بله | کانال هستهٔ مطالعات توسعه
عکس پروفایل هستهٔ مطالعات توسعهه

هستهٔ مطالعات توسعه

۴۳۴ عضو
thumbnail
undefined #گزارش
undefined ایالات متحده به سراغ سرمایه‌داری دولتی می‌رود
undefined برای رقابت با چین، واشنگتن دیگر باور ندارد که نیروهای بازار به‌تنهایی از آمریکا محافظت خواهند کرد؛ ازاین‌رو دولت در شرکت‌هایی که برای تولید نیمه‌رساناها، عناصر نادر خاکی، لیتیوم و دیگر نهاده‌های راهبردی حیاتی‌اند، سهام می‌خرد.
undefined منطق راهبردی این رویکرد قانع‌کننده است. در صنایعی که مقیاس و تداوم تولید ضروری‌اند، سرمایه‌گذاری‌های سهامی نقش «لنگرِ تثبیت‌کننده» را ایفا می‌کنند. این سرمایه‌گذاری‌ها از مصادره‌های خارجی جلوگیری می‌کنند، ترازنامه‌ها را باثبات می‌سازند و سرمایه‌گذاری خصوصی را جذب می‌کنند.
undefined راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ ایالات متحده متعهد می‌شود «فرصت‌های راهبردیِ تملک و سرمایه‌گذاری برای شرکت‌های آمریکایی» را شناسایی کند؛ تعهدی که با شبکه‌ای متراکم از ابزارهای تأمین مالی عمومی – از شرکت تأمین مالی توسعهٔ بین‌المللی (DFC) و بانک صادرات–واردات تا وزارت‌خانه‌های خارجه، جنگ و انرژی – پشتیبانی می‌شود. این راهبرد، رقابت‌پذیری را به‌منزلۀ امری وابسته به حمایت هماهنگ دولت بازتعریف می‌کند.
undefined الگوی سرمایه‌داری دولتی چین متفاوت است. پکن قدرت صنعتی خود را از طریق مالکیت فراگیر دولتی، هدایت متمرکز اعتبارات و به‌کارگیری بنگاه‌های دولتی به‌مثابه ابزارهای سیاست راهبردی بنا کرده است؛ از استخراج و فراوری عناصر نادر گرفته تا نیمه‌رساناها، کشتی‌سازی و مخابرات. در مقابل، سهام‌داری دولت آمریکا در شرکت‌های حیاتی، کنترلی نیست و مستلزم هدایت عملیاتی نمی‌شود. هدف آن جایگزین‌کردن بازارها با کنترل دولتی نیست، بلکه صیانت از حضور بازاریِ شرکت‌های کلیدی آمریکا در بخش‌های راهبردیِ حیاتی است.
undefined این الگوی نوظهورِ سرمایه‌گذاری سهامیِ راهبردی ممکن است در عین دفاع از یک اقتصاد جهانیِ نسبتاً باز و نوآوری محور، راهی سنجیده برای تضمین خودمختاری راهبردی و حاکمیت صنعتی ایالات متحده باشد. واشنگتن دیگر به تنظیم‌گری یا یارانه دادن بسنده نمی‌کند؛ بلکه حاضر است امنیت را در داخل و خارج «بخرد».
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۶:۱۲

thumbnail
undefined #گزارش
undefined از «بحران فراگیر» به «فرصت فراگیر»: بازتعریف پارادایم توسعه در نظم جهانی پس از ۲۰۲۵
undefined یوئن یوئن انگ (نویسندۀ کتاب «چین چگونه از تلۀ فقر گریخت»)
undefined سال ۲۰۲۵ در پهنۀ ژئوپلیتیک، نماد انقضای رسمی نظم جهانی است که هشتاد سال پیش در پی ویرانه‌های جنگ جهانی دوم بنا شد. همان‌طور که سال ۱۶۰۰ میلادی طلوع عصر روشنگری را نوید داد که اروپا و جهان را دگرگون کرد، ۲۰۲۵ نیز نقطه عطفی برای زایش یک روشنگری نوین است.
undefined نظم مستقر در ۱۹۴۵ بر سه وعده بزرگ استوار بود: ثبات ژئوپلیتیک تحت رهبری آمریکا، پیشرفت صنعتی و جهانی‌سازی. با این حال، این نظم در بطن خود بذرهای زوال خویش را می‌پروراند؛ بذرهایی که با تمرکز قدرت در نهادهای غربی و نادیده گرفتن «اکثریت جهانی»، اکنون به ثمر نشسته‌اند.
undefined در سال‌های اخیر، واژه «چند بحرانی» یا بحران فراگیر میان نخبگان داووس محبوبیت یافته است. این مفهوم، بحران‌ها را به عنوان بلایای طبیعی جلوه می‌دهد و مسئولیت ساختاری را پنهان می‌کند. در مقابل، مفهوم «چند امکانی» یا فرصت فراگیر، این گسست را نه به عنوان بن‌بست، بلکه به عنوان دریچه‌ای برای تحول عمیق در ایده‌ها و نهادها از سوی «حاشیه» می‌بیند.
undefined ریشه ناکارآمدی پروژه‌های توسعه در «تفکر ماشین‌وار» نهفته است؛ جایی که جوامع مانند «توستر» فرض می‌شوند. این پارادایم بر دو منطق استوار است: منطق مکانیکی (مدیریت قطعه‌قطعه مشکلات) و منطق استعماری (فرض اینکه دموکراسی غربی نقطۀ نهایی تکامل است).
undefined مدل‌های فعلی، دقت فنی را فدای حقیقت تاریخی کرده‌اند. عبور از این بن‌بست نیازمند یک قطب‌نمای اخلاقی و عملیاتی جدید است: «پارادایم AIM». این پارادایم نوآوری بومی را از یک استثنا به یک قاعده تبدیل کرده و به اکثریت جهانی اجازه می‌دهد مسیر توسعه خود را بر اساس واقعیت‌های محلی طراحی کنند.
undefined توسعه یک مسیر خطی نیست که با «نهادهای خوب» شروع شود. موفقیت اقتصادهای نوظهور در درک یک تمایز حیاتی نهفته است: ساخت بازار ≠ حفظ بازار. نهادهایی که برای حفظ بازارهای پیشرفته ساخته شده‌اند (مانند دادگاه‌های مستقل یا مالکیت خصوصی رسمی)، لزوماً برای ساخت بازارهای اولیه کارآمد نیستند. تجربه چین و هند ثابت کرد که توسعه با آنچه «دارید» شروع می‌شود.
undefined نظم پس از ۲۰۲۵ چندقطبی، تحت‌تأثیر هوش مصنوعی و با جهانی‌سازی نوین شناخته می‌شود. موفقیت در این نظم جدید مستلزم تغییر ذهنیت از «ترس از فروپاشی» به «اغتنام فرصت» است. اکثریت جهانی اکنون بیش از هر زمان دیگری در تاریخ، پتانسیل عاملیت دارد.
undefined آیا جهان همچنان به نام‌گذاری ترس‌های خود ادامه خواهد داد، یا به صف معماران نظام‌های جدید دانش و عمل برای اکثریت جهانی خواهد پیوست؟ پاسخ به این پرسش، برنده و بازنده نظم پس از ۲۰۲۵ را تعیین خواهد کرد.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۰:۳۸

thumbnail
undefined #گزارش
undefined بازگشت به عصر سیاست صنعتی: تحلیل گذار از «دولت کارآفرین» به «مدل‌های استثماری»
undefined ماریانا مازوکاتو (استاد دانشگاه UCL و نویسندۀ کتاب «اقتصاد مأموریت‌محور» و «دولت کارآفرین»)
undefined در طول دهه‌های متمادی، سیاست‌گذاران ایالات متحده در لفاظی‌های عمومی همواره مانند «توماس جفرسون» سخن گفته‌اند، اما در مقام عمل، ردپای «الکساندر همیلتون» را دنبال کرده‌اند. این تناقض، زیربنای اقتصاد سیاسی آمریکا را شکل داده است.
undefined سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر دولتی، موتور محرک واقعی نوآوری‌هایی بوده‌اند که امروزه بخش خصوصی از آن‌ها بهره‌برداری می‌کند. دولت نه تنها یک تنظیم‌گر، بلکه یک «شکل‌دهنده بازار» و سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر بوده است که خلأ ناشی از تمرکز بخش خصوصی بر بازدهی کوتاه‌مدت را پر می‌کند. شواهد تجربی به وضوح اثبات می‌کنند که تنها «سرمایه عمومی صبور» می‌تواند عدم قطعیت‌های حاکم بر مرزهای دانش را جذب کند.
undefined دولت بایدن با قوانین سه‌گانه خود (تراشه‌ها، کاهش تورم و زیرساخت)، تابوی سیاست صنعتی را شکست، اما این تجربه نشان داد که «گسترش ظرفیت تولید» لزوماً به معنای «توزیع رفاه» نیست.
undefined در حالی که ابزارهای سیاست صنعتی باید در خدمت «خلق ارزش عمومی» باشند، در رویکرد فعلی، این ابزارها به وسیله‌ای برای اعمال نفوذ شخصی و «استخراج ارزش» تبدیل شده‌اند.
undefined سیاست صنعتی مدرن نباید به معنای توزیع رانت باشد. هدف باید حل چالش‌های بزرگ ملی از طریق «مأموریت‌های مدرن» باشد. «مشروط‌سازی» یک انتخاب بوروکراتیک نیست، بلکه تنها سازوکار اقتصادی برای جلوگیری از رانت‌خواری و تضمین بازگشت منافع به عموم مردم است.
undefined سیاست صنعتی، توزیع یارانه نیست؛ بلکه معماری مجدد اقتصاد برای دستیابی به مأموریت‌های ملی است تا اطمینان حاصل شود وقتی مردم ریسک را می‌پذیرند، در سود آن نیز شریک هستند.
undefined تفاوت بنیادین میان «دولت توزیع‌کننده رانت» و «دولت شکل‌دهنده بازار» در نوع نگاه به ابزارهای حکمرانی نهفته است. موفقیت سیاست صنعتی با عناوین خبری درباره میزان تعرفه یا حجم سهام دولتی سنجیده نمی‌شود، بلکه با میزان بهبود در زندگی روزمره خانوارها و تاب‌آوری اقتصادی سنجیده خواهد شد.
undefined اگر دولت به جای تقویت نهادهای نوآور، آن‌ها را تضعیف کند و به جای مشروط کردن حمایت‌ها، راه را برای استخراج سود خصوصی هموار سازد، فرصت تاریخی برای بازسازی اقتصاد ملی از دست خواهد رفت. سیاست صنعتی باید از یک مدل معامله‌گرانه به یک مدل ارزش‌آفرین گذار کند. شکوفایی مشترک تنها زمانی حاصل می‌شود که مالیه، نوآوری و اهداف عمومی برای دستیابی به مأموریت‌های ملی هم‌راستا شوند.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefined بیشتر بخوانید:undefined دولت کارآفرین و اسطوره‌زدایی از مرزهای بخش عمومی و خصوصی
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۴:۰۴

