یک نفر توبه کند با همه خو می گیرییک نفر گشت پشیمان همه را بخشیدی
۲:۱۵
حیف از ماه تو که خرج گناهان بشودتو همان نیمه شعبان همه را بخشیدی
۲:۱۶
۲:۱۶
https://eitaa.com/abshart1395
۲:۱۹
بیاین!دیدین چی شد؟ پیچائیل کم کاری کرد دفتر خاطرات ننوشت، یه ابلیسچه ای برداشته تو ماه رمضون یه برنامه ی تلویزیونی ساخته (شبیه برنامه ماه عسل) که برای ابلیسچه های دیگه پخش می شه.
دوستم محدثه از طرق سرّی پیاده شده ی این برنامه ها رو به دست آورده و هر روز توی کانالش منتشر می کنه.
مال دیروزشو ببینید مثلا:
۷:۵۸
بازارسال شده از بغض قلم
برنامهی ماه خطر/ قسمت اولاستدیو شمارهی ۶۶۶: بند ابلیسچههامهمان: جاویدنام قابیل
#ماه_خطر #استدیو_ابلیسچه
https://eitaa.com/bibliophil
https://ble.ir/bibliophils
#ماه_خطر #استدیو_ابلیسچه
۷:۵۹
بازارسال شده از بغض قلم
_ ابلیسچهام.
قراره هر وقت تو این ماه نکبتی که روزهدارها تو خواب غفلت بودند و یکم زنجیرهای ما شلتر شد، به ابلیسچههای همبند روحیه بدم. هر ابلیسچهی دود نشدهای میتونه از طریق ماهوارههای نصب شده روی شاخکش این برنامهی تلویزیونی رو به صورت 4k تماشا کنه.
پارسال دیدم هیچچیزی اندازهی امید نمیتونه یه ابلیسچه رو در این ماه از خطر پودر شدن حفظ کنه.
برای همین کل سال گذشته، رفتم ابلیسگاه و در مقطع دکتری مدیریت رسانه تحصیل کردم و امسال میخوام این برنامهی تلویزیونی رو کارگردانی و اجرا کنم.
امروز، روز اوله و یه مهمان درجه یک داریم. انقدر درجه یک که به آتیش وجودش باید تعظیم کنیم!
جاوید نام قابیل عزیز، انسان والامقامی که اولین مرید تمام عیار ابلیسخان شدند! نه به خاطر دروغ، نه به خاطر خیانت، فقط به خاطر یه ذره حسادت! آفرین به این همه خلاقیت!
بیاین با سوت و کف، از این قهرمان بزرگ استقبال کنیم. استقبال از اولین نجاتبخش تاریخ بشریت که جلوی ناعدالتی خدا ایستاد!
ابلیسچه: جناب قابیل! خیلی ممنونم که از جهنم دعوت ما رو قبول کردی! انقدر خوشحالم که انگار دویستتا روزهدار رو به صورت ویدئوکنفرانس و همزمان گول زدم که جای قرآن خواندن تو گوشی بچرخند.
اجازه بدی ندی میخوام اولین سوال رو همین الان بپرسم، بلاخره تو انقدر شجاعت داشتی که جلوی خدا ایستادی و مثل پدر و مادرت جو گیر نشدی، سریع توبه کنی، حالا به ما بگو احساس خوشبختی داری؟!
قابیل(با ناراحتی): آره گور پدرت خیلی خوشبختم! هنوزم یاد نذری هابیل میافتم حالم بد میشه. دلم میخواد ریز ریزش کنم، گاهی بقیهی قاتلها تو جهنم میان نوع آدم کشتنشون رو برام تعریف میکنند، میبینم قتل چقدر پیشرفت کرده، من دربرابر اینا که زنده زنده آدم میسوزانند، سر بچه رو قطع میکنند کاری نکردم.
