بله | کانال تحلیل‌‌های اقتصادی و سیاسی
عکس پروفایل تحلیل‌‌های اقتصادی و سیاسیت

تحلیل‌‌های اقتصادی و سیاسی

۲۱۶ عضو
بازارسال شده از اندیشکده اقتصاد بین‌الملل
thumbnail
undefined هزینه جهانی جنگ در خاورمیانه
(اندیشکده مجمع اقتصاد جهانی)
#قسمت_اول
undefined این رویداد فقط یک بحران منطقه‌ای نیست. این یک شوک ساختاری به اقتصاد جهانی است که در لحظه‌ای از شکنندگی ژئواکونومیک وارد می‌شود. هر چه بیشتر ادامه یابد، آسیب آن ماندگارتر می‌شود. ابتدا به نفت، گاز، کشتیرانی و هوانوردی آسیب می‌رساند؛ سپس تورم، هزینه‌های صنعتی و امنیت غذایی؛ و در نهایت مسیرهای تجاری، تصمیمات سرمایه‌گذاری و ثبات سیاسی. درست است که تقریباً 20 میلیون بشکه در روز نفت خام و فرآورده‌های نفتی در سال 2025 از طریق این تنگه عبور کرده است، همانطور که تقریباً یک پنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع در سال 2024 از این تنگه عبور کرده است. از زمان حملات اولیه به ایران در ماه گذشته، ترافیک تجاری از طریق آن به شدت مختل شده است. بیمه‌گران، صاحبان کشتی و بازرگانان انرژی آن را از نظر عملکردی مختل می‌دانند.
undefined اثرات این جنگ به کارخانه‌های نیمه‌هادی در تایوان و چین گرفته تا مزارع در برزیل و کارخانه‌های فولاد در کره جنوبی خواهد رسید. نقش قطر را در تأمین هلیوم جهانی در نظر بگیرید. این جنگ، پس از اختلال در قطب عظیم انرژی راس لفان، تقریباً یک سوم از عرضه هلیوم جهان را از بازار خارج کرده است. هلیوم برای تولید نیمه‌هادی‌ها، تصویربرداری پزشکی و سایر کاربردهای فناوری پیشرفته ضروری است. اختلال طولانی مدت، بازار از قبل متمرکز را محدود می‌کند و می‌تواند به یک محدودیت جدی برای زنجیره‌های تأمین صنعتی تبدیل شود. شوک کود به طور بالقوه ویرانگرتر است، اگرچه در پوشش خبری جریان اصلی تا حد زیادی نادیده گرفته شده است. خلیج فارس شریان اصلی اوره، آمونیاک، گوگرد و سایر نهاده‌های کود است و اختلال مرتبط با درگیری، عرضه را محدود کرده است. قیمت اوره، محبوب‌ترین کود نیتروژن مصنوعی، در ماه گذشته حدود 30 درصد افزایش یافته است.
undefinedزمان‌بندی وحشتناک است. کاشت بهاره در نیمکره شمالی آغاز می‌شود، بنابراین کشاورزان از کانادا و برزیل گرفته تا هند و کشورهای جنوب صحرای آفریقا در حال تصمیم‌گیری برای خرید در برابر افزایش قیمت‌ها و عدم قطعیت هستند. از آنجا که کود نیتروژن مصنوعی عمدتاً با استفاده از گاز طبیعی تولید می‌شود، اختلال در حمل و نقل گاز خاورمیانه بر تولید در جاهای دیگر نیز تأثیر گذاشته است. نتیجه، کاهش دسترسی جهانی به نیتروژن در حال حاضر و احتمالاً کاهش عملکرد محصولات کشاورزی در ماه‌های آینده است.

#جنگ_رمضان#ایران#اسرائیل#آمریکا#انرژی#کود#کشاورزی#بیمه#ترانزیت


undefined @iett_ir

۲۱:۳۶

undefined*یک ماه جنگ و چهار بحران دولت ترامپ*undefined خبرگزاری شین‌هوا، ۹ فروردین ۱۴۰۵
undefined رئیس‌جمهور آمریکا، ترامپ، اخیراً سیگنال‌های پایان جنگ علیه ایران صادر کرده و ادعا کرده که آمریکا و ایران در حال مذاکره هستند، اما ایران چندین بار این ادعا را رد کرده است.ایران در تاریخ ۲۵ اسفند با «۵ ضرورت» به طور رسمی به ۱۵ بند توافق آتش‌بس آمریکا پاسخ داد و در ۲۷ اسفند تأکید کرد که تنها ایران حق تعیین شرایط پایان جنگ را دارد و آمریکا و اسرائیل مجبور به پذیرش این واقعیت خواهند بود.
undefined نشانه‌ها حاکی از آن است که دو طرف از طریق میانجی‌ها با یکدیگر در ارتباط هستند، اما کنترل پایان جنگ کاملاً در اختیار آمریکا نیست.دولت ترامپ به دلیل این درگیری وارد چهار بحران شده و تمایل به خروج از جنگ روزبه‌روز آشکارتر می‌شود.
undefined دو اشتباه راهبردیاستراتژیست‌های آمریکایی معتقدند ترامپ در واقع توسط نخست‌وزیر اسرائیل، نتانیاهو، به باتلاق درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران کشیده شده است.دولت آمریکا دست‌کم دو اشتباه داشته: اول، تصور اینکه مدل ونزوئلا می‌تواند در ایران تکرار شود و دوم، انتظار فروپاشی سریع حکومت ایران.
undefined در ابتدای جنگ ترامپ تلاش کرد مدل ونزوئلا را در ایران اجرا کند، اما واقعیت این بود که حکومت ایران علیرغم ضربات سنگین آمریکا و اسرائیل قدرت خود را تحکیم کرد و موضعش محکم‌تر شد.آمریکا مقاومت داخلی ایران در برابر تهدید خارجی و اراده ملت برای مقابله را دست‌کم گرفته است و همین اشتباه آمریکا را به چرخه‌ای «جنگ و تشدید بدون پایان روشن» وارد کرده است.
undefined ایران، با وجود حملات مداوم، از نظر راهبردی فرو نپاشیده و از رویکردی مشابه نظریه بازی «فشار قابل کنترل و تدریجی» توماس شرلینگ استفاده می‌کند.ایران هدفش شکست نظامی طرف مقابل نیست بلکه می‌خواهد ادامه جنگ چنان هزینه‌زا شود که تصمیم‌گیری آمریکا تغییر کند.
undefined هزینه‌های اقتصادی و نظامی نیز برای آمریکا شدید است.رئیس افتخاری انجمن روابط خارجی آمریکا، ریچارد هاس، می‌گوید اقدامات نظامی ترامپ علیه ایران بدون اطلاع کنگره و بدون حمایت عمومی و متحدان آغاز شده و اهداف مکرراً تغییر کرده‌اند؛ بنابراین آمریکا برای «آمادگی ناکافی» هزینه می‌پردازد.آمریکا با واقعیت کاهش بازدهی اقدامات نظامی و دشواری تغییر حکومت ایران روبه‌روست و باید شرایط پایان جنگ را واقع‌بینانه در نظر بگیرد.
undefined چهار بحران ترامپ
۱. انزوای دیپلماتیکمتحدان ناتو از درخواست ترامپ برای کمک نظامی جهت تأمین عبور و مرور از تنگه هرمز امتناع کردند. صدراعظم آلمان صراحتاً اعلام کرد که آلمان در عملیات نظامی برای اسکورت نفتکش‌ها شرکت نمی‌کند و جنگ ایران ربطی به ناتو ندارد.
۲. مصرف مهماتمطالعات معتبر نشان می‌دهد که در ۳۶ ساعت نخست جنگ، سیستم‌های پدافند آمریکا بیش از ۳۰۰ موشک پاتریوت مصرف کردند و کشورهای خلیج فارس ۲۸۰ موشک مصرف کردند. تأمین مجدد این مهمات سال‌ها طول خواهد کشید.توماس رایت، مدیر ارشد سابق برنامه‌ریزی راهبردی شورای امنیت ملی آمریکا، می‌گوید آمریکا مجبور شد سیستم‌های موشکی «تاد» را از کره جنوبی خارج کند و از ژاپن نیروهای دریایی و تفنگداران را منتقل کند.
۳. شکاف سیاسینظرسنجی‌ها نشان می‌دهند اکثریت مردم آمریکا مخالف اقدام نظامی علیه ایران هستند و میزان حمایت از ترامپ کاهش یافته است.حامیان جنبش «آمریکا را دوباره بزرگ کن» (MAGA) شروع به شک و تردید کرده‌اند و برخی از این گروه‌ها اقدامات نظامی ترامپ را مغایر با اصل مخالفت با مداخله خارجی می‌دانند. افزایش قیمت نفت و هزینه‌های زندگی نیز باعث تضعیف پایگاه انتخاباتی ترامپ شده است.
۴. اختلاف آمریکا و اسرائیلبر اساس تحلیل اریک لوب، اختلافات آمریکا و اسرائیل دیگر فقط «چگونه جنگیدن» نیست بلکه «چه میزان پیروزی کافی است» نیز مطرح است.لوب می‌گوید اسرائیل از ابتدا هدفش تغییر حکومت ایران بوده و برای این کار حداکثر ضربه را به ایران وارد می‌کند، از جمله توان نظامی، تاسیسات مدنی و شخصیت‌های سیاسی. نتانیاهو نیز انگیزه شخصی برای اجتناب از محاکمه فساد داخلی دارد. به همین دلیل، تا زمانی که اسرائیل معتقد باشد جنگ می‌تواند ایران را ضعیف کند، کاخ سفید نمی‌تواند به‌طور کامل از جنگ خارج شود.
undefined چهار بحران ترامپ، فشار بر آمریکا برای یافتن راه خروج از جنگ را افزایش داده است و نشان می‌دهد که کنترل پایان درگیری کاملاً در دست واشنگتن نیست.
undefined@ecopolitic