هستهٔ مطالعات توسعه
undefined undefined #یادداشت undefined پایداری پول در عصر بی‌ثباتی: روایتی تازه از آیندۀ بانکداری مرکزی undefined سید علی بنی‌لوحی undefined هیچ اقتصادی نمی‌تواند بدون برخورداری از یک نظام مالی باثبات، رشد پایدار یا رفاه بلندمدت را تجربه کند. ثبات نظام مالی یک پیش‌شرط حیاتی برای شکل‌گیری اعتماد و مدیریت ریسک به شمار می‌رود. به‌طورکلی، هزینه پیشگیری از بحران‌های مالی بسیار کمتر از هزینه درمان آن‌ها است. undefined گفت‌وگوی جذاب میان مارتین وُلف (تحلیلگر ارشد فایننشال تایمز) و آگوستین کارستنس (مدیرکل سابق بانک تسویه‌های بین‌المللی) در تلاش است تصویری چندوجهی از وضعیت کنونی نظام مالی جهانی ارائه دهد. این گفت‌وگو سه روند هم‌زمان و درهم‌تنیده را در عصر کنونی، محوری می‌داند: انباشت بدهی، شکنندگی رو به رشد بازارهای مالی و انقلاب فناورانه در حوزه پول. ترکیب این سه روند، نظام پولی و مالی را در وضعیتی پرخطر قرار داده است که نیازمند تغییرات نهادی است. undefined این گفتگو به قلمرو «انقلاب فناورانه پول» نیز ورود می‌کند. در این میان، رمزارزها به دلیل ناپایداری ذاتی ناشی از نداشتن پشتوانه مرکزی، نمی‌توانند کارکردهای حیاتی پول را فراهم کنند. بانک‌های مرکزی برای بقا و حفظ اعتماد جامعه باید دست به تغییرات بزرگ و بازآفرینی فنّاورانه بزنند. undefined متن کامل را از اینجا بخوانید. undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefined @development_studies undefined @cdstt
thumbnail
undefined #یادداشت
undefined بازگشت طلا، هیجان نقره و افول رمزارزها: نشانه‌های دگرگونی در نظم مالی جهانیundefined سید علی بنی‌لوحی
undefined تحولات اخیر در بازارهای دارایی، به ویژه رشد کم‌سابقه قیمت طلا و نقره و در عین حال افت محسوس در قیمت رمزارزها، این گزاره را به یقین نزدیک‌تر می‌کند که این تحولات صرفاً نوسانات مقطعی بازار نیستند، بلکه نشانه‌هایی عمیق‌تر از دگرگونی در ساختار نظام‌های مالی جهانی را به ما گوشزد می‌کنند. در عین حال نباید فراموش کرد که این تحولات، آیینه‌ای برای بازتاب نگرانی‌های ژئوپلیتیک و تغییر رفتار سرمایه‌گذاران نیز هست. این یادداشت به تحلیل هم‌زمان تحولات رخ داده در سه بازار دارایی شاخص، شامل طلا، نقره و رمزارزها می‌پردازد و می‌کوشد دلالت‌ها و پیامدهای این تحولات را برای اقتصاد جهانی و چارچوب‌های سیاست‌گذاری پولی و بانکداری مرکزی در کشورهای مختلف مورد بررسی و تبیین قرار دهد.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefined بیشتر بخوانید:undefined پایداری پول در عصر بی‌ثباتی: روایتی تازه از آیندۀ بانکداری مرکزی
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۹:۰۲

هستهٔ مطالعات توسعه
undefined undefined #یادداشت | #مقاله undefined موانع پنهان توسعه و نقش رهبری undefined حسین ستاری undefined آیا ممکن است یک جامعه در حال تغییر باشد، اما خودْ متوجه آن نشود؟ آلبرت هیرشمن با طرح این پرسش ساده، بنیان بسیاری از بدیهیات رایج درباره توسعه را به چالش می‌کشد. او نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین مانع پیشرفت، الزاماً فقر، نهادهای ناکارآمد یا ساختارهای متصلب نیست؛ بلکه ناتوانی ما در دیدن تغییرات تدریجی و «پنهانی» است که درست مقابل چشم‌مان رخ می‌دهند. این یادداشت سفری است به دل همین نابینایی جمعی: از موانع ذهنی‌ای که توسعه را نامرئی می‌کنند، تا چرخه‌ای که ناامیدی را بازتولید می‌کند، و در نهایت به این پرسش می‌رسد که چه نوع رهبری می‌تواند این چرخه را بشکند و امکان دیدن آینده‌ای متفاوت را دوباره احیا کند. undefined متن کامل را از اینجا بخوانید. undefined بیشتر بخوانید: undefined جهان بیش از آن پیچیده است که بتوان برای آن یک الگوی واحد تجویز کرد undefined اقتصاددان توسعه‌ای که به آن تعلق نداشت undefined مقالۀ «ظهور و افول اقتصاد توسعه» نوشتۀ آلبرت هیرشمن undefined چگونه هیرشمن بدبینی نسبت به توسعۀ جهان سوم را به چالش کشید؟ undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefined @development_studies undefined @cdstt
thumbnail
undefined #یادداشت | #مقاله
undefined چرا نابرابری گاهی تحمل می‌شود و گاهی نه؟ تأملی بر «اثر تونل»undefined حسین ستاری
undefined در یک تونل ترافیکی دارای دو باند که هر دو هم‌مسیر هستند، راننده‌ای که در لاین مسدود شاهد حرکت لاین مجاور است، در ابتدا نه تنها دچار حسد یا خشم نمی‌شود، بلکه احساس رضایت می‌کند. در این «محاسبات انتظار»، پیشرفت دیگران به عنوان یک «سیگنال اطلاعاتی» مثبت عمل می‌کند که نشان‌دهندۀ شکسته شدن راه‌بندان و نزدیکی نوبت حرکت فرد است. این اعتبار اجتماعی همیشگی نیست و اگر انتظارات در بلندمدت محقق نشوند، رانندهٔ متوقف مانده با سوءظن به «بازی ناعادلانه»، آماده خواهد بود تا برای اصلاح این بی‌عدالتی آشکار، دست به اقدامات تهاجمی و خروج از قواعد نظم مستقر بزند.
undefined تحلیل اثر تونل نشان‌دهندۀ یک پارادوکس بنیادین در حکمرانیِ دوران گذار است. دولت‌ها باید بدانند که حل «متوالی» دو مسئله رشد و عدالت (ابتدا رشد و سپس توزیع) تنها در جوامع بهره‌مند از اثر تونل قوی میسر است. در جوامعی که به دلیل بخش‌بندی‌های اجتماعی یا گسست‌های فرهنگی، اثر تونل ضعیف است، راهبرد متوالی عملاً غیرممکن بوده و رشد و عدالت باید به صورت «هم‌زمان» پیگیری شوند؛ در غیر این صورت، دولت‌ها ناگزیر به استفاده از ابزارهای سرکوب و قهری برای حفظ نظمی خواهند بود که مشروعیت ادراکی خود را از دست داده است.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefined بیشتر بخوانید:
undefined جهان بیش از آن پیچیده است که بتوان برای آن یک الگوی واحد تجویز کرد
undefined اقتصاددان توسعه‌ای که به آن تعلق نداشت undefined مقالۀ «ظهور و افول اقتصاد توسعه» نوشتۀ آلبرت هیرشمنundefined چگونه هیرشمن بدبینی نسبت به توسعۀ جهان سوم را به چالش کشید؟undefined موانع پنهان توسعه و نقش رهبری
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۲:۳۸