(ابلیسچه با دستپاچگی): خوب قابیل جان نمیخوام خیلی اذیتت کنم! شما بلاخره راه ریختن خون روی زمین رو باز کردی این عالیه! ببین، من میخوام ابلیسچهها ازت یاد بگیرن. تو پدر تمام قاتلها هستی، بگو اصلا چطور شد که انقد ساده از خط قرمزهایی که خدا گذاشت رد شدی؟ چهطور تو روی خدا ایستادی و به این مقام والا رسیدی!
قابیل (شانه بالا انداخت): کی گفته ساده بود؟ من پسر پیامبر بودم، پیامبری که همهی فرشتهها بهش سجده کردند، جز رئیس گور به گوری تو. (شاخک ابلیسچه درد میگیرد و پکی به شاخکاش میزند)
بدترین قسمت درآمدم رو نذر خدا کردم، خوب زور داشت، محصول خودم بود. هابیل چاپلوسی کرد، بهترین محصول خودش رو برای خدا فرستاد. قبول شدن نذری هابیل فقط یه نذری ساده نبود، یعنی هابیل میشد جانشین پدرم؛ پیامبر بعدی. من اشتباه نکردم فقط یه کم حسودی کردم. آخه چرا هابیل قربونیش قبول شد، مال من نه. جوش آوردم. هابیل لعنتی اگه دوباره دستم بهت برسه مثل این داعشیها میکشمت. پوستت رو زنده زنده میکنم.
ابلیسچه(با ذوق): دقیقا خدا همیشه میخواد از انسان صدقه و قربانی و خمس و زکات بگیره، خوب انسان اگه حرف خدا رو گوش کنه خودش فقیر میشه. خوب کردی گوش ندادی! گفتی حسادت، حسادتت چهطوری زیاد شد که تصمیم به کشتن برادرت گرفتی؟!
قابیل: اولش یه کم ترسیدم. هی ابلیس تو گوشم وز وز کرد، دیدم بد نمیگه مگه من چی از هابیل کم داشتم؟ خوشگل نبودم که بودم، پسر پیامبر نبودم که بودم. بعد ابلیس گفت: اگه هابیل رو بکشی خودت پیامبر میشی، یه لحظه است تموم میشه. بعد هابیل، حکومت میافته دست تو. تو حاکم بشی خودم هوات رو دارم. هابیل حکومتداری بلد نیست. بعدشم که... فهمیدم چه بلایی سر خودم آوردم. پشیمونی فایده نداشت. اون ابلیس خر اصلا گردن نگرفت! تنهام گذاشت. منم هی جلوی پای شیث سنگ انداختم. آخه دیگه آب از سرم گذشته بود، چه یک وجب چه صد وجب.
ابلیسچه (خطاب به دوربین): خوب ابلیسچههای عزیز وقت برنامه خیلی کمه! سوال آخر برگردی عقب بازم این کار رو انجام میدی؟!
قابیل با خودش حرف میزند؛ آخرش هم شیث جانشین پدر شد و من بدبخت شدم. قابیل بلند شد و با عصبانیت دم ابلیسچه را گرفت و داد زد: میکشمت! همهتون رو میکشم!(کادر فقط روی صورت ابلیسچه) مرسی قابیل جان! واقعا بهت افتخار میکنم که انقدر راحت از قهرمانیات میگی! امیدوارم امشب یکی دو تا از ابلیسچهها با دیدن تو، انقدر روحیه بگیرند که حداقل روشهای انداختن حسادت تو دل انسانها رو مرور کنند! با یه حسادت ساده پسر پیامبر میخوره زمین، پس اصلا کمکاری نکنید و با یه ماه مبارکشون این انسانها پاک شدنی نیستند.
(ابلیسچه بلاخره دماش را از دست قابیل رها میکند، دوربین تندیس کبوتر صلح را در دست قابیل نشان میدهد و صحنه تاریک میشود)
#ماه_خطر #استدیو_ابلیسچه
https://eitaa.com/bibliophil
https://ble.ir/bibliophils
پارسال دیدم هیچچیزی اندازهی امید نمیتونه یه ابلیسچه رو در این ماه از خطر پودر شدن حفظ کنه.