۳:۴۵

undefinedبررسی اثرات جنگ ایران بر زنجیره‌های ارزش جهانی
undefined این تحلیل در تاریخ ۲۹ مارس ۲۰۲۶ توسط بخش درآمد ثابت شرکت Huatai Securities منتشر شده است. این نهاد یکی از مؤسسات مالی بزرگ چین است که در حوزه تحلیل‌های کلان اقتصادی، بازار انرژی و زنجیره‌های تأمین فعالیت دارد و تمرکز آن بر ارزیابی ریسک‌های اقتصادی و مالی است.
undefined این گزارش می‌گوید اگر جنگ ایران طولانی شود و تنگه هرمز بسته بماند، اثر آن فقط به افزایش قیمت نفت محدود نمی‌شود؛ بلکه از قیمت‌ها به زنجیره تأمین و بعد به تولید واقعی سرایت می‌کند. روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده از هرمز عبور می‌کند و حتی با وجود مسیرهای جایگزین، ذخایر استراتژیک و افزایش تولید دیگر کشورها، باز هم ممکن است ۷ تا ۱۰ میلیون بشکه در روز کمبود ایجاد شود. در گاز هم وضعیت حساس است، چون قطر حدود ۲۰٪ صادرات LNG جهان را دارد و جایگزین زمینی ندارد.
undefined حتی اگر مسیر دوباره باز شود، بازگشت به شرایط عادی زمان‌بر است. بیمه جنگی از حدود ۰.۲ تا ۰.۴٪ به ۱ تا ۵٪ رسیده و در حالت شدید تا ۱۰٪ هم می‌رسد. تجربه بحران دریای سرخ در ۲۰۲۴ هم نشان داد که بازگشت حمل‌ونقل بسیار کندتر از پایان درگیری است. علاوه بر این، محدودیت کشتی، افزایش هزینه سوخت و تعمیر تأسیسات باعث طولانی شدن این روند می‌شود.
undefined در جریان درگیری‌ها، ۹ کشور و بیش از ۴۰ تأسیسات انرژی دچار آسیب شده‌اند. از جمله، میدان گازی پارس جنوبی که حدود ۱۲٪ از تولید گاز ایران کاهش یافته، تأسیسات LNG راس‌لافان قطر که حدود ۱۷٪ از ظرفیت LNG قطر یعنی حدود ۱۲.۸ میلیون تن در سال را درگیر کرده و بازسازی آن ۳ تا ۵ سال زمان می‌برد، پالایشگاه سامرف عربستان با ظرفیت ۴۰۰ هزار بشکه در روز*، مجتمع *باپکو بحرین و برخی تأسیسات بندری امارات. این آسیب‌ها باعث می‌شود حتی بعد از پایان بحران، بازگشت تولید به حالت قبل به‌سرعت انجام نشود.
undefined در سمت عرضه، با وجود استفاده از مسیرهای جایگزین مثل خط لوله شرق-غرب عربستان با ظرفیت ۵ تا ۷ میلیون بشکه در روز و خط لوله امارات با ظرفیت ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز*، همچنین آزادسازی حدود *۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک، باز هم کمبود کامل جبران نمی‌شود. افزایش تولید کوتاه‌مدت سایر کشورها هم محدود است و در مجموع کمبود ۷ تا ۱۰ میلیون بشکه در روز همچنان باقی می‌ماند.
undefined از نظر کشورها، ژاپن، کره جنوبی و تایوان بیشترین آسیب را می‌بینند، چون هم مصرف انرژی بالایی دارند، هم وابستگی زیادی به واردات خاورمیانه دارند و هم صنایع پیشرفته‌شان به این زنجیره وابسته است. کشورهای اروپایی مثل آلمان، فرانسه و بریتانیا وابستگی مستقیم کمتری دارند، اما از افزایش قیمت جهانی انرژی آسیب می‌بینند. آمریکا به‌دلیل خودکفایی نسبی انرژی وضعیت بهتری دارد. چین هم با وجود تنوع منابع، در برخی بخش‌ها همچنان وابسته است.
undefined در زنجیره پتروشیمی، نفت و گاز ابتدا به نفتا، LPG و LNG تبدیل می‌شوند، سپس به مواد پایه‌ای مثل اتیلن، پروپیلن و متانول می‌رسند و در نهایت به محصولات صنعتی مثل پلاستیک و الیاف تبدیل می‌شوند. در این میان، نفتا بیشترین حساسیت را دارد، چون سهم بزرگی از واردات آن در آسیا از خاورمیانه تأمین می‌شود و ذخیره استراتژیک هم ندارد. موجودی آن در شرق آسیا معمولاً فقط برای ۳ تا ۴ هفته کافی است.
undefined با ادامه بحران، ابتدا قیمت‌ها بالا می‌رود، سپس برخی واحدهای تولیدی خوراک خود را کاهش می‌دهند یا متوقف می‌شوند. در نتیجه عرضه محصولاتی مثل اتیلن و پروپیلن کم می‌شود. راه‌اندازی دوباره واحدها هم زمان‌بر است؛ واحدهای گازی حدود ۱ تا ۲ هفته و واحدهای بزرگ‌تر تا ۳۰ تا ۴۵ روز زمان نیاز دارند.
undefined در بخش کشاورزی، کود نیتروژنی بیشترین آسیب را می‌بیند، چون به گاز طبیعی وابسته است. خاورمیانه بیش از ۲۵٪ صادرات آمونیاک و بیش از ۳۵٪ صادرات اوره جهان را دارد. هند حدود نیمی از واردات کود خود را از این منطقه تأمین می‌کند و کاهش عرضه می‌تواند عملکرد محصولات را تا ۱۰ تا ۱۵٪ کاهش دهد. برزیل هم به‌دلیل وابستگی حدود ۴۰٪ به این مسیر آسیب‌پذیر است، در حالی که کود پتاسه کمتر تحت تأثیر قرار می‌گیرد.
*ادامه*undefined
undefined@ecopolitic

۲۲:۰۰

undefined در تولید کود فسفاته، وابستگی به گوگرد و اسید سولفوریک اهمیت دارد. خاورمیانه حدود ۵۵٪ تجارت جهانی گوگرد را در اختیار دارد و چین بخش بزرگی از نیاز خود را از این منطقه تأمین می‌کند. افزایش قیمت گوگرد، هزینه تولید را بالا می‌برد و زنجیره را تحت فشار قرار می‌دهد.
undefined در صنایع پیشرفته، هلیوم نقش کلیدی دارد. سهم خاورمیانه در تولید آن بالاست و کشورهای شرق آسیا وابستگی زیادی به واردات آن دارند. ذخایر این ماده محدود است و معمولاً فقط ۱ تا ۳ ماه پاسخ می‌دهد، بنابراین اختلال در عرضه می‌تواند تولید را تحت فشار قرار دهد.
🟦 در مورد آلومینیوم*، به‌دلیل وابستگی شدید به انرژی، افزایش قیمت گاز و برق می‌تواند تولید را کاهش دهد. بخشی از ظرفیت جهانی در خاورمیانه قرار دارد و توقف طولانی‌مدت می‌تواند بازگشت تولید را بسیار زمان‌بر کند.

undefined در مجموع، این وضعیت فقط یک شوک قیمتی نیست، بلکه یک *اختلال چندلایه در زنجیره تأمین جهانی
است که اگر چند ماه ادامه پیدا کند، از انرژی به صنعت، کشاورزی و حتی تولید پیشرفته سرایت می‌کند.

undefined@ecopolitic

۲۲:۰۰

undefined افشای طرح «جنگ زمینی چند هفته‌ای» آمریکا؛ تلاش برای تکرار جنگ خلیج فارس!undefined ۹ فروردین ۱۴۰۵ روزنامه اقتصادی چین
undefined در ۲۹ مارس، جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران وارد روز سی‌ام شد
undefined فرمانده نیروی دریایی ایران، شاهرام ایرانی، در ۲۹ مارس گفت ایران به‌صورت لحظه‌ای موقعیت، مسیر حرکت و درخواست‌های ناو هواپیمابر «لینکلن» آمریکا به کشورهای منطقه را زیر نظر دارد. او هشدار داد اگر این ناو وارد برد ایران شود، ایران موشک شلیک خواهد کرد.
undefined اوضاع منطقه مدت‌هاست از یک درگیری ساده فراتر رفته و با ورود چندین طرف و انباشته شدن خطرهای مختلف، به وضعیتی بسیار پیچیده، به‌هم‌پیوسته و در حال گسترش تبدیل شده است. نخست این‌که، شدت عملیات نظامی همه طرف‌ها، یعنی آمریکا، اسرائیل و ایران، مدام بیشتر می‌شود و دامنه اهداف حمله هم پیوسته گسترش می‌یابد. دوم این‌که، در ۲۸ مارس، حوثی‌های یمن رسماً اعلام کردند وارد جنگ شده‌اند و به سمت اسرائیل موشک شلیک کردند؛ اقدامی که تنش منطقه را بیشتر کرد. و نکته مهم دیگر این است که طبق برخی گزارش‌ها، وزارت دفاع آمریکا برای انجام یک عملیات زمینی چند هفته‌ای در ایران آماده می‌شود.
undefined برخی مقام‌ها گفته‌اند اگر ترامپ این طرح را تأیید کند، جنگ وارد مرحله تازه‌ای می‌شود و خطر آن می‌تواند خیلی بیشتر از هفته‌های قبل باشد. گفته می‌شود ناو آبی-خاکی «تریپولی» آمریکا همراه با بیش از ۳۵۰۰ ملوان و تفنگدار دریایی در ۲۷ مارس وارد خاورمیانه شده و اکنون وارد منطقه مسئولیت خود شده است؛ منطقه‌ای که خاورمیانه را هم شامل می‌شود.
undefined طرح «جنگ زمینی چند هفته‌ای» آمریکا فاش شد
undefined خبرگزاری «گوانشی چاتونچه» در ۲۹ مارس گزارش داد خبر آماده‌سازی آمریکا برای عملیات زمینی علیه ایران، جهان را شوکه کرده است. برخلاف جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ که یک حمله تمام‌عیار بود، پنتاگون این‌بار تاکتیک «ضربه دقیق و سریع» را در پیش گرفته؛ یعنی نه اشغال سرزمین، نه جنگ فرسایشی، بلکه هدف‌گیری مستقیم جزیره خارک، شاهرگ نفتی ایران، با هدف پیروزی سریع در چند هفته و تکرار افتخار جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱.
undefined روزنامه واشنگتن‌پست در ۲۸ مارس نوشت پنتاگون در حال آماده‌سازی یک عملیات زمینی محدود در بازه‌ای چند هفته‌ای است، نه یک تهاجم تمام‌عیار برای اشغال. هم‌اکنون هزاران تفنگدار دریایی و چترباز لشکر ۸۲ هوابرد در خاورمیانه مستقر شده‌اند. از جمله، یگان اعزامی ۳۱ تفنگداران دریایی با حدود ۳۵۰۰ نیرو سوار بر ناو «تریپولی» به آب‌های اصلی خلیج فارس رسیده است. وال‌استریت‌ژورنال هم در ۲۶ مارس فاش کرد که ارتش آمریکا در حال بررسی اعزام حداکثر ۱۰ هزار نیروی زمینی شامل پیاده‌نظام و زرهی است؛ رقمی که فقط یک‌صدم نیروهای به‌کاررفته در جنگ عراق است و کاملاً از الگوی میلیون‌نفری آن زمان فاصله دارد.
undefined هدف راهبردی پنتاگون روشن است: کنار گذاشتن اشغال پرهزینه و پرخطر، و تمرکز بر «جنگ خفه‌کننده اقتصادی». هدف اصلی، استان نفتی جنوب‌غرب ایران و گلوگاه تنگه هرمز است، و مشخصاً جزیره خارک که مرکز اصلی صادرات نفت ایران به شمار می‌رود. این جزیره بیش از ۹۰ درصد صادرات نفت خام ایران را بر عهده دارد و می‌توان آن را شریان حیاتی اقتصاد ایران دانست.
undefined برخی رسانه‌های خارجی در ۲۵ مارس فاش کردند که طرح عملیاتی آمریکا نشان می‌دهد اگر خارک کنترل شود، ۹۰ درصد صادرات نفت ایران قطع می‌شود و با کمترین هزینه نظامی، اقتصاد این کشور فلج خواهد شد. رسانه‌های دیگر هم نوشته‌اند که محور اصلی طرح، اشغال یا محاصره خارک و کنترل گلوگاه تنگه هرمز است و زمان عملیات به‌جای چند ماه، چند هفته در نظر گرفته شده است. شبکه CNN هم هم‌زمان گزارش داد ایران متوجه حرکت آمریکا شده و برای مقابله با احتمال پیاده‌سازی آبی-خاکی، یگان پدافند هوایی به خارک فرستاده و مین‌های دفاعی کار گذاشته است. همچنین آمریکا پیش‌تر بیش از ۹۰ هدف نظامی را در این جزیره بمباران کرده، اما تأسیسات نفتی را عمداً دست‌نخورده گذاشته است. این نشانه آن است که زمینه برای تصرف بعدی جزیره آماده می‌شود.
undefined این ایده «جنگ سریع چند هفته‌ای» در واقع تلاشی است از سوی آمریکا تا با تکیه بر برتری مطلق هوایی و دریایی و همراه کردن نیروهای واکنش سریع زمینی، از دفاع عمقی ایران عبور کرده و مستقیماً به نقطه ضعف اقتصادی آن ضربه بزند. هدف اصلی این است که آمریکا دوباره مثل عراق در باتلاق جنگ طولانی فرو نرود. اما این فقط یک بازنگری سطحی از درس‌های جنگ است و بیشتر به‌خاطر فشار افکار ضدجنگ داخل آمریکا و کاهش منابع راهبردی این کشور در جهان انجام می‌شود.
undefined پس در واقع این عملیات، نوعی نقطه‌زنی دقیق و جنگ اقتصادی خفه‌کننده است؛ نه اشغال کامل، بلکه کنترل مناطق کلیدی نفتی و گلوگاه‌های دریایی برای رسیدن به هدف سیاسیِ «فشار حداکثری و کشاندن طرف مقابل به مذاکره».
*ادامه*undefined
undefined@ecopolitic