thumbnail
undefined #گزارش
undefined سیاست در مسند فرماندهی: بازخوانی آرای آدریان لفت‌ویچ دربارۀ معماری مفهومی مطالعات توسعه
undefined نهادها و ساختارهای قدرتِ غیررسمی، غالباً بر قواعد رسمی برتری دارند. تناقض حکمرانی در اینجا نهفته است که تلاش می‌کند با راهکارهای غیرسیاسی، مسائلی را حل کند که ریشه در توزیع نابرابر منابع و قدرت دارند، در حالی که نهادها صرفاً قواعد بازی نیستند، بلکه بازتاب مستقیم توازن قوای بازیگران اصلی جامعه محسوب می‌شوند.
undefined توسعه پیش از آنکه فرایندی اقتصادی یا فنی باشد، یک فرایند عمیقاً سیاسی است که لفت‌ویچ آن را به‌عنوان «تعامل هدفمند مردم، قدرت و منابع» تعریف می‌کند. نهادها بر اساس منطقِ «کارایی اجتماعی» شکل نمی‌گیرند؛ بلکه همان‌طور که داگلاس نورث تأکید می‌کند، قواعد رسمی برای تأمین منافع کسانی ایجاد می‌شوند که «قدرت چانه‌زنی» برای تدوین آن‌ها را در اختیار دارند؛ بنابراین، سیاست در مسند فرماندهی قرار دارد، زیرا این ائتلاف‌های سیاسی و توزیع قدرت در جامعه هستند که تعیین می‌کنند کدام نهادها ایجاد، تقویت یا تخریب شوند.
undefined ضرورت امروز، بازگشت دولت به مسند هدایت توسعه است، اما با رویکردی که مریلی گریندل آن را «حکمرانی به‌قدر کفایت» می‌نامد. ارتقای «توانمندی دولت» به معنای ایجاد ظرفیت نهادی برای تأمین کالاهای عمومی و محافظت از جامعه در برابر نفوذ گروه‌های خاص، تنها راه برون‌رفت از بن‌بست‌های معاصر است.
undefined سیاست نه تنها مانعی در برابر توسعه نیست، بلکه تنها ابزار موجود برای تبدیل تضادها به همکاری و ایجاد نهادهایی است که منافع جمعی را نمایندگی کنند. اگر قرار است توسعه از بن‌بست‌های فعلی خارج شود، باید پذیرفت که همواره سیاست در مسند فرماندهی است؛ چرا که تنها از طریق تدبیر سیاسی و اجماع‌سازی است که می‌توان از خونریزی عبور کرد و به نهادهای پایدار برای رفاه انسانی دست یافت.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۷:۴۴

thumbnail
undefined #گزارش
undefined هدایت سرمایه؛ راهبرد چین برای تأمین مالی تولیدات پیشرفته و بازتعریف نقش دولت در اقتصاد
undefined نخبگان سیاسی در پکن بر این اصل که «مالیه» باید در خدمت اقتصاد واقعی باشد، به‌عنوان یک مفروض قطعی توافق کرده‌اند.
undefined تضاد میان «سرمایه کوتاه‌مدت» و بی‌قرار که در الگوی سیلیکون‌ولی به سمت شرکت‌های مصرف محور با فناوری‌های کم‌ریسک میل می‌کند، با «سرمایه صبور» که لازمه نوآوری در سخت‌افزارهای پیچیده و تولیدات پیشرفته است، یک شکاف راهبردی در قدرت ملی ایجاد کرده است.
undefined برخلاف یارانه‌های قدیمی، صندوق‌های هدایت دولتی با استخدام مدیران حرفه‌ای از بخش خصوصی به دنبال وارد کردن انگیزه سودآوری و انضباط بازار به بدنه سیاست صنعتی هستند.
undefined تلاش‌های گسترده چین برای خودکفایی در صنعت ریزتراشه‌ها پیش از وضع تعرفه‌های تجاری ایالات متحده آغاز شده بود. این واقعیت نشان می‌دهد که پکن مسیری آگاهانه را برای تغییر توازن قدرت در عرصه فناوری برگزیده است؛ مسیری که در آن «سرمایه سیاستی» به عنوان ابزاری برای تضمین بقای ملی در دنیای بی‌ثبات ژئوپلیتیک نگریسته می‌شود.
undefined حضور دولت در ساختار سهام‌داری شرکت‌های خصوصی، استعاره معروف «آناکوندا در چلچراغ» را تداعی می‌کند؛ مار عظیمی که با حضور خاموش و تهدیدآمیز خود بر بالای سر بازیگران اقتصادی، آن‌ها را به سمت «خودتنظیمی» سوق می‌دهد. این مدل از «مالیه سیاستی» باعث شده تا دیگر نتوان شرکت‌های چینی را بازیگران مستقل بازار دانست؛ چرا که آن‌ها در یک فضای نظارتی چنبره زده‌اند که در آن بقای اقتصادی با وفاداری سیاسی گره خورده است.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۳:۰۳

هستهٔ مطالعات توسعه
undefined undefined #گزارش undefined هدایت سرمایه؛ راهبرد چین برای تأمین مالی تولیدات پیشرفته و بازتعریف نقش دولت در اقتصاد undefined نخبگان سیاسی در پکن بر این اصل که «مالیه» باید در خدمت اقتصاد واقعی باشد، به‌عنوان یک مفروض قطعی توافق کرده‌اند. undefined تضاد میان «سرمایه کوتاه‌مدت» و بی‌قرار که در الگوی سیلیکون‌ولی به سمت شرکت‌های مصرف محور با فناوری‌های کم‌ریسک میل می‌کند، با «سرمایه صبور» که لازمه نوآوری در سخت‌افزارهای پیچیده و تولیدات پیشرفته است، یک شکاف راهبردی در قدرت ملی ایجاد کرده است. undefined برخلاف یارانه‌های قدیمی، صندوق‌های هدایت دولتی با استخدام مدیران حرفه‌ای از بخش خصوصی به دنبال وارد کردن انگیزه سودآوری و انضباط بازار به بدنه سیاست صنعتی هستند. undefined تلاش‌های گسترده چین برای خودکفایی در صنعت ریزتراشه‌ها پیش از وضع تعرفه‌های تجاری ایالات متحده آغاز شده بود. این واقعیت نشان می‌دهد که پکن مسیری آگاهانه را برای تغییر توازن قدرت در عرصه فناوری برگزیده است؛ مسیری که در آن «سرمایه سیاستی» به عنوان ابزاری برای تضمین بقای ملی در دنیای بی‌ثبات ژئوپلیتیک نگریسته می‌شود. undefined حضور دولت در ساختار سهام‌داری شرکت‌های خصوصی، استعاره معروف «آناکوندا در چلچراغ» را تداعی می‌کند؛ مار عظیمی که با حضور خاموش و تهدیدآمیز خود بر بالای سر بازیگران اقتصادی، آن‌ها را به سمت «خودتنظیمی» سوق می‌دهد. این مدل از «مالیه سیاستی» باعث شده تا دیگر نتوان شرکت‌های چینی را بازیگران مستقل بازار دانست؛ چرا که آن‌ها در یک فضای نظارتی چنبره زده‌اند که در آن بقای اقتصادی با وفاداری سیاسی گره خورده است. undefined متن کامل را از اینجا بخوانید. undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefined @development_studies undefined @cdstt
thumbnail
undefined #گزارش
undefined توسعه اقتصاد کلان چین: مدل اصلاحات تدریجی و پیامدهای بلندمدت آن
undefined بر خلاف کشورهای بلوک شرق و اتحاد جماهیر شوروی سابق که رویکرد «شوک‌درمانی» را برای حذف هم‌زمان و ناگهانی اصطکاک‌های بازار برگزیدند، چین راهبرد «تدریج‌گرایی» را اتخاذ کرد که در ادبیات سیاسی این کشور با استعاره «عبور از رودخانه با لمس سنگ‌ها» شناخته می‌شود.
undefined یکی از ارکان کلیدی این رویکرد، اتخاذ «اصلاحات دو‌مسیره» بود؛ راهبرد هوشمندانه‌ای که با حفظ برنامه‌ریزی مرکزی در کنار آزادسازی تدریجی قیمت‌ها، به عنوان یک سازوکار «بهبود پارتو» عمل کرد و با تضمین این‌که هیچ گروهی بازنده مطلق اصلاحات نباشد، مخالفت‌های سیاسی را به حداقل رساند.
undefined اولین مرحله از مسیر توسعه چین با تمرکز بر بازتخصیص نیروی کار مازاد از بخش کشاورزی به بخش‌های غیرکشاورزی آغاز شد.
undefined با ورود به اواخر دهه ۹۰ میلادی، اقتصاد چین وارد مرحله دوم توسعه خود شد که مشخصه اصلی آن گذار به سمت «تعمیق سرمایه» یا همان افزایش نسبت سرمایه به کار در فرآیند تولید بود. در این دوره، دولت راهبرد «حفظ شرکت‌های بزرگ و رهاسازی کوچک‌ها» را در پیش گرفت که منجر به خصوصی‌سازی گزینشی شرکت‌های کوچک و غیرراهبردی و در مقابل، تقویت شرکت‌های دولتی بزرگ در بخش‌های سرمایه‌بر شد.
undefined با افول مزیت رقابتی صنایع سبک ناشی از افزایش دستمزدها، دولت مسکن را به عنوان موتور جایگزین انباشت سرمایه معرفی کرد تا خلأ ناشی از صنعت‌زدایی در صنایع سبک را پر کند. تحول بازار مسکن از یک کالای رفاهی دولتی به یک بخش کلیدی سرمایه‌بر، یکی از بحث‌برانگیزترین ابعاد اصلاحات چین است.
undefined با وجود تأکیدات مکرر بر ضرورت گذار به یک اقتصاد مصرف محور، این تغییر پارادایم با موانع ساختاری عمیقی روبروست. محرک مالی عظیم سال ۲۰۰۹ در پاسخ به بحران مالی جهانی، نقطه عطفی در مسیر تخصیص اعتبار و انباشت بدهی در چین بود. این سیاست منجر به پدیده «وارونگی اعتبار» شد.
undefined معماری اصلاحات تدریجی چین اگرچه این کشور را به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل کرد، اما اکنون در یک دوراهی سرنوشت‌ساز قرار گرفته است. تحلیل‌های کلان نشان می‌دهد که موتورهای سه‌گانه رشد یعنی صادرات، سرمایه‌گذاری و مصرف، همگی با کاهش توان روبرو هستند.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۴:۲۷

