۲۲:۱۵
۲۲:۱۶
۲۲:۱۶
۲۲:۱۶
۲۲:۱۷
زائرین محترم اتاق های شماره ۱۳۳۲۱۳۲۷۱۳۳۳۱۳۴۳۱۲۰۲۱۲۰۵پیرو صحبت های مطرح شده در جلسه و علی رغم مراجعه به درب اتاق تان جهت توزیع میوه و عدم حضور جنابعالی، خواهشمند است جهت دریافت سهمیه میوه خود به اتاق اینجانب (شماره ۱۳۲۲) مراجعه بفرمایید.
۲:۲۲
۵:۱۶
۵:۱۷
زائرین گرامی با توجه به تفاوت ده درجه ای دما بین شهرهای مکه مکرمه و تهران، لطفاً تمهید لازم پیش بینی بفرمایید.
۵:۱۸
زائرین ارجمند از ششمین ختم قرآن این سفر، چند جز باقی مانده که خواهشمندم چنانچه تمایل و فرصت دارید اعلام بفرمایید تا اقدام کامل گردد. التماس دعا یاعلی
۵:۲۱
زائرین محترم ان شاالله پرواز شماره ۱۵۳۱ هواپیمایی ایران ایر ساعت ۱۶:۱۵ دقیقه از فرودگاه جده به مقصد فرودگاه امام خمینی، ترمینال سلام کاروان را به تهران خواهد برد.ارادتمند شما - آزادگان - یاعلی
۶:۱۵
با توجه به ساعت به وقت تهران، پیش بینی می شود ان شاالله هواپیما بدون تاخیر، ساعت ۱۹:۱۵ (به وقت تهران) در فرودگاه امام به زمین بنشیند.هرگونه تاخیر احتمالی، پیش بینی فوق را تغییر خواهد داد. یاعلی
۶:۱۷
باسمه تعالی اینجانب محمد علیزاده بعنوان خادم زائرین بیت الله الحرام و حضرت رسول اکرم (ص) و ائمه بقیع به نوبه خودم از زحمات مدیر توانمند جناب آقای دکتر ابوالفظل آزادگان و روحانی کاروان حجت السلام حاج آقای خادمی نهایت تقدیر تشکر دارم و از تک تک زائرین طلب حلالیت میطلبم اگر چنانچه از حرفای بنده یا شوخی های بنده ناراخت شدید منو مورد عف قرارداده و حلالم کنید بنده بعنوان خادم در خدمتتان بودم چنانچه انتقاد یا پیشنهادی جهت اصلاح بنده دارید نظراتتان میتواند راهگشای بهتر در سفرهای آتی و اصلاح خودم میباشد شماره موبایل ۰۹۱۴۱۹۳۹۱۰۷ بنده در پیام رسانهای مجازی یا تلفنی جهت شنیدن انتقادات و پیشنهاداتتون هستم با تشکر محمد علیزاده
۸:۲۶
پس از طی مسافت شهر مکه به شهر جده، به فرودگاه جده وارد و ضمن استقرار در سالن ورودی به اقامه نماز و صرف نهار پرداخته و هم اکنون برای دریافت کارت پرواز به کانتر مربوطه مراجعه خواهد شد.الحمدالله همه اعضای کاروان در سلامت کامل بوده و همه چیز طبق برنامه و به خوبی در حال پیشرفت می باشد.به امید روزهای بهتر یاعلی
۱۰:۱۳
الحمدالله همه زائرین به سلامت سوار هواپیما شدیم و ان شاالله به موقع و بدون تأخیر پرواز انجام خواهد شد.
