خورشید 🌻
۷:۴۹
بازارسال شده از عروس ایران زمین
حتما و حتما همین الان عضو بشین امتحانش هیچ ضرری نداره
۷:۴۹
رمان های جذاب من🔥
----
------

-----
---- 
-------------

-------------- #رمان_باغ_خزان_ارغوان #پارت_6 من رفتم داخل ،ایستگاه پرستاری _همراه خانم محترمی هستم _بیادخترجان ،هفته آینده بیاد برای چکاپ _باشه _این هم برگه پرداخت ،یک برگه اش هم بیارید بدید من _باشه نگاه هزینه کردم ،وای این همه ازکجا بیاریم خداحافظی کردم ورفتم _داداش این ببین داداش برگه از دستم گرفت _چیه بچه ها ؟! _نسخه داروهاته که تمام شد بگیریم _اها _من رفتم حساب کنم بیام ،بعداز ده دقیقه داداش آمد _بریم خونه قدیمی _خونه مادربزرگ؟! _اره مادر _کلیدشو آوردی ؟! _اره --
غزل -- هرگونه کپی از رمان و انتشار آن حرام و پیگرد قانونی دارد.
نویسنده ،غزل 
https://ble.ir/dehkadeh_rooman ----
------

-----
---- 
-------------

--------------
----
#رمان_باغ_خزان_ارغوان
#پارت_7
--
--
هرگونه کپی از رمان و انتشار آن حرام و پیگرد قانونی دارد.
نویسنده ،غزل
https://ble.ir/dehkadeh_rooman
----
۸:۲۶