۱۶:۱۲
۱۰:۳۸
۱۴:۰۴
هستهٔ مطالعات توسعه
#یادداشت
پایداری پول در عصر بیثباتی: روایتی تازه از آیندۀ بانکداری مرکزی
سید علی بنیلوحی
هیچ اقتصادی نمیتواند بدون برخورداری از یک نظام مالی باثبات، رشد پایدار یا رفاه بلندمدت را تجربه کند. ثبات نظام مالی یک پیششرط حیاتی برای شکلگیری اعتماد و مدیریت ریسک به شمار میرود. بهطورکلی، هزینه پیشگیری از بحرانهای مالی بسیار کمتر از هزینه درمان آنها است.
گفتوگوی جذاب میان مارتین وُلف (تحلیلگر ارشد فایننشال تایمز) و آگوستین کارستنس (مدیرکل سابق بانک تسویههای بینالمللی) در تلاش است تصویری چندوجهی از وضعیت کنونی نظام مالی جهانی ارائه دهد. این گفتوگو سه روند همزمان و درهمتنیده را در عصر کنونی، محوری میداند: انباشت بدهی، شکنندگی رو به رشد بازارهای مالی و انقلاب فناورانه در حوزه پول. ترکیب این سه روند، نظام پولی و مالی را در وضعیتی پرخطر قرار داده است که نیازمند تغییرات نهادی است.
این گفتگو به قلمرو «انقلاب فناورانه پول» نیز ورود میکند. در این میان، رمزارزها به دلیل ناپایداری ذاتی ناشی از نداشتن پشتوانه مرکزی، نمیتوانند کارکردهای حیاتی پول را فراهم کنند. بانکهای مرکزی برای بقا و حفظ اعتماد جامعه باید دست به تغییرات بزرگ و بازآفرینی فنّاورانه بزنند.
متن کامل را از اینجا بخوانید. 





@development_studies
@cdstt
۹:۰۲
هستهٔ مطالعات توسعه
#یادداشت | #مقاله
موانع پنهان توسعه و نقش رهبری
حسین ستاری
آیا ممکن است یک جامعه در حال تغییر باشد، اما خودْ متوجه آن نشود؟ آلبرت هیرشمن با طرح این پرسش ساده، بنیان بسیاری از بدیهیات رایج درباره توسعه را به چالش میکشد. او نشان میدهد که بزرگترین مانع پیشرفت، الزاماً فقر، نهادهای ناکارآمد یا ساختارهای متصلب نیست؛ بلکه ناتوانی ما در دیدن تغییرات تدریجی و «پنهانی» است که درست مقابل چشممان رخ میدهند. این یادداشت سفری است به دل همین نابینایی جمعی: از موانع ذهنیای که توسعه را نامرئی میکنند، تا چرخهای که ناامیدی را بازتولید میکند، و در نهایت به این پرسش میرسد که چه نوع رهبری میتواند این چرخه را بشکند و امکان دیدن آیندهای متفاوت را دوباره احیا کند.
متن کامل را از اینجا بخوانید.
بیشتر بخوانید:
جهان بیش از آن پیچیده است که بتوان برای آن یک الگوی واحد تجویز کرد
اقتصاددان توسعهای که به آن تعلق نداشت
مقالۀ «ظهور و افول اقتصاد توسعه» نوشتۀ آلبرت هیرشمن
چگونه هیرشمن بدبینی نسبت به توسعۀ جهان سوم را به چالش کشید؟ 