۱۳:۰۴
سپاس خدای منان را که توفیق زیارت و خدمتگزاری را نصیب نمود. به نمایندگی از تیم خدمتگزاری کاروان (مدیر، روحانی و معاون) از زحمات شرکت دریای نور پارسا (هیات مدیره، مدیرعامل و مجموعه کادر) در فراهم نمودن امکان این سفر معنوی، قدردانی و سپاس و از همراهی و همکاری شما زائرین ارجمند نهایت امتنان را داشته و امیدوارم قصور و کوتاهی ها رو به بزرگواری خودتان بر ما عفو بفرمایید.برای یکایک شما عزیزان مکرر در مکرر این سفر را از درگاه ربوبی مسئلت دارد.ارادتمند ابوالفضل آزادگان یاعلی
۱۸:۰۸
۱۸:۱۰
با سپاس از زحمات سرکارخانم حسینی در تهیه این کلیپ
۱۸:۱۱
سلام علیکم خداوند منان را شاکرم که توفیق خدمت گذاری به بنده داد که در خدمات زائران بیت الله الحرام و مدینه النبی باشماولا کمال تشکر را از مدیر محترم و توانای کاروان جناب حاج آقای آزاده گان و جناب حاج آقای علیزاده معاون محترم کاروان دارم که به بنده در این سفر کمک فراوان کردند و چیزهای زیادی به من آموختند.
ثانیا از همه هم کاروانی های و زائران عزیز و بزرگوار که محبت بسیاری به بنده حقیر داشتند و در تمام سفر محبت شان شامل حال بنده بود و کم و کاست بنده را به بزرگواری خودشان تحمل کردند. ان شاءالله که مجدد در حج تمتع همسفر باشیم.ثالثا از شرکت دریای نور پارسا کمال تشکر دارم که به بنده لطف داشتند.و من الله التوفیق
ثانیا از همه هم کاروانی های و زائران عزیز و بزرگوار که محبت بسیاری به بنده حقیر داشتند و در تمام سفر محبت شان شامل حال بنده بود و کم و کاست بنده را به بزرگواری خودشان تحمل کردند. ان شاءالله که مجدد در حج تمتع همسفر باشیم.ثالثا از شرکت دریای نور پارسا کمال تشکر دارم که به بنده لطف داشتند.و من الله التوفیق
۱۹:۰۲
سلام کعبه عشق …میخواهم بگویم که فراقت ، جانم را به لبم رساندهدیدار جمال تو ، جرقه ای در وجودم شعله ور کرد که حرارتش را تا اعماق وجودم حس میکنممیسوزم از دوری ات .
قربان آن لحظهای میشوم که چشمانم برای اولین بار روی دلربایت را نظاره کرد و چنان از عظمت و جمال و جبروتت به وجد آمد که والاترین و زیباترین حرکت ، “سجده” بر خاک تو بود.
سجدهای که با تمام سجدههای عمرم فرق داشتخدایم را نزدیک تر از رگ گردنم حس کردم و جانانه ندای” لبیک اللهم لبیک” را نجوا میکردم.و چنان آغوش خدا گرم و دلچسپ بود که همانند “طفلی در بغل مادر ” به آرامش وصف نشدنی رسیده بودم.
و چه دوست داشتنی بود “لحظه دیدار عاشق و معشوق”
کعبه جانم ؛ قبل از وصالت حرفهای زیادی با تو داشتماز خواستهها و درد دلهایم و …ولی لال شدم از شکوه و صولتتاصلا بهتر است بگویم فراموش کردم همه چیز را و فقط وجودم تو را صدا میزد .
صفای در کنار تو بودن چه لذتی داشت و نفس کشیدن آنجا بوی بهشت میداد.
بنای ساختهی دست ابراهیم خلیل الله در ردایی “مشکی” عظمتی بینهایت داشتو چنان “سفیدی ” و نور را به قلبم تاباند کهمرا از “حضیض ذلت” تا “اوج رفعت” بالا برد.
مونسم ، آرامشم ، چه خوش لحظاتی بود عشقبازی و دیوانگی با تو …
وقتی ساعتها گوشهای مینشستم و در حال خوشم با تو ای مهربان خدایم از هر دری حرف میزدم و گریه میکردم و گاه میخندیدم را بیاد میآورم ؛ بر لحظه لحظه و ثانیه به ثانیهاش حسرت میخورم و با خودم میگویم” کی و چه زمانی دوباره میرسد وعدهی دیدار ما”
من با کوله باری از التماس دعاها و خواستههای بندگانت به سویت آمدمدر واقع من مامور به رساندن صدای بندگانت به تو بودم و امید دارم که نسیم خوش اجابت گونه هایشان را نوازش کند .
