چه باید کرد؟ از منظر نگارنده:
الف. مطالبه عمومی و ملی باید بهطور جدی به سمت نهادها و ساختارهای مرتبط با روابط اقتصادی خارجی معطوف شود؛ نهادهایی که سالها با توجیه «حساس» یا «محرمانه» بودن موضوعات، برای خود حریمهای امن و غیرقابل پرسش ایجاد کردهاند. مقصود از این سخن، ورود به مصادیق جزئی یا طرح ادعاهای فردی درباره دستگاههایی همچون وزارت امور خارجه، بانک مرکزی یا سازوکارهای فروش نفت نیست؛ بلکه تأکید بر این اصل است که سیاست خارجی و مناسبات اقتصادی برونمرزی باید در معرض پرسشگری عمومی قرار گیرد. طی سالیان متمادی، این تصور نادرست شکل گرفته که هرگونه اذعان به اثرگذاری تحریمها یا نقد سیاست خارجی، همراستایی با جریانهای سیاسی خاص غربگرا و به مثابه پیگیری خط مذاکره برای رفع تحریم تلقی میشود، در حالی که چنین برداشتی بهکلی ناصواب است . جامعه حق دارد درباره تضعیف یا تخریب روابط اقتصادی با شرکای راهبردی، از جمله چین، پرسش کند؛ از اینکه چرا فرصت تبدیل روابط قدرتمند با شرق به اهرمی برای تنظیم متوازن روابط با غرب در دوران دولت اعتدال از دست رفت، یا چرا سازوکارهای سرمایهگذاری خارجی، علیرغم نیاز شدید کشور به منابع مالی در دولت سیزدهم، برای سالها معطل و غیرفعال باقی ماند. همچنین پرسشگری درباره ترجیح قرارداد میلیون دلاری هندی در چابهار به قرارداد میلیارد دلاری چینیِ اتصال به کریدور سیپک و نیز تداوم مسیرهای پرهزینه و غیرکارآمد تأمین اقلام اساسی از مسیر دوبی، آن هم از شرکتهای آمریکایی، حقی مسلم برای افکار عمومی است.
ب. مسیر طیشده در حکمرانی اقتصادی که ذیل عناوینی چون تمرکززدایی، دولتزدایی، خصوصیسازی، مردمیسازی، شوراگرایی افراطی و تضعیف بازوهای اقتصادی دولت ــ از جمله واگذاری صادرات نفت به کانونهای قدرت یا محدودسازی نقش نظام بانکی در هدایت نقدینگی ــ دنبال شده، نیازمند بازنگری جدی است. در حوزه روابط خارجی، طرف مقابل باید با یک بازیگر قدرتمند، منسجم، یکدست و دارای اختیارات روشن مواجه باشد؛ نه مجموعهای پراکنده، موازیکار و فاقد قدرت تصمیمگیری مؤثر . وضعیت کنونی ایران، در این زمینه، بیش از آنکه یادآور یک قدرت تثبیتشده باشد، به روسیه دهه ۱۹۹۰ شباهت دارد؛ حال آنکه هدف باید رسیدن به الگوی روسیه دهه ۲۰۲۰، یعنی بازیگری متمرکز، مقتدر و دارای راهبرد مشخص در تعاملات بینالمللی باشد.
ج. پرسش بنیادین پیشروی ایران امروز این است که جایگاه جدید کشور در نظام جهانی چه باید باشد؟ بهنظر میرسد نفت دیگر توان و نقش تاریخی گذشته را برای ایجاد مزیت راهبردی ندارد؛ ازاینرو، باید بهدنبال منابع و ابزارهای جایگزین برای بازتعریف نقش ایران در جهان بود. پاسخ به این پرسش، بیتردید پیچیده و چندلایه است، اما ظرفیتهای بالفعلنشده فراوانی وجود دارد که میتوان آنها را فعال کرد: از *ایمنسازی زنجیرههای حیاتی تأمین گرفته تا ایجاد حسابها و سازوکارهای مالی رسمی با کشورهای همسو بهمنظور تأمین مالی پایدار*؛ *از بهرهبرداری راهبردی از ظرفیتهای معدنی نظیر مس، تا توسعه فضای کار صنعتی مشترک با آسیای مرکزی، آفریقا و منطقه*؛ *از تعریف کارکردهای جدید برای خطوط کریدوری ــ فراتر از صرف ترانزیت ــ تا بازآرایی روابط اقتصادی میان استانهای کشور*؛ *از فعالسازی ظرفیت جوامع ایرانی خارج از کشور تا اقتصادیسازی پیوندهای ژئواقتصادی و ژئوسیاسی با شرکای منطقهای در محور مقاومت*. این مسیر، اگرچه دشوار، اما برای بازگشت ایران به یک نقش معنادار در عرصه جهانی، گریزناپذیر است.
