جنگ خاموش رسانهها: رقابت بر سر ثانیهها به چه قیمتی؟در دنیای دیجیتال امروز، خبرگزاریها در یک رقابت پنهان و نفسگیر برای انتشار زودهنگام اخبار (حتی به اندازه چند ثانیه) درگیر هستند. این پدیده که ریشه در تغییر مدل درآمدی رسانهها دارد، تبعات مهمی برای کیفیت اطلاعات به همراه دارد:
۱. اقتصاد توجه و سلطه کلیکها: در فضای مجازی، اولین رسانهای که «خبر فوری» را منتشر میکند، موج اصلی مخاطبان، کلیکها و در نتیجه درآمد تبلیغاتی را به خود اختصاص میدهد. برد در این بازی، وابستگی شدیدی به سرعت دارد.۲. قربانی شدن دقت پای سرعت: عطشِ «اولین بودن» باعث میشود مرحله حیاتی «راستیآزمایی» به حاشیه برود. به عنوان مثال، بارها شاهد بودهایم که خبرگزاریها برای جا نماندن از رقبا، خبر درگذشت یک چهره معروف یا وقوع یک حادثه را پیش از تأیید منابع رسمی منتشر کرده و پس از دقایقی مجبور به تکذیب آن شدهاند.۳. فشار الگوریتمها و سئو (SEO): موتورهای جستجو (مانند گوگل) و شبکههای اجتماعی، به اخباری که سریعتر ایندکس میشوند رتبه بهتری در نمایش میدهند. این فشار تکنولوژیک، رسانهها را به ماشینهای تولید سریع محتوا تبدیل کرده است.
راهکار عملی:
در مواجهه با اخبار فوری (Breaking News)، از «قانون مکث ۱۵ دقیقهای» استفاده کنید. هنگام وقوع یک رویداد شوکهکننده، برای پذیرش کامل یا بازنشر خبر عجله نکنید. اجازه دهید حداقل ۱۵ تا ۳۰ دقیقه بگذرد تا گرد و غبار اولیه بخوابد و رسانههای معتبرتر فرصت کنند ابعاد خبر را با منابع چندگانه چک کنند. به یاد داشته باشید: اولین خبر، لزوماً درستترین خبر نیست.
کانال آموزش سواد رسانه | دکتر سارا میرقاسمی@DrMirghasemi
۱. اقتصاد توجه و سلطه کلیکها: در فضای مجازی، اولین رسانهای که «خبر فوری» را منتشر میکند، موج اصلی مخاطبان، کلیکها و در نتیجه درآمد تبلیغاتی را به خود اختصاص میدهد. برد در این بازی، وابستگی شدیدی به سرعت دارد.۲. قربانی شدن دقت پای سرعت: عطشِ «اولین بودن» باعث میشود مرحله حیاتی «راستیآزمایی» به حاشیه برود. به عنوان مثال، بارها شاهد بودهایم که خبرگزاریها برای جا نماندن از رقبا، خبر درگذشت یک چهره معروف یا وقوع یک حادثه را پیش از تأیید منابع رسمی منتشر کرده و پس از دقایقی مجبور به تکذیب آن شدهاند.۳. فشار الگوریتمها و سئو (SEO): موتورهای جستجو (مانند گوگل) و شبکههای اجتماعی، به اخباری که سریعتر ایندکس میشوند رتبه بهتری در نمایش میدهند. این فشار تکنولوژیک، رسانهها را به ماشینهای تولید سریع محتوا تبدیل کرده است.
در مواجهه با اخبار فوری (Breaking News)، از «قانون مکث ۱۵ دقیقهای» استفاده کنید. هنگام وقوع یک رویداد شوکهکننده، برای پذیرش کامل یا بازنشر خبر عجله نکنید. اجازه دهید حداقل ۱۵ تا ۳۰ دقیقه بگذرد تا گرد و غبار اولیه بخوابد و رسانههای معتبرتر فرصت کنند ابعاد خبر را با منابع چندگانه چک کنند. به یاد داشته باشید: اولین خبر، لزوماً درستترین خبر نیست.
