دیدبان
روی موج پیشفرض بازخوانی عملکرد صداوسیما فراتر از ترندهای مجازی
" />
حسین شفیعینیا
صداوسیما در دوره تحول، یکی از پرچالشترین دورههای خود را گذرانده است. از همان سال نخست و به دلایل مختلفی، از جمله تمایل مدیران جدید سازمان به ایجاد تغییرات و تحولات راهبردی در رسانه ملی، صداوسیما همواره مورد ارزیابی و انتقاد کارشناسان و مخاطبان قرار داشته است. در سالهای اخیر نیز، در شرایطی که کشور با چالشهای جدی، از آغاز انقلاب اسلامی، مواجه است، حجم انتقادات، یا شاید بهتر باشد بگوییم تیغ تخریب رسانه ملی، هرروز تیزتر از قبل شده است.
تا جایی که انتقاد و تخریب صداوسیما به یک ژست روشنفکرانه در میان عموم مردم و اصحاب رسانه بدل شده است؛ فارغ از آنکه در حقیقت عملکرد این مجموعه در مسائل مختلف چگونه بوده، صرفاً مورد نقد قرار میگیرد. تا جایی که برخی از منتقدان، صراحتاً میگویند که اصلاً مصرف تلویزیونی ندارند، بهطور کامل تلویزیون را کنار گذاشتهاند و با این حال همچنان به تخریب رسانه ملی میپردازند. حجم تخریب و مدیریت ادراک منفی در مواجهه با صداوسیما بهگونهای بوده است که حتی برخی مخاطبان تلویزیون، ناخواسته دچار نوعی پیشداوری نسبت به محتوای تولیدشده میشوند و دیگر رغبتی برای تماشای آثار تلویزیونی باقی نمیماند.
در سیره ائمه اطهار علیهمالسلام و رهبران انقلاب اسلامی، همواره انتقاد از جایگاه ارزندهای برخوردار بوده است؛ اما نقد زمانی میتواند به اصلاح و ارتقای یک ساختار کمک کند که مبتنی بر شناخت دقیق، انصاف و توجه همزمان به نقاط قوت و ضعف باشد. در مقابل، غلبه نگاههای صرفاً منفی و تخریبی، شنیدهشدن انتقادات سازنده کارشناسان باسابقه این عرصه را نیز دشوار میکند.
مخاطب همواره یکی از مهمترین مؤلفههای ارزیابی صداوسیما بوده است. اساساً نمیتوان تلویزیون را بدون مخاطب در نظر گرفت. اما آیا همانطور که در شبکههای اجتماعی بازنمایی میشود، رسانه ملی در دوره جدید، دچار افت شدید مخاطب شده است؟ مسئله مخاطب از دغدغههای اصلی بسیج دانشجویی بوده است. به طوری که این موضوع را در همه جلساتی که پیشتر با مسئولان رسانه ملی داشته، مطالبه و پیشنهاداتی نیز ارائه کرده است. با این حال، مشخص است که کاهش مخاطب تلویزیون مسئلهای نیست که صرفاً در دوره تحول آغاز شده باشد؛ بلکه روند آن از حدود یک دهه قبل آغاز شده و عوامل متعددی، از جمله گسترش شبکههای اجتماعی، شبکههای نمایش خانگی و تغییر الگوی مصرف رسانهای، در آن مؤثر بودهاند. آنچه امروز صداوسیما بر آن تأکید دارد، تلاش برای کاهش شیب نزولی مخاطب و بازگشت تدریجی به روندی باثباتتر است.
مصرف بسیار بالای شبکههای اجتماعی، انتخابهای متعدد نسل جوان و ذائقه متفاوت آن، به معنای سلب مسئولیت از مدیران رسانه ملی نیست؛ بلکه مسئولیت آنها را در مواجهه با نسل جدید، دوچندان میکند. چراکه حالا تلویزیون، برای حفظ و تداوم اثرگذاری خود، باید خود را با فرم، نیازها و الگوی مصرف رسانهای مخاطب جدید تطبیق دهد؛ وگرنه در سالهای آینده، از بین رفتن جایگاه و ساختار فعلی رسانه ملی دور از انتظار نخواهد بود.
در بخش تولیدات تلویزیونی نیز با مروری بر کارنامه صداوسیما در دوره تحول و خصوصاً دو سال اخیر، بهوضوح روشن است که تلویزیون هم تولیدات نمایشی متنوع و متعددی داشته و هم برنامههای تلویزیونی مختلفی را روی آنتن برده است؛ از سریالهایی چون «طوبی»، «سوجان» و «مهیار عیار» تا مجموعههایی چون «بوقچی»، «اسباب زحمت» و «مرد سههزارچهره». سریالهایی که در ژانرهای گوناگون تولید و پخش میشوند. حتی این روزها رسانه ملی با تغییر سیاستهای پخش، در حال آزمودن شیوههای متفاوتی از عرضه محتواست. با این حال، بعضاً به دلیل تخریبهای گسترده و ایجاد تصویری منفی از تلویزیون، مخاطب حتی میل تماشای تولیدات جدید را پیدا نمیکند و در مواردی ترجیح میدهد شبکه آیفیلم را که تولیدات قدیمیتر سازمان را پخش میکند، در سبد مصرف رسانهای خود قرار دهد.
مروری بر برنامههای تولیدشده در رسانه ملی نیز گواه وجود تنوع در تولیدات تلویزیون است؛ گرچه این تنوع ممکن است به دلایلی همچون جدول پخش نامناسب، تبلیغات محدود و ضعف در معرفی برخی برنامهها، از چشم بینندگان دور بماند و حتی این تصویر ایجاد شود که تلویزیون امروز بیش از هر چیز، به برنامههای سیاسی و گفتوگومحور محدود شده است.
مطالعه بخش دوم #مجله_مجازی_دیدبان #پرونده_صدا_و_سیما دیدبان | @didebanisu
بخش دوم یادداشت
#مجله_مجازی_دیدبان#پرونده_صدا_و_سیمادیدبان | @didebanisu
۱۵۱
۱۶:۳۰