منبع:https://www.pewresearch.org/politics/2026/01/29/confidence-in-trump-dips-and-fewer-now-say-they-support-his-policies-and-plans/
#افول_آمریکا #نعمت_ولایت
۱۰:۳۳
#نکته#حلقه_های_میانی #گام_دوم#روشنا
۱۱:۵۷
1_24112669858.pdf
۵۵۰.۶۷ کیلوبایت
#محتوا_مکتوب#تبیین#روشنا
۱۳:۳۸
1_24112005628.pdf
۷۶۶.۳۶ کیلوبایت
#محتوا_مکتوب#تبیین#روشنا
۱۳:۳۸
#ویژه_مخاطب_عمومی
اختلاس، اختلاسهفرق نمیکنه کی اختلاس کرده باشه...
#جنگ_روایت#پهلوی
#جنگ_روایت#پهلوی
۱۵:۰۵
۲:۰۰
1_23995868276.pdf
۶۳۷.۴۹ کیلوبایت
#تبیین#نوجوانان#جوانان
۷:۱۷
شهرام خلدی، تحلیلگر سیاسی:
#تبیین#کودتا#مرگ_بر_اسرائیل
http://eitaa.com/dr_fgarivani
https://ble.ir/dr_fgarivani
۱۰:۱۱
#ویژه_مخاطب_عمومی
️ خیلی وقتا تا درآمد یک نفر توی خارج رو میشنویم بلافاصله ضربش میکنیم به تومن و بعد میگیم: عجب عشق و حالی میشد کرد اگه ماهم همچین درآمدی رو توی ایران داشتیم.
#جنگ_روایت#ایران_مقتدر#واقعیت_غرب



http://eitaa.com/dr_fgarivani
https://ble.ir/dr_fgarivani
#جنگ_روایت#ایران_مقتدر#واقعیت_غرب
http://eitaa.com/dr_fgarivani
https://ble.ir/dr_fgarivani
۹:۴۶
1_24274359299.pdf
۸۵۲.۸۶ کیلوبایت
#ماه_مبارک
http://eitaa.com/dr_fgarivani
https://ble.ir/dr_fgarivani
۹:۵۰
وقتی شیپور جنگ نواخته میشود، هر عرصهای که مورد تهاجم دشمن است،
با همان امکانات محدود بازارچه را از اول صبح برپا کردیم. محیط امن و آرام و دلپذیری ایجاد شده بود.رفاقت، صمیمیت، خیرخواهی و همدلی، حال خوب را به خریدار و فروشنده هدیه میکرد. با بوی اسفند و طعم چای از مهمانان پذیرایی کردیم تا غروب آفتاب. همچنان که اول صبح میزهای رنگارنگ و شلوغ، حس تلاش و امید و نشاط را به ارمغان آورد، خلوتی میزها در غروب نشان از برکت کسب و رزق حلال داشت.مهمانان را با لبخند و دعای خیر بدرقه کردیم. کرکره را پایین کشیدیم به امید روزی نو و رزقی نو.
#بازارچهی_محلی_بانوان_ملایر#ماه_مبارک#حلقهی_میانی_خواهران_روشنا#حرکت_عمومی
۱۲:۱۶
http://eitaa.com/dr_fgarivani
https://ble.ir/dr_fgarivani
۲۰:۰۴
الهی آمین
۷:۱۸
وَلَا تَهِنُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَنتُمُ ٱلۡأَعۡلَوۡنَ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَمینویسم زِ تو که دار و ندارم شدهایبیقرارت شدم و صبر و قرارم شدهای
من که بیتاب توأم ای همه تاب و تبمتو همه دلخوشی لیل و نهارم شده ای#سلامآقایخوبیها#امام_زمان
فعالیتهای کارگروه مادریار محله طلاب مشهد#جهاد_فرزندآوری #حمایتازمادرانجهادگرعرصهجمعیت#حلقه_ی_میانی_مشهد #محله_های_نورانی_طلاب#روشنا



http://eitaa.com/dr_fgarivani
https://ble.ir/dr_fgarivani
من که بیتاب توأم ای همه تاب و تبمتو همه دلخوشی لیل و نهارم شده ای#سلامآقایخوبیها#امام_زمان
http://eitaa.com/dr_fgarivani
https://ble.ir/dr_fgarivani
۱۷:۵۹
از پاک کردن سبزی(همراه با قرائت قران و حدیث کسا) و اماده سازی پک ها و چیدن سفره و... تا حضور میهمانان گرامی
همکاری فوق العاده هم محله ای های همدل در برپایی سفره ی افطار شب سوم ماه مبارک رمضان (نذر رسول خدا (ص))
در سادگی سفره، برکت است و در همدلی دل ها، امید ظهورشما هم دعوتید... 