۲:۳۲

undefined چندین رسانه بین‌المللی و اندیشکده هشدار داده‌اند که باور به افسانه «نابودی ایران در ۴۲ روز» ممکن است آمریکا را وارد باتلاق راهبردی تازه‌ای کند.
undefined رسانه‌های آمریکایی در ۲۸ مارس گزارش دادند که یک مقام ناشناس آمریکایی گفته پنتاگون برای انجام «عملیات زمینی چند هفته‌ای» در ایران آماده می‌شود.
undefined در این گزارش آمده که هر عملیات زمینی احتمالی، تهاجم کامل نخواهد بود و ممکن است با همکاری نیروهای ویژه و یگان‌های پیاده‌نظام عادی انجام شود. در حال حاضر، دونالد ترامپ هنوز این طرح را تأیید نکرده است.
undefined در روزهای اخیر، آمریکا نیروهای زمینی خود را از نقاط مختلف به خاورمیانه منتقل کرده است. برخی کارشناسان نظامی می‌گویند اگر عملیات آمریکا علیه ایران به جنگ زمینی تبدیل شود، شدت درگیری و میزان تلفات وارد سطحی کاملاً متفاوت خواهد شد.
undefined نشانه‌ها حاکی از آن است که آغاز عملیات زمینی آمریکا علیه ایران «در آستانه اجرا» قرار دارد. اما هر نوع اقدام و هر تعداد نیرو که آمریکا وارد کند، شرایط ایران اصلاً قابل مقایسه با افغانستان یا عراق نخواهد بود.
undefined سه نقطه‌ضعف اصلی آمریکا در جنگ زمینی: کمبود نیرو، محدودیت جغرافیایی و تنگه هرمز
undefined روزنامه بریتانیایی ایندیپندنت در مقاله‌ای تحلیلی نوشت که در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸، جرج بوش دستور اعزام نیرو به عراق را داد و در آن زمان حدود ۱۸۵ هزار نظامی آمریکا و متحدانش به عراق فرستاده شدند و ۴۵۰ تا ۵۵۰ هزار نیروی دولت عراق هم همراهی می‌کردند. با این حال، همین صدها هزار نیرو هم برای حل کامل مسئله عراق کافی نبودند. این مقاله نتیجه می‌گیرد که در برابر ایران، که جمعیتش حدود دو برابر و مساحتش نزدیک به چهار برابر عراق است، آمریکا قطعاً به نیروی بسیار بیشتری نیاز خواهد داشت.
undefined ایندیپندنت به نقل از چند ژنرال پیشین ناتو نوشت آمریکا برای پیروزی در عملیات زمینی در ایران باید بیش از ۱.۳ میلیون نیرو اعزام کند؛ یعنی تقریباً به اندازه کل نیروی فعلی ارتش آمریکا.
undefined هشدار نظامی ایران به آمریکا درباره هرگونه عملیات زمینی
undefined رسانه‌های ایران امروز، ۲۹ مارس، گزارش دادند که محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، گفته آمریکا در ظاهر از مذاکره حرف می‌زند، اما در پشت پرده برای حمله زمینی نقشه می‌کشد. قالیباف گفت نیروهای مسلح ایران «منتظر» حمله زمینی آمریکا هستند و متحدان منطقه‌ای آن را «تنبیه» خواهند کرد.
undefined همچنین سخنگوی ستاد مرکزی خاتم‌الانبیا نیروهای مسلح ایران در ۲۹ مارس بیانیه‌ای صادر کرد و به تهدید ترامپ درباره عملیات زمینی علیه ایران پاسخ داد. در این بیانیه آمده است اگر چنین تهدیدی عملی شود، نیروهای مسلح ایران با قاطعیت پاسخ خواهند داد.
undefined در ادامه این بیانیه تأکید شده که عملیات نظامی آمریکا در منطقه اکنون با وضعیت بسیار دشواری روبه‌رو است و استقرارهای نظامی آن نیز هدف ضربه قرار گرفته‌اند. همچنین گفته شده نیروهای مسلح ایران برای مقابله با هر نوع اقدام نظامی احتمالی کاملاً آماده‌اند.
undefined@ecopolitic

۲:۳۲

undefined بیانیه می‌گوید تنها زبانی که آمریکا می‌فهمد، زبان زور است. در واکنش به تهدیدهای اخیر آمریکا برای عملیات زمینی علیه ایران، نیروهای ایرانی مدت‌هاست منتظر چنین اقدامی هستند و ارتش ایران «مهاجمان آمریکایی» را نابود خواهد کرد.
undefined ایران همچنین گفته است که رهبری آمریکا در سیاست خارجی ناپایدار و متناقض عمل می‌کند؛ از یک‌سو از مذاکره حرف می‌زند و از سوی دیگر تهدید نظامی را ادامه می‌دهد. در این بیانیه آمده ایران با موضعی قاطع با این چالش‌ها روبه‌رو خواهد شد.
undefined سخنگوی ستاد مرکزی خاتم‌الانبیا در همان روز هشدار داد که تهدید ترامپ درباره عملیات زمینی در ایران فقط آمریکایی‌ها را به «زندان و مرگ» می‌فرستد.
undefined در این بیانیه آمده که در برابر تهدیدهای مکرر ترامپ درباره حمله زمینی و اشغال برخی جزایر ایران، ارتش ایران کاملاً آماده نبرد است. همچنین گفته شده «کوسه‌های خلیج فارس منتظر سربازان آمریکایی هستند» و تصمیم اشتباه ترامپ، ارتش آمریکا را به «باتلاق مرگ» می‌کشاند.
undefined رسانه‌های آمریکایی در روزهای اخیر گزارش داده‌اند هنوز مشخص نیست ترامپ تا چه اندازه طرح عملیات پنتاگون را تأیید خواهد کرد. اگر او «تصمیم به تشدید درگیری» بگیرد، این جنگ وارد «مرحله‌ای خطرناک و جدید» می‌شود.
undefined تحلیل‌گر نظامی: این یک ماجراجویی بزرگ نظامی برای آمریکا است
undefined کارشناس نظامی، وی دونگ‌شو، گفته آمریکا دو سناریو را هم‌زمان آماده کرده است: «جنگ» و «مذاکره».
undefined اگر آمریکا تصور کند که می‌تواند در منطقه عملیات تصرف جزیره را به‌خوبی پیش ببرد یا فکر کند در یک جنگ زمینی گسترده دست بالا را دارد، در آن صورت گفت‌وگوها و مذاکرات فعلی احتمالاً فقط برای خریدن زمان است. اما اگر آمریکا بخواهد هرچه زودتر از خاورمیانه خارج شود، نیروهای انبوهی که اکنون جمع کرده است، تبدیل به اهرم فشار در مذاکرات می‌شوند تا ایران را به عقب‌نشینی وادار کنند.
undefined او گفته اگر آمریکا عملیات زمینی انجام دهد، ممکن است سه طرح در پیش داشته باشد:
undefined طرح اول: حمله به جزیره خارک، یعنی «شیر نفتی» صادرات ایران. گروه آمادگی آبی-خاکی ناو «تریپولی» می‌تواند زیر پوشش جنگنده‌های ناو و دیگر هواپیماهای نیروی هوایی، با یک حمله کم‌ارتفاع و دورزن به خارک یورش ببرد و آن را تصرف کند. اما حتی اگر آمریکا موفق به تصرف جزیره شود، ایران احتمالاً با راکت‌اندازهای دوربرد، موشک‌های تاکتیکی کوتاه‌برد، پهپادهای انتحاری و قایق‌های تندرو پنهان‌شده، نیروهای آمریکایی را محاصره و هدف قرار می‌دهد و تلفات سنگینی به آمریکا وارد می‌شود.
undefined طرح دوم: عملیات «تصرف جزایر» در مقیاس گسترده. این روش فقط به خارک محدود نمی‌شود و ممکن است جزایر کوچک و بزرگ داخل تنگه هرمز، مثل تنب بزرگ و تنب کوچک، نیز هدف قرار بگیرند. حتی بعید نیست که حمله به مناطق ساحلی ایران در اطراف تنگه هرمز هم در دستور کار باشد تا آمریکا بتواند کنترل بیشتری بر این تنگه به دست آورد.
undefined طرح سوم: حمله به عمق خاک اصلی ایران. حتی اگر دو گروه آمادگی آبی-خاکی هم برسند، حدود ۵۰۰۰ نیروی آمریکایی برای یک جنگ زمینی همه‌جانبه با ایران کافی نیست. بنابراین، آمریکا ممکن است با حمله در ارتفاع پایین، به تأسیسات هسته‌ای، شهرهای زیرزمینی موشکی و محل حضور مقام‌های بلندپایه ایران در عمق خاک این کشور ضربه بزند و سپس سریع عقب‌نشینی کند.
undefined با این حال، وی تأکید کرده که هر طرحی که انتخاب شود، چه عملیات تصرف جزیره باشد و چه عملیات زمینی، نیروهای آمریکایی با خطر بسیار بزرگ تلفات روبه‌رو خواهند بود و حتی ممکن است عملیاتشان به‌دلیل لو رفتن نیت حمله و پاسخ شدیدتر ایران، به‌طور کامل شکست بخورد. به گفته او، این یک ماجراجویی نظامی بسیار بزرگ برای آمریکا است.
undefined@ecopolitic

۲:۳۲

undefined آینده جنگ ایران چند پایان ممکن دارد؟undefined خبرگزاری شین‌هوا، ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
undefined با ادامه جنگ آمریکا، اسرائیل و ایران برای بیش از یک ماه و دیده شدن نشانه‌هایی از مذاکره، کارشناسان می‌گویند حتی اگر گفت‌وگوها شروع شود، لزوماً از شدت جنگ کم نمی‌شود. ممکن است جنگ مدتی ادامه پیدا کند، گاهی متوقف شود و دوباره از سر گرفته شود. به همین دلیل، اندیشکده‌ها درباره پایان این جنگ چهار سناریوی اصلی مطرح کرده‌اند.
undefined چهار پایان احتمالی
undefined چندین کارشناس اندیشکده‌های آمریکایی می‌گویند اکنون دونالد ترامپ به‌دنبال یک «راه خروج» قابل اجراست، نه ادامه دادن مسیر تشدید تنش. در مجموع، چهار مسیر برای پایان این جنگ دیده می‌شود.
undefined مسیر اول: اعلام پیروزی یک‌جانبه و کم‌کردن دخالت نظامی
undefined این گزینه از نظر سیاسی در حال حاضر واقع‌بینانه‌ترین راه خروج به نظر می‌رسد. کاخ سفید مدام از نتیجه حملات نظامی به ایران دفاع کرده و فضا را طوری ساخته که ترامپ بتواند بگوید «پیروز شده‌ام» و بعد دخالت نظامی را کمتر کند. اگر در هفته‌های آینده تهدید مستقیم ایران علیه نیروهای آمریکایی در خاورمیانه، رفت‌وآمد در تنگه هرمز و خاک اصلی آمریکا کمتر شود، ترامپ ممکن است این مرحله را «دستیابی به هدف‌های اصلی» معرفی کند و جنگ را به سطح پایین‌تری از بازدارندگی و تحریم ببرد.
undefined اما این به معنی پایان واقعی جنگ نیست. در کوتاه‌مدت ترامپ می‌تواند در داخل کشور ادعای پیروزی کند، ولی در بلندمدت آمریکا با ایرانی روبه‌رو می‌شود که ضعیف‌تر شده اما هنوز دنبال انتقام است. از طرفی، مسئله عبور امن از تنگه هرمز هم همچنان حل‌نشده باقی می‌ماند. یکی از پژوهشگران آمریکایی گفته است: «ترامپ خودش را داخل جعبه‌ای به نام جنگ ایران گذاشته و حالا راه خروجی پیدا نمی‌کند.»
undefined مسیر دوم: آتش‌بس اجباری، آتش‌بس محدود یا آتش‌بس با میانجی‌گری
undefined این گزینه، بیشترین بحث را داشته است. بعضی تحلیلگران می‌گویند آمریکا در حملات نظامی به ایران نمی‌تواند به هدف «از بین بردن تهدید» برسد و باید به جای «حل کامل مسئله»، به سمت «مدیریت بحران» برود؛ یعنی با یک توافق همراه با امتیازدهی متقابل، از جنگ خارج شود. در این مسیر، هر دو طرف باید بتوانند بگویند که «تا حدی پیروز شده‌اند».
undefined یک گزارش دیگر هم می‌گوید آمریکا، اسرائیل و ایران هیچ‌کدام توان پیروزی قاطع ندارند. پس مهم‌ترین کار، برقراری فوری آتش‌بس است. بعد از آتش‌بس، مسائل سختی مثل توان هسته‌ای ایران، برنامه موشکی، تحریم‌های آمریکا، حضور نظامی در منطقه و راهبرد امنیتی اسرائیل هنوز باقی می‌ماند. اما هزینه جنگ آن‌قدر بالا رفته که ادامه آن خطرناک‌تر از توقف موقت است. بهتر است اول جنگ متوقف شود و بعد مسائل از راه دیپلماسی پیگیری شود.
undefined رئیس افتخاری شورای روابط خارجی آمریکا هم گفته است که دو موضوع اصلی برای آمریکا، برنامه هسته‌ای ایران و تنگه هرمز است. به نظر او، مشکل هسته‌ای با نیروی نظامی حل نمی‌شود و فقط از راه مذاکره و سازوکارهای نظارتی بین‌المللی قابل حل است.
undefined اما مشکل اصلی این مسیر، بی‌اعتمادی شدید دو طرف است. حتی اگر آتش‌بس هم برقرار شود، نگه‌داشتن آن بسیار سخت خواهد بود. سابقه حملات آمریکا در زمان مذاکره، اعتماد را شدیداً از بین برده و دولت ایران هم نشان داده که با «اقدام دفاعی» در برابر «متجاوز» واکنش نشان می‌دهد. اختلاف آمریکا و اسرائیل هم به‌تدریج بیشتر شده و همین موضوع روی پایان جنگ اثر می‌گذارد.
undefined مسیر سوم: ادامه درگیری کم‌ شدت برای مدت طولانی
undefined اگر نه پیروزی نظامی واقعی به دست بیاید و نه آتش‌بس قابل قبول سیاسی شکل بگیرد، محتمل‌ترین حالت این است که جنگ از شدت بیفتد، اما درگیری تمام نشود.
undefined تحلیل برخی اندیشکده‌ها می‌گوید ایران هنوز می‌تواند با موشک، پهپاد و تهدیدهای دریایی فشار را ادامه دهد و آمریکا هم بدون پذیرفتن خطر بیشتر، به‌سختی می‌تواند تهدید ایران را به‌طور کامل از بین ببرد.
undefined در چنین وضعی، جنگ از حملات شدید هوایی به یک فرسایش طولانی تبدیل می‌شود؛ ظاهراً شدت آن کمتر است، اما تمام کردنش سخت‌تر می‌شود. نه صلحی رسمی وجود دارد و نه پیروزی روشنی؛ فقط درگیری‌های کم‌ شدت که تکرار می‌شوند. اگر این جنگ طولانی شود، آمریکا باید هزینه‌های نظامی، نوسان بازار انرژی و درگیر شدن منابع راهبردی‌اش در خاورمیانه را برای مدت زیادی تحمل کند.
undefined یکی از تحلیلگران هم گفته است که محتمل‌ترین نتیجه، نه صلح است و نه پیروزی؛ بلکه یک خاورمیانه آشفته با خشونت‌های محدود و تکراری، نقش مهم ایران در تنگه هرمز و یک توافق هسته‌ای ناقص است. اگر دولت ترامپ بخواهد پیروزی اعلام کند و از منطقه کمتر حمایت کند، این وضعیت آشفته بیشتر محتمل می‌شود.
undefined مسیر چهارم: خارج شدن بحران از کنترل و تبدیل شدن به جنگ بزرگ‌تر منطقه‌ای
*ادامه تحلیل در کانال*undefined
undefined@ecopolitic