undefined #اطلاعیه
undefined فصل پنجم هستهٔ مطالعات توسعه: مقدمه‌ای بر توسعه در ایران
undefinedundefined جلسۀ سی‌ویکم: از امیرکبیر تا جنگ جهانی اول: نخستین پروژه‌های نوسازی
undefined ارائه: فصل اول کتاب «داستان توسعه در ایران- دفتر نخست»
undefined زمان: یک‌شنبه | ۳ اسفند ۱۴۰۴undefined ساعت ۱۹:۳۰undefined اتاق مجازی
undefined طرحِ درس فصل پنجم
undefined افزودن جلسه به تقویم گوگل
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۳:۱۴

thumbnail
undefined #گزارش
undefined دولتِ یادگیرنده در برابر دولتِ برون‌سپار
undefined پارادوکس بنیادینی که یاکوب بورکهارت، مورخ قرن نوزدهم، به زیبایی ترسیم کرده که «دولت باید قادر به انجام هر کاری باشد، اما اجازه انجام هیچ کاری را نداشته باشد»، امروز به شکلی حاد در نزاع میان «چابکی و ثبات» تجلی یافته است.
undefined نارضایتی نویسندگانِ این مقاله از مدل‌های فعلی، ریشه در سیطره دهه‌های اخیر «مدیریت دولتی نوین» دارد. این رویکرد با قطعه‌قطعه کردن نهادها و تمرکز افراطی بر برون‌سپاری، دولت را به یک عامل منفعل تقلیل داده است.
undefined بازارها پدیده‌هایی طبیعی یا خودتنظیم‌گر نیستند، بلکه «نتایجِ» حاصل از تعاملات هدفمند دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی‌اند. در این نگاه، دولت نه یک «اصلاح‌گر» که پس از وقوع شکست بازار وارد صحنه می‌شود، بلکه یک «شکل‌دهنده» و معمار است که جهت‌گیری نوآوری و رشد را تعیین می‌کند.
undefined نظریه شکست بازار به دلیل ماهیت واکنشی‌اش، توان تبیین و هدایت نوآوری‌های تحول‌آفرین (نظیر اینترنت یا اقتصاد سبز) را ندارد. برای تحقق این هدف، مدل سه‌لایه‌ای از «ظرفیت‌ها و قابلیت‌ها» پیشنهاد می‌شود.
undefined وقتی دولت وظایف اصلی خود را برون‌سپاری می‌کند، نه تنها خدمات، بلکه مهم‌تر از آن، «توانایی یادگیری در حین عمل» را از دست می‌دهد. دولت دارای قدرت و مشروعیت ذاتی برای رهبری تحولات است، اما این مشروعیت از طریق «واگذاری مأموریت» به دست نمی‌آید، بلکه محصولِ ساختِ دانش فنی و حفظ حافظه نهادی در درون بوروکراسی است.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۰:۵۶

بازارسال شده از KHAMENEI.IR
thumbnail
بسم الله الرحمن الرحیم
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً
Farsi.Khamenei.ir

۱:۰۶

thumbnail
undefined #گزارش
undefined تنگه هرمز و گروگان‌گیری اقتصاد جهانی: کالبدشکافی یک بن‌بست ژئوپلیتیک
undefined در نخستین ماه‌های سال ۲۰۲۶، جهان با واقعیتی فراتر از نوسانات متعارف بازار روبه‌روست؛ انسداد تنگه هرمز، لحظه بازتعریف ساختار قدرت در عصر نوین است. وضعیت کنونی، محصول مستقیم شکست سیاست فشار حداکثری و گذار از رویارویی‌های تحریمی به درگیری‌های فیزیکی در حساس‌ترین شریان انرژی جهان است.
undefined از منظر تحلیل راهبردی، این رخداد به معنای فروپاشی نظم تک‌قطبی سابق است؛ جایی که یک قدرت منطقه‌ای در آستانه بقا، می‌تواند هزینه‌هایی نامتقارن و فلج‌کننده را بر قدرت‌های بزرگ تحمیل کرده و کارآمدی ابزارهای سنتی هژمونی را به چالش بکشد.
undefined در ادبیات ژئوپلیتیک، تنگه هرمز در صدر فهرست نقاط انسداد جغرافیایی جهان قرار دارد، اما آنچه بحران فعلی را متمایز می‌کند، گذار از محاصره فیزیکی به یک «محاصره روانی» است. ایران بدون نیاز به مین‌گذاری گسترده که می‌توانست صادرات خودش را نیز متوقف کند، از طریق حملات پهپادی و موشکی هدفمند، محاسبات ریسک را در صنعت کشتیرانی دگرگون کرده است. این مدل از انسداد، برخلاف تعرفه‌های تجاری که هزینه‌ای متقابل بر طرفین تحمیل می‌کند، برای ایالات متحده خسارتی یک‌سویه و غیرقابل جبران پدید آورده که فراتر از بازارهای انرژی، کل زنجیره ارزش جهانی را هدف قرار داده است.
undefined بحران تنگه هرمز را باید یک «مهمات خوشه‌ای ژئواکونومیک» توصیف کرد که ترکش‌های آن به شکلی غیرهدفمند به بخش‌های حیاتی فناوری و امنیت غذایی اصابت می‌کند. این پیچیدگی‌های درهم‌تنیده، واشینگتن را در برابر یک بن‌بست راهبردی قرار داده که سایه سنگین رقابت با پکن بر آن سنگینی می‌کند.
undefined چالش‌های سیاست خارجی ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ با میراثی از تضادهای ساختاری گره خورده است. اکنون مقامات واشینگتن با استیصال به دکترین «قدرت خود را پنهان کن و منتظر زمان باش» دن گوانگ‌پینگ متوسل شده‌اند تا زمان لازم برای شکستن انحصار چین بر عناصر نادر خاکی را به دست آورند، هرچند که تسریع در گذار به انرژی‌های پاک به دلیل سلطه پکن بر فناوری‌های سبز، در بلندمدت نفوذ چین را تقویت خواهد کرد.
undefined فرجام این رویارویی، نقطه عطفی در تاریخ هژمونی جهانی خواهد بود. اگر این بحران با بقای ساختار فعلی در تهران و عقب‌نشینی واشینگتن به پایان برسد، جایگاه ایالات متحده به‌عنوان «تأمین‌کننده امنیت آبراه‌های آزاد» که یکی از ستون‌های اصلی قدرت جهانی‌اش بود، برای همیشه فرو خواهد ریخت.
undefined در نظم نوین، سلاح‌های اقتصادی سنتی کارایی خود را در برابر بازیگرانی که برای بقای خود می‌جنگند، از دست داده‌اند و قدرت واقعی نه در توان تحریم کردن، بلکه در توانایی مدیریت وابستگی‌های متقابل و گریز از بن‌بست‌های جغرافیایی تعریف می‌شود؛ واقعیتی که نشان‌دهنده تضعیف بازگشت‌ناپذیر نفوذ ایالات متحده در معماری امنیتی و اقتصادی جهان است.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۹:۳۷