۱۱:۱۲
«قدرت نرم امروز با رسانهها ساخته میشود.»— جوزف نای، Soft Power (2004)
کشورها با استفاده از رسانه و فرهنگ، محبوبیت و نفوذ خود را در جهان افزایش میدهند، نه صرفاً با زور نظامی.مثال: سریالهای کرهای با حضور گسترده در شبکههای جهانی، باعث شدهاند فرهنگ کرهای توجه بیشتری پیدا کند و نفوذ فرهنگی این کشور افزایش یابد.
کانال آموزش سواد رسانه | دکتر سارا میرقاسمی@DrMirghasemi
۱۵:۲۶
بسیاری از سوءتفاهمهای اجتماعی ریشه در ضعف سواد ارتباطی دارند، زیرا این ضعف باعث ایجاد شکافی عمیق میان «نیت فرستنده پیام» و «برداشت گیرنده پیام» میشود. سواد ارتباطی صرفاً توانایی صحبت کردن نیست، بلکه مهارت رمزگذاری صحیح، انتقال دقیق و رمزگشایی بدون تعصب پیامهاست. این پدیده به دلایل زیر رخ میدهد:
۱. فقدان گوش دادن فعال (Active Listening): در غیاب سواد ارتباطی، افراد به جای تلاش برای درک پیام طرف مقابل، تنها میشنوند تا پاسخ دهند یا دفاع کنند. این امر باعث میشود هسته اصلی پیام نادیده گرفته شده و صرفاً به کلمات محرک واکنش نشان داده شود.۲. تداخل فیلترهای شناختی (Cognitive Filters): انسانها پیامها را به صورت خام دریافت نمیکنند، بلکه آنها را از فیلتر تجربیات گذشته، سوگیریها و وضعیت هیجانی خود عبور میدهند. ضعف سواد ارتباطی باعث میشود فرد پیشفرضهای ذهنی خود را به عنوان «واقعیت مطلق» و نیت قطعی طرف مقابل بپذیرد.۳. نادیده گرفتن نشانههای غیرکلامی (Nonverbal Cues): بخش عمدهای از معنا در ارتباطات از طریق لحن صدا، زبان بدن و بافتار (Context) منتقل میشود. ناتوانی در درک این نشانهها یا حذف آنها (بهویژه در پیامهای متنی فضای مجازی) باعث تحریف کامل معنای پیام میشود.۴. توهم شفافیت (Illusion of Transparency): این یک خطای شناختی است که در آن فرستنده پیام تصور میکند احساسات و منظور درونی او برای دیگران کاملاً واضح و شفاف است، در حالی که در واقعیت، گیرنده پیام بدون دریافت توضیحات دقیق قادر به درک نیت پنهان او نیست.
@DrMirghasemi
۷:۳۴
#آزمایشگاه_خبر | چگونه یک گزارش اقتصادی، جنگ را به روایت شیرین و نرم تبدیل میکند؟
اصل گزارش:بیبیسی عربی در گزارشی با محوریت «بازار باقلوا»، اثرات بحران تنگه هرمز و وقایع اخیر منطقه را از زاویه قیمت پسته، زعفران و مواد اولیه بررسی میکند. نقطه ورود گزارش، یک شیرینی محبوب است: باقلوا؛ و روایت جنگ از مسیر زنجیره تأمین آن شکل میگیرد. در متن، بهجای تمرکز روی ابعاد انسانی جنگ، سخن از افزایش ۱۰ تا ۱۵ درصدی قیمت پسته کال ایرانی، نقش امارات در بازصادرات، ذخیرهسازی تاجران، رقابت پسته سوری و ترکیه، و نوسان نرخ زعفران و کشمش است. اثر بحران هرمز بر کود شیمیایی و امنیت غذایی جهانی نیز در قالب تحلیل بازاری مطرح میشود.
محور روایت:محور اصلی گزارش، تبدیل یک بحران امنیتی و جنگی به داستانی نرم، روزمره و خوراکی است. جنگ نه از زاویه خشونت، رنج انسانها و بیثباتی، بلکه از زاویه «قیمت باقلوا»، «بازار پسته» و «حجم صادرات» روایت میشود. این یعنی جاگذاری جنگ در قالبی سبک، قابلهضم و حتی جذاب: جنگ به مسئله بازار تبدیل میشود نه به مسئله انسان.