۱۵:۲۸

undefined این خطرناک‌ترین سناریو است، هرچند احتمال آن کمتر است. تا وقتی حمله و فشار علیه مسیرهای کشتیرانی و تأسیسات انرژی ادامه داشته باشد، جنگ می‌تواند از یک درگیری منطقه‌ای به بحران امنیت انرژی در منطقه تبدیل شود و اقتصاد اروپا و آسیا را هم تحت تأثیر قرار دهد. پیامدهای آن می‌تواند به امنیت انرژی اروپا، تورم جهانی و رقابت قدرت‌های بزرگ سرایت کند.
undefined دو برداشت اصلی از سرنوشت جنگ
undefined رای دالیو، بنیان‌گذار صندوق سرمایه‌گذاری بریج‌واتر، این جنگ را در چارچوب «چرخه بزرگ» تحلیل می‌کند و می‌گوید: «همه چیز بستگی دارد به این‌که چه کسی کنترل تنگه هرمز را در دست بگیرد. اگر آمریکا نتواند حق عبور در آن را کنترل کند، این به معنی باخت آمریکا در جنگ خواهد بود.» او این وضعیت را شبیه بحران کانال سوئز در سال ۱۹۵۶ می‌داند؛ بحرانی که نشانه افول قدرت امپراتوری بریتانیا بود.
undefined بحران کانال سوئز همان جنگ دوم خاورمیانه بود؛ زمانی که بریتانیا و فرانسه همراه اسرائیل به مصر حمله کردند تا کنترل کانال سوئز را به دست بگیرند. اما این اقدام با مخالفت گسترده جامعه جهانی روبه‌رو شد و در نهایت سه طرف مجبور به پذیرش آتش‌بس شدند.
undefined دالیو می‌گوید: «این جنگ برای رهبران ایران مسئله مرگ و زندگی است. در همین حال، مردم آمریکا نگران گرانی بنزین هستند و رهبران آمریکا هم به انتخابات میان‌دوره‌ای فکر می‌کنند. این جنگ، توان همه طرف‌ها را می‌سنجد.»
undefined او همچنین معتقد است اگر ایران اجازه دهد نفتکش‌هایی که معامله غیر دلاری انجام می‌دهند از تنگه هرمز عبور کنند، ممکن است نظام «پترودلار» که پشتوانه قدرت مالی آمریکا است، تحت فشار قرار بگیرد.
undefined@ecopolitic

۱۵:۲۸

undefined رقابت قدرت‌های بزرگ و توازن منطقه‌ای: سه احتمال برای پایان جنگ ایران و پیامدهای آنundefined ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ وب‌سایت چاینا‌دات‌کام
undefined در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، آمریکا و اسرائیل به‌طور مشترک علیه ایران عملیات نظامی آغاز کردند. این درگیری خیلی سریع توازن شکننده خاورمیانه را برهم زد و باعث نوسان در بازار جهانی انرژی و تغییر در آرایش ژئوپلیتیک شد. با ادامه جنگ برای بیش از یک ماه، هر دو طرف زیر فشار سنگین قرار گرفته‌اند و مسیر پایان جنگ به یکی از مهم‌ترین موضوع‌های مورد توجه جامعه جهانی تبدیل شده است.
undefined پایان اول: آتش‌بسِ نمایشی و رویارویی راهبردی
undefined در حال حاضر، حساسیت افکار عمومی آمریکا نسبت به افزایش قیمت نفت روزبه‌روز بیشتر می‌شود. بالا رفتن قیمت انرژی به یکی از عوامل مهم در زندگی مردم و انتخابات تبدیل شده است. از سوی دیگر، اسرائیل به‌طور خودسرانه دامنه حملات را گسترش داده و به تأسیسات انرژی ایران هم آسیب زده است؛ موضوعی که نارضایتی آمریکا را برانگیخته و اختلاف میان دو طرف را آشکارتر کرده است. در چنین شرایطی، آمریکا ممکن است با این استدلال که «به اهداف مرحله‌ای رسیده»، به‌طور یک‌جانبه اعلام کند که عملیات نظامی با موفقیت پایان یافته و سپس از راه دیپلماسی برای آتش‌بس تلاش کند.
undefined ایران هرچند زیر حملات نظامی قرار گرفته، اما همچنان توان پاسخ‌گویی با موشک، پهپاد و روش‌های نامتقارن را دارد. با این حال، خسارت اقتصادی و تلفات انسانیِ ناشی از جنگ طولانی، فشار زیادی بر تهران وارد می‌کند. در صورت میانجی‌گری جامعه جهانی، ممکن است ایران آتش‌بس را بپذیرد؛ در برابر آن، بخشی از تحریم‌ها کاهش یابد و حاکمیت ایران در سطح بین‌المللی بیشتر به رسمیت شناخته شود.
undefined این نوع آتش‌بس در اصل یک «اعلام سیاسی» است و ریشه اختلاف اصلی میان آمریکا و ایران را حل نمی‌کند. آمریکا همچنان حضور نظامی خود را در خاورمیانه حفظ می‌کند و با تحریم و تهدید، ایران را مهار خواهد کرد؛ ایران هم از زمان آتش‌بس برای بازسازی توان نظامی و تقویت نفوذ منطقه‌ای استفاده می‌کند. در نتیجه، خاورمیانه وارد وضعیتِ رویارویی راهبردیِ طولانی می‌شود و امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز همچنان نامطمئن می‌ماند؛ بازار جهانی انرژی نیز به‌طور مداوم در نوسان خواهد بود.
undefined علاوه بر این، چنین نتیجه‌ای می‌تواند توازن قوا در خاورمیانه را بیشتر برهم بزند. در این درگیری، قدرت اسرائیل بیشتر دیده می‌شود و فضای راهبردی و نفوذ آن افزایش می‌یابد. در مقابل، عربستان و دیگر کشورهای خلیج فارس ممکن است به‌دلیل «غیرقابل اتکا بودن» آمریکا، به‌دنبال تضمین امنیتی مستقل بروند و ساختار امنیتی منطقه دچار بازسازی شود.
undefined پایان دوم: رویارویی طولانیِ کم‌شدت و تکه‌تکه شدن منطقه
undefined اگر آمریکا و ایران نتوانند به یک آتش‌بس از نظر سیاسی قابل قبول برسند، جنگ ممکن است از حملات متمرکز هوایی به یک درگیری طولانی و کم‌شدت تبدیل شود. ایران می‌تواند از طریق «محور مقاومت شیعی» در نقاط مختلف خاورمیانه، اهداف آمریکا و اسرائیل را تحت فشار و حمله قرار دهد؛ آمریکا هم بدون پذیرش ریسک بیشتر، به‌سختی می‌تواند تهدید ایران را به‌طور کامل از بین ببرد.
undefined تحلیل اندیشکده‌هایی مانند مؤسسه استینسون و مؤسسه سیاست خاور نزدیک واشنگتن نشان می‌دهد ایران هنوز توان فشار از راه موشک، پهپاد و تهدیدهای دریایی را دارد. از سوی دیگر، اگر آمریکا بخواهد نیروی زمینی وارد کند، با تلفات سنگین و فرسایش جنگی روبه‌رو می‌شود؛ چیزی که افکار عمومی و فضای سیاسی داخلی آمریکا توان تحمل آن را ندارد. بنابراین ممکن است دو طرف در وضعیتی گرفتار شوند که «شدت جنگ کم شده، اما درگیری تمام نشده است».
undefined ادامه این وضعیت، خاورمیانه را به سمت بی‌ثباتی دائمی و تکه‌تکه شدن می‌برد. کشورهای منطقه ناچار می‌شوند طرف یکی از بلوک‌ها را بگیرند و شکاف‌های ژئوپلیتیکی عمیق‌تر می‌شود. تقابل ایران و اسرائیل ممکن است به یک امر عادی تبدیل شود، وضعیت عراق و سوریه پیچیده‌تر شود و گروه‌های تروریستی نیز از این فرصت برای قدرت گرفتن استفاده کنند.
undefined در سطح جهانی، این نتیجه باعث می‌شود منابع راهبردی جهان برای مدت طولانی در خاورمیانه درگیر بمانند و برنامه‌ریزی راهبردی آمریکا محدود شود. نوسان مداوم بازار انرژی بر روند احیای اقتصاد جهان اثر منفی می‌گذارد و اقتصادهای وابسته به نفت خاورمیانه، به‌ویژه در اروپا و آسیا، فشار سنگینی را تحمل خواهند کرد. علاوه بر این، ادامه جنگ می‌تواند بحران انسانی بزرگی ایجاد کند و مسئله آوارگان را بدتر سازد.
undefined پایان سوم: خارج شدن اوضاع از کنترل و ورود قدرت‌های بزرگ
*ادامه*undefined
undefined@ecopolitic

