بزرگترین هزینه پنهان این درگیری، جهش نرخ «بیمه ریسک جنگ» است. با قرار گرفتن تنگه هرمز در دسته مناطق پرخطر در بازار لویدز لندن، حق بیمه کشتیها نسبت به ماه مارس بیش از ۴۰۰ درصد افزایش یافته است. این جهش، در عمل یک مالیات نامرئی است که نه با سیاست پولی کنترل میشود و نه جایی ثبت؛ فقط مستقیم از جیب مصرفکننده پرداخت میشود.
ناامنی در مسیرهای کشتیرانی، امنیت غذایی را هدف گرفته است. انحراف کشتیهای حامل غلات و تأخیر در تخلیه در بنادر امن، باعث شکلگیری «احتکار احتیاطی» در کشورهای واردکننده شده است. نوسانات شدید قیمت کالاهای اساسی در جنوب شرق آسیا و مصر، نشانهای از اختلال جدی در زنجیره تأمین جهانی است.
تغییر مسیر کشتیها به مسیرهای طولانیتر، هم مصرف سوخت را بالا برده و هم چرخه تجارت را ۱۰ تا ۱۵ روز طولانیتر کرده است. این تأخیر، به کمبود کانتینر خالی و افت محسوس بهرهوری در اقتصاد جهانی منجر شده؛ دقیقاً در زمانی که اقتصادها در تلاش برای بازگشت به رشد هستند.
بیثباتی موجود باعث قفل شدن سیاستهای پولی شده است. بانکهای مرکزی بزرگ که در فکر کاهش نرخ بهره بودند، حالا بهدلیل فشارهای تورمی ناشی از انرژی و لجستیک، ناچار به حفظ نرخهای بالا برای مدت طولانیتر شدهاند. نتیجه؟ افزایش هزینه وامگیری و توقف بسیاری از پروژههای زیرساختی.
دوران حملونقل ارزان و امن در خاورمیانه عملاً به پایان رسیده است. اقتصاد جهانی حالا با یک فرسایش تدریجی مواجه است، نه یک شوک کوتاهمدت. در این شرایط، دولتها و بنگاهها باید بهجای انتظار برای بازگشت گذشته، خود را با واقعیت «هزینههای بالا» و «مسیرهای جایگزین» تطبیق دهند.
@ecometr
۱۶:۲۴