نشانههای رسانهای:در این گزارش چند نشانه مهم از نرمسازی جنگ دیده میشود:
ورود از مسیر باقلوا: انتخاب یک شیء شیرین، آشنا و غیرتهدیدآمیز بهعنوان دروازه ورود به موضوع جنگ
واژگان بازاری بهجای واژگان خشونت: «اختلال»، «تنش»، «افزایش قیمت»، «زنجیره تأمین» به جای مرگ، تخریب یا آسیب انسانی
منابع اقتصادی بهجای منابع انسانی: صدای اصلی متن تاجران، شیرینیفروشان، صادرکنندگان و مدیران صنایعاند
محور قیمت بهجای پیامد: جنگ مساوی است با گرانشدن زعفران، پسته و کود شیمیایی
قاببندی منطقه در تراز تجارت: بحران هرمز نه بهعنوان خطر ژئوپلیتیک، بلکه بهعنوان گلوگاه حملونقل کالا ظاهر میشود این عناصر باعث میشوند شدت جنگ به تجربهای مصرفی و قابل مدیریت فروکاسته شود.
خلأهای اطلاعاتی:با وجود تحلیل گسترده قیمتی، چند لایه در متن غایب است:
تقریباً هیچ اشارهای به پیامد انسانی، امنیتی یا اجتماعی بحران دیده نمیشود
جنگ در حد «نوسان قیمت» خلاصه شده و ابعاد غیرقابلکنترل آن حذف شده
روایت کاملاً از زاویه تولید–بازار–صادرات شکل گرفته، نه زاویه مردم و زندگی روزمره
ماهیت بحران در سطح «اختلال لجستیکی» باقی میماند و عمق آن تشریح نمیشود
این حذفها باعث میشود تصویر جنگ «کمخطر» و «ملایم» به نظر برسد.
تحلیل سواد رسانهای:این گزارش نمونهای روشن از نرمیسازی روایت جنگ است. رسانه با انتخاب نقطه ورود جذاب، زبان غیررعبآور و منابع اقتصادی، جنگ را از «امر خشن» به «امر قابلمصرف» تبدیل میکند. این نرمسازی سه اثر دارد:
1) انسانزدایی از بحران: انسان به حاشیه میرود و کالا، قیمت و زنجیره تأمین در مرکز مینشینند 2) قابلهضمکردن رنج: جنگ به شکل مسئلهای مدیریتی، اقتصادی و حتی کمی شیرین روایت میشود 3) تغییر احساس مخاطب: بهجای اضطراب، کنجکاوی درباره قیمت باقلوا شکل میگیرد
این همان نقطه حساس تحلیل رسانهای است: در ظاهر، گزارش کاملاً بیطرف و اقتصادی است؛ اما در عمل، شدت جنگ را قاببندی نرم میکند و به شکلی مینویسد که خواندنش آسان، جذاب و حتی خوشخوان باشد.
جمعبندی:گزارش بیبیسی عربی مثال شفافی از تبدیل روایت جنگ به داستان بازار است. جنگ در سطح «قیمت پسته»، «بازار دوبی»، «کود شیمیایی» و «صادرات» قاببندی شده و از تلخی و خشونت فاصله میگیرد. این نوع روایت، بحران را سبکسازی میکند و آن را شبیه یک مسئله اقتصادی جذاب نشان میدهد، نه یک رخداد سنگین و آزارنده.
ارزیابی نهایی:شفافیت: متوسط زمینهمندی: خوب میزان جهتدهی روایی: بالا ارزش آموزشی برای سواد رسانهای: بسیار بالا
آموزش سواد رسانه
@DrMirghasemi
این حذفها باعث میشود تصویر جنگ «کمخطر» و «ملایم» به نظر برسد.
1) انسانزدایی از بحران: انسان به حاشیه میرود و کالا، قیمت و زنجیره تأمین در مرکز مینشینند 2) قابلهضمکردن رنج: جنگ به شکل مسئلهای مدیریتی، اقتصادی و حتی کمی شیرین روایت میشود 3) تغییر احساس مخاطب: بهجای اضطراب، کنجکاوی درباره قیمت باقلوا شکل میگیرد
این همان نقطه حساس تحلیل رسانهای است: در ظاهر، گزارش کاملاً بیطرف و اقتصادی است؛ اما در عمل، شدت جنگ را قاببندی نرم میکند و به شکلی مینویسد که خواندنش آسان، جذاب و حتی خوشخوان باشد.
