بله | کانال ابتکار ایران؛ جانمایی جدید
عکس پروفایل ابتکار ایران؛ جانمایی جدیدا

ابتکار ایران؛ جانمایی جدید

۲,۱۸۹عضو
undefined سخنی با ملت ایران؛ کشورمان با بزرگترین سوال چهارصدسال گذشته خود روبرو است، در پیشگاه آیندگان مسئولیم undefined
undefined یادداشت اختصاصی ابتکار ایرانبخش دوم
چه باید کرد؟ از منظر نگارنده:
الف. مطالبه عمومی و ملی باید به‌طور جدی به سمت نهادها و ساختارهای مرتبط با روابط اقتصادی خارجی معطوف شود؛ نهادهایی که سال‌ها با توجیه «حساس» یا «محرمانه» بودن موضوعات، برای خود حریم‌های امن و غیرقابل پرسش ایجاد کرده‌اند. مقصود از این سخن، ورود به مصادیق جزئی یا طرح ادعاهای فردی درباره دستگاه‌هایی همچون وزارت امور خارجه، بانک مرکزی یا سازوکارهای فروش نفت نیست؛ بلکه تأکید بر این اصل است که سیاست خارجی و مناسبات اقتصادی برون‌مرزی باید در معرض پرسشگری عمومی قرار گیرد. طی سالیان متمادی، این تصور نادرست شکل گرفته که هرگونه اذعان به اثرگذاری تحریم‌ها یا نقد سیاست خارجی، هم‌راستایی با جریان‌های سیاسی خاص غربگرا و به مثابه پیگیری خط مذاکره برای رفع تحریم تلقی می‌شود، در حالی که چنین برداشتی به‌کلی ناصواب است . جامعه حق دارد درباره تضعیف یا تخریب روابط اقتصادی با شرکای راهبردی، از جمله چین، پرسش کند؛ از اینکه چرا فرصت تبدیل روابط قدرتمند با شرق به اهرمی برای تنظیم متوازن روابط با غرب در دوران دولت اعتدال از دست رفت، یا چرا سازوکارهای سرمایه‌گذاری خارجی، علی‌رغم نیاز شدید کشور به منابع مالی در دولت سیزدهم، برای سال‌ها معطل و غیرفعال باقی ماند. همچنین پرسشگری درباره ترجیح قرارداد میلیون دلاری هندی در چابهار به قرارداد میلیارد دلاری چینیِ اتصال به کریدور سیپک و نیز تداوم مسیرهای پرهزینه و غیرکارآمد تأمین اقلام اساسی از مسیر دوبی، آن هم از شرکت‌های آمریکایی، حقی مسلم برای افکار عمومی است.
ب. مسیر طی‌شده در حکمرانی اقتصادی که ذیل عناوینی چون تمرکززدایی، دولت‌زدایی، خصوصی‌سازی، مردمی‌سازی، شوراگرایی افراطی و تضعیف بازوهای اقتصادی دولت ــ از جمله واگذاری صادرات نفت به کانون‌های قدرت یا محدودسازی نقش نظام بانکی در هدایت نقدینگی ــ دنبال شده، نیازمند بازنگری جدی است. در حوزه روابط خارجی، طرف مقابل باید با یک بازیگر قدرتمند، منسجم، یک‌دست و دارای اختیارات روشن مواجه باشد؛ نه مجموعه‌ای پراکنده، موازی‌کار و فاقد قدرت تصمیم‌گیری مؤثر . وضعیت کنونی ایران، در این زمینه، بیش از آنکه یادآور یک قدرت تثبیت‌شده باشد، به روسیه دهه ۱۹۹۰ شباهت دارد؛ حال آنکه هدف باید رسیدن به الگوی روسیه دهه ۲۰۲۰، یعنی بازیگری متمرکز، مقتدر و دارای راهبرد مشخص در تعاملات بین‌المللی باشد.
ج. پرسش بنیادین پیش‌روی ایران امروز این است که جایگاه جدید کشور در نظام جهانی چه باید باشد؟ به‌نظر می‌رسد نفت دیگر توان و نقش تاریخی گذشته را برای ایجاد مزیت راهبردی ندارد؛ ازاین‌رو، باید به‌دنبال منابع و ابزارهای جایگزین برای بازتعریف نقش ایران در جهان بود. پاسخ به این پرسش، بی‌تردید پیچیده و چندلایه است، اما ظرفیت‌های بالفعل‌نشده فراوانی وجود دارد که می‌توان آن‌ها را فعال کرد: از *ایمن‌سازی زنجیره‌های حیاتی تأمین گرفته تا ایجاد حساب‌ها و سازوکارهای مالی رسمی با کشورهای همسو به‌منظور تأمین مالی پایدار*؛ *از بهره‌برداری راهبردی از ظرفیت‌های معدنی نظیر مس، تا توسعه فضای کار صنعتی مشترک با آسیای مرکزی، آفریقا و منطقه*؛ *از تعریف کارکردهای جدید برای خطوط کریدوری ــ فراتر از صرف ترانزیت ــ تا بازآرایی روابط اقتصادی میان استان‌های کشور*؛ *از فعال‌سازی ظرفیت جوامع ایرانی خارج از کشور تا اقتصادی‌سازی پیوندهای ژئو‌اقتصادی و ژئو‌سیاسی با شرکای منطقه‌ای در محور مقاومت*. این مسیر، اگرچه دشوار، اما برای بازگشت ایران به یک نقش معنادار در عرصه جهانی، گریزناپذیر است.
undefined به کانال «ابتکار ایران؛ جانمایی جدید» در تلگرام، بله و توییتر بپیوندید undefined@ebtekareiran

۲۰:۳۱

بازارسال شده از کانال گاه نوشت های حسین خصاف مفرد
thumbnail
پیشنهاد میکنم این سخنرانی کوتاه نخست وزیر کانادا در نشست امسال داووس را مشاهده کنید. قابل تامل و توجه است.

۷:۰۰

ابتکار ایران؛ جانمایی جدید
undefined پیشنهاد میکنم این سخنرانی کوتاه نخست وزیر کانادا در نشست امسال داووس را مشاهده کنید. قابل تامل و توجه است.
نخست‌وزیر کانادا: ما خوب می‌دانستیم که داستانِ "نظم مبتنی بر قوانین" تا حد زیادی دروغ است. می‌دانستیم که قوانین بین‌المللی بسته به اینکه طرفِ متهم و قربانی چه کسی باشد، به شکل گزینشی اجرا می‌شود.این نمایش به ما [به خاطر منافعی که سلطهٔ آمریکا فراهم می‌کرد] سود می‌رساند. پس ما هم تابلوی آن را سردرِ مغازه خود زدیم. در مراسمش حاضر شدیم.و تا جای ممکن، لب از اشاره به شکافِ میان شعارها و واقعیت بستیم.اما امروز دیگر این معامله به صرفه نیست. صریح می‌گویم: ما در میانهٔ یک گسست هستیم، نه یک گذار آرام.وقتی ادغام در نظام جهانی به ابزاری برای تحت‌سلطه‌گرفتنِ تو تبدیل شود، دیگر نمی‌توانی در پناهِ دروغِ «نفعِ مشترک» ادامه داد.
undefined به کانال «ابتکار ایران؛ جانمایی جدید» در تلگرام، بله و توییتر بپیوندید undefined@ebtekareiran