هستهٔ مطالعات توسعه
undefined undefined #گزارش undefined تنگه هرمز و گروگان‌گیری اقتصاد جهانی: کالبدشکافی یک بن‌بست ژئوپلیتیک undefined در نخستین ماه‌های سال ۲۰۲۶، جهان با واقعیتی فراتر از نوسانات متعارف بازار روبه‌روست؛ انسداد تنگه هرمز، لحظه بازتعریف ساختار قدرت در عصر نوین است. وضعیت کنونی، محصول مستقیم شکست سیاست فشار حداکثری و گذار از رویارویی‌های تحریمی به درگیری‌های فیزیکی در حساس‌ترین شریان انرژی جهان است. undefined از منظر تحلیل راهبردی، این رخداد به معنای فروپاشی نظم تک‌قطبی سابق است؛ جایی که یک قدرت منطقه‌ای در آستانه بقا، می‌تواند هزینه‌هایی نامتقارن و فلج‌کننده را بر قدرت‌های بزرگ تحمیل کرده و کارآمدی ابزارهای سنتی هژمونی را به چالش بکشد. undefined در ادبیات ژئوپلیتیک، تنگه هرمز در صدر فهرست نقاط انسداد جغرافیایی جهان قرار دارد، اما آنچه بحران فعلی را متمایز می‌کند، گذار از محاصره فیزیکی به یک «محاصره روانی» است. ایران بدون نیاز به مین‌گذاری گسترده که می‌توانست صادرات خودش را نیز متوقف کند، از طریق حملات پهپادی و موشکی هدفمند، محاسبات ریسک را در صنعت کشتیرانی دگرگون کرده است. این مدل از انسداد، برخلاف تعرفه‌های تجاری که هزینه‌ای متقابل بر طرفین تحمیل می‌کند، برای ایالات متحده خسارتی یک‌سویه و غیرقابل جبران پدید آورده که فراتر از بازارهای انرژی، کل زنجیره ارزش جهانی را هدف قرار داده است. undefined بحران تنگه هرمز را باید یک «مهمات خوشه‌ای ژئواکونومیک» توصیف کرد که ترکش‌های آن به شکلی غیرهدفمند به بخش‌های حیاتی فناوری و امنیت غذایی اصابت می‌کند. این پیچیدگی‌های درهم‌تنیده، واشینگتن را در برابر یک بن‌بست راهبردی قرار داده که سایه سنگین رقابت با پکن بر آن سنگینی می‌کند. undefined چالش‌های سیاست خارجی ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ با میراثی از تضادهای ساختاری گره خورده است. اکنون مقامات واشینگتن با استیصال به دکترین «قدرت خود را پنهان کن و منتظر زمان باش» دن گوانگ‌پینگ متوسل شده‌اند تا زمان لازم برای شکستن انحصار چین بر عناصر نادر خاکی را به دست آورند، هرچند که تسریع در گذار به انرژی‌های پاک به دلیل سلطه پکن بر فناوری‌های سبز، در بلندمدت نفوذ چین را تقویت خواهد کرد. undefined فرجام این رویارویی، نقطه عطفی در تاریخ هژمونی جهانی خواهد بود. اگر این بحران با بقای ساختار فعلی در تهران و عقب‌نشینی واشینگتن به پایان برسد، جایگاه ایالات متحده به‌عنوان «تأمین‌کننده امنیت آبراه‌های آزاد» که یکی از ستون‌های اصلی قدرت جهانی‌اش بود، برای همیشه فرو خواهد ریخت. undefined در نظم نوین، سلاح‌های اقتصادی سنتی کارایی خود را در برابر بازیگرانی که برای بقای خود می‌جنگند، از دست داده‌اند و قدرت واقعی نه در توان تحریم کردن، بلکه در توانایی مدیریت وابستگی‌های متقابل و گریز از بن‌بست‌های جغرافیایی تعریف می‌شود؛ واقعیتی که نشان‌دهنده تضعیف بازگشت‌ناپذیر نفوذ ایالات متحده در معماری امنیتی و اقتصادی جهان است. undefined متن کامل را از اینجا بخوانید. undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefined @development_studies undefined @cdstt
thumbnail
undefined #گزارش
undefined معماری شکنندگی: تحلیل گلوگاه‌ها و ضرورت بازسازی تاب‌آوری در اقتصاد جهانی
undefined اقتصاد جهانی طی دهه‌های اخیر بر پایه منطق صلبِ «بهینه‌سازی کارایی» استوار بوده است؛ رویکردی که در آن تقلیل هزینه‌ها و افزایش سرعت مبادلات به عنوان قبله‌نمای اصلی سرمایه‌گذاران، تمامی ملاحظات مربوط به پایداری را به حاشیه رانده است.
undefined در این شبکه پیچیده، غیرمتمرکز و به شدت رقابتی، بازیگران اقتصادی انگیزه‌ای نیرومند برای دستیابی به سودهای ناشی از کارایی دارند؛ چرا که این منافع مستقیماً به خود آن‌ها تخصیص می‌یابد. اما در مقابل، تمایل چندانی برای سرمایه‌گذاری در «تاب‌آوری» نشان نمی‌دهند، زیرا هزینه‌های ناشی از وقوع بحران در کل شبکه پخش شده و به دیگران تحمیل می‌گردد.
undefined این تضاد ساختاری منجر به پدید آمدن اقتصادی شده است که اگرچه در ظاهر بسیار کارآمد می‌نماید، اما در باطن به شدت شکننده است. امروزه ما با واقعیتی روبرو هستیم که در آن «نقاط گلوگاهی» دیگر تنها به تنگناهای جغرافیایی سنتی محدود نمی‌شوند، بلکه در لایه‌های پنهان زنجیره‌های تأمین و زیرساخت‌های فناوری نفوذ کرده‌اند.
undefined این معماری آسیب‌پذیر، میراث دوران ثبات نسبی است که اکنون در مواجهه با تلاطم‌های ژئوپلیتیک، ظرفیت خود را برای بقا از دست داده و ضرورت گذار به الگویی جدید از امنیت اقتصادی را برجسته کرده است که فراتر از منطقِ صرفِ بازار عمل می‌کند.
undefined واقعیت ناگزیر این است که حذف نقاط گلوگاهی، فرایندی پرهزینه است که دوران کالاهای ارزان و کارایی مطلق را به پایان می‌رساند. در این جهان متلاطم، پرداخت هزینه‌های گزاف برای بازسازی تاب‌آوری، دیگر یک انتخاب اقتصادی نیست، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای بقای حاکمیت ملی و پایداری در برابر ضربه‌های پیش‌بینی‌ناپذیر آینده محسوب می‌شود.
undefined در اینجاست که نقش دولت به عنوان «معمار اصلی» و «تجمیع‌کننده منافع» برجسته می‌شود. دولت‌ها با نگاهی کلان، منافع توزیع‌شده تاب‌آوری را که توسط بخش خصوصی نادیده گرفته می‌شود، تجمیع کرده و با ابزارهای حاکمیتی، امنیت را به عنوان یک کالای عمومی در شبکه اقتصادی تزریق می‌کنند.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۰:۲۵

thumbnail
undefined #گزارش
undefined جنگ اقتصادی در ترازوی تاریخ: از محاصره‌های دریایی تا سلاح‌سازی از جریان‌های مالی
undefined نبرد اقتصادی در معادلات قدرت، به مثابه ستون فقرات راهبردهای کلان ژئوپلیتیک تجلی یافته است که همپای ابزارهای نظامی، توان تحمیل اراده بر رقیب را داراست. این پتانسیلِ ویرانگر به‌شدت «شرطی» است و کارایی آن بیش از آنکه به ذات سلاح وابسته باشد، به زمان‌بندی دقیق و اتمسفر محیطی بستگی دارد.
undefined ریشه‌های نبرد اقتصادی به رقابت‌های بریتانیا و فرانسه در سال ۱۶۸۸ بازمی‌گردد؛ دورانی که منطق حاکم بر «جنگ اقتصادی مبتنی بر تقاضا» استوار بود. در این پارادایم، هدف اصلی محروم کردن دولت‌ها از طلا و درآمدهای صادراتی بود تا قدرت خرید تجهیزات و استخدام سرباز از آن‌ها سلب شود.
undefined با گذر زمان، این رویکرد به سمت «جنگ اقتصادی مبتنی بر عرضه» تغییر جهت داد؛ جایی که هدف نه لزوماً بی‌پول کردن دشمن، بلکه قطع دسترسی فیزیکی به نهاده‌های تولید و فناوری‌های کلیدی است.
undefined در این چارچوب جدید، حتی ذخایر ارزی کلان نیز در صورت فقدان دسترسی به زنجیره تأمین قطعات پیشرفته، قادر به بازسازی توان رزمی نخواهند بود. با این حال، این فشارها همواره با واکنش‌های متقابل طرف مقابل مواجه می‌شوند که تحلیل کارآمدی آن‌ها نیازمند بازنگری در مفهوم تاب‌آوری است.
undefined مفهوم سنتی «خودکفایی» که غالباً به عنوان دژی مستحکم در برابر تحریم‌ها ستایش می‌شود، در بوته آزمایش تاریخ با تناقضی جدی روبروست. تجربه تطبیقی بریتانیا و آلمان نشان می‌دهد که ادغام در بازارهای جهانی و بهره‌گیری از کارایی تجاری، پایداری بیشتری نسبت به انزوای محافظه‌کارانه ایجاد می‌کند.
undefined تحریم‌ها علاوه بر کارکرد تخریبی، حامل پیام‌های حساسی هستند که تفسیر نادرست آن‌ها می‌تواند به جای بازدارندگی، تسهیل‌گر جنگ نظامی باشد. مورد روسیه و اوکراین گویای این حقیقت است. در همین راستا، استراتژی «فکر کردن خارج از چارچوب» توسط ایران در قبال فشارها، ابعاد نبرد را تغییر داده است.
undefined تاریخ نبردها تأکید می‌کند که هیچ جنگ بزرگی صرفاً با تکیه بر ابزارهای اقتصادی به فرجام نرسیده است؛ اقتصاد تنها زمانی تعیین‌کننده است که در هم‌افزایی کامل با فشار نظامی، پایداری قدرت رزمی را در درازمدت هدف قرار دهد.
undefined در دنیایی که تمایز میان اهداف نظامی و غیرنظامی در جنگ‌های طولانی از بین می‌رود، پیروزی متعلق به قدرتی است که بتواند با مدیریت هزینه‌های سازگاری، پایداری اقتصادی خود را به قدرت رزمی مستمر تبدیل کرده و همزمان، مسیرهای تنفس رقیب را در یک بازی فرساینده مسدود سازد.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۸:۰۳

