عکس پروفایل پایگاه اطلاع‌رسانی دکتر موسویپ
۱.۹ هزار عضو

پایگاه اطلاع‌رسانی دکتر موسوی

undefined پایگاه اطلاع‌رسانی دکتر سیدموسی موسوی
undefined جرّاح و نماینده مردم شهرستان‌های لامِرد و مُهر در ادوار نهم، یازدهم و دوازدهم مجلس شورای اسلامی
undefined ارتباط با ادمین: 09164638192
پایگاه اطلاع‌رسانی دکتر موسوی
undefined undefined روایت هفدهم| از انتشار فیلم انفجار مهیب فرودگاه برای نخستین‌بار تا نذرهای جالب کارگر، پزشک، عینک‌ساز و آتش‌نشان undefined این ۵ داستان کوتاه را تا آخر بخوانید؛ می‌ارزد: undefined نذر اول: بزرگترین ریسک زندگی undefinedفیلم فوق که برای اولین‌بار منتشر می‌شود را ببینید. نام راننده «م.ه» هست، اهل شرق لامرد؛ نه پاسدار است و نه بسیجی؛ اتفاقاً با دین و مذهب و این حرف‌ها هم صنمی ندارد! اما یک چیز را خوب یاد گرفته: «غیرت و مردانگی». صدای شیپور جنگ که بلند شد، خودش را قاتی بچه‌های گردان لامرد چپاند و راهی نبرد در سواحل شد. در تاریکی شب، ناگهان خبر رسید فرودگاه در آتش می‌سوزد. فرمانده گردان گفت اگر مخزن فرودگاه را هم بزنند، بچه‌های هوا فضا لَنگ می‌شوند؛ چون برای شلیک موشک‌هایشان سوخت می‌خواهند‌. «م.ه» در میان سکوتی عمیق، ناگهان نتیجه بزرگترین ریسک عمرش را بلند اعلام کرد: «من می‌روم سوخت را تخلیه و جابجا می‌کنم» هرچه گفتند نمی‌شود؛ محکم ایستاد و گفت می‌شود! آخر سر، همراه با فرمانده گردان و زیر آتش و انفجار، راهی فرودگاه شدند. فیلمی که می‌بینید صحنه اصابت نزدیک آن‌هاست. ناخودآگاه فریاد می‌زنند: «یا حسین!» اما مسیرشان را عوض نمی‌کنند تا دست بچه‌های سیدمحید نقطه‌زن پر شود برای افتخارآفرینی. undefined نذر دوم: موتورم را بفروش! undefined«م.ف» اهل اشکنان است، کارگری ساده و روزمزد؛ او هم وقتی جنگ شد، کار و زندگی‌ش را رها کرد و راهی میدان نبرد در سواحل شد. شبی که خارج از منطقه جنگی بودیم، تلفن‌ش زنگ خورد. همسرش آن سوی خط گفت: «دیگر پولی نمانده برای خرید شیر خشک بچه؛ برگرد که دستمان حسابی تنگ شده» فرزندش تازه چندماهه بود. مرد اشکنانی در دوراهی سختی گیر کرد: برگشتن پیش همسر و فرزند دلبند، یا ماندن و جنگیدن برای وطن؟! تصمیمش را گرفت و پشت تلفن پاسخ داد: «من که در این دار دنیا جز آن موتور چیز دیگری را ندارم، همان را بفروش و خرج خودت و بچه کن.» undefined نذر سوم: بخشش درآمد یک ماه آقای فوق‌تخصص undefinedدکتر «ب.ه» از فوق تخصص‌های معروف و حاذق در شیراز است. چون از دوستان قدیمی دکتر موسوی است، کانال او را هم دنبال می‌کند. دیشب با نماینده مردم در مجلس تماس گرفته و گفته است: «روایت‌های جنگ را در کانال‌تان خواندم و کلی اشک ریختم از این همه غیرت و مردانگی رزمندگان لامرد و مهر. درآمد یک ماه مطبم را می‌خواهم بدهم به جبهه.» یک ساعت بعد، ده‌ها میلیون تومان واریز شد. آدم پولدار زیاد است، اما گاهی بخشیدن مال، از بذل جان هم سخت‌تر است! قبول دارید؟! undefined نذر چهارم: بینایی و بیداری undefined«س‌.