۷:۰۱

بازارسال شده از مَک‌ُایران | MakoIran
thumbnail
undefined*صرفا در زمان شدت به یاد مکران نیفتید!!*
undefinedجنگی که ادامه دارد...#مکران‌ایران
undefined#یادداشت به قلم امیر امیری فر
قریب به ۲۰ روز از آشوب‌های خیابانی ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ می‌گذرد و لفاظی‌های مقامات آمریکایی در مورد احتمال حمله به کشور نیز تشدید شده است.در این بازه زمانی حداقل در ۴ مورد، تحلیل‌گران به ایراد برخی میادین نزاع با دشمن پرداخته‌اند که مبدا یا مقصد آن جنوب شرق ایران است.
undefined پس از انتشار نقشه دست ساز منسوب به موسسه FDD (بنیاد دفاع از دموکراسی) در برخی رسانه‌ها مبنی بر نشان دادن نقاط هدف احتمالی حمله آمریکا به کشور عزیزمان، یکی از نقاطی که مورد توجه بسیار قرار گرفت، جزیره #خارک بود.خارک تنها پایانه فعال فروش نفت ایران است که در غرب تنگه هرمز (نقطه حائل دریایی ایران در پهنه جنوب) قرار گرفته است. از انتهای دهه ۸۰ گزینه جایگزین و آلترناتیو خارک برای فروش نفت در شرق تنگه، یعنی جایی که دقیقا پاشنه‌ای #تنگه می‌شکند و وارد آب‌های آزاد میشویم جایابی شد؛ منطقه‌ای به نام #کوه_مبارک! ( این ایده البته سابقه‌ای طولانی از زمان دفاع مقدس و خط لوله محرم دارد که پس از جنگ ۸ ساله رها شد.)
undefined خط لوله ۱۰۰۰ کیلومتری موسوم به گوره به #جاسک با وجود نزاع کارشناسی موافقین و مخالفین در دولت یازدهم و دوازدهم به مرحله ساخت و اجرا در آمد که خود نمونه شگرفی از خودباروی ملی در زمینه ساخت لوله‌های ترش بود.افتتاح نسبتا نیمه کاره پایانه توسط حسن روحانی تنها چند روز پیش از پایان دولت وی و کشمکش‌های دولت دوازدهم و کمیسیون اصل ۹۰ مجلس یازدهم نیز سایه سنگینی بر این ابر پروژه ملی انداخت.
undefinedوزارت نفت دولت سیزدهم اما تقریبا این طرح را به بایگانی فرستاد و با خبر سوراخ شدن یکی از SPM های بارگیری نفت در دولت سیزدهم وضعیت تراژیک این خط لوله تشدید شد.اکنون و با انتشار گسترده یک نقشه دست ساز از FDD و بیان حرف هایی مبنی بر اشغال!! و یا حمله به جزیره خارک دوباره فضای رسانه‌ای کشور یاد گوره به جاسک افتاده است و بر لزوم فعال سازی آن به درج خبر می‌پردازد.
undefined وقایع تلخ و تروریستی ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ که به شهادت جمعی از هموطنان منجر شد، یک ابهام را در ذهن تحلیلگران امنیتی برجسته ساخت. چرا #جنوب_شرق و ایضا شمال غرب ایران در این درگیری‌ها دچار تنش کمتری شد؟آیا گروهک‌های بدنامی که تاکنون به توسعه فضای تروریستی و تشدید انگاره‌های تجزیه‌طلبانه می‌پرداختند نباید از این فرصت سواستفاده حداکثری می‌کردند؟!حداقل تاکنون ۲ پاسخ به این سوال بیان و در فضای کارشناسی مورد تبادل قرار گرفته است. (گزاره‌هایی که البته صحت آن‌ها برای نویسنده احراز نشده است اما قابلیت اعتنا و گفت‌وگو را داراست)
undefinedاول آنکه کشورهای همسایه‌ای که میزبانی این گروهک‌ها را بر عهده داشته‌اند از حجم توحش و به خیال خودشان احتمال تجزیه ایران ابراز نگرانی کرده‌اند و به همین جهت الزاما در تبادلات #امنیتی این کشورها پشتیبانی یا حمایتی ولو اندک از آن‌ها صورت نگرفت.
undefinedدوم آنکه این بار استراتژی حضور در شهرهای مرکزی ایران با توجه به فراهم بودن بستر اعتراضات اقتصادی، در دستور این گروهک‌ها قرار گرفت. این طور بیان می شود که این اتفاقات به این دلیل بود تا انگ #تجزیه‌طلبی و ایران ستیزی از نام این گروهک‌ها برداشته شود تا آنها خود را نیروهای مسلحی برای آزادی تمامی ایران نشان دهند!!استراتژی‌ای که دامنه‌هایش تا یزد و لرستان هم رسید و البته حامیان فرامنطقه‌ای آنان نیز چراغ سبز این پشتیبانی و لجستیک را روشن نمودند.
undefinedپیش‌تر در مک‌ایران به بررسی تشدید عملیات‌های تروریستی جنوب شرق ایران در سال ۱۴۰۳ پرداخته‌ایم.افزایش قابل ملاحظه عملیات‌های تروریستی پس از ۱۴۰۳ در کنار تشویقات ویژه کارفرمایان فرامنطقه‌ای و البته سرگردانی اتخاذ تصمیم سیاسی واقعی برای جنوب شرق ایران که #شورای‌_عالی‌_امنیت ملی علی اکبر احمدیان و علی لاریجانی در آن بازیگر منفعل بوده‌اند، ثبات امنیتی جنوب شرق ایران را در هاله ای از ابهام فرو برده است.
ادامه دارد...
undefined@MakoIran_Ir

۱۹:۴۵

بازارسال شده از مَک‌ُایران | MakoIran
thumbnail

۱۹:۴۵

بازارسال شده از مَک‌ُایران | MakoIran
thumbnail

۱۹:۴۵

بازارسال شده از مَک‌ُایران | MakoIran
thumbnail

۱۹:۴۵

بازارسال شده از مَک‌ُایران | MakoIran
undefined*صرفا در زمان شدت به یاد مکران نیفتید!!*قسمت دوم
undefinedجنگی که ادامه دارد...

undefinedنزدیک شدن ناوگروه آبراهام لینکن از دریای چین جنوبی به شمال #اقیانوس_هند و #جنوب_دریای عمان در کنار فخر‌فروشی‌های کودکانه رییس جمهور آمریکا به این ادوات جنگی (در کنار تهدیدات پایگاه‌های مستقر در خلیج فارس و کشور اردن) بار دیگر لزوم قرارگیری لجستیک توانمند در کرانه‌های شرقی #تنگه_هرمز را به کشور یادآور می‌شود.هر چند نیروی دریایی برومند سپاه پاسداران و نیروی دریایی راهبردی ارتش (به عنوان دو پیشانی دفاع ملی در جنوب کشور) از حفظ آمادگی‌های خود سخن می‌گویند، اما همچنان نیاز به پشتیبانی لجستیکی که کشور را در پهنه جنوب شرق چه در حوزه آفند و چه در حوزه پدافند محافظت نماید احساس می گردد.
undefinedجاسک، راس میدانی، کنارک و پسابندر ۴ نقطه راهبردی این میدان هستند که هم از حیث تجهیز و هم از حیث نیروی انسانی توانمند نیازمند شکل گیری سازوکاری جدید از زیست فنی و اجتماعی هستند.نیروی دریایی راهبردی ارتش که از نیمه دوم دهه ۸۰ تمرکز فراوانی بر توسعه منطقه داشته است تقریبا در این مسیر تنها بوده و عمده بار توسعه شهرنشینی (Civil) مکران (ولو اندک و ناقص) را نیز به دوش کشیده است. وظیفه‌ای که با وجود گذشت عمر ۵ دولت هنوز متکفل واقعی پیدا نکرده است.در کنار این پیشانی دریایی و ساحلی، توسعه پدافند هوایی جنوب شرق و جلوگیری از ضربه پذیری کشور از تهاجم از جانب جنوب شرقی خود، امری ضروری است. سازوکاری که هر چند پایگاه هفتم شکاری #کنارک را به عنوان یک یادگار در درون خود دارد اما نیاز به توسعه رینگ‌های جدید پدافندی را برای نفوذ ناپذیری کشور محسوس می‌نماید.
undefined مساله تامین کالاهای اساسی در صورت توسعه هر گونه تنش در تنگه هرمز و خلیج فارس و آسیب احتمالی بندر شهید رجایی مساله مهم دیگری است که اهمیت ارتباطات تجاری با کشور پاکستان را دوچندان می‌کند.تراز تجاری منفی ۱.۷ میلیارد دلاری ایران با پاکستان به نفع ایران رغبتی برای افزایش صادرات پاکستان به ایران در میان تجار پاکستانی ایجاد نمی‌کند. هر چند تامین برخی کالاهای اساسی پاکستان مانند سوخت از طریق ایران یک اتفاق حیاتی و با پیوندهای وسیع قومی و اجتماعی برای دو کشور است اما تلاش ایران تاکنون برای توسعه واردات از پاکستان جهت تنوع بخشی به مبادی وارداتی بسیار اندک بوده و همین امر در کنار مرزهای کمتر توسعه یافته با پاکستان در میرجاوه، پیشین و ریمدان و دسترسی های بسیار نامطلوب جاده ای در استان و ابر چالش #قاچاق (بخوانید صادرات شلخته) سوخت به پاکستان به بی رغبتی تامین حداقل کالاهای اساسی از این کشور انجامیده است.
undefinedفشار ناگزیر تحریم‌ها و علی الخصوص جنگ ۱۲ روزه، صرافت دولت و مسئولین مرتبط با توسعه مرزی جنوب شرق را بیشتر نموده و فعلا واردات برنج و دام زنده با توجه به ظرفیت‌های تولیدی خود پاکستان در دستور کار قرار گرفته است.اما هنوز فعال شدن ظرفیت‌های ولو اندک #گوادر و #کراچی برای تامین بخشی از نهاده های دامی و یا برخی از کالاهای اساسی و مایحتاج روزانه مردم از مبادی غیر از پاکستان نمود خاصی نداشته است.
شایسته است قرار ۳ میلیارد دلاری حجم مبادلات با پاکستان در ابتدا متوازن شده تا رغبت طرف پاکستانی برای تجارت را دوچندان کند و سپس ظرفیت‌های مرزی، علی الاخص ریمدان را در ارتقای این عدد و ارتقای واردات کالاهای اساسی در دوران جنگ افزایش دهد.

