بیایید یک بار موقعیت جدید را با هم مرور کنیم.
۱- آتش بس دو هفته ای با یک سری مفاد مشخص آغاز شد. طرفین بر سر یک سری اصول اولیه به جمع بندی رسیدند. فارغ از اختلافی بودن بعضی موارد، یک از آنها، عبور تعداد مشخصی نفتکش و کشتی کانتیتربر از تنگه هرمز بود که از قضا مقرر شده بود بخشی از آن هم کشتی های مربوط به ایران باشد.
۲- اما کاملا در تناقض با مفاد آتش بس، آمریکا به یکباره محاصره دریایی اعلام کرد و بر اساس مفاد بیانیه سنتکام، همه ترافیک دریاییِ ورودی به بنادر ایران و خروجی از آنها مشمول این قاعده جدید شدند. تفاوتی هم بین صادرات نفت و واردات اقلام اساسی گذاشته نشده است. به نظر میرسد این اقدام، یک اهرم سازی علیه اقدام موفق ایران در کنترل هوشمندانه تردد از تنگه هرمز است و آمریکا، این را در مقابل محاصره دریایی قرار خواهد داد.
۳- همزمان خبر رسید که بعضی از کشورهای اروپایی در مورد ایمن سازی تنگه هرمز در شرایطِ پس از آتش بس نهایی و توافق صحبت کرده اند. به این صورت که بعد از آن، کشتی های نظامی اروپایی، برای القای حس امنیت به ناوگان تجاری دریایی، در حوالی تنگه هرمز حضور پیدا خواهند کرد.
۴- دوباره همزمان با دو رویداد فوق، وزارت خزانه داری آمریکا بیانیه ای هجومی صادر کرد و به هنگ کنگ و امارات و سایر کشورها هشدار داد که باید فعالیت بانکداری سایه ای مرتبط با ایران (تراستی) را شناسایی و متوقف کنید.
جمعِ محور دوم، سوم و چهارم، چه صحنه ای برای ما رقم خواهد زد:
- دریافت عایدی اقتصادی از تنگه برای ما بسیار دشوار خواهد شد. به بیان روشن تر، آمریکا و اروپا، به ترتیب از طریق محاصره دریایی و اعلام حضور در تنگه هرمز در شرایط پساتوافق، تلاش می کنند کارت تنگه را از دست ایران خارج کنند. این را هم بگذارید در کنارِ اینکه هنوز دستگاه حاکمه ایران، رژیمِ حقوقی جدید خود در مورد تنگه را اعلام نکرده است!
- در فردایِ آتش بس نهایی و بدون کارت تنگه، هزینه بازسازی و عدم النفع هایِ مربوط به کاهش قابل توجه درآمدهای ارزی، گریبان گیر اقتصاد کشور خواهد شد. در همین زمان، شک نکنید که فشار تحریمیِ وزارت خزانه داری آمریکا بر مالزی، هنگ کنگ، سنگاپور و ... افزایش خواهد یافت. این کشورها ملزم می شوند هم حساب های تراستی ایران را مسدود کنند و هم از عملیات کشتی به کشتی جلوگیری کنند. باز هم این را بگذارید در کنار اینکه ایران، قاعده خود در تنگه را معرفی نکرده است. قرار بر این بود که از این بعد، تنگه هرمز، ابزار فشردن گلوی اقتصاد آمریکا و حتی جهان در مقابل هرگونه تهدید، تحریم و تشدید فشارِ جدید باشد.
نتیجه: روندِ پیش رو، مطلوب به نظر نمیرسد. نگران کننده است! این روند مجددا ایران را در وضعیت خشکی منابع ارزی، تشدید فشار تحریمی و حتی سایه جنگ قرار میدهد. یکپا نگه داشتن ایران در فضای مذاکراتی، فضای بازیِ آمریکاست که قواعد آن را خوب بلد است. این فضا، برای ایران کشنده است. این را هم در نظر بگیرید که آمریکا به هیچ وجه خواهان شروع مجدد جنگ نیست. شاخص ها این را نشان میدهند. لذا، بازتعریف قواعد توسط ایران کاملا شدنی است.
۱- قواعد آتش بس موقت با اعلام محاصره دریایی کاملا نقض شده است. در چنین شرایطی پذیرش نسبت به تداوم مذاکرات و حتی عدم تکذیب سخنان مقامات آمریکایی (که خطِ روایی را دست گرفته اند و پشت سر هم بیان می کنند که مذاکرات در روزهای آتی آغاز میشود) خطایی راهبردی است. ایران باید اعلام کند که تا زمان رفع انسداد دریایی هیچ مذاکره ای انجام نخواهد شد. همچنین ایران باید اعلام کند که اجازه حضور هیچ ناوگان نظامی اروپایی در حوالی تنگه هرمز را نخواهد داد. در کنار این، ایران باید در تنگه، نرخ خروجی را «به شدت» محدود کند. نباید اجازه دهیم ترامپ و ونس با گفتاردرمانی، بازار نفت را مدیریت کنند. اکنون بازار فیزیکی نفت در معرض انفجار است اما بازار آتی با خوش بینی، به دهان ترامپ و ونس نگاه می کند و تصور می کند تا دو هفته آینده، نفتِ تازه به بازار روانه می شود. این ابزار از دست آمریکا باید گرفته شود.
۲- تعلل در اعلام رژیم جدید تنگه هرمز خطایی نابخشودنی است. میدانیم که اختلاف نظر در این زمینه وجود دارد اما آقایان زودتر به جمع بندی برسید. تصویب قانون توسط مجلس نیز می تواند یک کارت بازی باشد. اگر در داخل یک پایه گذاری قوی انجام نشود آقایان مذاکره کننده با دست خالی در مذاکرات حاضر خواهند شد.
@ebtekareiran
۹:۱۷