ط» صاحب عینک‌سازی معروف لامرد است. اولش با هم می‌رویم میدان تیر برای تمرین شلیک با کلاش؛ اما بعضی‌ بچه‌های همراه‌مان آنقدر پاستوریزه و سوسول هستند که با کشیدن گلنگدن اسلحه دستشان زخمی می‌شود! می‌گوید با اینها به جنگ آمریکا رفتن فایده ندارد! بیا بجایش ببریم‌شان اردوی جهادی در مناطق جنگی. ته حرفش آن است که برخی مردم آن مناطق بدلیل دیدگاه‌های اعتقادی، شاید نگاهشان به جنگ مثل ما نباشد؛ پس شهرستان‌های پشت نوار ساحلی، خیلی جدی‌تر باید ایفای نقش کنند. اگر می‌توانیم برای جنگیدن برویم که چه بهتر، اگر نه لااقل پشتیبانی مادی و حمایت معنوی کنیم. رئیس جهادی بیمارستان لامرد هم که جراح چشم است کوله خود را می‌بندد و همراه می‌شود‌. حدود ۴۰۰ نفر از اهالی سیریک (نزدیکترین نقطه به تنگه هرمز) و روستاهای اطراف را رایگان معاینه می‌کنند و به حدود نیمی از آن‌ها هم عینک رایگان می‌دهند. نمی‌دانم پولش چند صد میلیون تومان شد، اما موارد عجیبی در بین آن‌ها بود، ازجمله جوان ۲۴ ساله اهل‌‌سنت که شماره چشم چپش ۷ و نیم بود و چشم راستش ۶، ولی تاکنون عینک نداشت! او که حالا جهان را قشنگ‌ می‌بیند، نگاهش به رزمندگان جنگ هم تغییر پیدا خواهد کرد. نذر آقای عینک‌ساز بینا کردن و بیدار کردن بود. undefined نذر پنجم: آتش‌نشانی که از ته جیب خالی بخشید undefinedآتش‌نشان لامردی روایت چهاردهم با عنوان «حُفره روباه و پشه‌های لامصّب» را خوانده بود. تماس گرفت و گفت: «دستم خالی است، اما هر طور شده من هم باید سهمی داشته باشم؛ شماره حساب بفرست». ساعتی بعد، ۴ میلیون تومان واریز کرد؛ کل بضاعتش بود برای کمک به رزمندگانی که حتی اسمشان را هم نمی‌دانست. undefined این پنج نذر را خواندید؟ یکی جانش را کف دست گرفته، دیگری جان بعلاوه موتورش، یکی درآمد یک ماه مطبش را بخشیده، دیگری چشم ۲۰۰ نفر را روشن کرده و آخری هم ته‌مانده جیبش را اهدا کرده. من و تو هم باید خوب فکر کنیم؛ براستی به غیر از شرکت در تجمعات شبانه، ما که نزدیک نوار ساحلی هستیم، چه نقشی باید برای خط مقدم جنگ ایفا کنیم؟ نذر تو در این رزم جانانه چیست؟ undefined undefined اگر می‌خواهید اولین نفری باشید که در لامرد و مهر از قصه‌های جذاب جنگ مطلع می‌شود، به ما بپیوندید undefined undefined بله https://ble.ir/drmoosavi_ir undefined ایتا https://eitaa.com/drmoosavi_ir
thumbnail
undefined روایت هجدهم| #هشتگ بسازید جان مادرتان!/ جنایت عجیبی که مغفول واقع شده
undefined آهای مردم شریف ایران! لطفاً دو دقیقه دل بدهید تا با هم یک حساب و کتاب ساده انجام دهیم. نیویورک‌تایمز گزارش داده موشک جدیدی بنام «#PrSM» که برای اولین‌بار در جهان بر سر مردم شهر لامِرد تِست شده، حاوی ۱۸۰ هزار ساچمه بنام «#تَنْگْسْتِن» بوده است! البته اگر این روزنامه آمریکایی هم گزارش نداده بود، در و دیوار سوراخ‌سوراخ شهر گواهی می‌داد! خب حالا چند موشک بر سر مردم لامرد منفجر شده؟ ۴ تا؛ یعنی می‌شود چند ساچمه؟ ۷۲۰ هزار! جمعیت کل مردم این شهر کوچک چقدر است؟ فقط ۳۰ هزار نفر! یعنی سهم هر لامردی از هدیه عمو ترامپ، می‌شود ۲۴ گلوله!undefinedخب این سهمیه با عدالت و بین تمام مردم شهر پخش شده؟! نه! طراحی موشک جدید آمریکا طوری است که قبل از اصابت و در ارتفاع حدود ۶۰ متری زمین منفجر و ۱۸۰ هزار ساچمه را به اطراف پراکنده می‌کند! به همین دلیل، روی زمین هیچ دهانه برخورد و گودالی نیست، اما تا دلت بخواهد دیوارها و در و پنجره‌ها، پر از سوراخ‌های ریز و درشت ساچمه‌هاست. اولی را بر سر محله مسکونی ایثار منفجر کرده، دومی کمی آن‌طرف‌تر و در محله مسکونی تُلْخَندَق، سومی دوباره سهمیه محله ایثار بوده و چهارمی هم بالای مدرسه ابتدایی و سالن ورزشی شهید نعیمی. یعنی تمام این ۷۲۰ هزار گلوله فقط بر سر محدوده کوچکی از این شهر کوچک فرود آمده است!undefinedکل موشک‌ها فقط در فاصله ۳۵ ثانیه شلیک شده و متأسفانه در همین نیم‌دقیقه، ۱۷۰ نفر شهید و مجروح شدند که حتی یک‌نفر از آنان هم نیروی نظامی نیست! ۱۷۰ نفر