۲۳:۴۸

undefined اگر ایران در ادامه درگیری‌ها دست به اقدام‌های افراطی بزند، مثل بستن کامل تنگه هرمز، بازار جهانی انرژی با ضربه‌ای شدید روبه‌رو می‌شود. تنگه هرمز مسیر حدود یک‌سوم انتقال نفت جهان است و بسته شدن کامل آن، قیمت جهانی نفت را به‌شدت بالا می‌برد، نرخ بیمه کشتیرانی را افزایش می‌دهد و کشورهای اروپایی و آسیاییِ وابسته به نفت خاورمیانه را با خسارت اقتصادی سنگین مواجه می‌کند.
undefined در چنین وضعی، اتحادیه اروپا، چین و روسیه ممکن است ناچار شوند تلاش‌های میانجی‌گرانه خود را به‌شدت افزایش دهند و حتی احتمال اقدام مشترک برای باز نگه داشتن تنگه هرمز هم منتفی نیست. ورود نیروهای خارجی، روند جنگ را پیچیده‌تر می‌کند و ممکن است صحنه‌ای چندجانبه از دخالت مستقیم و غیرمستقیم قدرت‌ها شکل بگیرد. همچنین اگر در جریان جنگ بحران انسانی گسترده‌ای رخ دهد، جامعه جهانی واکنش شدیدی نشان خواهد داد و کشورهای بیشتری به سمت میانجی‌گری یا مداخله کشیده می‌شوند.
undefined خارج شدن اوضاع از کنترل و ورود عمیق قدرت‌های بزرگ، خاورمیانه را به میدان رقابت قدرت‌ها تبدیل می‌کند و منطقه را بی‌ثبات‌تر می‌سازد. کشورها در خاورمیانه منافع متفاوتی دارند و شیوه و هدف دخالت آن‌ها هم یکسان نیست؛ همین مسئله می‌تواند جنگ را بیشتر شعله‌ور کند و حتی به آغاز جنگ‌های جدید منطقه‌ای بینجامد.
undefined از نگاه نظم جهانی، چنین پایانی ضربه سختی به نظم بین‌المللیِ پس از جنگ جهانی دوم و پایه‌های صلح وارد می‌کند. اقدام آمریکا در به‌کارگیری زور برای حذف رهبران یک کشور دیگر، با اصول اساسی حقوق بین‌الملل که در منشور سازمان ملل آمده، از جمله برابری حاکمیت کشورها، عدم مداخله در امور داخلی و منع استفاده از زور، در تضاد است و می‌تواند از اعتبار و نقش سازمان ملل بکاهد. علاوه بر این، رقابت میان قدرت‌های بزرگ ممکن است ثبات راهبردی جهان را بر هم بزند و خطر گسترش سلاح هسته‌ای را بیشتر کند.
undefined در مجموع، آینده جنگ ایران پر از ابهام است و این سه مسیر، هرکدام منطق و پیامدهای خاص خود را دارند. آتش‌بس نمایشی و رویارویی راهبردی، خاورمیانه را در وضعیت تنش طولانی نگه می‌دارد؛ رویارویی کم‌شدتِ طولانی، منطقه را تکه‌تکه می‌کند و به اقتصاد جهانی آسیب می‌زند؛ و خارج شدن اوضاع از کنترل با دخالت قدرت‌های بزرگ، می‌تواند جنگی بزرگ‌تر و بی‌ثباتیِ گسترده‌تری در نظم بین‌المللی ایجاد کند.
undefined جامعه جهانی باید تلاش‌های میانجی‌گری را افزایش دهد، دو طرف را به خویشتنداری ترغیب کند و آن‌ها را به میز مذاکره بازگرداند تا اختلاف‌ها از راهی مسالمت‌آمیز حل شود. تنها از مسیر گفت‌وگو و توافق است که می‌توان به صلح و ثبات در خاورمیانه رسید، امنیت بازار جهانی انرژی را حفظ کرد و به احیای اقتصاد جهان کمک نمود. هم‌زمان، همه کشورها باید به اصول بنیادی منشور سازمان ملل احترام بگذارند و از نظم و صلحی که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفته، حفاظت کنند.
undefined@ecopolitic

۲۳:۴۸

undefined شکاف‌های ژئوپلیتیکی و فاصله‌های اعتقادی [مذهبی]: چه چیزی جنگ آمریکا، اسرائیل و ایران را شعله‌ور کرد؟undefined ۷ فروردین ۱۴۰۵undefined منبع: روزنامهٔ جوان چینundefined نویسندگان: لی که، سون لی‌ژو
undefined جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران نزدیک به یک ماه است که ادامه دارد و دامنه و شدت آن پیوسته بیشتر می‌شود و برداشت عمومی از وضعیت بین‌المللی را دگرگون و به‌روز می‌کند. یک واقعیت مهم که نباید نادیده گرفته شود این است که پشت آتش گسترده‌ای که در خاورمیانه شعله‌ور شده، فقط تضاد منافع واقعی سه طرف وجود ندارد، بلکه عوامل ایدئولوژیک هم کم‌وبیش دیده می‌شود.
undefined دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در سخنرانی آغاز جنگ اعلام کرد: «هدف ما دفاع از آمریکا از طریق از بین بردن گروه شروری است که از سوی حکومت ایران می‌آید» و حکومت ایران را «نماینده تروریسم» خواند. او در پایان سخنرانی، آشکارا مخالفان حکومت ایران را به «در دست گرفتن دولت» تشویق کرد. این سخنان به‌روشنی نشان می‌داد که هدف نهایی آمریکا و اسرائیل فقط جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای نیست، بلکه تغییر حکومت ایران است. نام عملیات نظامی آمریکا، «خشم حماسی»، یادآور «خشم خداوند» در کتاب مقدس است. نام عملیات نظامی اسرائیل، «شیر غران»، نیز مستقیماً از «عهد عتیق» گرفته شده و به معنای «اقتدار و داوری خداوند» است.
undefined پیت هگست، وزیر جنگ فعلی آمریکا، از پیشگامان طرفدار حمله به ایران است. او کتابی با عنوان «جنگ صلیبی آمریکا» منتشر کرده و چپ‌گرایان و اسلام را دشمنان آمریکا می‌داند. نکته مهم این است که کمی بعد از آغاز عملیات «خشم حماسی»، بنیاد آزادی دینی نیروهای نظامی آمریکا بیش از ۲۰۰ شکایت از سوی نظامیان دریافت کرد؛ شکایت‌هایی که می‌گفت چندین فرمانده نظامی با استناد به سخنان افراطی درباره «آخرالزمان» در کتاب مقدس، از جنگ علیه ایران دفاع می‌کنند. اعضای کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا نیز در نامه‌ای جمعی به بازرس کل نظامی نوشتند: «این سخنان هولناک ــ یعنی دفاع از جنگ بر پایه تفسیر پیشگویی‌ها و گفتن این‌که سربازان جان خود را به خطر می‌اندازند تا یک چشم‌انداز دینی خاص را پیش ببرند ــ نه‌تنها پرسش‌های آشکار قانون اساسی را مطرح می‌کند، بلکه ممکن است با مقررات مربوط به بی‌طرفی دینی و نیز وظایف و استانداردهای مورد انتظار از رهبران نظامی در تضاد باشد.»
undefined آمریکا و اسرائیل در همان روز نخست درگیری، رهبر عالی ایران، خامنه‌ای، را کشتند. خامنه‌ای رهبر مذهب رسمی ایران، یعنی تشیع دوازده‌امامی، است و عنوان «آیت‌الله العظمی» دارد؛ یعنی «دانشمند مرجع فقه اسلامی». رسانه‌های رسمی ایران مرگ او را «شهادت» اعلام کردند. بسیاری از مردم ایران از این موضوع خشمگین شدند و در خیابان‌ها تجمع کردند و حمایت خود را از دولت نشان دادند؛ در نتیجه، برخلاف انتظار، میزان حمایت از حکومت ایران بالا رفت و «به قدرت رسیدن مخالفان» که آمریکا و اسرائیل انتظارش را داشتند، رخ نداد. ایران خیلی زود مجتبی خامنه‌ای، پسر خامنه‌ای، را به‌عنوان رهبر عالی جدید معرفی کرد و او اعلام کرد که پاسخ «سخت‌تری» به آمریکا و اسرائیل خواهد داد.
undefined دشمنی ایران با آمریکا نیز ریشه‌ای ایدئولوژیک دارد و تا امروز ۴۷ سال ادامه یافته است. در سال ۱۹۷۹، انقلاب اسلامی ایران رخ داد و حکومت پهلوی که طرفدار آمریکا بود سرنگون شد. خمینی رهبر عالی جمهوری اسلامی شد و مردم ایران را به اعتراض علیه آمریکا و اسرائیل فراخواند و دولت آمریکا را «شیطان» و «دشمن اسلام» نامید.
undefined از آغاز قرن بیست‌ویکم، ایران در خاورمیانه به‌طور فعال دامنه نفوذ خود را گسترش داده و «محور مقاومت» را شکل داده است. این ائتلاف نظامی-سیاسی یک سازمان غیررسمی است که موضعی ضدغربی و ضداسرائیلی دارد و با عنوان «محور مقاومت» هم شناخته می‌شود. بیشتر اعضای آن، مانند حزب‌الله لبنان، سازمان مقاومت اسلامی عراق، نیروهای حشدالشعبی و حوثی‌های یمن، پیشینه‌ای شیعی دارند.
undefined پیش از آغاز دور تازه درگیری، آمریکا و اسرائیل معتقد بودند که با وجود فشار فزاینده منطقه‌ای و بین‌المللی، ایران همچنان حمایت از «محور مقاومت» را بیشتر کرده، برای حزب‌الله لبنان سلاح فرستاده و حتی موشک‌های میان‌برد و دوربرد منتقل کرده است. از سوی دیگر، اسرائیل نگران بود که ایران به توان ساخت سلاح هسته‌ای برسد و این مسئله تهدیدی جدی برای بقای اسرائیل شود. بنیامین نتانیاهو و گروه‌های حامی او مرتب با دولت ترامپ تماس داشتند و در نهایت این تماس‌ها به عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل انجامید.
ادامه undefined
undefined@ecopolitic

۲:۳۱

undefined شبکه CNN در گزارش مربوط به این موضوع اشاره کرد که زمان آغاز حمله اسرائیل در سنت یهودی معنای ویژه‌ای دارد؛ این حمله درست پیش از جشن یهودی «پوریم» در دوم مارس رخ داد. طبق کتاب «استر» در عهد عتیق، هامان، صدراعظم ایران باستان، قصد داشت یهودیان ساکن ایران باستان را نابود کند؛ اما ملکه استر این نقشه را خنثی کرد و هامان و ده پسرش اعدام شدند. یهودیان برای یادبود این رویداد، جشن پوریم را برگزار می‌کنند. از منظر نمادهای دینی، به نظر می‌رسد اسرائیل عمداً می‌کوشد حکومت فعلی ایران و برنامه هسته‌ای آن را با این روایت تاریخی پیوند دهد و با این منطق که «پیش‌دستی بهترین دفاع است»، رهبران ایران را از میان بردارد.
undefined پیش از شروع درگیری، برخی ناظران داخلی و خارجی، با تکیه بر تحلیل‌های معمول ژئوپلیتیکی و تجربه «جنگ دوازده‌روزه» در ژوئن سال گذشته، تصور می‌کردند آمریکا و اسرائیل فقط حملات هوایی محدود انجام دهند، با تمرکز بر نابود کردن تأسیسات نظامی و وادار کردن ایران به کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای. اما واقعیت این بود که آمریکا و اسرائیل دست به «حذف هدفمند» رهبر عالی ایران و مقام‌های ارشد زدند و حتی به نهادی حمله کردند که مسئول انتخاب رهبر عالی ایران است. هرچند آمریکا تا امروز رسماً به ایران اعلام جنگ نکرده، اما در فضای رسانه‌ای خارج از منطقه، این درگیری گسترده را همچنان «جنگ ایران ۲۰۲۶» یا «جنگ آمریکا، اسرائیل و ایران» می‌نامند و در ایران از آن با عنوان «جنگ رمضان» یاد می‌شود. وضعیت بی‌سابقه و بسیار بحرانی خاورمیانه امروز، حاصل تضادهای ژئوپلیتیکی چند دهه‌ای میان آمریکا، اسرائیل و ایران است و هم‌زمان از تأثیر عوامل ایدئولوژیک سه طرف هم اثر پذیرفته؛ همین موضوع مسیر جنگ را به‌مراتب غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر و غیرقابل‌کنترل‌تر کرده است.
undefined@ecopolitic