undefined۴ مورد یاد شده بخشی و شاید بخش مهمی از نقشی بود که جنوب شرق ایران علی الخصوص مکران می‌توانند در روز سختی کشور و شدت حاصل از آن بر عهده گیرند. مسئولیتی که البته دوجانبه است و نیازمند این معناست که تهران‌نشینانِ دور از ساحل نیز کمی به یاد آورند که توسعه رفیق روزهای سختی است و صرفا در روز سختی نمی توان از گنج پنهانی که ۱۸ سال انتظار توسعه‌اش صرفا بر سر زبان‌ها می‌چرخد، انتظار معجزه داشت.
undefined@MakoIran_Ir

۱۹:۴۵

ثروت نوین ملل.pdf

۹۴۸.۷ کیلوبایت

undefined ثروت نوین ملل؛ نقش صندوق های ثروت حاکمیتی در جهت دهی های ژئوپولیتیک undefinedundefined مقاله‌ای به قلم جِیرد کوهن و جورج لی که به تاریخ 3 دسامبر 2025 در پایگاه خبری Foreign Policy منتشر شده است.undefined سرمایهٔ ابزاری در حال شکل‌دهی مجدد جهان است.
undefined بخش هایی از این گزارش
undefined امروزه، سیاست‌گذاران ژئو اکونومی را به‌مثابه یک مسئله امنیت ملی تلقی می‌کنند و با استفاده از صندوق‌های ثروت ملی، قهرمانان ملی و مشارکت‌های دولتی – خصوصی، سرمایه‌گذاری را در پشت راهبردهای ژئوپلیتیکی خود قرار می‌دهند.undefined این پدیده را می‌توان ظهور سرمایه‌ ابزاری نامید: استفاده از منابع مالی هدایت‌شده توسط دولت برای پیگیری یک مأموریت دوگانه؛ هم ایجاد بازده مالی و هم نمایش قدرت دولت. این نوع سرمایه صبور، بلندمدت و هم‌راستا با دستور کارهای داخلی و بین‌المللی رهبران بخصوص است. شیوة سرمایه‌گذاری کشورها، بیش‌ازپیش همان شیوة رقابت آن‌هاست. در این پارادایم جدید، دولت‌ها صرفاً ناظران و تنظیم‌گران بازارها نیستند؛ بلکه اکنون در شمار تأثیرگذارترین مالکان دارایی و تخصیص‌دهندگان سرمایه در اقتصاد جهانی قرار گرفته‌اند.undefined مقیاس و دامنة سرمایه‌ ابزاری در حال ایجاد حوزه‌های جدیدی از رقابت و همکاری است. این سرمایه، ظرفیت دولت‌ها را به‌سوی تنوع‌بخشی اقتصادی، برتری فناورانه و اهرم‌سازی ژئوپلیتیکی جهت‌ داده است. اگر این الگو تداوم یابد، نه‌تنها خاورمیانه، بلکه می‌تواند معماری مالی جهانی و شیوة اعمال کشورداری را نیز دگرگون سازد.undefined اکنون دو اقتصاد بزرگ جهان، ایالات متحده و چین، بیشترین ظرفیت را برای شکل‌دهی به جریان‌های جهانی کالا و سرمایه در اختیار دارند؛ چه از طریق سرمایه‌گذاری و چه با ابزارهای اقتصادی مانند کنترل‌های صادراتی و تعرفه‌ها. هر دو کشور، به شیوه‌هایی کاملاً متفاوت اما گاه همگرا، از حکمرانی اقتصادی نه فقط برای رشد، بلکه برای کسب اهرم راهبردی در جاهایی استفاده می‌کنند که ابزارهای نظامی یا دیپلماتیک یا کارآمد نیستند یا هزینة بالایی دارند.undefinedسرمایه ابزاری به کشورهای پادشاهی خلیج‌فارس و کشورهای در حال نوسان ژئوپلیتیک در سراسر جهان توانایی می‌دهد تا فراتر از وزن جمعیتی یا نظامی خود عمل کنند؛ درست مانند سناریوی نفت در قرن بیستم. تفاوت اکنون در این است که این روند توسط دو نیروی محرک مهم تسریع می‌شود: وابستگی استراتژیک متقابل بین ایالات متحده و چین که شرکای تجاری اصلی و رقبای برتر یکدیگر هستند و ظهور هوش مصنوعی مولد به‌عنوان فناوری محرک اقتصاد که نیازمند سرمایه و منابع انرژی فراوان است که در خلیج فراوان یافت می‌شود.undefined صندوق‌های ثروت ملی بیش از هفت دهه وجود داشته‌اند و تخصیص سرمایه‌های دولتی قرن‌ها سابقه دارد. اما ظهور سرمایه ابزاری اکنون در حال بازتعریف روابط کشورها با نظام مالی جهانی و نحوه رقابت آن‌ها در سطح جهان است.undefined موفقیت بلندمدت سرمایه‌گذاری دولتی، مانند سرمایه‌گذاری‌های بخش خصوصی، با مکانیزم‌های بازار و بازخورد تعیین خواهد شد. در چین، حزب - دولت هماهنگی در مقیاس بزرگ و تسلط صنعتی در برخی بخش‌ها را ممکن می‌سازد، بااین‌حال خودبزرگ‌بینی کشنده برنامه‌ریزی مرکزی ممکن است در بخش املاک داخلی در حال رکود و بدهی‌های سرسام‌آور کشور خود را نشان دهد. نظام بازار آزاد آمریکا رشد آن را تقویت می‌کند و مؤسسات تحقیقاتی و شرکت‌های پیشرو جهان، اکوسیستم نوآوری آن را هدایت می‌کنند. اما محدودیت‌های فزاینده مالی و اختلافات سیاسی تمرکز استراتژیک را محدود می‌کنند.undefined کشورهای خلیج‌فارس شرط بسته‌اند که استراتژی‌هایشان اقتصادهایشان را متحول کند، اما سرمایه‌گذاری بیش از حد در بخش‌های غیر سودده یا اصلاحات اقتصادی و اجتماعی ناموفق می‌تواند پیشرفت قابل‌توجه آن‌ها را متوقف کند. همان‌طور که هر اقتصاد بزرگی سرمایه‌گذاری بی‌سابقه‌ای در وعده هوش مصنوعی انجام می‌دهد، برخی پروژه‌ها موفق خواهند شد و بازده در مقیاس بزرگ ارائه می‌دهند، درحالی‌که دیگران شکست خواهند خورد. undefined اگر گذشته مقدمه آینده باشد، صعود این ثروت ملل نوین و اهمیت آن برای آینده پیشرفت، رشد و رقابت ادامه خواهد یافت. سرمایه جایگزین دیپلماسی یا قدرت سخت در هیچ نظام سیاسی نخواهد شد. اما هر روز، سرمایه‌گذاری‌های دولتی اقتصاد جهانی را حرکت داده و توازن قدرت را تغییر می‌دهند. در زمانه‌ای که نحوه سرمایه‌گذاری کشورها تعیین‌کننده چگونگی رقابت است، سرمایه ابزاری ممکن است تعیین‌کننده باشد.

undefined برای مطالعه نسخه اصلی این گزارش به این آدرس مراجعه نمایید.
undefined به کانال «ابتکار ایران؛ جانمایی جدید» در تلگرام، بله و توییتر بپیوندید undefined@ebtekareiran

۱۴:۳۴

undefined دیدگاهی بر مقاله ثروت نوین ملل:
در قسمتی از متن چنین جمله‌ای آمده است: «درحالی‌که سرمایه‌گذاری‌های حاکمیتی می‌توانند بازارساز باشند، اما این سرمایه‌گذاری‌ها، کشورها را در کانون توجه ژئوپلیتیک قرار می‌دهند.» این جمله بسیار کلیدی است. در یک نظم قاعده‏محور (rule-based order)، «کنشگران میانه»ای که توانمندی‌های خاص اقتصادی (نظیر صندوق‌های ثروت ملی و حاکمیتی)، سیاسی و امنیتی دارند می‌توانند با استفاده از موازنه مثبت یا منفی، از همکاری و تعامل با قدرت‌های برتر، کسب منفعت کنند. اما در زمانه‌ای که نظم قاعده‌محور، جای خود را به تنش قدرت‌های بزرگ می‌دهد و اساسا «قاعده» رنگ می‌بازد همین مزیت‌ها می‌تواند منجر به آن شود که این کنشگران میانه به محمل تخاصم قدرت‌های بزرگ تبدیل شوند. به صورت مشخص، وقتی ادبیاتی تحت عنوان «دولت‌های نوسانی» (دولت هایی که حرکت آنها به سمت یکی از قدرت‌های برتر می‌تواند توازن قوای جهانی را تغییر دهد) پررنگ می‌شود اتفاقا این موضوع می‌تواند مخاطرات جدی برای این کشورها ایجاد کند؛ پشت پردۀ طرح این گفتمان آن است که هر یک از قدرت‌های برتر، با تمامی ابزارهای خود (حتی ابزارهای امنیتی) نباید بگذارند که دولت‌های نوسانی، راه آسان و همواری برای همکاری با قدرت متخاصمِ دیگر داشته باشند. کما اینکه، مدیر عامل شرکت اماراتی به فایننشال تایمز گفته است: «برای اینکه بتوانیم رابطه‌ای را که با شرکای آمریکایی خود داریم (که برای ما ارزشمند است) ارتقا دهیم، دیگر نمی‌توانیم فعالیت زیادی با شرکای پیشین چینی انجام دهیم. نمی‌توانیم با هر دو طرف کار کنیم. نمی‌توانیم.»
undefined به کانال «ابتکار ایران؛ جانمایی جدید» در تلگرام، بله و توییتر بپیوندید undefined@ebtekareiran