برای همین کل سال گذشته، رفتم ابلیسگاه و در مقطع دکتری مدیریت رسانه تحصیل کردم و امسال میخوام این برنامهی تلویزیونی رو کارگردانی و اجرا کنم.
امروز، روز اوله و یه مهمان درجه یک داریم. انقدر درجه یک که به آتیش وجودش باید تعظیم کنیم!
جاوید نام قابیل عزیز، انسان والامقامی که اولین مرید تمام عیار ابلیسخان شدند! نه به خاطر دروغ، نه به خاطر خیانت، فقط به خاطر یه ذره حسادت! آفرین به این همه خلاقیت!
بیاین با سوت و کف، از این قهرمان بزرگ استقبال کنیم. استقبال از اولین نجاتبخش تاریخ بشریت که جلوی ناعدالتی خدا ایستاد!
ابلیسچه: جناب قابیل! خیلی ممنونم که از جهنم دعوت ما رو قبول کردی! انقدر خوشحالم که انگار دویستتا روزهدار رو به صورت ویدئوکنفرانس و همزمان گول زدم که جای قرآن خواندن تو گوشی بچرخند.
اجازه بدی ندی میخوام اولین سوال رو همین الان بپرسم، بلاخره تو انقدر شجاعت داشتی که جلوی خدا ایستادی و مثل پدر و مادرت جو گیر نشدی، سریع توبه کنی، حالا به ما بگو احساس خوشبختی داری؟!
قابیل(با ناراحتی): آره گور پدرت خیلی خوشبختم! هنوزم یاد نذری هابیل میافتم حالم بد میشه. دلم میخواد ریز ریزش کنم، گاهی بقیهی قاتلها تو جهنم میان نوع آدم کشتنشون رو برام تعریف میکنند، میبینم قتل چقدر پیشرفت کرده، من دربرابر اینا که زنده زنده آدم میسوزانند، سر بچه رو قطع میکنند کاری نکردم.
(ابلیسچه با دستپاچگی): خوب قابیل جان نمیخوام خیلی اذیتت کنم! شما بلاخره راه ریختن خون روی زمین رو باز کردی این عالیه! ببین، من میخوام ابلیسچهها ازت یاد بگیرن. تو پدر تمام قاتلها هستی، بگو اصلا چطور شد که انقد ساده از خط قرمزهایی که خدا گذاشت رد شدی؟ چهطور تو روی خدا ایستادی و به این مقام والا رسیدی!
قابیل (شانه بالا انداخت): کی گفته ساده بود؟ من پسر پیامبر بودم، پیامبری که همهی فرشتهها بهش سجده کردند، جز رئیس گور به گوری تو. (شاخک ابلیسچه درد میگیرد و پکی به شاخکاش میزند)
بدترین قسمت درآمدم رو نذر خدا کردم، خوب زور داشت، محصول خودم بود. هابیل چاپلوسی کرد، بهترین محصول خودش رو برای خدا فرستاد. قبول شدن نذری هابیل فقط یه نذری ساده نبود، یعنی هابیل میشد جانشین پدرم؛ پیامبر بعدی. من اشتباه نکردم فقط یه کم حسودی کردم. آخه چرا هابیل قربونیش قبول شد، مال من نه. جوش آوردم. هابیل لعنتی اگه دوباره دستم بهت برسه مثل این داعشیها میکشمت. پوستت رو زنده زنده میکنم.
ابلیسچه(با ذوق): دقیقا خدا همیشه میخواد از انسان صدقه و قربانی و خمس و زکات بگیره، خوب انسان اگه حرف خدا رو گوش کنه خودش فقیر میشه. خوب کردی گوش ندادی! گفتی حسادت، حسادتت چهطوری زیاد شد که تصمیم به کشتن برادرت گرفتی؟!