۲:۳۱

undefined گسترش جنگ ایران و اثر دومینویی آن بر ژئوپلیتیک و اقتصاد جهانundefined ‌یه وی‌میان و همکاران، ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
undefined ۱) اقتصاد ژاپن سریع‌تر به‌سمت بی‌تعادلی می‌رود و ریسک ژئوپلیتیکی آسیا-اقیانوسیه را بالا می‌برد
از نگاه جزئیات توافق دیدار اخیر رهبران ژاپن و آمریکا و همچنین اثرات بحران ایران، ژاپن وارد مسیری خطرناک شده است؛ مسیری که در آن از نظر اقتصادی کنترل اوضاع را از دست می‌دهد و از نظر امنیتی به‌سمت ماجراجویی بیشتر می‌رود.
undefined سازش یک‌طرفه اقتصادی و بدتر شدن اوضاع ژئوپلیتیکی خاورمیانه، اقتصاد کلان ژاپن را به بن‌بست می‌کشاند. ژاپن در این دیدار همچنان به وعده‌های سرمایه‌گذاری قبلی خود پایبند ماند و در حوزه‌هایی مثل مواد معدنی کلیدی و انرژی پیشرفته، بیش از پیش به آمریکا گره خورد؛ آن هم با این امید که در برابر این امتیازدهی، پاسخ متقابل بگیرد. اما آمریکا نه در هیچ موضوع تجاری مهمی که به نفع ژاپن باشد امتیاز مشخصی داد و نه توافقی جدی حاصل شد. نه بیانیه مشترک صادر شد و نه در موضوع‌هایی مثل تعرفه خودرو و تجارت آزاد دوجانبه، معافیت روشنی به ژاپن داده شد. برای ژاپنی که بدهی‌اش مدام رکورد می‌زند و توان رقابتی صنعتش رو به کاهش است، این وضع یعنی ادامه خون‌ریزی اقتصادی.
undefined بدتر از آن، جهش قیمت نفت به‌دلیل جنگ خاورمیانه، ساختار اقتصادی ژاپن را که به واردات انرژی وابسته است، به‌شدت تحت فشار گذاشته است. در روزهای اخیر، ژاپن با ضربه سنگین به هر سه بازار سهام، اوراق و ارز روبه‌رو شده است: شاخص نیک‌کی ۲۲۵ بیشترین افت روزانه سال را ثبت کرد و بیش از ۳ درصد سقوط کرد؛ در ۱۰ روز معاملاتی از ۲۸ فوریه، مجموع افت آن حدود ۷.۵ درصد بوده است. اوراق بلندمدت دولتی به‌شدت فروخته شد و بازده اوراق ۱۰ ساله در ۲۷ مارس به ۲.۳۸۰ درصد رسید که بالاترین سطح مقطعی بود. ین هم ضعیف‌تر شد و در ۲۸ مارس از مرز ۱ دلار برابر ۱۶۰ ین عبور کرد و به پایین‌ترین سطح خود از ژوئیه ۲۰۲۴ رسید. طبق داده‌های مؤسسه تحقیقات جامع نومورا، هر ۱۰ دلار افزایش در قیمت جهانی نفت، هزینه واردات انرژی سالانه ژاپن را ۱.۳ تریلیون ین بالا می‌برد. در آینده، تورم وارداتی که فعلاً مهار شده، احتمالاً دوباره برمی‌گردد و چشم‌انداز اقتصادی ژاپن را بیشتر تخریب می‌کند.
undefined از سوی دیگر، بن‌بست اقتصادیِ حل‌نشده، ژاپن را به‌سمت ماجراجویی بیشتر در سیاست و امنیت سوق می‌دهد. وقتی رابطه ژاپن و آمریکا از نظر تقسیم منافع ذاتاً نابرابر است و اقتصاد داخلی ژاپن هم در بحران ساختاری فرو رفته، سیاست‌گذاران ممکن است به‌جای «حل مسئله اقتصادی»، به «منتقل کردن مسئله اقتصادی» رو بیاورند و در عرصه سیاسی و امنیتی دست به ریسک‌های بزرگ‌تر بزنند. یعنی در آینده بیشتر احتمال دارد ژاپن در موضوع‌هایی مثل تنگه تایوان و دریای چین جنوبی مواضع تحریک‌آمیزتری بگیرد و برای اثبات ارزش خود به‌عنوان «پیش‌قراول آمریکا در هند-پاسیفیک» به آمریکا نزدیک‌تر شود؛ به امید آن‌که واشنگتن هم تسلیحاتی شدن بیشتر ژاپن را بپذیرد یا حتی نادیده بگیرد. نتیجه این روند، هم به‌هم خوردن کامل توازن راهبردی ژاپن است و هم افزایش بی‌ثباتی و بحران‌های غیرقابل پیش‌بینی در امنیت منطقه.
undefined ۲) جنوب‌شرقی آسیا وارد بحران انرژی شده و به‌دنبال نفت و گاز روسیه است
از مارس به این‌سو و تحت تأثیر اوضاع خاورمیانه، چند کشور جنوب‌شرقی آسیا با بحران انرژی روبه‌رو شده‌اند. در ۶ مارس، رهبر تایلند فرمانی امضا کرد که صادرات نفت را محدود می‌کند. ویتنام هم اقدام‌های اضطراری انجام داد و از شرکت‌های داخلی نفت خواست اولویت را به نیاز پالایش داخلی بدهند؛ در نتیجه، کشورهایی مثل میانمار، لائوس و کامبوج که به پالایش و انتقال نفت خاورمیانه در منطقه وابسته‌اند، با کمبود فرآورده‌های نفتی روبه‌رو شدند. دو روز بعد، ویتنام اعلام کرد تعرفه واردات بیشتر انواع نفت را حذف می‌کند و از ماه آینده استفاده از بنزین ترکیبی را آغاز خواهد کرد. فیلیپین، ویتنام، تایلند و اندونزی از ۹ مارس به‌تدریج ساعات کاری اداری را کاهش دادند و مردم را تشویق کردند در خانه بمانند تا مصرف سوخت کمتر شود. فیلیپین در ۲۴ مارس وضعیت اضطراری انرژی را برای یک سال اعلام کرد و فردای آن، رئیس‌جمهور فردیناند مارکوس جونیور قانونی را امضا کرد که به رئیس‌جمهور اختیار می‌دهد مالیات مصرف سوخت را کاهش دهد. قیمت بنزین یارانه‌ای در مالزی و اندونزی فعلاً ثابت مانده، اما دولت‌ها در حال بررسی کاهش آینده یارانه سوخت هستند.
*ادامه*undefined
undefined@ecopolitic

۲:۳۵

undefined در چنین شرایطی، پیدا کردن یک منبع خارجیِ قابل اتکا و سریع‌الوصول برای جبران کمبود، به یک نیاز واقعی برای ثبات اقتصاد و نظم اجتماعی کشورهای جنوب‌شرقی آسیا تبدیل شده است. آمریکا در اواسط مارس تحریم نفت روسیه را موقتاً سبک‌تر کرد و همین موضوع عملاً یک پنجره تازه برای خرید نفت باز کرد؛ در نتیجه، برخی کشورهای جنوب‌شرقی آسیا از جمله فیلیپین سریع‌تر به سمت واردات نفت خام روسیه رفتند. از نگاه چین، فرصت کشورهای جنوب‌شرقی آسیا برای خرید بیشتر نفت روسیه در چند چیز است: نخست این‌که چین می‌تواند مثل تجربه قبلیِ سرمایه‌گذاری مشترک در برونئی، فناوری و استانداردهای فرآوری فرآورده‌های نفتی و محصولات شیمیایی را به دیگر کشورهای دارای ذخایر نفتی جنوب‌شرقی آسیا منتقل کند تا زنجیره تأمین نفت متنوع‌تر شود و هم‌زمان از توسعه نفتی، زیرساخت‌های مرتبط با ابتکار «کمربند و جاده» هم پیش برود. دوم این‌که، در چارچوب «حاکمیت با من است»، چین می‌تواند با کشورهای مربوطه درباره توسعه مشترک منابع نفت و گاز دریای جنوبی چین گفت‌وگو کند و حل‌وفصل اختلاف‌ها را جلو ببرد. سوم این‌که، چین می‌تواند از این مسیر، تسویه بازرگانی انرژی، مبادله ارزی دوجانبه و همکاری در نظام پرداخت فرامرزی را تقویت کند تا سهم یوان در تجارت سه‌جانبه چین-آسه‌آن-روسیه بیشتر شود، وابستگی کشورها به دلار کمتر شود و بین‌المللی‌سازی یوان پشتوانه واقعی‌تری پیدا کند.
undefined ۳) طولانی شدن جنگ ایران، مسیر سیاست پولی بانک‌های مرکزی جهان در ۲۰۲۶ را بازنویسی می‌کند
اقتصاد جهانی تازه داشت به‌سختی از بحران زنجیره تأمین دوران کرونا و شوک تورمیِ ناشی از جنگ روسیه و اوکراین نفس تازه می‌کرد. برای مهار تورم، بانک‌های مرکزی پیش‌تر ناچار شده بودند هزینه کند شدن رشد را بپردازند تا فشار قیمتی کمی آرام شود. در چنین وضعی، وخامت ناگهانی اوضاع خاورمیانه نه‌تنها روند ترمیم اقتصاد جهانی را به‌هم می‌زند، بلکه از حساس‌ترین کانال انتقال یعنی سیاست پولی، انتظارات بازار را از «معامله کاهش نرخ بهره در رکود» دوباره به سمت نگرانی از «رکود تورمی» می‌برد.
undefined در این میان، فدرال رزرو به‌عنوان مهم‌ترین جهت‌دهنده سیاست پولی جهان، در موقعیت خاصی قرار گرفته است. در فضای سیاسیِ انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، دولت ترامپ برای رشد، ثبات بازار و پایین آوردن هزینه تأمین مالی، فشار زیادی برای کاهش نرخ بهره دارد. اما با وجود خطر تورم وارداتی، فدرال رزرو حتی تحت فشار سیاسی هم به‌سختی می‌تواند طبق برنامه قبلی، چرخه کاهش نرخ را آغاز کند. از داده‌های اخیر و رفتار بازارهای مالی برمی‌آید که محیط «نرخ بهره بالاتر برای مدت طولانی‌تر» در حال آشکار کردن آسیب‌پذیری‌های پنهان در سیستم مالی است. بازار اوراق دولتی آمریکا با فشار نقدینگی روبه‌روست؛ بالا ماندن بازده و افزایش هزینه انتشار بدهی، فضای مانور مالی دولت را محدود می‌کند. هم‌زمان، پس از رشد سریع چند سال گذشته، بازار اعتبار خصوصی آمریکا به‌تدریج وارد دوره سررسیدهای سنگین شده و در محیط نرخ بهره بالا، فشار بازپرداخت بیشتر شده و خطر نکول هم راحت‌تر در زنجیره اعتباری پخش می‌شود. در بخش خانوار هم، پس‌اندازهای مازادِ دوران کرونا به‌وضوح کاهش یافته و بالا رفتن معوقات کارت اعتباری نشان می‌دهد که سمت مصرفِ اقتصاد آمریکا زیر فشار بیشتری قرار گرفته است.
undefined@ecopolitic

۲:۳۵

undefined نگاهی بین‌المللی: جنگ آمریکا، اسرائیل و ایران چگونه معادلات خاورمیانه را به سه‌گونه تغییر می‌دهد؟undefined خبرگزاری شین‌هوا، ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
undefined در ۲۸ فوریه، آمریکا و اسرائیل علیه ایران عملیات نظامی آغاز کردند. همان زمان، بعضی رسانه‌ها هشدار داده بودند که این جنگ «خاورمیانه را به سمت پایانی غیرقابل پیش‌بینی می‌برد».
undefined بیش از یک ماه است که آتش جنگ گسترش یافته و اوضاع خاورمیانه به سمت شرایطی پیش می‌رود که هم پیش‌بینی‌اش سخت‌تر شده و هم کنترلش دشوارتر. کارشناسان می‌گویند این درگیری به‌طور جدی امنیت منطقه را تحت تأثیر قرار داده، کشورهای منطقه را به فکر تغییر واداشته، و در عین حال نشان داده که آمریکا در شکل دادن به وضعیت منطقه، از پسِ کار برنمی‌آید. این جنگِ طولانی، هم‌زمان که نظم منطقه‌ای خاورمیانه را تغییر می‌دهد، شاید به یکی از فصل‌های مهمِ دگرگونی قدرت در جهان هم تبدیل شود.
undefined چهره منطقه کاملاً عوض شده است
undefined روزنامه اسپانیایی «ال‌کنفیدنثیال» نوشته بود: «هر طور که این جنگ تمام شود، خاورمیانه دیگر همان خاورمیانه قبل نخواهد بود.» ادامه و گسترش جنگ آمریکا، اسرائیل و ایران، امنیت منطقه را به سمت یک وضعیت بسیار خطرناک می‌برد.
undefined نخست این‌که، گسترش جنگ خطر از کنترل خارج شدن اوضاع را بیشتر کرده است. با ورود حوثی‌های یمن، احتمال باز شدن یک جبهه تازه در سمت دریای سرخ وجود دارد. در همان حال، ایران هرچند هنوز فرو نریخته، اما از نظر نظامی و اقتصادی آسیب جدی دیده است و ممکن است اسرائیل در ادامه، در غزه، لبنان و یمن هم دست به عملیات بیشتر بزند. هرچه طرف‌های بیشتری وارد جنگ شوند و جبهه‌های بیشتری باز شود، درگیری‌ها پیچیده‌تر و طولانی‌تر می‌شود و احتمالِ یک زنجیره از تشدید تنش و انفجارهای پیاپی هم بیشتر خواهد شد.
undefined دوم این‌که، «کینه‌های جدید و قدیمی» می‌تواند باعث تکرار درگیری شود. شدت گرفتن جنگ، هم بی‌ثباتی منطقه را بیشتر کرده و هم دشمنی میان آمریکا و اسرائیل از یک سو و ایران از سوی دیگر را عمیق‌تر کرده است. آمریکا و اسرائیل از تلاش برای نابودی کامل حکومت و توان نظامی ایران دست نخواهند کشید، و ایران هم آن‌ها را دشمنانی «نسلی» می‌داند که امنیت ملی و بقای نظام را تهدید می‌کنند. یکی از کارشناسان ایرانی گفته است دولت ترامپ «موفق شد نسل جوان ایران را بیش از پیش ضدآمریکایی کند». ابو‌بکر دیب، مشاور مرکز پژوهش‌های عربی مصر، هم می‌گوید حتی اگر جنگ تمام شود، دشمنی و تقابل میان آمریکا، اسرائیل و ایران ادامه پیدا می‌کند و منطقه ممکن است در یک بن‌بست امنیتیِ تکرارشونده گرفتار شود.
undefined سوم این‌که، منطق «زور بالاتر از همه چیز» فضای گفت‌وگوهای سیاسی را تنگ‌تر می‌کند. خاورمیانه در تاریخ از جنگ‌های زیادی آسیب دیده و امروز، حل اختلاف از راه گفت‌وگو برای کشورهای منطقه به یک خواسته و اجماع مهم تبدیل شده است؛ اما آمریکا و اسرائیل در روند مذاکرات هسته‌ای ایران حمله کردند و همین موضوع، روند مثبتِ حل اختلاف از راه گفت‌وگو را خراب کرد. مصطفی امین، کارشناس مسائل بین‌الملل مصر، هشدار داده که منطق «زور برتر است» که آمریکا و اسرائیل دنبال می‌کنند، و نیز بذرهای کینه و درگیری که در خاورمیانه کاشته‌اند، ممکن است باعث شود در آینده هم حل اختلاف‌ها بیشتر به سمت فشار نظامی برود تا مذاکره و تفاهم. او این را بزرگ‌ترین زخمِ این جنگ برای خاورمیانه می‌داند.
undefined بن‌بست ساختاری، کشورهای خلیج فارس را به تغییر واداشته است
undefined در این جنگ، چند کشور خلیج فارس که پایگاه‌های آمریکا در آن‌ها مستقر است هدف حمله قرار گرفته‌اند؛ این مسئله هم امنیت و هم زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار داده است. از سوی دیگر، رفت‌وآمد کشتی‌ها در تنگه هرمز مختل شده و فشار زیادی بر صادرات بسیاری از کشورها وارد آمده است. کارشناسان منطقه می‌گویند احساس ناامنی ناشی از «خیانت آمریکا» و نگرانی از آینده توسعه، هم‌زمان کشورهای خلیج فارس را به فکر راه‌های تازه انداخته است.
undefined از یک سو، جنگ، بحران امنیتی کشورهای خلیج فارس را بیشتر کرده است. هرچه آمریکا بیشتر در امور خاورمیانه دخالت کند، ریسک امنیتی منطقه بالاتر می‌رود؛ و هرچه کشورهای خلیج فارس بیشتر به آمریکا در امنیت وابسته باشند، بیشتر درگیر جنگ‌هایی می‌شوند که خود آمریکا آغاز می‌کند. در نتیجه، «تضمین امنیتی» آمریکا خودش به «منبع خطر» تبدیل شده است. کارشناسانی مثل دینگ لونگ از مؤسسه مطالعات خاورمیانه دانشگاه زبان‌های خارجی شانگهای معتقدند کشورهای خلیج فارس هزینه زیادی داده‌اند تا از آمریکا تضمین امنیتی بگیرند، اما حالا می‌بینند هرچه وابستگی‌شان به آمریکا بیشتر می‌شود، خطر امنیتی هم بیشتر می‌شود؛ این یعنی یک بن‌بست ساختاری.
ادامه undefined
undefined@ecopolitic