۱۴:۳۵

سرمایه_ابزاری_سلاح_جدید_خلیج_فارس.m4a

۱۷:۴۹-۳۲.۸۳ مگابایت
undefined #پادکست
undefined ثروت نوین ملل؛ نقش صندوق های ثروت حاکمیتی در جهت دهی های ژئوپولیتیک undefined
undefined مقاله‌ای به قلم جِیرد کوهن و جورج لی که به تاریخ 3 دسامبر 2025 در پایگاه خبری Foreign Policy منتشر شده است.
undefined سرمایهٔ ابزاری در حال شکل‌دهی مجدد به جهان است.

undefined به کانال «ابتکار ایران؛ جانمایی جدید» در تلگرام، بله و توییتر بپیوندید undefined@ebtekareiran

۱۹:۵۵

undefined تخصص‌گرایی و شکست چرخه شناختی حکمرانی ایرانی undefined
undefined تحلیلی نهادی از جنگ دوازده‌روزه و ناآرامی‌های دی‌ماه ۱۴۰۴
undefined نویسنده: محمدهادی راجی
بخش نخست
undefined تحولات امنیتی سال ۱۴۰۴ در جمهوری اسلامی ایران، از جنگ دوازده‌روزه تا ناآرامی‌های دی‌ماه، را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان سلسله‌ای از وقایع منفصل یا واکنش‌های موردی دشمن تحلیل کرد. این تحولات، در سطحی عمیق‌تر، نشانه بروز یک بحران ساختاری در ظرفیت شناختی دولت به معنای کلان آن هستند؛ بحرانی که مستقیماً چرخة اطلاعات، امکان سیاست‌گذاری و در نهایت اجرای عدالت را مختل کرده است. در بستر جنگ‌های ترکیبی معاصر، که در آن مرز میان عملیات نظامی، فشار اقتصادی، جنگ رسانه‌ای و مداخله اطلاعاتی به‌شدت درهم‌تنیده می‌شود، مسئلة اصلی دیگر صرفاً برخورداری از قدرت سخت نیست، بلکه توان دولت در «دیدن، فهمیدن، پیش‌بینی کردن» تحولات به صورت یکپارچه و غیرمسئله‌محور است. در این متن منظور از جامعة اطلاعاتی همه دستگاه‌های شناختی کشور اعم از نهادهای بوروکراتیک، رسانه‌ها، سیستم‌های هشدار و ... است.
🟢 در نظریه دولت مدرن، دولت پیش از آنکه نهادی اجرایی یا قهری باشد، یک نظام تولید و سازمان‌دهی شناختی تلقی می‌شود. از منظر وبر، بوروکراسی عقلانی بدون جریان منظم اطلاعات امکان‌پذیر نیست؛ اسکات نشان می‌دهد که دولت تنها از طریق داده‌ای‌سازی واقعیت اجتماعی قادر به حکمرانی است؛ و فوکو پیوند دانش و قدرت را در قلب نظم سیاسی مدرن قرار می‌دهد. بر این اساس، می‌توان گفت هرگاه چرخة اطلاعات دولت دچار اختلال شود، حکمرانی نیز دچار فروکاست ساختاری و نهادی خواهد شد. چرخة اطلاعات ــ شامل تولید داده، پردازش اطلاعات و تحلیل نظریه‌مند ــ شرط امکان سیاست‌گذاری مؤثر است و اختلال هم‌زمان در این سه سطح، دولت را به واکنش‌های دیرهنگام، پرهزینه و عمدتاً قهری سوق می‌دهد. این امر در ابعاد مختلف حکمرانی ایرانی اعم از سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... قابل رویت است.
undefined تحلیل جنگ دوازده‌روزه نشان می‌دهد که مسئلة اصلی لزوماً فقدان داده یا نبود نشانه‌های هشداردهنده نبوده است. تجربه‌های کلاسیک شکست اطلاعاتی از جمله در ۱۱ سپتامبر، نشان داده‌اند که غافلگیری راهبردی اغلب نه از کمبود اطلاعات، بلکه از ناتوانی در تفسیر، تحلیل، ترکیب، نظریه‌های فرسوده، چسبندگی شناختی و سناریونویسی ناشی می‌شود. در این جنگ نیز داده‌های متعددی درباره تغییر آرایش دشمن، تمرکز بر عملیات‌های دقیق و ترورمحور و تشدید جنگ شناختی وجود داشت، اما این داده‌ها به فهمی منسجم از نیت و راهبرد دشمن تبدیل نشدند. این وضعیت را می‌توان مصداق شکست اطلاعات راهبردی دانست؛ شکستی که در آن جامعة اطلاعاتی قادر به جمع‌آوری و پیوند دادن داده‌های پراکنده، تحلیل راهبردی و بازسازی تصویر کلان از مسیر پرفورمنس دشمن نبوده است.
🟢 اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم در دنیای جدید، نسبت مشخصی بین ژئوپلیتیک، ژئوکالچر و ژئواکونومی به‌وجود آمده و جامعة اطلاعاتی نمی‌تواند در نبود ادراکی هارمونیک از این سه گانه به طراحی پرفورمنس بومی یا شناخت پرفورمنس دشمن مبادرت کند. در دو دهة اخیر، سامانه‌های شناختی پیشرو در جهان، تحت تأثیر انقلاب داده‌های کلان، تحلیل شبکه‌ای و هوش مصنوعی، از الگوهای کلاسیک سلسله‌مراتبی فاصله گرفته و به سمت ساختارهای منعطف، تحلیل‌های میان‌رشته‌ای و سناریومحور حرکت کرده‌اند. اسناد ناتو و نتایج برخی از مراکز مطالعاتی غربی نشان می‌دهد که مزیت راهبردی در جنگ‌های جدید، نه صرفاً در حجم داده، بلکه در کیفیت جمع‌آوری و تحلیل داده، خلاقیت شناختی و توان پیش‌بینی نهفته است. سازمان‌هایی که در این گذار ناکام مانده‌اند، حتی با وفور داده، دچار غافلگیری‌های پرهزینه شده‌اند. در این چارچوب، بخشی از آسیب‌پذیری ایران را می‌توان ناشی از شکاف میان تحولات جهانی اطلاعاتی و الگوهای تحلیل مسلط در دستگاه شناختی حکمرانی کشور دانست.
undefined به کانال «ابتکار ایران؛ جانمایی جدید» در تلگرام، بله و توییتر بپیوندید undefined@ebtekareiran

