بازارسال شده از ای روزهای خوب که در راهید...
بسم الله الرحمن الرحیم
باز نشر به مناسبت سالروز رحلت حضرت خدیجه(س)
به زنی فکر میکنم که شرکت بازرگانی داشت؛ در روزگاری که دخترها زنده به گور میشدند.شما که مردها را به کار میگرفتید و با آنها قرارداد مضاربه امضا میکردید.میتوانم تصور کنم.محمد را صدا زدید که به بازار حُباشَه بفرستید.محمد با آن چشمهای سیاه عربی آمد.گوشه تالار معاملات ایستاد تا قرارداد را مهر کنید.شما با همان جبروت همیشگی آمدید و اشرفیهای کنار دستارتان سکوت تالار را شکست.زیر چشمی محمد جوان را پاییدید.نفسی عمیق کشیدید.سینهتان پر شد از عطری مرموز که مردم مکه از آن بو میفهمیدند محمد از کوچهای گذشتهاست.نور از دریچه روی محاسن محمد میتابید و دلرباترش میکرد.شاید دلنگران بودید که میسره را هم با او به تهامه فرستادید.تاریخ نویسان نوشتهاند برای هر معامله قراردادی جداگانه با او میبستید.هر بار میکشاندیاش به دفتر کارت و متحیر بودی از حضور نجیب و امیناش...این تکنیکهای مدیریت منابع انسانی را چطور بلد بودید که پیامبرمیفرمود: بهتر از خدیجه کارفرمایی را با کارمند خود نیافتم؛ چراکه هرگاه من و همراهم باز میگشتیم پیشکشی از غذا که آن را برای ما پنهان داشتهبود در نزد او مییافتیم.هربار محمدجوان از جُرَش برگشت به او شتری دادی و باز هر دو از هم راضی،نقشه معامله بعدی را کشیدید.میسره به شما گفت که تکه ابری از مکه تا بیتالمقدس بر سر این یتیم قریش سایه انداخته بود.شما مطمئن شدید این دل تپیدنها و دلنگرانیها برای هر سفر که او را میفرستید تا بازگردد؛ بی دلیل نیست.از طبقه دوم خانه او را که سوار شتر بود به نفیسه نشان دادید. محمد از سفر به مکه بازگشتهبود و شما دل آسوده شدید. میسره گفت که محمد زیر درختی در نزدیکی صومعهای نشسته بود.راهبی پرسید:مردی که زیر این درخت نشسته کیست؟
مردی قرشی از مکهراهب سر تکان داده بود: _هرگز! در زیر این درخت جز پیامبری ننشستهاست.دلتان از این زمزمهها، توی دستتان افتاد. میفهمم. به او بیش از تاجران دیگر دستمزد میدادید. مبادا سودایی کارفرمای دیگری شود.دل از دست دادی و راز سر به مهر به عالم سمر شد و شما شدید مادر فاطمه ما... و یکی از پس از دیگری آن ثروت که در اقتصاد جمع شده بود در فرهنگ خرج شد.تا محمدی که بعثتش برای مکارم اخلاق بود از شعب ابیطالب بگذرد و به فتح مکه برسد. شما در اقتصاد،فرهنگ،امنیت؛ هر سه ضلع حکومت محمد موثر بودید.خدیجه کبری!خاتون مکه! چه خوشبختم من که شما را دانستم.زنی که اقتدارش به لطافت گره خورد.زنی که دل پیامبری را برد.