۱۰:۴۲

undefined از سوی دیگر، بی‌ثباتی منطقه‌ای، دشواری توسعه را برای کشورهای خلیج فارس بیشتر کرده است. وب‌سایت «میدل‌ایست آی» نوشته است که امنیت و ثبات، پیش‌شرط توسعه اقتصادی ای کشورهاست. در شرایطی که اوضاع امنیتی منطقه بدتر شده، کشورهای خلیج فارس نه‌تنها با اختلال در حمل‌ونقل هوایی، لجستیک و انرژی روبه‌رو می‌شوند، بلکه باید هزینه بازسازی بیشتری بپردازند، اعتماد سرمایه‌گذاران را از دست بدهند و حتی ممکن است فرصت تاریخی تبدیل شدن به قطب جهانی مالی و فناوری را هم از دست بدهند.
undefined پس راه خروج از این بن‌بست چیست؟ کارشناسانی مثل دانا اینزی، پژوهشگر کویتی روابط بین‌الملل، می‌گویند کشورهای خلیج فارس در آینده بیش از گذشته به سمت متنوع‌سازی شریک‌های امنیتی خواهند رفت و توان دفاعی خودشان و دفاع جمعی را تقویت خواهند کرد؛ روشی که به‌گفته آن‌ها «از اتکا به قدرت‌های بیرون از منطقه مؤثرتر است». در حوزه اقتصادی هم، الیسون ماینر از اندیشکده شورای آتلانتیک می‌گوید کشورهای خلیج فارس احتمالاً به سمت تنوع‌بخشی صنعتی، ایجاد مسیرهای تازه تجارت و انرژی و افزایش تاب‌آوری توسعه حرکت خواهند کرد.
undefined فصلی مهم در دگرگونی قدرت جهانی
undefined ایران پس از بیش از یک ماه حملات سنگین آمریکا و اسرائیل، نه تغییر رژیم داده و نه اراده‌اش برای پاسخ از بین رفته است؛ حتی برعکس، عزم خود را برای کشاندن آمریکا و اسرائیل به «جنگ فرسایشی» بیشتر کرده است. در همین حال، عملیات آمریکا نه از حمایت متحدان منطقه‌ای و اروپایی برخوردار شده و نه با همراهی جامعه جهانی روبه‌رو بوده است؛ در نتیجه، هم در سطح سیاسی و هم در سطح اقتصادی، آمریکا هم‌زمان آسیب دیده است.
undefined کارشناسان می‌گویند آمریکا سال‌ها تلاش کرده با زور، کشورهایی را که «مطیع نیستند» تحت فشار بگذارد و نظم منطقه را مطابق میل خودش بچیند، اما این درگیری نشان می‌دهد که دیگر نمی‌تواند «هر کاری بخواهد» بکند. عبدال‌عزیز شَبابی، پژوهشگر مرکز مطالعات سیاسی و راهبردی ریاض، معتقد است خاورمیانه و جهان حالا با چهره واقعی هژمونی آمریکا و ضعف‌های آن آشناتر شده‌اند و آمریکا «دیگر مثل گذشته نمی‌تواند تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز، شکل‌دهنده وضعیت منطقه باشد».
undefined چندین پژوهشگر این جنگ را با بحران کانال سوئز در سال ۱۹۵۶ مقایسه کرده‌اند؛ بحرانی که به‌عنوان نشانه‌ای از از دست رفتن کامل نفوذ بریتانیا در خاورمیانه شناخته می‌شود.
undefined تاریخ‌دان آمریکایی، آلفرد مک‌کوی، گفته است جنگ آمریکا، اسرائیل و ایران ممکن است به «لحظه کانال سوئزِ آمریکا» تبدیل شود و باعث شود اعتبار جهانی و نفوذ ژئوپلیتیکی آمریکا با سرعت بیشتری کاهش یابد. کَشیف حسن‌خان، پژوهشگر دانشگاه بین‌المللی پاراگونِ کامبوج، هم می‌گوید آمریکا روزبه‌روز بیشتر به‌عنوان نیرویی بی‌ثبات‌کننده دیده می‌شود و همین موضوع به افول هژمونی آن می‌انجامد.
undefined از نگاه بسیاری از کارشناسان، روند و پیامدهای جنگ آمریکا، اسرائیل و ایران به‌طور عمیق بر تغییرات ژئوپلیتیکی جهان اثر می‌گذارد. ووریك پاول، پژوهشگر استرالیایی، می‌گوید جنگ کنونی ممکن است روند استقلال راهبردی کشورها را سرعت بدهد، به همگرایی منطقه‌ای و تقویت تاب‌آوری ملی کمک کند، و در نهایت گذار نظم جهانی به سمت «نظمی چندقطبی و متعادل‌تر» را پیش ببرد.
undefined یکی از مقاله‌های تحلیلی مؤسسه امور بین‌الملل مجارستان هم نوشته است: «این فقط یک درگیری منطقه‌ای نیست، بلکه به یکی از فصل‌های مهمِ دگرگونی قدرت جهانی تبدیل خواهد شد.»
undefined@ecopolitic

۱۰:۴۲

undefined چرا چین از تداوم جنگ ایران، آمریکا- اسرائیل استقبال می‌کند؟undefined ۱۳ فروردین ۱۴۰۵undefined#یادداشت_اختصاصی
undefined به نظر می‌رسد ابتکار پنج‌ماده‌ای چین و پاکستان بیش از آن‌که یک طرح واقعی برای پایان‌دادن به بحران باشد، یک چارچوب برای «مدیریت بحران» است. در متن رسمی این ابتکار، بر آتش‌بس فوری، آغاز سریع گفت‌وگو، حفاظت از غیرنظامیان و زیرساخت‌های غیرنظامی و هسته‌ای، امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز و اولویت دادن به منشور سازمان ملل تأکید شده است؛ اما در این متن هیچ نشانه‌ای از یک سازوکار عملیِ فشار، تضمین امنیتی الزام‌آور یا تعهد سخت برای واداشتن طرف‌ها به توقف جنگ دیده نمی‌شود. زبان سند، زبان دعوت و توصیه است، نه زبان اقدام.
undefined همین نکته، نقطه اصلی فهم رفتار چین است: پکن در سطح علنی از صلح حرف می‌زند؛ اما در سطح راهبردی از تداومِ کنترل‌شده‌ی تنش بدش نمی‌آید. دلیلش روشن است؛ هرچه آمریکا بیشتر در خاورمیانه درگیر بماند، تمرکز و توانش برای مهار چین در شرق آسیا کمتر می‌شود. گزارش رویترز درباره نگرانی متحدان آسیایی آمریکا دقیقاً همین منطق را بازتاب می‌دهد: جنگ ایران می‌تواند منابع و توجه واشنگتن را فرسوده کند و فضای بیشتری برای پکن بسازد. از این زاویه، سکوتِ عملی چین در برابر ابزارهای سخت، بیشتر شبیه ترجیح دادنِ فرسایش رقیب است تا ناتوانی صرف از پیشنهادات عملی‌تر برای صلح.
undefined از سوی دیگر، چین برای تحمل شوکِ چنین بحرانی، ذخایر انبوه نفت داشته و مبادی تامین انرژی را متنوع کرده و زیرساخت صنعتی مناسبی دارد. همچنین، رویترز نوشته است که پکن از پالایشگاه‌های مستقل خواسته تولید را پایین نیاورند و صادرات فرآورده را محدود کرده تا عرضه داخلی حفظ شود؛ یعنی چین هم‌زمان که از بحران بیرونی سود سیاسی می‌برد، در داخل برای مهار پیامدهای آن آماده‌سازی می‌کند. به بیان ساده‌تر، چین می‌تواند از بحران هزینه‌ای معقول بپردازد؛ اما از همان بحران برای رقیبش هزینه‌ای بسیار سنگین‌تر بسازد.
undefined بر همین اساس، جمع‌بندی این است که چین لزوماً «خواستار جنگ» به معنای آشکار کلمه نیست؛ اما از «ادامه‌دار ماندن بحران» استقبال می‌کند، چون این وضعیت هم آمریکا را فرسوده می‌کند، هم چین را در نقش بازیگر صلح‌طلب و مسئول بالا می‌برد و هم به پکن فرصت می‌دهد از دلِ بی‌ثباتی، جایگاه راهبردی خود را تثبیت کند. به نظر می‌رسد ابتکار چین و پاکستان را باید در همین چارچوب فهمید: یک موضع صلح‌دوستانه در ظاهر، و یک منطق فرسایشی در باطن.
undefined البته شاید این تحلیل عجولانه باشد و باید منتظر رویدادهای بعدی ماند
undefined*منابع*
[1]: https://www.fmprc.gov.cn/mfa_eng/wjbzhd/202603/t20260308_11870805.html "Member of the Political Bureau of the CPC Central Committee and Foreign Minister Wang Yi Meets the Press_Ministry of Foreign Affairs of the People's Republic of China"[2]: https://www.reuters.com/world/china/china-pakistan-call-start-peace-talks-soon-possible-state-media-reports-2026-03-31/ "China, Pakistan call for Iran peace talks, normal navigation in Strait of Hormuz | Reuters"[3]: https://www.reuters.com/world/china/trumps-asian-allies-fear-iran-war-will-sap-defences-against-china-2026-03-03/?utm_source=chatgpt.com "Trump's Asian allies fear Iran war will sap defences against China"[4]: https://www.reuters.com/business/energy/china-calls-independent-refiners-maintain-fuel-output-amid-war-disruption-2026-04-02/ "China calls for independent refiners to maintain fuel output amid war disruption, sources say | Reuters"[5]: https://www.reuters.com/world/china/china-calls-promoting-middle-east-ceasefire-talks-with-eu-germany-2026-04-02/ "China calls for promoting Middle East ceasefire in talks with EU, Germany | Reuters"
undefined@ecopolitic