۱۸:۰۱

undefined تخصص‌گرایی و شکست چرخه شناختی حکمرانی ایرانی undefined
بخش دوم
undefined ناآرامی‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ این بحران شناختی را از سطح امنیت خارجی به درون جامعه منتقل کرد. این ناآرامی‌ها را نمی‌توان به‌صورت تقلیل‌گرایانه تحلیل کرد یا آن را صرفاً محصول پروژه خارجی یا صرفاً نتیجه نارضایتی‌های داخلی دانست. واقعیت تحلیلی در هم‌پوشانی این دو قرار دارد. از یک‌سو، ضعف مزمن در داده‌های اقتصادی و اجتماعی، آمارهای متناقض، و ناکارآمدی نظام‌های رفاهی - حمایتی، موجب شد دولت نتواند شدت و عمق نارضایتی‌های معیشتی را به‌درستی رؤیت و مدیریت کند. تجربه‌های تطبیقی نشان می‌دهد دولت‌هایی که قادر به اندازه‌گیری دقیق نابرابری و فشار اقتصادی نیستند، به‌طور ساختاری در معرض غافلگیری اجتماعی قرار دارند. از سوی دیگر، حتی داده‌های موجود نیز به سیاست‌گذاری پیشگیرانه تبدیل نشدند؛ زیرا چرخة اطلاعات دولت به درستی کار نمی‌کند و سیاست‌گذاری به تصمیم‌های واکنشی و کوتاه‌مدت تقلیل یافته است. درواقع دولت در ایران نیازمند احیا و بازسازی توان خود در هر سه سطح از دیتا، اینفورمیشن و اینتلیجنس است، وضعیتی که در آن امکان دیدن، سیاست‌گذاری و همچنین طراحی راهبردی فراهم گردد.
🟢 در این میان، طرح مفهوم «کودتا» برای توصیف وقایع اخیر توسط مقام معظم رهبری(حفظه‌الله) اهمیت تحلیلی ویژه‌ای دارد. کودتا در ادبیات سیاسی و امنیتی، صرفاً یک اقدام ناگهانی یا خیابانی نیست؛ بلکه مستلزم وجود شبکه‌ای هماهنگ از کنشگران داخلی، حمایت یا هدایت خارجی، زیرساخت لجستیکی، منابع و گردش مالی، پوشش رسانه‌ای و زمان‌بندی دقیق است. بنابراین، سخن گفتن از کودتا به‌طور ضمنی به وجود یک شبکة پیچیده و چندسطحی دیده نشده اشاره دارد. این نکته پرسش‌های بنیادینی را درباره نسبت سامانه‌های شناختی با مسئلة تحلیل شبکه‌ای و پیش‌یابی راهبردی برمی‌انگیزد. جامعة اطلاعاتی در ایران به راستی موفقیت‌ها و توانمندی‌های ستودنی و زیادی را از خود نمایش داده است اما ضعف در کشف یا پیش‌بینی چنین شبکه‌ای را نمی‌توان صرفاً به خطای موردی نسبت داد؛ بلکه شاید بتوان آن را نشانة کاهش قدرت محاسباتی و تحلیلی نهادی دانست. پژوهش‌های تحلیل اطلاعات نشان می‌دهند که سازمان‌های سلسله‌مراتبی، به‌تدریج دچار قالب‌های ذهنی متعارف می‌شوند(Usual Suspects) و توان تحلیل و تصور سناریوهای نامتعارف را از دست می‌دهند. در چنین شرایطی، نفوذ منحصراً به معنای حضور یک عامل نیست، بلکه به معنای نفوذ در دستگاه محاسباتی و الگوهای تفسیر واقعیت است. در هر صورت این پرسش مهم وجود دارد که چرا سامانه‌های شناختی ایران در کشف و مسدودسازی فرایند کودتا دچار ضعف شده است؟ چه اپیزودهایی از پرفورمنس دشمن هنوز عملیاتی نشده؟ راهکارهای بهبود وضعیت جامعة اطلاعاتی در کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت چیست؟
undefined فقدان چرخة اطلاعات فعال، پیامدی فراتر از حوزه امنیت دارد و مستقیماً امکان سیاست‌گذاری را از دولت سلب می‌کند. سیاست‌گذاری بدون داده معتبر و تحلیل راهبردی ممکن نیست. دولتی که قادر به تشخیص دقیق مسئله، گروه‌های متضرر و پیامد تصمیم‌ها نیست، ناگزیر به سیاست‌های منفعلانه، موقتی و بعضاً پرهزینه روی می‌آورد. این وضعیت اجرای عدالت ــ به‌ویژه عدالت توزیعی و رویه‌ای ــ را مختل می‌کند و به تشدید بی‌عدالتی ادراک‌شده می‌انجامد. نظریه‌های کلاسیک نارضایتی اجتماعی نشان می‌دهند که چنین بی‌عدالتی ادراک‌شده‌ای یکی از مهم‌ترین محرک‌های اعتراض است. از این منظر، ناآرامی‌های دی‌ماه را می‌توان محصول زنجیره‌ای دانست که شکست اطلاعاتی، زوال سیاست‌گذاری و بروز اعتراضات اجتماعی را در کنار یکدیگر معنادار می‌کند. در جمع‌بندی، بحران‌های ۱۴۰۴ بیش از آنکه نشانه ضعف قدرت ایران باشند، نشانه اختلال در حکمرانی شناختی دولت هستند. در عصر جنگ‌های ترکیبی، ثبات و امنیت پایدار نه صرفاً به قدرت سخت، بلکه به کیفیت چرخة اطلاعات، خلاقیت تحلیلی و توان پیش‌بینی و کنش هارمونیک وابسته است. بدون بازسازی این چرخه و همگامی با تحولات جهانی سازمان‌های اطلاعاتی، هر میزان از قدرت نظامی نیز در معرض غافلگیری‌های راهبردی باقی خواهد ماند. این آسیب‌شناسی، نه نفی توانمندی‌های ارزشمند موجود، بلکه شرط لازم برای درک تحولات جهانی، احیای سیاست‌گذاری مؤثر و امنیت ملی پایدار در نظم جدید جهانی است.
undefined به کانال «ابتکار ایران؛ جانمایی جدید» در تلگرام، بله و توییتر بپیوندید undefined@ebtekareiran

۱۸:۰۱

برهم زدن نظم کنونی تجارت جهانی.pdf

۷۷۷.۸۷ کیلوبایت

undefined ضرورت برهم زدن نظم کنونی تجارت جهانی undefined
undefined مقاله‌ای به قلم پیتر هارل که به تاریخ 26 ژانویه 2026 در پایگاه خبری ForeignAffairs منتشر شده است.
undefined چگونه دیدگاه ترامپ بازتاب‌دهنده رویکرد سنتی آمریکا است.
undefined بخش هایی از این گزارش
undefined در طول سال گذشته، دولت دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده به مخرب‌ترین نیروی اثرگذار بر تجارت جهانی از دهه ۱۹۳۰ تاکنون تبدیل شده است. اما فروپاشی نظام تجارت بین‌الملل مبتنی بر قواعد پس از جنگ سرد فرصتی ضروری برای اصلاح رویکرد بیش‌ازحد سخت‌گیرانه نسبت به تجارت فراهم می‌کند.undefined رهبرانی که پس از ترامپ به قدرت می‌رسند می‌توانند و باید بر رویکرد مخرب او اجزایی بنا کنند که در واقع گامی برای بازگشت به سیاست‌گذاری تجاری عمل‌گرایانه‌تر و کمتر مبتنی بر قواعد سخت‌گیرانه باشد؛ رویکردی که در بیشتر دوران تاریخ ایالات متحده حاکم بود. آنان باید انواع توافق‌هایی را که دولت ترامپ با ژاپن، کشورهای اروپایی و دیگر شرکای تجاری منعقد می‌کند گسترش دهند و تمرکز را بر حل چالش‌های مشترک اقتصادی و امنیت ملی قرار دهند. همچنین باید از رؤسای‌جمهور پیشین مانند رونالد ریگان درس بگیرند که با پیگیری طیف متنوعی از سیاست‌ها، تجارت «آزاد و منصفانه‌تر» را ترویج می‌کرد. در نهایت، در حالی که بدترین افراط‌های رژیم تعرفه‌ای او را کنار می‌گذارند، باید تلاش ترامپ برای پیوند دادن تجارت و امنیت ملی را ادامه داده و ابزارهای سیاستی نوینی ابداع کنند.undefined در دوران جنگ سرد، سیاست تجاری آمریکا با عمل‌گرایی تعریف می‌شد: واشنگتن می‌کوشید مسائل مشخص را حل کند و اطمینان حاصل می‌کرد توافق‌هایی که منعقد می‌کند از انعطاف‌پذیری برخوردار باشند. برای نمونه، GATT در ابتدا شامل مجموعه‌ای از استثناها از قواعد خود بود که به کشورها آزادی عمل گسترده‌ای برای مدیریت مسائل ارزی، مقابله با شوک‌های وارداتی و اجرای برنامه‌های توسعه اقتصادی داخلی می‌داد. سازوکار حل اختلاف در GATT نیز عملاً غیرالزام‌آور بود و کشورها را تشویق می‌کرد اختلافات تجاری را از راه دیپلماتیک و نه از طریق طرح دعوی حقوقی بر سر قواعد حل‌وفصل کنند.undefined پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اقتصاددانان و سیاستمداران آمریکایی به این اجماع رسیدند: بیشتر آنان بر این باور بودند که خصوصی‌سازی، مقررات‌زدایی، بازارهای آزاد، محدودیت بر یارانه‌ها و حقوق مالکیت فکری قوی بهترین سیاست‌های اقتصادی هستند ... اواخر دهه ۱۹۸۰ هنگامی که رهبران آمریکا و مقام‌های کشورهای متحد کلیدی درکی مشترک از اقتصاد «درست» (آنچه بعدها «نئولیبرالیسم» یا «اجماع واشنگتن» نام گرفت) یافتند، سیاست‌گذاران آمریکایی برای نخستین بار توانستند به تعیین قواعدی برای نظمی واقعاً جهانی در تجارت بیندیشند.undefined در واقع، هیچ‌یک از عواملی که به ظهور نظم تجاری مبتنی بر قواعد انجامید، دیگر وجود ندارند. اقتصاددانان و سیاست‌گذاران آمریکایی دیگر بر سر اینکه کدام سیاست‌های اقتصادی بهترین‌اند، متحد نیستند. گفتمان داخلی آکنده از بحث‌های داغ درباره نقش دولت در اقتصاد و میزان مهار قدرت شرکت‌ها توسط دولت است. اختلاف‌نظرهایی درباره نحوه تنظیم‌گری پلتفرم‌های فناوری دیجیتال، چگونگی تغییر قوانین مالکیت فکری با توجه به ظهور هوش مصنوعی و اینکه مقامات ضدانحصار تا چه حد باید علیه رویه‌های ادعاهای انحصارگرایانه اقامه دعوی کنند، در جریان است.undefined پوشش رسانه‌ای از سیاست تجاری ترامپ معمولاً بر تعرفه‌ها تمرکز کرده، اما توافق‌هایی که او منعقد کرده شامل مفاد متعدد دیگری نیز هست که به سود ایالات متحده و شرکت‌های آمریکایی‌ هستند. برای مثال، توافق‌هایی که دولت با کامبوج و مالزی منعقد کرده، این دو کشور را متعهد می‌کند در برخی حوزه‌ها (از جمله تعرفه‌ها، کنترل‌های صادراتی، تحریم‌ها و بررسی سرمایه‌گذاری‌ها از نظر ریسک‌های امنیت ملی آمریکا) با ایالات متحده همکاری کنند. اما این همکاری به شیوه‌ای عمل‌گرایانه و نه مبتنی بر قواعد سخت‌گیرانه انجام می‌شود. undefined اگر سیاست‌گذاران واشنگتن و شرکای تجاری آمریکا صرفاً به این دلیل که ترامپ برخی عناصرِ مبتنی بر عمل‌گرایی سنجیده و ریشه‌دار در سنت آمریکایی را دنبال کرده، از سایر جنبه‌های سیاست تجاری او روی برگردانند و بر بازگشت به نظم تجاری مقید به اصولی پافشاری کنند که دیگر قادر به تأمین شکوفایی جهانی نیست، یک فرصت ارزشمند را از دست خواهند داد.
undefined برای مطالعه نسخه اصلی این گزارش به این آدرس مراجعه نمایید.
undefined به کانال «ابتکار ایران؛ جانمایی جدید» در تلگرام، بله و توییتر بپیوندید undefined@ebtekareiran