معصومه امیرزاده
@rozhaye_khob
باز نشر به مناسبت سالروز رحلت حضرت خدیجه(س)
به زنی فکر میکنم که شرکت بازرگانی داشت؛ در روزگاری که دخترها زنده به گور میشدند.شما که مردها را به کار میگرفتید و با آنها قرارداد مضاربه امضا میکردید.میتوانم تصور کنم.محمد را صدا زدید که به بازار حُباشَه بفرستید.محمد با آن چشمهای سیاه عربی آمد.گوشه تالار معاملات ایستاد تا قرارداد را مهر کنید.شما با همان جبروت همیشگی آمدید و اشرفیهای کنار دستارتان سکوت تالار را شکست.زیر چشمی محمد جوان را پاییدید.نفسی عمیق کشیدید.سینهتان پر شد از عطری مرموز که مردم مکه از آن بو میفهمیدند محمد از کوچهای گذشتهاست.نور از دریچه روی محاسن محمد میتابید و دلرباترش میکرد.شاید دلنگران بودید که میسره را هم با او به تهامه فرستادید.تاریخ نویسان نوشتهاند برای هر معامله قراردادی جداگانه با او میبستید.هر بار میکشاندیاش به دفتر کارت و متحیر بودی از حضور نجیب و امیناش...این تکنیکهای مدیریت منابع انسانی را چطور بلد بودید که پیامبرمیفرمود: بهتر از خدیجه کارفرمایی را با کارمند خود نیافتم؛ چراکه هرگاه من و همراهم باز میگشتیم پیشکشی از غذا که آن را برای ما پنهان داشتهبود در نزد او مییافتیم.هربار محمدجوان از جُرَش برگشت به او شتری دادی و باز هر دو از هم راضی،نقشه معامله بعدی را کشیدید.میسره به شما گفت که تکه ابری از مکه تا بیتالمقدس بر سر این یتیم قریش سایه انداخته بود.شما مطمئن شدید این دل تپیدنها و دلنگرانیها برای هر سفر که او را میفرستید تا بازگردد؛ بی دلیل نیست.از طبقه دوم خانه او را که سوار شتر بود به نفیسه نشان دادید. محمد از سفر به مکه بازگشتهبود و شما دل آسوده شدید. میسره گفت که محمد زیر درختی در نزدیکی صومعهای نشسته بود.راهبی پرسید:مردی که زیر این درخت نشسته کیست؟
مردی قرشی از مکهراهب سر تکان داده بود: _هرگز! در زیر این درخت جز پیامبری ننشستهاست.دلتان از این زمزمهها، توی دستتان افتاد. میفهمم. به او بیش از تاجران دیگر دستمزد میدادید. مبادا سودایی کارفرمای دیگری شود.دل از دست دادی و راز سر به مهر به عالم سمر شد و شما شدید مادر فاطمه ما... و یکی از پس از دیگری آن ثروت که در اقتصاد جمع شده بود در فرهنگ خرج شد.تا محمدی که بعثتش برای مکارم اخلاق بود از شعب ابیطالب بگذرد و به فتح مکه برسد. شما در اقتصاد،فرهنگ،امنیت؛ هر سه ضلع حکومت محمد موثر بودید.خدیجه کبری!خاتون مکه! چه خوشبختم من که شما را دانستم.زنی که اقتدارش به لطافت گره خورد.زنی که دل پیامبری را برد.
معصومه امیرزاده
@rozhaye_khob
۲:۲۲
سوره مبارکه فتحدعای توسلدعای ۱۴ صحیفه
۶:۴۶
خدا دقیقا وسط میدان است!
الله فی الساحة
دل قوی بداریم...
الله فی الساحة
دل قوی بداریم...
۶:۴۶
اللّهُـمَّ اجْعَلْ زَعیمَنا في دِرعِکَ الْحَصینَةِ الَّتي تَجعَلُ فیها مَن تُریدُ
۶:۴۸
| خداوند راه شکست را بر ما بسته است... |
۷:۱۴
امروز تولدشه.ان شالله شمع های تولد امسالش رو تو تلاویو فوت می کنه!روز تولدش می زنیم می ترکونیم!
دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
۷:۱۴
بازارسال شده از هجرت | د. موحد
به نیت سلامتی رهبر معظم انقلاب 
با خواندن حداقل یک آیه در ثواب این ختم قرآن سهیم شوید https://khatmnoor.ir/khatm/2593
آرامش خودتون رو حفظ کنیدانتم الاعلون ان کنتم مؤمنین
آرامش خودتون رو حفظ کنیدانتم الاعلون ان کنتم مؤمنین
۷:۲۷
بازارسال شده از بیسیمچی مدیا 🎬
۸:۵۴
شما کجا هستین که صدا شنیدین؟#نمیدانم
لطفا مجدد این هشتگ #نمیدانم را نشر بدیم
لطفا مجدد این هشتگ #نمیدانم را نشر بدیم
۹:۳۷
بازارسال شده از حریر عادلی ☫
در تاریخ بنویسید که اولین شهدای ثبت شده در سومین دفاع مقدس، دختربچههای دانش آموز در مدرسه بودند.
@hariradeli
@hariradeli
۱۱:۱۳
بچه ها! پنجه در پنجه ی شیطان بزرگ شدیم.
تمام کفر در برابر تمام ایمان
تا می تونین جبهه ایمان رو تقویت کنید. نماز، دعا، کار خیر...همه چی اثر داره.کم نذاریم...کم نذاریم...
دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
تمام کفر در برابر تمام ایمان
تا می تونین جبهه ایمان رو تقویت کنید. نماز، دعا، کار خیر...همه چی اثر داره.کم نذاریم...کم نذاریم...
دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
۱۲:۳۰
بازارسال شده از طنزیل
۱۲:۳۶
اومدم نشستم قران امروزمو بخونم.جالب نیست که اولین آیه های جز ده درباره جنگ بدره؟🥲
۱۳:۱۳
إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَىٰ وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ ۚ وَلَوْ تَوَاعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ ۙ وَلَٰكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَىٰ مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ ۗ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌدر جنگ بَدر شما در پاییندست منطقه جا گرفته بودید و دشمن در بالادست. کاروان تجاریِ دشمن هم با فرار از کنار ساحل، از چنگتان گریخته بود! اگر شما و دشمن قرارِ جنگ با هم گذاشته بودید، در صحنۀ نبرد حاضر نمیشدید؛ ولی همه چیز طوری پیش رفت که خواستِ حتمی خدا در پیروزی اسلام و شکست کفر، عملی شود تا هم اتمامحجتی باشد برای هرکه میخواهد به بیراهه برود و هم اتمامحجتی باشد برای هرکه میخواهد در راه راست قدم بگذارد ؛ چون خدا شنوای داناست.
خدا خودش این جنگ رو پیش آورد که جبهه ی باطل رو به دست مومنان نابود کنه.
غربال هم در همین تقابل اتفاق خواهد افتاد .
#آیه_نوش https://ble.ir/ayenooshgah
خدا خودش این جنگ رو پیش آورد که جبهه ی باطل رو به دست مومنان نابود کنه.
غربال هم در همین تقابل اتفاق خواهد افتاد .
#آیه_نوش https://ble.ir/ayenooshgah
۱۳:۳۵
نسخه ی خدا برای این لحظات ما
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
مسلمانان! وقتی با گروهی از نیروهای دشمن رودررو میشوید، ثابتقدم باشید و خیلی خدا را یاد کنید تا پیروز شوید .
#آیه_نوش
دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
مسلمانان! وقتی با گروهی از نیروهای دشمن رودررو میشوید، ثابتقدم باشید و خیلی خدا را یاد کنید تا پیروز شوید .
#آیه_نوش
دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
۱۳:۳۶
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لَا يُؤْمِنُون؛ الَّذِينَ عَاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لَا يَتَّقُونَ فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ
بدترینِ جنبندگان، از نظر خدا، یهودیهای مدینهاند: بیدینی چنان در دلهایشان لانه کرده است که دیگر ایمان نمیآورندهمانها که هر بار با سرانشان عهد میبندی، عهدشان را میشکنند و از عهدشکنی هم باکی ندارند.پس اگر روزی در خط مقدّم جبهه دستت به آنها رسید، چنان عرصه را بر آنها تنگ کن که عقبۀ آنها از وحشت تارومار شوند تا عاقبت عهدشکنی را لمس کنند .