در ۳۵ ثانیه، یعنی در هر ثانیه ۵ خانواده داغدار شدند! از #آوینا برزگر دو ساله که در اتاق عمل جراحی درحالی که هنوز پستانک در دهانش بود به شهادت رسید (خدا کند تصویرش را نبینید! عجیب سوزناک است) تا خانم پرستار و پیرزن ۷۰ ساله؛ از #هلما و #الهام و دخترکانی که در سالن ورزشی مشغول بازی والیبال بودند تا #ایلیا و #عبدالمصوّر و پسربچه‌هایی که در زمین چمن مشغول فوتبال بودند و همگی با مربی خود به شهادت رسیدند.undefinedدقت کنید حتی در بمباران تهران هم چنین فاجعه‌ای رخ نداده؛ در آنجا مثلاً یک ساختمان را زدند با چند شهید و زخمی؛ مجروحان هم در چند بیمارستان توزیع شدند. اما در اینجا ۲ محله مسکونی با هم رفته روی هوا و از طرف دیگر تنها بیمارستان یک شهر کوچک، اصلاً کشش پذیرش این همه مجروح ناگهانی را نداشته.undefinedهرچند در میان مجروحان از قطع عضو داریم تا دختر نابینا، اما این معجزه ماه رمضان بود که تعداد شهدا از ۲۱ نفر بالاتر نرفت. لامرد که در انتهای جنوب فارس واقع شده، عجیب داغ است‌. مردم روزه‌دار و تشنه و گرسنه در آن گرمای طاقت‌فرسا، بعد از افطار از خانه می‌زنند بیرون؛ برای همین در ساعت انفجار (۱۷ بعدازظهر) خیابان‌ها هنوز خلوت بوده و در و دیوار منازل که حالا چاک‌چاک شده، نقش سنگر حفاظت از جان مردم را ایفا کرده‌اند. چند شب پیش منزلی را دیدم با بیش از ۲۰۰ ساچمه در اتاق خواب و پذیرایی! اما اهل خانه سالمند.undefinedجواد موگویی بعد از ۳ ماه آمده لامرد و حیرت‌زده می‌پرسد پس چرا هیچکس در ایران از این فاجعه خبر ندارد؟ می‌گویم چون لامرد در روز اول جنگ و همزمان با میناب هدف قرار گرفت و تحت‌الشعاع فاجعه کشتار کودکان مدرسه شجره طیبه مغفول شد. می‌گوید اتفاقاً چون در لامرد یک موشک جدید کشتار جمعی برای اولین‌بار در جهان تست عملیاتی شده، این موضوع قابلیت پردازش زیادی دارد. فرودگاه لامرد هم که بازگشایی شده، همه بیایند ببینند‌‌.undefinedنویسنده‌اید؟ بنویسید. هنرمندید؟ نقاشی کنید. شاعرید؟ شعر بگویید. با هر ابزاری که دارید، راوی این جنایت جنگی باشید. اگر هیچکدام را ندارید، لااقل همین مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید. هشتگ بزنید #لامرد_۷۲۰K تا مردم بدانند بر سر محدوده‌ای کوچک از یک شهر کوچک، ناگهان ۷۲۰ هزار گلوله تنگستن فرود آمده! هشتگ بزنید #کودکان_آزمایشگاه_لامرد تا تمام نهادهای حقوق‌بشری جهان بدانند آوینای دو ساله و چند کودک دیگر قربانی تست موشک جدید آمریکا شدند. هشتگ بزنید #تیم_ملی_لامرد تا فدراسیون فوتبال از این فرصت طلایی استفاده کند و کاروان تیم ملی ایران را با نام شهدای پسربچه‌ فوتبالیست، راهی جام جهانی کند. هشتگ بزنید #بازی_خونین_لامرد تا همه بدانند که مسابقه والیبال دختران ۱۱ ساله و ۱۲ ساله با سوت پایان زندگی آنان به اتمام رسید! راوی این جنایت بزرگ جنگی باشید، ولو شده با ارسال همین مطلب در گروه‌های دوستانه و خانوادگی خود؛ همین حالا!
#تیم_ملی_لامرد ، #لامرد_۷۲۰k ، #کودکان_آزمایشگاه_لامرد ، #بازی_خونین_لامرد ، #Lamerd720k
undefined اگر می‌خواهید اولین نفری باشید که در لامِرد و مُهر از اخبار جنگ مطلع می‌شود، به ما بپیوندید undefinedundefined بله https://ble.ir/drmoosavi_irundefined ایتا https://eitaa.com/drmoosavi_irundefined اینستا https://instagram.com/drmoosavi_ir
undefined۲K
undefined۲۳۰
undefined۱۴۳
undefined۱۳۸
undefined۱۳۶
undefined۵۲
undefined۳۹
undefined۲۰
undefined۱۹
undefined۳

۲۳۰.۳K

۹:۵۷