۱۶:۵۱

undefined دیدگاه درباره «ضرورت برهم زدن نظم کنونی تجارت جهانی»:
آنچه به عنوان جهانی‌سازی می‌شناختیم استثنایی برای کل تاریخ بود، همانطور که نویسنده در این مقاله تشریح می‌کند رفتار ترامپ، «استثنایی بر رفتار حکمرانی استاندارد آمر‌یکایی‌ها» نیست بلکه «نمایش قاعده‌ی بازی» آن‌هاست. اما واقعیتی در دنیای ما وجود دارد که نشان می‌دهد این بار دیگر بازی فرق می‌کند. اگر مثلا در دهه‌ی هشتاد میلادی، آمریکایی‌ها با اخم به ژاپن و آلمان غربی میتوانستند خواسته‌های خود را به آن‌ها تحمیل کنند امروز جهان، دیگر بازیگرانی همچون چین و روسیه را دارد که دارای هویت امنیتی و سیاسی مستقل هستند. به فرض که به پیشنهاد فارن افرز مبنی بر فشار بر متحدان برای کاهش واردات از چین، مازاد تجاری این کشور (چین) تحت تاثیر قرار گیرد؛ لازم است بدانیم در همین شرایط، چین در حال تقویت آهسته ارزش یوان است تا در کنار انحصار خود در بسیاری از زنجیره‌ها، کاهش ارزش صادرات خود را جبران کند. در واقع چینی‌ها تا دوره‌ای میان‌مدت وقت خواهند داشت تا این کاهش صادرات را با افزایش ارزش یوان جبران کنند (شرایطی که به جهانروایی یوان خواهد انجامید). اما پس از آن، این سیاست چینی‌ها، به دلیل بسط ید آمریکا در بازار نفت و تغذیه کردن سیاست صنعتی جدید آمریکایی‌ها با انرژی ارزان (و به تبع آن ارز ارزان) به چالش کشیده خواهد شد. چینی‌ها در قبال چنین شرایطی ابزارهای مختلفی در دست دارند تا از مهلکه بگریزند ولی به نظر می‌رسد در چنین دورۀ گذاری، قیمت بالای نفت به نفع چینی‌ها خواهد بود؛ در واقع قیمت بالای نفت از دو کانال طرف آمریکایی را تحت تأثیر قرار می‌دهد:1. اثر تاکتیکی: از آنجایی که انرژی، 36 درصد از سبد مصرفی خانوار آمریکا را متاثر می‌کند، تورمی که خانوار آمریکایی از جانب نفت دریافت می‌کنند محسوس خواهد بود. چنین امری پایگاه رای دولت مستقر را تضعیف می‌کند. نفت گران‌تر چرخه‌های تامین مالی دولت آمریکا را نیز از طریق اثرگذاری بر نرخ بهره اوراق قرضه دولتی و ... متاثر می‌سازد.2. اثر استراتژیک: آمریکا در زمان فعلی با دو اهرم شامل تضعیف ارزش دلار و نفت ارزان در حال احیای صنایع خود است. چنین آمریکای صنعتی، توان تخریب سایر نقاط جهان را به دست خواهد آورد. حمله به قیمت نفت و ادامه‌ی آن به وسیله‌رفت و برگشت با صحنه‌ی واقعیت و اصلاح تاکتیک‌ها یک ضربه استراتژیک به آمریکا محسوب می‌شود.اینجاست که محل گفتگوی ایران و چین می‌تواند باشد!
undefined به کانال «ابتکار ایران؛ جانمایی جدید» در تلگرام، بله و توییتر بپیوندید undefined@ebtekareiran

۲۱:۴۰

ضرورت برهم زدن نظم کنونی تجارت جهانی.m4a

۱۱:۴۱-۲۱.۵۴ مگابایت
undefined پادکست
undefined ضرورت برهم زدن نظم کنونی تجارت جهانی undefined
undefined مقاله‌ای به قلم پیتر هارل که به تاریخ 26 ژانویه 2026 در پایگاه خبری ForeignAffairs منتشر شده است.
undefined چگونه دیدگاه ترامپ بازتاب‌دهنده رویکرد سنتی آمریکا است.
undefined به کانال «ابتکار ایران؛ جانمایی جدید» در تلگرام، بله و توییتر بپیوندید undefined@ebtekareiran

۲۱:۵۴

undefined «چرخش از زیست نفتی به زیست در کمربندهای اقتصادی؛ درآمدی بر گفتمان جدید توسعه ایران» undefined
یادداشت اختصاصی ابتکار ایران
بخش نخست
آقای دکتر مسعود نیلی، اخیرا در یادداشتی تحت عنوان «روزگاری این‌چنین ‌هائل» در روزنامه دنیای اقتصاد به بررسی حوادث غمبار دی ماه پرداخته‌اند و در نهایت متن خود را با این نتیجه‌گیری به پایان رسانده‌اند: «به نظام حکمرانی توصیه می‌شود که اولا به فکر ابتکارات مناسب برای پایان بخشیدن به منازعه مخرب بین‌المللی موجود باشد. توجه داشته باشیم که هرچه طرف مقابل ما بی‌منطق‌تر، خطرناک تر و غیرانسانی‌تر باشد، ضرورت برخورد مدبرانه و توأم با طمأنینه ما بیشتر می‌شود.»
این سخنان به هیچ وجه جدید نیست؛ بین سطورِ یادداشت‌های چندین ساله دکتر نیلی آن است که: «مناقشات بین‌المللی را حل کنید تا تحریم‌ها رفع شده و زمینه اتصال به زنجیره‌های ارزش بین‌المللی و حضور در نظام تقسیم کار جهانی فراهم شود و آنگاه بوی توسعه را استشمام کنیم.»
undefined فارغ از نگاه تقلیل‌گرایانه ایشان به تحریم‌ها (که محل بحث ما در این مجال نیست) و ایضا با خودداری نسبت به تعریض به توصیۀ به شدت خطرناک ایشان در موضوع «طمأنینه حداکثری (بخوانید کرنش!) در مقابل درنده‌خویی فزایندۀ طرف مقابل»، در یادداشت زیر به نقد زیربنای نگاه توسعه‌ای ایشان و هم‌فکرانشان خواهیم پرداخت.