ای بهترین مامن و آرامشگاه من …وقتی در آغوشت بودم صدای گلبانگ اذانت برایم ستودنی ترین ترانه ی عمرم بود و چه گوارا بود طعم “عبودیت” در جوار “معبود.”
کعبه جانم ؛ ای چشم نوازترین صحنهی عالم،انصافا چه زیبا میدرخشیدی وقتی حاجیان بر گرد حریمت طواف عشق را بجا می آوردند و تو را همچون نگینی در بر گرفته بودند و تو همچنان برایشان دلبری میکردی و به دور از نژاد و رنگ و زبان همه را به یک سو میخواندی و شنونده زمزمههای تک تکشان بودی.آهتو را چه بخوانم …چه بگویم در وصفت که بیمثالی ...
“اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام …”
⚘
قربان آن لحظهای میشوم که چشمانم برای اولین بار روی دلربایت را نظاره کرد و چنان از عظمت و جمال و جبروتت به وجد آمد که والاترین و زیباترین حرکت ، “سجده” بر خاک تو بود.
سجدهای که با تمام سجدههای عمرم فرق داشتخدایم را نزدیک تر از رگ گردنم حس کردم و جانانه ندای” لبیک اللهم لبیک” را نجوا میکردم.و چنان آغوش خدا گرم و دلچسپ بود که همانند “طفلی در بغل مادر ” به آرامش وصف نشدنی رسیده بودم.
و چه دوست داشتنی بود “لحظه دیدار عاشق و معشوق”
کعبه جانم ؛ قبل از وصالت حرفهای زیادی با تو داشتماز خواستهها و درد دلهایم و …ولی لال شدم از شکوه و صولتتاصلا بهتر است بگویم فراموش کردم همه چیز را و فقط وجودم تو را صدا میزد .
صفای در کنار تو بودن چه لذتی داشت و نفس کشیدن آنجا بوی بهشت میداد.
بنای ساختهی دست ابراهیم خلیل الله در ردایی “مشکی” عظمتی بینهایت داشتو چنان “سفیدی ” و نور را به قلبم تاباند کهمرا از “حضیض ذلت” تا “اوج رفعت” بالا برد.
مونسم ، آرامشم ، چه خوش لحظاتی بود عشقبازی و دیوانگی با تو …
وقتی ساعتها گوشهای مینشستم و در حال خوشم با تو ای مهربان خدایم از هر دری حرف میزدم و گریه میکردم و گاه میخندیدم را بیاد میآورم ؛ بر لحظه لحظه و ثانیه به ثانیهاش حسرت میخورم و با خودم میگویم” کی و چه زمانی دوباره میرسد وعدهی دیدار ما”
من با کوله باری از التماس دعاها و خواستههای بندگانت به سویت آمدمدر واقع من مامور به رساندن صدای بندگانت به تو بودم و امید دارم که نسیم خوش اجابت گونه هایشان را نوازش کند .
ای بهترین مامن و آرامشگاه من …وقتی در آغوشت بودم صدای گلبانگ اذانت برایم ستودنی ترین ترانه ی عمرم بود و چه گوارا بود طعم “عبودیت” در جوار “معبود.”
کعبه جانم ؛ ای چشم نوازترین صحنهی عالم،انصافا چه زیبا میدرخشیدی وقتی حاجیان بر گرد حریمت طواف عشق را بجا می آوردند و تو را همچون نگینی در بر گرفته بودند و تو همچنان برایشان دلبری میکردی و به دور از نژاد و رنگ و زبان همه را به یک سو میخواندی و شنونده زمزمههای تک تکشان بودی.آهتو را چه بخوانم …چه بگویم در وصفت که بیمثالی ...
“اللهم ارزقنی حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام …”
۱۶:۴۸