۲۰:۳۱
بازارسال شده از کانال گاه نوشت های حسین خصاف مفرد
پیشنهاد میکنم این سخنرانی کوتاه نخست وزیر کانادا در نشست امسال داووس را مشاهده کنید. قابل تامل و توجه است.
۷:۰۰
ابتکار ایران؛ جانمایی جدید
پیشنهاد میکنم این سخنرانی کوتاه نخست وزیر کانادا در نشست امسال داووس را مشاهده کنید. قابل تامل و توجه است.
نخستوزیر کانادا: ما خوب میدانستیم که داستانِ "نظم مبتنی بر قوانین" تا حد زیادی دروغ است. میدانستیم که قوانین بینالمللی بسته به اینکه طرفِ متهم و قربانی چه کسی باشد، به شکل گزینشی اجرا میشود.این نمایش به ما [به خاطر منافعی که سلطهٔ آمریکا فراهم میکرد] سود میرساند. پس ما هم تابلوی آن را سردرِ مغازه خود زدیم. در مراسمش حاضر شدیم.و تا جای ممکن، لب از اشاره به شکافِ میان شعارها و واقعیت بستیم.اما امروز دیگر این معامله به صرفه نیست. صریح میگویم: ما در میانهٔ یک گسست هستیم، نه یک گذار آرام.وقتی ادغام در نظام جهانی به ابزاری برای تحتسلطهگرفتنِ تو تبدیل شود، دیگر نمیتوانی در پناهِ دروغِ «نفعِ مشترک» ادامه داد.
به کانال «ابتکار ایران؛ جانمایی جدید» در تلگرام، بله و توییتر بپیوندید
@ebtekareiran
۷:۰۱
بازارسال شده از مَکُایران | MakoIran
قریب به ۲۰ روز از آشوبهای خیابانی ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ میگذرد و لفاظیهای مقامات آمریکایی در مورد احتمال حمله به کشور نیز تشدید شده است.در این بازه زمانی حداقل در ۴ مورد، تحلیلگران به ایراد برخی میادین نزاع با دشمن پرداختهاند که مبدا یا مقصد آن جنوب شرق ایران است.
ادامه دارد...
۱۹:۴۵
بازارسال شده از مَکُایران | MakoIran
۱۹:۴۵
بازارسال شده از مَکُایران | MakoIran
۱۹:۴۵
بازارسال شده از مَکُایران | MakoIran
۱۹:۴۵
بازارسال شده از مَکُایران | MakoIran
شایسته است قرار ۳ میلیارد دلاری حجم مبادلات با پاکستان در ابتدا متوازن شده تا رغبت طرف پاکستانی برای تجارت را دوچندان کند و سپس ظرفیتهای مرزی، علی الاخص ریمدان را در ارتقای این عدد و ارتقای واردات کالاهای اساسی در دوران جنگ افزایش دهد.
۱۹:۴۵
ثروت نوین ملل.pdf
۹۴۸.۷ کیلوبایت
۱۴:۳۴
در قسمتی از متن چنین جملهای آمده است: «درحالیکه سرمایهگذاریهای حاکمیتی میتوانند بازارساز باشند، اما این سرمایهگذاریها، کشورها را در کانون توجه ژئوپلیتیک قرار میدهند.» این جمله بسیار کلیدی است. در یک نظم قاعدهمحور (rule-based order)، «کنشگران میانه»ای که توانمندیهای خاص اقتصادی (نظیر صندوقهای ثروت ملی و حاکمیتی)، سیاسی و امنیتی دارند میتوانند با استفاده از موازنه مثبت یا منفی، از همکاری و تعامل با قدرتهای برتر، کسب منفعت کنند. اما در زمانهای که نظم قاعدهمحور، جای خود را به تنش قدرتهای بزرگ میدهد و اساسا «قاعده» رنگ میبازد همین مزیتها میتواند منجر به آن شود که این کنشگران میانه به محمل تخاصم قدرتهای بزرگ تبدیل شوند. به صورت مشخص، وقتی ادبیاتی تحت عنوان «دولتهای نوسانی» (دولت هایی که حرکت آنها به سمت یکی از قدرتهای برتر میتواند توازن قوای جهانی را تغییر دهد) پررنگ میشود اتفاقا این موضوع میتواند مخاطرات جدی برای این کشورها ایجاد کند؛ پشت پردۀ طرح این گفتمان آن است که هر یک از قدرتهای برتر، با تمامی ابزارهای خود (حتی ابزارهای امنیتی) نباید بگذارند که دولتهای نوسانی، راه آسان و همواری برای همکاری با قدرت متخاصمِ دیگر داشته باشند. کما اینکه، مدیر عامل شرکت اماراتی به فایننشال تایمز گفته است: «برای اینکه بتوانیم رابطهای را که با شرکای آمریکایی خود داریم (که برای ما ارزشمند است) ارتقا دهیم، دیگر نمیتوانیم فعالیت زیادی با شرکای پیشین چینی انجام دهیم. نمیتوانیم با هر دو طرف کار کنیم. نمیتوانیم.»