#افطاری_ساده#محله_شهیدکریمی #روشنا#حلقهی_میانی_خواهران_روشنا #گام_دوم #همدلی


http://eitaa.com/dr_fgarivani
https://ble.ir/dr_fgarivani
همکاری فوق العاده هم محله ای های همدل در برپایی سفره ی افطار شب سوم ماه مبارک رمضان (نذر رسول خدا (ص))
#افطاری_ساده#محله_شهیدکریمی #روشنا#حلقهی_میانی_خواهران_روشنا #گام_دوم #همدلی
http://eitaa.com/dr_fgarivani
https://ble.ir/dr_fgarivani
۱۹:۲۴
#زندگی_با_آیه_ها | #رمضان_۱۴۰۴#روشنا#تبیین#کارگروه_جلسات_خانگی
۷:۴۳
#محتوا_کلیپ#شبهه#ماه_مبارک
http://eitaa.com/dr_fgarivani
https://ble.ir/dr_fgarivani
۹:۳۵
#زندگی_با_آیه_ها | #رمضان_۱۴۰۴#روشنا#تبیین#کارگروه_جلسات_خانگی
۵:۲۱
در سوگ جوانان وطن
از سرو قامت پسراناز ساقههای نازک اندام دخترانغسالخانهها شده مالامال،باید پی کدامیک از پارههای تنمبهوت و لالبا قامتی خمیده بگردم؟با چشم کور خویش چگونهدنبال نور دیده بگردم؟نام یکی از اینهمه فرزندانچون در شناسنامهی من نیست،پنداشتی که خاطرم آسودهست؟پنداشتی که یک سر سوزن توان و تابباقی است در تنم؟نام مرادر صدر کشتهها بگذاریدصاحبعزا منم!
از سردخانه آمدهام بیرونبا پای ردشده از خوناز خون پایمالباید کسی به داد رسد، اماجلادم آمدهست به استقبال!تیغش در آستیناین درد را کجا ببرم؟وقتی که دست یخزدهام رادستی نجس گرفته به دلداریدست پلید فرقهی خونخوار "اپستین"با ادعای همدلی و یاریاین درد را کجا ببرم؟وقتی سپاه مغولاطراف صاحبان عزا را گرفتهاندبا تاجهای گلآیا درست میشنوم؟این همنوایی شومآیا برای غربت ایران است؟یا این هجوماین نالههای گنگ و شبیخون سایههاکابوس سهمناک شب صاحبان سوگهذیان تلخ شام غریبان است؟اینها چه میکننددر مجلس عزای جوانان میهنم؟صاحبعزا منم!
از باختراکوان دیو،نزدیکترکفتار طفلخوار تلآویو،با پوزههای هرزهی خونآشامدر سوگ پارههای تنم ضجه میزنند!اینان کهاند؟!من با وجود شِكوه ز حکامدر کنج خانه، خون جگر میخورم ولیدل خوش نمیکنم به تسلای دشمنمصاحبعزا منم!
عفریت قرن، مادر داعشتور عزا فکنده به سرتوری دگر در آب گلآلود مانند آروارهی تمساح- ماهی مگر بگیرد از این رود -با خیلی از ندیمه و نوکرزاریکنان مقابل رویم نشسته است!این شوخی سخیفجز وهن صاحبان عزا چیست؟شیطانپرست فاسد کودکخوارهرگز پی رهایی ما نیست!زنهار از این سراب دروغین التیامباید که در جوابآب دهان به پوزهی چرکش بیفکنمای جغد شوم! گم شو از این بامصاحبعزا منم!
نوکیسهگان تازه به دوران رسیدهایصاحبعزا شدند که عمریبر سفرهی گشادهی بیتالمالزالوصفت ز خون وطن باد کردهاندحالا ولیدر برجهای عاجمشغول انتشار فراخوانند تا کشتههای تازه بگیرنداز مردمی که زخمی تاراجدل خوش به این جماعت شیاد کردهاندبیاعتنا به ناله و هشدار و شیونمصاحبعزا منم!
صاحبعزا منم که جوانان سینهچاکوقتی زوال میهن خود رافریاد میزنندهورا نمیکشمیا کف نمیزنمزیرا ز هر طرف که فتد کشتهای به خاکصاحبعزا منم!
هرچند زین درختهم خارهای هرز به دستم خلیده استهم شاخههای منحرف خشکپای مرا و پیرهنم را دریده است،هرگز به دام تیشه نمیافتمدارد اگرچه آفت بسیارهرگز به جان ریشه نمیافتمبا زخم استخوان هرسش میکنم ولیاز بن نمیکنمصاحبعزا منم!