thumbnail
undefined #گزارش
undefined نهادها و توسعه اقتصادی: نقدی بر گفتمان مسلطundefined هاجون چانگ
undefined یکی از خطاهای بنیادی گفتمان مسلط، فرض انحصاری آن بر جهت علیت از نهادها به سوی توسعه است، در حالی که تأثیر قدرتمند توسعه اقتصادی بر شکل‌گیری و بهبود نهادها را نادیده می‌گیرد. شواهد تاریخی فراوانی وجود دارد که نشان می‌دهد این رابطه دوطرفه است و چه‌بسا تأثیر توسعه بر نهادها قوی‌تر باشد.
undefined بسیاری از کشورهای ثروتمند امروزی، اکثر نهادهای کلیدی خود (مانند دموکراسی، بوروکراسی مدرن، قوانین ورشکستگی و بانکداری مرکزی) را پس از دستیابی به توسعه اقتصادی به دست آوردند، نه پیش از آن.
undefined تعریف یک بازار آزاد به صورت عینی غیرممکن است و همواره به ارزش‌های سیاسی و اخلاقی ناظر بستگی دارد. آیا بازار کاری که کار کودکان را مجاز می‌داند، آزادتر است؟ مرزهای بازار آزاد، امری ذهنی و وابسته به ارزش‌هاست.
undefined گفتمان مسلط با تمرکز انحصاری بر مالکیت خصوصی، اشکال موفق دیگر مالکیت مانند مالکیت دولتی و اشتراکی را نادیده می‌گیرد. بسیاری از شرکت‌های دولتی در کشورهایی چون سنگاپور، تایوان و فرانسه نه تنها کارآمد بوده‌اند، بلکه از طریق نوآوری‌های فناورانه و موفقیت‌های صادراتی، موتور رشد اقتصادی کشورهایشان نیز بوده‌اند.
undefined مهم‌تر از «قوت» حمایت از حقوق مالکیت، «نوع» حقوقی است که حمایت می‌شود. حمایت قوی از حقوق مالکیت زمین‌داران بزرگ می‌تواند مانع توسعه کشاورزی شود. به همین ترتیب، حمایت افراطی از حقوق سهام‌داران کوتاه‌مدت می‌تواند مدیران را به سودآوری آنی وادار کرده و سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت و حقیقی را تضعیف کند.
undefined یک نهاد در یک سطح معین می‌تواند برای یک کشور مفید و برای کشوری دیگر مضر باشد. برای مثال، حمایت قوی از حقوق مالکیت معنوی ممکن است در یک کشور توسعه‌یافته به نوآوری بیشتر بینجامد، اما در یک کشور در حال توسعه که ظرفیت نوآوری اندکی دارد، تنها به افزایش هزینه‌ها (مانند پرداخت حق امتیاز) و ممانعت از انتشار فناوری منجر شود.
undefined هنگامی که سیاست‌های لیبرال در عمل با شکست مواجه شدند، حامیان گفتمان مسلط به جای بازنگری در سیاست‌ها، بر تغییر نهادها به عنوان پیش‌شرط موفقیت سیاست‌ها متمرکز شدند. این رویکرد، مبتنی بر درکی ناقص و اغلب افراطی از فرایند پیچیده تغییر نهادی است. این گفتمان میان دو دیدگاه ساده‌انگارانه در نوسان است: اراده‌گرایی مطلق و جبرگرایی مطلق.
undefined ایجاد و اجرای نهادهای جدید، امری پرهزینه است و منابع مالی و انسانی قابل‌توجهی می‌طلبد. این منابع دارای مصارف جایگزین هستند. اقتصاددانان نهادگرای جریان اصلی، با نادیده گرفتن این هزینه‌ها، جذابیت اصلاحات پیشنهادی خود را به شکلی غیرواقعی افزایش می‌دهند.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۵:۱۵

thumbnail
undefined #گزارش
undefined چرا ناگهان همه از سیاست صنعتی حرف می‌زنند؟ داستان جابه‌جایی پنجره گفتمانundefined رابرت وید
undefined گزارش جدید بانک جهانی یکی از مجموعه‌ای از گزارش‌های رسمی در همین حوزه است که وجه مشترکشان این است که به‌جای طرح پرسش قدیمی «چرا سیاست صنعتی؟» و پاسخ دادن به آن با این گزاره که «در دنیای واقعی سیاست صنعتی کار نمی‌کند»، اکنون این پرسش را مطرح می‌کنند که «چگونه می‌توان سیاست صنعتی را به‌خوبی اجرا کرد، نه آن‌گونه که اغلب در گذشته بد اجرا شده است؟»
undefined این تحولات و موارد مشابه نشان‌دهنده جابه‌جایی چشمگیر «پنجره گفتمان» هستند؛ یعنی دامنه ایده‌هایی که در هر مقطع زمانی برای بحث در محافل عمومی یا نخبگانی قابل‌قبول‌اند. از اوایل دهه ۱۹۸۰، خودِ عبارت «سیاست صنعتی» یا «راهبرد صنعتی» خارج از این پنجره بوده است؛ چیزی که من شخصاً هزینه آن را پرداخته‌ام.
undefined من در دهه ۱۹۸۰ و دوباره در نیمه دوم دهه ۱۹۹۰ به‌عنوان اقتصاددان در بانک جهانی کار کردم. ناامیدکننده بود که همکارانم به‌هیچ‌وجه تمایلی به بحث درباره سیاست صنعتی نداشتند. علاقه آن‌ها محدود بود به این‌که کشورهای شرق آسیا چگونه صادرات صنعتی را ترویج کرده‌اند؛ حتی نه اینکه چگونه اصلاً این کالاهای صنعتی را تولید کرده‌اند. هر اشاره‌ای به سیاست صنعتی با جملاتی کلیشه‌ای مثل «دولت نمی‌تواند برندگان را انتخاب کند» و «همه دولت‌ها غارتگرند» فوراً متوقف می‌شد.
undefined در این چارچوب می‌توان معضل نویسندگان اصلی گزارش «معجزه شرق آسیا» (۱۹۹۳) بانک جهانی را بهتر درک کرد. بانک به‌واسطۀ فشار وزارت دارایی ژاپن مجبور شد پژوهشی درباره عملکرد اقتصادی اقتصادهای شرق آسیا در سطح منطقه‌ای انجام دهد، با تمرکز ویژه بر نقش سیاست صنعتی دولت. این وزارتخانه ۱.۲ میلیون دلار برای پوشش هزینه‌ها پرداخت.
undefined مدیران ارشد بانک با لحنی شبیه به «واتیکان» با اطمینان کامل به وزارتخانه می‌گفتند که این نوع اعتبارات موجب انحراف نظام مالی و آسیب به توسعه اقتصادی می‌شود. طبیعی است که وزارت دارایی ژاپن چنین برخوردی را برنمی‌تابید؛ بنابراین با پرداخت آن مبلغ، بانک را وادار کرد کاری را انجام دهد که پیش‌تر هرگز انجام نداده بود: بررسی جامع تجربه توسعه شرق آسیا و نقش سیاست صنعتی دولت.
undefined متن اصلی گزارش تأکید می‌کند که سیاست صنعتی کار نمی‌کند (با برخی استثناها). اما در پیشگفتارِ رئیس بانک که توسط همان نویسندگان نوشته شده، تصریح شده که تجربه شرق آسیا نشان می‌دهد ترویج گزینشی برخی صنایع می‌تواند مؤثر باشد. همان جمله کوتاه چیزی بود که ژاپنی‌ها بابت آن ۱.۲ میلیون دلار پرداخت کردند.
undefined اما چرا سیاست صنعتی دوباره وارد «پنجره گفتمان» شده است؟ این بازگشت، به‌خاطر شواهد جدید مبنی بر این‌که سیاست صنعتی واقعاً کارآمد بوده است نیست، بلکه دلیل اصلی، تغییر در ژئوپلیتیک است. همان‌طور که یوستین می‌گوید: «کشورهای غربی اکنون برای رقابت به‌ویژه با چین، واقعاً به سیاست صنعتی نیاز دارند.»
undefined این زمینه جدید ژئوپلیتیکی راه را برای مطالعات تجربی و نظری بیشتری باز کرده که پیش‌تر یا از ابتدا رد می‌شدند یا به حاشیه رانده می‌شدند. این پژوهش‌ها از تمرکز صرف بر ابزارهای سیاستی مناسب یا نامناسب فراتر می‌روند و به پرسش‌های جدیدی درباره ترتیبات نهادی مناسب برای سیاست صنعتی می‌پردازند؛ به‌ویژه درباره نهادِ محوری سیاست صنعتی در قلب دولت، هماهنگی آن با سایر وزارتخانه‌ها و پیوندهای آن با بخش خصوصی.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۳:۵۵

thumbnail
undefined #گزارش
undefined قسمت اول: داستان یک ایده: چگونه جهان پس از جنگ، «توسعه» را اختراع کرد؟undefined ژیلبر ریست
undefined جنگ جهانی دوم همه چیز را زیر و رو کرد. اروپا برای رهایی از نازیسم ناچار شد خود را در اختیار قدرت‌های جدید، یعنی آمریکا و شوروی قرار دهد؛ قدرت‌هایی که هر یک به دلایل خاص خود، علاقه‌ای به حفظ امپراتوری‌های استعماری نداشتند. حتی پیش از پایان جنگ، جامعۀ ملل منحل و با سازمان ملل جایگزین شد؛ سازمانی که به طور معناداری مقر آن در نیویورک قرار گرفت، نه ژنو.
undefined کشف اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها نشان داد هنگامی که یک «نژاد» ادعای برتری بر دیگران دارد، چه فجایعی رخ می‌دهد. اعلامیه جهانی جدید حقوق بشر تأکید کرد که همه انسان‌ها برابرند و به‌نوعی با یک ضربه، همه مردمانی را که سال‌ها همچون صغیر یا تحت‌الحمایه تلقی می‌شدند، آزاد اعلام کرد.
undefined در دوره بلافاصله پس از جنگ، فوری‌ترین مسائل بیشتر در شمال (کشورهای توسعه‌یافته) قرار داشت تا در جنوب. نخست، بازسازی اروپا که ویران شده بود. در ۵ ژوئن ۱۹۴۷، طرح مارشال آغاز شد تا به اقتصاد اروپا کمک کند و هم‌زمان بازارهایی برای ظرفیت عظیم تولیدی آمریکا در دوران پس از جنگ فراهم آورد.
undefined تا پایان سال ۱۹۴۸، سیاست خارجی آمریکا در حال دگرگونی بود، زیرا ناگزیر بود با تغییرات گسترده در سراسر جهان مواجه شود. در همین زمان، نویسندۀ سخنرانیِ ریاست‌جمهوری تلاش می‌کرد چند محور روشن برای سخنرانی تحلیف رئیس‌جمهور هری ترومن در ۲۰ ژانویه ۱۹۴۹ تعیین کند.
undefined سه ایده به‌سرعت مورد توافق قرار گرفت: حمایت از سازمان ملل، ادامه بازسازی اروپا از طریق طرح مارشال، و ایجاد یک سازمان دفاعی مشترک (ناتو) برای مقابله با تهدید شوروی.
undefined یکی از کارمندان پیشنهاد داد که کمک‌های فنی که پیش‌تر به برخی کشورهای آمریکای لاتین داده شده بود، به کشورهای فقیر جهان نیز گسترش یابد. این ایده به‌عنوان نوعی ابتکار تبلیغاتی پذیرفته شد. تیترهای اصلی روز بعد همگی درباره «اصل چهارم» بود، در حالی که حتی خود رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه نیز توضیح بیشتری درباره آن نداشتند.
undefined با وجود ماهیت تا حدی اتفاقی این ماجرا، «اصل چهارم» آغازگر «عصر توسعه» بود، و نکته مهم آنکه نخستین‌بار توسط رئیس‌جمهور ایالات متحده اعلام شد.
undefined متن این سند به‌نوعی یک شاهکار کوچک است؛ زیرا با ترکیب ایده‌هایی که با روح زمانه همخوانی داشتند، شیوه‌ای جدید برای تصور روابط بین‌الملل ارائه می‌دهد.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۶:۲۴