@development_studies
@cdstt
۱۲:۳۸
۱۷:۴۴
۱۳:۰۳
هستهٔ مطالعات توسعه
#گزارش
هدایت سرمایه؛ راهبرد چین برای تأمین مالی تولیدات پیشرفته و بازتعریف نقش دولت در اقتصاد
نخبگان سیاسی در پکن بر این اصل که «مالیه» باید در خدمت اقتصاد واقعی باشد، بهعنوان یک مفروض قطعی توافق کردهاند.
تضاد میان «سرمایه کوتاهمدت» و بیقرار که در الگوی سیلیکونولی به سمت شرکتهای مصرف محور با فناوریهای کمریسک میل میکند، با «سرمایه صبور» که لازمه نوآوری در سختافزارهای پیچیده و تولیدات پیشرفته است، یک شکاف راهبردی در قدرت ملی ایجاد کرده است.
برخلاف یارانههای قدیمی، صندوقهای هدایت دولتی با استخدام مدیران حرفهای از بخش خصوصی به دنبال وارد کردن انگیزه سودآوری و انضباط بازار به بدنه سیاست صنعتی هستند.
تلاشهای گسترده چین برای خودکفایی در صنعت ریزتراشهها پیش از وضع تعرفههای تجاری ایالات متحده آغاز شده بود. این واقعیت نشان میدهد که پکن مسیری آگاهانه را برای تغییر توازن قدرت در عرصه فناوری برگزیده است؛ مسیری که در آن «سرمایه سیاستی» به عنوان ابزاری برای تضمین بقای ملی در دنیای بیثبات ژئوپلیتیک نگریسته میشود.
حضور دولت در ساختار سهامداری شرکتهای خصوصی، استعاره معروف «آناکوندا در چلچراغ» را تداعی میکند؛ مار عظیمی که با حضور خاموش و تهدیدآمیز خود بر بالای سر بازیگران اقتصادی، آنها را به سمت «خودتنظیمی» سوق میدهد. این مدل از «مالیه سیاستی» باعث شده تا دیگر نتوان شرکتهای چینی را بازیگران مستقل بازار دانست؛ چرا که آنها در یک فضای نظارتی چنبره زدهاند که در آن بقای اقتصادی با وفاداری سیاسی گره خورده است.
متن کامل را از اینجا بخوانید. 





@development_studies
@cdstt
۱۴:۲۷
۱۳:۱۴
۱۰:۵۶
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
بسم الله الرحمن الرحیم
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً
Farsi.Khamenei.ir
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً
Farsi.Khamenei.ir
۱:۰۶
۱۹:۳۷
هستهٔ مطالعات توسعه
#گزارش
تنگه هرمز و گروگانگیری اقتصاد جهانی: کالبدشکافی یک بنبست ژئوپلیتیک
در نخستین ماههای سال ۲۰۲۶، جهان با واقعیتی فراتر از نوسانات متعارف بازار روبهروست؛ انسداد تنگه هرمز، لحظه بازتعریف ساختار قدرت در عصر نوین است. وضعیت کنونی، محصول مستقیم شکست سیاست فشار حداکثری و گذار از رویاروییهای تحریمی به درگیریهای فیزیکی در حساسترین شریان انرژی جهان است.
از منظر تحلیل راهبردی، این رخداد به معنای فروپاشی نظم تکقطبی سابق است؛ جایی که یک قدرت منطقهای در آستانه بقا، میتواند هزینههایی نامتقارن و فلجکننده را بر قدرتهای بزرگ تحمیل کرده و کارآمدی ابزارهای سنتی هژمونی را به چالش بکشد.
در ادبیات ژئوپلیتیک، تنگه هرمز در صدر فهرست نقاط انسداد جغرافیایی جهان قرار دارد، اما آنچه بحران فعلی را متمایز میکند، گذار از محاصره فیزیکی به یک «محاصره روانی» است. ایران بدون نیاز به مینگذاری گسترده که میتوانست صادرات خودش را نیز متوقف کند، از طریق حملات پهپادی و موشکی هدفمند، محاسبات ریسک را در صنعت کشتیرانی دگرگون کرده است. این مدل از انسداد، برخلاف تعرفههای تجاری که هزینهای متقابل بر طرفین تحمیل میکند، برای ایالات متحده خسارتی یکسویه و غیرقابل جبران پدید آورده که فراتر از بازارهای انرژی، کل زنجیره ارزش جهانی را هدف قرار داده است.
بحران تنگه هرمز را باید یک «مهمات خوشهای ژئواکونومیک» توصیف کرد که ترکشهای آن به شکلی غیرهدفمند به بخشهای حیاتی فناوری و امنیت غذایی اصابت میکند. این پیچیدگیهای درهمتنیده، واشینگتن را در برابر یک بنبست راهبردی قرار داده که سایه سنگین رقابت با پکن بر آن سنگینی میکند.
چالشهای سیاست خارجی ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ با میراثی از تضادهای ساختاری گره خورده است. اکنون مقامات واشینگتن با استیصال به دکترین «قدرت خود را پنهان کن و منتظر زمان باش» دن گوانگپینگ متوسل شدهاند تا زمان لازم برای شکستن انحصار چین بر عناصر نادر خاکی را به دست آورند، هرچند که تسریع در گذار به انرژیهای پاک به دلیل سلطه پکن بر فناوریهای سبز، در بلندمدت نفوذ چین را تقویت خواهد کرد.
فرجام این رویارویی، نقطه عطفی در تاریخ هژمونی جهانی خواهد بود. اگر این بحران با بقای ساختار فعلی در تهران و عقبنشینی واشینگتن به پایان برسد، جایگاه ایالات متحده بهعنوان «تأمینکننده امنیت آبراههای آزاد» که یکی از ستونهای اصلی قدرت جهانیاش بود، برای همیشه فرو خواهد ریخت.
در نظم نوین، سلاحهای اقتصادی سنتی کارایی خود را در برابر بازیگرانی که برای بقای خود میجنگند، از دست دادهاند و قدرت واقعی نه در توان تحریم کردن، بلکه در توانایی مدیریت وابستگیهای متقابل و گریز از بنبستهای جغرافیایی تعریف میشود؛ واقعیتی که نشاندهنده تضعیف بازگشتناپذیر نفوذ ایالات متحده در معماری امنیتی و اقتصادی جهان است.
متن کامل را از اینجا بخوانید. 