۸:۰۷
#نکته_روز
آب که گلآلود شد، شایعه ماهی میگیردشایعه معمولاً در روزهایی جان میگیرد که فضا مبهم است، مردم نگراناند و اطلاعات روشن و بهموقع کم است. وقتی واقعیت با تأخیر برسد، روایتهای ساختگی زودتر جا خوش میکنند. ذهن آدم از ابهام خوشش نمیآید؛ اگر جواب دقیق پیدا نکند، خودش برای ماجرا داستان میسازد. برای همین در جامعهای که اضطراب و بیاعتمادی بالا میرود، بازار شایعه هم داغتر میشود. شایعه اغلب فرزند ابهام است، نه فقط دروغ.
کانال آموزش سواد رسانه | دکتر سارا میرقاسمی@DrMirghasemi
آب که گلآلود شد، شایعه ماهی میگیردشایعه معمولاً در روزهایی جان میگیرد که فضا مبهم است، مردم نگراناند و اطلاعات روشن و بهموقع کم است. وقتی واقعیت با تأخیر برسد، روایتهای ساختگی زودتر جا خوش میکنند. ذهن آدم از ابهام خوشش نمیآید؛ اگر جواب دقیق پیدا نکند، خودش برای ماجرا داستان میسازد. برای همین در جامعهای که اضطراب و بیاعتمادی بالا میرود، بازار شایعه هم داغتر میشود. شایعه اغلب فرزند ابهام است، نه فقط دروغ.
۱۴:۳۰
#آزمایشگاه_خبر | چگونه جنگ در این گزارش به «فرصت سود» برای شرکتها ترجمه میشود؟
اصل خبر:در این گزارش بیبیسی، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران از زاویه شرکتهایی روایت میشود که از ادامه درگیری و نوسانات ناشی از آن سود بردهاند. متن توضیح میدهد که در حالی که خانوادهها، دولتها و کسبوکارهای عادی با افزایش هزینه زندگی و فشار اقتصادی روبهرو شدهاند، برخی شرکتهای بزرگ در حوزههای نفت و گاز، بانکداری، صنایع دفاعی و انرژیهای تجدیدپذیر درآمدهای بیسابقهای کسب کردهاند. برای اثبات این ادعا، گزارش مجموعهای از اعداد و دادههای مالی را کنار هم میگذارد: رشد سود بیپی، شل، توتالانرجیز، درآمد معاملاتی جیپی مورگان، سفارشهای انباشته شرکتهای دفاعی و افزایش فروش شرکتهای انرژی پاک.
نشانههای رسانهای:در این متن چند نشانه مهم رسانهای دیده میشود که جهت روایت را میسازند:
تقابل اخلاقی در مقدمه: گزارش با این جمله آغاز میشود که خانوادهها هزینه جنگ را میپردازند، اما برخی شرکتها سودهای کلان میبرند؛ این ساختار، از همان ابتدا یک دوگانه اخلاقی «رنج عمومی / سود خصوصی» میسازد
وفور اعداد و آمار: ارقام چندمیلیارددلاری پشت سر هم میآیند تا عظمت سودها برجسته شود و روایت، عینی و مستند به نظر برسد
دستهبندی منظم برندگان جنگ: نفت و گاز، بانکها، صنایع دفاعی، انرژیهای تجدیدپذیر؛ این طبقهبندی باعث میشود جنگ شبیه یک نقشه اقتصادیِ فرصتها دیده شود
زبان اقتصادی بهجای زبان انسانی: واژههایی مثل «نوسان بازار»، «حجم معاملات»، «رشد سود»، «سفارش انباشته»، «افزایش تقاضا» بار خبری را به سمت اقتصاد میبرند
عادیسازی منفعت از جنگ: متن بهگونهای چیده شده که سود بردن شرکتها از جنگ، نه بهعنوان امر استثنایی، بلکه بهعنوان منطق طبیعی بازار در بحران دیده میشود
خلأهای اطلاعاتی:با وجود جزئیات اقتصادی زیاد، گزارش چند خلأ مهم دارد:
پیامد انسانی جنگ تقریباً فقط در یک اشاره کلی به «خانوادهها» خلاصه شده و بسط پیدا نمیکند
روشن نمیشود این سودها در چه نسبت مستقیمی با ادامه جنگ قرار دارند و چه بخشی از آن ناشی از ساختارهای پیشین بازار است
درباره ابعاد اخلاقی و مسئولیتپذیری این شرکتها بحث عمیقی صورت نمیگیرد
گزارش نشان میدهد چه کسانی سود بردهاند، اما کمتر میپرسد چه کسانی در زنجیره واقعیِ آسیب، بیشترین زیان را متحمل شدهاند
نقش دولتها، سیاستگذاران و تصمیمسازان در شکلگیری این وضعیت اقتصادی کمرنگ است
تحلیل سواد رسانهای:این گزارش از نظر سواد رسانهای مهم است چون نشان میدهد رسانه چگونه میتواند جنگ را از قاب «میدان نبرد» به قاب «صورتهای مالی» منتقل کند. در اینجا خبر، خشونت را پنهان نمیکند، اما آن را از مسیر اقتصاد روایت میکند. نتیجه این است که جنگ بهجای آنکه صرفاً فاجعهای انسانی دیده شود، بهصورت یک نظام توزیع سود و زیان بازنمایی میشود.