thumbnail
undefined #گزارش
undefined درس‌هایی از توسعه صنعتی چین
undefined برخی کشورها به سمت بازارهای بازتر و تجارت آزاد می‌روند. در این مدل‌ها، نیروی پیشران در واقع روحیه کارآفرینی است که در جامعه شکل می‌گیرد. نقطه ضعف این مدل خصوصاً در کشورهای در حال توسعه شکل می‌گیرد، جایی که این کشورها با هزاران «مسئله هماهنگی» رو به رو هستند. کشور نیاز به زیرساخت دارد. چه کسی قرار است آن را بسازد؟ یا چه کسی قرار است نیروی کار را آموزش بدهد و آنها را از مواهب عمومی بهره‌مند سازد؟ اینْ جایی‌ست که اقتصاد چین خوب عمل کرده است.
undefined آنچه چین انجام داده، ترکیبی است از هدایت راهبردی توسط دولت (سیاست صنعتی)، رقابت میان بنگاه‌های خصوصی و دولتی و تمرکز بر یک هدف بلندمدت یعنی تبدیل شدن به یک اقتصاد پیشرفته. این مدل از پیش طراحی‌شده و کامل نبوده، بلکه بیشتر شبیه یک فرایند «آزمون و خطا» است که حول یک اصل شکل گرفته: حل گلوگاه‌ها به جای اجرای یک نقشه جامع از پیش تعیین‌شده.
undefined برخلاف تصور رایج، چین از ابتدا نمی‌دانست که مثلاً «باید در باتری یا خودروهای برقی رهبر شود»، بلکه مسیرش را با شناسایی گلوگاه‌ها (مثل کمبود انرژی، زیرساخت، یا فناوری خاص)، سرمایه‌گذاری سنگین برای رفع آن‌ها و ایجاد پیوند میان صنایع طی کرد. آنها دست روی چیزهایی می‌گذاشتند که برای «جبران عقب‌ماندگی» و حتی «جهش رو به جلو» ضروری بودند.
undefined تعدادی از صنایع و بخش‌های پیشرفته وجود دارد که چین واقعاً در آنها در حال پیشرفت بوده است. برای مثال، فراتر از تولید کارخانه‌ای، بیوتکنولوژی نیز وجود دارد. بارزترین مثال در حوزه تولیدات پیشرفته چین، خودروهای برقی و فناوری باتری است.
undefined شرکت‌های دولتی در چین بسیار مهم هستند. در پشت شرکت‌های خصوصی موفق و نامدار، شرکت‌های دولتی وجود دارند که چندین کار مهم انجام می‌دهند: تأمین زیرساخت‌های پایه، مدیریت زنجیره تأمین جهانی و افزایش تولید و مقیاس در داخل.
undefined وقتی به صورت‌های مالی این شرکت‌های دولتی نگاه می‌کنیم، ممکن است همیشه از دیدگاه صرفاً سودمحور منطقی نباشند. هدف آنها لزوماً ارائه بازده سرمایه‌گذاری به سهامدارانشان نیست. هدف آنها فراهم کردن این پایه و ستون فقرات برای اقتصاد چین است. هدف آنها تقریباً مانند ایجاد اثرات سرریز به بقیه حوزه‌های اقتصادی است.
undefined موفقیت چین، بدون هزینه نبوده است. برخی از مهم‌ترین مشکلات عبارت‌اند از: اتلاف منابع و دوباره‌کاری، مازاد ظرفیت، فشار مالی بر دولت‌های محلی و خطر «پراکندگی راهبردی».
undefined آمریکا بر هوش عمومی مصنوعی (AGI) و سرمایه‌گذاری عظیم تمرکز دارد و هدف آن، تحول بنیادین بلندمدت اقتصاد از طریق انفجار هوش مصنوعی است. در مقابل، چین بر کاربردهای عملی کوتاه‌مدت، کاهش هزینه و افزایش بهره‌وری و ادغام هوش مصنوعی در اقتصاد واقعی متمرکز است.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۶:۱۹

thumbnail
undefined #گزارش
undefined بانک جهانی از گزارش جنجالی خود در مورد سیاست‌های صنعتی دفاع کرد
undefined ایندرمیت گیل، اقتصاددان ارشد و معاون ارشد اقتصاد توسعه در گروه بانک جهانی

undefined وقتی اقتصاد به ارتدوکسی بدل می‌شود، عقل سلیم عقب‌نشینی می‌کند. این اتفاق ۳۰ سال پیش رخ داد؛ زمانی که بانک جهانی به یک پرسش قدیمی سیاست‌گذاری پاسخ داد: این‌که آیا دولت باید زمین بازی را به نفع یک فعالیت «استراتژیک» دستکاری کند یا نه؟ و پاسخ آن «نه»ای بود با چند قید ضعیف. اکنون نیز همین اتفاق در حال تکرار است؛ با این تفاوت که پاسخ امروز ما، بر پایه انبوهی از شواهدی که از آن زمان تاکنون گرد آمده، «بله»ای است با قیدهای فراوان و دقیق.
undefined گزارش «معجزه شرق آسیا»ی بانک جهانی در سال ۱۹۹۳ درباره سیاست صنعتی «محصول زمانه خود» بود. در واشنگتن اوایل دهه ۱۹۹۰، «بازار آزاد امری بدیهی فرض می‌شد.» نتیجه آن گزارش این بود که توسل به سیاست صنعتی تقریباً همیشه شکست‌خورده و پرهزینه است و عموماً برای کشورهایی که آموزش مناسب، مالیات پایین بر کشاورزی، کسری بودجه محدود و تورم متوسط ندارند، توصیه نمی‌شود. در آن زمان، بسیاری از کشورهای در حال توسعه دقیقاً چنین وضعیتی داشتند.
undefined از آن زمان تاکنون تغییرات قابل توجهی رخ داده است. بانک جهانی از ۱۹۹۳ تاکنون ۲۵ گزارش پژوهشی سیاستی منتشر کرده، اما استفاده از سیاست صنعتی همچنان در سطح فکری، نوعی تابو باقی مانده بود؛ حتی در حالی که در عمل روزبه‌روز گسترش می‌یافت. شاید مشتاق‌ترین مجری این سیاست چین باشد، اما تنها محدود به این کشور نیست. بررسی راهبردهای توسعه ملی ۱۸۳ کشور برای گزارش ۲۰۲۶ ما نشان داد که همه آن‌ها دست‌کم یک صنعت را هدف قرار داده‌اند.
undefined سال گذشته، ۸۰ درصد اقتصاددانان کشوری بانک جهانی گزارش دادند که دولت‌های طرف مشورت از آن‌ها نه درباره اصل انجام سیاست صنعتی، بلکه درباره چگونگی اجرای مؤثرتر آن مشاوره می‌خواهند. ما نیز مسئولانه پاسخ دادیم.
undefined پژوهش ما نشان داد که سه ویژگی تعیین می‌کنند چه نوع سیاست صنعتی باید مدنظر دولت قرار گیرد: اندازه بازار داخلی، ظرفیت تکنوکراتیک دولت و فضای مالی موجود برای آزمون‌وخطا. این ویژگی‌ها مشخص می‌کنند کدام‌یک از ۱۵ ابزار ممکن سیاست صنعتی - از پارک‌های صنعتی و برنامه‌های آموزشی گرفته تا تعرفه واردات، یارانه تولید و کاهش رقابتی نرخ ارز - کارآمدتر خواهند بود. ما پذیرفتیم که سیاست صنعتی باید در جعبه‌ابزار همه کشورها وجود داشته باشد، هرچند نه این‌که همه ابزارها به‌کار گرفته شوند.
undefined استفاده از سیاست صنعتی دولت‌ها را از مسئولیت اصلاح بنیان‌ها معاف نمی‌کند. این بنیان‌ها شامل نیروی کار سالم و آموزش‌دیده، مقررات مناسب کسب‌وکار، زیرساخت کافی برای حمل‌ونقل و انرژی و ثبات اقتصاد کلان برای تشویق پس‌انداز و سرمایه‌گذاری خصوصی است. البته لازم نیست کشورها پیش از آغاز سیاست صنعتی حتماً همه این فضیلت‌ها را داشته باشند. اما اگر دولت‌ها از سیاست صنعتی برای خریدن زمان استفاده می‌کنند، باید متعهد شوند که این بنیان‌ها را اصلاح کنند تا مداخلاتشان هدفمند و موقتی باقی بماند.
undefined کره جنوبی در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ از صنایع سنگین حمایت کرد. هزینه تجمعی این سیاست تنها در فاصله ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۹ حدود ۲.۴ درصد تولید ناخالص داخلی بود. اما منافع آن از هزینه‌ها فراتر رفت.
undefined دلایل خوبی وجود دارد که نشان می‌دهد اگر کره جنوبی هم‌زمان اقدامات دیگری انجام نداده بود – مانند سرمایه‌گذاری در آموزش و زیرساخت، تشویق بنگاه‌ها به جذب فناوری خارجی و واداشتن آن‌ها به رقابت و نوآوری – این سیاست صنعتی موفق نمی‌شد. می‌توان بحث کرد که آیا در این مورد سیاست صنعتی واقعاً ضروری بود یا نه. اما آیا منطقی است که به یک کشور در حال توسعه «پرهیز کامل» توصیه کنیم، حتی زمانی که تحلیل هزینه - فایده نشان می‌دهد استفاده از این سیاست رفاه اقتصادی را بهبود می‌بخشد؟
undefined سیاست صنعتی باید در جعبه‌ابزار تمام کشورهایی باشد که می‌خواهند رفاه شهروندان خود را بهبود دهند - اما هر ابزاری زمان و مکان خاص خود را دارد. هر ابزار تیز و برنده‌ای باید دفترچه راهنما داشته باشد. هدف ما این بود که چنین دفترچه‌ای برای دولت‌هایی فراهم کنیم که پیشاپیش تصمیم گرفته‌اند از سیاست صنعتی استفاده کنند. این دفترچه به آن‌ها نمی‌گوید سیاست صنعتی بیشتری انجام دهند؛ بلکه می‌گوید کمتر اما بهتر از آن استفاده کنند.
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefined بیشتر بخوانید: چرا ناگهان همه از سیاست صنعتی حرف می‌زنند؟ داستان جابه‌جایی پنجره گفتمان
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۰:۲۸