1. جواب‌های تکراری، پاسخگوی سؤال خیلی جدیدِ توسعه ایران نیست!
🟣 در میان اندیشمندان اقتصادی، این گزاره تقریباً مورد اجماع است که توسعه اقتصادی یک کشور، در کنار سایر مؤلفه‌ها، به‌شدت تحت‌تأثیر «روابط فرامرزی»ست. از نظریات سنتی اقتصاد بین‌الملل نظیر «مزیت مطلق» و «مزیت نسبی» گرفته تا نظریه جایگزینی واردات و همچنین نظریه غالب اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم، یعنی «ادغام در زنجیره‌های ارزش جهانی به‌مثابه شرط لازم توسعه» همگی به‌نوعی بر تأثیرگذاری روابط فرامرزی بر توسعه اقتصادی یک کشور (اعم از تأثیر مثبت و منفی) صحه گذاشته‌اند.
🟣 با پیش‌فرض گرفتن گزاره فوق، این سؤال مطرح می‌شود که توسعه ایران، به‌صورت مشخص چه ربط و نسبتی با روابط فرامرزی دارد. سال‌هاست که اندیشمندان ایرانی در حال گفتگو، مباحثه و حتی مناقشه دررابطه‌با این موضوع هستند. در اینجا بنای بر باز کردن یک مناقشه کهنه و عمیق نداریم. بنای ما در این نوشتار، آن است که بیان کنیم که امروز، نه «جواب» بلکه خودِ «سؤال» تغییر کرده است؛ توضیح آنکه تا چند سال گذشته، با پیش‌فرض گرفتن «ثبات شرایط خارجی» (با مؤلفه‌هایی نظیر عملکرد سیاسی کشورها در چارچوب سازمان ملل و کارکرد حداکثری نهادهایی نظیر سازمان توسعه جهانی، صندوق بین‌الملل پول، بانک جهانی و ...) و فعال‌بودن زنجیره‌های ارزش جهانی، اندیشمند ایرانی به دنبال ارائه «ایده و پاسخ» به «سؤالی مفروض» بود؛ پاسخ‌ها نیز در طیفی گسترده جانمایی می‌شدند: از «ضرورت پذیرش کامل قواعد سیاسی جهان‌شمول و عضویت در تقسیم کار جهانی» تا «ضرورت توسعه درون‌نگر و خودکفا و درعین‌حال حفظ استقلال سیاسی.»
🟣اما آنچه دنیای جدید را از دنیای قدیم متمایز می‌کند آن است که اساساً «سؤالات» تغییر کرده‌اند؛ امروز اندیشمند آگاهِ ایرانی (نه اقتصاددان یا سیاست‌مداری که بی‌خبر از تحولات دنیای جدید، همچنان نسخه‌های پیشین را تجویز می‌کند.) سه تغییر عمده را مشاهده می‌کند: الف. جهان تغییر کرده است. ب. منطقه تغییر کرده است. ج. ایران تغییر کرده است.
🟣 جهان تغییر کرده است به این معنا که جهان مسطحِ خالی از عوارض سیاسی و امنیتی، جای خود را به جهان مشحون از ملاحظات امنیتی و سیاسی داده است؛ تا جایی که امروز، استفاده از ابزارهای اقتصادی (نظیر تحریم، تعرفه‌گذاری، غربال‌گری حرکت سرمایه، احیای گفتمان سیاست صنعتی، حمایت‌گرایی) در راستای تحکم سیاسی به پدیده‌ای شایع و رایج تبدیل شده است؛ تا آنجا که امروز، سخن از تسلیحاتی‌سازی وابستگی‌ها به میان آمده است. همچنین، اکنون، مسیر جهانی‌سازی، وارونه شده و زنجیره‌های ارزش جهانی، بر اساس گفتمان «امنیت اقتصادی» جای خود را به زنجیره‌های منطقه‌ای، دوست‌گرا و ایمن می‌دهند.
ادامه داردundefined
undefined به کانال «ابتکار ایران؛ جانمایی جدید» در تلگرام، بله و توییتر بپیوندید undefined@ebtekareiran

۱۶:۵۵

undefined «چرخش از زیست نفتی به زیست در کمربندهای اقتصادی؛ درآمدی بر گفتمان جدید توسعه ایران» undefined
یادداشت اختصاصی ابتکار ایران
بخش دوم
🟣 همچنین منطقه پیرامونی ایران نیز تغییر کرده است. کشورهای پیرامون ایران، به‌تدریج با افزایش دادن توان اقتصادی، امنیتی و سیاسی خود به دنبال گسترش حوزه نفوذ و طراحی زمین بازی خود هستند؛ ترکیه، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، آذربایجان، قطر و اخیراً عراق، مصداق‌های روشن از این موضوع هستند. در این میان، کنشگری ستیزه‌جو به نام رژیم صهیونیستی، صحبت از خاورمیانه بزرگ و «صلح کلی» به میان آورده است. به تعبیر کیسینجر: «هرگاه صلح کلی— که به‌منزلۀ پرهیز از جنگ تصور شده— هدفِ اصلیِ یک قدرت یا گروهی از قدرت‌ها بوده، نظامِ بین‌الملل به گروگانِ بی‌رحم‌ترین عضوِ جامعۀ بین‌الملل درآمده است. هرگاه نظمِ بین‌المللی اذعان کرده که اصولی هست که حتی به‌خاطر صلح نیز نمی‌توان آن‌ها را معامله کرد، آنگاه ثباتِ مبتنی بر موازنۀ نیروها دست‌کم قابلِ تصور بوده است.»
🟣 و در نهایت، خودِ ایران نیز با ایران ده سال پیش تفاوت‌های ماهوی پیدا کرده است. در عرصه روابط خارجی، اقتصاد ایران با پدیده‌هایی نظیر تشدید تحریم‌های اقتصادی و بازگشت قطعنامه‌های شورای امنیت از یک سو (وجه سلبی) و تقویت کمربندهای برّیِ پیرامون و درون ایران نظیر ابتکار کمربند و راه و کریدور شمال-جنوب ازسوی‌دیگر (وجه ایجابی) مواجه شده است.به نظر می‌رسد به‌موجب تغییر توأمان جهان، منطقه و ایران، صورت‌بندی طرح جدیدی برای توسعه ایران ضروری به نظر می‌رسد؛ پرواضح است که امروز، این «طراحی»، نه‌فقط برای ایران بلکه برای بسیاری از کشورهای جهان (حتی آنهایی که اعضای اصلی زنجیره‌های ارزش جهانی هستند) به یک ضرورت تبدیل شده است.
2. چرا این موضوع مهم است؟
undefined با تشدید تحریم‌ها از سال 1389، اقتصاد ایران به‌تدریج از ریل ارتقای شاخص‌های توسعه‌ای (نظیر نرخ رشد مثبت و پایدار، توسعه و بهسازی زیرساخت‌ها، تقویت نیروی انسانی، خارج‌سازی خانوارهای ایران از زیر خط فقر) خارج شد و حتی از میانه دهه 90، «حفظ بقا» به مهم‌ترین دستور کار نظام دیوان‌سالاری کشور تبدیل شد. زمانی، «ناترازی‌ها» صرفاً در لایه مدیریتی و کارشناسی، با پارامترهایی نظیر عدم توان افزایش استخراج نفت و گاز، عدم توان فشارافزایی میادین گازی، عدم وجود منابع کافی جهت به‌سازی زیرساخت‌های ریلی و جاده‌ای و ... نمود پیدا می‌کرد اما امروز «ناترازی» تا خانه تک‌تک ایرانیان نفوذ کرده است.
undefined اقتصاد ایران تا پیش از وضع تحریم‌های حداکثری، نه‌فقط بقا بلکه امر توسعه خود را از طریق زیست نفتی تدبیر می‌کرد. به بیانی می‌توان زیست نفتی ایران را یک الگوی توسعۀ «برون‌زایِ درون‌مانده» معرفی کرد؛ به‌طوری که در این زیست، «مازاد توسعه‌ای»، از محل «یک» کنش بزرگ‌مقیاسِ جهانی تولید می‌شد. آن کنش عبارت بود از: عضویت مؤثر در تراز انرژی جهان (صادرات نفت و اعمال قدرت بر تنگه هرمز) و در ازای آن، دسترسی به ارز جهان‌روا و واردات لوازم توسعه. کاملاً خطاست که زیست نفتی، صرفاً معادل وابستگی بودجه دولت به نفت تعبیر شود؛ تعبیر دقیق‌تر آن است که انسان ایرانی، وجوه مختلف زندگی و حتی رؤیا و تصویر مطلوب از آینده خود را ذیل این زیست صورت‌بندی کرده‌است.
undefined نظام دیوان‌سالاری کشور در زمانه زیست نفتی، هر زمان که بنا داشت با اقشار مختلف مردم ایران (اعم از مصرف‌کننده، تولیدکننده، بازنشسته، کارمند، صنعتگر، دانشجو، تاجر و ...) صحبت کند با زبانِ نفت صحبت می‌کرد (و همچنان می‌کند!). صنعت تغذیه‌شده با دلارهای نفتی، زمین شیب‌دار واردات، اکتفا به مسیرهای تجاری متداول و متعارف و عدم آشنایی تجار با مسیرهای جایگزین، پاسخ به مسئله بیکاری از طریق استخدام مادام‌العمر و بدون طراحی سیستم تنزل رتبه و خارج‌سازی، تخصیص‌محوری و فقدان مسئلة ضرورت تولید «مازاد»، بخشی‌نگری ساختاری در نظام دیوان‌سالاری، حمایت‌های متناقضِ همزمان از مصرف‌کننده و تولیدکننده و ... مصداق‌های حداقلی از ابعاد زیست نفتی هستند.
undefined اکنون، ایران در نقطه‌ای ایستاده است که دیگر، زیست نفتی، نه‌تنها به «توسعه» بلکه یارای پاسخ به سؤال «بقا» را نیز ندارد. ناترازی‌های تشدیدشونده، بقای به خطر افتاده و ایضاً تهدیدهای امنیتی خارجی باعث شده که ایرانیِ نمونه، با مسئله فقدان تصویر مطلوب و رؤیای آینده مواجه باشد. «چرخش از زیست نفتی به زیست در کمربندهای اقتصادی» می‌تواند به سؤالِ بسیار جدید توسعه ایران پاسخِ درخور ارائه کرده و یک تصویر مطلوب از آینده ارائه کند.
ادامه داردundefined
undefined به کانال «ابتکار ایران؛ جانمایی جدید» در تلگرام، بله و توییتر بپیوندید undefined@ebtekareiran