این قاببندی چند اثر دارد:1) اقتصادیسازی جنگ: جنگ بهجای آنکه فقط یک فاجعه باشد، به یک روند مولد سود برای برخی بازیگران تبدیل میشود 2) شخصیسازی برندگان: با نام بردن از شرکتها، جنگ چهره اقتصادی پیدا میکند و مخاطب میتواند «برندگان مشخص» را ببیند 3) تغییر مرکز حساسیت مخاطب: توجه از انسانهای درگیر جنگ به بنگاههای منتفع از جنگ منتقل میشود 4) تقویت نگاه ساختاری: مخاطب به این فکر میافتد که بحران فقط میدان درگیری نیست؛ بلکه برای برخی، سازوکار کسب سود هم هست
جمعبندی:این گزارش نمونهای از روایت جنگ از زاویه «ذینفعان اقتصادی» است. متن با کنار هم گذاشتن دادههای مالی نشان میدهد که ادامه بحران برای برخی شرکتهای بزرگ به معنای جهش سود، رشد تقاضا و افزایش ارزش بازار بوده است. در نتیجه، جنگ در این روایت فقط یک بحران سیاسی یا انسانی نیست؛ بلکه یک فرصت اقتصادی برای گروهی از بازیگران جهانی نیز معرفی میشود.
ارزیابی نهایی:شفافیت: بالا زمینهمندی: خوب میزان جهتدهی روایی: متوسط رو به بالا ارزش آموزشی برای سواد رسانهای: بسیار بالا
آموزش سواد رسانه دکتر سارا میرقاسمی
@DrMirghasemi
این قاببندی چند اثر دارد:1) اقتصادیسازی جنگ: جنگ بهجای آنکه فقط یک فاجعه باشد، به یک روند مولد سود برای برخی بازیگران تبدیل میشود 2) شخصیسازی برندگان: با نام بردن از شرکتها، جنگ چهره اقتصادی پیدا میکند و مخاطب میتواند «برندگان مشخص» را ببیند 3) تغییر مرکز حساسیت مخاطب: توجه از انسانهای درگیر جنگ به بنگاههای منتفع از جنگ منتقل میشود 4) تقویت نگاه ساختاری: مخاطب به این فکر میافتد که بحران فقط میدان درگیری نیست؛ بلکه برای برخی، سازوکار کسب سود هم هست
۷:۴۴
رسانهها فقط واقعیت را گزارش نمیکنند؛ آن را میسازندیکی از واقعیتهای کمتر گفتهشده درباره رسانهها این است که آنها صرفاً آیینه جامعه نیستند؛ بلکه با انتخاب و حذف اطلاعات، واقعیت اجتماعی را شکل میدهند. رسانه تصمیم میگیرد کدام رویداد مهم است، کدام زاویه برجسته شود و کدام بخش نادیده بماند. همین فرآیند انتخاب، در نهایت تصویری از جهان میسازد که ممکن است با واقعیت کامل تفاوت داشته باشد.
مثال: اگر رسانهها برای مدت طولانی روی افزایش یک نوع جرم تمرکز کنند، حتی اگر آمار واقعی ثابت باشد، مردم احساس ناامنی بیشتری خواهند داشت و تصور میکنند جامعه خطرناکتر شده است.