#مذاکرهکنندگان#عاقبتعهدشکنی
#آیه_نوش https://ble.ir/ayenooshgah
بدترینِ جنبندگان، از نظر خدا، یهودیهای مدینهاند: بیدینی چنان در دلهایشان لانه کرده است که دیگر ایمان نمیآورندهمانها که هر بار با سرانشان عهد میبندی، عهدشان را میشکنند و از عهدشکنی هم باکی ندارند.پس اگر روزی در خط مقدّم جبهه دستت به آنها رسید، چنان عرصه را بر آنها تنگ کن که عقبۀ آنها از وحشت تارومار شوند تا عاقبت عهدشکنی را لمس کنند .
#مذاکرهکنندگان#عاقبتعهدشکنی
#آیه_نوش https://ble.ir/ayenooshgah
۱۳:۵۰
اومدیم مچدمون.روحیه ها مثل بنز الحمدلله

افطاری هم برقراره.
دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
۱۵:۰۰
بیانیه امروز خداوند:
قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ
پیامبر! به مسلمانان گوشزد کن: «اگر پدران و مادرانتان، فرزندانتان، برادران و خواهرانتان، همسرانتان، قوموخویشتان، اموالی که بهدست آوردهاید، کسبوکاری که از کسادیاش نگرانید و خانههایی که به آن دل خوش کردهاید، برایتان دوستداشتنیتر از خدا و پیامبرش و جهاد در راه خداست، پس منتظر باشید که خدا مردمی را به صحنه میآورد که برایشان، خدا و پیامبرش و جهاد در راه خدا از هر چیزی دوستداشتنیتر است. خدا دست مردم منحرف را نمیگیرد.»
توبه/۲۴
#آیه_نوش
دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ
پیامبر! به مسلمانان گوشزد کن: «اگر پدران و مادرانتان، فرزندانتان، برادران و خواهرانتان، همسرانتان، قوموخویشتان، اموالی که بهدست آوردهاید، کسبوکاری که از کسادیاش نگرانید و خانههایی که به آن دل خوش کردهاید، برایتان دوستداشتنیتر از خدا و پیامبرش و جهاد در راه خداست، پس منتظر باشید که خدا مردمی را به صحنه میآورد که برایشان، خدا و پیامبرش و جهاد در راه خدا از هر چیزی دوستداشتنیتر است. خدا دست مردم منحرف را نمیگیرد.»
توبه/۲۴
#آیه_نوش
دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
۱۶:۰۰
یعنی مواظب دلهاتون باشید.این جهادی که به ما تحمیل شده الان به همه چی اولویت داره.همه چی مون فدای این دفاع مقدس.
دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
۱۶:۰۰
صدای قرّای صلوات
از وقتی یادم هست، مامان خانمهای همسایه را دعوت میگرفت که از اول ماه مبارک تا آخرین روز دور هم قرآن بخوانند. این سنت حسنه، گمانم امسال ۳۰ ساله شد. امروز که خیابانها شلوغ بود و با هر صدای انفجار مردم بیشتر در تلاطم میافتادند مامان گفت: 《توی گروه خانما بنویس جلسه قرآن برقراره. همه بیان خونه ما》گمان نمیکردم ولی اکثر خانمها مثل روزهای قبل نشسته بودند و منتظر بودند که برسم و جلسه را شروع کنیم.تنها تفاوت امروز با روزهای قبل این بود که صدای صلواتها قرّا و بلند بود. و صدای انفجارها را گنگ و محو میکرد. بین هر صلوات دستها بالا میرفت. برای آقاجانمان دعا میکردند و به همدیگر روحیه میدادند امروز هم قبل از شروع جزء، سوره فتح خوانديم. به خانمها گفتم، افسران روحیهبخشی در هر جنگی زنان هستند. پایش بیفتد کلاه و شال میبافند. نان میپزند و کمپوت درست میکنند.پایش بیفتد سپر نوری میسازند از سوره فتح و سیل صلوات راه میاندازند و توکلشان بیش از قبل به خداست.امروز با ترجمهی آیات جهاد چشم خانمهای جلسه برق میزد. به یکیشان که پسرش پاسدار است گفتم به پسرت افتخار کنگفت: اول به خودم میبالم که طرفِ قرآن هستم. برای بقیه هم خدا بزرگ است. بین جزء خوانی زیر چشمی نگاه میکردم آنها که قرآن بلد نیستند ریز ریز صلوات ذکر میکردند و چند نفر هم قرآن را به سینه میفشردند.بین جزءخواتی ما دهها بار صدای انفجار آمد.با خودم گفتم الان همه جمع میکنند و میروند.اما تمام دو ساعت را کنار هم نشستیم و قرآن خوانديم و صلوات گفتیم. من مطمئنم از دامن زنانی با این حد از ایمان، مردان زیادی به معراج خواهند رسید.و با دعای این مادران ظلم سرنگون خواهد شد.
سمیرا چوبداری ۹اسفند۱۴۰۴#جنگ#زنان_در_جنگ#جلسه_قرآنhttps://eitaa.com/khate_Revayat
از وقتی یادم هست، مامان خانمهای همسایه را دعوت میگرفت که از اول ماه مبارک تا آخرین روز دور هم قرآن بخوانند. این سنت حسنه، گمانم امسال ۳۰ ساله شد. امروز که خیابانها شلوغ بود و با هر صدای انفجار مردم بیشتر در تلاطم میافتادند مامان گفت: 《توی گروه خانما بنویس جلسه قرآن برقراره. همه بیان خونه ما》گمان نمیکردم ولی اکثر خانمها مثل روزهای قبل نشسته بودند و منتظر بودند که برسم و جلسه را شروع کنیم.تنها تفاوت امروز با روزهای قبل این بود که صدای صلواتها قرّا و بلند بود. و صدای انفجارها را گنگ و محو میکرد. بین هر صلوات دستها بالا میرفت. برای آقاجانمان دعا میکردند و به همدیگر روحیه میدادند امروز هم قبل از شروع جزء، سوره فتح خوانديم. به خانمها گفتم، افسران روحیهبخشی در هر جنگی زنان هستند. پایش بیفتد کلاه و شال میبافند. نان میپزند و کمپوت درست میکنند.پایش بیفتد سپر نوری میسازند از سوره فتح و سیل صلوات راه میاندازند و توکلشان بیش از قبل به خداست.امروز با ترجمهی آیات جهاد چشم خانمهای جلسه برق میزد. به یکیشان که پسرش پاسدار است گفتم به پسرت افتخار کنگفت: اول به خودم میبالم که طرفِ قرآن هستم. برای بقیه هم خدا بزرگ است. بین جزء خوانی زیر چشمی نگاه میکردم آنها که قرآن بلد نیستند ریز ریز صلوات ذکر میکردند و چند نفر هم قرآن را به سینه میفشردند.بین جزءخواتی ما دهها بار صدای انفجار آمد.با خودم گفتم الان همه جمع میکنند و میروند.اما تمام دو ساعت را کنار هم نشستیم و قرآن خوانديم و صلوات گفتیم. من مطمئنم از دامن زنانی با این حد از ایمان، مردان زیادی به معراج خواهند رسید.و با دعای این مادران ظلم سرنگون خواهد شد.
سمیرا چوبداری ۹اسفند۱۴۰۴#جنگ#زنان_در_جنگ#جلسه_قرآنhttps://eitaa.com/khate_Revayat
۱۶:۰۲