@development_studies
@cdstt
۱۰:۲۵
۱۸:۰۳
۱۵:۱۵
۱۳:۵۵
۱۶:۲۴
۱۶:۱۹
۱۰:۲۸
هستهٔ مطالعات توسعه
#گزارش
قسمت اول: داستان یک ایده: چگونه جهان پس از جنگ، «توسعه» را اختراع کرد؟
ژیلبر ریست
جنگ جهانی دوم همه چیز را زیر و رو کرد. اروپا برای رهایی از نازیسم ناچار شد خود را در اختیار قدرتهای جدید، یعنی آمریکا و شوروی قرار دهد؛ قدرتهایی که هر یک به دلایل خاص خود، علاقهای به حفظ امپراتوریهای استعماری نداشتند. حتی پیش از پایان جنگ، جامعۀ ملل منحل و با سازمان ملل جایگزین شد؛ سازمانی که به طور معناداری مقر آن در نیویورک قرار گرفت، نه ژنو.
کشف اردوگاههای کار اجباری نازیها نشان داد هنگامی که یک «نژاد» ادعای برتری بر دیگران دارد، چه فجایعی رخ میدهد. اعلامیه جهانی جدید حقوق بشر تأکید کرد که همه انسانها برابرند و بهنوعی با یک ضربه، همه مردمانی را که سالها همچون صغیر یا تحتالحمایه تلقی میشدند، آزاد اعلام کرد.
در دوره بلافاصله پس از جنگ، فوریترین مسائل بیشتر در شمال (کشورهای توسعهیافته) قرار داشت تا در جنوب. نخست، بازسازی اروپا که ویران شده بود. در ۵ ژوئن ۱۹۴۷، طرح مارشال آغاز شد تا به اقتصاد اروپا کمک کند و همزمان بازارهایی برای ظرفیت عظیم تولیدی آمریکا در دوران پس از جنگ فراهم آورد.
تا پایان سال ۱۹۴۸، سیاست خارجی آمریکا در حال دگرگونی بود، زیرا ناگزیر بود با تغییرات گسترده در سراسر جهان مواجه شود. در همین زمان، نویسندۀ سخنرانیِ ریاستجمهوری تلاش میکرد چند محور روشن برای سخنرانی تحلیف رئیسجمهور هری ترومن در ۲۰ ژانویه ۱۹۴۹ تعیین کند.
سه ایده بهسرعت مورد توافق قرار گرفت: حمایت از سازمان ملل، ادامه بازسازی اروپا از طریق طرح مارشال، و ایجاد یک سازمان دفاعی مشترک (ناتو) برای مقابله با تهدید شوروی.
یکی از کارمندان پیشنهاد داد که کمکهای فنی که پیشتر به برخی کشورهای آمریکای لاتین داده شده بود، به کشورهای فقیر جهان نیز گسترش یابد. این ایده بهعنوان نوعی ابتکار تبلیغاتی پذیرفته شد. تیترهای اصلی روز بعد همگی درباره «اصل چهارم» بود، در حالی که حتی خود رئیسجمهور و وزیر امور خارجه نیز توضیح بیشتری درباره آن نداشتند.
با وجود ماهیت تا حدی اتفاقی این ماجرا، «اصل چهارم» آغازگر «عصر توسعه» بود، و نکته مهم آنکه نخستینبار توسط رئیسجمهور ایالات متحده اعلام شد.
متن این سند بهنوعی یک شاهکار کوچک است؛ زیرا با ترکیب ایدههایی که با روح زمانه همخوانی داشتند، شیوهای جدید برای تصور روابط بینالملل ارائه میدهد.
متن کامل را از اینجا بخوانید. 





@development_studies
@cdstt
۱۵:۳۸