۱۶:۵۵

undefined «چرخش از زیست نفتی به زیست در کمربندهای اقتصادی؛ درآمدی بر گفتمان جدید توسعه ایران» undefined
یادداشت اختصاصی ابتکار ایران
بخش سوم
undefined درانداختن این طرح جدید و برساخت تصویر ایرانِ آینده بر مبنای این نگاه جدید ، نیازمند اشراف عمیق بر تاریخ، جغرافیا و سیاست است. این موضوعات عامدانه از تکست بوک های متعارف اقتصادی حذف شده اند. پرواضح است که یک استادِ باورمند به علم اقتصاد! نمی تواند چنین توصیه هایی را علمی! تلقی کند.
پی نوشت: تیم ابتکار ایران، مختصات، الزامات و گام‌‏های پیشبرد این زیست جدید (زیست در کمربندهای اقتصادی) را احصاء کرده است و البته مسیر پژوهشی ما همچنان ادامه دارد. جهان، سیال است و دائما باید ابتکارهای خود را به‌روز‌رسانی کنیم؛ این آمادگی وجود دارد که در جمع‌های دانشگاهی و نخبگانی، اجزا و مختصات این گفتمان توسعه‌ای جدید را ارائه کنیم.
undefined به کانال «ابتکار ایران؛ جانمایی جدید» در تلگرام، بله و توییتر بپیوندید undefined@ebtekareiran

۱۶:۵۵

مصاحبه وانگ جسیی اندیشمند مطرح چینی.pdf

۶۰۰.۰۹ کیلوبایت

undefined*در میانۀ اعتماد و تنش* undefined
undefined تحلیل وانگ جیسی درباره تشدید تنش میان آمریکا و چین
undefined در یک جلسه گفتگومحور که در 26 ژوئن 2025 در دانشگاه تسینگ‏هوا در پکن برگزار شده، برجسته‌ترین تحیلگر چینیِ مسائل آمریکا، روایت‌های شخصی خود را به اشتراک گذاشته، تشدید رقابت راهبردی بین چین و آمریکا را ارزیابی می‌کند و بیان می‌‏دارد که چرا گفت‌وگو بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.
undefined خلاصه ‏ای از این گفتگو
undefined سال‌ها پیش، از کتابخانه ریاست‌جمهوری لیندون جانسون در تگزاس ... به این نقل‌قول از جانسون برخوردم: «در تمام دوران فعالیت عمومی‌ام، از این فلسفه شخصی پیروی کرده‌ام که من، به‌ترتیب و همیشه، یک انسان آزاد، یک آمریکایی، یک خدمتگزار عمومی و یک عضو حزبم هستم.» به‌عنوان یک سیاستمدار، شاید رئیس‌جمهور جانسون در عمل کاملاً به این فلسفه پایبند نبوده باشد. اما خود این بیان معنادار است: آمریکایی‌ها آزادی یا لیبرتی را بالاتر از هر چیز دیگری ارزش می‌نهند، و این موضوع در نظرسنجی‌های افکار عمومی نیز تأیید می‌شود.undefined اما در چین، وضعیت بسیار متفاوت است. اگر قرار بود هویت خودم را به‌طور عمومی توصیف کنم، احتمالاً می‌گفتم: پیش از هر چیز یک عضو حزب کمونیست هستم، در مرحله بعد یک کادر (یا استاد، یا هر شغل دیگری که دارم)، و در مرتبه سوم یک شهروند چینی. و در نهایت، هرگز (و نباید) به یک «انسان آزاد» تبدیل شوم. گرچه چینی‌ها نیز در زندگی روزمره برای آزادی فردی ارزش قائل‌اند، اما در تاریخ و حتی امروز، این موضوع چیزی نیست که آشکارا اعلام شود. جمع‌گرایی، نه فردگرایی، ارزش اجتماعی غالب در چین است.undefined نمیتوانیم روند افول اعتماد متقابل بین آمریکا و چین را متوقف کنیم. باید با این واقعیت زندگی کنیم که روابط آمریکا و چین احتمالاً بدتر می‌شود پیش از آنکه بهتر شود، و این‌که «نتیجه نهایی» چه خواهد بود، بسیار نامطمئن است ... در نهایت، این رابطه فقط به دیپلماسی دوجانبه وابسته نیست؛ بلکه به این بستگی دارد که ما در داخل چین چگونه امورمان را مدیریت می‌کنیم و آمریکایی‌ها در داخل ایالات متحده چگونه کشورشان را اداره می‌کنند. راستش را بخواهید، در حال حاضر من بیشتر نگران سیاست داخلی آمریکا هستم تا وضعیت داخلی چین.undefined من می‌خواهم دانشجویانم بسیار خوب آموزش ببینند و دیدگاهی جهانی داشته باشند. اگر شخصاً از من بپرسند که آیا باید به ایالات متحده بروند یا نه، به آن‌ها می‌گویم که با دقت به خانواده‌شان، والدین‌شان و آینده خودشان فکر کنند. من احتیاط را توصیه می‌کنم؛ نه این‌که هرگز نروند، بلکه این‌که نسبت به آینده روابط آمریکا و چین واقع‌بین باشند—روابطی که من انتظار ندارم در آینده نزدیک به‌طور معناداری بهبود یابد.undefined خودِ ترامپ تغییر نکرده؛ او سال‌هاست همان آدم بوده است. آنچه تغییر کرده، جامعه است—گسترش شکاف میان فقیر و غنی، تحولات نژادی، و تغییر هنجارهای مربوط به «درست‌گویی سیاسی». این‌ها مسائل پیچیده‌ای هستند که هم به جذابیت ترامپ دامن می‌زنند و هم به چالش‌های سیاسی گسترده‌تر ما.undefined از نظر شخصی، اگر تعصبات سیاسی را کنار بگذارم، دوست ندارم ببینم کسی در نقش رهبری ظاهر شود که نماینده «بهترین بخش» ایالات متحده نیست. اما ناچارم با واقعیت روبه‌رو شوم و از خودم بپرسم: آیا قضاوت من اشتباه است؟ و چه چیزی در جامعه آمریکا به خطا رفته که آن را به سوی چنددستگی سوق داده است؟
undefined دیدگاه:وانگ جیسی در چین به عنوان شخصی شناخته می‌شود که عمیقا قائل به ضرورت بهبود روابط آمریکا و چین است. تا جایی که بعضا به وی طعنه می‌زنند و می‌گویند «امروز هر بچه‌مدرسه‌ای در چین میداند که رابطه چین و آمریکا تنش‌آمیز است اما آقای وانگ هنوز این موضوع را درک نکرده است!» با این حال، وی به صراحت در این گفتگو بیان می‌کند که «واقعیت با چیزی که من میخواهم متفاوت است.»
undefined برای مطالعه نسخه اصلی این گزارش به این آدرس مراجعه نمایید.
undefined به کانال «ابتکار ایران؛ جانمایی جدید» در تلگرام، بله و توییتر بپیوندید undefined@ebtekareiran

۶:۲۱