یادداشت اختصاصی ابتکار ایران
بخش نخست
آقای دکتر مسعود نیلی، اخیرا در یادداشتی تحت عنوان «روزگاری اینچنین هائل» در روزنامه دنیای اقتصاد به بررسی حوادث غمبار دی ماه پرداختهاند و در نهایت متن خود را با این نتیجهگیری به پایان رساندهاند: «به نظام حکمرانی توصیه میشود که اولا به فکر ابتکارات مناسب برای پایان بخشیدن به منازعه مخرب بینالمللی موجود باشد. توجه داشته باشیم که هرچه طرف مقابل ما بیمنطقتر، خطرناک تر و غیرانسانیتر باشد، ضرورت برخورد مدبرانه و توأم با طمأنینه ما بیشتر میشود.»
این سخنان به هیچ وجه جدید نیست؛ بین سطورِ یادداشتهای چندین ساله دکتر نیلی آن است که: «مناقشات بینالمللی را حل کنید تا تحریمها رفع شده و زمینه اتصال به زنجیرههای ارزش بینالمللی و حضور در نظام تقسیم کار جهانی فراهم شود و آنگاه بوی توسعه را استشمام کنیم.»
1. جوابهای تکراری، پاسخگوی سؤال خیلی جدیدِ توسعه ایران نیست!
🟣 در میان اندیشمندان اقتصادی، این گزاره تقریباً مورد اجماع است که توسعه اقتصادی یک کشور، در کنار سایر مؤلفهها، بهشدت تحتتأثیر «روابط فرامرزی»ست. از نظریات سنتی اقتصاد بینالملل نظیر «مزیت مطلق» و «مزیت نسبی» گرفته تا نظریه جایگزینی واردات و همچنین نظریه غالب اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم، یعنی «ادغام در زنجیرههای ارزش جهانی بهمثابه شرط لازم توسعه» همگی بهنوعی بر تأثیرگذاری روابط فرامرزی بر توسعه اقتصادی یک کشور (اعم از تأثیر مثبت و منفی) صحه گذاشتهاند.
🟣 با پیشفرض گرفتن گزاره فوق، این سؤال مطرح میشود که توسعه ایران، بهصورت مشخص چه ربط و نسبتی با روابط فرامرزی دارد. سالهاست که اندیشمندان ایرانی در حال گفتگو، مباحثه و حتی مناقشه دررابطهبا این موضوع هستند. در اینجا بنای بر باز کردن یک مناقشه کهنه و عمیق نداریم. بنای ما در این نوشتار، آن است که بیان کنیم که امروز، نه «جواب» بلکه خودِ «سؤال» تغییر کرده است؛ توضیح آنکه تا چند سال گذشته، با پیشفرض گرفتن «ثبات شرایط خارجی» (با مؤلفههایی نظیر عملکرد سیاسی کشورها در چارچوب سازمان ملل و کارکرد حداکثری نهادهایی نظیر سازمان توسعه جهانی، صندوق بینالملل پول، بانک جهانی و ...) و فعالبودن زنجیرههای ارزش جهانی، اندیشمند ایرانی به دنبال ارائه «ایده و پاسخ» به «سؤالی مفروض» بود؛ پاسخها نیز در طیفی گسترده جانمایی میشدند: از «ضرورت پذیرش کامل قواعد سیاسی جهانشمول و عضویت در تقسیم کار جهانی» تا «ضرورت توسعه دروننگر و خودکفا و درعینحال حفظ استقلال سیاسی.»
🟣اما آنچه دنیای جدید را از دنیای قدیم متمایز میکند آن است که اساساً «سؤالات» تغییر کردهاند؛ امروز اندیشمند آگاهِ ایرانی (نه اقتصاددان یا سیاستمداری که بیخبر از تحولات دنیای جدید، همچنان نسخههای پیشین را تجویز میکند.) سه تغییر عمده را مشاهده میکند: الف. جهان تغییر کرده است. ب. منطقه تغییر کرده است. ج. ایران تغییر کرده است.
🟣 جهان تغییر کرده است به این معنا که جهان مسطحِ خالی از عوارض سیاسی و امنیتی، جای خود را به جهان مشحون از ملاحظات امنیتی و سیاسی داده است؛ تا جایی که امروز، استفاده از ابزارهای اقتصادی (نظیر تحریم، تعرفهگذاری، غربالگری حرکت سرمایه، احیای گفتمان سیاست صنعتی، حمایتگرایی) در راستای تحکم سیاسی به پدیدهای شایع و رایج تبدیل شده است؛ تا آنجا که امروز، سخن از تسلیحاتیسازی وابستگیها به میان آمده است. همچنین، اکنون، مسیر جهانیسازی، وارونه شده و زنجیرههای ارزش جهانی، بر اساس گفتمان «امنیت اقتصادی» جای خود را به زنجیرههای منطقهای، دوستگرا و ایمن میدهند.
ادامه دارد
۱۶:۵۵