هستهٔ مطالعات توسعه
undefined undefined #گزارش undefined قسمت اول: داستان یک ایده: چگونه جهان پس از جنگ، «توسعه» را اختراع کرد؟ undefined ژیلبر ریست undefined جنگ جهانی دوم همه چیز را زیر و رو کرد. اروپا برای رهایی از نازیسم ناچار شد خود را در اختیار قدرت‌های جدید، یعنی آمریکا و شوروی قرار دهد؛ قدرت‌هایی که هر یک به دلایل خاص خود، علاقه‌ای به حفظ امپراتوری‌های استعماری نداشتند. حتی پیش از پایان جنگ، جامعۀ ملل منحل و با سازمان ملل جایگزین شد؛ سازمانی که به طور معناداری مقر آن در نیویورک قرار گرفت، نه ژنو. undefined کشف اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها نشان داد هنگامی که یک «نژاد» ادعای برتری بر دیگران دارد، چه فجایعی رخ می‌دهد. اعلامیه جهانی جدید حقوق بشر تأکید کرد که همه انسان‌ها برابرند و به‌نوعی با یک ضربه، همه مردمانی را که سال‌ها همچون صغیر یا تحت‌الحمایه تلقی می‌شدند، آزاد اعلام کرد. undefined در دوره بلافاصله پس از جنگ، فوری‌ترین مسائل بیشتر در شمال (کشورهای توسعه‌یافته) قرار داشت تا در جنوب. نخست، بازسازی اروپا که ویران شده بود. در ۵ ژوئن ۱۹۴۷، طرح مارشال آغاز شد تا به اقتصاد اروپا کمک کند و هم‌زمان بازارهایی برای ظرفیت عظیم تولیدی آمریکا در دوران پس از جنگ فراهم آورد. undefined تا پایان سال ۱۹۴۸، سیاست خارجی آمریکا در حال دگرگونی بود، زیرا ناگزیر بود با تغییرات گسترده در سراسر جهان مواجه شود. در همین زمان، نویسندۀ سخنرانیِ ریاست‌جمهوری تلاش می‌کرد چند محور روشن برای سخنرانی تحلیف رئیس‌جمهور هری ترومن در ۲۰ ژانویه ۱۹۴۹ تعیین کند. undefined سه ایده به‌سرعت مورد توافق قرار گرفت: حمایت از سازمان ملل، ادامه بازسازی اروپا از طریق طرح مارشال، و ایجاد یک سازمان دفاعی مشترک (ناتو) برای مقابله با تهدید شوروی. undefined یکی از کارمندان پیشنهاد داد که کمک‌های فنی که پیش‌تر به برخی کشورهای آمریکای لاتین داده شده بود، به کشورهای فقیر جهان نیز گسترش یابد. این ایده به‌عنوان نوعی ابتکار تبلیغاتی پذیرفته شد. تیترهای اصلی روز بعد همگی درباره «اصل چهارم» بود، در حالی که حتی خود رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه نیز توضیح بیشتری درباره آن نداشتند. undefined با وجود ماهیت تا حدی اتفاقی این ماجرا، «اصل چهارم» آغازگر «عصر توسعه» بود، و نکته مهم آنکه نخستین‌بار توسط رئیس‌جمهور ایالات متحده اعلام شد. undefined متن این سند به‌نوعی یک شاهکار کوچک است؛ زیرا با ترکیب ایده‌هایی که با روح زمانه همخوانی داشتند، شیوه‌ای جدید برای تصور روابط بین‌الملل ارائه می‌دهد. undefined متن کامل را از اینجا بخوانید. undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefined @development_studies undefined @cdstt
thumbnail
undefined #گزارش
undefined قسمت دوم: داستان کشورهایی که «قرار بود» شبیه هم شوندundefined ژیلبر ریست
undefined صفت «توسعه نیافته» در انتهای پاراگراف آغازین «اصل چهار ترومن» ظاهر شد. این نخستین بار بود که این واژه در متنی با چنین دامنۀ انتشار گسترده‌ای به کار می‌رفت. همین نوآوری اصطلاحی بود که معنای خودِ «توسعه» را تغییر داد، زیرا آن را به شکلی تازه با «توسعه‌نیافتگی» پیوند زد.
undefined ظهور اصطلاح «توسعه‌نیافتگی» نه‌تنها ایده تغییر در جهت یک وضعیت غایی را برانگیخت، بلکه مهم‌تر از آن، «امکان» ایجاد چنین تغییری را نیز مطرح کرد. بدین‌ترتیب «توسعه» معنایی مُتعدی یافت (کنشی که عاملی بر عاملی دیگر اعمال می‌کند)، در حالی که «توسعه‌نیافتگی» به حالتی «طبیعی» (یعنی ظاهراً بی‌علت) از امور بدل شد.
undefined این تغییرات صرفاً زبانی نبودند؛ بلکه نگاه ما به جهان را به‌طور بنیادین دگرگون کردند. تا آن زمان، روابط شمال و جنوب عمدتاً بر اساس تقابل استعمارگر/استعمارشده سازمان می‌یافت. اما دوگانه جدید «توسعه‌یافته/توسعه‌نیافته» رابطه‌ای متفاوت پیشنهاد می‌کرد.
undefined در گذشته، استعمارگر و استعمارشده به دو جهان متفاوت و متقابل تعلق داشتند و تقابل میان آن‌ها اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسید. اما اکنون «توسعه‌نیافته» و «توسعه‌یافته» اعضای یک خانواده واحد فرض می‌شدند: یکی شاید کمی عقب‌تر باشد، اما همیشه می‌تواند خود را به دیگری برساند - مشروط بر آنکه همان قواعد بازی را بپذیرد.
undefined شرایط تاریخی‌ای که می‌توانستند «پیشتازی» برخی کشورها را نسبت به دیگران توضیح دهند، از بحث کنار گذاشته شدند، زیرا «قوانین توسعه» برای همه یکسان فرض شده و با ضرورتی آهنین عمل می‌کنند؛ بنابراین، آنچه در اروپا میان قرن‌های هجدهم و نوزدهم رخ داد، باید در جاهای دیگر نیز تکرار شود.
undefined چنین وانمود شد که وجود کشورهای صنعتی اساساً زمینه‌ای را که کشورهای در حال صنعتی‌شدن در آن عمل می‌کنند، تغییر نمی‌دهد. جهان دیگر نه به‌عنوان ساختاری درهم‌تنیده، بلکه به‌مثابه مجموعه‌ای از ملت‌های «منفرد» و ظاهراً برابر تصور می‌شود.
undefined این شیوه جدید تقسیم‌بندی جهان به‌طرز چشمگیری با منافع آمریکای شمالی سازگار بود. این امر نشان می‌دهد که اعمال قدرت تا چه اندازه با نحوه استفاده از واژگان گره خورده است. آنچه رئیس‌جمهور ویلسون در پایان جنگ جهانی اول نتوانست محقق کند، ترومن در پایان جنگ جهانی دوم با تحمیل واژگانی جدید انجام داد که برای توجیه روند استعمارزدایی به کار رفت.
undefined ایالات متحده هژمونی خود را از طریق پیشنهادی سخاوتمندانه تثبیت کرد که مدعی بود فراتر از شکاف ایدئولوژیک میان سرمایه‌داری و کمونیسم است. کلید رفاه و خوشبختی، افزایش تولید بود، نه بحث‌های بی‌پایان درباره سازمان اجتماعی، مالکیت ابزار تولید یا نقش دولت.
undefined بدون آنکه اصل وجود یک نردبان سلسله‌مراتبی میان جوامع زیر سؤال رود، «اصل چهارم ترومن» صرفاً معیاری جدید تحمیل کرد که در رأس آن ایالات متحده قرار داشت: تولید ناخالص داخلی (GDP).
undefined متن کامل را از اینجا بخوانید.
undefined قسمت اول: چگونه جهان پس از جنگ، «توسعه» را اختراع کرد؟
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined @development_studiesundefined @cdstt

۱۵:۳۸