این موضوع در نظریه «برجستهسازی» (Agenda‑Setting) توضیح داده شده است. طبق این نظریه، رسانهها الزاماً به مردم نمیگویند چگونه فکر کنند، بلکه به آنها میگویند درباره چه چیزی فکر کنند.
منابع:McCombs, M., & Shaw, D. (1972). The Agenda‑Setting Function of Mass Media. Public Opinion Quarterly.فرقانی، محمدمهدی. (۱۳۸۳). خبرنویسی و روزنامهنگاری نوین. تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.
کانال آموزش سواد رسانه | دکتر سارا میرقاسمی@DrMirghasemi
مثال: اگر رسانهها برای مدت طولانی روی افزایش یک نوع جرم تمرکز کنند، حتی اگر آمار واقعی ثابت باشد، مردم احساس ناامنی بیشتری خواهند داشت و تصور میکنند جامعه خطرناکتر شده است.
این موضوع در نظریه «برجستهسازی» (Agenda‑Setting) توضیح داده شده است. طبق این نظریه، رسانهها الزاماً به مردم نمیگویند چگونه فکر کنند، بلکه به آنها میگویند درباره چه چیزی فکر کنند.
منابع:McCombs, M., & Shaw, D. (1972). The Agenda‑Setting Function of Mass Media. Public Opinion Quarterly.فرقانی، محمدمهدی. (۱۳۸۳). خبرنویسی و روزنامهنگاری نوین. تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.
۸:۱۵
تیتر یک روزنامه عصر ایرانیان علیه تیتر یک روزنامه سازندگیروزنامه عصر ایرانیان متعلق به بیژن نوباوه نماینده مجلس، چهره اصولگرا و عضو جبهه پایداری است. روزنامه سازندگی، روزنامه اصلاح طلب، متعلق به حزب کارگزاران سازندگی و به سردبیری اکبر منتجبی است./کانال روزنامه نگاری جدید
@DrMirghasemi
@DrMirghasemi
۹:۴۳
۹:۴۳
#نکته_روز
تیتر را نخور، متن را ببینخیلی وقتها مردم تیتر را میخوانند و خیال میکنند کل ماجرا را فهمیدهاند. در حالی که تیترها معمولاً برای جلب توجه نوشته میشوند، نه برای گفتن همه حقیقت. در تجربه رسانهای خودمان هم زیاد دیدهایم که یک تیتر تند و تیز، ذهن آدم را میبرد یک طرف، اما وقتی متن را کامل میخوانی، میبینی ماجرا آنقدرها هم که گفته شده نبوده. در رسانه، تیتر فقط درِ خانه است؛ برای شناختن صاحبخانه باید داخل هم رفت.
کانال آموزش سواد رسانه | دکتر سارا میرقاسمی@DrMirghasemi
تیتر را نخور، متن را ببینخیلی وقتها مردم تیتر را میخوانند و خیال میکنند کل ماجرا را فهمیدهاند. در حالی که تیترها معمولاً برای جلب توجه نوشته میشوند، نه برای گفتن همه حقیقت. در تجربه رسانهای خودمان هم زیاد دیدهایم که یک تیتر تند و تیز، ذهن آدم را میبرد یک طرف، اما وقتی متن را کامل میخوانی، میبینی ماجرا آنقدرها هم که گفته شده نبوده. در رسانه، تیتر فقط درِ خانه است؛ برای شناختن صاحبخانه باید داخل هم رفت.
۱۴:۳۰
ریشه این تغییر رفتار چیست؟وقتی جامعه در معرض هشدارهای پیاپی و اخبار منفی قرار میگیرد، مغز از حالت «تحلیل منطقی» خارج شده و روی حالت «بقا» تنظیم میشود. در این شرایط، تحمل ابهام و عدم قطعیت برای انسان غیرممکن میشود. رسانههای زرد و شبکههای اجتماعی نیز با پمپاژ تیترهای ترسمحور، این غریزه را تحریک میکنند، زیرا میدانند مخاطبِ مضطرب، تشنه دریافت اطلاعات است و این یعنی کلیک و بازدید بیشتر.
۸:۳۵
عملیات فریب ، مهندسی افکار عمومی از طریق نقل قول های گزینشی
کانال آموزش سواد رسانه | دکتر سارا میرقاسمی@DrMirghasemi
۹:۱۴
اما روابط عمومی (PR) این است که رفتار و عملکرد شما چنان اصولی باشد که دیگران در مهمانی به یکدیگر بگویند: «او واقعاً انسان جذاب و قابلاعتمادی است».