قابیل: اولش یه کم ترسیدم. هی ابلیس تو گوشم وز وز کرد، دیدم بد نمیگه مگه من چی از هابیل کم داشتم؟ خوشگل نبودم که بودم، پسر پیامبر نبودم که بودم. بعد ابلیس گفت: اگه هابیل رو بکشی خودت پیامبر میشی، یه لحظه است تموم میشه. بعد هابیل، حکومت میافته دست تو. تو حاکم بشی خودم هوات رو دارم. هابیل حکومتداری بلد نیست. بعدشم که... فهمیدم چه بلایی سر خودم آوردم. پشیمونی فایده نداشت. اون ابلیس خر اصلا گردن نگرفت! تنهام گذاشت. منم هی جلوی پای شیث سنگ انداختم. آخه دیگه آب از سرم گذشته بود، چه یک وجب چه صد وجب.
ابلیسچه (خطاب به دوربین): خوب ابلیسچههای عزیز وقت برنامه خیلی کمه! سوال آخر برگردی عقب بازم این کار رو انجام میدی؟!
قابیل با خودش حرف میزند؛ آخرش هم شیث جانشین پدر شد و من بدبخت شدم. قابیل بلند شد و با عصبانیت دم ابلیسچه را گرفت و داد زد: میکشمت! همهتون رو میکشم!(کادر فقط روی صورت ابلیسچه) مرسی قابیل جان! واقعا بهت افتخار میکنم که انقدر راحت از قهرمانیات میگی! امیدوارم امشب یکی دو تا از ابلیسچهها با دیدن تو، انقدر روحیه بگیرند که حداقل روشهای انداختن حسادت تو دل انسانها رو مرور کنند! با یه حسادت ساده پسر پیامبر میخوره زمین، پس اصلا کمکاری نکنید و با یه ماه مبارکشون این انسانها پاک شدنی نیستند.
(ابلیسچه بلاخره دماش را از دست قابیل رها میکند، دوربین تندیس کبوتر صلح را در دست قابیل نشان میدهد و صحنه تاریک میشود)
#ماه_خطر #استدیو_ابلیسچه
۸:۰۰
اومده ام نمازجمعه کل مصلا پر شده بیرون هم تو آفتاب تابستونی! مردم نشسته اند.
مگه شما کار و زندگی ندارید؟مگه روزه نیستین؟


دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
مگه شما کار و زندگی ندارید؟مگه روزه نیستین؟
دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
۱۱:۱۰
۱۱:۱۰
بازارسال شده از مکتب امام
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ
ما مثل #آقا یمان هستیم و هیچگاه از جنگ استقبال نمیکنیم و له له جنگ نداریم.
سرنوشت منطقه نیز به لحظه گره خورده و بالا و پایین میشود و ما نیز توفیق سبزپوشی نداشتهایم که بخواهیم در ورطه تحلیل های نظامی بیفتیم.
ولی خب....حسی شیرین و وصف ناشدنی است که در اخبار میشنوی برخی کشورها به اتباعشان در خاورمیانه پیغام میدهند نزدیک پایگاه های آمریکایی سکنی نگزینند!لحظه ای درنگ کنیم و به این خبر بیندیشیم...
ما چون داریم این لحظات را زیست میکنیم عمقش را نمیفهمیم!
سالها کسی جرات نداشت در جهان به ابرقدرت حتی "تو" بگوید؛ حالا در روز روشن، همه منتظرند ببینند سرنوشت نزاع این جوانِ رشیدِ رعنا با آن گنده لاتِ بی چاک و دهنِ پرروی قدیمی چه میشود!؟
چه شد که ما ایرانیها پس از ده ها و صدها سال که در حکومت های قاجار و پهلوی تحقیر شده بودیم چنین عزیز شدیم که ابرقدرت دنیا دارد چرتکه میاندازد که برای برخورد با ما چه خاکی توی سرش بریزد؛ جز معجزهی ایمان و راهبری #خمینی_کبیر و #خامنهای_حکیم؟!و لله الحمد.فکر کردن به این لحظه خودش #روایت_پیشرفت است.