صاحبعزا منم که نمیخواهمپژواک ضجههای جگرهای ریش رابا شیونی دوباره بیامیزمیا در پی مطالبهای موهومفرزند خویش رااز ریسمان پاره بیاویزمتا کورسوی شعلهی امّيدبار دگر زبانه کشد امادر های و هوی وهم رود بر بادخود، آتشم ولیتا عرش اگر زبانه کشد فریادهیزم در این تنور نمیریزمچون دود آن به چشم تو خواهد رفتای نور دیدگان!بگذار سر به جای خیابان به دامنمصاحبعزا منم...
افشین علا
از سرو قامت پسراناز ساقههای نازک اندام دخترانغسالخانهها شده مالامال،باید پی کدامیک از پارههای تنمبهوت و لالبا قامتی خمیده بگردم؟با چشم کور خویش چگونهدنبال نور دیده بگردم؟نام یکی از اینهمه فرزندانچون در شناسنامهی من نیست،پنداشتی که خاطرم آسودهست؟پنداشتی که یک سر سوزن توان و تابباقی است در تنم؟نام مرادر صدر کشتهها بگذاریدصاحبعزا منم!
از سردخانه آمدهام بیرونبا پای ردشده از خوناز خون پایمالباید کسی به داد رسد، اماجلادم آمدهست به استقبال!تیغش در آستیناین درد را کجا ببرم؟وقتی که دست یخزدهام رادستی نجس گرفته به دلداریدست پلید فرقهی خونخوار "اپستین"با ادعای همدلی و یاریاین درد را کجا ببرم؟وقتی سپاه مغولاطراف صاحبان عزا را گرفتهاندبا تاجهای گلآیا درست میشنوم؟این همنوایی شومآیا برای غربت ایران است؟یا این هجوماین نالههای گنگ و شبیخون سایههاکابوس سهمناک شب صاحبان سوگهذیان تلخ شام غریبان است؟اینها چه میکننددر مجلس عزای جوانان میهنم؟صاحبعزا منم!
از باختراکوان دیو،نزدیکترکفتار طفلخوار تلآویو،با پوزههای هرزهی خونآشامدر سوگ پارههای تنم ضجه میزنند!اینان کهاند؟!من با وجود شِكوه ز حکامدر کنج خانه، خون جگر میخورم ولیدل خوش نمیکنم به تسلای دشمنمصاحبعزا منم!
عفریت قرن، مادر داعشتور عزا فکنده به سرتوری دگر در آب گلآلود مانند آروارهی تمساح- ماهی مگر بگیرد از این رود -با خیلی از ندیمه و نوکرزاریکنان مقابل رویم نشسته است!این شوخی سخیفجز وهن صاحبان عزا چیست؟شیطانپرست فاسد کودکخوارهرگز پی رهایی ما نیست!زنهار از این سراب دروغین التیامباید که در جوابآب دهان به پوزهی چرکش بیفکنمای جغد شوم! گم شو از این بامصاحبعزا منم!
نوکیسهگان تازه به دوران رسیدهایصاحبعزا شدند که عمریبر سفرهی گشادهی بیتالمالزالوصفت ز خون وطن باد کردهاندحالا ولیدر برجهای عاجمشغول انتشار فراخوانند تا کشتههای تازه بگیرنداز مردمی که زخمی تاراجدل خوش به این جماعت شیاد کردهاندبیاعتنا به ناله و هشدار و شیونمصاحبعزا منم!
صاحبعزا منم که جوانان سینهچاکوقتی زوال میهن خود رافریاد میزنندهورا نمیکشمیا کف نمیزنمزیرا ز هر طرف که فتد کشتهای به خاکصاحبعزا منم!
هرچند زین درختهم خارهای هرز به دستم خلیده استهم شاخههای منحرف خشکپای مرا و پیرهنم را دریده است،هرگز به دام تیشه نمیافتمدارد اگرچه آفت بسیارهرگز به جان ریشه نمیافتمبا زخم استخوان هرسش میکنم ولیاز بن نمیکنمصاحبعزا منم!
صاحبعزا منم که نمیخواهمپژواک ضجههای جگرهای ریش رابا شیونی دوباره بیامیزمیا در پی مطالبهای موهومفرزند خویش رااز ریسمان پاره بیاویزمتا کورسوی شعلهی امّيدبار دگر زبانه کشد امادر های و هوی وهم رود بر بادخود، آتشم ولیتا عرش اگر زبانه کشد فریادهیزم در این تنور نمیریزمچون دود آن به چشم تو خواهد رفتای نور دیدگان!بگذار سر به جای خیابان به دامنمصاحبعزا منم...
۱۱:۳۷
#رمضان_۱۴۰۴#سفیران_آیه_ها | #تبیین#روشنا#کارگروه_جلسات_خانگی
۵:۱۸