۱۴:۳۵
سرمایه_ابزاری_سلاح_جدید_خلیج_فارس.m4a
۱۷:۴۹-۳۲.۸۳ مگابایت
۱۹:۵۵
بخش نخست
🟢 در نظریه دولت مدرن، دولت پیش از آنکه نهادی اجرایی یا قهری باشد، یک نظام تولید و سازماندهی شناختی تلقی میشود. از منظر وبر، بوروکراسی عقلانی بدون جریان منظم اطلاعات امکانپذیر نیست؛ اسکات نشان میدهد که دولت تنها از طریق دادهایسازی واقعیت اجتماعی قادر به حکمرانی است؛ و فوکو پیوند دانش و قدرت را در قلب نظم سیاسی مدرن قرار میدهد. بر این اساس، میتوان گفت هرگاه چرخة اطلاعات دولت دچار اختلال شود، حکمرانی نیز دچار فروکاست ساختاری و نهادی خواهد شد. چرخة اطلاعات ــ شامل تولید داده، پردازش اطلاعات و تحلیل نظریهمند ــ شرط امکان سیاستگذاری مؤثر است و اختلال همزمان در این سه سطح، دولت را به واکنشهای دیرهنگام، پرهزینه و عمدتاً قهری سوق میدهد. این امر در ابعاد مختلف حکمرانی ایرانی اعم از سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... قابل رویت است.
🟢 اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم در دنیای جدید، نسبت مشخصی بین ژئوپلیتیک، ژئوکالچر و ژئواکونومی بهوجود آمده و جامعة اطلاعاتی نمیتواند در نبود ادراکی هارمونیک از این سه گانه به طراحی پرفورمنس بومی یا شناخت پرفورمنس دشمن مبادرت کند. در دو دهة اخیر، سامانههای شناختی پیشرو در جهان، تحت تأثیر انقلاب دادههای کلان، تحلیل شبکهای و هوش مصنوعی، از الگوهای کلاسیک سلسلهمراتبی فاصله گرفته و به سمت ساختارهای منعطف، تحلیلهای میانرشتهای و سناریومحور حرکت کردهاند. اسناد ناتو و نتایج برخی از مراکز مطالعاتی غربی نشان میدهد که مزیت راهبردی در جنگهای جدید، نه صرفاً در حجم داده، بلکه در کیفیت جمعآوری و تحلیل داده، خلاقیت شناختی و توان پیشبینی نهفته است. سازمانهایی که در این گذار ناکام ماندهاند، حتی با وفور داده، دچار غافلگیریهای پرهزینه شدهاند. در این چارچوب، بخشی از آسیبپذیری ایران را میتوان ناشی از شکاف میان تحولات جهانی اطلاعاتی و الگوهای تحلیل مسلط در دستگاه شناختی حکمرانی کشور دانست.