آنها که حرف از ایران و ایرانی بودن میزنند باید از شعف این همه عزت سر از پا نشناسند،اگر راست میگویند.
تمت.یاعلی.جمعه شب ۱ اسفند ۱۴۰۴
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ
ما مثل #آقا یمان هستیم و هیچگاه از جنگ استقبال نمیکنیم و له له جنگ نداریم.
سرنوشت منطقه نیز به لحظه گره خورده و بالا و پایین میشود و ما نیز توفیق سبزپوشی نداشتهایم که بخواهیم در ورطه تحلیل های نظامی بیفتیم.
ولی خب....حسی شیرین و وصف ناشدنی است که در اخبار میشنوی برخی کشورها به اتباعشان در خاورمیانه پیغام میدهند نزدیک پایگاه های آمریکایی سکنی نگزینند!لحظه ای درنگ کنیم و به این خبر بیندیشیم...
ما چون داریم این لحظات را زیست میکنیم عمقش را نمیفهمیم!
سالها کسی جرات نداشت در جهان به ابرقدرت حتی "تو" بگوید؛ حالا در روز روشن، همه منتظرند ببینند سرنوشت نزاع این جوانِ رشیدِ رعنا با آن گنده لاتِ بی چاک و دهنِ پرروی قدیمی چه میشود!؟
چه شد که ما ایرانیها پس از ده ها و صدها سال که در حکومت های قاجار و پهلوی تحقیر شده بودیم چنین عزیز شدیم که ابرقدرت دنیا دارد چرتکه میاندازد که برای برخورد با ما چه خاکی توی سرش بریزد؛ جز معجزهی ایمان و راهبری #خمینی_کبیر و #خامنهای_حکیم؟!و لله الحمد.فکر کردن به این لحظه خودش #روایت_پیشرفت است.
آنها که حرف از ایران و ایرانی بودن میزنند باید از شعف این همه عزت سر از پا نشناسند،اگر راست میگویند.
تمت.یاعلی.جمعه شب ۱ اسفند ۱۴۰۴
۲۰:۲۷
بازارسال شده از انتشارات شهیدکاظمی
شرایط جذاب جشنواره:
۲۱:۲۰
.ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
یکی از وظایف ما این است که متوجّه به «خود»، به «خودی خود»، باشیم. ملّت ایران هویّت خود را بایستی فراموش نکند؛ اگر هویّت خود را فراموش کرد، ضربه خواهد خورد، سیلی خواهد خورد، عقب خواهد ماند. خدای متعال برای کسانی که یاد او را فراموش کردند میفرماید: نَسُوا اللَهَ فَاَنساهُم اَنفُسَهُم(۱) آنها خدا را فراموش کردند، خدا هم آنها را از خودشان غافل کرد و مبتلا به فراموشی از خودشان کرد. این نشاندهندهی آن است که توجّه به خود، هویّت خود، خصوصیّات خود، برای شخص، برای هر ملّت، برای هر مجموعه یک امر لازمی است.
بیانات رهبری در دیدار اعضای ستاد کنگره بزرگداشت شهدای استان آذربایجان شرقی؛ ۱۴۰۲/۹/۱۵
#آیه_نوش#سخن_بزرگان_طورش
یکی از وظایف ما این است که متوجّه به «خود»، به «خودی خود»، باشیم. ملّت ایران هویّت خود را بایستی فراموش نکند؛ اگر هویّت خود را فراموش کرد، ضربه خواهد خورد، سیلی خواهد خورد، عقب خواهد ماند. خدای متعال برای کسانی که یاد او را فراموش کردند میفرماید: نَسُوا اللَهَ فَاَنساهُم اَنفُسَهُم(۱) آنها خدا را فراموش کردند، خدا هم آنها را از خودشان غافل کرد و مبتلا به فراموشی از خودشان کرد. این نشاندهندهی آن است که توجّه به خود، هویّت خود، خصوصیّات خود، برای شخص، برای هر ملّت، برای هر مجموعه یک امر لازمی است.