۱۸:۱۴

undefined تحلیل چین درباره جنگ در ایرانundefined جاناتان فولتونundefined خبرنامه چین-مناundefined ۳۱ مارس ۲۰۲۶ | ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
undefined از زمان شروع این جنگ، مقالات زیادی از پژوهشگران اندیشکده‌ها در واشنگتن دیده‌ام که سعی می‌کنند توضیح دهند چرا این موضوع به چین ارتباط دارد و راستش را بخواهید، معمولاً از آن‌ها رد می‌شوم. بیشترشان بی‌ارزش هستند و کاملاً روشن شده است که این جنگ بیشتر به روند معیوب تصمیم‌گیری در دولتی پر از افراد بزدلِ فرصت‌طلب و رئیس‌جمهوری که به شدت از درک شرایط عاجز است، ارتباط دارد. و بسیاری از این مقالات توسط افرادی نوشته شده که امیدوارند از این وضعیت به نفع خود استفاده کنند (سوار این قطار شوند).
undefinedبنابراین، به جای خواندن مطالب نویسندگان مزدوری که واقعاً هیچ مطالعه‌ای درباره چین نداشته‌اند، در اینجا نظراتی از داخل چین آورده شده که به شما دیدگاهی درباره تفکر تحلیلگران چینی نسبت به این جنگ می‌دهد.
undefined محورهای مشترک در تمام این تحلیل‌ها:
undefined نگرانی عمیق از تشدید تنش‌ها: این نکته‌ای است که من غالباً هنگام بحث درباره رویکرد اقتصادمحور چین به منطقه به آن اشاره می‌کنم - پکن برای ثبات ارزش قائل است. در این تفاسیر، روایتی را می‌بینید که آمریکا و اسرائیل را متهم می‌کند با یک جنگ بی‌پروا و با برنامه‌ریزی ضعیف، این ثبات را تضعیف کرده‌اند. نشریه «گلوبال تایمز» (Global Times) که به استفاده از ادبیات محتاطانه و سنجیده معروف نیست، به «تشدید خطرناک درگیری» اشاره می‌کند که «به‌طور پیوسته به سمت لبه از دست رفتن کنترل پیش رفته است» و هشدار می‌دهد: «اکنون درگیری در آستانه از دست دادن کامل کنترل است، جایی که هر سوءمحاسبه و هر تشدید تنشی می‌تواند به پیامدهای غیرقابل بازگشتی منجر شود.»
undefined هیچ‌کس ایران را مقصر نمی‌داند: تا حدودی رویکرد مقصر دانستن هر دو طرف وجود دارد، مثلاً گفته می‌شود «هر دو طرف به تأسیسات غیرنظامی و انرژی حمله کرده‌اند.» اما به‌طور کلی، موضوع اصلی در سراسر متن این است که مداخله و تشدید تنش توسط آمریکا و اسرائیل این وضعیت را آغاز کرده و ایران در حال واکنش و دفاع است.
undefined تردید نسبت به آمریکا: یک روایت مشترک وجود دارد که اقدامات آمریکا بی‌ثبات‌کننده، از نظر قانونی سؤال‌برانگیز و بعید است که به نتایج قاطعی، به‌ویژه تغییر رژیم، دست یابد. هژمونی (سلطه) آمریکا هم به عنوان علت این جنگ و هم قربانی آن دیده می‌شود؛ «لاو» می‌نویسد که پس از این جنگ، «هژمونی جهانی آمریکا غیرقابل تداوم خواهد شد و نظم بین‌المللی دچار بازسازی می‌شود.» محور مشترک دیگر، جنگی است که بر پایه مفروضات نادرست بنا شده است، یا همان‌طور که گلوبال تایمز می‌نویسد: «سوءمحاسبات استراتژیک شدید و کمبود اخلاقیات.» «فان هونگدا»، یکی از برجسته‌ترین متخصصان چینی در امور ایران که زمان قابل توجهی را نیز در دانشگاه‌های آمریکا و اسرائیل گذرانده است، می‌نویسد: «آمریکا و اسرائیل به وضوح توانایی ایران برای مقاومت و ضدحمله را دست‌کم گرفتند، در حالی که احتمال قیام مردمی در داخل ایران را به شدت بیش از حد برآورد کردند.»
undefined نگرانی از پیامدهای ناخواسته: در سراسر این مقالات تأکید بر اثرات ثانویه وجود دارد؛ مانند تقویت داخلی ایران، تسریع در فروپاشی منطقه‌ای و تغییر شکل ائتلاف‌های ژئوپلیتیک و اقتصادی جهانی. مقاله «ژانگ» در مورد شمال آفریقا بسیار جالب است، و چیزی است که من از زمان توافق G42 و مایکروسافت که به نظر می‌رسید جاه‌طلبی‌های هوش مصنوعی چین در امارات را محدود می‌کند، متوجه آن شده‌ام؛ اینکه سایر بازارهای منطقه به یک جایگزین مفید تبدیل می‌شوند.
undefined چارچوب‌بندی این موضوع به عنوان محرکی به سوی چندقطبی شدن اجتناب‌ناپذیر: در واقع، فکر می‌کنم این مهم‌ترین برداشت است. یک هفته پس از شروع جنگ، نوشتم: «این امر فضایی برای جمهوری خلق چین ایجاد می‌کند تا با سایر کشورهایی که آمریکا را تهدید اصلی برای ثبات جهانی می‌دانند، اجماع ایجاد کند.» در سراسر تفاسیر زیر، آنچه می‌بینید آخرین نفس‌های هژمونی است. «شو» می‌نویسد: «آیا سیاست خارجی آمریکا می‌تواند از چرخه تکراری توسعه‌طلبی بیش از حد و عقب‌نشینی انزواطلبانه رها شود تا راه سومی بیابد؟ یا مقدر است که سرمایه هژمونیک باقیمانده خود را در این نوسان بین خودبزرگ‌بینی و انقباض به پایان برساند؟» «فان» درباره هزینه‌های اعتباری می‌نویسد: «جنگ غیرضروری پرزیدنت ترامپ علیه ایران که ناقض قوانین بین‌المللی است، وجهه بین‌المللی آمریکا را بیش از پیش خدشه‌دار کرده است.»
بدیهی است که این مطالب نمایانگر کل طیف تحلیل‌های منتشر شده از چین نیستند، اما فکر می‌کنم ارزش خواندن و بررسی را دارند. من غالباً نوشته‌های فان هونگدا، ژانگ چوچو و جین لیانگ‌شیانگ را در این خبرنامه برجسته کرده‌ام...
*ادامه*undefined
undefined@ecopolitic

۲۲:۵۹

با هر یک از آن‌ها ملاقات کرده‌ام و همیشه آن‌ها را متفکر، دقیق و عمیقاً مطلع یافته‌ام. من «شو» یا «لاو» یا کارهایشان را نمی‌شناسم، و «گلوبال تایمز» هم چیزی شبیه فاکس نیوز چین است، پس این را در نظر داشته باشید. با این حال، اصل موضوع پابرجاست - ارزش دارد بخوانیم افراد جدی در چین درباره این جنگ چه فکری می‌کنند.
undefined گزیده مقالات:
undefined یک ماه پس از درگیری، زمان آن است که دکمه توقف این جنگ را بزنیم - گلوبال تایمز.اکنون یک ماه کامل از زمانی که آمریکا و اسرائیل حملات نظامی خود را علیه ایران در ۲۸ فوریه آغاز کردند می‌گذرد. این درگیری که توسط آمریکا و اسرائیل بدون هیچ توجیهی در بحبوحه مذاکرات آغاز شد، نه تنها به «اهداف مورد نظر» ادعایی خود دست نیافته، بلکه به‌طور پیوسته به مرز از دست دادن کنترل نزدیک شده است. اگرچه مشخص نیست این درگیری چگونه پایان خواهد یافت، اما شوک آن به ژئوپلیتیک و نظم جهانی از قبل عمیق بوده است. آنچه اکنون به شدت مورد نیاز است، جلوگیری از سقوط این درگیری - درگیری که هرگز نباید رخ می‌داد - به ورطه از دست دادن کامل کنترل است.
undefined جنگ ایران فروپاشی نظم خاورمیانه‌ای ساخته شده توسط آمریکا را تسریع می‌کند - لاو سیو-کای، برای چاینا دیلی.جنگ ایران به کل جهان آسیب رسانده و بدون شک به اعتبار، اعتماد و قدرت نرم آمریکا صدمه زده است. متحدان بیشتری به تعهدات امنیتی واشنگتن بی‌اعتماد خواهند شد و استراتژی‌های امنیتی جایگزین را اتخاذ خواهند کرد. هژمونی جهانی آمریکا غیرقابل تداوم خواهد شد و نظم بین‌المللی دچار بازسازی خواهد شد.
undefined توهم سربریدن: چرا ترور رهبران ایران حکومت را تقویت می‌کند - فان هونگدا، برای تینک‌چاینا. (این مقاله به طور کامل در تاریخ ۷ ام فروردین ۱۴۰۵ در کانال قرار داده شد)جنگ غیرضروری پرزیدنت ترامپ علیه ایران که ناقض قوانین بین‌المللی است، وجهه بین‌المللی آمریکا را بیش از پیش خدشه‌دار کرده است. این واقعیت که جنگ آن‌طور که سیاست‌گذاران واشنگتن تصور می‌کردند پیش نرفته است، در کنار چالش‌های مرتبط با جنگ که دولت ترامپ با آن مواجه است، با چشم‌انداز «عظمت را دوباره به آمریکا برگردانیم» نیز در تضاد است.
در مورد زاویه دید چین:با حملات نظامی آمریکا به ایران، اکنون دو قدرت از سه قدرت پیشرو جهان در حال جنگ هستند. از منظر رقابت قدرت‌های بزرگ، چین که بر توسعه خود متمرکز است، خود را در محیط بین‌المللی می‌یابد که حداقل برایش نامطلوب نیست. علاوه بر این، ادامه احتمالی صادرات نفت ایران به چین، همراه با تأکید طولانی‌مدت این کشور بر منابع انرژی جدید، از بروز بحران انرژی، مانند کمبود نفت، در چین جلوگیری کرده است.
undefined بین کارهای احمقانه و خشم حماسی - شو هویشونگ، برای چاینا-یو‌اس فوکوس.دونالد ترامپ با تصمیم‌گیری‌های نامنظم و اشتهای خود برای نمایش‌های سیاسی، در حال تخریب سیاست خارجی آمریکا است. اصلاح این روند احتمالاً کمتر به یک رئیس‌جمهور خاص بستگی دارد، بلکه بیشتر به این بستگی دارد که آیا آمریکا می‌تواند مکانیسم‌های ارزیابی استراتژیک پایدارتر، فرآیندهای تصمیم‌گیری بازتر و ظرفیت اصلاح سیاست انعطاف‌پذیرتری ایجاد کند یا خیر.
undefined جهان بهای جنگ ترامپ را می‌پردازد - جین لیانگ‌شیانگ، برای چاینا-یو‌اس فوکوس.جنگ کنونی با ایران، در برخی جنبه‌ها، تجلی افراطی هژمونی است. تمام جهان در حال پرداخت بهای بسته شدن تنگه هرمز است و ایالات متحده می‌تواند در میان کسانی باشد که سنگین‌ترین بها را خواهند پرداخت. اگر آمریکا صادقانه سیاست خود را تغییر ندهد، این واقعاً می‌تواند لحظه‌ای باشد که آمریکا در نهایت هژمونی خود را از دست بدهد.
undefined جنگ ایران چگونه در حال تغییر شکل همکاری‌های ژئواکونومیک چین با شمال آفریقا است - چوچو ژانگ، برای مرکز استیمسون.در پاسخ، پکن یک استراتژی دوگانه شامل تأمین منابع از مبادی مختلف و تحول سبز شتاب‌یافته را سرعت بخشیده است و عمداً ردپای واردات نفت و گاز خود را گسترش داده و در عین حال توسعه فناوری‌های انرژی جدید را تسریع کرده است. در این تنظیم مجدد، شمال آفریقا - که از نظر جغرافیایی نزدیک است، در شرکای کلیدی از ثبات سیاسی برخوردار است و غنی از هیدروکربن‌ها و پتانسیل‌های تجدیدپذیر است - به عنوان یک عرصه محوری برای تعمیق همکاری‌های ژئواکونومیک (جغرافیای اقتصادی) ظهور کرده است.
undefined@ecopolitic

۲۲:۵۹