۱۸:۰۱
بخش دوم
🟢 در این میان، طرح مفهوم «کودتا» برای توصیف وقایع اخیر توسط مقام معظم رهبری(حفظهالله) اهمیت تحلیلی ویژهای دارد. کودتا در ادبیات سیاسی و امنیتی، صرفاً یک اقدام ناگهانی یا خیابانی نیست؛ بلکه مستلزم وجود شبکهای هماهنگ از کنشگران داخلی، حمایت یا هدایت خارجی، زیرساخت لجستیکی، منابع و گردش مالی، پوشش رسانهای و زمانبندی دقیق است. بنابراین، سخن گفتن از کودتا بهطور ضمنی به وجود یک شبکة پیچیده و چندسطحی دیده نشده اشاره دارد. این نکته پرسشهای بنیادینی را درباره نسبت سامانههای شناختی با مسئلة تحلیل شبکهای و پیشیابی راهبردی برمیانگیزد. جامعة اطلاعاتی در ایران به راستی موفقیتها و توانمندیهای ستودنی و زیادی را از خود نمایش داده است اما ضعف در کشف یا پیشبینی چنین شبکهای را نمیتوان صرفاً به خطای موردی نسبت داد؛ بلکه شاید بتوان آن را نشانة کاهش قدرت محاسباتی و تحلیلی نهادی دانست. پژوهشهای تحلیل اطلاعات نشان میدهند که سازمانهای سلسلهمراتبی، بهتدریج دچار قالبهای ذهنی متعارف میشوند(Usual Suspects) و توان تحلیل و تصور سناریوهای نامتعارف را از دست میدهند. در چنین شرایطی، نفوذ منحصراً به معنای حضور یک عامل نیست، بلکه به معنای نفوذ در دستگاه محاسباتی و الگوهای تفسیر واقعیت است. در هر صورت این پرسش مهم وجود دارد که چرا سامانههای شناختی ایران در کشف و مسدودسازی فرایند کودتا دچار ضعف شده است؟ چه اپیزودهایی از پرفورمنس دشمن هنوز عملیاتی نشده؟ راهکارهای بهبود وضعیت جامعة اطلاعاتی در کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت چیست؟
۱۸:۰۱
برهم زدن نظم کنونی تجارت جهانی.pdf
۷۷۷.۸۷ کیلوبایت
۱۶:۵۱
آنچه به عنوان جهانیسازی میشناختیم استثنایی برای کل تاریخ بود، همانطور که نویسنده در این مقاله تشریح میکند رفتار ترامپ، «استثنایی بر رفتار حکمرانی استاندارد آمریکاییها» نیست بلکه «نمایش قاعدهی بازی» آنهاست. اما واقعیتی در دنیای ما وجود دارد که نشان میدهد این بار دیگر بازی فرق میکند. اگر مثلا در دههی هشتاد میلادی، آمریکاییها با اخم به ژاپن و آلمان غربی میتوانستند خواستههای خود را به آنها تحمیل کنند امروز جهان، دیگر بازیگرانی همچون چین و روسیه را دارد که دارای هویت امنیتی و سیاسی مستقل هستند. به فرض که به پیشنهاد فارن افرز مبنی بر فشار بر متحدان برای کاهش واردات از چین، مازاد تجاری این کشور (چین) تحت تاثیر قرار گیرد؛ لازم است بدانیم در همین شرایط، چین در حال تقویت آهسته ارزش یوان است تا در کنار انحصار خود در بسیاری از زنجیرهها، کاهش ارزش صادرات خود را جبران کند. در واقع چینیها تا دورهای میانمدت وقت خواهند داشت تا این کاهش صادرات را با افزایش ارزش یوان جبران کنند (شرایطی که به جهانروایی یوان خواهد انجامید). اما پس از آن، این سیاست چینیها، به دلیل بسط ید آمریکا در بازار نفت و تغذیه کردن سیاست صنعتی جدید آمریکاییها با انرژی ارزان (و به تبع آن ارز ارزان) به چالش کشیده خواهد شد. چینیها در قبال چنین شرایطی ابزارهای مختلفی در دست دارند تا از مهلکه بگریزند ولی به نظر میرسد در چنین دورۀ گذاری، قیمت بالای نفت به نفع چینیها خواهد بود؛ در واقع قیمت بالای نفت از دو کانال طرف آمریکایی را تحت تأثیر قرار میدهد:1. اثر تاکتیکی: از آنجایی که انرژی، 36 درصد از سبد مصرفی خانوار آمریکا را متاثر میکند، تورمی که خانوار آمریکایی از جانب نفت دریافت میکنند محسوس خواهد بود. چنین امری پایگاه رای دولت مستقر را تضعیف میکند. نفت گرانتر چرخههای تامین مالی دولت آمریکا را نیز از طریق اثرگذاری بر نرخ بهره اوراق قرضه دولتی و ... متاثر میسازد.2. اثر استراتژیک: آمریکا در زمان فعلی با دو اهرم شامل تضعیف ارزش دلار و نفت ارزان در حال احیای صنایع خود است. چنین آمریکای صنعتی، توان تخریب سایر نقاط جهان را به دست خواهد آورد. حمله به قیمت نفت و ادامهی آن به وسیلهرفت و برگشت با صحنهی واقعیت و اصلاح تاکتیکها یک ضربه استراتژیک به آمریکا محسوب میشود.اینجاست که محل گفتگوی ایران و چین میتواند باشد!