ریشه این اشتباه مدیریتی چیست؟مدیران سنتی عاشق «خریدنِ توجه» و «کنترل مطلق» روی کلمات هستند. در تبلیغات، شما فضای رسانه را میخرید تا دقیقاً همان چیزی را که دوست دارید، پمپاژ کنید. اما روابط عمومی بر پایه تعامل با افکار عمومی، شفافیت و مدیریت بحران است؛ فضایی که در آن نمیتوانید به رسانه یا مردم دیکته کنید که چگونه درباره شما فکر کنند.
۱۲:۱۳
#نکته_روز
هر گردی گردو نیستفقط چون یک محتوا همهجا پخش شده، به این معنا نیست که درست هم هست. در فضای رسانهای، خیلی چیزها نه بهخاطر حقیقت، بلکه بهخاطر جذابیت، حاشیه، دعوا یا هیجان بالا میآیند. شبکههای اجتماعی بیشتر از اینکه به درست و غلط کار داشته باشند، با دیده شدن و واکنش گرفتن کار دارند. پس هر بار چیزی را زیاد دیدیم، بهتر است بهجای باور فوری، از خودمان بپرسیم: این فقط معروف شده یا واقعاً معتبر هم هست؟
کانال آموزش سواد رسانه | دکتر سارا میرقاسمی@DrMirghasemi
هر گردی گردو نیستفقط چون یک محتوا همهجا پخش شده، به این معنا نیست که درست هم هست. در فضای رسانهای، خیلی چیزها نه بهخاطر حقیقت، بلکه بهخاطر جذابیت، حاشیه، دعوا یا هیجان بالا میآیند. شبکههای اجتماعی بیشتر از اینکه به درست و غلط کار داشته باشند، با دیده شدن و واکنش گرفتن کار دارند. پس هر بار چیزی را زیاد دیدیم، بهتر است بهجای باور فوری، از خودمان بپرسیم: این فقط معروف شده یا واقعاً معتبر هم هست؟
۱۴:۳۰
چگونه از بحثهای بیپایان خبری فاصله بگیریم.mp3
۰۴:۲۳-۸.۴۸ مگابایت
در این اپیزود میشنوید که چرا بعضی بحثهای خبری تمام نمیشوند، چطور ذهن ما را درگیر خود نگه میدارند و چگونه میتوان بدون بیتفاوتشدن، از فرسودگی ناشی از دنبالکردن مداوم آنها فاصله گرفت. این قسمت، درباره حفظ انرژی ذهنی، تشخیص مرز میان آگاهی و درگیری، و بیرونآمدن از چرخه تحلیلها و واکنشهای پایانناپذیر است.
اگر احساس میکنید بعضی خبرها و گفتگوهای تکراری، ذهن شما را خسته و پراکنده کردهاند، این اپیزود میتواند برایتان کوتاه، مفید و بهموقع باشد.
پدافند جیبی به میزبانی امیرحسین سیدآقایی
۱۶:۵۰
در این اپیزود میشنوید که چرا بعضی بحثهای خبری تمام نمیشوند، چطور ذهن ما را درگیر خود نگه میدارند و چگونه میتوان بدون بیتفاوتشدن، از فرسودگی ناشی از دنبالکردن مداوم آنها فاصله گرفت. این قسمت، درباره حفظ انرژی ذهنی، تشخیص مرز میان آگاهی و درگیری، و بیرونآمدن از چرخه تحلیلها و واکنشهای پایانناپذیر است.
اگر احساس میکنید بعضی خبرها و گفتگوهای تکراری، ذهن شما را خسته و پراکنده کردهاند، این اپیزود میتواند برایتان کوتاه، مفید و بهموقع باشد.
بشنوید: https://ble.ir/drmirghasemi/6855676702892064387/1778777419245
پدافند جیبی به میزبانی امیرحسین سیدآقایی
۱۶:۵۱
۱۷:۱۴
فکر میکنید استاد خیلی انقلابیه؟اشتباه میکنید! این شعار رو نوشته که هوش مصنوعی محدود کنه و جواب سوالات رو نده…
@DrMirghasemi
@DrMirghasemi
۱۹:۱۹