بیانات رهبری در دیدار اعضای ستاد کنگره بزرگداشت شهدای استان آذربایجان شرقی؛ ۱۴۰۲/۹/۱۵
#آیه_نوش#سخن_بزرگان_طورش
۲۱:۲۱
انسان از کاغذ پول ساختپول از انسان چهها که نساخت!🫠
#پیامرسانوانتنیوز
دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
#پیامرسانوانتنیوز
دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
۲۱:۲۲
.ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا
آمادگی را در مسلمانها برای مواجهه و مقابله[با دشمنان اسلام] حفظ کنید. مقصود همهجا جنگ نظامی نیست؛
بایستی ذهنها را در مخاطبین خودتان -مردمی که سخن شما را میشنوند- آشنا کنید با حقایقی که امروز در دنیای اسلام وجود دارد.
ما این وظیفه را قطعاً از دست نخواهیم گذاشت؛
ما این وظیفه را رها نخواهیم کرد و مطمئنّیم که خدای متعال در پیشرفت این کار به ما کمک خواهد کرد. آنهایی که برخلاف آیهی قرآن که فرمود «یٰاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا لا تَتَّخِذوا عَدُوّی وَ عَدُوَّکُم اَولِیآءَ تُلقونَ اِلَیهِم بِالمَوَدَّة» کسانی را که دشمن مسلمینند و دشمن اسلامند و دشمن خدایند به دوستی میگیرند و مودّت خودشان را با آنها برقرار میکنند، اینها دشمنان حقیقی اسلام هستند در درون جامعهی اسلامی.
بیانات رهبری در دیدار شرکتکنندگان در اجلاس «محبان اهلبیت(ع) و مسئله تکفیریها»۱۳۹۶/۰۹/۰۲
#آیه_نوش#سخن_بزرگان_طورش
آمادگی را در مسلمانها برای مواجهه و مقابله[با دشمنان اسلام] حفظ کنید. مقصود همهجا جنگ نظامی نیست؛
بایستی ذهنها را در مخاطبین خودتان -مردمی که سخن شما را میشنوند- آشنا کنید با حقایقی که امروز در دنیای اسلام وجود دارد.
ما این وظیفه را قطعاً از دست نخواهیم گذاشت؛
ما این وظیفه را رها نخواهیم کرد و مطمئنّیم که خدای متعال در پیشرفت این کار به ما کمک خواهد کرد. آنهایی که برخلاف آیهی قرآن که فرمود «یٰاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا لا تَتَّخِذوا عَدُوّی وَ عَدُوَّکُم اَولِیآءَ تُلقونَ اِلَیهِم بِالمَوَدَّة» کسانی را که دشمن مسلمینند و دشمن اسلامند و دشمن خدایند به دوستی میگیرند و مودّت خودشان را با آنها برقرار میکنند، اینها دشمنان حقیقی اسلام هستند در درون جامعهی اسلامی.
بیانات رهبری در دیدار شرکتکنندگان در اجلاس «محبان اهلبیت(ع) و مسئله تکفیریها»۱۳۹۶/۰۹/۰۲
#آیه_نوش#سخن_بزرگان_طورش
۱۴:۲۸
بازارسال شده از نرگس
۱۹:۵۶
@Farsna
۲۰:۴۷
#ابوحمزه_عزیز
ممنون که دوسم داری...
با اینکه هیچ احتیاجی بهم نداری...
دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
ممنون که دوسم داری...
دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
۲۰:۴۹
#ابوحمزه_عزیز
کسی بخواد بیاد پیش توراهش نزدیکه...
دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
کسی بخواد بیاد پیش توراهش نزدیکه...
دیمزندنیای یک مادر زائر نویسندهhttps://eitaa.com/dimzanhttps://ble.ir/dimzan
۲۰:۵۲