۲۱:۴۰
ضرورت برهم زدن نظم کنونی تجارت جهانی.m4a
۱۱:۴۱-۲۱.۵۴ مگابایت
۲۱:۵۴
یادداشت اختصاصی ابتکار ایران
بخش نخست
آقای دکتر مسعود نیلی، اخیرا در یادداشتی تحت عنوان «روزگاری اینچنین هائل» در روزنامه دنیای اقتصاد به بررسی حوادث غمبار دی ماه پرداختهاند و در نهایت متن خود را با این نتیجهگیری به پایان رساندهاند: «به نظام حکمرانی توصیه میشود که اولا به فکر ابتکارات مناسب برای پایان بخشیدن به منازعه مخرب بینالمللی موجود باشد. توجه داشته باشیم که هرچه طرف مقابل ما بیمنطقتر، خطرناک تر و غیرانسانیتر باشد، ضرورت برخورد مدبرانه و توأم با طمأنینه ما بیشتر میشود.»
این سخنان به هیچ وجه جدید نیست؛ بین سطورِ یادداشتهای چندین ساله دکتر نیلی آن است که: «مناقشات بینالمللی را حل کنید تا تحریمها رفع شده و زمینه اتصال به زنجیرههای ارزش بینالمللی و حضور در نظام تقسیم کار جهانی فراهم شود و آنگاه بوی توسعه را استشمام کنیم.»
1. جوابهای تکراری، پاسخگوی سؤال خیلی جدیدِ توسعه ایران نیست!
🟣 در میان اندیشمندان اقتصادی، این گزاره تقریباً مورد اجماع است که توسعه اقتصادی یک کشور، در کنار سایر مؤلفهها، بهشدت تحتتأثیر «روابط فرامرزی»ست. از نظریات سنتی اقتصاد بینالملل نظیر «مزیت مطلق» و «مزیت نسبی» گرفته تا نظریه جایگزینی واردات و همچنین نظریه غالب اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم، یعنی «ادغام در زنجیرههای ارزش جهانی بهمثابه شرط لازم توسعه» همگی بهنوعی بر تأثیرگذاری روابط فرامرزی بر توسعه اقتصادی یک کشور (اعم از تأثیر مثبت و منفی) صحه گذاشتهاند.
🟣 با پیشفرض گرفتن گزاره فوق، این سؤال مطرح میشود که توسعه ایران، بهصورت مشخص چه ربط و نسبتی با روابط فرامرزی دارد. سالهاست که اندیشمندان ایرانی در حال گفتگو، مباحثه و حتی مناقشه دررابطهبا این موضوع هستند. در اینجا بنای بر باز کردن یک مناقشه کهنه و عمیق نداریم. بنای ما در این نوشتار، آن است که بیان کنیم که امروز، نه «جواب» بلکه خودِ «سؤال» تغییر کرده است؛ توضیح آنکه تا چند سال گذشته، با پیشفرض گرفتن «ثبات شرایط خارجی» (با مؤلفههایی نظیر عملکرد سیاسی کشورها در چارچوب سازمان ملل و کارکرد حداکثری نهادهایی نظیر سازمان توسعه جهانی، صندوق بینالملل پول، بانک جهانی و ...) و فعالبودن زنجیرههای ارزش جهانی، اندیشمند ایرانی به دنبال ارائه «ایده و پاسخ» به «سؤالی مفروض» بود؛ پاسخها نیز در طیفی گسترده جانمایی میشدند: از «ضرورت پذیرش کامل قواعد سیاسی جهانشمول و عضویت در تقسیم کار جهانی» تا «ضرورت توسعه دروننگر و خودکفا و درعینحال حفظ استقلال سیاسی.»
🟣اما آنچه دنیای جدید را از دنیای قدیم متمایز میکند آن است که اساساً «سؤالات» تغییر کردهاند؛ امروز اندیشمند آگاهِ ایرانی (نه اقتصاددان یا سیاستمداری که بیخبر از تحولات دنیای جدید، همچنان نسخههای پیشین را تجویز میکند.) سه تغییر عمده را مشاهده میکند: الف. جهان تغییر کرده است. ب. منطقه تغییر کرده است. ج. ایران تغییر کرده است.
🟣 جهان تغییر کرده است به این معنا که جهان مسطحِ خالی از عوارض سیاسی و امنیتی، جای خود را به جهان مشحون از ملاحظات امنیتی و سیاسی داده است؛ تا جایی که امروز، استفاده از ابزارهای اقتصادی (نظیر تحریم، تعرفهگذاری، غربالگری حرکت سرمایه، احیای گفتمان سیاست صنعتی، حمایتگرایی) در راستای تحکم سیاسی به پدیدهای شایع و رایج تبدیل شده است؛ تا آنجا که امروز، سخن از تسلیحاتیسازی وابستگیها به میان آمده است. همچنین، اکنون، مسیر جهانیسازی، وارونه شده و زنجیرههای ارزش جهانی، بر اساس گفتمان «امنیت اقتصادی» جای خود را به زنجیرههای منطقهای، دوستگرا و ایمن میدهند.
ادامه دارد
۱۶:۵۵
یادداشت اختصاصی ابتکار ایران
بخش دوم
🟣 همچنین منطقه پیرامونی ایران نیز تغییر کرده است. کشورهای پیرامون ایران، بهتدریج با افزایش دادن توان اقتصادی، امنیتی و سیاسی خود به دنبال گسترش حوزه نفوذ و طراحی زمین بازی خود هستند؛ ترکیه، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، آذربایجان، قطر و اخیراً عراق، مصداقهای روشن از این موضوع هستند. در این میان، کنشگری ستیزهجو به نام رژیم صهیونیستی، صحبت از خاورمیانه بزرگ و «صلح کلی» به میان آورده است. به تعبیر کیسینجر: «هرگاه صلح کلی— که بهمنزلۀ پرهیز از جنگ تصور شده— هدفِ اصلیِ یک قدرت یا گروهی از قدرتها بوده، نظامِ بینالملل به گروگانِ بیرحمترین عضوِ جامعۀ بینالملل درآمده است. هرگاه نظمِ بینالمللی اذعان کرده که اصولی هست که حتی بهخاطر صلح نیز نمیتوان آنها را معامله کرد، آنگاه ثباتِ مبتنی بر موازنۀ نیروها دستکم قابلِ تصور بوده است.»
🟣 و در نهایت، خودِ ایران نیز با ایران ده سال پیش تفاوتهای ماهوی پیدا کرده است. در عرصه روابط خارجی، اقتصاد ایران با پدیدههایی نظیر تشدید تحریمهای اقتصادی و بازگشت قطعنامههای شورای امنیت از یک سو (وجه سلبی) و تقویت کمربندهای برّیِ پیرامون و درون ایران نظیر ابتکار کمربند و راه و کریدور شمال-جنوب ازسویدیگر (وجه ایجابی) مواجه شده است.به نظر میرسد بهموجب تغییر توأمان جهان، منطقه و ایران، صورتبندی طرح جدیدی برای توسعه ایران ضروری به نظر میرسد؛ پرواضح است که امروز، این «طراحی»، نهفقط برای ایران بلکه برای بسیاری از کشورهای جهان (حتی آنهایی که اعضای اصلی زنجیرههای ارزش جهانی هستند) به یک ضرورت تبدیل شده است.
2. چرا این موضوع مهم است؟
ادامه دارد
۱۶:۵۵
یادداشت اختصاصی ابتکار ایران
بخش سوم
پی نوشت: تیم ابتکار ایران، مختصات، الزامات و گامهای پیشبرد این زیست جدید (زیست در کمربندهای اقتصادی) را احصاء کرده است و البته مسیر پژوهشی ما همچنان ادامه دارد. جهان، سیال است و دائما باید ابتکارهای خود را بهروزرسانی کنیم؛ این آمادگی وجود دارد که در جمعهای دانشگاهی و نخبگانی، اجزا و مختصات این گفتمان توسعهای جدید را ارائه کنیم.
۱۶:۵۵
مصاحبه وانگ جسیی اندیشمند مطرح چینی.pdf
۶۰۰.۰۹ کیلوبایت
۶:۲۱